|
|
|
تمام محاسبات اشتباه بود
|
|
|
م. الف. امينيان از زمان روى كار آمدن دولت جديد در بغداد و اوج گيرى شديد عمليات ضد حكومتى و ضد اشغال، عراق به طور ميانگين شاهد كشته شدن ۲۳ نفر در هر روز (حداقل ۸۳۶ نفر طى زمان كمى بيش از يك ماه) بوده است. آمارها نشان مى دهند كه ماه گذشته براى سربازان آمريكايى نيز بدترين ماه حضور در عراق ظرف دو سال گذشته بود و ميانگين حملات و تلفات به شدت افزايش يافت. اما شدت اين افزايش حملات را پرسنل پليس و ارتش در حال آموزش عراق بيشتر احساس كردند. (روزنامه «نيويورك تايمز»، سوم ژوئن) اميدوارى و خوش بينى اوليه ايجاد شده در فرداى شركت قابل توجه مردم در انتخابات ماه ژانويه در سايه انفجار بمب ها و صفير گلوله ها مدت هاست كه از بين رفته است. اين وضعيت براى دولت نوپاى عراق، سمى است كه تحرك در بسيارى از حوزه ها را به حالت فلج درآورده است. در چنين فضايى، هرگاه كه دولتمردان واشنگتن در پاسخ به پرسش ها، در برابر پرسشى از مسائل بغرنج عراق قرار مى گيرند، جواب هاى حيرت انگيز ارائه مى دهند. جورج بوش در مصاحبه مطبوعاتى خود در ۳۱ ماه مه اعلام كرد: «دولت عراق توانايى كافى و وافى براى مقابله با ناآرامى ها را دارد». اين قبيل اظهار نظرهاى بوش نشاندهنده آن است كه برنامه ريزان واشنگتن، فردى را در رأس امور مى بينند كه تنها به انجام كارى كه لازم مى داند، مى انديشد و از پذيرش تبعات آن گريزان است. نتيجه اين رويكرد، چيزى نيست جز استمرار ناامنى در عراق و به گل نشستن پروژه اى كه بوش و همقطاران نومحافظه كارش در حوزه سياست خارجى اين كشور در فرداى يازدهم سپتامبر و به بهانه پيشگيرى از رخدادهاى مشابه يازدهم سپتامبر به مورد اجرا گذاشتند و وضعيتى را بوجود آورده اند كه بسيارى از تحليلگران و لايه هاى افكار عمومى آمريكا، با صدايى بلند عقلانى بودن استمرار آن را زير علامت جدى پرسش هاى خود قرار داده اند. «مركزبين المللى مطالعات استراتژيك» (مستقر در واشنگتن و لندن) در گزارشى اعلام كرده است كه عراق به بستر بسيار مناسب جذب نيرو براى گروههاى جهادى و افراطى تبديل شده است كه در صف مقدم حمله به اهداف و منافع آمريكا عمل مى كنند. دو دليل اصلى براى پيدايش و استمرار وضع موجود در عراق عبارتند از: ۱- غلط بودن محاسبات آمريكايى ها براى ورود به جنگ و پوسيدگى شديد زيرساخت هاى اساسى در عراق و ۲- غلط بودن سياست هاى واشنگتن براى فرداى سقوط صدام و ناتوانى از پيش بينى و برخورد با موج توفنده مقاومت. عراق، در حال حاضر، فاقد ساختارهاى امنيتى و نظامى مناسبى است كه آمريكايى ها تصور مى كردند مى توانند در فرداى سقوط رژيم صدام در اين كشور ايجاد كنند. در يك گزارش ارائه شده به كنگره آمريكا در فاصله كوتاهى از جنگ آمده است كه فرو ريختن ساختارهاى بنيادين در عراق با چنان سرعتى صورت گرفت كه امكان هرگونه محاسبه براى ترميم خسارت وارده را غيرممكن كرد. طبيعى است كه بخشى ازاميدوارى برنامه ريزان اين عمليات آن است كه دستگيرشدگان، اطلاعاتى را به دست دهند و موج عمليات شايد بتواند خطوط ارتباطاتى و عملياتى هسته هاى عمل كننده در ناآرامى ها را براى مدتى مختل و در دراز مدت ضرباتى را به زيرساخت شبكه ها وارد كند. نيروهاى اشغالگر تحت رهبرى آمريكا در عراق و دولت حاكم بر بغداد به هيچ روى دست برتر در موازنه روانى با عناصر مبارزه كننده با نظم جديد را در اختيار ندارند. براساس جمله مشهورى كه آمريكايى ها درجنگ ويتنام ابداع كردند، «سربازان اين كشور در عراق در نبرد پيروز مى شوند، اما جنگ را مى بازند». با وجودى كه طيف كوچكى از جمعيت عراق در حال مبارزه با آمريكا و دولت مركزى است، اما نكته اصلى اينجاست كه گستره مخالفت و مبارزه با حضور خارجى مدتهاست كه از دايره خواست اعراب سنى فراتر رفته و در تركيبى از ايدئولوژى (اسلاميت) و ناسيوناليسم (ملى گرايى) ريشه هاى عميقى دوانده است. آمريكايى ها بسيار خوش شانس بوده اند كه جمعيت شيعيان درعراق هنوز در جبهه اكثريت ساكت باقى مانده اند. در چنين شرايطى و درحالى كه محاكمه صدام در پيش است و خود مى تواند توجهات زيادى را به خود جلب و مايه افزايش حملات نيز بشود، دولت هاى واشنگتن- بغداد به دنبال تغيير موازنه روانى از حالت دفاعى به تهاجمى برآمده اند. مقامات دولتى مى گويند محاكمه صدام تأثير مثبتى بر وضعيت امنيتى كشور برجاى خواهد گذاشت، هرچند كه به راحتى مى توان عكس اين احتمال را مطرح كرد. اما صرف نظر از اينكه كدام احتمال به كرسى واقعيت خواهد نشست، تلاش همه جانبه دولت بغداد براى به دست گرفتن ابتكار عمل و كسب دست بالاتر در حوزه اثبات اقتدار قابل مشاهده است. انجام يك سلسله حملات پرحجم از سوى نيروهاى آمريكايى در غرب عراق، جنوب غرب بغداد و ساير نقاط، با دور جديدى از عمليات نيروهاى عراقى پى گرفته شده است كه نيروهاى اشغالگر نيز در آن مشاركت فعال دارند. هدف از دست زدن به يك سلسله عمليات گسترده محاصره و جست وجو در درون و اطراف بغداد آن است كه ضمن كاهش حملات مرگبار شورشيان، موازنه بسيار منفى روانى به نفع دولت « ابراهيم جعفرى » تغيير يابد. در اين عرصه، حدود ۴۰ هزار نيروى پليس، سرباز و عوامل وزارت كشور عراق در «عمليات صاعقه» شركت دارند. دولتمردان بغداد كه در حريم منطقه به شدت محافظت شده موسوم به «منطقه سبز» به سياستگذارى مشغولند و در داخل استحكامات ياد شده نيز به راحتى هدف گلوله مهاجمين قرار مى گيرند، ادعا مى كنند كه دور جديد عمليات در غرب بغداد و جنوب اين شهر با موفقيت همراه بوده و در جريان انجام «عمليات صاعقه» (كه وارد دومين هفته خود شده است) بيش از ۷۰۰ مظنون به همكارى يا دخالت در عمليات ضد دولتى دستگير شده اند. بر اساس گزارش هايى كه از دستاوردهاى عمليات گسترده در حال اجرا مخابره شده، تاكنون چندين انبار مهمات نيروهاى مخالف شناسايى شده است. كشف يك مركز زيرزمينى در نزديكى شهر فلوجه كه به اندازه چهار زمين فوتبال وسعت دارد و در آن انواع امكانات رفاهى، تجهيزات و تسليحات وجود داشته، از جمله مواردى است كه نيروهاى عمل كننده روى آن مانور زيادى داده اند. به گزارش خبرگزارى ها، ظرف روزهاى اخير يكى از عناصر بلند پايه گروه افراطى «انصارالسنه» در شمال عراق بازداشت شده است. به گفته منابع عراقى رهبر گروه «مقاومت ملى اسلامى- تيپ انقلاب ۱۹۲۰»، مشهور به «شاهزاده ابوغريب» نيز در جريان عمليات صاعقه دستگير شده است. همچنين فرد شماره ۴۰ در فهرست منتشر شده از سوى آمريكايى ها، از فرماندهان منطقه اى حزب بعث عراق نيز در اين عمليات دستگير شده است. اين دستگيرى ها- در صورتى كه واقعيت داشته باشد و بخشى از جنگ روانى دولت براى تحت تأثير قرار دادن جريان مسلح مخالف نباشد- مى تواند اطلاعاتى را در اختيار دولت قرار دهد. تجربه نشان داده است كه پس از به دام افتادن دانه درشت هاى مقاومت، بايد شاهد تحولات خونينى در عراق باشيم. در حال حاضر، نگاهى به آمار حملات در قلب بغداد حكايت از عدم كاهش توانايى نيروهاى مخالف در حفظ ضرباهنگ حملات دارد. حملات جارى دولت عراق تبعات منفى خاص خود را نيز داشته است. «عمليات صاعقه» و امثال آن (نظير عمليات «بازار جديد» كه ۱۰۰۰ نيروى آمريكايى در آن شركت داشتند و پس از عمليات در شهر« قائم» در غرب، بزرگترين عمليات در نوع خود بود) تا حدود زيادى باعث افزايش فشار بر لايه هايى از جامعه عراق مى شوند كه به نزديكى و هوادارى از عمليات خرابكارى مشهورند. به عنوان مثال، خبرگزارى ها از اعتراض شديد شاخص ترين تشكل اعراب سنى در بغداد به موج دستگيرى هاى اخير خبر داده اند. «انجمن علماى مسلمان» (متعلق به اعراب سنى) خواهان پايان گرفتن عمليات نيروهاى دولتى طى بيش از يك هفته گذشته شده است. اين تشكل با نفوذ اعلام كرده است كه اين سياست به شكل محسوسى اقليت اعراب سنى در بغداد را هدف قرار مى دهد (گزارش آسوشيتدپرس). چندى پيش، دستگيرى رهبرى شاخص اين جريان به دست نيروهاى آمريكايى باعث طغيان احساسات اعراب سنى شد و به سرعت چنين ادعا شد كه اشتباهى صورت گرفته بود و محافل خبرى از دستپاچگى ابراهيم جعفرى نخست وزير عراق خبر دادند كه ظاهراً از آمريكايى ها خواسته است نوعى همكارى و هماهنگى در خصوص عمليات عليه چهره هاى شاخص عراقى وجود داشته باشد. اين درحالى است كه دولت جعفرى ادعاى جمعيت فوق را تأييد كرده و گفته است: در جريان عمليات براى از بين بردن شورشيان و عناصر مقاومت، شمارى از افراد بى گناه و غيرنظامى در ميان طيف اعراب سنى هدف قرار گرفته اند (آسوشيتدپرس، پنجم ژوئن). تشكل اعراب سنى عراقى كه فعاليت آن با توجه به بايكوت انتخابات از سوى طيف اعراب سنى و ارتباط ارگانيك اين طيف با جريان مقاومت خونين درعراق اهميت صد چندانى مى يابد، تهديد كرده است كه در صورت استمرار عمليات نيروهاى عراقى-آمريكايى از هرگونه همكارى براى تدوين پيش نويس قانون اساسى عراق كنار خواهد كشيد. اين امر به معناى باقى ماندن استخوان در زخمى است كه آمريكايى ها درعراق و كالبد خاورميانه ايجاد كردند. هرچند، خود نيز قربانى اين زخم آفرينى بوده اند و افزون بر ۱۶۰۰ سرباز خود را در عراق از دست داده اند. اما به هر روى، هشدار اعراب سنى براى تحريم هرگونه مشاركت در تدوين قانون اساسى امرى نيست كه دولت كنونى عراق بتواند پذيراى هزينه هايش باشد و طبيعتاً بايد كارى براى اجتناب از اين پيشامد انجام دهد. اين خود نشاندهنده پيچيدگى وظيفه اى است كه دولت عراق و واشنگتن پيش روى خود مى بينند: حذف جريان مقاومت كننده در برابر رژيم سياسى جديد در عين جلب همكارى طيفى كه بستر اصلى زايش و استمرار مقاومت محسوب مى شود. ناتوانى براى متوقف كردن موج ناامنى هاى ويرانگر در عراق باعث شده است تا بازسازى و احياى خدمات عمومى با شكست كامل مواجه شود. عدم بازسازى و ارائه خدمات اصلى به مردم در شمال، مركز و جنوب خود مهم ترين موفقيت براى جريان مخالف به شمار مى رود. در ارزيابى وضعيت عراق از حيث بازسازى و رضايت مردم كافى است به اين نكته توجه كنيم كه بحران بيكارى و كمبود يا فقدان خدمات بنيادين نظير برق در چنان سطحى است كه به مراتب از دوران حاكميت رژيم بعثى صدام (با همه تحريم ها و سختى ها) شديدتر است (نيويورك تايمز، همان تاريخ). اين روندى است كه استمرار آن مى تواند باعث شود تا دستاوردهاى احتمالى نشست پيش روى بازيگران حاضر و ذى نفوذ در عراق براى كمك به بازسازى اين كشور، دستاوردهاى كاغذى باقى بمانند، چرا كه در شرايط كنونى، تنها سرمايه گذاران ماجراجو خطر ورود به عراق را به جان خواهند خريد و خود و كاركنانشان را در معرض اضافه شدن به فهرست بلند بالاى گروگانهاى كشته يا آزاد شده در عراق قرار خواهند داد.
|
|
|
|
|