|
|
|
|
|
۲ دانشجوى جوان چگونگى درگيرى لفظى با قربانى حادثه را به داديار پرونده تشريح كردند
|
|
|
|
در جريان محاكمه در شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى استان تهران صورت گرفت
|
|
|
|
|
شكايت ديپلمات كانادايى از كلاهبردارى باندفيوج
گروه حوادث: يك ديپلمات كانادايى با ديدن عكس هاى سارقان پول هايش در روزنامه ايران آنها را شناسايى كرد. اين ديپلمات وقتى از طريق اينترنت عكس هاى سارقان را كه توسط پليس آگاهى تهران بازداشت شده بودند ديد با ارسال فكسى به دادسراى امور جنايى از آنها شكايت كرد.بنا به اين گزارش اين دو متهم كه از اعضاى يك باند فيوج هستند تحت عنوان مأمور اقدام به اخاذى از توريست ها و ديپلمات هاى خارجى مى كردند. اين دو سارق وقتى كه اين ديپلمات كانادايى قصد داشت به سفارت بازگردد اتومبيل او را متوقف كرده و اقدام به سرقت دلارهاى او كرده بودند.اعضاى اين باند كه به همين شيوه اقدام به سرقت هاى گسترده اى در چند شهر كشور كرده بودند در ارديبهشت ماه سال جارى در عمليات پليس آگاهى تهران بازداشت شدند.به گزارش خبرنگار ما، با چاپ عكس متهمان در روزنامه ايران عصر روز جمعه ۲۰ خردادماه سال جارى يكى از ديپلمات هاى كشور كانادا با فرستادن فكسى از كانادا به شعبه ۵ دادسراى امور جنايى تهران ضمن ارائه شكايت اعلام كرد دو نفر از اين متهمان تحت عنوان مأمور اقدام به سرقت دلارهاى او كرده بودند.
|
|
|
|
|
جنايت بخاطر دود كاميون
گروه حوادث: اعتراض يك بقال در تهرانپارس به دودكاميونى با مرگ او پايان گرفت.اين جنايت، روز پنجشنبه ۱۹خردادماه سالجارى زمانى رخ داد كه راننده كاميون قصد داشت كاميونش را داخل كوچه اى در تهرانپارس پارك كند.بنا به اين گزارش، مرد بقال وقتى دود كاميون در فضاى مغازه اش پرشد با عجله بيرون آمد و به راننده كاميون اعتراض كرد.با اعتراض مرد مغازه دار راننده كاميون با وى درگير شد و راننده كاميون با ضربات چوب مغازه دار را از پاى درآورد.مرد بقال كه نيمه جان شده بود با انتقال به بيمارستان تحت مداوا قرارگرفت و بخاطر شدت جراحات عصر روز جمعه روى تخت بيمارستان جان باخت. با مرگ اين مرد كه محمد نام داشت بازپرس ويژه قتل دستور دستگيرى كاميون دار فرارى را صادر كرد.
|
|
|
|
|
۲ دانشجوى جوان چگونگى درگيرى لفظى با قربانى حادثه را به داديار پرونده تشريح كردند
۳۰ دقيقه قبل از شليك در مترو كرج
|
|
|
گروه حوادث: دو دانشجوى جوان در جريان ۴ ساعت تحقيق جزئيات چگونگى وقوع حادثه تيراندازى در ايستگاه متروى كرج را بازگو كردند.اين دو شاهد عينى حادثه كه قبل از شليك گلوله به سر جوان ۲۰ ساله با او درگيرى لفظى پيدا كرده بودند، با مشاهده مرگ او ترسيده و محل حادثه را ترك كرده بودند. ولى پس از ۱۷ روز با مراجعه به دادسراى ويژه روحانيت ماجراى شليك را شرح دادند. آنان در جريان تحقيقات قضايى داديار شعبه اول دادسراى ويژه روحانيت در تشريح ماجرا گفتند، ما در ايستگاه متروى تهران سوار قطار شديم. چون خسته بوديم روى نخستين صندلى هاى خالى نشستيم. پسر جوانى كه آنجا نشسته بود گفت اين صندلى ها را براى دوستانم نگه داشته ام، جواب داديم هر وقت آنها آمدند ما بلند مى شويم. كم كم جر و بحث شروع شد. او خواست درگيرى فيزيكى انجام دهد. مردم او را ساكت كردند. او براى ما خط و نشان كشيد كه در ايستگاه متروى كرج حال ما را مى گيرد. وقتى قطار در ايستگاه كرج توقف كرد، ما پياده شديم. هنوز چند مترى وارد محوطه بيرونى ايستگاه نشده بوديم كه صداى او را شنيديم. خواست بايستيم. باز هم جر و بحث كرديم. او با محتويات داخل جيبش ما را تهديد مى كرد. در همين حين مرد جوانى كه پوشه اى سبزرنگ در دست داشت به كنار ما آمد. چون او حرف هاى پسر جوان را درباره محتويات داخل جيبش شنيده بود از او خواست تا جيب هايش را خالى كند. پسر جوان يك بسته سيگار درآورد. ولى آن مرد قانع نشد. در همين هنگام پسر جوان چند قدمى به طرف ايستگاه سوارى دويد. مرد پوشه به دست ناگهان از زير لباس هايش اسلحه اى بيرون كشيد. در حاليكه به طرف پسرجوان حركت مى كرد با دست چپش كه پوشه سبز رنگى را حمل مى كرد ، اسلحه اش را مسلح كرد. تازه در اين هنگام فهميديم او پليس است. پسر جوان با ديدن اين صحنه ايستاد. مرد مسلح از پشت به او نزديك شد. با دست چپ خود، مچ دست چپ پسر جوان را گرفته و پيچاند. سر پسر جوان كمى به عقب خم شد. مرد مسلح با قنداق اسلحه اش چند ضربه به كتف او زد. نفهميديم چى مى گفت تا اينكه گلوله اى شليك شد. فكر كرديم مرد پليس تير هوايى شليك كرده است. ولى ناگهان پسر جوان غرق به خون روى زمين افتاد مرد مسلح فرياد زد تا پليس ۱۱۰ و آمبولانس خبر كنيم. ما كه ترسيده بوديم پا به فرار گذاشتيم تا اينكه از طريق روزنامه ايران در جريان وقوع قتل قرار گرفتيم. «زرندى» داديار رسيدگى كننده به پرونده با تأكيد بر اهميت زياد شهادت اين دو دانشجو در روند روشن شدن واقعيت ماجرا گفت: هنوز نظريات كارشناسان اسلحه شناسى اعلام نشده است. به گزارش خبرنگار ما، قرار است اين كارشناسان با توجه به ادعاهاى مطرح شده درباره چگونگى شليك گلوله، پس از بررسى هاى فنى و تخصصى خود اعلام كنند كه آيا گلوله توسط چكاندن ماشه به سر قربانى حادثه شليك شده است يا نه ؟ از سوى ديگر كارشناسان پزشكى قانونى نيز در بررسى مجدد خود وقوع درگيرى فيزيكى قبل از شليك گلوله توسط پسر جوان و عامل شليك را منتفى دانسته و اعلام كردند: در جريان بررسى هاى نخستين هيچ نشانه اى از اعتياد در بدن مقتول وجود ندارد و قربانى حادثه بر اثر اصابت گلوله از پشت سر از پاى درآمده است. در همين راستا على رغم اظهارنظرهاى مختلف درباره پذيرش وكالت يكى از وكلاى دادگسترى به داديار پرونده گفت: تاكنون هيچ وكيلى از سوى خانواده مقتول حادثه معرفى نشده است ولى متهم پرونده وقتى وكيل خود را معرفى كرد به دليل احتمال تبانى و اينكه در مراحل تحقيقات مقدماتى دادسرا امكان معرفى وكيل وجود ندارد، اين درخواست او رد شد. همچنين داديار پرونده از تمامى كسانى كه شاهد وقوع درگيرى و شليك مرگبار در ايستگاه متروى كرج بوده اند، خواست تا براى روشن ترشدن ماجرا با مراجعه به شعبه اول داديارى دادسراى ويژه روحانيت مشاهدات خود را بيان كنند.ماجراى شليك مرگبار در ايستگاه متروى كرج ساعت ۱۸ و ۳۰ دقيقه عصر روز چهارشنبه چهارم خردادماه سال جارى رخ داد و در جريان آن پسر ۲۰ ساله اى با گلوله شليك شده از اسلحه يكى از كارمندان ارشد پليس از پاى درآمد.
|
|
|
|
|
در جريان محاكمه در شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى استان تهران صورت گرفت
سكوت عامل جنايت كارتنى در برابر دليل علمى دادگاه
|
|
|
گروه حوادث: عامل جنايت كارتنى كه در جريان قتل زن جوانى مجرم شناخته شده است در دادگاه كيفرى استان تهران از خود دفاع كرد. اين مرد وقتى علت علمى و پزشكى هيأت قضايى را شنيد كه نشان مى داد هيچ كس جز او نمى توانسته عامل مرگ زن جوان بوده باشد، سكوت كرد. بنا به اين گزارش؛ صبح روز ۲۸ بهمن ماه سال ۸۲ وقتى رهگذران زير پل تقاطع خيابان امام خمينى با بزرگراه نواب به كارتنى برخوردند كه به طرز مرموزى طناب پيچ شده بود، پليس را در جريان قرار دادند. مأموران كلانترى ۱۱۲ ابوسعيد در بررسى اين كارتن با پيكر بى جان زن نيمه عريانى برخورد كرد كه دستانش را با روسرى قرمز رنگى بسته بودند و داخل كارتن جاسازى كرده بودند. شناسايى هويت قربانى تابوت كارتن تا عيد سال ۸۳ به طول كشيد و پليس جنايى تهران با بررسى هاى تخصصى پى برد قربانى، زنى ۴۰ ساله بود كه آخرين بار سوار بر خودروى پرايد خود از خانه اش در پل رومى خارج شده و ديگر بازنگشته تا اينكه خودرواش در ميدان آزادى بدون سرنشين پيدا شده است. كارآگاهان در تحقيقات خود دريافتند تلفن همراه اين زن جوان نيز به سرقت رفته است و در رديابى هاى مخابراتى توانستند زن تنهايى را در كرج شناسايى كنند كه مهمترين سر نخ را در اختيار آنان قرار داد. اين زن وقتى شنيد پليس در تعقيب مردى است كه همزمان با او، زن ديگرى نيز -مقتول- با اين مرد در تماس بوده است اعتراف كرد مردى در زندگى پنهانى او است و گفت كه مرد جوان را سوار بر پرايد ديده است و تلفن همراه و يك دستبند طلا را از او هديه گرفته است. بدين ترتيب مرد شيك پوش تحت نظر قرار داده شد و كارآگاهان جنايى با شناسايى خانه وى در نزديكى پيدا شدن تابوت كارتنى عصر سه شنبه ۶ مرداد ماه سال ۸۳ توانستند قاتل ۳۹ ساله را دستگير كنند. اين مرد با وجود اينكه فاصله خانه اش با محل رها شدن جسد زن جوان بيش از ۸۰۰ متر نبود سعى كرد دخالت در قتل زن جوان را منكر شود اما وقتى پليس توانست جواهرات مسروقه قربانى را از چند زن ديگر كه با مرد جوان آشنا بودند جمع آورى كند چاره اى جز فاش كردن جزئيات جنايت كارتنى نديد. عامل جنايت در تحقيقات پليسى گفت: «زن جوان را در بازار تجريش ديدم، او خريد كرده بود، نزدش رفتم و خواستم براى بردن خريدهايش تا خودرو كمكش كنم، پذيرفت، از آن روز به بعد من و او با هم تماس تلفنى داشتيم و چند بارى به گردش و تفريح رفته بوديم، آخرين بار وقتى او به خانه ام آمد به خاطر اختلافى كه با يكديگر داشتيم درگير شديم و اين حادثه رخ داد.» < دردادگاه صبح ديروز - شنبه ۲۱ خردادماه سال جارى- عامل جنايت كارتنى در شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى استان تهران حاضر شد و در برابر قاضى عزيز محمدى -رئيس دادگاه- و چهار قاضى مستشار - رحيمى، باقرى، شريفى و سبزه وارى- به دفاع از خود پرداخت. در ابتداى جلسه داديار رضوانفر نماينده دادستان و اولياى دم خواستار قصاص نفس -اعدام - مرد شيك پوش شدند. سپس اين مرد با درخواست اينكه همسرش نيز در جلسه دادگاه حضور يابد در جايگاه دفاع قرار گرفت. عامل جنايت در بيان جزئيات روز جنايت گفت: « اين زن در غياب همسرم به خانه ما آمد. هر دو تنها بوديم از يكماه قبل وقتى شنيده بود همسرم باردار است از ترس اينكه به دنيا آمدن بچه ام بين من و او فاصله خواهد انداخت ناراحت شده بود و اختلاف شديدى بين ما به وجود آمده بود. آن روز، زن جوان حال مناسبى نداشت و پرخاشگرى مى كرد. او تأكيد مى كرد بايستى بچه سقط شود و من به گونه اى با او برخورد كردم كه بداند مى خواهم رابطه مان قطع شود، وقتى به آشپزخانه رفتم تا وسايل پذيرايى را مرتب كنم صداى عجيبى شنيدم و به اتاق برگشتم، اين زن روسرى قرمز رنگش را دور گردن خود پيچانده بود و با كشيدن از دو طرف خود را خفه كرده بود، به سمتش دويدم و گره روسرى را باز كردم و دو سيلى به صورتش زدم. احساس كردم تمام كرده است از عصبانيت دستم را به روى گلويش گذاشتم و فشار دادم.» وى افزود:« وقتى اين كار را كردم به نظر مى رسيد زن جوان ديگر جان در بدن ندارد. از ترس به پليس يا اورژانس خبر ندادم و جسدش را با جاسازى كردن داخل كارتن به زير پل در بزرگراه نواب انتقال دادم و در آنجا رهايش كردم. هيچ سرقتى نيز از وى انجام نگرفت مقدارى از او طلب داشتم كه جواهراتش را با اختيار خودش به من داده بود. خودروى پرايدش را نيز رها كردم و نيتى براى قتل وى نداشتم و يك اتفاق بود.» وقتى قاضى عزيز محمدى با بيان نظريه پزشكى قانونى تهران كه نشان مى داد فشار بر گلو نمى توانسته از روسرى اى باشد كه قربانى خودش آن را دور گلو بسته و فشار داده است بلكه مرگ و خفگى ناشى از شكستگى دو شاخه در انتهاى گردن و انسداد مجراى تنفسى بوده است ادعاى مرد شيك پوش را نپذيرفت، اين مرد سكوت كرد و دفاعى نداشت.
|
|
|
|