|
چشم انداز
|
|
|
|
آن سوى خبر
|
|
|
|
|
|
نوشته:«كرگ مورى» سفير سابق انگليس در تاشكند
|
|
|
|
|
چشم انداز
استراتژى جديد كميسيون حقوق بشر براى ايفاى نقش گسترده تر در جهان
راديو آمريكا در گزارشى، از اتخاذ استراتژى جديدى توسط رئيس كميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد براى گسترش نقش اين كميسيون در جهان خبر داد. اين راديو ديروز گفت: خانم «لوئيس آربور» رئيس كميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد معتقد است: وظايف اين كميسيون بايد از تالارهاى سازمان ملل به واقعيتهاى تلخ در گوشه و كنار جهان كشيده شود. به گزارش ايرنا، وى دراين باره گزارش ويژه اى تسليم «كوفى عنان» دبير كل سازمان ملل متحد كرده و عنان نيز آن را به مجمع عمومى فرستاده است. اين گزارش تحت عنوان «طرح عمل، حمايت و تقويت» پاسخ خانم آربور، به گزارش جامع عنان است كه بر اصلاحات در سازمان ملل متحد، حقوق بشر و نقش سازمان ملل متحد در احياى حقوق پايمال شده انسانها در گوشه و كنار جهان تأكيد كرده بود. رئيس كميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد، گزارش خود را جنبه عملى وظايف كميسيون مى داند كه وظيفه آن، نگاهبانى از موازين حقوق بشر است. اين طرح به مواردى چون ريشه هاى فقر، تبعيض، مناقشات و ناكامى كشورها در اجراى اصول دموكراسى خواهد پرداخت. آربور در اين گزارش، براى رفع اين نقايص، از كشورها و دفاتر حقوق بشر منطقه اى خواستار كمك و همكارى شده است. با وجود اينكه برنامه هاى حقوق بشر سازمان ملل متحد، پس از جنگ جهانى دوم پيشرفتهاى چشمگير داشته است، اما با توجه به چالشهاى كنونى جهان، گسترش برنامه هاى كميسيون حقوق بشر كار چندان ساده اى نخواهد بود. كميسيون حقوق بشر، فقط ۱/۸ درصد كل بودجه سازمان ملل متحد را دريافت مى كند كه بخش بزرگ آن نيز از منابع ديگر تأمين مى شود. آربور معتقد است كه براى كارآيى بالاى اين كميسيون، بودجه كنونى آن كه بيش از ۸۶ ميليون دلار است بايد ظرف پنج يا شش سال آينده دو برابر شود. او با طرح عنان براى ايجاد يك شوراى دائمى حقوق بشر كه كار آن نظارت بر اوضاع حقوق بشر در اكثر كشورهاى جهان خواهد بود، موافق است.
|
|
|
|
|
آن سوى خبر
دومين «نه» سرنوشت ساز در تاريخ فرانسه
شهروندان فرانسوى، براى دومين بار در تاريخ اين كشور، با رأى منفى خود، مسؤولان كشور را به چالشى عظيم كه مى تواند منجر به استعفاى رئيس جمهورى شود، كشاندند. به گزارش پايگاه اينترنتى روزنامه «لوموند»، مردم فرانسه پيش از اين هم در ۲۷ آوريل سال ۱۹۶۹ با رأى «نه» به همه پرسى تصويب قانون «ايجاد تقسيمات منطقه اى» و «احياى مجدد مجلس سنا» دولت را از اقدامى بزرگ و تاريخ ساز بازداشتند ضمن آنكه همين رأى منفى منجر به استعفاى «ژنرال دوگل» رئيس جمهورى وقت فرانسه شد. در آن همه پرسى كه بيش از ۸۰ درصد از واجدين شرايط در آن شركت كرده بودند، ميزان رأى منفى مردم ۵۲/۴ درصد بود. غروب همان روز، ژنرال دوگل در نامه اى دو پاراگرافى، استعفاى رسمى خود را از مقام رياست جمهورى فرانسه نوشت و صبح ۲۸ آوريل ۱۹۶۹ نامه اش را قرائت كرد. مطبوعات وقت با انتقاد از تصميم گيرى عجولانه و شتابزده دوگل، اين تصميم او را به اقدام رئيس جمهورى در يك سال قبل ربط دادند. ژنرال دوگل، در ۳۰ مه ۱۹۶۸ پس از سه هفته اعتصاب و تظاهرات سراسرى بى وقفه، انحلال مجلس را اعلام كرد. در اين واقعه ژنرال دو گل صريحاً اعلام كرد كه تصميم به استعفا ندارد. استعفاى ژنرال دو گل در ۲۸ آويل ۱۹۶۹ از آن روى بود كه وى اعتقاد داشت، طرح قانونى را كه مردم به آن رأى منفى دادند، شامل اصلاحاتى تضمين كننده پيشرفت و مدرن شدن كشور است. ژنرال دوگل، يك سال بعد در ۹ نوامبر سال ۱۹۷۰ از دنيا رفت، اما تا زمان مرگ، هرگز انگيزه اصلى استعفايش را فاش نكرد. حال، تاريخ فرانسه مجدداً تكرار شده است و اين بار مردم اين كشور به همه پرسى قانون اساسى اروپا رأى نه داده اند. اين بار همه منتظرند ببينند آيا سرنوشت مشابهى مانند ژنرال دوگل در انتظار «ژاك شيراك» رئيس جمهورى فرانسه خواهد بود يا خير.
|
|
|
|
|
نگاه متفاوت آمريكا و روسيه به تاريخ
|
|
|
ساعاتى قبل از سفر «جورج دبليوبوش» رئيس جمهورى آمريكا به روسيه براى شركت در جشن هاى روز پيروزى بر آلمان هيتلرى، مجله «پرافيت» چاپ مسكو با «استيفن هادلى» مشاور امنيت ملى آمريكا درباره وجوه اهميت سفر بوش به جمهوريهاى بالتيك و روسيه براى تماشاى رژه «روز پيروزى» در ميدان سرخ مسكو مصاحبه كرد. وى سپس در روز ۹ماه مه (۱۹ارديبهشت) با شركت در يك نشست خبرى در مسكو درباره نتايج ملاقات رهبران دوكشور با خبرنگاران گفت وگو كرد. مصاحبه ذيل با نقطه نظراتى كه هادلى به مجله پرافيت ارائه داده است، آغاز مى شود: چرا پرزيدنت بوش سفر خود به مسكو را به سفرش به لتونى و گرجستان پيوند داد؟ برخى كارشناسان و مقامات روسى نسبت به اين سفرها ابرازنگرانى كرده اند. ماهيت وعلت سفر جورج بوش به اروپا، نمايش تعهد همه جانبه ايالت متحده آمريكا به شركاى اروپايى بوده است. ما مى خواهيم به جمهوريهاى بالتيك ثابت كنيم كه تعهد آنها به ارزشهاى مشترك كه با اعزام نيرو به افغانستان و عراق نمايان شد، بسيار حايز اهميت است. هر ۳كشور حوزه بالتيك با اعزام نيرو به عراق و افغانستان از ما پشتيبانى كرده اند و ما مى خواهيم سپاس خود را از اين حمايت و كمك ابراز كنيم. رئيس جمهورى ما براى اولين بار در تاريخ ايالات متحده از گرجستان ديدار كرده است. اين موضوع، به نوعى، سپاسگزارى آمريكا را از انتخاب دموكراتيك مردم گرجستان نشان مى دهد. ما به گرجستان در رفع اختلافات ارضى اش يارى مى رسانيم و تلاشهاى تفليس را براى پيوستن به ساختار اروپا و ناتو درك مى كنيم. ديدار رئيس جمهورى آمريكا از گرجستان، نوعى نمايش اتحاد ملت آمريكا با ملت گرجستان است تا به آنها ثابت كند كه ملت آمريكا در تلاشهايشان براى تثبيت دموكراسى در كشورشان آنها را تنها نمى گذارد. برخى «كارشناسان» و «تاريخ نگاران» اخيراً تلاش كرده اند تا نتايج جنگ جهانى دوم را مورد ارزيابى مجدد قرار دهند و روسيه را قدرت اشغالگرى معرفى كنند كه «ملل آزاد شرق اروپا» را به زنجير كشيد. آيا با اين فرضيه جانبدارانه از تاريخ، چرا رئيس جمهورى آمريكا براى بزرگداشت جشن پيروزى به مسكو آمد؟ پرزيدنت بوش اين سفر را به احترام و بزرگداشت ياد كسانى انجام داده است كه جان خود را براى مبارزه با پيشرفت فاشيسم در اروپا قربانى كرده اند، ضمن آنكه مى خواهد نگاهى دوباره به تاريخ و وقايعى كه به پايان جنگ جهانى دوم انجاميد، داشته باشد. به خاطر داريد كه در سال،۱۹۸۹ شوراى عالى اتحاد جماهير شوروى امضاى معاهده «مولوتوف - ريبن تروپ» درباره الحاق جمهوريهاى بالتيك به اتحاد شوروى را تقبيح كرد و درست به همين علت است كه ما معتقديم روسيه به عنوان جانشين اتحاد شوروى مى تواند در شرايط مشابه درباره اين الحاق سخن بگويد. اما رئيس جمهورى ايالات متحده على رغم هر قضاوتى كه افكار عمومى از تاريخ ۶۰سال گذشته داشته باشند، مى خواهد از توجه به تمركز بر اختلافات بپرهيزد و به نقاط اشتراك و وحدت بپردازد به عبارت ديگر، ما آماده اعتراف به اشتباهات گذشته و در عين حال،توجه به جلو هستيم. هنگامى كه به سياست آمريكا در قبال جمهورى سابق اتحاد شوروى نظر افكنيد، همواره اين نكته را به ياد داشته باشيد. آيا پرزيدنت بوش مستقيماً با «پوتين» درباره احساس نگرانى آمريكا از ايذاى همسايگان روسيه به وسيله اين كشور يا سركوب دموكراسى خواهى ناشى از سياستهاى روسيه در جمهورى همجوار اين كشور از جمله «لتونى» سخن گفته است؟ اگر چنين سخنانى رد و بدل شده، واكنش روسيه چه بوده است؟ (اين سؤال و سؤالات بعدى در كنفرانس خبرى «هادلى» با حضور تمام خبرنگاران مطرح شد). بوش چنانكه شما نيز مى دانيد به طور مستقيم درباره اين موارد با پرزيدنت پوتين سخن گفته است. بوش در «ريگا» طى يك سخنرانى تأكيد كرد كه روسيه نبايد از گسترش دموكراسى در كنار مرزهايش بهراسد، بلكه بايد از آن استقبال كند، زيرا دولتهاى دموكراتيك دولتهاى صلح طلبى هستند كه خواهان همزيستى مسالمت آميز با همسايگان خود هستند. طبيعى است كه مانند بسيارى از كشورهاى همسايه بين روسيه و همسايگانش نيز اختلافاتى موجود است و رئيس جمهورى آمريكا به روسيه و همسايگانش توصيه كرده است كه تلاش كنند تا مشكلات خود را به شكل مسالمت آميز و با آرامش رفع كنند. تعدادى از اعضاى كنگره و روزنامه نگاران برجسته آمريكايى از پرزيدنت بوش خواستند تا در ديدار با پوتين، نگرانى آمريكا را از سراشيبى ارزشهاى دموكراتيك در روسيه به اطلاع وى برساند... تحكيم و تثبيت مؤسسات دموكراتيك در روسيه اساس مباحثات دنباله دار دوكشور را تشكيل مى دهد. ما به دقت سخنرانى هاى اخير پوتين را بررسى كرده و به اين حقيقت رسيده ايم كه وى قصد دارد كشورش رابه روشهاى دموكراتيك اروپايى نزديك كند. پرزيدنت بوش به اطلاع پرزيدنت پوتين رساند اروپا شريك استراتژيك آمريكا است و ايالات متحده نسبت به تحولات دموكراتيك در اروپا حساسيت سياسى دارد كه شامل جمهورى هاى سابق اتحاد شوروى هم مى شود و در ضمن، حساسيت دولت آمريكا نسبت به اين مهم، كمتر از حساسيت ملل اين منطقه نيست. از اظهارات برخى از اعضاى بانفوذ كنگره آمريكا چنين برمى آيد كه روابط بين مسكو و واشنگتن از هنگام شروع دور دوم رياست جمهورى جورج بوش افول كرده است. راه گسترش اين روابط در درازمدت چيست؟ من فكر نمى كنم روابط بين دوكشور رو به تيرگى گذاشته باشد. ما گفت وگوهاى سازنده اى در «براتيسلا وا» داشتيم كه بر دموكراسى و ساير عناوين مهم مورد توجه دوكشور متمركز بود. اين يك روند ادامه دار ديپلماتيك است. يك بار ديگر تأكيد مى كنم كه روابط ما با روسيه راهبردى است وما با همكارى يكديگر بسيارى از مسائل بين المللى را به سوى حل و فصل نهايى پيش مى بريم، زيرا در مسير منافع دوجانبه حركت مى كنيم و چنين رويكردى نه تنها به نفع مردم ايالات متحده، بلكه همگام با منافع مردم روسيه نيز هست. در اين حال، نبايد فراموش كرد كه ما داراى اصول زيربنايى مهمى هستيم كه نه تنها به دوستان روس خود لزوم رعايت آنها را گوشزد كرده ايم، بلكه به اطلاع آنها رسانده ايم كه ارزشهاى مشترك ما با ساير كشورها بايد مورد احترام قرار گيرد. بنابراين، مشاركت و گفت وگوهاى صادقانه درباره نكات مورد اختلاف نبايد به معنى تلاش براى صدمه رساندن به ديگرى تلقى شود. از اظهارات برخى مقامات عالى رتبه كاخ سفيد چنين برمى آيد كه واشنگتن از سفر اخير «پوتين» به خاورميانه تلقى مثبتى نداشته است. شما اين سفر را چگونه ارزيابى مى كنيد؟ آيا شما آن را گام جديد روسيه براى افزايش نقش اين كشور در منطقه به حساب مى آوريد يا آن را تلاشى براى رقابت مسكو با واشنگتن در افزايش نفوذ در خاورميانه به شمار مى آوريد؟ شما مى دانيد كه اتحاد شوروى و سپس ،روسيه روابط خوبى با كشورهاى خاورميانه داشته اند. روسيه براى حل و فصل مسأله خاورميانه با آمريكا همكاريهاى خوبى داشته است وبه همين دليل، سفر پرزيدنت پوتين به منطقه به هيچ وجه ما را غافلگير نكرد. با توجه به برگزارى كنفرانس صلح خاورميانه كه قرار است به زودى در مسكو برقرار شود، ديدگاه دولت آمريكا در تأييد چنين جلساتى است و اهميت چنين رويدادهايى را بسيار زياد مى داند. تنها سؤال اين است كه اين جلسات در چه مقاطع تاريخى و در كدام كشورها برگزار شود. به نظر ما، همكارى روسيه و آمريكا در كنار سازمان ملل متحد و اتحاديه اروپا در مسير صلح خاورميانه مى تواند سازنده و ثمربخش باشد. رئيس جمهورى روسيه اخيراً از اين موضوع شكايت كرده است كه به نظر وى، آمريكا مى خواهد به ديگران درس دموكراسى بياموزد. بنابراين،مى توانيد بگوييد كه واكنش او نسبت به سخنان بوش در ريگا كه در همين زمينه طبقه بندى مى شود، چه بوده است؟ اين مطبوعات بوده اند كه سخنان جورج بوش را آموزش توصيف كرده اند، يقيناً آنها را به هدف آموزش دادن بيان نكرده ايم و همچنين تا جايى كه من شاهد بوده ام، پرزيدنت پوتين نيز اعتراض جدى به اين سخنان نداشته است. پرزيدنت بوش با همتاى روسى اش درباره سفر به لتونى و محتواى سخنرانى اش در ريگا گزارش داد. پرزيدنت پوتين و ساير رهبران با فرازهايى از اين سخنرانى موافق و با فرازهايى مخالف بودند، اما ديد كلى آن بود كه سخنان متعادلى بوده است وحتى برخى به وجود نكات مثبت فراوان در آن اشاره داشتند. به نظر مى رسيد كه پوتين با ذكر اين جمله كه روسيه متجاوز نبوده، بلكه نيروى آزادى بخش بوده است، قصد اعتراض به سخنان جورج بوش را داشت. آيا چنين بوده است؟ مى خواهم تأكيدكنم كه اين ديگر ديدگاه مطبوعات نبوده، بلكه اشاره صريح رئيس جمهورى روسيه بوده است به نظرم، بايد قبول كرد كه روسيه با نگاه ديگرى به تاريخ نظر بيندازد، اما آنچه كه رئيس جمهورى آمريكا در ريگا درباره ديدگاه آمريكا درباره تاريخ جنگ جهانى دوم بيان كرد، به هيچ وجه موضوع جديدى نبوده است، ما از ديرباز بر اين اعتقاد بوده ايم كه اتحاد شوروى به اجبار، جمهوريهاى بالتيك را به خود منضم كرد. منبع: مسكو نيوز
|
|
|
|
|
نوشته:«كرگ مورى» سفير سابق انگليس در تاشكند
سياستآمريكا و انگليس در قبال ازبكستان
|
|
|
پيش از آنكه خون تظاهر كنندگانى كه براى دموكراسى قيام كرده بودند، خشك شود، كاخ سفيد كوشيد تا به طرق مختلف، آنان را منزوى و مبارزاتشان را لوث كند.* «مك كلان» سخنگوى كاخ سفيد اعلام كرد كه در ميان كشته شدگان شهر انديجان، تعداد زيادى تند روهاى اسلامى به چشم خود كه به جاى آنكه به طريق مسالمت آميز در خواستهاى خود را مبنى بر استقرار دموكراسى به پيش ببرند، به اعمال خشونت بار دست زدند و ديگران را نيز تشويق به خشونت كردند. چگونه مى شود موضوع بالا را تفسير كرد؟ همگان مى دانند كه اوضاع ازبكستان با گرجستان، اوكراين وحتى قرقيزستان فرق دارد، در كشورهاى ذكر شده على رغم اينكه نتيجه انتخابات از قبل معلوم بود، اما براى احزاب مخالف امكان ابراز عقيده وجود داشت. اما در ازبكستان، در انتخاباتى كه در ۲۶ ماه دسامبر گذشته انجام گرفت، دولت براى نيروهاى اپوزيسيون هيچ گونه حقى قائل نشد و آنان از هيچگونه امكان مشاركت برخوردار نبودند. اضافه بر همه اينها، اينكه در ازبكستان، رسانه هاى جمعى كاملاً در اختيار دولت است و از پخش هر خبرى در مخالفت با سياستهاى دولت ابا مى ورزد، براى مثال، حتى تا دو روز پس از كشتار در شهر انديجان و در حاليكه جهانيان از آن آگاه بودند، اما مردم «تاشكند» كاملاً بى خبر نگهداشته شده بودند و البته بايد گفت كه در ازبكستان دست زدن به هر عمل اعتراضى عليه دولت قدغن است. براى روشن شدن مطلب كافى است كه گفته شود كه در هفتم دسامبر سال گذشته، يك اعتراض جمعى مسالمت آميز كه در مقابل سفارت انگلستان انجام گرفت، با خشونت بسيارى سركوب شد و غالب قربانيان را زنان و كودكانشان تشكيل مى دادند. با اين حساب، چگونه مردم ازبكستان مى توانند از راه مسالمت آميز، اعتراض خود را ابراز بدارند؟ براى مثال، نگاهى بيندازيم به زندانى شدن ۲۵ نفر بازارى كه به اتهام بنياد گرايى اسلامى در زندان به سر مى برند و توسط مردم از زندان آزاد شدند. اگر اينان آزاد نمى شدند، چه وضعى در انتظار شان بود. در ازبكستان، اتهام جنايى و سياسى در حق ۹۹% زندانيان اعمال مى شود و در زندان يهايى كه شكنجه با تمام شدت ادامه دارد، ديگر هيچ دليلى كار برد ندارد. شايد مرا به اغراق گويى متهم كنيد، اما من شما را به گزارش «تيوفان بوفين» پرفسور و گزارشگر سازمان ملل متحد كه در امور مسائل زندانيان و شكنجه تخصص دارد، ارجاع مى دهم. وى گزارش دقيقى در ۳۰۰ صفحه در مورد چگونگى شكنجه و ابزارهاى شكنجه گرى را در زندانهاى ازبكستان تهيه كرده و توضيح داده است كه هدف از اعمال شكنجه در زندانهاى ازبكستان اقرار گيرى از زندانيهاى ازبكى براى دو تشكيلات مى باشد. اطلاعاتى كه آنان از طريق اعمال شكنجه بدست مى آورند، هيچ گونه اعتبارى ندارد و من هنگام سفارتم در تاشكند كوشيدم تا اين اعمال جنايتكارانه را متوقف و دولت انگلستان را مسؤول آن معرفى كنم. اين موضوع موجب شد تا من كارم را از دست بدهم. اما آنچه كه مهم و مسلم است، نه درستى معلومات و اعترافات بدست آمده، بلكه سير اين اعمال وسيله رونق گيرى بازار «اسلام كريم اف» به عنوان غلام حلقه به گوش جورج بوش است. در دستگاه ادارى بوش، كمتر شخصى را مى توان يافت كه از كريم اف با القاب گوناگون ياد نكند. هيچ كدام آنان در مورد انتخابات آزاد در ازبكستان صحبتى به ميان نمى آوردند. تصادفى نيست كه دولت آمريكا تنها در سال ۲۰۰۲ ، ۵۰۰ ميليون دلار كمك اقتصادى، ۱۲۰ ميليون دلار كمك نظامى و ۸۰ ميليون دلار كمك امنيتى در اختيار كريم اف قرار داده است. پايگاه نظامى آمريكا در ازبكستان تنها براى مبارزه با «تروريسم» در افغانستان نيست، بلكه بنا به گفته رامسفلد، هدف اصلى آن محاصره منطقه «خاورميانه بزرگ» و با كشيدن كمربندى در اطراف حلقه هاى چاه و منابع گاز از خاور ميانه تا قفقاز و آسياى مركزى است . با اين حساب، كشتار ازبكهاى انديجان از نظر كريم اف و آمريكا چيزى به حساب نمى آيد و چه كسى به آنان اهميت خواهد داد؟ من سال گذشته براى ملاقات با رهبران اپوزيسيون به شهر انديجان در ازبكستان رفتم و با آنان ملاقات كردم مى توانم تأكيدكنم كه آنان گرايش هاى اسلامى ندارند و آن چه كه من مى خواهم بگويم، اين است كه اينان به اين دليل كشتار شدند، تا آرامش وزارت خارجه آمريكا فراهم شده باشد. آنان قربانيان سياست بوش و رامسفلد شدند. زمان زيادى طول نخواهد كشيد كه فريبكاريهاى «جك استراو» را خواهيم ديد و تأكيداً دولت آمريكا كه برنامه گسترده اى تحت نام «حقوق بشر» در ازبكستان به راه خواهد انداخت. * لازم به تذكر است كه طبق آخرين آمار، حدود هزار نفر از مردم انديجان توسط رژيم كريم اف كشته شده اند. منبع: روزنامه گاردين ترجمه الف مزارعى
|
|
|
|