گروه سياسى: «مصطفى معين» نامزد نهمين دوره انتخابات رياست جمهورى پس از آنكه اعلام مجدد براى حضور در انتخابات كرد، گفت كه «در صورت پيروزى در انتخابات، از چهره هاى سياسى با سابقه مبارزه در راه آزادى ايران كه صلاحيتشان از سوى شوراى نگهبان قانون اساسى رد شد و نيز كسانى كه به ناحق در دادگاهها محكوم شده اند، در سطوح مختلف مديريتى استفاده خواهد كرد.»
وى عصر شنبه در بيانيه اى كه «الهه كولايى» بخش هايى از آن را در جمع خبرنگاران رسانه هاى داخلى و خارجى قرائت كرد، «دلايل شوراى نگهبان در رد صلاحيت خود را شرعى و قانونى ندانست و از اين شورا خواست، دلايل عدم صلاحيت او را به اطلاع عموم مردم برساند.»
متن كامل اين بيانيه در پى مى آيد:
بسم الله الرحمن الرحيم
ملت عزيز و آگاه ايران!
پس از رد غيرقانونى و غيرمنطقى من و جمعى از داوطلبان زن و مرد و شخصيت هاى سياسى و مذهبى شناخته شده انتخابات نهم رياست جمهورى و اعلام مجدد صلاحيت، من در برابر دو راه قرار گرفتم:
۱- كناره گيرى از انتخابات و نپذيرفتن رويه اعمال شده
۲- حضور و شركت در انتخاباتى كه به دليل حذف برخى از سلايق و گرايش هاى موجود در جامعه كماكان با معيارهاى پذيرفته شده انتخابات آزاد فاصله دارد، اما فرصتى است براى پيشبرد گام به گام مسير اصلاحات و تداوم تلاش هاى جمعى اصلاح طلبانه به منظور دستيابى به مطالبات تاريخى انباشته شده در جهت دستيابى به دموكراسى و حقوق بشر در ايران،با انتخابى دشوار روبرو شدم، به ويژه آنكه خود را با دو پرسش اساسى هم روبرو مى ديدم:
۱- پرسشى اخلاقى در برابر افكار عمومى، كه از نسبت ورود من در انتخابات از چنين مسيرى مى پرسد كه به ظاهر مغاير عقايد و ديدگاه هاى اعلام شده ام مى باشد و مرا به چالش مى كشد.
۲- سؤال از اقتدار دولت در صورت توفيق، كه اگر بخواهد از همين ابتدا تعاملاتى فراتر از چارچوبها و اصول «قانون اساسى» به عنوان «ميثاق ملى» بنيان گذارده و به اينجانب تحميل شود. مسائل در همان مسيرى كه به وجود آمده اند قابل حل نيستند، پس بايد در چشم اندازى نو و رو به آينده اما بر اساس همان مبانى و رويكرد هاى روشنى كه تاكنون اعلام كرده ام، تصميم مى گرفتم.
پيش از اين گفته بودم: «من انتظار دخالت و تجديد نظر خارج از موازين قانونى و حقوق شهروندى براى خود و ساير نامزدهايى كه به طور غير قانونى رد صلاحيت شده اند، نداشته و ندارم، در پى آن نيز نبوده و نخواهم بود و به آن تن نخواهم داد.»
گفته بودم :«هرگز مجرى انتخابات استصوابى نخواهم بود.»
گفته بودم:«نيمى از مردم ما را امروز جمعيت خاموش تشكيل مى دهند. اين يعنى وجود جمعيت منتقد اما ساكت. من براى دفاع از حق آنان هم پا به عرصه فعاليت نهاده ام. تلاش خواهم كرد حداقل سخنگوى بخشى از مطالبات اين جمعيت هم باشم و به تدريج و در عرصه عمل اعتماد و رضايت آنها را جلب كنم.»
گفته بودم: «من نيز به قانون اساسى نقد دارم اما در چارچوب همين قانون بايد آن را نقد كرد.»
گفته بودم:«ضرورى است با نگاه و رفتارى نو به «اصلاح دموكراتيك» امور كشور، استفاده از حق دخالت در سرنوشت و كم هزينه كردن راه پيشرفت كشور و دفاع از حقوق مخالفان و منتقدان خود حركت كنيم. اين يعنى بالا بردن ظرفيت اداره كشور از طريق توانمند كردن آحاد شهروندان.»
گفته بودم: «اگر نقد قانون اساسى، قبول نداشتن حكم حكومتى فراتر از قانون، دفاع از حقوق مظلومان ۱۸ تير و صراحت در بيان مطالبات ملت جرم است، پس مرا رد صلاحيت كنيد.»
گفته بودم: «من ادامه و پيشبرد برنامه اصلاحات را با رويكرد هاى علمى، اخلاقى و دموكراتيك ممكن مى دانم و براى تحقق آن بر خرد و كار جمعى و پاسخگويى مشترك در دفاع از حقوق مردم تأكيد دارم. در اين راه هيچ چشمداشت و انتظارى براى كسب قدرت، از هيچ مقام و مرجع و نهادى نداشته و ندارم. خود را در همه حال به خداى بزرگ و مردم بزرگوار مديون دانسته و مى دانم.»
بر مبناى آنچه بيان شد، ترديد هاى سنگين چنان در جانم رخنه كرده بود كه اگر راهى براى سنجش نظر همه ملت وجود داشت قطعاً آمدن يا نيامدن خودم را موكول به آن مى كردم، ولى به نظر مى رسد در اين فرصت كوتاه هيچ امكان ديگرى به جز صندوق هاى رأى فرارويمان نمانده است.
براى گذر خردمندانه از اين آزمون خطير بايد به خداوند بزرگ روى مى آوردم و راه شنيدن صداى اهل نظر، دلسوزان كشور، احزاب، گروه هاى اجتماعى به ويژه زنان و جوانان، اصحاب علم و فرهنگ و سياست را بر خود مى گشودم. چنين كردم و در اين روزها با هر فرد و جمعى كه ممكن بود يا از من خواست نشستم و در مباحث مطرح شده در نشست سراسرى روز پنجشنبه كه «برشى از جامعه فعال و اصلاح طلب كشور در عرصه انتخابات» به حساب مى آمد، بيشتر تأمل كردم، بخصوص آنكه با ارزيابى ها و استدلال هاى منطقى جوانان، زنان، دانشجويان، دانش آموزان و اقوام همراه بود و مرا به تعظيم در برابر تصميم و خرد جمعى مجاب كرد.
مى دانم گره هاى پيش رو فراوان است، مى دانم آنچه در اين ايام با آن رو برو شده ام تصويرى فشرده از واقعيت هاى پيچيده بعد از انتخابات نيز هست، اما به اين نتيجه دشوار رسيدم كه بايد دوباره آمد و ايستاد تا وطن را بر پايه قانون ساخت. بايد ايستاد نه براى عدم تفاهم و عدم تعامل كه بايد ايستاد بر پايه ميثاق مشترك ملى و ساختن ايرانى آزاد و آباد و سرفراز. بايد پيچيدگى ها را گشود اما با رويكرد علمى، تدبير جمعى، شفافيت قانونى و قاطعيت عملى، پس به صحنه انتخابات برمى گردم اما با صراحت اعلام مى كنم:
۱- من دلايل شوراى نگهبان را در رد صلاحيت خود شرعى و قانونى نمى دانم. در غير اين صورت قطعاً با ساز و كار فراقانونى در انتخابات شركت نمى كردم. آنچه اتفاق افتاد تجديد نظر در تصميمى بود كه من آن را قوياً غيرقانونى مى دانم. در همين جا نيز به ملت شريف ايران صريحاً اعلام مى كنم من چه قبل و چه بعد از رد و تأييد صلاحيت با هيچ مقام و مرجعى براى تأييد صلاحيت، چه رسمى و چه غيررسمى، چه علنى و چه غير علنى ديدار نداشته و هيچ درخواستى مطرح نكرده ام.
۲-شوراى نگهبان در پاسخ مقام رهبرى تأكيد كرد رد صلاحيت اينجانب و ديگر داوطلبان قانونى بوده است. من مصرانه از اين شورا مى خواهم دلايل قانونى عدم تأييد صلاحيت مرا به اطلاع عموم برساند. تأكيد مى كنم چه در سمت رياست جمهورى توفيق خدمتگزارى پيدا كنم و چه نكنم، اين خواسته قانونى را مصرانه پيگيرى خواهم كرد تا شوراى نگهبان بداند كه موظف است در چارچوب قانون تصميم بگيرد و حقوق شهروندان را حفظ كند
۳-معيار انتخابات آزاد، تأييد صلاحيت اينجانب نيست. انتخابات هنگامى كاملاً آزاد است كه هيچ داوطلبى، بخصوص شخصيت هايى كه بخشى از گروه هاى اجتماعى را نمايندگى مى كنند، خارج از موازين روشن قانونى رد صلاحيت نشوند. متأسفانه در اين انتخابات افراد واجد صلاحيت، خصوصاً شخصيت هايى با سابقه مبارزه طولانى در راه آزادى و عزتمندى مسلمانان بودند كه صلاحيتشان تأييد نشد و از حق حضور در انتخابات محروم شدند. من خود را موظف به دفاع از حقوق آنان و استفاده از سرمايه هاى انسانى آنها مى دانم. به اين ترتيب شركت من در انتخابات به مفهوم ناديده گرفتن نقض حقوق اين داوطلبان نيست. به عكس ضمن محكوم كردن ردصلاحيت هاى غيرقانونى، خود را متعهد مى دانم در صورت انتخاب شدن براى برگزارى انتخابات كاملاً آزاد، همچون انتخابات دور دوم شوراها بكوشم. من از حقوق همه اشخاص و احزابى كه به استقلال و يكپارچگى ايران زمين معتقد هستند و مى خواهند در چارچوب قانون اساسى به فعاليت بپردازند، دفاع خواهم كرد.
۴- رد صلاحيت غير قانونى اينجانب و تعدادى از داوطلبان شناخته شده انتخابات رياست جمهورى نهم كه موجب رنجش افكار عمومى و محكوميت آن توسط اكثريت قاطع شهروندان ميهن، خصوصاً بخش هاى دانشگاهى و فرهنگى و مؤثر جامعه شد، تنها تصميم غير قانونى شوراى نگهبان محسوب نمى شود. در سالهاى اخير شاهد ابطال غيرقانونى آراى حدود ۷۰۰ هزار شهروند تهرانى در انتخابات دوره ششم مجلس و ردصلاحيت غيرقانونى و گسترده داوطلبان در انتخابات مجلس هفتم بوده ايم. من به منظور احقاق حقوق كسانى كه در انتخابات مجلس ششم و هفتم از ورود به خانه ملت يا رقابتهاى انتخاباتى محروم شدند، از آنان دعوت خواهم كرد در كابينه جديد يا در مديريت هاى كلان كشور شركت كنند.همچنين از چهره هاى برجسته اى كه به ناحق محكوم شده اند و به آنان ظلم شده است، دعوت خواهم كرد در سطوح مختلف مديريت كشور حضور يابند تا ضمن دفاع از حقوق آنان و تقدير از ايستادگى شان، جامعه از تجربيات و مديريت اين انسانهاى خدوم، شريف و وارسته بهره مند شود. اين حق آنان و نفع كشور در جهت ثبات و اقتدار بين المللى است. دوباره تأكيد مى كنم من براى اصلاح مناسبات نادرست در ساختار قدرت آمده ام و در اين مسير علاوه بر نيروهاى لايق كنونى و نيز زنان و جوانان شايسته از نيروهاى محذوف و افرادى كه به ناحق با نظارت استصوابى از عرصه مديريت كشور كنار گذاشته شده اند و همچنين شهروندان ايرانى از اقوام و مذاهب گوناگون كه تاكنون به سطوح عالى مديريتى كشور راه نداشته اند استفاده خواهم كرد.
۵-عدم اعتقاد شوراى نگهبان به قانونى و عقلانى بودن «مشاركت همگانى» و «همه سليقه ها» در انتخابات، همچنان كه در نامه آن شورا تصريح شده است، يكى از دلايل مهم مخالفت من با نظارت استصوابى است. متأسفم كه شوراى نگهبان «مشاركت همگانى» و «همه سليقه ها » را استثنايى و خارج از قاعده تلقى مى كند از اين رو رد صلاحيت ها و ابطال هاى غيرقانونى همچنان انتخابات آزاد را تهديد مى كند. راه آن لغو نظارت استصوابى و تغيير چنين نگرشى است. به علاوه اين ادعاى شوراى نگهبان كه قانون اساسى در مورد مشاركت همه آحاد ملت و صاحبان سلايق گوناگون صراحت ندارد، قبل از هر چيز اهانت به اين سند ملى است و نتيجه آن بى اعتبار كردن ميثاقى است كه خون بهاى شهيدان است. اگر به نسل جوان و جوياى تحول و ترقى و دموكراسى گفته شود قانون اساسى با حق شركت همه سلايق گوناگون در چارچوب قانون در انتخابات مخالف است و فقط در مقاطع استثنايى و با احكام استثنايى، آنان مى توانند به حق خويش نايل شوند، براى آن سند ملى چه اعتبارى باقى خواهد ماند و با كدام استدلال مى توان شهروندانى را كه بر اثر همين تفسيرهاى غيردموكراتيك و آمرانه از «بن بست رژيم حقوقى» در جمهورى اسلامى سخن مى گويند، مجاب كرد؟ اصل تعيين دموكراتيك مقدرات ملى در صندق هاى اخذ رأى، اصلى تعطيل بردار نيست كه صرفاً در برخى مواقع و با احكام حكومتى محقق شود. تعيين مقدرات هر نسل بايد توسط همان نسل و با مشاركت همگانى در انتخابات صورت پذيرد. اين همان اصلى است كه بنيانگذار جمهورى اسلامى بر بداهت آن تأكيد مى كردند و تصور آن را موجب تصديق آن مى دانستند.
من به عنوان نامزدى كه هويت اعتقادى، سياسى و انتخاباتى خود را با منافع ملى و پيشبرد دموكراسى تعريف كرده ام و به ملت وعده داده ام كه معاونت ويژه اى در رياست جمهورى به امر مهم «حقوق بشر» اختصاص دهم، نمى توانم درباره جوانب تصميم شوراى نگهبان ساكت بمانم و بر خلاف وعده هاى خود عمل كنم.
۶-شهروندان ايران هنگامى در زير آسمان آبى صلح، ثبات، دموكراسى، رفاه، عدالت، معنويت، آزادى و حقوق بشر خواهند زيست و ابرهاى تيره تنگ نظرى داخلى و جنگ افروزى خارجى را پس خواهند زد كه راه ناتمام اصلاحات تا منتهاى منطقى خود پيموده شود. ايستادگى ملت و رأى آگاهانه آنان در ۲۷ خرداد ماه «جنگ»، «ماجراجويى»، «انسداد» و حتى «تحريم خارجى» را منتفى خواهد كرد، اگر مردم گام دوم اصلاحات را به همان بلندى گام اول در دوم خرداد ۷۶ بردارند، ايران تازه در فرداى ۲۷ خرداد از دل صندوق هاى رأى برخواهد آمد. همچنانكه حماسه مردم در دوم خرداد رئيس جمهور وقت آمريكا را به بازنگرى در سياست هاى تحريمى خود عليه ايران واداشت تا با تغيير جهت گيرى موشك هاى ضد ايران، به اظهار تأسف از كودتا عليه دولت قانونى و ملى و دموكراتيك دكتر مصدق و اعلام ندامت از حمايت هشت ساله ايالات متحده از صدام كشاند، اين بار نيز ايران نوزايى شده و تجديد توان يافته از صندوق هاى رأى در ۲۷ خرداد، مى تواند رئيس جمهور كنونى آمريكا را به تجديد نظر در گفتمان ضد ايرانى «محور شرارت» بكشاند.
با اين تفاوت كه جنبش اصلاح طلبى ملت با بهره گيرى از تجارب هشت ساله، در مرحله اظهار تأسف مقامات آمريكا توقف نخواهد كرد و مطالبات ملى را تا رفع تحريم ها و برقرارى مناسبات عادلانه، انسانى و برابر حقوق با آن كشور بسط خواهد داد. من در مقابل تنش آفرينى ها و دشمن سازى هاى تبليغاتى عليه كشورهاى ديگر، كه در جهت منافع ملى نيست، با تكيه بر دولت وحدت ملى و تفاهم با جهان خواهم ايستاد.
۷- من يكبار ديگر با محكوم كردن سياست تحقير و تخفيف شهروندان ايران زمين كه با اعمال نظارت استصوابى شوراى نگهبان و برخلاف قانون اساسى و حق حاكميت ملت و حذف و طرد نخبگان كشور صورت مى گيرد، اعلام مى كنم مبناى نظم وهمه اقدامات در جمهورى اسلامى، قانون اساسى است و رئيس جمهور به عنوان دومين مقام رسمى كشور مجرى آن است و براى اجراى آن به كلام الله مجيد سوگند ياد مى كند. پس به نفع كشور است كه شيوه هاى فراقانونى پايان پذيرد و همه اركان حكومت به قانون اساسى به عنوان ميثاق ملى تمكين كنند زيرا كه در صورت نقض قانون اساسى، اخطار علنى و قاطع رئيس جمهور را همراه خواهد داشت. من به جز اين براى حاكميت قانون و پيشرفت ايران راهى نمى شناسم و يقين دارم برابرى همگان در مقابل قانون و حاكميت آن راهى است كه به آبادى و ترقى ايران و بهروزى ايرانيان مى انجامد.
۸- من در راه خطيرى كه پا نهاده ام به يارى خداوند بزرگ و همة شهروندان ايرانى اميدوارم و براى حركت قاطع در اين مسير سخت معتقدم بايد در مرحله جديد كه «اصلاحات، گامى به پيش» نام گرفته است، از توان، همفكرى و مشاركت همه نيروها براى تشكيل و پيشبرد «جبهه دموكراسى و حقوق بشر» كه هم اكنون عناصر سازنده آن در جريان انتخابات فعال شده اند بهره مند شوم. من اين نيروى عظيم خواهان دموكراسى، عدالت، حقوق بشرو آرمان هاى معنوى و آزادى خواهانه ملت را فقط براى تشويق شهروندان به دادن رأى نمى خواهم بلكه اين نيرو را پشتوانه اى محكم براى احقاق حقوق همه زنان و مردان ايران زمين به كار خواهم گرفت. اگر در اين انتخابات پيروز هم نشوم از تمام توانم براى تحقق «جبهه دموكراسى و حقوق بشر» استفاده خواهم كرد.
۹- من آمده ام بر اساس همان ميثاق و برنامه عمل، در كنار مردم ،براى اعتلاى دين و آيين، توسعه علمى و منابع انسانى ايران، براى تداوم اصلاحات، براى مبارزه با قانون شكنى ها، خود سرى ها و تضييع حقوق اساسى ملت، براى رفع خطر بازگشت خودكامگى، براى آماده كردن مسير به سود كسانى كه مى خواهند به كشور خدمت كنند، براى دفاع از حقوق همه شهروندان، همه زنان و مردان ايران زمين از هر قوم و مذهب و مشى سياسى، براى اين كه نشان دهم اصلاحات زنده و پويا نياز امروز ماست. براى اين كه ثابت كنم براى پيشرفت وطن بر اعتماد ملى و دستان پر توان همين جوانان بايد تكيه كرد، جوانانى كه ميثاق نامة آنان را براى گشودن افق جديد امضا كرده ام، براى اين كه اعلام كنم نه انفعال چاره كار است و نه دخالت خارجى، براى اين كه ثابت كنم شرط پيروزى، ايستادگى، رنج بردن، ملامت كشيدن ولى استفاده از همه فرصتها و ظرفيتهاى ملى است. بر اين اعتقاد پاى مى فشارم كه جمهورى اسلامى ايران، خونبهاى همه شهيدان و حاصل انقلاب پرشكوه اين مردم، هرچند به اصلاح نيازمند است اما پايه و اساس حركت ما و متمايز كننده ما از همه كسانى است كه پيشرفت و ترقى را با اصلاح از درون غيرممكن مى دانند.آمده ام استوار و مصمم، ثابت قدم در همه گفته ها و مواضع تا اعلام كنم با پيروزى مردم در انتخابات دوران قانون شكنى به سر خواهد آمد و همه بايد در برابر ملت پاسخگو باشند. من آمده ام تا در صورت برگزيده شدن،عليه «توقيف فله اى مطبوعات»، استمرار بازداشت زندانيان سياسى، بازداشت وبلاگ نويسان و به طور كلى همه فعالان مطبوعاتى و رسانه هاى مجازى اقدام كنم. اين تعهد از رهگذر اعلام گزارش نوبه اى و علنى در مورد وضعيت حقوق بشر و خطاب به ملت شريف ايران در چارچوب وظايف و اختيارات قانونى رئيس جمهور تحقق عملى خواهد يافت. آمده ام تا به همه ايرانيان، در درون و برون حكومت، اعلام كنم دست همه كسانى را كه آماده پيمودن راه اصلاحات به منظور استقرار دموكراسى هستند مى فشارم و در كنار همه آنان خواهم بود
«فاصبر ان وعد الله حق و لا يستخفنك الذين لا يوقنون» ( سوره روم آيه ۱۰۶ )
خدمتگزار كوچك مردم ايران
مصطفى معين
۷ خرداد ۱۳۸۴