|
|
|
|
|
مديركل روابط عمومى وزارت ارشاد در واكنش به اظهارات برخى نامزدها:
|
|
|
|
يك بازيگر هاليوود به شكل غير منتظره اى وارد تهران شد
|
|
|
|
از ۲۱ تا ۲۴ خرداد ماه در دانشگاه تهران برگزار مى شود
|
|
|
|
|
|
|
|
امروز با...
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
قطعه اى از باخ پيدا شد
پس از گذشت سه قرن از زندگى ژان سباستين باخ، آهنگساز بزرگ آلمانى، قطعه اى از آثار وى كه در به شهرت رساندن او نقش مهمى داشته است به تازگى پيدا شد. به گزارش مهر، به نقل از آسوشيتدپرس، قطعه گم شده اى از باخ آهنگساز قرن ۱۸ پيدا شد. اين قطعه در حالى درصندوق كارت هاى تولد قرن ۱۸ در كتابخانه آلمان پيدا شد كه چيزى به سوزانده شدنش نمانده بود. متخصصين اعلام كرده اند كه اين قطعه كه به مناسبت تولد دوك اعظم آلمان ساخته و براى آواز سوپرانو به همراه ويولن و ارگ نوشته شده بوده جزو اولين قطعاتى است كه باعث به شهرت رسيدن باخ شده بود.
|
|
|
|
|
تقدير فرانسه از جلال ستارى
|
|
|
گروه فرهنگ و هنر : «من هميشه فكر مى كردم در كارهايى كه مى كنم تنها هستم و آنچه مى كنم راه به جايى نمى برد. ولى امروز مى بينم زبان فرهنگ ما را با هم آشنا و نزديك ساخته است. خوشحالم كه ديگر احساس تنهايى نمى كنم.» دكتر جلال ستارى فرهنگ شناس و اسطوره پژوه، عصر روز پنجشنبه در مراسمى نشان آفيسيه فرانسه را دريافت كرد. اين نشان كه توسط سفير فرانسه در تهران به ستارى اعطاشد، نشان ادب و هنر فرانسه است و به نشان سپاس از خدمات فرهنگى افراد شاخص در حوزه هاى هنر و فرهنگ به آنها داده مى شود. به گزارش بى.بى.سى فرانسوا نيكولا سفير فرانسه در مراسم اعطاى نشان به ستارى گفت: ما اين نشان را به خاطر ۵۰سال خدمات فرهنگى جلال ستارى به ايشان اعطا مى كنيم. نشان آفيسيه و لژيون دونور از نشان هايى است كه فرانسه به افراد برجسته فرهنگ و هنر اعطا مى كند و در واقع نوعى قدرشناسى از خادمان فرهنگ و زبان فرانسه و معرفى كنندگان آن به دنياى غيرفرانسه زبان است. كسانى كه به گفته سفير در كار «انتقال فرهنگى» مؤثرند. سفير فرانسه خطاب به جلال ستارى گفت: در تاريخ خلاقيت و آفرينش گاه مى شود كه آدم هاى كوچك موفق به انجام كارهاى بزرگ مى شوند اما شخصيت و كار شما با هم تطابق دارد چه شخصيت شما در كارهاى بزرگى است كه انجام داده ايد. جلال ستارى از شاگردان ژان پياژه است اما چنانكه خود گفته است و آثارش نشان مى دهد توجه اصلى اش معطوف به مطالعات فرهنگى است: «هيچ چيزى براى من بااهميت تر از فرهنگ ايران نبوده است و نيست.» مطالعات سال هاى اخير جلال ستارى به مجموعه اى از قصه هاى قرآنى و عرفان اسلامى اختصاص يافته است مانند: قصه اصحاب كهف، شيخ صنعان و دختر ترسا، قصه سليمان و بلقيس. اين مطالعات او را پيشگام مطالعات جدى در حوزه اسطوره شناسى قرآن معرفى مى كند حوزه اى كه هنوز در ايران بسيار جوان است.
|
|
|
|
|
مديركل روابط عمومى وزارت ارشاد در واكنش به اظهارات برخى نامزدها:
سياه نمايى وضعيت فرهنگى كشور ناديده گرفتن واقعيات است
مديركل روابط عمومى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى اظهارات غيردقيق برخى كانديداهاى رياست جمهورى در حوزه فرهنگ و هنر را غيرمنصفانه خواند. به گزارش روابط عمومى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، «عليرضا تابش» در نشست ادوارى مسؤولان روابط عمومى هاى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى گفت: ترويج ناكارآمدى نظام در بخش فرهنگ توسط برخى از نامزدهاى رياست جمهورى كه در انتظار دردست گرفتن سكان امور اجرايى نظام هستند شايسته نيست.مديركل روابط عمومى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى افزود: ظاهراً سياه نمايى وضعيت فرهنگ و هنر كشور به عنوان بخشى از برنامه هاى تبليغاتى برخى نامزدهاى انتخاباتى قرار گرفته كه اين امر ناديده گرفتن واقعيات است. تابش با بيان اينكه دستاوردهاى فرهنگى دولت و نظام نزد افكار عمومى ناشناخته نيست و زير سؤال بردن آنها كار ساده اى نمى باشد اظهار داشت: سياست زدگى را آفت كار فرهنگى مى دانيم و معتقديم برخى از افراد و جريانات سياسى به جاى نقد منصفانه عملكرد دولت با اظهاراتشان تمامى دستاوردهاى اهل فرهنگ و هنر در سال هاى اخير را نفى مى كنند. وى با اشاره به دردست تدوين و انتشار بودن كارنامه فرهنگ و هنر كشور افزود: با انتشار و ارائه اين كارنامه زمينه اى براى بيان گوشه اى از اين فعاليت ها فراهم خواهد شد. كارنامه فرهنگ و هنر مشتمل بر فعاليت هاى متنوع وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى در طول ۸ سال گذشته در حوزه ستادى و استانى است كه در قالب ۴۷ جلد كتاب با عنوان كارنامه فرهنگ و هنر دولت خاتمى در سال ۱۳۸۴ منتشر خواهد شد.
|
|
|
|
|
يك بازيگر هاليوود به شكل غير منتظره اى وارد تهران شد
گزارش«شون پن» از نماز جمعه تهران
گروه فرهنگ و هنر: شون پن بازيگر مطرح هاليوود به عنوان خبرنگار براى پوشش خبرى انتخابات نهمين دوره رياست جمهورى به شكل غير منتظره اى سه روز قبل وارد تهران شد و ديروز با حضور در نماز جمعه تهران از اين مراسم گزارش تهيه كرد. پن در قالب خبرنگار روزنامه سانفرانسيسكو كرونيكال به ايران سفر كرده است.او علاقه زيادى به پيگيرى مسائل سياسى دارد و تاكنون سفرهايى را به كشورهاى مختلف خاورميانه انجام داده است.اين بازيگر هاليوود در مراسم اسكار ۲ سال قبل جايزه اسكار بهترين بازيكن مرد را براى فيلم رودخانه مرموز به كارگردانى كلينت ايست وود دريافت كرده و همچنين قبل تر با فيلم آخرين
گام هاى يك محكوم به مرگ نامزد دريافت اسكار شده بود.آخرين فيلم اين بازيگر با عنوان مترجم با بازى نيكول كيدمن و به كارگردانى سيدنى پولاك در سينماهاى جهان در حال اكران است. از فيلم هاى معروف پن مى توان به ۲۱ گرم ساخته آلخاندرو گونزالس ايناميتو اشاره كرد.وى همچنين كارگردانى را با فيلم قول با بازى جك نيكلسون تجربه كرده است.
|
|
|
|
|
از ۲۱ تا ۲۴ خرداد ماه در دانشگاه تهران برگزار مى شود
جشن نوازندگان پيانوى ايران
در بزرگترين گردهمايى نوازندگان پيانوى ايران ۳۰ پيانيست جوان مى نوازند. در نخستين برنامه گروه موسيقى تهران در سال جديد، كنسرت پيانو توسط سى پيانيست از ۲۱ تا ۲۴ خرداد، در تالار شهيد آوينى دانشكده هنرهاى زيباى دانشگاه تهران برگزار خواهد شد. اين برنامه كه زير نظر فريماه قوام صدرى و عليرضا مشايخى است با همكارى مركز پژوهش موسيقى معاصر دانشگاه تهران، كانون فرهنگى و فوق برنامه دانشگاه تهران و دانشكده هنرهاى زيبا برگزار مى شود. پيانيست هايى كه در اين كنسرت بزرگ مى نوازند، شركت كنندگان در دوسالانه نوازندگى پيانو موسيقى نو (دى ماه ۱۳۸۳) هستند. اين نوازندگان در شب هاى ،۲۱ ۲۲ و ۲۴ خرداد ماه آثارى از آهنگسازان گذشته و معاصر را خواهند نواخت. همچنين در شب ۲۳ خرداد ماه، استاد دلبر حكيم آوا در برنامه اى با عنوان «شب شوپن»، قطعاتى از آثار اين آهنگساز را اجرا خواهد كرد. كنسرت هاى ۲۱ ، ۲۲ ، ۲۳ و ۲۴ خرداد ماه در تالار شهيد آوينى دانشكده هنرهاى زيباى دانشگاه تهران در ساعت ۱۸ و شب آخر در ساعت ۱۷ برگزار مى شود.
|
|
|
|
|
گسترش همكارى ايران و روسيه در زمينه ادبيات فارسى
با امضاى قراردادى ميان رايزنى فرهنگى سفارت جمهورى اسلامى ايران و دانشگاه دولتى آستراخان روسيه، همكارى هاى علمى و فرهنگى دو كشور در زمينه ايرانشناسى و گسترش زبان و ادبيات فارسى در اين منطقه توسعه مى يابد. به گزارش ايسنا، به نقل از رايزنى فرهنگى ايران در مسكو، قرارداد منعقد شده ميان دو كشور در جريان سفر مهدى ايمانى پور - رايزن فرهنگى كشورمان - به آستراخان با پروفسور الكساندر لونيف - رئيس دانشگاه دولتى آستراخان - به امضا رسيده است
|
|
|
|
|
با تو مى گويم
قلم پژوهنده علم مقدس تر از خون شهيد است. فرانسيس بيكن
|
|
|
|
|
امروز با...
منيره احمد سلطانى
|
|
|
گروه فرهنگ و هنر ـ ساير محمدى: «قصيده فنى» عنوان اولين كتاب منيره احمد سلطانى است كه انتشارات كيهان منتشر كرده بود. به دنبال آن «گزيده آثار انورى» و «واژگان فارسى در زبان هاى اروپايى» و «شرح و گزيده آثار خاقانى» را منتشر كرد. منيره احمد سلطانى (همسر دكتر عبدالحسين فرزاد) متولد ۱۳۳۱ تهران دكتراى زبان و ادبيات فارسى دارد و عضو هيأت علمى دانشگاه است. جديدترين كتاب وى ترجمه اى تحت عنوان «چگونه نقد بنويسيم» اثر ديويد.ب.پيرى است كه از سوى نشر روزگار در ايام برگزارى نمايشگاه كتاب منتشر شد. او دستور گشتارى و تصويرآفرينى در سفر نورانيز تأليف كرده و هم اكنون «ژرف ساخت فولكلور ايران» را زير چاپ دارد. «فولكلور جهان» ترجمه اى از لاروس را هم اكنون آماده چاپ دارد. تأليف كتابى راجع به انورى و ترجمه كتاب«هزار واژه مطلقاً ضرورى» را براى چاپ تدارك مى بيند. > خانم سلطانى، در مورد كتابى كه تحت عنوان «راجع به انورى» و «هزار واژه مطلقاً ضرورى» در دست آماده سازى داريد، بفرماييد. مثلاً راجع به انورى چه كرده ايد؟ \ كتاب «هزار واژه مطلقاً ضرورى» به واژگانى مى پردازد كه وارد زبان انگليسى شده اند. اين كتاب ترجمه است. كتاب بسيار جالبى است و من در كلاس خيلى از آنها استفاده مى كنم. اين هزار واژه از زبان هاى مختلف وارد زبان انگليسى شده، مثلاً همين واژه هجرت كه از عربى وارد زبان فارسى شده، وارد زبان انگليسى هم شده و شكل ديگرى پيدا كرده است. در مورد انورى هم بايد بگويم كه من در اين كتاب تمام تصويرهاى شعرش را به همراه تشبيه و مجاز و استعاره و بخصوص نقيض را نشان دادم. تضادهاى ذهنى كه در انورى بود سبب مى شود كه افراد در قضاوت پيرامون انورى دچار اشتباه بشوند. چون انورى شاعرى بود كه همه فكر مى كردند مداح و متملق بود و روى سخنش كه انسان دانشمند و فاضلى بود و مسائل زيادى را مى دانست و اگر مدح كسى را گفت به خاطر مشكلات و آب و نان بود، اما در همان حال پادشاهان را در قصايد ديگرش مورد هجوم قرار مى داد. من در اين كتاب با استفاده از آثار انورى، شناخت تازه اى از او به دست آورده ام. > كتابى كه به اسم «فولكلور جهان» ترجمه كرده ايد و در دست چاپ داريد، مربوط به چه سالى است و فولكلور كدام مناطق را معرفى مى كند؟ \ متن اصلى «فولكلور جهان» در چهار جلد چاپ و منتشر شده بود. اما به دليل حجم زياد و سرمايه گذارى سنگين و احياناً مخاطبان كم اين دسته از آثار چند ناشر از چاپ چنين كتابى با اين حجم طفره مى رفتند، من ناگزير شدم دست به گزينش بزنم و مشتركات فرهنگى آن را جدا كنم و آن چه كه براى جامعه ايران و فارسى زبانان جالب و مورد توجه است، ترجمه كنم. كتاب بسيار جالبى است. مطالبى كه راجع به ايران و دين اسلام دارد و راجع به كسانى كه براى ما الگو هستند، فرض كنيد در مورد امام حسين(ع)، حضرت زهرا (س) و حضرت زينب (س) خيلى قشنگ و با ديدى آكادميك، اين شخصيت ها را معرفى كرده است و افسانه هاى عاميانه، اساطير ايرانى را هم مورد بررسى قرار داده است.
|
|
|
|
|
گنجى: به زندان باز مى گردم
اكبر گنجى با انتشار نامه اى اعلام كرد به زندان باز مى گردد و اعتصاب غذاى نامحدود خود رااز سر مى گيرد. او در اين نامه به شرح جزئيات روند مرخصى خود از زندان پرداخته و نوشته است: « در ساعت ۱۹ روز يكشنبه ۸۴/۳/۸ در حالى كه جهت وزن كشى، گرفتن فشار خون، نبض و تزريق آمپول پنى سيلين در بهدارى مركزى زندان بودم، افسر جانشين زندان بدانجا آمد و گوشى تلفن را به من داد تا از سوى خانواده ام پيامى ابلاغ شود. آقايان كه ديدند به هيچ وجه كوتاه نمى آيم از طريق برادر عزيزم آقاى مهندس عباس عبدى وارد شده بودند. همسرم از آن سوى خط گفت: «آقاى عبدى تماس گرفتند و گفتند با مقامات قضايى مذاكراتى داشته و به توافق رسيده است. آقاى عبدى گفت به اكبر بگو اعتصاب غذا را بشكن و به مرخصى بيا، مرخصى هفت روز نيست.» اما من نپذيرفتم و تماس با همسرم پايان يافت. در ساعت ۲۳/۱۵ همان شب مرا به دفتر رئيس زندان بردند. در آنجا يك مقام امنيتى دستگاه قضايى وارد و اعلام كرد: «من با آقاى عبدى صحبت كرده ام. چرا اعتصاب غذا كرده اى و درخواستهايت چيست؟» پاسخ من به او به شرح زير بود: ۱. شصت و دو ماه حبس غير قانونى ۲. تبعيض در اجراى حكم غير قانونى، شامل: الف) ممنوع التلفن بودن به مدت ۵۷ ماه ب) تبعيض در استفاده از مرخصى (حدود ۶۵ روز تا آن روز) ج) عدم صدور مجوز جهت درمان بيمارى در بيرون از زندان ضمناً به طور مبسوط و با ذكر مصاديق برخوردهاى نارواى دادستان تهران را گوشزد كردم. آن مقام امنيتى قوه قضاييه پس از يادداشت سخنان من گفت: «شما اعتصاب غذا را بشكن و به مرخصى برو، تمام اين مسائل حل خواهد شد.» پس از شنيدن پاسخ منفى از طريق تلفن با آقاى عبدى تماس برقرار كرد و تلفن را به من سپرد. آقاى عبدى گفت: «اعتصاب غذا از نظر سياسى به نفع تو و به ضرر آقايان است، ولى مسأله من انسانى است. بيمارى تو بايد درمان و خانواده تو از نگرانى در آيند.» گفتم «تنها جرم من بيان نظراتم مى باشد. بيش از پنج سال است كه مورد انواع ستمها قرار گرفته ام و به هيچ يك از آنها نمى توانم اعتماد كنم. چرا به صراحت نمى گويند مرخصى يك ماهه است؟» آقاى عبدى گفت: «آقايى كه براى مذاكره آمده تاكنون به من دروغ نگفته و خلف وعده نكرده است. در اين رابطه هم قول داد كه مرخصى تو تا پايان درمان ادامه داشته باشد. به آنها گفته ام اگر به وعده خود عمل نكنند، من هم اعتصاب غذا خواهم كرد و كل مسائل پشت پرونده خود را افشا خواهم كرد.» پيشنهاد آقاى عبدى را نپذيرفتم و گفتم «به وعده آنها نمى توان اعتماد كرد و آقايان بايد به جاى حرف دست به عمل بزنند.» در حين مذاكرات، آن مقام امنيتى قوه قضاييه چندين بار با آقاى عبدى صحبت كرد و سپس تلفن را به من داد تا از طريق آقاى مهندس عبدى اثبات كند كه به وعده هايش عمل خواهد كرد. آقاى عبدى با اصرار فراوان و درخواستهاى مكرر مرا شرمنده كرد و گفت: «اگر تو را ظرف يك هفته بازگرداندند، دوباره اعتصاب غذا كن.» آن مقام امنيتى قوه قضاييه هم گفت: «هيچكس نمى تواند امكان اعتصاب غذاى مجدد را از تو بگيرد. اگر به وعده ها عمل نشد دوباره اعتصاب غذا كن. از امشب حداقل پانزده روز به مرخصى مى روى و با تأييد پزشكان تا دو ماه نيز قابل تمديد است. بقيه درخواستهايت را نيز حل خواهيم كرد.» باز هم زير بار نرفتم تا اينكه كار به قسم رسيد. پاى دين و خدا و پيامبر گرامى اسلام به ميان آمد. در نهايت آن مقام امنيتى گفت: «تو را به جان بچه هايت قبول كن و برو. از اين به بعد با من طرف هستى.» همانجا گواهى سه پزشك در باره بيمارى ام را به او تحويل دادم. گفت: «اصلاً لازم نيست نامه پزشكان بيرون را به كسى تحويل دهى.» مذاكرات حدود يك ساعت طول كشيد. اصرارهاى مكرر آقاى مهندس عبدى و آن مقام امنيتى باعث خجالت و عقب نشينى من شد. هر دو تأكيد داشتند كه مرخصى يك هفته اى نيست و تا پايان معالجه ادامه خواهد داشت. گفتم «صبح ساعت شش يا هفت به مرخصى خواهم رفت.» آن مقام امنيتى قوه قضاييه گفت: «نه همين الآن بايد بروى. چند نفر از مسؤولين منتظر رفتن تو هستند.» گفتم: «صبح». گفت: «الآن.» گفتم: «پس بگذار با خانه تماس بگيرم تا دنبالم بيايند.» گفت: «خير، خبرنگاران مى آيند.» گفتم «اين وقت شب خبرنگارى وجود ندارد.» گفت: «خير ، خودمان بى سرو صدا تو را به منزلت مى رسانيم.» در نهايت مدير محترم زندان اوين به همراه افسر جانشين اين زندان به همراه يك دستگاه اتومبيل پيكان در ساعت سى دقيقه بامداد دوشنبه ۸۴/۳/۹ مرا درب منزل پياده و تحويل خانواده دادند. بعد از ظهر روز دوشنبه در مصاحبه مطبوعاتى اعلام كردم «اگر آقايان خلف وعده كنند و مرا پس از يك هفته به زندان بازگردانند در زندان دوباره دست به اعتصاب غذا خواهم زد و تا پاى مرگ مى ايستم.» با اين كه در روزهاى اوليه مرخصى ميهمانان زيادى به منزل ما مى آمدند و سه روز هم تعطيل عمومى بود، نزد يكى از بهترين متخصصان آسم و ريه كشور رفتم. ايشان پس از انجام آزمايشهاى مختلف بيمارى آسم مرا تأييد كرد و گفت: «بايد از اسپرى هاى قوى ترى استفاده كنى.» طى يك نامه وضعيت بيمارى هاى مرا شرح داد و ضرورت مراقبت ويژه و مراجعه مكرر به دكتر و ضرورت استفاده از مرخصى استعلاجى را گوشزد كرد. اصل نامه را از طريق آقاى مهندس عبدى براى آن مقام امنيتى قوه قضاييه فرستادم. به بيمارستان پارس هم مراجعه كردم و مطابق نظر پزشكان قرار شد يك آزمايش كامل سونوگرافى و عكس از ريه ها گرفته شود. با دانشگاه توانبخشى هم تماس گرفتم و قرار شد جهت درمان تعيين نوبت شود. ولى دادستانى و دادگسترى تهران بر خلاف وعده هايى كه داده شده بود در شامگاه سه شنبه ۸۴/۳/۱۷ حدود ده مأمور به منزل ما اعزام كردند تا به زور وارد منزل شوند و مرا بازداشت نمايند. يعنى كسى كه ۶۲ ماه حبس را گذرانده است به دليل يك روز غيبت دستگير نمايند!! صبح روز چهارشنبه در صفحه اول روزنامه ايران و صفحه دوم روزنامه شرق به نقل از سخنگوى قوه قضاييه آمده بودكه مرخصى گنجى تمديد مى شود و تا آن روز هيچكس با من جهت بازگشت به زندان تماس نگرفته بود. وقتى روزنامه هاى روز پنجشنبه را ديدم كه از سوى دادستانى تهران اعلام كرده بودند گنجى متوارى شده است، بسيار تعجب كردم. گويى آقايان فراموش كرده بودند كه با خواهش و تمنا مرا به مرخصى فرستاده بودند تا اعتصاب غذا شكسته شود و فراموش كردند كه گنجى هر بار به مرخصى رفته است با پاى خود نيز به زندان بازگشته است و فراموش كردند كه هيچ گاه تا كنون ده تن از نيروهاى خود را به درب منزل يك زندانى سياسى كه فرضاً يك روز هم غيبت كرده است نفرستاده اند. بگذريم از اينكه اصلاً غيبتى در كار نبوده و آنها زير حرفشان زده اند. من دروغ نگفته ام. من زير قول خود نزده ام. آنها به قول خود عمل نكرده اند. من فرار نكرده ام، سهل است با آنكه در آلمان بودم و گفتند اگر باز گردد، بازداشت خواهد شد، به ايران بازگشتم و ۶۲ ماه است كه در زندان هستم. از زندان هم نمى ترسم چرا كه جرمى مرتكب نشده ام كه شرمگين باشم. زمستان مى گذرد و روسياهى براى هميشه براى زغال باقى مى ماند. به آنچه گفته و نوشته ام افتخار مى كنم. نه از بيت المال مردم اختلاس كرده ام، نه كسى را ترور كرده يا به قتل رسانده ام. نه «قدرت از آن مردم» را غصب كرده ام و[...] با توجه به مسائل پيش آمده شخصاً به زندان باز مى گردم تا به همگان روشن شود كه دستگاه قضايى به هيچ وجه قابل اعتماد نيست. اما با توجه به زير پا نهادن توافقات از لحظه ورود به زندان اعتصاب غذاى نامحدود خود را آغاز خواهم كرد. همين جا به صراحت اعلام مى كنم ممكن است پس از ورود به زندان مرا در زندان انفرادى حبس كنند. هر حادثه اى در سلول انفرادى يا زندان براى من پيش آيد معلوم است كه مسؤوليت آن برعهده چه كسى است. نمى توان با تكرار ماجراى زهرا كاظمى در سلول انفرادى مدعى شد سر خود را به ديوار سلول كوبيده و مرده ام. هجوم مأموران به منزل اينجانب نه به دليل يك روز غيبت، بلكه به علت بيان نظراتم بود. مگر غير از اين است كه براى همين نظرات، نقدها و ديدگاهها نزديك به دو هزار روز حبس كشيده ام؟ طى سالهاى گذشته دوستان بسيارى از سر خير خواهى مرا به سكوت فراخوانده اند. اما سكوت سه ساله چه فايده اى داشت؟ [...] گنجى نامه خود را با ذكر اين نكته كه جرم و مجازات در كشور تناسبى ندارند به پايان برده است. > نامه عباس عبدى عباس عبدى نيز با انتشار نامه اى، روند وساطت خود براى مرخصى گنجى را توضيح داد. در اين نامه آمده است: با توجه به وضعيت پيش آمده روز سه شنبه براى آقاى اكبر گنجى، لازم دانستم كه به دليل حضور خود در جريان مرخصى آقاى گنجى به شرح ماجرا و اقدامات انجام شده بپردازم. طبيعى است كه قضاوت نسبت به آنچه گذشته است، بر عهده مردم است. حدود ده روز قبل از مرخصى آقاى گنجى در گفت و گويى كه با فرد پيگير مسائل خود در دادگسترى تهران داشتم، يادآورى كردم كه عدم موافقت با مرخصى آقاى گنجى براى درمان بيمارى نه تنها امرى غير اخلاقى است، بلكه مصلحت شما نيز نيست، اين عقيده را در چارچوبى تحليلى نيز منعكس كرده بودم، اما با گذشت يك هفته و بدتر شدن اوضاع، معلوم شد كه اين گره هر روز پيچيده تر مى شود و چون آقاى گنجى به دليل تجربه قبلى خود هيچگونه اعتمادى به طرف مذاكره خود ندارد، لذا پيشنهاد كردم كه در صورت نياز مى توانم با وى صحبت كنم، مشروط بر اين كه به جاى دست اندركاران دادسرا، آقاى... يا همان فرد پيگيرى پرونده من طرف گفت و گو و توافق با آقاى گنجى شود. در نهايت در نيمه شب دوشنبه هفته گذشته (۸۴/۳/۹) من و آقاى گنجى و آقاى... تلفنى صحبت كرديم و از آنجا كه گنجى معتقد بود كه روز قبل قول يك ماه مرخصى داده اند، حاضر نبود با يك هفته مرخصى موافقت كند، اما آقاى... به وضوح توضيح داد كه يك ماه مبناى صحيحى نيست. اگر دكتر متخصص گواهى صادر كند كه به بيش از يك ماه هم وقت نياز هست، بر همان پايه اقدام خواهد شد و اين يك هفته فقط براى اخذ گواهى و اقدامات اوليه پزشكى است. بر اين اساس و پس از قبول مرخصى آمدن از سوى آقاى گنجى، مقرر شد كه وى از اين پس مستقيماً فقط با آقاى... يا از طريق من تماس بگيرد و مسائل را پيگيرى كند. آقاى گنجى در اولين اقدام خود به آقاى دكتر مسجدى فوق تخصص بيماريهاى ريوى و دستگاه تنفس و ريه مراجعه مى كند و گواهى خود را در تاريخ ۸۴/۳/۱۱ اخذ مى كند. آقاى دكتر مسجدى در گواهى خود توضيح داده كه: «آقاى اكبر گنجى به علت حملات شديد سرفه و تنگى نفس مراجعه و...» و سپس با ذكر جزئيات ديگر از جمله ضرورت رعايت نكات بهداشتى و محيط تنفسى مناسب كه در تعارض با وضعيت زندان است، تأكيد مى كند كه رعايت اين دستورات «براى مدت طولانى و مراجعه و پيگيرى ضرورى است.» برخى از داروهاى تجويزى به علت پيشرفت زياد بيمارى به گونه اى بود كه حتى در ايران يافت نمى شود و سفارش داده شده است كه از كانادا فرستاده شود. اين گواهى به دليل تعطيلات در روز دوشنبه ۸۴/۳/۱۶ تحويل اينجانب شد و در روز سه شنبه ۸۴/۳/۱۷ براى آقاى... فكس شد. پس از ارسال فكس آقاى... به من اطلاع داد كه تمديد مرخصى آقاى گنجى انجام شده و يكى از اعضاى خانواده اش براى اخذ نامه تمديد مرخصى به معاون دادستان مراجعه كند. من نيز مسأله را به اطلاع خانواده آقاى گنجى رساندم، در حالى كه آقاى گنجى براى پيگيرى هاى پزشكى ديگر به بيمارستان رفته بود و تصور مى رفت كه مسأله در روال عادى خود در جريان است. تا اينكه در ساعت ۳۰:۲۱ روز سه شنبه (۸۴/۳/۱۷) از منزل آقاى گنجى تماس گرفتند و اطلاع دادند كه تعداد زيادى مأمور مراجعه و به داخل منزل ريخته اند و به دنبال آقاى گنجى مى گردند تا او را به زندان ببرند و مدعى هستند كه گواهى پزشكى ارائه نشده است. من درخواست كردم كه مدتى را اجازه دهند تا پيگيرى كنم. پس از تماس با آقاى... معلوم شد كه موضوع برگرداندن آقاى گنجى به زندان، ربطى به مسأله درمان و گواهى پزشكى ندارد، بلكه مسأله مربوط به مصاحبه هاى ايشان است. من نيز اين مسأله را به خانواده آقاى گنجى منتقل كردم و طبعاً با اين وصف آقاى گنجى در پايان مرخصى به زندان بازمى گشت. اما متأسفانه نحوه مراجعه به منزل كه يادآور خاطره دستگيرى هاى گذشته و بردن به جاهاى نامعلوم است، موجب نگرانى خانواده و احتمالاً آقاى گنجى شده است. در حالى كه آقاى گنجى همواره و مثل ديگر زندانيان سياسى شخصاً و پس از گذشت مدت مرخصى به زندان مراجعه مى كرد و نيازى به حضور اين تعداد مأمور و چند خودرو مخصوص نبود. حتى اگر آقايان مى خواهند ادامه مرخصى را لغو كنند، كافى بود كه اين مسأله را تلفنى اطلاع مى دادند تا خانواده مردم در نگرانى و وحشت فرو نروند. متأسفانه اين واقعه در كنار مسائل ديگر نشان داد كه برخى از افراد به جاى اخذ تصميم بر اساس حداقلى از عقلانيت و منافع عمومى و ملى، دنبال زنده كردن كينه هاى شخصى و فردى هستند و به تنها چيزى كه توجه نمى شود، منافع عمومى و ملى جامعه است. انگيزه من از اين پادرميانى اين بود كه در آستانه برنامه ۲۷ خرداد كه زمينه براى كاهش برخى از فشارها حتى به طور موقتى فراهم مى شود، اندكى از منافع اين كاهش فشار نصيب كسانى شود كه در زندان هستند و هيچ جايى را در ذهن مدعيان قدرتمدار اشغال نكرده اند و اكنون هم اميد آن دارم كه مسأله حاضر به نحوى مناسب و به دور از كينه ورزى هاى شخصى حل و فصل گردد. (ان شاء الله)
|
|
|
|
|
ديدگاه هاى هشت نامزد رياست جمهورى درباره فرهنگ و هنر
تنها يك هفته به انتخابات رياست جمهورى باقى مانده و همچنان پرداختن به مسائل فرهنگى و هنرى، در حجم وسيع بيان ديدگاه هاى نامزدهاى احراز نهمين دوره ى رياست جمهورى، بخش كوچكى را به خود اختصاص داده است. ايسنا، بر آنچه كه اين هشت نفر درباره اين حوزه ها سخن گفته اند، مرورى اجمالى كرده است: < دكتر مصطفى معين با بيان اينكه عاشقانه به هنر و دوستداران هنر علاقه دارد، گفته است: بالاترين اولويت و اصلى ترين مزيت ما در توسعه انسانى - بايد - فرهنگ باشد. وى همچنين تصريح كرده است: با توجه به نزديكى فكرى بنده با آقاى خاتمى، در صورت موفقيتم در انتخابات، برنامه هاى فرهنگى دوره دولت ايشان ادامه خواهد يافت؛ هرچند كه رويكرد اصلى من نگاه علمى به مسائل است. < حجت الاسلام والمسلمين على اكبر هاشمى رفسنجانى درباره اين كه در مسائل فرهنگى، چه سياستى را اجرا خواهد كرد، تصريح كرده است: محور كارم اسلام است و هيچ چيز غير از اسلام را اجرا نخواهم كرد. او همچنين در ميثاق خود با مردم اين تلاش ها را ذكر كرده است: حفظ و معرفى ميراث فرهنگى در داخل و خارج و تقويت هويت فرهنگى مناطق كشور در عين حفظ انسجام و هم گرايى ملى، حمايت از تشكل هاى صنفى و نهادهاى غيردولتى فرهنگى و هنرى، بازنگرى در نحوه صدور مجوز فعاليت ها، برنامه ها و آثار فرهنگى و هنرى، توسعه صنعت گردشگرى براى بهره بردارى از ظرفيت هاى تاريخى و فرهنگى كشور و توسعه روابط با ساير كشورها و تقويت زبان فارسى به عنوان يكى از مهم ترين عناصر هويت ملى و گسترش برنامه هاى ايران شناسى. < دكتر محسن رضايى در گفت وگويى با رسول ملاقلى پور، در پاسخ به پرسشى گفته است: خيلى ايده در اين زمينه ها داشته ام كه آن ها را ادامه نداده ام؛ ولى اگر خداى متعال امكان اين دولت را به من بدهد، حتماً وقت جدى براى فرهنگى ها، هنرمندان، نخبگان و دانشگاهيان، كسانى كه مى توانند به جامعه، تفكر و انگيزه بدهند، خواهم گذاشت. زيرا در زندگى سياسى ام به اين نتيجه رسيده ام كه بدون فرهنگ، به جايى نمى رسيم. < دكتر محمدباقر قاليباف مشخصاً درباره هنر سينما تأكيد كرده است: به يك جهش بودجه اى قابل ملاحظه در حوزه سينما نيازمنديم ... دغدغه محدودكننده گيشه در نزد هنرمندان بايد رفع شود ... سلايق شخصى در حوزه نظارت بايد حذف شود. وى همچنين با مردم ميثاق بسته است كه فرهنگ نقد و پرسشگرى و نظارت مردم بر اعمال دولتمردان و آزادى خواهى و آزادانديشى را با توجه به نقش رسانه ها و انديشمندان، گسترش دهد. < حجت الاسلام والمسلمين مهدى كروبى اظهار داشته است: بايد در كسانى كه فعاليت فرهنگى انجام مى دهند، احساس امنيت به وجود آوريم و آنان را تشويق كنيم كه بدون هيچ نگرانى بتوانند در عرصه فعاليت هاى فرهنگى وارد شوند و سنن و آداب دينى جامعه مان را بپذيرند ... بايد به ناشران و نويسندگان تسهيلات داده شود كه بتوانند با امكانات بيشتر به عرصه فرهنگى وارد شوند ... دولت بايد سانسورها را در زمينه كتاب كاهش دهد؛ چراكه مردم مى خواهند آنچه را كه از مغز نويسنده تراوش مى كند، بدانند و بخوانند. او همچنين در پيمان خود با مردم، در محورى آورده است: دولت مقتدر برنامه هاى مختلفى را در راستاى توسعه صنعت گردشگرى به عنوان يكى از مهم ترين و مؤثرترين سياست هاى ايجاد فرصت شغلى و همچنين بهبود سيماى كشور در نزد افكار عمومى جهانى، تدوين كرده كه يكى از سياست هاى مهم در اين راستا به اين شرح است: تأسيس دهكده هاى (مناطق ويژه) گردشگرى در شهرها و روستاها براى جذب سرمايه گذاران با تسهيلاتى از قبيل: واگذارى زمين رايگان به سرمايه گذاران، ارائه معافيت هاى مالياتى به سرمايه گذاران داخلى و خارجى، ارائه تخفيف هاى گمركى جهت واردات تأسيسات مورد نظر در اين مناطق و ارائه تخفيف در آب، برق، گاز و تلفن. دولت مقتدر همچنين در برابر كسانى كه از طريق تريبون هاى حكومتى يا نفوذ خود در بخش هاى حاكميت، فضا را براى جهانگردان ناامن جلوه دهند، ايستادگى و امنيت جهانگردانى كه به ايران سفر خواهند كرد را تضمين خواهد نمود. < دكتر محمود احمدى نژاد گفته است: ملت ما همه اهل هنرند، همه اهل شعر و ادب هستند، اما بايد هنر و ورزش را به متن زندگى مردم ببريم و اين جز با تأمين نيازهاى اوليه امكان پذير نيست. < دكتر على اردشير لاريجانى نيز گفته است: هنر، روح جمعى جامعه را به سوى يك عقيده و آرمان منعطف مى كند و به طور مستقيم، در اراده اجتماعى تأثير مى گذارد. هنر از هر صنفى، روح جمعى جامعه را به سوى آرمان هايى كه اعتلاى آن جامعه مى طلبد، سوق مى دهد. اگر ما جامعه اى پويا مى خواهيم كه در آن علم و هنر بدرخشد، بايد به لوازم آن توجه كنيم كه زمانى عالم و هنرمند مى توانند بسترساز هنر، فرهنگ و علم باشند كه فراغت ذهنى داشته باشند. او تكريم مقام و شأن هنرمند، صيانت از آزادانديشى، حمايت از تئاتر، بسترسازى براى خلق آثار فاخر موسيقى، تأمين اجتماعى و آسايش روانى براى خلق اثر هنرى را در زمره اولويت ها در اين زمينه برشمرده است. لاريجانى همچنين در پاسخ به بيانيه جمعى از سينماگران مبنى بر ارائه برنامه هاى نامزدها در اين راستا، گفته است: رفع دخالت ساير بخش ها در سينما وظيفه رئيس جمهوراست ... دولت بايد در حوزه هنر شفاف حرف بزند ... سينماگران بايد ابداع كننده ضوابط خود باشند. وى گفته است: فرهنگ و هنر نبايد به عنوان يك ابزار سياسى قلمداد شود ... فرهنگ و هنر وقتى كه در يك فضاى غير سياسى رشد كنند، مطمئناً خلاقيت بيشترى خواهند داشت. < مهندس محسن مهرعليزاده به صراحت اظهار كرده است كه مى كوشد سياست «مديريت بر فرهنگ» را به سمت سياست «مديريت در فرهنگ» سوق دهد. وى در اين زمينه گفته است: تاكنون سياست فرهنگى جامعه ما بر محور «مديريت بر فرهنگ» استوار بوده است و من مى كوشم ميان اين سياست با سياست فرهنگى مورد توجه خود كه سياست «مديريت در فرهنگ» است، اعتدال برقرار سازم. او همچنين تأكيد كرده است كه وظيفه خود مى داند در دولت آينده، جريان نوانديشى دينى را تقويت كرده و به توزيع گسترده اين انديشه در محافل آموزشى و پژوهشى جامعه بپردازد.
|
|
|
|
|
مبارزه با تروريسم در جشنواره فرينج ادينبورگ
|
|
|
جنگ با تروريسم و موضوعاتى همچون چگونگى برخورد با زندانيان در زندان ابوغريب و تنش ميان اسرائيل و فلسطين محور موضوعى جشنواره فرينج ادينبورگ امسال هستند. به گزارش بى.بى.سى امسال در جشنواره فرينج ادينبورگ كه يكى از بزرگترين رويدادهاى نمايشى دنيا تلقى مى شود در حدود ۸۰۰ نمايش از هفتم تا بيست و نهم اوت در پايتخت ادينبورگ اجرا خواهند شد و در حدود ۱۶۱۹۰ هنرمند براى بازى در اين نمايشهاى زنده خيابانى در مدت برپايى جشنواره در اين شهر گردهم خواهند آمد. از جمله توليدات مهم نمايشى امسال در اين جشنواره «My Pyramids» الهام گرفته از تجربه واقعى ليندى اينگلند - سرباز آمريكايى كه به خاطر دست داشتن در رسوايى شكنجه زندانيان در ابوغريب زندانى شد - است. همچنين گروه تئاتر Arches از گلاسكو نمايش «Sunff» درباره تروريسم را آماده اجرا دارد و نمايش جالب توجه ديگر «تروريست: موزيكال» است كه به چگونگى امرار معاش نظاميان پس از اتمام جنگ با تروريسم مى پردازد. برپايه اين گزارش در پنجاه و نهمين دوره جشنواره فرينج ادينبورگ ۲۶۸۹۵ اجرا از نمايش هاى مختلف در سيصد نقطه شهر برروى صحنه خواهند رفت اما از آنجايى كه جشنواره فرينج يك ماراتن نمايشى است تماشاگران تنها امكان ديدن شمار معدودى از نمايشها و كمدى هاى اجرا شده را خواهند داشت. براساس محاسبات انجام شده ديدن همه اين نمايشها پنج سال و سه ماه و بيست و پنج روز به طول خواهد انجاميد. گفتنى است پيش فروش بليت هاى نمايش جشنواره «فرينج ادينبورگ» امسال از سيزدهم ژوئن - يك هفته زودتر از موعد هميشگى - آغاز خواهد شد.
|
|
|
|