|
|
|
با اختلاف بين هيأت قضايى دادگاه كيفرى استان تهران و بازپرس جنايى دادسراى فشافويه صورت گرفت:
|
|
|
|
در بازجويى از يك پرستار فاش شد
|
|
|
|
|
|
|
|
|
بازداشت عامل قتل ۲ مرد سالخورده در بيرجند
فرمانده انتظامى خراسان جنوبى از دستگيرى يك قاتل پس از يك سال در بيرجند خبر داد و گفت: قاتل به دو فقره قتل و سه فقره ضرب و شتم اعتراف كرد.سردار« غلامعلى نكويى » فرمانده انتظامى خراسان جنوبى به سايت پليس گفت: در پى قتل دو نفر به نام ها ى« نظرعلى» ۷۱ ساله و «محمدعلى» ۶۵ ساله و ضرب و شتم سه نفر به خاطر زورگيرى در شانزدهم اسفند سال گذشته در شهرستان بيرجند، مأموران انتظامى اين استان تحقيقات گسترده اى را آغاز كردند.سردار نكويى اضافه كرد: پس از هماهنگى با مقام قضايى بيش از ۱۰ نفربه عنوان مظنون و يا شاهد احظار شدند كه پس از رفع اتهام آزاد گرديدند.رئيس پليس خراسان جنوبى تصريح كرد: در تحقيقات بعدى و با استفاده از اطلاعات به دست آمده، به فردى به نام « حسن» ساكن عشق آباد طبس مظنون و پس از شناسايى محل اختفا، ۱۷ خرداد ماه سال جارى دستگير شد و به دو فقره قتل و سه فقره ضرب و شتم براى زورگيرى اعتراف كرد.
|
|
|
|
|
با اختلاف بين هيأت قضايى دادگاه كيفرى استان تهران و بازپرس جنايى دادسراى فشافويه صورت گرفت:
بن بست درجنايت تازه عروس و داماد
|
|
|
گروه حوادث: هيأت قضايى دادگاه كيفرى استان تهران و بازپرس جنايى دادسراى فشافويه با پيدا نشدن اثرى از جسد قربانى يك جنايت به پيچيدگى و اختلاف قضايى برخوردند. اين هيأت قضايى معتقد است سرنوشت خواستگار نوعروس هنوز در هاله اى از ابهام است و بدون پيدا شدن جسد وى نمى توان تازه عروس و دامادى را محاكمه كرد.بنا به اين گزارش، شامگاه روز ۱۹ شهريورماه سال ۸۲ مادر پسر ۲۹ ساله اى به نام «على» با مراجعه به پليس قم ادعا كرد پسرش به طرز مرموزى ناپديد شده است و هيچ خبرى از او نيست.با ناپديد شدن اين پسر جوان، تيمى از مأموران آگاهى شهرستان قم وارد عمل شدند و با پى بردن به اينكه «على» ساعت ۱۴ و ۳۰ دقيقه ظهر از خانه اش در خيابان دورشهر قم خارج شده است تا سر قرارى با يك دختر برود تجسس هاى خود را براى رديابى اين دختر ناشناس متمركز كردند.در تحقيق از برادر «على» مشخص شد كه اين پسر از مدت ها پيش با دخترى طرح دوستى ريخته بود و قرار بر آن داشت با خواستگارى رسمى با اين دختر ازدواج كند و آخرين بارى كه از خانه خارج شده است ادعا كرده كه مى خواهد به ديدن دختر مورد علاقه اش برود.كارآگاهان با اين فرضيه كه دختر ناشناس مى تواند گره گشاى معماى ناپديد شدن «على» باشد يك نامه كه در خانه پسر ناپديد شده به دست آمده بود را سرنخ اصلى شناختند. از آنجايى كه متن نامه نشان مى داد نويسنده آن دخترى تحصيلكرده باشد پليس با به دست آوردن منطقه پستى ارسال اين نامه دخترانى را كه در آن محدوده پستى با اين نام شناخته شده بودند را تحت بررسى قرار داد.بدين ترتيب، دختر جوانى كه در منطقه دورشهر قم زندگى مى كرد و همنام با دختر مورد علاقه «على» بود شناسايى شد و پليس قم پى برد اين دختر از يك سال قبل با پسر جوانى ازدواج كرده است و از هفته گذشته به همراه تازه داماد به مسافرت رفته است. < بازداشت تازه عروس و داماد اين تازه عروس و داماد چند روز بعد وقتى از مسافرت بازگشتند تحت تحقيق گرفته شدند و هر دو آشنايى با «على» را انكار كردند تا اينكه با مطابقت دست خط دختر جوان با نامه اى كه در خانه پسر ناپديد شده به دست آمده بود راز يك جنايت فاش شد.نوعروس وقتى راز هولناك خود را فاش شده ديد در جريان بازجويى ها ادعا كرد «على» را به همراه شوهرش به قتل رسانده اند و جسدش را در بيابان هاى اطراف شهر رى رها كرده اند. با اين اعتراف تكان دهنده و با توجه به اينكه جنايت اصلى در اطراف شهر رى رخ داده بود مقام قضايى دادگسترى قم پرونده را با رأى عدم صلاحيت براى رسيدگى به دادگسترى فشافويه حسن آباد فرستاد و مأموران آگاهى شهر رى مأمور ادامه تحقيق براى فاش ساختن جزئيات توطئه شوم شدند.تازه داماد كه چاره اى جز اعتراف نداشت در بازجويى ها به كارآگاهان گفت: «از مدت ها پيش با همسرم آشنا بودم تا اينكه به خاطر علاقه اى كه به وى داشتم او را به عقد خود درآوردم و پى بردم او خواستگاران زيادى داشت و «على» يكى از آنان بود.علاقه من به همسرم طورى بود كه از على كينه به دل گرفتم، روز حادثه همسرم به خاطر رفتن ساير اعضاى خانواده اش به تهران تنها بود او را راضى كردم تا خواستگار سمج خود را به خانه دعوت كند. وقتى «على» را به خانه مادرزنم كشانديم بدون اينكه بداند خانواده همسرم در خانه نيستند و او نيز ازدواج كرده است با اين تصور كه مى خواهد شرايط خواستگارى رسمى را فراهم كند وارد خانه شد، من ميله فلزى در دست داشتم وبا غافلگير كردن «على» ضربه اى به او زدم.وقتى پسر جوان روى زمين افتاد دست، پا و دهانش را با طناب محكم بستم و او را در اتاقى زندانى كرديم. نيمه شب خودروى يكى از دوستانم را امانت گرفتم و با بى هوش كردن «على» او را داخل صندوق عقب خودرو انداختيم و به طرف بزرگراه تهران - قم حركت كرديم، در حوالى شهر رى او را از صندوق عقب خودرو به بيابان خلوت انتقال داديم ابتدا با وارد آوردن ضربات چاقو «على» را كشتيم سپس جسدش را با بنزين آتش زديم.»نوعروس نيز ادعاهاى همسرش را تأييد كرد و برخلاف وى كه سعى داشت همه قتل و سوزاندن جسد را به گردن بگيرد ادعا كرد خودش با ضربات چاقو «على» را به قتل رسانده است و در برابر ديدگان شوهرش او را به آتش كشيده است. < جست وجوى جسد جست وجوى جسد خواستگار نوعروس با راهنمايى هاى عاملان جنايت آغاز شد و باوجود اينكه تازه عروس و داماد محل دقيق قتل را نشان دادند هيچ اثرى از جسد سالم يا سوزانده شده «على» به دست نيامد.عاملان جنايت در برابر دوربين هاى فيلمبردارى كارآگاهان به بازسازى صحنه جنايت كه در آن نوعروس نقش اصلى را بازى مى كرد پرداختند و اين اقدامات تحقيقاتى در حالى صورت گرفت كه جسد «على» پيدا نشد و تازه عروس و داماد در مراحل مختلف تحقيقات ادعاهاى متناقضى در خصوص به آتش نزدن جسد اين پسر جوان كردند و پليس را در برابر دو شاخه مبهم قرار دادند. < پيچيدگى واختلاف ماجراى اين جنايت سياه با صدور كيفرخواست از دادسراى فشافويه حسن آباد در اختيار شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى استان تهران قرار گرفت و ۵ قاضى با مطالعه دقيق آن به خاطر پيدا نشدن جسد «على» اين پرونده را قابل رسيدگى ندانستند.بدين ترتيب، پرونده براى تكميل شدن به دادسراى فشافويه برگشت خورد و بعد از مدتى بازپرس جنايى با اشاره به اينكه جست وجوهاى گسترده براى يافتن اثرى از جسد خواستگار نوعروس در بيابان هاى اطراف شهر رى و پزشكى قانونى به بن بست خورده است تأكيد كرد كه از نظر دادسرا تازه عروس وداماد قاتل هستند و مى توان بدون پيدا نشدن جسد نيز آنان را محاكمه و مجازات كرد.اين اظهارنظر قضايى در حالى صورت گرفت كه هيأت قضايى شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى استان تهران به رياست قاضى عزيزمحمدى و چهارقاضى مستشار خواستار ابهام زدايى از سرنوشت «على» هستند و حتى در فرضيه اى احتمال مى دهند اگر ادعاى تازه عروس و داماد در خصوص آتش نزدن جسد وى واقعيت داشته باشد اين پسر از توطئه شوم قتل جان سالم به در برده باشد.بنا به گزارش خبرنگار جنايى ما، با توجه به اينكه پيدا نشدن اثرى از سرنوشت خواستگار نوعروس رسيدگى را در بن بست قرار مى دهد هر كسى از اين جنايت يا «على» اطلاعاتى دارد مى تواند آن را در اختيار دادگاه كيفرى استان تهران قرار دهد.
|
|
|
|
|
در بازجويى از يك پرستار فاش شد
جزئيات فروش ۶۳ نوزاد دختر و پسر
گروه حوادث: تحقيقات قضايى در باره سرنوشت ابهام آميز ۶۳ نوزاد با اعترافات پرستار يك بيمارستان وارد مرحله تازه اى شد. تمامى نوزادان كه هويت واقعى آنها هنوز ناشناخته باقى مانده است توسط ۲۶ عضو يك باند فروش نوزادان به افرادى كه صاحب فرزندى نمى شدند، فروخته شده اند.براساس اطلاعات به دست آمده در جريان تحقيقات كارآگاهان آگاهى شهر رى، اعضاى اين شبكه تبهكارى در ازاى فروش هر نوزاد تا مبلغ ۳ ميليون تومان دريافت مى كردند. اعضاى اين باند كه تعدادى زن و مرد هستند، با سوءاستفاده از موقعيت شغلى خود با ربودن نوزادان وتهيه شناسنامه هاى جعلى آنها را به فروش مى رساندند.راز اقدامات اين گروه ۲۶ نفره به دنبال تماس تلفنى فرد ناشناسى با مديران حراست اداره ثبت احوال شهررى فاش شد.تماس گيرنده ناشناس ادعا كرده بود تعدادى از كارمندان اين اداره با دريافت مبالغى اقدام به صدور شناسنامه هاى جعلى با مدارك تولد قلابى براى متقاضيان كرده اند. با توجه به اين ادعاها واعلام شكايتى در شعبه سوم بازپرسى دادسراى شهررى تحقيقات گسترده اى در اين باره آغاز شد تا اينكه پليس دريافت از ۶۳ شناسنامه صادر شده براى نوزادان هيچ يك داراى پرونده بالينى در بيمارستانهاى صادر كننده گواهى ولادت نمى باشد و شناسنامه ها همگى واهى بوده و از درجه اعتبار ساقط است.پليس كه در بررسى هاى خود با يك شبكه سازمان يافته فروش نوزادان روبرو شده بود، پس از دستگيرى چند كارمند اداره ثبت احوال آنان را تحت بازجويى قرار داده و رد پاى چند پزشك و پرستار را در اين معاملات به دست آورد. در حالى كه هر يك از متهمان جداگانه تحت بازجويى قرار گرفته بودند ولى آنان با سماجت عجيبى حاضر به فاش كردن هويت والدين نوزادان ربوده شده و افرادى كه نوزادان را خريدارى كرده بودند، نمى شدند، تا اينكه سرانجام با گذشت نزديك به سه سال از آغاز تحقيقات يكى از پرستاران بازداشت شده در اعترافات تكاندهنده اى پرده از اقدامات خلافكارانه اعضاى باند برداشت.«شرميلا» زن جوانى كه از سال ۷۹ تا زمان دستگيرى در چند بيمارستان دولتى و خصوصى كار مى كرد، وقتى در برابر بازپرس «ابراهيمى» قرار گرفت در اين باره گفت: فعاليت من به عنوان پرستار از سال ۱۳۷۹ در بيمارستان نيروى انتظامى شروع شد.در آنجا با يك پزشك ماما آشنا شدم. به پيشنهاد او وقتى زنهاى باردار براى زايمان به بيمارستان مراجعه مى كردند، پس از تولد نوزاد به مادر و همراهان بچه مى گفتيم نوزاد شما مرده به دنيا آمد و به اين ترتيب نوزاد را به خانه يكى از دوستان اين پزشك منتقل كرده و به متقاضيانى كه حاضر بودند پول خوبى بابت او بدهند، مى فروختيم.براساس اعترافات اين پرستار آنها در بيمارستان. ش ، در بيمارستان. ن ا، بيمارستان. ا، بيمارستان .م و بيمارستانى در شهرك ولى عصر و بيمارستان. ك نوزادان را ربوده و به فروش رسانده اند.اين پرستار در حاليكه به شدت متأثر شده و اظهار پشيمانى مى كرد، مادران تعدادى از نوزادانى كه ربوده شده اند را مهين، بتول، گلبنين، محمدى، كريمى، زهرا، اكرم، منصوره و بانو معرفى كرده و ادعا كرد اسامى بقيه را به دليل آنكه مدت طولانى از ماجرا مى گذرد به ياد ندارد.وى افزود: تعداد اندكى از نوزادان متعلق به زنان و دختران است كه براى كورتاژ به خانم دكتر مراجعه مى كردند ولى او با مطرح كردن اينكه زمان براى كورتاژ خطرناك است آن زنها را متقاعد مى كرد فرزند خود را به دنيا بياورند و به او بدهند. آنها هم چون اين كار علاوه بر اينكه هزينه اى براى مادران نداشت بلكه پولى هم مى گرفتند، مى پذيرفتند و به هنگام زايمان نزد او آمده و پس از تحويل نوزاد بدون برجاى گذاشتن هيچ نشانى مى رفتند. البته اين اتفاقات در مطب خصوصى او در شهرك وليعصر رخ مى داد. وى درباره چگونگى انتقال نوزادان به افراد متقاضى گفت: براساس قرارى كه گذاشته شده بود، من نوزادان را به يكى از دوستان خانم دكتر مى دادم و او هم با ارتباطاتى كه برقرار كرده بود افراد متقاضى را شناسايى و بچه ها را به آنها مى فروخت. البته آنها با ارتباطاتى كه در اداره ثبت احوال شهررى داشتند، مرحله بعدى كه تهيه شناسنامه براى نوزاد به نام والدين جديد بود را هم برعهده مى گرفتند و در ازاى هر شناسنامه مبلغى بين ۲۰۰ تا ۵۰۰ هزار تومان به آنها مى پرداختند. اين زن درباره مشخصات ساير نوزادان مى گويد: «چون پس از مدتى كاركردن با خانم دكتر، وقتى دو نوزاد را به خانه زنى كه او معرفى كرده بود بردم و او پول آنها را نداد، خانم دكتر عصبانى شده و با من درگير شد، از آن زمان به بعد ديگر با او كار نكردم.وى با نام بردن از كارمندان يكى از شيرخوارگاههاى معروف تهران كه از اعضاى اصلى اين باند بودند گفت: وقتى بچه ها را باشناسنامه به متقاضيان تحويل مى داديم اغلب آنها تقاضا مى كردند هويتشان در اختيار مادر واقعى كودكان قرار نگيرد تا بعداً مشكلى از اين بابت براى بچه و آنها پيش نيايد .به همين منظور هيچ يك از آنها اطلاعى از دزدى بودن بچه ها نداشتند و ما به آنها مى گفتيم مادرشان خود حاضر به نگهدارى بچه اش نشده است.به گزارش خبرنگار ما در حالى تحقيقات تكميلى از اين متهمان ادامه دارد كه تاكنون ربوده شدن ۴۵ دختر و ۲۸ پسر از سوى پليس كشف شده است و احتمال داده مى شود تعداد نوزادان ربوده شده بسيار بيشتر از اين تعداد باشد.
|
|
|
|
|
فرار مرد ۱۶۰ كيلويى از دست زن ۴۵ كيلويى اش
گروه حوادث: ورزشكار ۱۶۰ كيلويى به خاطر ترس از زن ۴۵ كيلويى اش به مدت يك هفته به خانه يكى از دوستانش پناه برد.ماجراى اين حادثه عجيب هنگامى فاش شد كه زن جوان اين مرد غول پيكر به اداره ۱۱ آگاهى تهران مراجعه و ادعا كرد شوهرش به طور اسرارآميزى ناپديد شده است.با توجه به اين ادعاها، به دستور داديار شعبه سوم دادسراى جنايى تهران تحقيقات براى رديابى او آغاز شد.پليس با به دست آوردن رد اين مرد در خانه يكى از دوستانش او را بازداشت كرد ولى در تحقيقات خود به نتايج عجيبى دست يافت.مرد جوان كه داراى عضلاتى قوى و هيكلى تنومند بود وقتى در داخل ساختمان اداره يازدهم آگاهى تهران همسرش را ديد با ترس آشكارى خود را پشت افسر پليس پنهان كرده و با التماس خواست تا او را از اين زن دور نگاه دارند.مرد درشت اندام در اين باره گفت: چند سال قبل با همسرم آشنا شده و ازدواج كردم. مهريه او ۱۵۰ ميليون تومان است ولى به واسطه ارثيه اى كه به من رسيده بود خانه ۲۰۰ ميليون تومانى و يك خودرو گرانقيمت به نام او زدم. او هميشه مرا اذيت مى كند جرأت ندارم بدون اجازه همسرم كارى انجام دهم. باورش مشكل است ولى ترس از زنم باعث شده بود دائماً كابوس مى ديدم. به همين دليل تصميم گرفتم چند روزى را در خانه يكى از دوستانم پنهان شوم.
|
|
|
|
|
تيراندازى به يك دوست به خاطر شكست در عشق
|
|
|
گروه حوادث: پسر جوانى كه در جريان يك شوخى بچگانه به مچ دست دوستش شليك كرده است، از سوى پليس تحت تعقيب قرار گرفت.حادثه شليك ساعت ۲۲ و ۳۰ دقيقه روز ۱۷ خرداد ماه سال جارى در منطقه شرق تهران رخ داد.بنا به اين گزارش، در حالى كه چند پسر جوان در مقابل يك سوپرماركت در خيابان بى سيم تهران نشسته و در حال صحبت بودند، ناگهان يكى از دوستان خود را به همراه پسر جوانى مشاهده كردند كه سوار بر يك موتوسيكلت به آنها نزديك شدند. يكى از جوانان موتورسوار پس از توقف در كنار مغازه سوپرماركت، اسلحه كمرى را از زير لباس هايش بيرون كشيده و به طرف دوستانش گرفت.لحظه اى بعد با قرار دادن لوله تپانچه روى مچ دست جوان صاحب سوپرماركت اقدام به شليك كرد.جوان مجروح كه پس از انتقال به بيمارستان و مداوا براى شكايت به شعبه چهارم دادسراى جنايى تهران مراجعه كرده بود، در اين باره گفت: وقتى لوله اسلحه را به طرف ما نشانه رفت، همه تصورمان اين بود كه اسلحه قلابى است، چون نمى توانستيم باور كنيم دوستمان در ملأ عام اسلحه بكشد. او به شوخى اسلحه اش را روى مچ دستم قرار داد و ناگهان گلوله اى شليك كرد.وى افزود: متهم كه ۲۴ ساله است، مدتى قبل نامزدى اش با دخترى كه دوست داشت به هم خورده بود و از شرايط روحى نامناسبى رنج مى برد. فكر مى كنم شب حادثه قرص هاى اكس مصرف كرده و از حالت عادى خارج بود.
|
|
|
|