|
آمريكا بدترين دشمن خود در عراق است
|
|
|
منبع: لس آنجلس تايمز برگردان: پوراندخت مجلسى در اين ماه تاكنون (۱۵ مه) بيش از ۴۵۰ عراقى و ده ها سرباز آمريكايى به وسيله شورشيان عراقى كشته شده اند. اين آمار حتى بعد از دو سال باز هم افزايش نشان مى دهد. ولى دولت «جورج بوش» كه در ابتدا انتظار داشت نيروهايش به عنوان رهايى بخش مورد استقبال قرار گيرند و بعدها قول داد كه انتخابات دلايل شورش را به شدت بى معنى و سست خواهد كرد، در مورد ماهيت و سرشت اين دشمنى خطرناك درمانده است. «راز ستيزه جويى و شورش در عراق»، موضوع سرمقاله هفته گذشته «نيويورك تايمز» بود كه گزارشى است از اتفاق نظر كارشناسان در مورد اين شبه نظاميان در عراق و دلايل پيچيده و غيرقابل فهم مبارزه آنان. ولى «لورن بى تامپسون» تحليلگر امور دفاعى، اظهار داشت:« از نظر شورشيان، اين مبارزات بى دليل نيست و بيش از هر چيز ديگرى گوياى اين است كه اطلاعات ما درباره اين منطقه چقدر اندك است. آنچه ما درباره اين منطقه مى دانيم، اين است كه ملى گرايان غيردينى و بنيادگرايان اسلامى، دو نيرويى كه پيش از اين مخالف سرسخت يكديگر بودند، دست كم به طور موقت، در نفرت از اشغال مركز تاريخى دنياى عرب به وسيله آمريكا، به اتحاد رسيده اند. و اين اتحاد نگران كننده، پيامد مستقيم سياست كاخ سفيد است كه پايه در بى اطلاعى تاريخى لجوجانه اى دارد. براى تلافى حمله ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۳ كه به وسيله بعضى از واپسگرايان مذهبى منطقه و به رهبرى «بن لادن» صورت گرف، پرزيدنت بوش به رغم نبود هيچ مدركى دال بر ارتباط بين صدام حسين و بن لادن و اين كه اين دو نفر دشمنان قسم خورده يكديگر بودند، به رژيم غير مذهبى صدام حسين حمله كرد. آنطور كه در گزارش رئيس سازمان اطلاعات خارجى بريتانيا به نخست وزير «تونى بلر»- ۷ ماه پيش از تهاجم سال ۲۰۰۳ به عراق - آمده است، چون براندازى صدام حسين ذهن بوش را به خود مشغول كرده بود، «اطلاعات و داده ها بر اين امر متمركز شد» يعنى همان توسل به كلك سلاح هاى كشتار جمعى. ولى طبق خلاصه يادداشت هاى دستيار امنيت ملى كه اوايل ماه مه منتشر شده است، مدارك اثبات اين امر ضعيف بود. صدام حسين براى همسايگان خود نمى توانست تهديدى باشد و قدرت سلاح هاى غيرمجاز او كمتر از ليبى، كره شمالى و ساير كشورهاى منطقه بود. با وجود اين، هزاران زندگى و ميلياردها دلار صرف براندازى ديكتاتورى شد كه نيش هايش كشيده شده بود و خطرى براى موجوديت آمريكا نبود. مى توانيم وضع عراق امروزى را به عنوان «مأموريتى انجام شده» در نظر بگيريم؛ البته اگر هدف را تنها متحد كردن جهادگران اسلامى با دشمنان ديرين شان يعنى بعثى هاى ملى گراى غيرمذهبى بدانيم. رويداد شگفت انگيز در اين تراژدى آن است كه طبق بررسى اينترنتى، كسانى كه از بمب گذارى هاى انتحارى در عراق، قدردانى مى كنند و بيشتر كسانى كه با بمب گذارى ها سبب كشتار و معلوليت مى شوند، شهروند عربستان سعودى اند، يعنى كشورى كه آمريكا، آن را در خليج فارس در برابر ارتش عراق محافظت كرد. عربستان سعودى همچنين وطن بن لادن و ۱۵ نفر از ۱۹ نفرى است كه در عمليات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۳ شركت داشته اند. براى درك شورش عراق، نومحافظه كاران پيرامون جورج بوش بايد اعتراف كنند كه كار پرمخاطره بنياد نهادن يك كشور[دست نشانده] تبديل شده است به كشورى اشغال شده، كه هدفى اغوا كننده است براى خشم و خروش ضد آمريكايى بنياد گرايان اسلامى. اين امر مانند «جعبه پاندورا» (شخصيتى اساطيرى) است كه اگر يك بار گشوده شد، ديگر نمى توان آن را بست حتى با وارد كردن چند نفر بعثى سابق به حكومت - آن طور كه «كاندوليسا رايس» در سفر اخيرش به بغداد اصرار بر آن داشت. به هر حال ، اين امر هر توجيهى داشته باشد، عناصر ناهمخوان شورش هاى بغداد در يك چيز با هم توافق دارند: تمايل به بيرون راندن ارتش آمريكا از عراق. حضور آمريكا در عراق براى شورش و مقاومت سوخت فراهم مى كند، با اين كه واشنگتن ادعا مى كند كه حضورش براى فرونشاندن اين شورش ها است. با وجود اين، به جاى اين كه بپذيريم كه اشغال ، وسيله اى مهم براى بسيج هم شهادت طلبان و هم شبه نظاميان كمتر انتحارى است، هر دو حزب بر اين امر توافق دارند كه حضور سركوبگرانه آمريكا در عراق، كليد بازگرداندن نظم آرامش به عراق است. رهبران هر دو حزب اين رؤيا را باور كرده اند كه انتخابات ژانويه تحقق يك عراق دموكراتيك و باثبات را كه دوست آمريكا هم باشد، بسيار نزديك گردانيده است. طبق معمول، آنها در اشتباهند. جهادگران خارجى ورود به داخل عراق از مرزهاى نفوذپذير آن را ادامه خواهند داد، سنى هاى عراق براى ثروت و قدرتى كه معتقدند حق مسلم آن هاست، باز هم به جنگ دست خواهند زد و شيعيان بنيادگرايى همچون «مقتدى صدر» كه مورد علاقه توده هاى تنگدست است، در محكوم كردن آمريكا و انتقاد از آن پايدار خواهند ماند. پاسخ تمام اين مشكلات،واگذار كردن عراق به خود عراقى هاست تا خود آنها را حل كنند نه اين كه وانمود كنيم از طريق نشست هاى نيمه خالى قانونگذارى كه در منطقه سبز امن بغداد تشكيل مى شود، به اداره امور مشغوليم. آمريكا اكنون در عراق، خود بخشى از مشكل است تا اين كه راه حل آن باشد.
|