|
نگاهى به وضعيت نمايش فيلم ها در شبكه هاى نمايش خانگى
از پرده تا پياده رو
|
|
|
سارا جمال آبادى دستفروش همه جور فيلمى در سفره خود دارد. فيلم هاى جديد سينمايى ايرانى، خارجى، كارتون، فيلم هاى آشپزى و... آن طرف خيابان چند نفرى كه پشت ميله ها ايستاده اند و گهگاه از ميله هاى آهنى بالا مى روند، منتظرند باجه فروش بليت بازشود و ساعت تماشاى فيلم برسد. ستاره شيك پوش باخنده اى تصنعى از روى پرده سينما نگاهى به صف كوتاه جمعيت مى اندازد. از دستفروش نام فيلمى را مى شنوم كه هنوز چندروزى از پايان اكران آن در سينما ها نگذشته است. آدم هايى كه پشت ميله ها ايستاده بودند، ديگر نيستند و تبليغ چيپس و پفك قبل از فيلم شروع شده است. دستفروش اسم فيلم ديگرى را مى گويد كه چند سال قبل در همين سينما روى پرده بود وتماشاگران تا چند خيابان آن طرف تر برايش صف ايستاده بودند و هر از گاهى كسى از ميان جمعيت مى گفت: بليت به ما مى رسد؟ و ديگرى مى گفت: نه نمى رسد. دستفروش به مرد مى گويد: هرچه بخواهى داريم و اسم فيلمى را كه هنوز روى پرده است، آرام مى گويد. فيلم تمام مى شود ستاره روى پرده، انگار ديگر نمى خندد و چند نفرى از در پشتى سينما بيرون مى آيند و خميازه مى كشند. هر روز در كوچه ها و خيابان ها تابلوى جديدى به نام فروشگاههاى محصولات فرهنگى به تابلوهاى ديگر مغازه ها اضافه مى شود. ليست فيلم ها را كه نگاه مى كنى، مى بينى هر روز فيلم جديدى به آن ها افزوده شده است. پنجشنبه ها شلوغ ترين روز هاى اين فروشگاه ها است. اسم هر فيلمى را كه مى خوانى و از فروشنده مى خواهى، ندارد ولى شايد يك دفعه صدايش را بالاتر ببرد و بگويد شانس آوردى و فيلمى را در دستانت بگذارد و به قول او شانس ديدنش را پيدا مى كنى چون اطمينان آمدن فيلم به رسانه باعث شده بود هر روز رفتن به سينما و ديدنش روى پرده را عقب بيندازى. ديدن كسانيكه در خيابان ها دنبال فيلم هاى روز مى گردند و يا در قفسه محصولات فرهنگى چشم چشم مى كنند تا فيلمى را بيابند، نشان مى دهد اشتياق مردم براى ديدن فيلم كمتر كه نشده، بيشتر هم شده است اما روش هاى جديد، آسان تر و كم هزينه تر ديدن فيلم ها باعث شده تعداد زيادى از تماشاگران سينما از رسانه اى كه امروز كمتر پيش مى آيد، رضايتش را جلب كند، دور شود و به سمت كانالهاى ديگر ارتباط با دنياى تصوير كشيده شود. حدود ده سالى است از فعاليت رسانه محصولات فرهنگى مى گذرد و در اين ده سال هر روز افزايش تعداد اين مؤسسات و فيلم هايى كه عرضه مى كند، نشان داده اين شبكه توانسته مقبوليت و موفقيت قابل ملاحظه اى را در ميان مخاطبان خود به دست بياورد. ويدئو رسانه، سال هاى اوليه فعاليت خود را تنها با وارد كردن فيلم هاى سينمايى كه زمان طولانى از اكرانشان در سينماها مى گذشت و شانس دوباره ديدنشان در تلويزيون كمتر پيش آمده بود و يا اصلاً برصفحه تلويزيون نيامده بودند، آغاز كرد كه بيشترين دليل براى ديدن دوباره اين فيلم ها تجديد خاطرات سينمايى سالهاى قبل بود. مثل فيلمى چون خواستگارى كه نه تنها زمانيكه بر پرده سينما آمده مورد توجه مردم قرار گرفت كه وقتى وارد شبكه ويدئويى شد در ليست فيلم هاى پر مخاطب شبكه قرار گرفت. اما امروز ديدن فيلم هاى سال هاى بسيار دور نيست كه افراد را به سمت شبكه هاى ويديوئى مى كشاند بلكه بيشترين تقاضاها در فروشگاههاى محصولات فرهنگى براى ديدن فيلم هايى است كه بتازگى از روى پرده سينماها پايين آمده اند و شبكه ويدئويى در اين دو سال اخير خصوصاً با وارد كردن سريع فيلم هاى روز به درون شبكه خود باعث جلب رضايت مخاطب خود شده است. اين در حالى است كه تقاضاى ورود فيلم ها به شبكه ويديوئى در سالهاى اول با استقبال زيادى از طرف تهيه كنندگان و كارگردانان روبرو نمى شد و بيشتر تهيه كنندگان ترجيح مى دادند فيلم هايشان به اكران هاى سوم و چهارم در شهرستانها برسد تا اينكه وارد شبكه ويديويى شود اما اين روند در چند سال اخير كاملاً برعكس شده طوريكه تهيه كنندگان خود براى پيوستن فيلم هايشان به شبكه هاى ويديويى اقدام مى كنند. سيروس تسليمى تهيه كننده فيلم هاى زير پوست شهر، ميكس، زندان زنان و مدير رسانه فيلم اميد درباره تغيير اين روند مى گويد: سرقت فيلم ها از روى پرده سينما يكى از اصلى ترين دلايل اين امر است. تا مدتى پيش تهيه كننده و كارگردان ترجح مى دادند، فيلم هايشان در شهرستانها به روى پرده برود و بعد وارد شبكه ويديويى شود؛ اما متأسفانه امروز سرقت فيلم ها توسط باندهاى پيشرفته اى كه سرمايه گذارى زيادى براى تكثير غير مجاز فيلم ها انجام داده اند و توجيه اقتصادى آن كه بار اقتصادى اين فيلم ها در مقابل قيمت ديدن فيلم چه در سينما چه در شبكه ويديويى براى تماشاگر باعث شده بسيارى از سينماها در تهران و شهرستان به مرز بسته شدن كشيده شوند. تسليمى به ميزان فروش فيلم فرش باد (كمال تبريزى) اشاره مى كند و مى گويد: ميزان فروش فيلمى مثل فرش باد در شبكه ويدئويى در حدود ۱۵ هزار نسخه بوده است در حالى كه ميزان نسخه هاى همين فيلم كه توسط شبكه قاچاق در سطح شهرها تكثير شده است، به ۱۰۰ هزار نسخه مى رسد. اميرشهاب رضويان هم كه نخستين فيلم بلند سينمايى اش «تهران ساعت هفت صبح » خيلى زود به شبكه ويدئويى راه يافت، مى گويد: شرايط بسيار سختى براى نمايش فيلم هاى خاص وجود دارد، سالن هاى محدود، ميزان توليد بالاى فيلم نسبت به ظرفيت سالن ها باعث مى شود كه بسيارى از كارگردان ها براى ديده شدن فيلم شان اين شبكه را انتخاب كنند. از طرفى نبود كنترل قوى براى جلوگيرى از تكثير غيرقانونى فيلم ها در داخل كشور و همچنين عضو قانون كپى رايت نبودن، باعث مى شود فيلم ها نه تنها در داخل از كشور به طور غيرقانونى توزيع شوند كه در خارج از مرزها هم با توزيع غيرقانونى مواجه شوند. حتى من خبرهايى از توزيع فيلم، «تهران ساعت ۷ صبح» در كشور كانادا و آلمان دارم كه به دليل عضو نبودن در قانون كپى رايت نمى توان اعتراضى به توزيع فيلم در اين كشورها انجام داد. رضويان مى گويد: فيلم ها در شبكه ويدئويى با قيمت ۳۰۰۰ تومان فروخته مى شوند اما قيمت فيلم ها در شبكه هاى قاچاق زير ۱۰۰۰ تومان است و توجيه اقتصادى كه خريد فيلم ها از دستفروش براى مردم دارد آنها را به سمت خريد از اين شبكه ها مى كشاند و تمام سود سينمايى ايران را نصيب قاچاقچيان فيلم مى كند. حبيب اسماعيلى بازيگر و تهيه كننده قديمى هم وجود شبكه قاچاق فيلم را ضربه اى براى خود رسانه هاى تصويرى مى داند و مى گويد: با اين كه اين شبكه تسهيلات ويژه اى براى ارائه فيلم ها در نظر گرفته اما قيمتى كه خريد فيلم ها در شبكه دارد، بسيار زيادتر از چيزى است كه مخاطب براى خريد فيلم از دستفروشان فيلم در خيابان ها مى پردازد و يا براى رفتن به سينما متحمل مى شود. در شرايطى كه سينما براى اكثر قريب به اتفاق مردم يك سرگرمى گران به شمار مى آيد، عرضه فيلم هاى ويدئويى كه زمان زيادى از اكرانشان در سينماها نمى گذرد در كنار ديدن فيلم ها در سينماهاى خانگى و با امكان چند باره ديده شدن، باعث شده تا حدود زيادى نگرانى از دست رفتن فرصت ديدن فيلم بر پرده سينما از تماشاگر پردغدغه امروز گرفته شود. حبيب اسماعيلى درباره تأثيرى كه فعاليت اين شبكه بر روى سينما و ميزان مخاطب آن مى گذارد، مى گويد: در دنيا مرسوم است فيلم، همزمان با اكران در سينماها به صورت هاى مختلف وارد شبكه ويدئو و نمايش خانگى شود. ولى اين شكل در ميزان مخاطب سينما تأثير نمى گذارد چرا كه سينما در وهله اول يك نوع سرگرمى است. ضمن اينكه گاهى ديدن فيلم ها در شبكه ويدئويى مى تواند تبليغى براى فيلم باشد و مردم را براى ديدن فيلم به سينماها بكشاند مثلاً فيلمى چون آدم برفى كه قبل از اكران به صورت CD در سطح شهر و در ميان مردم توزيع شده بود، وقتى روى پرده سينما رفت، به علت داشتن جذابيت هاى فراوان با تعداد زيادى از مخاطبان كه اين فيلم را ديده بودند، روبرو شد. اسماعيلى همچنين به فيلم هايى خارجى چون گلادياتور، تايتانيك و ... اشاره مى كند و مى گويد بسيارى از فيلم هاى روز دنيا بايد بر پرده سينماها ديده شوند. اين در حالى است كه هر چقدر دستگاه تصويرى ما پيشرفته باشد نمى توانيم فيلم را در معناى واقعى آن ببينيم و اين چيزى است كه در سينماى ما خيلى كم پيش مى آ يد. سيروس تسليمى هم با بيان اينكه كاهش مخاطب سينما را غيرقابل انكار مى داند، گفت: واقعيت اين است كه دورى سالن هاى سينما و يا تمركز آنها در يك نقطه باعث مى شود بيننده ديدن فيلم را در خانه به هزينه كردن پول و رفتن به سينما و مشكلات آن ترجيح دهد. با نگاهى به فعاليت شبكه ويدئويى مى بينم عمده محبوبيت اين شبكه جدا از عرضه فيلم هاى خارجى روز دنيا كه دوبله شده اند، مربوط به فيلم هايى است كه از سينما وارد قفسه فروشگاه هاى فرهنگى شده اند تا فيلم هاى آموزشى و كنسرت هاى ضبط شده و توليدات درون رسانه اى كه در شبكه وجود دارند. در ميان اسامى فيلم هاى پرفروشى كه شبكه ويدئويى معرفى كرده است، به ترتيب فيلم هاى پرفروشى چون كلاه قرمزى و سروناز، كلاه قرمزى و پسرخاله (ايرج طهماسب)، مهمان مامان (داريوش مهرجويى)، عينك دودى (محمدحسين لطفى)، خانه اى روى آب (بهمن فرمان آرا)، شب يلدا (كيومرث پوراحمد)، اين زن حرف نمى زند (احمد امينى)، شب هاى روشن (فرزاد مؤتمن)، شهر زيبا (اصغر فرهادى)، زير پوست شهر (رخشان بنى اعتماد)، عروس آتش (خسرو سينايى) و تهران ساعت هفت صبح (امير شهاب رضويان) ديده مى شوند. جالب اينكه در ميان فيلم هاى نامبرده به جز فيلم هاى كلاه قرمزى و پسرخاله با (۴۸۰ ميليون تومان فروش) ،كلاه قرمزى و سروناز (۵۵۰ ميليون تومان فروش)، مهمان مامان (۴۷۱ ميليون تومان) و عينك دودى (۳۳۷ ميليون تومان فروش) كه جزو پرفروش هاى سينما بوده اند مابقى فيلم ها از فروش متوسط و نسبتاً پايينى برخوردار بوده اند. مثل فيلم زيرپوست شهر (۲۸۴ ميليون تومان فروش)، خانه اى روى آب (۱۸۹ ميليون تومان فروش)، شب يلدا (۹۶ ميليون تومان فروش)، اين زن حرف نمى زند (۹۴ ميليون تومان فروش)، شبهاى روشن (۶۷ ميليون تومان فروش)، شهر زيبا (۶۲ ميليون تومان فروش) و تهران ساعت هفت صبح (۲۰ ميليون تومان فروش).همان طور كه آمار فروش سينمايى فيلم ها نشان مى دهد، شمار زيادى از فيلم هاى شبكه ويدئويى فيلم هايى هستند كه در سينما مخاطبان خاصى داشته اند و اكثراً در قالب متفاوتى از ژانر معمول سينمايى ما بوده اند مثل فيلم آوازهاى سرزمين مادرى، تخته سياه و يا فيلم هايى بوده اند كه در ژانر فيلم هاى موفق كمدى قرار گرفته اند كه چند سال يكبار روى پرده سينماها مى آيند و با استقبال خوب تماشاگران روبه رو مى شوند. كارگردان تهران ساعت هفت صبح در اين باره مى گويد: فروش فيلم هايى - با موضوعات خاص - در شبكه ويدئو نشانگر اين است كه بيننده ما دنبال فيلم هايى با مضامين و ساختار متفاوت است اما زمان محدودى كه براى اكران اين فيلم ها درنظر گرفته مى شود و شرايط سخت اكران و سالن هاى محدود براى نمايش باعث مى شود فيلم هاى اين چنينى با ميزان فروش كم در سينما به شبكه ويدئويى بيايند اما در اين شبكه با استقبال كسانى روبه رو شوند كه اين فيلم را نديده اند و يا ترجيح مى دهند به جاى ديدن فيلم در سالن هايى كه شرايط بسيار بدى از نظر نمايش دارند و شكنجه شدن در ميان صداى حرف و خوردن چيپس و پفك اين فيلم ها را در آرامش و در محيط خانه ببينند. فيلم هايى كه مؤسسات مختلف تصويرى عرضه كرده اند، نشان مى دهد رسانه هاى مختلف در خريد و عرضه فيلم ها معيارهاى متفاوتى را دارند به طور مثال مؤسسه اى چون مؤسسه فرهنگى هنرى قرن ۲۱ كه يكى از رسانه هاى موفق - بخصوص - در زمينه دوبله فيلم هاى به روز خارجى بوده است، معيارهاى تهيه و خريد فيلم توسط اين شبكه را مواردى چون ميزان فروش فيلم در سينما، بازارى بودن، قيمت پيشنهادى توسط تهيه كننده را در كنار كيفيت و ارزش فيلم عنوان مى كند. دركنار فعاليت مؤسسات خصوصى كه بيشتر، معيارهاى مشابهى براى تهيه فيلم ها دارند، مؤسسه اى چون رسانه هاى تصويرى را يكى از اصلى ترين زمينه هاى حمايت و تهيه فيلم هايى مى داند كه گيشه اى نبوده اند و در سينما مخاطبان خاصى دارند. اين مؤسسه در ميان اسامى فيلم هاى پرفروش اين شبكه به فيلم هايى چون تهران ساعت هفت صبح، زمانى براى مستى اسب ها و تخته سياه و ... را نام مى برد. با نگاهى به مراجعان مؤسسات تصويرى هم مى بينيم اين افراد به دو دسته تقسيم مى شوند. مخاطبانى كه دنبال فيلم هاى هنرى هستند كه مدت زمان كوتاهى بر پرده سينماها بوده اند و يا فيلم هاى سينمايى كه براى مخاطب جنبه سرگرمى داشته اند و اغلب در سينماى كمدى جاى مى گيرند و مؤسسات تصويرى توانسته اند با وارد كردن هر دو گروه اين فيلمها به شبكه ويدئويى كه موارد اصلى تقاضاى مخاطبان بوده است، آن هم با تفاوت زمانى كوتاه و همچنين صرفه اى كه از نظر اقتصادى براى تماشاگر به همراه دارد، تا حدود بسيار زيادى در جلب مخاطب موفق باشد.هوا تاريك شده است دستفروشان مشغول جمع كردن بساط خود هستند. اما هنوز كسانى كه در سفره دستفروشى دنبال فيلم مى گردند، ايستاده اند. دستفروشها يكى در ميان مى گويند اين فيلم را داريم، اسمش را شنيده ام فردا مى آوريم. صف سينما كوتاه تر شده آن قدر كوتاه كه كسى منتظر ديدن فيلم نايستاده است. توى خبرهاى امروز نام چند فيلم جديد ديگر را كه به شبكه ويديويى اضافه شده است مى خوانيم.
|