|
نگاهى به انگيزه ها و برنامه هاى پنتاگون
برچيدن پايگاههاى ارتش آمريكا
ميم . الف. امينيان
|
|
|
اشاره: «دونالد رامسفلد» وزير دفاع ايالات متحده آمريكا اعلام كرد: با عمل به توصيه هاى وى در راستاى تعطيل كردن برخى پايگاه هاى ارتش و ايجاد تغييرات در برخى ديگر، مى توان ظرف مدت ۲۰ سال، رقمى حدود ۴۹ ميليارد دلار صرفه جويى كرد. سال گذشته، هنگام اعلام برنامه ريزى پنتاگون براى تغيير آرايش نيروهاى نظامى آمريكا، با توجه ويژه به بازآرايى اين نيروها در اطراف و درون خاورميانه را در ضميمه تحليلى «ايران ديپلماتيك» مورد بررسى قرار داديم. در اين نوشتار، بخشى از واكنش هاى درون آمريكا و برنامه هاى جاه طلبانه پيش روى را بررسى مى كنيم. پس اندازها و مقاومت ها كميسيون مستقل برچيدن پايگاهها، مرجعى است كه دونالد رامسفلد پيشنهاد تعطيلى دهها پايگاه را به آن ارائه كرده است. شمارى از پايگاهها كه تعطيل نمى شوند، شاهد اعمال تغييراتى در اندازه و نوع وظيفه محوله خواهند بود. وزير دفاع دولت «جورج بوش» در كنفرانس خبرى كه در ارتباط با توصيه هاى وى براى برچيدن شمارى از پايگاههاى ارتش برگزار شده بود اعلام كرد كه به وجود حساسيت ها و مخالفت ها در قبال توصيه هاى خود واقف است. روى اين سخن با آن هزاران خانواده هايى است كه در نتيجه تعطيلى پايگاهها، آسيب خواهند ديد. در داخل آمريكا، ۴۲۵ پايگاه در خدمت نيروهاى مسلح قرار دارند. كارشناسان نظامى مى گويند صرف نظر از هزينه نگهدارى اين پايگاهها، نكات منفى ديگرى نيز هست كه با كاهش دادن تعداد و كوچك كردن وسعت برخى ديگر مى توان تغييرات مثبتى ايجاد كرد. مشترك كردن پايگاههاى نيروهاى فعال با نيروهاى ذخيره يكى از اين نكات محسوب مى شود. اما بحث اصلى بر سر اقتصاد نيروهاى مسلح است. رامسفلد معتقد است عمل به توصيه هاى مندرج در برنامه وى براى تعطيلى پايگاهها و بازآرايى برخى ديگر مى تواند رقم خالص ۴۸/۸ ميليارد دلار را در جيب پنتاگون نگه دارد. به گزارش آسوشيتدپرس، وزارت دفاع معتقد است جمع رقم ياد شده با صرفه جويى حاصل از بازآرايى نيروهاى آمريكايى مستقر در خارج از اين كشور مى تواند در مجموع به پس انداز ۶۴/۲ ميليارد دلار منجر شود. ديدگاه وزارت دفاع در تلاش براى تعطيل ساختن شمارى از پايگاهها آن است كه تعداد پايگاهها بيش از نياز ارتش ۱/۴ ميليون نفرى آمريكاست. براساس اين ديدگاه، برخى تحليلگران نظامى پنتاگون معتقد بوده اند كه ارتش آمريكا با مازاد پايگاههاى فعال مواجه است. براساس برآوردها، مازاد پايگاههاى موجود با نيروهاى فعال حدود ۲۰ تا ۲۵ درصد مى باشد. پس از پايان جنگ سرد و برهم خوردن آرايش نيروهاى بلوك شرق و بويژه پس از فروپاشى اتحاد جماهير شوروى اين ديدگاه ظهور كرد كه تهديد نيروهاى متعارف عليه آمريكا كاهش استراتژيكى را نشان داده است و مى توان نيروهاى فعال و پايگاههاى مورد نياز براى عملياتى نگاه داشتن نيروهاى فعال را كاهش داد. با اين حال كنگره آمريكا از اواخر دهه ۹۰ ميلادى در مقابل طرح بستن شمارى از پايگاههاى نظامى مقاومت كرده است. يك علت عمده براى مقاومت نمايندگان كنگره آن بوده و هست كه در برخى ايالات تعداد زيادى از خانوارهاى ساكن از بسته شدن پايگاهها آسيب شغلى و مالى مى بينند. لذا دولت هاى ايالاتى كه پايگاههاى نظامى در آنها اشتغال را تاحدود زيادى تأمين و چرخه مالى امور را مى گردانند، بشدت با طرح بسته شدن پايگاهها مخالفت مى كنند. اما وجود اين مقاومت ها نمى تواند باعث شود تا صرفه جويى ها و بهبود كيفيت عملكرد نيروهاى نظامى دست پايين تر را در تصميم گيرى ها پيدا كند. آخرين بارى كه تعداد قابل توجهى از پايگاههاى ارتش آمريكا تعطيل و مشمول بازآرايى شدند، سال ۱۹۹۵ بود كه ۲۷ پايگاه بزرگ تعطيل شدند. در اين برنامه، ۲۲ پايگاه مشمول تغييرات شده و بر اساس محاسبات پنتاگون، صرفه جويى هاى حاصل از اين تحول در جمع با برنامه هاى مشابه در سال هاى ۱۹۸۸ و ۱۹۹۱ به پس انداز رقم خالص ۱۸ ميليارد دلار براى ارتش منجر شدند. البته اجراى اين تغييرات خود در ابتدا داراى هزينه هايى است كه دست كمى از هزينه حفظ پايگاهها ندارد. به عنوان مثال در سال ،۲۰۰۱ هزينه اعمال تغييرات در برخى پايگاهها رقمى حدود ۶/۵ ميليارد دلار بود. اين رقم از صرفه جويى ۶/۲ ميليارد دلارى به دست آمده بيشتر هم بود. اما در ميان و دراز مدت، صرفه جويى ها خود را به شكل ملموسى در بودجه و هزينه ها نشان مى دهند. صرفه جويى براى پرخرجى هاى پيش رو اين صرفه جويى ها خود نشان از حاكم شدن ديدگاه طرفدار تغيير آرايش نيروها به تناسب تهديدات و ماهيت آنها در دورانى دارد كه تكنولوژى سهم قابل توجهى از وظايف عامل انسانى در عالم متعارف نيروهاى مسلح را برعهده گرفته است. اما صرف نظر از اين تحول عمومى، برنامه هاى جديد و پر هزينه اى نظير پژوهش و توليد نسل جديدى از سلاح ها (از جمله تسليحات هسته اى) و به كارگيرى آنها در ظرفيت و اشكال جديد، از جمله عواملى هستند كه در محاسبات نهفته در وراى كاهش تعداد پايگاهها نقش بازى مى كنند. به عنوان مثال، انتظار مى رود ظرف چند هفته آينده، جورج بوش دستورالعملى را امضا كند كه به موجب آن، نيروى هوايى آمريكا چراغ سبز براى ساخت تسليحات فضايى را دريافت مى كند. در اين برنامه فضايى كه به عقيده تحليلگران، به مسابقه تسليحاتى جديدى در جهان دامن خواهد زد، مبالغ كلانى صرف ماهواره هاى گوناگون شده و طيف متنوعى از انواع سلاح هاى استفاده كننده از ليزر، امواج راديويى و سيستم جديد بمباران لوله اى در مدار زمين قرار خواهند گرفت. به نوشته روزنامه «گاردين» چاپ لندن، معاون «مركز اطلاعات دفاعى» آمريكا مى گويد: اين نخستين بار در طول تاريخ خواهد بود كه نيروى هوايى اين كشور اجازه استفاده تسليحاتى از فضا را به دست خواهد آورد و در عين حال، به يك مسابقه تسليحاتى در فضا، ميان كشورهاى جهان، دامن خواهد زد. با در نظر گرفتن اين اقدام مى توان بخش اقتصادى تلاش براى برچيدن شمارى از پايگاههاى متعارف ارتش در ايالات مختلف آمريكا را درك كرد. در حال حاضر ارتش آمريكا از ناحيه هزينه چند ۱۰ ميليارد دلارى اداره كشور بحران زده عراق و نيز هزينه ۱۰ ميليارد دلارى حفظ نظاميان اين كشور در افغانستان، تحت فشار قرار دارد. به اين تصوير بايد هزينه برپا كردن سيستم دفاع ضد موشك هاى بالستيك را نيز اضافه كرد كه با روى كار آمدن جورج بوش آغاز شد، اما بخشى از اجزاى اين برنامه در آزمايش هاى مربوطه به ديوار ناكامى برخورد كرده اند. با وجود تنگناهايى كه ارتش آمريكا به خاطر گسترد گى وظايف با آنها روبروست، در عين حال، هيچ كشورى در جهان از توان و قدرت حضور نيروهاى نظامى آمريكا برخوردار نيست. از نظر برنامه ريزان نظامى، واشنگتن بايد تمامى توان خود را براى حفظ برترى در حوزه هايى نظير فضا به كار گيرد. از اين نگاه، ايالات متحده به واسطه برخوردارى از طيف متنوعى از ماهواره هاى جاسوسى، ارتباطاتى و رهگير، در موقعيت بى نظيرى قرار دارد و لذا بايد تسلط كامل اين كشور بر حوزه جديدى از آرايش جديد نظامى برقرار گردد. اين حوزه جايى نيست مگر مدار كره زمين. در سال ۲۰۰۲ در يك سند پنتاگون آمده بود كه چند دسته از حوزه هاى هدف در برنامه هاى جديد براى آمريكا عبارتند از برنامه كنترل فضا، جنگ ضد ماهواره، استقرار نيرو در فضا و حمله به اهداف زمينى از طريق تسليحات مستقر در مدار زمين. يكى از تسليحات مورد نظر كه از طريق استفاده از آينه هاى بزرگ براى تاباندن اشعه ليزر روى هدف كار مى كند، براى هر تابش حدود ۱۰۰ ميليون دلار هزينه روى دست پنتاگون مى گذارد. اين چنين سيستمى از نظر منتقدان روشى بسيار پرهزينه براى نابود كردن يك هدف از فضا به شمار مى رود، اما اين روش خود نشاندهنده بخشى از جاه طلبى هاى واشنگتن و برنامه ريزان پنتاگون نيز هست. براى برآمدن از خرج چنين پروژه هايى، پنتاگون بايد از حجم نيروهاى مسلح آمريكا در قالب هاى مختلف پايگاه و پرسنل فعال بكاهد. از هزينه هاى سنگين حضور در كشورهايى مانند عراق و افغانستان خلاص شود و بتواند هر ساله سياستمداران را نسبت به افزايش بودجه نظاميان متقاعد كند. از زمان طرح پديده «انقلاب در امور نظامى»، پنتاگون همواره تلاش كرده است تا خود را با الزامات اين پديده و استفاده حداكثرى از تكنولوژى تطبيق دهد.
|