پنجشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۸۴ -
Thu, Jun 9, 2005
مهرگان
شماره ۳۱۵۶
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
درباره حسن اكبرزاده
كوتاه ترين راه!
حسن اكبرزاده، متولد سوم فروردين ،۱۳۰۶ رشت
- تحصيلات ابتدايى و متوسطه در شهر رشت
- ديپلم از دبيرستان البرز تهران
- فارغ التحصيل رشته رياضى با درجه ممتاز ازدانشگاه تهران
- ليسانس مجدد رياضى از دانشگاه سوربن پاريس در سال ۱۹۵۲
- فوق ليسانس ديپلم آناليز عالى از دانشگاه سوربن پاريس ۱۹۵۴
- دكتراى دولتى در علوم رياضى از دانشگاه سوربن پاريس ۱۹۶۱
- اخذ مدال درجه يك علمى از مركز دولتى تحقيقات علمى فرانسه پاريس ۱۹۹۲
- رئيس تحقيقات مؤسسه كلژدوفرانس به مدت بيش از ۳۵ سال به طور پيوسته
215106.jpg
- برخى از رساله ها و مقاله هاى علمى كه در مجله هاى معتبر جهان از او به چاپ رسيده عبارتند از: درباره يك كونكسيون اقليدس فضاى باز با اجزاى خطى، درباره يك كونكسيون كوآنين فضاى با عناصر خطى، درباره فضاى فينسلر ايزوتوپ، تبديل همشكل انفينيتزيمال فضاهاى فينسلرفشرده، استروكتور تقريباً كاهلرى طبيعى روى فضاى فيبره مماس بيك وارتيه فينسلر، درباره اتومورفنيسم بعضى از استروكتورهاى تقريباً كوسمپلكتيك، فضاهاى ريمان با تانسورريچى موازى كه داراى گروههاى تصويرى هستند، و بسيارى مقالات و عناوين ديگر كه به مرز پنجاه عنوان مى رسد.

رقيه ابراهيم زاده اصلى: يقيناً موجب مسرت اهالى رشت است كه يكى از دانشمندان رياضى جهان همشهرى و هموطن آنهاست. دانشمندى كه كودكى و جوانى اش را در رشت و تهران گذرانيد و پس از آن نيز با وجود دورى از وطن هرگز شهر و ديارش را فراموش نكرد. هنوز هم او وقتى به رشت مى آيد در همان خانه پدرى واقع دركوى مسجد صفى ايام را مى گذراند.
«حسن اكبرزاده» در سوم فروردين ۱۳۰۶ در شهر رشت به دنيا آمد. تحصيلات ابتدايى را در اين شهر آغازكرد و سپس تحصيلات خود را در دبيرستان البرز تهران ادامه داد و پس از اخذ ديپلم متوسطه در رشته رياضى با درجه ممتاز وارد دانشگاه تهران شد و با احراز مقام اول تحصيلات خود را در ايران به پايان رسانيد.
او پس از اخذ مجدد ليسانس رياضى از دانشگاه سوربن پاريس و همچنين گواهينامه آناليز عالى، براى فوق ليسانس در مورد نظريه نسبيت عمومى انيشتين تحقيق كرد و درباره هندسه ديفرانسيل و فضاهاى ريمان بعد از ۳ سال تحقيق، اكتشافات خود را در قالب چندين مقاله درمجله آكادمى علوم پاريس به ثبت رسانيد.
اكبرزاده از سال ۱۹۵۷ ميلادى به عنوان وابسته تحقيقات در مؤسسه معروف تحقيقاتى كلژدوفرانس پذيرفته شد و بعد از ۴ سال رساله دكتراى دولتى در علوم رياضى را در دانشگاه سوربن به پايان رسانيد. او پس از طى مدارج مأمور تحقيقات و استاد تحقيقات، نزديك چهل سال به عنوان رئيس تحقيقات دراين مؤسسه بين المللى مشغول به كار بوده است.
حسن اكبرزاده با اينكه بيش از ۵۰ سال در پاريس زندگى كرده، اما افتخارمى كند كه فقط يك تابعيت دارد، آن هم تابعيت ايرانى.
از اين استاد گرانقدر مقالات علمى زيادى درمجله هاى معتبر جهانى به چاپ رسيده است، از آن جمله:
- درباره تجزيه فضاى فينسلر
- درباره گروههاى ايزومترى فضاى فينسلر
- درباره هندسه فضاهاى فيبره مماس به يك فينسلر
- و مقالات بسيارى ديگر
او در سن ۷۷سالگى همچنان فعال و پرتوان مشغول به كار و تحقيقات علمى و همچنين آماده كردن جديدترين كتاب رياضى خود است.
بى شك نقش ارزنده رياضيات به عنوان پايه علوم بركسى پوشيده نيست. دامنه گسترده اين رشته به گونه اى است كه امروزه استفاده از منطق رياضى در بسيارى ديگر از علوم ازجمله علوم طبيعى و علوم انسانى نيز فراگير شده است.
اما بايد اذعان كرد هنوز هم درس رياضى در تصور افراد زيادى مشكل به نظرمى رسد. آيا واقعاً رياضى ذاتاً سخت است يا به دليل ضعف پايه هاى درس رياضى اينطور تصور مى شود؟
استاد دراين مورد مى گويد: به عقيده من آموزش رياضيات در كودكى از دوره اول به طور صحيح در بعضى از مدارس خوب تدريس نمى شود كه بچه ها مى ترسند.
اگر رياضيات خوب تدريس شود سخت نيست. همانطور كه مشاهده مى كنيد ما دانش آموزان با استعدادى داريم كه در رياضيات موفق مى شوند و در المپيادها شركت مى كنند و شاگردان ممتازى هستند.
او احتمال مى  دهد استقرايى بودن علوم رياضى ممكن است اين درس را سخت جلوه دهد و مى افزايد: البته بستگى به علاقه هم دارد. ممكن است دانش آموزان به علم رياضى علاقه داشته باشند و در آنها شوق و انگيزه ايجاد شود. ذاتاً هم تمايلات بيشترى به اين علم پيداكنند كه آن را مى شود به استعداد تعبيركرد. بعد به اين استعداد عشق و علاقه افزوده مى شود و اگر در محيط مناسب فعاليت هم قرار داشته باشند و اساتيد ارزنده اى آنها را هدايت كنند دراين صورت دراين علم موفق مى شوند.
اكبرزاده اعتقاد دارد سه عنصر استعداد، علاقه و محيط مناسب فعاليت اگر با هم جمع شوند مى توان بهترين فرزندان مملكت را تربيت و به استقلال كشور كمك كرد. چرا كه در كشورهاى درحال توسعه معناى عقب ماندگى اكثراً معطوف به عقب ماندگى علوم و تكنولوژى است و بعد هم اقتصاد.
او از اينكه دانشگاههاى ايران حتى در رديف چهل دانشگاه معتبر رياضى آسيا نيز قرارنمى گيرند اظهارتأسف مى كند و مى گويد: «متأسفانه دانشگاههاى ايران در رياضيات سرمايه گذارى نكرده اند و مقامات مسؤول با اينكه از ارزش علم رياضيات در ايران مطلع هستند. اما توجه جدى به اين مقوله نكرده اند.»
استاد اكبرزاده در مورد راههاى اصولى ارتقاى سطح رياضيات در كشور مى گويد: «در يكى از روزنامه هاى ايران خواندم كه يكى از مسؤولان وزارت علوم و فناورى گفته بود ما براى بهبود علوم پايه در كشور دو راه داريم يكى اينكه توجه و سرمايه گذارى بيشترى در مقطع كارشناسى ارشد و دكترا داشته باشيم و دوم اينكه چون پايه هاى رياضى در دوره ليسانس و قبل از آن يعنى سيكل اول و دوم ضعيف هستند در اين بخش سرمايه گذارى كنيم. اما آنها راه حل اول يعنى ارتقاى علوم پايه در سطوح كارشناسى ارشد و دكترا را برگزيدند. چون با سرمايه گذارى كم مى توان به اين هدف رسيد. در حالى كه پايه هاى دانشجويان آنطوربايد و شايد در سطح ليسانس از نظر كميت و كيفيت با كشورهاى پيشرفته قابل مقايسه نيست.»
حسن اكبرزاده براين باور است كه اساس كار سيكل اول و دوم آموزش رياضى است. چون اول آموزش را مهم مى داند و بعد تحقيقات را. او مى افزايد: «اگر دانشجويى در سيكل اول و دوم ضعف داشته باشد نمى تواند در سيكل سوم كه تحقيقاتى است موفق بشود. بنابراين انتخاب اين راه حل غيرطبيعى است. در مورد سيكل سوم هم بايد بگويم در كشورهاى پيشرفته همه اساتيد رياضى دانشگاه، شاگرد دوره دكترى نمى گيرند. آنهايى كه واقعاً شاخص هستند و در سطح جهانى اند و كارهاى فوق العاده اى كردند، مسأله هاى زيادى دارند كه خودشان وقت حل آن را ندارند. بنابراين شاگرد مى گيرند و اين مسأله ها را بين آنان توزيع كرده و آنها را براى نوشتن رساله راهنمايى مى كنند. بنابراين اصولاً گذاشتن دوره دكترا در يك دانشگاهى كه اساتيد آن در سطح بين المللى نيستند مفهومى ندارد و طبيعتاً محصولات آنها كه رساله دكترا باشد ارزش قابل مقايسه اى با كشورهاى پيشرفته ندارد.»
رياضيات كلاً ۴۴رشته دارد. در اين ميان علاقه استاد به رشته هندسه و ديفرانسيل كه در فيزيك نظرى كاربرد دارد بيشتر است و محور فعاليت و تحقيقات وى نيز در اين زمينه هاست.
او كه بسيار علاقه مند به داير كردن يك مؤسسه آموزشى - تحقيقاتى رياضيات البته در سطح بين المللى در كشور بوده و هست در اين خصوص اشاره مى كند: «من قصد داشتم يك مؤسسه آموزشى و تحقيقاتى در سطح بين المللى از ليسانس به بالا در كشور ايجاد كنم تا اگر احياناً ضعفى در اين مورد وجود دارد برطرف شود و در راستاى پيشرفت دانشگاه فعال شويم. متأسفانه هنوز موفق نشدم. با وجودى كه موضوع را با آقاى رئيس جمهور مطرح كردم ولى نتيجه بخش نبود، مى خواستم مؤسسه اى باشد كه در وهله اول شامل علوم پايه، رياضيات، فيزيك نظرى و كامپيوتر باشد آن هم در سطح بين المللى تا جوانان با استعداد كشور تربيت شوند. اما متأسفانه موفق نشدم اين طرح را در ايران پياده كنم. شايد مسؤولان فعلاً به آن نتيجه نرسيدند كه كشور ما احتياج به چنين مؤسسه اى دارد.»
215124.jpg
وقتى به شرايط خاص فعلى جامعه از نظر تكنولوژى و علم اشاره مى كنيم و از تعامل ديدگاههاى دانشمندان گذشته و معاصر ياد مى كنيم استاد مى گويد: «بر كسى پوشيده نيست كه در عصر انقلاب صنعتى و علمى، رياضيدانى كه در سطح بين المللى قرار دارد بايد از پيشرفتهاى علمى رشته تخصصى خود و آخرين تحقيقات خود به طور ايجاز سخن بگويد. ابن سينا، ابوريحان بيرونى، كوشيار گيلانى و غيره از افتخارات سابق ما هستند و بسيار هم برايمان باارزش هستند چون سرمشقى براى ماست كه چگونه بايد در پيشرفت علم و دانش در تلاش بود.»
حسن اكبرزاده در اين رابطه مى افزايد: «اما آنچه كه مارا به عنوان مملكت در حال توسعه معرفى مى كند و از كشورهاى توسعه يافته مجزا مى سازد اين است كه از قرن هجدهم ميلادى به بعد مملكت ما به علت نداشتن دانشگاههايى نظير دانشگاههاى اروپا و نداشتن دانشمندانى نظير ليپنيز، گوس، ريمن و غيره كه بنيانگذار آناليز و هندسه هستند عقب مانده است. اروپايى ها در قرن هجده ميلادى مثل دانشگاه سوربن در پاريس يا دانشگاه جاجلون در كراكوى (لهستان) دانشگاه داشتند. در حالى كه ما فقط هفتاد سال است كه دانشگاه داريم و در علوم جديد تجربه كسب كرده ايم. عقب ماندگى ما به دليل نبود محيط مناسب براى فعاليت علمى و نداشتن ابزار كار و كمبود اساتيد ممتاز و مجرب است. حافظ، فردوسى، سعدى، ابوريحان بيرونى، ابن سينا و بسيارى از انديشمندان ايرانى مثال هاى بارزى هستند كه ما در گذشته موفق بوديم و در آتيه نيز با شكوفا كردن استعدادهاى خلاقانه جوانان ايرانى موفق خواهيم شد. شايد در اين برهه بهتر باشد از پيشرفتهاى ايرانى از قرن هجدهم ميلادى به بعد سخن گوييم كه آن هم متأسفانه چنين ثمرى نصيب ما نشد.»
او ارزيابى خود را در مورد كشورهايى كه سابقه چندانى در علوم آكادميك نداشتند اما اكنون به پيشرفتهاى علمى زيادى رسيده اند بيان مى كند و مى گويد: «به عنوان مثال صدسال قبل كشور ژاپن مجله اى را كه در سطح بين المللى باشد نداشت ولى امروز كارهاى تحقيقاتى آنها در بالاترين سطح جهانى است و يكى از پيشرفته ترين كشورهاى دنيا محسوب مى شود كه البته اين مهم بر اثر پشتكار و زحمت و انتخاب افراد با صلاحيت در رشته هاى مختلف علوم رياضى و همچنين برنامه ريزى صحيح و نيز برقرارى عدالت اجتماعى در توزيع مقام هاى دانشگاهى حاصل شده است كه مشاهده مى كنيد.»
حسن اكبرزاده با يادآورى بخشى از تاريخ اروپا و آمريكا ادامه مى دهد: «تا اوايل قرن گذشته ميلادى وضع علوم رياضى دانشگاههاى ايالات متحده بدين نحو نبود كه در حال حاضر است. جنگ جهانى دوم خدمت بزرگى به آمريكايى ها كرد. اكثر دانشمندان آلمانى نظير انيشتين، اوپنهايمر، نيومن، هرمن ويل، آندره ويل و غيره به آمريكا مهاجرت كردند و اين گنجينه غنى شامل دانشمندان طراز اول، دستاورد جنگ جهانى دوم به نفع ايالات متحده تمام شد و هنوز هم اين كار ادامه دارد. افرادى كه در علوم رياضى جايزه فيلد و يا جايزه نوبل دارند و يا در سطح بين المللى هستند، آمريكاييها به استقبالشان مى روند و در سال۱۹۹۵ ميلادى رئيس انجمن رياضيدانان آمريكا بنده را به شهر سياتل دعوت كرد و اين كارها ادامه دارد. در حالى كه ما هنوز اندرخم يك كوچه ايم. هفت شهر عشق را عطار گشت. آرى، ما هنوز از افتخارات گذشته صحبت مى كنيم آن هم بدون اينكه سرمشق بگيريم.»
استاد با تأكيد و دلسوزى مى افزايد: «شايسته و بايسته است كه در اسرع وقت برنامه هاى صحيح براى پيشرفت علم رياضى در كشور برقرار گردد و از هموطنان عزيز داخل و خارج از كشور كه در رشته علوم پايه زحمات زيادى كشيده اند و به نتايج مطلوب و ارزنده رسيده اند دعوت به عمل آيد و يارى گرفته شود و از تبعيض و اتلاف وقت پرهيز شود. در تشخيص صلاحيت علمى افراد از دانشمندان كشورهاى پيشرفته كمك گرفته شود. همان طور كه آنها نيز اين كار را مى كنند. امتيازات شغلى بر پايه و اساس صلاحيت علمى افراد بنا نهاده شود و بدين طريق عدالت اجتماعى برقرار گردد تا مردم را از آشفتگى و دگرگونى و نابسامانى و فقر فرهنگى و اقتصادى درآورد و اين راهى است كه هر انسانى بدان اميدوار است.»
حسن اكبرزاده كه بيش از ۲۳سال خلاصه گر مجله علمى Mathematical Review بوده است انتخاب كوتاه ترين راه را يكى از مهمترين شاخصه هاى يك رياضيدان مى شمرد و مى گويد براى حل يك مسأله فقط نبايد به يك راه حل بسنده كرد.
او رمز موفقيت خود را در گرو چند عامل مى شمرد و مى گويد: «اول اينكه خواست خدا بود كه زنده بمانم. دوم اينكه من شايد مقدارى استعداد در علوم رياضى داشتم. چون از سن سيزده سالگى حل مسائل رياضى را شروع كردم. يادم مى آيد مادرم را گول مى زدم كه مثلاً خوابيده ام اما ساعت دوازده دوباره بيدار مى شدم، نماز مى خواندم و بعد مشغول حل مسائل رياضى مى شدم. يعنى عاشق اين رشته بودم و هنوز هم عاشق اين رشته هستم. اما باز مى گويم كه كار خدا بود كه مرا طورى راهنمايى كرد كه بتوانم در مدرسه خوبى درس بخوانم (مدرسه البرز تهران) و در اروپا نيز در يك مؤسسه معتبر جهانى يعنى كلژدوفرانس مرا به عنوان يك محقق خارجى پذيرفتند و مرا تربيت كردند. جا دارد از استاد ارجمندم (كه البته فوت شد) كه نقش مهمى در تربيت رياضى من داشت به نام «ليشزوويچ» كه از اساتيد كلژدوفرانس و از رياضيدانان برجسته جهانى و عضو آكادمى كشورهاى پيشرفته بود نيز يادكنم.»


|   شناسنامه   |   آرشيو   |