|
بحثى درباره زمينه هاى شكل گيرى و ويژگى هاى شعر هفتاد
فرار به سوى سرزمين هاى ناشناخته زبان
(قسمت سى و يكم)
محمدحسين عابدى ايده آل شعر هفتاد اين نيست كه هر كلمه در هر بار تكرار خود، با تغييرى همراه باشد چرا كه در اين صورت ارتباط غيرممكن مى نمايد؛ همچنين ايده آل شعر هفتاد اين نيست كه كلمات، هر بار بى هيچ كم و افزونى تكرار شوند چنانچه پيش از اين بسيار رايج بود؛ ايده آل شعر هفتاد اين است كه كلمات در تغيير هويت خود، ردى از هويت تازه خود بر جاى بگذارند و اين نكته است كه در آينده و در اشاره به شعر حجم، درباره آن بيشتر توضيح خواهيم داد. اما در باره مورد سوم بايد بار ديگر به تعريف «علاقه» مراجعه كنيم. همان طور كه گفتيم علاقه، رابطه بين معنى حقيقى و مجازى است. در واقع ما براى هر كلمه، يك يا چند معنى از پيش مقرر شده داريم كه به عنوان معنى حقيقى در نظر گرفته مى شوند و هرگاه بخواهيم كلمه اى را در غير از آن معنى يا معناهاى از پيش معلوم، به كار ببريم اين كار بايد براساس رابطه اى بين معنى مجازى و حقيقى انجام شود كه اين رابطه ها، انواع مختلف علاقه ها هستند مثل علاقه كليت و جزئيت، علاقه ظرف و مظروف، علاقه عموم و خصوص و... اما آنچه درباره استعاره به آن توجه مى شود علاقه مشابهت است. در استعاره، رابطه بين معنى حقيقى و مجازى بايد براساس علاقه مشابهت شكل گرفته باشد و در غير اين صورت نمى توان آن را استعاره دانست. بر همين اساس بيان كرديم كه استعاره عبارت است از انتخاب و جانشينى نشانه اى با نشانه ديگر براساس تشابه و از روى محور جانشينى. در واقع، آنچه در استعاره رخ مى دهد مبتنى بر اين است كه نشانه جايگزين، علاوه بر مدلول اول خود، بر مدلول ديگرى هم دلالت مى كند و در اين جايگزينى، سه مورد تشابه، بار عاطفى و الگوهاى شناختى آرمانى شده نقش دارند اما آنچه در اينجا براى شاعر شعر هفتاد قابل توجه است رعايت اين نكته است كه انتخاب وى براساس تشابه هاى رايج و شناخته شده نباشد و اين منطبق با آن چيزى نيست كه تاكنون در شعر ما رخ داده است. در شعر كلاسيك ما، تشبيه هاى تكرارى صدها سال است كه بدون هيچ تغييرى در شعر شاعران تكرار مى شود و اتفاقاً به همين دليل هم توانسته است توجه مخاطبان بسيارى را به خود جلب كند زيرا مخاطب آن با اين بازى تكرارى نشانه ها آشنا است و آن را به خوبى بلد است. علاوه بر آن، به فرض ندانستن نكته اى، اين امكان وجود دارد كه با مراجعه به مرجع ها و منابع فراوان، هرگونه نكته مبهمى برطرف شود و هيچ نكته اى، نفهميده و مبهم باقى نمى ماند. به طور كلى، يكى از ويژگى هاى تشابه هاى تكرارى، همين است كه مى توان آنها را به منابع و كتب مرجع يافت. اين اتفاق درباره بخش عظيمى از شعر معاصر نيز به دو طريق رخ داده است؛ اول استفاده از استعاره هاى رايج در تاريخ شعر فارسى و ديگر استفاده مكرر از استعاره هايى كه توسط شاعران معاصر خلق و ثبت شدند. ادامه دارد
|