پنجشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۸۴ -
Thu, Jun 2, 2005
ماجرا
شماره ۳۱۵۱
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
حيوانات احساسات عميق و رفتارهاى اجتماعى دارند
نوشته: جاناتان ليك
ترجمه: نجمه اعظم منش
امروزه دانشمندان دريافته اند كه حيوانات از فعاليتهاى ذهنى پيچيده اى برخوردار هستند به طورى كه براين اساس، گاوها كينه مى ورزند، روابط دوستانه برقرار مى كنند و حتى درجريان چالش هاى ذهنى هيجان زده مى شوند.
آنها قادر به درك احساسات عميقى چون درد، ترس و حتى اضطراب هستند و نسبت به آينده نگران مى شوند.
نتايج حاصل از تحقيقات درباره حيوانات اهلى نيز نشان مى دهد كه خوك ها، بزها، مرغ ها و ساير دام ها داراى رفتارهاى مشابهى هستند.
دانشمندان عقيده دارند احساسات اين حيوانات ممكن است چنان مشابه انسانها باشد كه قوانين رفاه اجتماعى نياز به تجديدنظر داشته باشند.
«كريستين نيكل» استاد رفاه اجتماعى حيوانات دانشگاه بريستول دراين ارتباط مى گويد: بايد با مرغ ها مانند افرادى كه داراى نيازها و مشكلات خاص خودشان هستند، برخود شود. اكنون توانايى هاى ذهنى و تازه هاى فرهنگى قابل توجهى روشن شده و ما وظيفه داريم مواردى را به ديگران يادآور شويم.
نخست آنكه هرحيوانى كه قصدخوردن و يا استفاده از آن را داريم مثل انسان، موجودى پيچيده است و دوم فرهنگ دامدارى را براساس اين پيچيدگى ها تنظيم كنيم. قرار است «نيكل» يافته هايش را درهمايشى علمى كه ازسوى مؤسسه حاميان رفاه حيوانات (Compassion in world farming) در لندن برگزارمى شود، ارائه دهد.
«جان وبستر» استاد دامدارى دانشگاه بريستول و نويسنده كتاب «رفاه اجتماعى حيوانات: گامى به سوى بهشت عدن» نيز مى گويد: اينكه مردم تصور مى كنند، حيوانات به خاطر داشتن مغزكوچكتر، كمتر از انسانها ناراحت مى شوند، منطقى نيست.
«وبستر» و همكارانش توانسته اند اين موضوع را ثابت كنند كه گاوها گروههاى متشكل از دو تا چهار گاو را تشكيل مى دهند و بيشتر وقت شان را با هم مى گذرانند. همچنين آنها براى ماهها و يا حتى سالها نسبت به گاوهاى ديگر احساس تنفر و كينه دارند. برپايه اين تحقيقات، ممكن است گاوهاى شيرى تمايلات جنسى شديدترى داشته باشند و برخلاف اينكه آنها به نظر آرام مى آيند ولى مبتلا به جنون جنسى هستند.
«دونالد بوروم» استاد رفاه اجتماعى حيوانات دانشگاه كمبريج هم با موضوع چالش هاى ذهنى حيوانات تحقيقى را انجام داده است كه بر مبناى آن حيوانات بايد براى يافتن غذا متوجه نحوه بازكردن يك «در» مى شدند و درهمين حال امواج مغزى شان توسط يك دستگاه نوارمغز موردثبت قرارمى گرفت.
به گفته «بوروم» امواج مغزى ثبت شده، هيجان آنها را نشان مى داد و اينكه ضربان قلبشان بالا مى رفت. حتى برخى از آنها مثل ارشميدس كه آن مسأله معروف را حل كرد و از خوشحالى بالا و پايين پريد و گفت: «يافتم، يافتم»، شروع به بالا و پايين پريدن كردند. به همين خاطر لحظه پيداكردن غذا، لحظه «يافتم، يافتم» ناميده شد.
«كيت كنه ريك» استاد نوروبيولوژى مؤسسه بابراهام كمبريج نيز در تحقيقات خود پى برده كه گوسفندان به مراتب بيشتر از آنچه تصور مى شود، پيچيده هستند. آنها قادر هستند چهره ۵۰ گوسفند را حتى از نيم رخ به خاطر بسپارند و گوسفندان ديگر را پس از يك سال دوربودن ازهم بشناسند.
«كنه ريك» در توضيحات خود اين نكته را مورد اشاره قرارمى دهد كه چطور گوسفندان نسبت به انسانهاى خاصى، دلبستگى شديد پيدامى كنند و با دورى طولانى آنها افسرده مى شوند و يا اينكه پس از سه سال به گرمى از آنها استقبال مى كنند.
ازدواج به سبك آفريقايى
214374.jpg
هادى جرقوئيان
وسعت قاره آفريقا و ازدياد فرهنگ ها، صحبت درباره آنها را مشكل مى كند.
سخت است از اين جهت كه آفريقا پر رمز و راز است و دستيابى به اطلاعات آن دشوار. به همين دليل در موضوع ازدواج، تنها به بررسى دو نمونه از تمدنهاى مهم آفريقايى مى پردازيم: ۱ - تمدن هوسا (غرب آفريقا) ۲- تمدن سواحيلى (شرق آفريقا) درست است كه هر دوتمدن متعلق به قاره سياه است، اما نه فقط در اين مورد (ازدواج ) در بسيارى از موضوعات ديگر نيز تفاوت هاى «اساسى» با يكديگر دارند. به همين دليل، مطالب در دوبخش جداگانه ارائه مى شود.
براى گردآورى هر بخش، از متون زبان هاى بومى آفريقا استفاده شده است.
نخست  ، به «غرب» قاره سيا مى رويم.
نام آفريقا همواره «جنگ» را به ياد ما مى آورد، واقعيتى انكار ناپذير در قاره بيشتر كشورهاى آفريقايى به نوعى درگير جنگ بوده و يا هستند و به سبب اين درگيرى ها، پيشرفت كمترى را تجربه كرده اند.اين تنها يك روى قضيه است. از سوى ديگر، كشته شدن ميليونها انسان دراين بين، ما را در حيرت فرو مى برد. در برخى موارد تعداد قربانيان به حدى مى رسد كه ديگر كشتار نيست، بلكه از آن به «نسل كشى» ياد مى كنيم، مانند قتل عام بيش از ۸۰۰ هزار آفريقايى در ۱۹۹۴ «رواندا».
با اين اوصاف، شايد براى خيلى از مردم غيرعادى باشد اگر درباره چيزى جز «جنگ آفريقا» صحبت كنيم، اما در اين نوشتار، مى خواهيم درست بر خلاف «نسل كشى» قدم برداريم: « ازدواج»
هوسا
مهم ترين فرهنگ و تمدن غرب آفريقا را «هوسا» (HAUSA) گويند.
منطقه اى كه بيشتر ساكنان آن را مسلمانان تشكيل مى دهند. هوسا در حقيقت بزرگ ترين قبيله در آفريقاى غربى است. قبيله اى كه جمعيت آن چند ده ميليون نفر است! كشورهاى نيجريه، نيجر، سيرالئون ، بنين و ساحل عاج، مهم ترين كشورهاى هوسا به شمار مى آيند. از زيباترين رسوم غرب آفريقا آيين هاى ازدواج است.
خواستگارى
در فرهنگ آفريقا، اولين مرحله رسمى ازدواج پس از آشنايى اوليه، «خواستگارى» است.
دراين مراسم خانواده هاى طرفين با يكديگر آشنا شده، صحبت هاى ابتدايى ازدواج، ميان آنها رد و بدل مى شود. اگر خانواده پسر و شخص او، عروس و نزديكانش را پسنديده باشد، رسم بر اين است كه خانواده داماد، وسايلى راكه به آن «كايان زانجه» (Kayan Zance) گفته مى شود نزد خانواده دختر مى فرستد.
«كايان زانجه» (كه در زبان هوسا به معناى وسايل گفت وگو است) كه شامل چند چمدان است كه داخل آنها لباس و لوازم آرايش براى عروس چيده شده است. تعدد چمدان ها و ارزش وسايل داخل آنها به وضعيت مالى داماد بستگى دارد. اگر پسر وضع مالى مناسبى داشته باشد، تعداد چمدان ها بيشتر و وسايل داخل آنها نيز گران قيمت تر است، اما اگر داماد از طبقه پايين اجتماع باشد، به همان نسبت تعدد چمدان ها و ارزش وسايل كمتر خواهد بود.
زمانى كه «كايان زانجه» براى دختر فرستاده مى شود به اين معنى است كه او مورد قبول داماد قرار گرفته، منتظر پاسخ طرف مقابل هستند. دراين هنگام نقش عروس و خانواده اش اهميت پيدا مى كند.دختر پس از بررسى خانواده داماد و آگاهى از وضع مالى پسر، تصميم خودرا اعلام مى كند.
اگر شرايط پسر را نپذير و حاضر به ازدواج با او نباشد، «كايان زانجه» را براى خانواده داماد پس مى فرستد. با پس فرستادن چمدانها و وسايل، خانواده پسر متوجه مى شوند كه جواب عروس به خواستگارى آنها منفى است اما هنگامى كه دختر شرايط دامادرا بپذيرد و آماده ازدواج با اوباشد، «كايان زانجه» فرستاده شده از طرف داماد را نزد خود نگه داشته، پاسخ «مثبت» را به اطلاع خانواده داماد مى رساند.
هنگامى كه دختر «كايان زانجه» را پذيرفت ، به خواستگاران ديگر خود جواب منفى داده، در اصطلاح به آنها مى گويد: «كايان زانجه دارم» بدين ترتيب، تمام خواستگاران پاسخ خود را دريافت مى كنند.البته در برخى موارد، خانواده هايى هم هستند كه دچار طمع مى شوند. يعنى پس از اين كه به خانواده اى پاسخ مثبت دادند، اگر فرد ديگرى با وضع مالى بهتر به خواستگارى آمد، وسايل خانواده اول را پس فرستاده و داماد متمول تر را براى ازدواج بر مى گزينند.البته اين كار، برخلاف عرف معمول فرهنگ مردم غرب آفريقاست و بندرت اتفاق مى افتد. درصورت بروز چنين پيشامدى ، خانواده عروس منزلت خود را نزد بستگان و همسايگان از دست داده و به عنوان «دختر فروش» مورد تمسخر سايرين قرار مى گيرد.
در فرهنگ آفريقاى غربى معمولاً مراسم عقد و عروسى جدا از يكديگر برگزار مى شود. پس از مشخص شدن تاريخ آنها، داماد به اتفاق دوستانش، كارت هاى دعوت را نزد آشنايان توزيع مى كنند. دو رسم ديگر پس از قطعى شدن وصلت و پيش از عروسى اجرا مى شود نخست، داماد مبلغى را در اختيار خانواده عروس قرار مى دهدكه به آن «كودين اوره » (Kudin Aure) گويند. مقدار پول به توافق طرفين و استطاعت مالى داماد بستگى دارد.
دوم، داماد براى عروس خانم «كايان لفه» (Kayan Lefe) تهيه كرده و به عنوان هديه مى فرستد. در فرهنگ غرب آفريقا «كايان لفه» به هدايايى از قبيل لباس، كيف وكفش گفته مى شودكه درون اتومبيلى گذاشته مى شوند. اگر داماد از وضعيت مالى بسيار خوبى برخوردار باشد (كه بندرت اتفاق مى افتد) علاوه بر هدايا، اتومبيل نيز به عنوان پيشكش تقديم عروس مى شود!
كم كم آماده برگزارى مراسم عروسى مى شويم.
ازدواج
كلمه «اورن» (Auren) در زبان اهالى غرب آفريقا به معناى «ازدواج» است. به طور كلى آنها ۴ نوع ازدواج متفاوت دارند:
۱ - «ازدواج زودرس» (Auren Wuri) به ازدواجى گفته مى شود كه در آن، قبل از رسيدن به سن بلوغ، به عقد پسرى درآيد. دراين نوع ازدواج، نظر دختر اهميتى ندارد و خانواده هاى دو طرف بايدبه تفاهم برسند. يعنى اگر خود دختر با وجود سن كم مخالف اين وصلت باشد، باز هم بنابر نظر بزرگ ترها، تن به ازدواج مى دهد.
۲ - «ازدواج اجبارى» (Auren Dole) نوعى ازدواج است كه در آن دختر يا پسر، به اين وصلت راضى نيستند. تفاوت آن با ازدواج زودرس، در سن دختر است كه در نوع «اجبارى» دختر به سن شرعى رسيده است. در بيشتر موارد، عدم رضايت «دختر» مانع اصلى ازدواج است، اما بنا بر اصرار پدر و بزرگ تر هاى قبيله تن به ازدواج مى دهد.
اين قبيل ازدواج ها در سال هاى گذشته متداول بود كه گاهى اوقات به فرار دختر از منزل پدر يا شوهر خود منتهى مى شد. امروزه چنين وصلت هايى ميان مردم هوسا كمتر ديده مى شود.
۳- «ازدواج صدقه اى» (Auren Sadaka): ازدواجى است كه در آن دختر به عقد يكى از بزرگان، علما و يا جوان تنگدستى درمى آيد. اين وصلت به دليل ارزش و احترام داماد نزد پدر عروس انجام مى پذيرد. تمام مخارج جشن نيز بر عهده خانواده عروس است و داماد هيچ هزينه اى را بر عهده نمى گيرد.
۴- «ازدواج عشقى» (Auren Soyayya) : رايج ترين نوع ازدواج در جوامع «شهرى» غرب آفريقاست، كه در آن دختر و پسر همديگر را ديده و آشنايى آغاز مى شود. پس از گذشت مدتى با توجه به شرايط موجود، اگر تصميم به ازدواج با يكديگر گرفته باشند، خانواده هاى خود را نيز در جريان تصميم خود قرار مى دهند. خانواده پسر آماده رفتن به خواستگارى و خانواده دختر آماده پذيرايى از ايشان مى شوند.
در بيشتر ازدواجهاى غرب آفريقا، رسمى ديده مى شود كه توجه هر بيننده اى را به خود جلب مى كند. پس از آنكه خطبه عقد جارى شد، زنهاى حاضر در مجلس، عروس را به گوشه اى برده و به دور او جمع مى شوند. سپس پارچه اى را جلوى عروس پهن مى كنند. هر يك از مهمانان، بسته به توانايى مالى خود، مبلغى را براى كمك به جشن عروس و داماد داخل پارچه مى گذارند. براى آنكه اين كار، توهين به عروس تلقى نشود، پارچه اى را روى سر او انداخته و چهره اش را مى پوشانند. اين آيين، حتى براى عروس و دامادهاى ثروتمند نيز برگزار مى شود.
سنت ديگرى كه در ازدواجهاى غرب آفريقا رواج دارد، پرداخت «مهريه» در همان ابتداى ازدواج است. مهريه زن نبايد براى مدت طولانى نزد شوهر به امانت باقى بماند. به همين علت، ميزان مهريه دخترهاى آفريقا غربى رقمى معقول است!
پس از مراسم عقد، همه آماده برگزارى جشن عروسى مى شوند. جشن اصلى در خانه پدر عروس برگزار مى شود، اما در كنار آن، مراسم ساده ترى هم در منزل پدر داماد جريان دارد. آيين جشن عروسى در آفريقاى غربى ۴روز به طول مى انجامد و معمولاً روز «يكشنبه» را براى آغاز آن برمى گزينند. مردم هوسا سنت خاصى براى فرستادن عروس به خانه شوهر دارند. پس از سپرى شدن ۴روز جشن، خانواده عروس نزد داماد مى روند. پسر در منزل خود يا پدرش پذيراى مهمانان است. بستگان عروس، لباس نو و عطرى خوشبو به داماد هديه مى دهند. داماد پس از استحمام، لباسها را پوشيده، خود را معطر كرده، آماده رفتن به منزل پدر عروس مى شود.
پس از آنكه داماد و دوستانش به خانه پدر عروس رسيدند، در جايى كه از قبل براى آنها در نظر گرفته شده است، قرار مى گيرند طورى كه از مهمانان ديگر، مجزا و مشخص باشند. سپس همه مهمانان با ساز و آهنگ گروه محلى حاضر در مجلس، شروع به جشن و پايكوبى كرده، در ميانه اين شادى، «عروس» هم به جمع آنها اضافه مى شود. ويژگى جالب اين جشن آن است كه بستگان عروس و داماد به يكديگر پول مى دهند، يعنى به عنوان شادباش، بستگان عروس به خويشاوندان داماد و بالعكس.
پس از برگزارى جشن، داماد به اتفاق دوستانش نزد بستگان درجه اول طرفين، بويژه نزديكان عروس رفته، با تقديم يك هديه، از شركت آنها در مراسم تشكر مى كنند. سپس اتفاق جالب ديگرى مى افتد، داماد با همراهى دوستانش به خانه خود مى رود. عروس و دوستان نزديك او از قبل به خانه رفته اند. اگر دوستان داماد همراه او نباشند، او را به خانه راه نمى دهند! به هر حال، پس از ورود داماد و همراهان به خانه، عروس حق گفت وگو با شوهرش را ندارد. بايد دوستان عروس چندين بار از او خواهش كنند و او امتناع كند. پس از تكرار چندباره، سرانجام عروس خانم مى پذيرد و با داماد صحبت مى كند. دوستان عروس و داماد با خواندن دعاى مخصوص براى آنها و زندگى مشتركشان آرزوى موفقيت كرده، خانه را ترك مى كنند.
نامگذارى فرزند
مردم غرب آفريقا ضرب المثلى دارند كه مى گويد: اگر مرگ درمان دارد، «تولد» درمان آن است. هرگاه در يك خانواده آفريقايى شخصى فوت مى كند، نزديكان، به آنها اميد مى دهند كه فرد تازه اى متولد خواهد شد.
بزرگداشت فرزند، آيين ويژه اى دارد. از همان نخستين روزهايى كه زوج آفريقايى متوجه بچه دار شدن خود در آينده نزديك مى شوند، شروع به تهيه وسائل جشن مى كنند. يكى از اولين كارها، كنار گذاشتن مقدارى پول است. حتى شوهر مبلغى را نيز براى مادر كودك در نظر مى گيرد. در اينجا بايد گفت كه فرزند اول مهمتر از ديگران است و جشن او باشكوه تر برگزار مى شود.
وقتى ۶ماه از دوران باردارى مادر مى گذرد، او ازخانه شوهر به خانه مادر خود نقل مكان مى كند. در مدت باقى مانده (۳ماه) رسم است كه شوهر، بعد ازظهرها از محل كار خود براى ديدن همسر به خانه مادرزن رفته، معمولاً هديه اى نيز براى مادر كودك تهيه مى كند. پس از آنكه مادر به ۸ماهگى رسيد، شوهر وظيفه دارد ۳نوع لباس مختلف و ۳نوع كيف و كفش، به رسم سنت براى او تهيه كند. هنگام زايمان، يك قابله كه در زبان بومى «اونگووار زوما» (unguwar zoma) ناميده مى شود، به خانه آمده و بچه را به دنيا مى آورد. معمولاً تا ۴۰روزگى نوزاد، هر چند روز يك بار، او را با آب داغ حمام مى كنند. هنگام جوشاندن آب، برگهاى درختانى كه جنبه درمانى دارند، داخل آب ريخته مى شود.
روز هفتم بعد از تولد، روز سرنوشت سازى براى نوزاد است. شب قبل از آن پدر نوزاد، بستگان و آشنايان را براى نامگذارى فردا دعوت مى كند. روحانى محل نيز براى مراسم دعوت مى شود. پدر، اسمى را كه براى فرزند خود انتخاب كرده، در روز ششم، دور از چشم آشنايان، به اطلاع روحانى مى رساند. صبح روز هفتم، مردان فاميل و آشنايان جلوى منزل پدر كودك جمع مى شوند. پدر نيز گوسفند يا گاوى را كه از قبل خريده است براى قربانى كردن آماده مى كند. روحانى پس از دعا خواندن، اسم نوزاد را «آهسته» اعلام مى كند و يكى از ميان جمع با صداى «بلند» نام نوزاد را به اطلاع همگان مى رساند. پس از آن، ۳نفر از بزرگان جمع، دعايى را براى سلامتى كودك مى خوانند.
پدر كه تا اين لحظه درون خانه بود، بيرون آمده و به مهمانان خوش آمد مى گويد. پس از رفتن بستگان، روحانى، گوسفند را قربانى كرده و گوشت آن را ميان آشنايان توزيع مى كنند. آنگاه قابله، كه به مدت ۷شبانه روز نزد مادر و نوزاد مانده و مراقبت از آنها را بر عهده داشته است، دستمزد خود را گرفته، خانه را ترك مى كند.
بعد از اين مراسم، زنان آشنايان و فاميل براى ديدن مادر و نوزاد، به خانه مادرزن مى روند. هر يك از مهمانان پس از تبريك گفتن، هديه خود را در جاى مخصوص مى گذارد. سپس مهمانان به نشانه «دوستى» با مادر نوزاد، در تهيه و پخت غذا شركت مى كنند. بعد از صرف غذا، خواننده و گروه رقصى كه از قبل دعوت شده اند، جلوى منزل مادرزن آمده و شروع به پايكوبى مى كنند. زنهاى فاميل كم كم از خانه بيرون آمده، به رقص مشغول مى شوند. پس از گذشت مدتى، مادر و نوزاد هم به جمع اضافه شده، جشن آنها تكميل مى شود.
سواحيلى
تمدن و فرهنگ مركز و شرق آفريقا را «سواحيلى» (Swahili) گويند. كشورهايى مانند كنيا، تانزانيا، اوگاندا، كنگو، رواندا، بوروندى، موزامبيك و زامبيا مهمترين كشورهاى سواحيلى به حساب مى آيند. جمعيت مردم سواحيلى چند ده ميليون نفر است.
خواستگارى
مراسم خواستگارى در ميان ساكنان مركز و شرق آفريقا، معمولاً به دو صورت انجام مى گيرد. در روش اول از «نامه» به عنوان وسيله ارتباطى استفاده مى شود. وقتى خانواده پسر، دخترى را برمى گزينند شخصى را كه «امشنگا» (Mshenga) ناميده مى شود، به عنوان واسطه نزد خانواده دختر مى فرستند. واسطه معمولاً از بزرگترهاى فاميل كه رابطه اى نيز با خانواده دختر دارد، انتخاب مى شود. نامه به طرز خاصى درون پاكت گذاشته مى شود كه بيانگر هدف آن (خواستگارى) است. خانواده دختر پس از بررسى، پاسخ خود را در نامه اى جداگانه نوشته و به وساطه تحويل مى دهد. اگر جواب دختر مثبت باشد، موارد درخواستى خود به عنوان مهريه، هدايا براى مادر و پدر دختر و غيره را درون نامه ذكر مى كنند.
روش ديگر به اين شكل است كه پسر، دختر موردعلاقه خود را به يكى از بزرگترهاى فاميل نشان مى دهد. بزرگ فاميل موضوع را با پدر داماد درميان گذاشته و پس از تحقيق، عازم خواستگارى مى شوند. چندروز بعد هم براى گرفتن پاسخ، بازمى گردند. در زمانهاى قديم، رسم بر اين بود كه وقتى براى گرفتن جواب به خانه دختر مراجعه مى كنند، خويشاوندان پسر در منزل پدر داماد جمع شوند، اگر خانواده دختر وصلت را پذيرفته بودند، بزرگترها كه به خانه بازمى گشتند، به نشانه پاسخ مثبت عروس، با صداى بلند سرود شادى مى خواندند. اهالى خانه داماد متوجه پاسخ مثبت عروس شده و شروع به پايكوبى مى كردند. اما اگر پاسخ منفى بود، در راه بازگشت سرود غمناكى خوانده و از اين طريق خويشاوندان خود را از موضوع آگاه مى ساختند.
اگر خانواده هاى طرفين، آشنا و فاميل باشند، قضيه متفاوت است. خانواده پسر پيش از مراجعه براى خواستگارى، موضوع را به خانواده دختر اطلاع مى دهند. دختر و خانواده اش نيز پس از بررسى هاى لازم، پاسخ خود را اعلام مى كنند كه اگر پاسخ مثبت باشد، جلسه خواستگارى جنبه «تزئينى» پيدامى كند. دراين نوع مراسم كه به «كويينگيا اندانى» (Kuingia ndani) معروف است، عروس درميان مهمانان حاضر نمى شود و فقط يكى ازاقوام نزديك عروس پس از صحبت خانواده ها، نزد دختر رفته و به اصطلاح «جواب مثبت» او را براى مهمانان به ارمغان مى آورد.
ازدواج
ازدواج هاى رايج درمركز و شرق آفريقا را مى توان به ۳ دسته تقسيم كرد:
۱- ازدواج دينى (Ndoa ya kidini): از نام آن پيداست كه رابطه اى مستقيم با مذهب عروس و داماد دارد. دراين نوع ازدواج، دختر و پسر داراى يك مذهب بوده و آيين هاى مذهب آنها در مراسم ازدواج رعايت مى شود.
۲- ازدواج دولتى (Ndoa ya Serikali): دراين نوع ازدواج عروس و داماد در يكى از دفترخانه هاى رسمى دولتى حاضر شده و با پرداخت پول زيادى عقد خود را ثبت مى كنند. ازدواج دولتى مواقعى كاربرد پيدامى كند كه عروس و داماد از دو مذهب مختلف باشند. دراين صورت ازدواج دينى منتفى شده و به ناچار، با استفاده از دفترخانه هاى دولتى، پيوند خود را ثبت مى كنند.
۳- ازدواج بومى (Ndoa ya kienyeji): هرمنطقه در شرق و مركز آفريقا، ازدواجى مخصوص به خود دارد. پيوندى كه براساس قوانين وسنتهاى خاصى انجام مى شود و نمونه هاى بارز آن، ازدواجهاى قبيله اى است.
به عنوان مثال، افراد قبيله «واندنگركو» (Wandengereko) در كشور تانزانيا، ازدواجى موسوم به «حصيرى» دارند. دراين ازدواج، دختر با پسر موردعلاقه اش از قبل برنامه ريزى كرده وبدون اطلاع والدين خود، از خانه فرارمى كند. والدين دختر پس از ناپديدشدن او، همه جا را جست و جو مى كنند. هنگامى كه «حصير» در زير تخت او پيدامى كنند، مطمئن مى شوند كه دخترشان براى «ازدواج» خانه را ترك كرده است. دختر و پسر نيز با خيال آسوده با يكديگر ازدواج مى كنند.
درمناطق مركزى و شرقى آفريقا، معمولاً جشن هاى عقد و عروسى جدا از يكديگر برگزارمى شود و رسوم مربوط به هركدام نيز متفاوت است.
مراسم عقد در خانه پدر عروس است. ۲ تا ۳ هفته قبل ازآن، دختر از خانه پدرى خارج نمى شود. دراين مدت، زنى كه او را «كونگوى» (Kungwi) مى نامند، آيين شوهردارى را به دختر آموزش مى دهد.
- در جشن عروسى، مهمانان هردو خانواده حضور دارند.
رسم است مهمانان پس از صرف غذاى مخصوص كه كمبه (kombe) نام دارد. پولى را جمع كرده و آن را به عنوان هديه، به عروس و داماد تقديم مى كنند. لباس عروس خانم به هنگام عقد و عروسى متفاوت است. معمولاً در مراسم عقد، لباس سفيد يا صورتى و درجشن عروسى لباس سبزرنگ استفاده مى شود. همچنين اهالى اين قسمت از آفريقا، به طور معمول «مهريه» (Mahari) عروس را درهمان ابتداى ازدواج، تقديم او مى كنند.
پس از عقد، داماد اجازه دارد به اتاقى كه همسرش در آن است، داخل شود. اما تا رسيدن به مقصد، راه سختى در پيش دارد، زيرا عده اى از آشنايان عروس، طبق رسوم مركز و شرق آفريقا، در اتاق را قفل كرده و كليد آن را پنهان مى كنند! داماد بايد براى به دست آوردن كليد، به كسانى مانند مادر بزرگ عروس، دوست صميمى عروس و بسيارى از بستگان ديگر عروس «پول» داده و آن ها را راضى كند و پس از ايشان، نوبت خود عروس خانم است كه بى شك مبلغ درخواست او، به اندازه ديگران نيست!
سپس عروس با كمك دوستان خود، براى داماد و رفقايش غذا تهيه مى كنند. اين غذا «سولو» (Solo) ناميده مى  شود. هنگامى كه داماد و همراهان جوان او مشغول صرف غذا هستند، رسم است كه عروس و دوستانش، بالاى سر آنها ايستاده، پارچه اى را نگه داشته و آواز مى خوانند. بعد از اتمام غذا، داماد و ديگر مردان جوان، درون پارچه پول مى ريزند.
پس از پايان عروسى، نوبت به بردن «جهيزيه» مى رسد. نزديكان عروس در منزل پدر دختر جمع شده و آوازخوانان وسايل را به خانه داماد مى برند. آوازخواندن و پايكوبى به اين دليل است كه تمامى اهالى، باخبر شده، آمده و جهيزيه دختر را ببينند.
نامگذارى فرزند
مردمان شرق و مركز آفريقا، ارزش خاصى براى فرزندان خود قائل هستند. خانواده هاى آفريقايى، فرزند را نشانه اى از محبت خداوند مى دانند. از زمانى كه زوج آفريقايى متوجه مى شوند در آينده اى نزديك، صاحب فرزند خواهند شد، فراهم آوردن مقدمات به دنيا آمدن كودك، توسط آنها آغاز مى شود. مهم ترين اقدام، تأمين منابع مالى لازم است.
هنگامى كه زن به هفت ماهگى دوران باردارى رسيد، براى مراقبت بيشتر، به خانه مادر خود مى رود. تا زمانى كه در خانه مادر مى ماند مخارج او برعهده شوهرش است. شوهر نيز براى ديدن او به خانه مادر زن رفته و معمولاً هديه اى براى همسر خود مى برد.
وقتى نوزاد به دنيا آمد، تا هفت روز براى او اسمى انتخاب نمى كنند. روز هفتم، روز نامگذارى كودك است. انتخاب اسم به دو طريق انجام مى گيرد. روش اول آن است كه بزرگ ترهاى فاميل، مادر كودك يا ديگر آشنايان، اسم مورد نظر خود را به پدر نوزاد اعلام مى كنند و در نهايت، اين «پدر» كودك است كه تصميم آخر را گرفته و نام او را انتخاب مى كند. در روش دوم، بزرگان قبيله و بستگان، اسم را انتخاب مى كنند. در اين روش، براى آن كه اختلافى به وجود نيايد، تمامى اسامى پيشنهادى را بر روى كاغذ نوشته و درون جامى مى ريزند. سپس يكى از كودكان، به قيد قرعه، اسمى را از درون ظرف بيرون آورده و اعلام مى كند. اين اسم، به عنوان نام نوزاد، برگزيده مى شود.
نام گذارى دو قلوها در شرق و مركز آفريقا جالب است. آنها براى دوقلوهاى «دختر و پسر» خود، اسامى هم وزنى انتخاب مى كنند. به عنوان مثال، اگر نام پسر را «ياسر» (Yasser) مى گذارند، دختر را «يوشرا» (Yusra) صدا مى زنند، و يا اگر اسم پسر «ناصر» (Nasser) است، نام دختر را «نوصورا» (Nusura) انتخاب مى كنند.
بايد اعتراف كرد بعد از گذشت سال هاى طولانى، اين «نام هاى جفت» به خوبى جاى خود را در فرهنگ مردم پيدا كرده اند. امروزه، اگر نام پسرى «كوروآ» (Kurwa) است، بى درنگ از او سؤال مى شود: «دوتو» (doto) كجاست؟ («كوروآ» نام قل پسر و «دوتو» نام قل دختر معروف در آفريقاى مركزى و شرقى است)
اكنون نوبت بازگشت به خانه شوهر است. براى آن هم مراسمى برپا مى شود كه به اصطلاح «كوپاكا حينا» (Kupaka hina) مى گويند. «حينا» يعنى حنا و رنگ. عبارت «كوپاكا حينا» (Kupaka hina) به معناى «حنا زدن» است كه زنان شرق و مركز آفريقا، اهميت خاصى براى آن قائل هستند و آن را مقدس مى دانند و در اعياد و مناسبت هاى مختلف، براى خود حنا مى گذارند. اين اعتقاد آنقدر عميق است كه حتى براى كودكان و نوزادان دختر هم كه سن كمى داشته و قادر به راه رفتن نيستند، حنا را داخل پارچه اى گذاشته و به پاى كودك مى گذارند.
جشن حناگذارى مادر و نوزاد به اين صورت است كه زن هاى فاميل، در منزل مادر زن جمع مى شوند. طبق آيين سنتى، براى مادر كودك حنا گذاشته و براى او و كودكش، آرزوى سلامتى مى كنند. سپس مادر و نوزاد در ميان بدرقه سايرين، به خانه شوهر بازگشته و زندگى تازه اى را آغاز مى كنند.
***
اين مطالب، تنها خلاصه اى از دو فرهنگ بزرگ آفريقا را بيان كرد. بايد يادآور شويم، درباره سرزمين هاى شمالى قاره سياه كه «اعراب آفريقايى» ساكن آن هستند، صحبتى به ميان نيامد. تمام اين ها، جداى از آن است كه هر كشور آفريقايى، صدها «قبيله» دارد و هر قبيله، هزاران سنت و رسوم مخصوص خود. سنت هايى كه با گذشت زمان، شايد تغيير كنند، اما هرگز فراموش نخواهند شد.
بسيارى ناگفته ها هنوز باقى است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |