|
گفت وگو با يك كارشناس اقتصادى مقيم آمريكا در خصوص پيوستن ايران به سازمان جهانى تجارت
مواظب باشيم توهم ما را نگيرد
|
|
|
گفت وگو از عارف واحدناوان پنجشنبه پنجم خردادماه روز خوبى براى ايرانيان بود. حسن روحانى دبير شوراى امنيت ملى در ژنو سوئيس سرگرم گفت وگو در زمينه مسائل هسته اى با رهبران سه كشور اروپايى (آلمان، انگليس و فرانسه) بود. در پايان مذاكرات به خبرنگاران اعلام كرد «با عدم مخالفت گذشته آمريكاييها درخواست بيست ودوم ايران براى عضويت در سازمان تجارت جهانى پذيرفته شد و ايران به عضويت ناظر اين سازمان درآمد.» اعلام اين خبر بازتاب گسترده اى در رسانه هاى جهان و كشورمان داشت و تحليل هاى مختلفى از سوى اقتصاددان هاى كشورمان در اين زمينه ارائه شد. اما عضويت ناظر ايران در WTO پرسش هاسى اساسى را فراروى ما قرار مى دهد آيا ايران در آينده نزديك به عضويت دائم اين سازمان درخواهد آمد؟ چرا آمريكاييها در ربع قرن گذشته با ورود ايران به سازمان جهانى تجارت مخالفت مى كردند؟ كامران ايزدى يكى از كارشناسان اقتصادى ايرانى مقيم آمريكا در گفت وگويى ضمن ابراز خرسندى از پذيرش عضويت ناظر ايران در WTO و عدم مخالفت آمريكا با آن از عواقب اين وضعيت اعلام نگرانى مى كند. اين كارشناس مى گويد: «ساختارهاى اقتصادى ايران براى ورود به سازمان جهانى تجارت بايد تغيير بنيادين كنند.» آنچه در پى مى آيد حاصل گفت وگوى يك ساعت و نيم گفت وگوى تلفنى ما با اين اقتصاددان ۵۸ ساله است! بالاخره پس از ۲۱ بار درخواست عضويت در سازمان جهانى تجارت از سوى ايران پنجشنبه گذشته آمريكاييها دست از مخالفت برداشتند و ايران عضو ناظر اين سازمان شد. شما اين وضعيت را چگونه ارزيابى مى كنيد؟ من اين تحول را در كل مثبت ارزيابى مى كنم اتفاق خوبى افتاده اگرچه اين اتفاق خيلى نبايد مهم تلقى شود. اين اتفاق نشان داد كه آمريكا و اروپا علاقه مند به كاركردن با ايران هستند و اين طورنيست كه آمريكا كمر همت به نابودى ايران بسته باشد و ايران حتماً بايد با آمريكا دشمن باشد چنين چيزى وجود ندارد. به نظر من بايد دوطرف سعه صدر از خود نشان دهند و در آن چهارچوب برنامه ريزى كرد مثلاً در همين مسائل هسته اى آمريكا و اروپا از خود نرمش نشان داده است فراموش نكنيم كه اختلاف ما و آمريكاييها اختلاف بسيار بسيار بزرگى است. ايران بايد قبول كند كه مخالفان زيادى در منطقه داريم كه فقط اسرائيل نيست بلكه هم پيمانان آمريكا در همسايگى ما يا در خارج از منطقه هستند. مثلاً اگر ميان ايران و آمريكا جنگى درگيرد شك نكنيد كه كشورى مثل تركيه كه عضو ناتو هم است جانب آمريكا را مى گيرد. بنابراين ما ميان اين نيروهاى مخالف گرفتار شده ايم. با اين وجود من اين تحول را مثبت ارزيابى مى كنم. اين دستاورد مهم و بزرگى است كه بايد روى آن كاركرد اما بايد به يك نكته بسيار مهم اشاره كنم جمهورى اسلامى ايران بايد مذاكرات را به مسائل انرژى هسته اى ختم نكند بلكه مذاكرات را به سوى مسائل ديگرى از جمله اختلافات عميق دو كشور هدايت كند. مثلاً آمريكاييها در زمينه هاى تروريستى، القاعده، بحران عراق، لبنان و سوريه و حتى افغانستان مشكلاتى دارد. ايران مى تواند در اين زمينه ها به آمريكاييها كمك كند. ايران به عضويت ناظر در WTO درآمد آيا اميدى براى عضويت رسمى و دائمى در اين سازمان وجود دارد؟ ايران به عنوان عضو ناظر سازمان تجارت جهانى پذيرفته شده است و براى اينكه به عضويت كامل WTO دربيايد راه بسياربسيار طولانى پيش رو دارد با اين شرايط سازمان جهانى تجارت به مسائل ايران دقيقتر خواهد شد و مسائل اقتصادى، سياست هاى اقتصادى، ساختارهاى اقتصادى، نقش دولت در اقتصاد، سهم بانك خصوصى، سياست تجارت خارجى، سياست پولى يا ارزى، بخش نهادهاى اقتصادى، سياست مالى و غيره را زير ذره بين خود خواهد گرفت. با در نظر گرفتن تمام اين شرايط بحث عضويت ايران در WTO ارزيابى خواهد شد. بنابراين ما با وجود عدم مخالفت آمريكاييها شرايط آسانى جهت ورود به سازمان جهانى تجارت خواهيم داشت در مواردى اين شرايط به سود ايران و در مواردى هم اين شرايط ايران را خيلى محدود خواهد كرد و موجب ايجاد تنگناهايى در ميان مدت و درازمدت خواهد شد. اگر ايران براى پيوستن به اين سازمان خوب عمل كند اين مى تواند نوعى دارايى براى ايران باشد. بنابراين ما راه درازى پيش رو داريم. اتفاق روز پنجشنبه دريچه اى بود كه به سوى ايران باز شد. من معتقدم مى شود از اين دريچه در نهايت «دروازه» ساخت در شرايطى كه آمريكاييها پيش از اين ۲۱بار با عضويت ايران در سازمان جهانى تجارت مخالفت كرده بودند و رايس وزير امور خارجه اين كشور هم چند روز پيش از اين توافق، اظهارات تندى عليه ايران كرد اما ناگهان در خبرها آمد كه آمريكاييها دست از مخالفت با عضويت ايران در سازمان تجارت برداشتند و اين اندكى قضيه را پيچيده مى كند. شما چه نظرى داريد؟ مشكل ايران و آمريكا به يك دو راهى رسيده است كه در ۲۵سال گذشته وضعيت حاكم بر روابط تهران و واشنگتن وضعيت نه جنگ و نه صلح بود اما ما از اين مرحله گذشته ايم و وارد مرحله جنگ نشديم و جريان تغيير كرده است. اكنون گنجايش وضعيت نه جنگ و نه صلح پر شده است اما باز هم اين جريان مورد قبول آمريكاييها نيست يعنى حداقل دولت بوش اين وضعيت را نمى پذيرد. جرج بوش مى گويد كه تو يا دوست من هستى يا دشمن من و اين با استراتژى بوش سازگار نيست. بنابراين وضعيت ايران و آمريكا با گذشته فرق كرده است، از طرف ديگر وضعيت ايران در داخل كشور هم تغيير كرده است، يعنى داخل ايران هم بخشى فعال است كه تمايل دارد سياست تنش زدايى را پيش بگيرد. از همه مهمتر آمريكاييها براى اين توافق صداقت ندارند ما نبايد با خيال و تصور زندگى كنيم كه حالا كه آمريكاييها پذيرفته اند ايران عضو سازمان جهانى تجارت شود دشمنى خود را با ايران مى خواهد كم كند يا ديگر هرگز نمى خواهد دشمنى كند. آمريكاييها برعكس ايرانيان به روابط عمومى اعتقاددارند. آمريكاييها با اين كار يك برنامه بزرگى عليه ايران تدارك ديده اند يعنى مى خواهند به دنيا ثابت كنند كه ما با جمهورى اسلامى از همه نوع كنار آمديم اما اگر فردا ايران با اروپا بر سر گفت وگوهاى هسته اى به نتيجه نرسيد و جمهورى اسلامى غنى سازى را از سر بگيرد مهمترين اتفاقى كه رخ مى دهد آمريكاييها طلبكار مى شوند و افكار عمومى جهان نيز تحت تأثير قرار مى گيرد. دنيا مى گويد كه آمريكاييها با اروپا بر سر مذاكره كنار آمد دست از مخالفت عليه ايران برداشت و ايران عضو ناظر سازمان جهانى تجارت شد، تشويق هاى اقتصادى نيز از طرف آمريكاييها به سود ايران انجام گرفت اما اين ايران است غنى سازى را از سر مى گيرد. بنابراين اگر شكستى در مذاكرات هسته اى ايران و اروپا حاصل شود بردن پرونده ايران به شوراى امنيت سازمان ملل متحد آسان تر خواهد شد، در آن صورت كشورهاى مختلف جهان كه تحت تأثير اين مسائل قرار گرفته اند به راحتى مى توانند عليه ايران رأى بدهند. من معتقدم موافقت ضمنى آمريكاييها بر پذيرفتن عضويت مشروط ايران در سازمان جهانى تجارت نوعى كلاه گشادى است كه آمريكاييها سر ايران و افكار عمومى جهان مى گذارند و اين به اين سادگى نيست كه با موافقت آمريكا همه چيز تمام شده تلقى شود و ايران وارد سازمان جهانى تجارت شود. عضويت ايران در WTO داستان درازمدتى خواهد داشت، بايد يكسرى تغييرات بنيادين و اساسى در ساختار اقتصادى و حتى سياسى ايران صورت پذيرد و در ۱۰سال آينده امكانپذير نيست، بايد پذيرفت كه آمريكاييها هنوز هم سرگردنه نشسته اند. اين طورى نيست بگويم حالا كه پذيرفته شده ايران عضو ناظر شود و از مانع آمريكا رد شده ايم ديگر از دست آمريكا كارى برنمى آيد اين واقعيت ندارد زيرا آمريكا هر زمان اراده كند اين راه را مى ببندد. در شرايط فعلى آمريكا چيز مهمى را از دست نداده است، اين كشور با توافق روز پنجشنبه با يك تير دو نشان گرفت؛ نخست اينكه با اين كار افكارعمومى جهان را تحت تأثير قرار داد و دوم اينكه اگر جديت ايران براى ورود به سازمان جهانى تجارت براى آمريكاييها اثبات شد آنها وارد اين گود خواهند شد و ايران را براى يكسرى تغييرات فاحش تحت فشار قرار خواهند داد و اين باز به سود آمريكاييها خواهد شد. اما آمريكاييها در تحليل نهايى به اين نتيجه رسيده اند كه با اين توافق آنها چيز مهمى را از دست نخواهند داد، چون ساختارهاى اقتصادى پيچيده داخل ايران اين اجازه را نمى دهد و اين كار آمريكاييها نوعى شيطنت است. صرفنظر از موافقت يا مخالفت آمريكاييها ، شما اقتصاد ايران را تا چه اندازه براى ورود به سازمان جهانى تجارت آماده مى بينيد؟ هر اقتصادى يكسرى ساختار دارد كه شكل بگيرد. يكى از اين ساختارها عوامل توليد است كه عبارتند از كار ، سرمايه ، زمين ، فن آورى، مديريت و ... .اين عوامل توليد بايد از نظر كمى و كيفى وجود داشته باشد كه اقتصاد بتواند به طور سالم حركت كند متأسفانه در ايران حداقل عامل سرمايه و مديريت سرمايه ضعيف است در حالى كه كار در ايران خيلى خوب است اما از آنجا كه عامل سرمايه در ايران وجود ندارد عامل كار به كار گرفته نمى شود، ضعف مديريت هم مزيد برعلت شده است يعنى مديريت اقتصادى ايران يك نوع مديريت ناكارآمد است فناورى پيشرفت را هم نداريم بنابراين ما در عوامل توليد، نه سرمايه و نه تكنولوژى و نه مديريت خوب داريم. و اين سه عامل كه از عوامل بسيار مهم لازم براى پيشرفت هر اقتصادى است را نداريم و يا حداقل ناقص داريم تا اينها شكل درستى پيدا نكنند ما راه به جايى نمى بريم متأسفانه بخش بزرگى از عوامل توليد خارج كشور است. فناورى، سرمايه و حتى شيوه هاى مديريت هم ايرانى و هم خارجى در خارج است و تا زمانى كه درهاى ما با دنياى خارج بسته است در چارچوب عوامل توليد عقيم خواهيم ماند و اقتصاد خرد ماحركتى نخواهد داشت. بخشى ديگر از اقتصاد هر كشورى جداى از عوامل توليد نهادهاى توليد است اين نهادها عبارتند از: دولت، بازار ، مالكيت خصوصى و روابط عوامل توليد . اين نهادها در ايران بسيار ضعيف، عقب افتاده و در حد ابتدايى هستند مثلاً دولت كه بايد نقش نظارت داشته باشد خودش مشكل دارد و با نيروها و سياستهاى موازى مواجه است كه اين امر بر برنامه ها و تصميم گيريهاى دولت اثر مى گذارند با اين وضعيت عوامل مولد هم ناقص است. از طرف ديگر در ايران مشخص نيست كه مالكيت خصوصى چه شكلى است دولت هم از برنامه ريزى مدون عاجز است نقش اقتصادى دولت در ايران وسيع است و بخش ديگر هم دست بنيادهاست و معلوم نيست كه اين بخش ها خصوصى اند يا دولتى . دولت ممكن است سياستگذارى كند اما در ته خط بامقاومت بنيادها و سازمانهاى اقتصادى مواجه مى شود. دركنار اينها در سياست تجارت خارجى هم ما مشكلات زيادى داريم مشخص نيست تجارت خارجى ما آزاد است يا نه. سياست خارجى ما در مورد صادرات و واردات مشخص نيست سياست هاى بسيار مبهم و درهم آميخته اى داريم كه سازمان جهانى تجارت آن را نمى پذيرد. بنابراين در سه مورد سياست هاى عوامل توليد، سياستهاى نهادهاى توليد و سياستگذارى كلان مشكل داريم در مجموع يكسرى مسائل اساسى در ايران است كه بايد حل بشود. با همه اين شرايط اسفناك نمى شود مدعى شد كه تمام جنبه هاى اقتصاد ايران منفى است . اقتصاد ايران با همه مشكلاتى كه دارد، توانسته است به يك شكلى خودش را نگه دارد ما نفت داريم كه با فروش آن مى توانيم بر پاره اى از مشكلات غلبه كنيم. متأسفانه همين نفت هم به يكى از مشكلات اساسى ايران تبديل شده است. چون دولت از نظر اقتصادى به نفت وابسته است و به مردم وابسته نيست عملاً نه شفافيت و نه مسؤوليت دارد و نه در تنگنا نيست چون درتنگنا نيست پس فكرى براى تدوين برنامه استراتژيك اقتصادى در درازمدت نمى كند. تا وقتى نفت منبع درآمد دولت باشد ، نمى توان انتظار شكوفاشدن اقتصاد ايران را داشت. تحريم هاى اقتصادى ايران به وسيله آمريكايى ها تا كى ادامه پيدا خواهدكرد آيا اين تحريم ها با عرف بين الملل همخوانى دارد؟ هيچ قانونى نداريم كه كشورى تا كجا مى تواند كشور ديگرى را تحريم كند. آمريكاييها بيش از ۵۰ سال است كه كوبا را تحريم كرده اند و در دنيا هيچ كشورى نمى تواند مانع از اين كار آمريكاييها شود. بنابراين تا زمانى كه مشكل ايران و آمريكا حل نشود اين تحريم ها ادامه خواهدداشت. متأسفانه كار به جايى رسيده است كه آمريكاييها ديگر قانع به اين تحريم هاى فعلى نخواهندبود. اين تحريم در شرايط فعلى يك جانبه است و اروپا و ژاپن، چين و ديگر كشورها در اين تحريم ها مشاركت ندارند. اين تحريم ها تحريم هايى نيست كه عليه عراق وجودداشت. تحريم عراق يك تحريم بنيادى بود. تمام جهان در تحريم عراق وجودداشت. سؤال اينجاست كه تحريم هاى اعمال شده ازسوى آمريكاييها عليه ايران چه اندازه خسارات به دو كشور رسانده است و آيا از عرف بين الملل اعمال چنين تحريم هايى عليه ملت يك كشور ديگر قابل پذيرش است؟ به هر دو كشور خسارت وارد كرده است ولى بايد پذيرفت كه اقتصاد آمريكا و ايران مثل فيل و فنجان است. يعنى اقتصاد آمريكا يك اقتصاد تريليونى است اما اقتصاد ايران يك اقتصاد ميلياردى است. اين دو اقتصاد قابل مقايسه با هم نيستند. كل اقتصاد ايران به اندازه اقتصاد نيويورك است. اين درحالى است كه آمريكا ۵۳ نيويورك دارد واقعيت اين است كه هردو كشور از اين تحريم ها صدمه مى بيند اما صدمه اى كه ايران متحمل مى شود قابل مقايسه با آمريكا نيست. درواقع اين تحريم ها خراشى به اقتصاد آمريكا وارد مى كند و بسيار ناچيز است. اما اين براى ايران بسيار سنگين است بگذار مثالى بزنم جنگ عراق عليه ايران كه من معتقدم آمريكاييها آن را عليه ايران تحميل كردند چيزى حدود ۲۰۰ميليارد دلار به اقتصاد ايران صدمه واردكرد. خود گروگانگيرى و مسائل بعدش حداقل ۵۰ميليارددلار به اقتصاد ايران صدمه زد و اين البته جدا از تحريم هاى كمرشكنى است كه تابه حال عليه ايران اعمال شده است. از وقتى كه اين تحريم ها عليه ايران آغاز شد دو نوع لطمه به اقتصاد ايران واردشد كه مهمترين آن نوع صدمات استراتژيك و راهبردى بود مثلاً اگر ايران و آمريكارابطه حسنه اى با هم داشتند خط لوله باكو - تفليس - جيحان از مسير ايران مى گذشت. متأسفانه اين صدمات استراتژيك و راهبردى كه به اقتصاد ايران تحميل شد به هيچوجه قابل جبران نيست. يعنى اگر روابط ايران و آمريكا در آينده بهبود پيداكند ديگر اين خط لوله باكو - جيحان را تعطيل نمى كنند و خط لوله اى ديگر از ايران نمى گذرانند. بنابراين ما هراندازه بيشتر منتظر حل مشكل مان شويم همان اندازه بيشتر متحمل ضرر و زيان راهبردى و استراتژيك مى شويم. اما صدمات ايران به آمريكا به دليل برخوردارى آمريكا از يك اقتصاد بسيار نيرومند، ناچيز و اندك بود. اين اما به دليل اقتصاد ضعيف و شكننده ايران اين ضربه به ما بيشتر بوده است. آمريكا مى تواند بدون ايران زندگى كند، اما آيا اين وضعيت براى ما ميسر است؟ چون هيچ كشورى تا به حال نتوانسته است اين كار را بكند. اين غيرممكن است كه كشورى در دنيا پيداشود با آمريكا رابطه نداشته باشد و توسعه اقتصادى هم پيداكند. با اين وضعيت بايد قبول كرد كه تا زمانى كه روابط تهران و واشنگتن بهبود پيدانكند ايران از نظر اقتصادى توسعه پيدانمى كند، چون آمريكاييها تمايل ندارند مدلى در دنيا پيداشود كه دشمن آنها باشد، دموكراتيك شود و توسعه اقتصادى پيداكند. اين از ديد آمريكا غيرممكن است. دولت شيلى در زمان سالوادورآلنده، دولت دكتر مصدق در ايران و يا دولت فعلى هوگوچاوز در ونزوئلا نمونه هايى از دولت هاى مخالف آمريكا در جهان بودند و هستند. سؤال اينجاست، آمريكاييها با دولت هاى آلنده و دكتر مصدق چكاركردند؟ با دولت چاوز هم همين كار را خواهندكرد. آنها معتقدند هر دولتى كه مخالف آنها باشد نبايد دموكراتيك شود و رشد پيداكند و اين قابل انتقاد است اما اين واقعيت دنياى امروز ماست. حتى اروپاييها هم پس از جنگ جهانى دوم هرگز سعى نكردند جلوى خواست آمريكايى ها قرار بگيرند و حداقل در آينده دورى كه من مى بينم اروپاييها هرگز چنين كارى را نخواهندكرد. اروپا امكان ندارد مستقل از آمريكا به زندگى سياسى خود ادامه دهد. جنگ بوسنى، بحران عراق، بحث مسائل هسته اى ايران و... نمونه هاى واقعى هستند كه اروپا مستقل از آمريكا نمى تواند تصميم بگيرد.
|