|
آنچه نامزدها از جوانى ديده اند:
همه شان مى گويند هواى جوانها را داريم
|
|
|
سام فرزانه به دو دليل جوانان در جريان انتخابات در ايران، اثرگذارى بسيارى دارند. يكى به خاطر جمعيت جوان ايران و ديگرى به خاطر تأثيرى كه جوانان بر رأى ساير اعضاى خانواده مى گذارند. هرچند بافت بسيارى از خانواده هاى ما هنوز پدر سالارانه است، اما فرزندان در برخى از امور (مثل پيدا كردن نامزد مورد نظرشان در جريان انتخابات) مؤثر هستند. براى همين است كه نامزدهاى انتخاباتى در سخنان خود سعى مى كنند كه خود را به جوانان نزديك نشان دهند و خود را داراى برنامه هاى متعددى براى بهبود وضعيت جوانان معرفى كنند. براى باز كردن راهى به دل جوانان نيز شيوه هاى مختلفى دارند كه حتماً آنها را ديده ايد. برآمده از دانشگاه دكتر محمود احمدى نژاد در سال ۱۳۳۵ در شهرستان گرمسار متولد شده است. بزرگ شده تهران و دانش آموخته دانشگاه علم و صنعت در رشته مهندسى عمران است. او در سال ۱۳۶۸ توانست دكتراى خود را در رشته مهندسى و برنامه ريزى حمل و نقل ترافيك از همان دانشگاه بگيرد. تحصيلات عاليه آقاى احمدى نژاد مانع از آن نشد كه در جبهه حضور نداشته باشد. درباره اين بخش از زندگى احمدى نژاد متنى را از وب سايت او بخوانيد: «ايشان با شروع جنگ تحميلى به منطقه غرب شتافت و تا سال ۱۳۶۴ در فعاليت هاى پشتيبانى منطقه تلاش كرد و در سال ۱۳۶۵ داوطلبانه به تيپ ويژه سپاه پاسداران انقلاب اسلامى پيوسته و با طى دوره اى در قرارگاه رمضان در عمليات برون مرزى كركوك شركت نمود و بعد از آن نيز به عنوان مسؤول مهندسى رزمى لشگر ۶ ويژه سپاه و مسؤول ستاد جنگ استانهاى غربى كشور به خدمت پرداخت.» دكتر احمدى نژاد در دهه شصت، چهارسال به عنوان معاون و فرماندار ماكو و خوى و همچنين ۲سال به عنوان مشاور استاندار كردستان خدمت به مردم استان هاى آذربايجان و كردستان را نيز پشت سرگذاشته و از سال ۱۳۷۲ در شرايطى كه به عنوان مشاور فرهنگى وزير فرهنگ و آموزش عالى فعاليت مى كرد به عنوان اولين استاندار استان جديد التأسيس اردبيل منصوب شد. او از سال ۱۳۷۶ در كسوت استاد دانشگاه مشغول به فعاليت شد و با شروع كار دومين شوراى شهر تهران به عنوان شهردار تهران برگزيده شد. آقاى احمدى نژاد علاوه بر كارهاى سياسى خود در امور اجتماعى نيز فعال بوده است. از آن جمله مى توان به روزنامه نگارى، مؤسس و عضو انجمن تونل و عضو انجمن مهندسين ايران اشاره كرد. احمدى نژاد نيز از نامزدهاى جوان اين دوره از انتخابات به حساب مى آيد و همچنين از جوانى در كارهاى مديريتى، اجرايى و نظامى بوده است. بنابراين او نيز برنامه هايى براى جوانان دارد. ديدگاه او را درباره جوانان بخوانيد: «نگاه فعلى به جوانان نيازمند تغيير است زيرا عده اى جوانى جمعيت را معضل دانسته و بر اين عقيده اند كه استفاده از اين نيرو نيازمند برنامه ريزى و سرمايه گذارى است درحالى كه اين امر از توان ما خارج است بنابراين جوانى جمعيت داراى پيامدهاى منفى زيادى است و به عنوان بحران تلقى مى شود و بايد منتظر ماند تا اين بحران از سر برود. درحالى كه واقعاً جوانى جمعيت يك فرصت است و مى توانيم از اين سرمايه گران قدر استفاده كنيم سال هاى دفاع مقدس تابلو زيبايى از نمايش كارآمدى اين نسل ارزشمند بود. افتخارات جوانان ما در عرصه هاى مختلف مانند سلولهاى بنيادى، انرژى هسته اى و... نمونه هاى ديگرى از توانمندى ها و ظرفيت هاى ارزشمند جوانان ما است.» هرچند اين حرف ها كلى است اما به نظر مى رسد كه آقاى احمدى نژاد نيز قصد دارد از جوان ها بيش از گذشته در دولت احتمالى خود استفاده كند. كار كردن در دو هجده دكتر محسن رضايى دو هجده سال در زندگى خود كار كرده است: «۱۸ سال فعاليت سياسى و ۱۸ سال فعاليت نظامى» تازه در ۱۸ سالگى به زندان افتاده است. (در زمان رژيم قبل) براى قشنگ تر شدن اين متن در همه زندگى نامه ايشان گشتيم اما به عدد ۱۸ ديگرى بر نخورديم كه آن را بياوريم. آقاى رضايى در سال ۱۳۳۳ در يكى از روستاهاى مسجد سليمان به دنيا آمد. او در زندگى مبارزاتى خود در زمان شاه دوره اى را به صورت مخفى و دوره اى را به صورت زير زمينى فعاليت كرده بود. (سراسر هيجان) با پيروزى انقلاب رضايى در عين جوانى توانست به رياست سازمان اطلاعات سپاه پاسداران برسد. سپاه تشكلى نوپا بود و رضايى كارش سركوب اقدامات براندازانه بود. سپس به فرماندهى سپاه درآمد و به قول خودش «جوان ترين ژنرال نظامى» شد. رضايى فرماندهى سپاه را تا سال ۱۳۷۶ بر دوش داشت تا در اين سال مقام معظم رهبرى با استعفاى او موافقت كرد. از آن سال تاكنون رضايى دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام است. يكى از كارهاى دوست داشتنى آقاى رضايى در وب سايت شخصى او اين است كه لينك همه نامزدهاى رياست جمهورى را در اين وب سايت قرار داده است. (خيلى اين كار مرام مى خواهد) در اين بين، وب سايت آقايان ولايتى و توكلى نيز وجود دارد كه لينك آنها فعال است اما روى اسم آنها خط كشيده شده است. يعنى كه ديگر نامزد نيستند. رضايى در رئوس برنامه هاى خود آورده است: «انقلاب فرهنگى _ اقتصادى را بايد جوانان امروز انجام دهند. جوانان امروز در آستانه يك انقلاب هستند. امروز بدون حضور جوانان در صحنه فرهنگى و اقتصادى، اداره كشورها متحول نخواهد شد. اما لازمه اين كار دو مسأله مهم است: اولاً خود جوانان آماده شوند و همتشان را بلند كنند و به شهر و كوچه و محله خود را محدود نكنند. از طرف ديگر دولتمردان ايران بايد امكانات در اختيار جوانان بگذارند.» رضايى آماده است كه اين امور را به دست جوانان بسپارد. البته اگر انتخاب شود. سردار، دكتر، خلبان و ... محمد باقر قاليباف نيز يكى از همان ها است كه تعجب آدم را بر مى انگيزد. كم سن و سال ترين نامزد اين دوره از انتخابات رياست جمهورى است . دكتراى جغرافياى سياسى از دانشگاه تربيت مدرس در سال ۱۳۸۰ گرفته است. گواهينامه خلبانى هواپيماى ايرباس از سازمان هواپيمايى كشورى در سال ۱۳۷۹ (مشغول پرواز در هواپيماى مسافربرى ايرباس ۳۰۰ با جايگاه خلبانى) سردار هم بوده و فرمانده نيروى انتظامى جمهورى اسلامى ايران. آقاى قاليباف درباره مشكلات نسل جوان مى نويسد: «واقعيت اين است كه نهادهاى مرتبط با نسل جوان ما نتوانسته اند همگام با تحول سريع نيازهاى نسل جوان وجامعه كه در سايه ارتباطات سريع به وجود آمده است خود را نوسازى نمايد و به همين دليل در درك كامل اين پد يده تا حدود زيادى تأخيرفاز دارند.» او سپس به چهار نهادى اشاره مى كند كه دچار آن «تأخير فاز» هستند: «نهاد خانواده»، «نهاد تعليم و تربيت»، «نهاد نظام وظيفه» و «نهاد سياست». او درباره تأخير فاز نهاد نظام وظيفه مى نويسد: «نه به عنوان معبرى براى پخته شدن جوانان بلكه به عنوان باتلاقى براى بلعيدن ۲ سال از بهترين ايام زندگى جوان تبديل شده است . درحالى كه مى توان اين دوره را فرح بخش تر و سودمند تر از وضع موجود كرد.» هرچند او در وب سايتش نمى نويسد كه در زمان فرماندهى بر نيروى انتظامى چه كارى براى حل اين مشكل كرده است اما خب بالاخره اذعان به اين موضوع هم در نوع خود بد نيست . البته قاليباف در زمان فرماندهى خود بر نيروى انتظامى توانست كمى تأخر فاز را در رسيدن به جوانان جبران كند و از اقدامات او مى توان به گشت هاى ويژ ه اى اشاره كرد كه با اتومبيل هاى آخرين سيستم سياه رنگ در خيابان ها جايگزين پيكان هاى مدل قديمى شدند. او درباره جوانان مى نويسد: «امروزه مسأله سياسى جوان، «زندگى خوب» با بهره گيرى از ظرفيت هاى نسلى خود است كه بتواند به چنان زندگى «افتخار» كند و اين افتخار شرايط «شاد» و «پر اميدى» را براى وى رقم زند.» او به عنوان جوان ترين نامزد رياست جمهورى با اين پرسش نيز مواجه شده است كه آيا جوان بودن مانع كار او نمى شود و پاسخ آقاى قاليباف: «با توجه به بافت كنونى جامعه حضور فكر و شخصيت جوان احساس مى شود. كسى كه ظرفيت و پتانسيل پيشبرد اهداف و آرمان هاى جوانان را داشته باشد و اين قابليت را داشته باشد كه همگام با تحولات سريع فرهنگى، سياسى و اقتصادى جهان خود را هماهنگ كند. كسانى كه فكر و ذهنشان شكل گرفته و متصلب شده است، قدرت كمى براى درك موقعيت هاى متفاوت و جديد دارند. يكى از مشكلات امروز ما اين است كه كمتر به جوانان اعتماد داريم و توان و نيرو و فكر آنها را كمتر مى پذيريم.» شيخ شوخ طبع مى دانيد يكى از نشانه هاى جوانى اين است كه شما تحمل شوخى و مزاح ديگران را داريد و به شما بر نمى خورد كه با شما شوخى كنند. آقاى مهدى كروبى يكى از همان آدم هايى است كه اين حس طنز را دارد و مى شود او را به خاطر همين اخلاقش، از جوانان به شمار آورد. اگر سرى به وب سايت شخصى او بزنيد، مى توانيد در بخش طنز خنده دارترين طنز هايى كه درباره او نوشته شده است را بخوانيد. آقاى كروبى بعد از آقاى هاشمى مسن ترين نامزد رياست جمهورى دوره نهم است. او ۶۷ ساله است و در جوانى سه كار بيشتر نداشته است: درس خواندن، مبارزه و زندان رفتن. انشاالله كه سر و كار شما به زندان نيفتد اما مثل اينكه در زندان هاى زمان شاه كلى براى آدم دوست و آشناهاى جور واجور پيدا مى شده كه شايد در زندگى روزمره كمتر با آنها برخورد مى كرديد. آقاى كروبى در جوانى چندين بار به زندان رفته است و با آدم هاى معروفى آشنا شده: «افرادى چون حاج آقا مصطفى خمينى،آيت الله منتظرى، مرحوم آيت الله طالقانى، آيت الله انوارى، شهيد مهدى عراقى، هاشمى رفسنجانى، مرحوم ربانى شيرازى، شريعتى سبزوارى، شهيد محمد منتظرى، آقاى علوى (داماد آيت الله طالقانى)، فهيم كرمانى و مرآتى (داماد مرحوم سيد حسن معينى، محسن طاهرى، امير حسينى،آقا تقى درچه اى، دكتر شيبانى، على بابايى و مفيدى (از نهضت آزادى) ،عمويى و كى منش (از كمونيست هاى سرشناس)، پرويز حكمت جو و پاك نژاد (از گروههاى مبارز غيرمذهبى) و مرحوم لا جوردى و ...» نمى دانيم ايشان چه مى كرده كه هر از گاهى كه كشور شلوغ مى شده، مأموران امنيتى سر راه زندان سرى هم به ايشان مى زدند: «ترتيب دستگيرى هاى ايشان به نحوى بود كه پس از رخ دادن حوادث مهمى صورت مى گرفت. مانند: بازداشت امام در سال ۱۳۴۲ ، فعاليت هاى گسترده در كاشان ، آبادان ، كرمانشاه ، قم ، توزيع نامه سرگشاده امام به هويدا و پخش كتاب هاى ايشان ، حماسه ۱۵ خرداد و توزيع منابع مالى براى مبارزان انقلابى و خانواده هايشان و ...» آقاى كروبى در گفت وگوهايى كه درباره انتخابات دارد به كرات مى گويد كه مى خواهد با جوانان دوست شود و براى آنها برنامه هايى هم دارد. او از به كار بردن زبان جوانان نيز كم نمى گذارد. در يكى از سخنرانى هايى كه داشت و از تلويزيون هم پخش شد، گفت كه «اهل خالى بندى» نيست. شنيدن اين عبارت از زبان يك روحانى كه دايره واژگان خاص خود را دارد، عجيب به نظر مى رسد. نظر آقاى كروبى درباره جوانان: «توجه ويژه به جوانان پاسخگويى به خواست ها و مطالبات جوانان به ويژه در زمينه هاى اجتماعى از طريق توسعه مراكز هنرى، علمى، فكرى و ورزشى و ايجاد بسترى امن و عارى از اقدامات خودسرانه به منظور بهره مندى از آزادى مراوده و معاشرت قانونى و مطابق عرف جامعه. بدون شك شادى، سرزندگى، تكاپو و اميد مهم ترين نشانه هاى يك جامعه پيشرفته و معنوى است.» اينها نظرات كلى ايشان درباره جوانان است. آقاى كروبى پيشنهاد داده است كه با انتخاب شدن به عنوان رئيس جمهور يارانه ها حذف مى شود و به همه ايرانيان بالاى هجده سال ماهانه پنجاه هزار تومان داده مى شود. فكر مى كنيم كه هوا تازه است دكتر على اردشير لاريجانى ليسانس كامپيوتر، فوق ليسانس و دكتراى فلسفه دارد. براى همين مو لاى درز حرف زدنش نمى رود. از علوم كامپيوترى ياد گرفته كه حرف با منطق بزند، از فلسفه هم ياد گرفته كه هر حرفى مى خواهد بزند را منطقى جلوه دهد. براى همين به راحتى نمى شود در حرف هايش دنبال گاف گشت. (اصلاً مگر ما بى كاريم) او فرزند مرحوم آيت الله العظمى حاج ميرزا هاشم آملى از علماى برجسته حوزه هاى علميه نجف و قم و همچنين داماد استاد شهيد آيت الله مرتضى مطهرى است. چهل و هشت سال سن دارد و از نامزدهاى جوان اين دوره از انتخابات به شمار مى آيد. شعار انتخاباتى او «دولت اميد، هواى تازه» است. او مدت ده سال رياست سازمان صدا و سيما را به عهده داشت. هرچند در اين سال ها به او خرده گرفته اند كه در راديو و تلويزيون عليه روشنفكران موضع گرفته بود و در جريان وقايع كوى دانشگاه، اطلاع رسانى جانب گرايانه اى داشته است، اما نمى توان از اقدامات او براى راه اندازى برنامه ها و شبكه هايى براى جوانان چشم پوشيد. آقاى لاريجانى زمانى به رياست سازمان صدا و سيما در آمد كه تلويزيون تنها دو شبكه تلويزيونى ۷ ساعته و ۲ شبكه راديويى داشت، اكنون سازمان صدا و سيما داراى ۷ شبكه تلويزيونى و ۸ شبكه راديويى ملى و سراسرى، ۳۰ شبكه راديويى استانى و ۲۴ شبكه تلويزيونى استانى است. دكتر على لاريجانى همچنين چندين شبكه بين المللى از جمله شبكه هاى جام جم ۱ و ۲ و ۳ را براى ايرانيان خارج از كشور و شبكه هاى متعدد برون مرزى از جمله شبكه سحرو نيز شبكه بين المللى العالم را براى جهان اسلام بنيان گذاشت.در اين ميان شبكه سوم سيما به جوانان اختصاص داده شد كه تماشاى فوتبال كشورهاى مختلف در اين شبكه ممكن است. شبكه چهارم به دوست داران برنامه هاى مستند و علمى داده شد كه در ميان جوانان كم نيستند. يك شبكه هم به دانش آموزان اختصاص داده شد: شبكه تلويزيونى آموزش. در راديو نيز او شبكه ورزش و شبكه جوان را به طور خاص براى جوانان راه اندازى كرد. هرچند چنين كارهايى در ايران با برنامه ريزى نهادهاى بسيارى مانند مجلس و دولت انجام مى شود، اما نمى توان از سهم آقاى لاريجانى در راه اندازى اين شبكه ها چشم پوشيد. او براى دولت آينده خود از هم اكنون برنامه هاى فراوانى ريخته است كه در كتابچه اى چاپ شده است. در اين كتابچه او به دانش آموزان نويد داده است كه از انباشت اطلاعات در كتاب هاى درسى خواهد كاست، وسايل ورزشى مدارس را تجهيز مى كند و كنكور را هم به وضعيت درستى در خواهد آورد. او نيز مانند بسيارى ديگر از نامزدهاى رياست جمهورى قول داده است كه وضعيت ازدواج جوانان را بهبود ببخشد. مثلاً با ساختن خانه هاى كوچك و ارزان. بچه درس خوان انقلابى دكتر مصطفى معين، از آن دست آدم هايى است كه مى توان به او حسودى كرد. براى اينكه هم درسش را خيلى خوب خوانده است و هم اينكه سرش را از توى كتاب بيرون آورده و در جريان انقلاب نقش داشته و توانسته در تحولات جامعه جديد ايران نقش بازى كند. پنجاه و چهار ساله است و به غير از رياست جمهورى همه كارى در ايران كرده است. اگر از پدر و مادرهايتان بپرسيد حتماً به شما خواهند گفت كه در رژيم گذشته تحصيل در دانشگاه شيراز براى بسيارى از جوانان آرزو بود. اين دانشگاه يكى از معروف ترين دانشگاه هاى كشور بود (هنوز هم هست) و در دنيا شناخته شده بود (فكر نمى كنم هنوز باشد) مصطفى معين درباره ورودش به اين دانشگاه مى گويد: «دانشگاه شيراز تنها دانشگاهى بود كه خارج از آزمون سراسرى كنكور مى گرفت. در عيد هم آزمون برگزار مى كرد. رفتم شيراز. امتحان دادم و قبول شدم. در آزمون سراسرى هم شركت كردم ولى در جلسه آزمون سردرد گرفتم. نفهميدم چرا و ديگر ادامه ندادم. امتحانم هم در شيراز خوب شده بود و از همان ابتدا بورسيه دانشگاه شدم. پزشكى دانشگاه شيراز هم شاخص بود. يعنى از پزشكى تهران و اصفهان بالاتر بود.» هرچند دانشگاه شيراز (پهلوى سابق) فضاى غير سياسى داشت اما معين و عده اى از هم نسلانش در آن دانشگاه توانستند راه خود را بيابند و حسابى انقلابى شدند: « شعار مى داديم، شعار مى نوشتيم، تظاهرات راه مى انداختيم، همه كارى مى كرديم.» دو سه بارى هم بازداشت شد و بعد كه آزاد شد دوباره شروع كرد به همان كارهاى سابق. اين جناب دكتر كه با چهره اى آرام، خيلى شمرده صحبت مى كند، كارهاى بامزه اى هم در جريان مبارزات انقلابى خود انجام داده است: «ما مرتب اسم دانشگاه پهلوى را عوض مى كرديم. يك پلاكارد بزرگ آماده كرده بوديم و شبانه نصب مى كرديم: دانشگاه امام خمينى. فردا صبح مأموران شهربانى آن را پايين مى كشيدند و ما دوباره شب آن را بالا مى برديم.» بعد از انقلاب معين به سربازى مى رود، سپس به رياست جهاد دانشگاهى دانشگاه شيراز مى رسد، بعد رئيس دانشگاه مى شود و سپس به نمايندگى از مردم شيراز وارد مجلس مى شود. فارغ از اينكه او متولد نجف آباد در استان اصفهان است. نظر دكتر معين را درباره جوانى كردن بخوانيد: «جوانى كردن يعنى سرازپانشناختن در آرمان خواهى، تلاش و تكاپو و در همه عرصه ها به همراه نشاط و شادابى و نه افسردگى و بى انگيزگى كه الآن شاهدش هستيم.» «خودم را كه با جوانان امروز مقايسه مى كنم، مى بينم ما خيلى شادتر بوديم. عليرغم همه فشارهاى سياسى و اخلاقى كه وجود داشت [...] ما عليرغم اينكه يك نظام اسلامى داريم، با وسعت نظر و با حسن ظن برخورد نمى كنيم. جوان بايد جوانى كند. من به عنوان يك طبيب به شما مى گويم اصلاً فيزيولوژى بدن انسان به عنوان يك موجود زنده اين است كه در سن جوانى براساس استعداد بالاى يك جوان و انرژى متراكم او در حق طلبى و آرمان خواهى، با نشاط و پرتلاش باشد و روى حرف خود بايستد و به شرايط موجود اعتراض كند. ما بايد اين را به عنوان يك واقعيت بپذيريم.» او عقيده دارد كه هم اكنون جوانان ما جوانى نمى كنند و در برنامه هاى خود براى دولت احتمالى اش براى ساختن زيربناهاى لازم براى جوانان تأكيد مى كند. معين تأكيد مى كند كه در دولت احتمالى خود به جوانان در مديريت كشور جايگاه هاى خاصى بدهد. او در جريان دومين دور وزارتش در دولت آقاى خاتمى دو بار از سمت خود در وزارت علوم استعفا داد. يك بار بعد از حمله به كوى دانشگاه و ضرب و شتم دانشجويان و يك بار هم بعد از تصويب نشدن طرح هاى او براى اصلاح ساختار وزارت علوم. بار اول آقاى خاتمى استعفاى او را نپذيرفت. معين درباره حوادث كوى دانشگاه و دليل استعفاى خود مى گويد: «من براساس اصول و عقايدم نمى توانستم اعتراض نكنم. استعفاى من، استعفاى يأس و فرار نبود، استعفاى اعتراض بود. اعتراض به بلايى كه در كوى دانشگاه سر دانشجو آورده شد و تأثير هم داشت. به نظرم حتماً آثار مثبت هم در داخل دانشگاه و هم در جامعه داشت كه يك نفر از داخل خود سيستم براى دفاع از فرزندان مردم ميز را رها كرد.» او در دولت خود مى خواهد سيستم كنكور را بهبود بخشد و ورود به دانشگاه را براى دانش آموزان تسهيل كند. از او واردتر براى اين كار چه كسى را سراغ داريد؟ متولد دو سيزده «اكبر هاشمى رفسنجانى» كه سال ها رياست مجلس شوراى اسلامى و سپس دو دوره رياست جمهورى ايران را به عهده داشت، در جريان اين انتخابات مسن ترين نامزدى است كه خود را در معرض انتخاب قرار داده است. او متولد سال ۱۳۱۳ است. آقاى هاشمى يكى از اولين نامزدهايى است كه براى تحقق بخشيدن به رابطه خوب خود با جوانان با رأى اولى ها ديدار كرد و با آنها عكس نيز گرفت. جوانانى كه در اين عكس در اطراف هاشمى نشسته بودند، با سر و وضعى ظاهر شده بودند كه زياد در تريبون هاى رسمى ديده نمى شوند. برخى از آنهايى كه هاشمى را رقيب خود مى دانند به اين عكس و ظاهر جوانان در آن عكس ايراد گرفتند. آقاى هاشمى يك روحانى است و مى داند كه تا كجاى كار مى توان پيش رفت. او هفت سال پيش در گفت وگويى با روزنامه ايران گفته بود: «بدون يك جامعه شاداب و با نشاط فكر نمى كنم جامعه ما رونق بگيرد. شرعى هم نيست . من بالاخره كارشناس اسلام هستم . از اسلام اين جورى مى فهمم كه حق نداريم جلوى شادابى و تفريحات مشروع و خيلى از چيزهايى كه حق جوان است و در اسلام با آن مخالفتى نيست ، بگيريم . عده اى هستند كه فكر مى كنند جوانان هميشه بايد گريه كنند. سينه بزنند و كارى به مسائل شادابى و غرايز جوانى نداشته باشند و بخشى انتظار دارند كه بايد اجازه بدهيم بى بندوبارى در جوانان عادى شود. اينها بخشى از بحثهاى من در خطبه هاى نماز جمعه است كه در آنجا منتظر هستند از عبادت بگويم .» جلوتر خود او مطرح كردن اين بحث ها را از تريبون رسمى مملكت كمى عجيب مى داند: «فكر نمى كنم كسى ديگرى را بتوانيد پيدا كنيد كه اين بحث ها را به صورت صريح در جامعه و از تريبون هاى عمومى مطرح كرده باشد.» آقاى هاشمى نوجوانى و جوانى اش را در حوزه علميه گذرانده است. در بيست و چهار سالگى هم ازدواج كرده است. شرح ازدواج را از زبان خود او بخوانيد: «در سال ۱۳۳۷ در رفسنجان برايم خواستگارى كردند. دختر حجت الاسلام آسيد محمد صادق مرعشى كه [دفتر] اسناد رسمى داشتند و از تحصيلات حوزوى بهره مند بودند. همسرم از خانواده اى است روحانى، از فاميل بزرگ مرعشى و نوه حضرت آيت ا... سيد كاظم طباطبايى يزدى صاحب كتاب عروة الوثقى كه جايگاه معتبرى در همه حوزه ها دارد. ثمره اين ازدواج پنج فرزند به اين ترتيب است: فاطمه، محسن، فائزه، مهدى، ياسر. او همچنين مى نويسد كه در خانواده خود هيچگاه فرزندانش را به انجام كارى اجبار نكرده است. براى همين هيچ كدام از فرزندانش راه او را در تحصيل علوم دينى ادامه ندادند. براى اينكه بيشتر با نظرات آيت الله هاشمى رفسنجانى درباره جوانان آشنا شويد، جمله هاى پراكنده اى از سخنان او درباره جوانان را با هم مرور مى كنيم: «غفلت كرديم اين ۱۰ ، ۱۵ سال از جوانها، و جوانهاى ما مظلومترين جوانهاى دنيا هستند. بنده هاى خدا وسايل تفريح ندارند.»، «جوانان [...] مى خواهند از مناظر طبيعى استفاده كنند. اين امورى است كه پيرمردها حوصله آنها را ندارند و مال جوانهاست . البته جوان كه جوانى مى كند، بايد درس هم بخواند. درس خواندن هم جزو جوانى است .»، «...دشمنان براى منهدم كردن اين حكومت جوان [...] طرح هاى زيادى اجرا كردند. منجمله فساد جوانان كه عجيب و غريب است . مثلاً فلان كشيش ، كليسا را وقف مى كرد كه فقط انگور بكاريد و انگور آن را شراب درست كنيد و شراب آن را مجانى به بچه هاى مسلمان بدهيد. اين چه وقفنامه اى است كه يك كشيش اين كار را مى كند؟ پول مجانى مى دادند و پارك درست مى كردند و پسران مسلمان آنجا مى رفتند و دختران مسيحى را مى آوردند و در جامعه پخش مى كردند. الآن شيوه هاى مدرن آن در حال اجراست . [...] كارهايى كه از طريق ماهواره به زبان فارسى است ، هم ابعاد سياسى و هم ابعاد فرهنگى دارد. آمريكا در كنگره بودجه زيادى عليه ايران تصويب مى كند. اين بودجه ها در اين جاها مصرف مى شود. همه را كه مستقيم به جنگ نمى دهند.» صنعتگرى وب نويس دكتر معين در معرفى خود نوشته بود كه از دو ماهگى خود نيز خاطراتى دارد. در همين زمينه مهندس محسن مهرعليزاده روى دست معين پاشده است. او خاطره به دنيا آمدنش را در سايت رسمى خود چنين شرح داده است: مراغه _ مهرماه۱۳۳۵هوا گرگ و ميش است و سحر نزديك. مادر نالان و پدر نگران.«آقا رحيم» جانمازش را پهن كرده و ذكر مى خواند. گاهى امن يجيب مى خواند وصلوات مى فرستد و گاهى دستهايش را روبه آسمان دراز مى كند و با همان لهجه شيرين آذرى مى گويد: « آلله اولارى، سنه تاپشيرام» برادر بزرگتر نزد پدر مى آيد و مى پرسد: چى شد پدر؟ بچه به دنيا آمد؟ مادر حالش چطوره؟ پدر كه سعى مى كرد آرامش خود را حفظ كند گفت: اندكى صبر، سحر نزديك است و چند لحظه بعد صداى گريه طفلى كوچك آمد. قابله با خوشحالى آمد بيرون و گفت: « آقا رحيم ! مژده ، بچه دنيا آمد. يه پسر خوب و سالم ». چند روز بعد اداره سجل شهرستان مراغه شناسنامه اى صادر كرد با نام « محسن مهرعليزاده » به اين ترتيب بود كه مهرعليزاده به دنيا آمد. او در همان شهر مراغه به مدرسه رفت و در همان محيط هاى آموزشى بود كه به صف انقلابيان ايران پيوست. او سپس به دانشگاه تبريز رفت و در آنجا نيز به فعاليت هاى سياسى خود ادامه داد. با پيروزى انقلاب ايران در سال ۱۳۵۷ آقاى مهرعليزاده به كارهاى اجرايى مى پردازد. او در كارخانه هاى شهاب خودرو و سايپا مشغول به كار مى شود و سپس در دوران وزارت بهزاد نبوى در وزارت صنايع سنگين مهرعليزاده به معاونت صنعتى و بهره بردارى اين وزارتخانه منصوب مى شود. آن زمان تنها ۲۹ سال سن داشته است. يك سال كه از رياست جمهورى آقاى هاشمى رفسنجانى مى گذرد، مهرعليزاده از اين سمت كنار مى رود و به مديرعاملى سازمان منطقه آزاد كيش منصوب مى شود. بعد از آن به سازمان انرژى اتمى مى رود و سپس استاندارى خراسان را قبول مى كند و بعد هم به رياست سازمان تربيت بدنى در مى آيد. مهرعليزاده در تمام جوانى و تا حال كه به اوايل ميان سالى رسيده، مدير بوده است. آقاى مهرعليزاده نيز مانند همه نامزدهاى اين دوره از انتخابات رياست جمهورى، داراى يك وب سايت شخصى و يك وبلاگ است. او تنها كسى از ميان اين هشت نفر است كه در وبلاگش مانند وبلاگ نويسان مطلب مى نويسد. يعنى اينكه زياد نمى نويسد و همچنين رسمى نيز نمى نويسد. در يكى از مصاحبه هاى خودمانى كه از او در وبلاگش منتشر شده است، مهرعليزاده به شوخى مى گويد كه در زمان ازدواج او (در سال ۱۳۵۹) امكان چت و اوركات نبوده و او و همسرش به صورت سنتى با هم ازدواج كرده اند. او در پاسخ به اينكه اگر رئيس جمهور بشود، فرزندانش را به چه منصبى مى رساند، گفت: «همين الآن كه من رئيس سازمان تربيت بدنى هستم، پسرم به صورت ساعتى با سايپا كار مى كند. من چون خودم آقازاده نبودم، دوست دارم بچه هايم هم به خودشان متكى باشند.» در ادامه اين گفت وگو او جواب هاى بسيارى درباره دولت رفاه كه شعار او براى انتخابات آينده است، داده است. بعد هم درباره اتومبيل مورد علاقه اش از كاديلاك نام برده است. (مدل جوان هاى دهه هفتاد)
|