- جابر عناصرى
مردم شناس و تعزيه پژوه و اديب و متولد ،۱۳۲۴ اردبيل
- دكتراى فلسفه وعلوم تربيتى از دانشگاه تهران
- دكتراى مردم شناسى از دانشگاه لندن
- استاد دانشكده هنرهاى زيباى دانشگاه تهران از سال ۱۳۵۶ در سن ۲۱ سالگى
- استاد دانشكده ادبيات دانشگاه تهران
- برنده تحقيق نمونه در مردم شناسى، بخاطر تك نگارى درباره روستاى ججين
- برخى از تأليفات وى عبارتند از: شناخت اساطير ايران براساس طومار نقالان، شبيه خوانى كهن الگوى نمايشهاى ايرانى، ادبيات نمايشى مذهبى، تجلى قرآن در قاب آيينه فرهنگ عامه ايران، مردم شناسى و روانشناسى هنرى، مراسم آيينى و تئاتر و...
- از جابر عناصرى بيش از ۱۲۰۰ مقاله در نشريات مختلف به چاپ رسيده است.
كيوان آرام: جابر عناصرى چه اعجازى در مكتب عاشورا ديده است كه شيداى عاشورا و مكتب كربلاست؟ اين اردبيلى شيدا چه در تعزيه و شبيه خوانى ديده است كه على رغم داشتن دكترا در رشته فلسفه از دانشگاه تهران و گذراندن دوره تخصصى مردم شناسى در انگلستان به فرهنگ عاشورا روى آورده است؟
عناصرى خودش مى گويد: «عاشورا شرفنامه عشق آدمى به شمار مى رود و امام حسين(ع) در اين روز آن چنان رفتار كرد كه عالم به آن افتخار مى كند.» از منظر عناصرى تعزيه زيباترين منظومه نمايشى در جهان به شمار مى رود و در بطن آن تمامى علوم مندرج است. او مى گويد: عاشورا براى ما نه يك مسأله ساده، بلكه زمان شناسى و قرن شناسى و متجلى در زندگى ما است و امروز ۱۰۵۵ مجلس عاشورا به طور نمايشى در واتيكان گردآورى شده است.
جابر عناصرى عاشورا را سبب عروج به سمت خدا مى داند و مى گويد:«در نمايش مذهبى و تعزيه، ادبيات از حالت بالقوه به حالت بالفعل رسيده است.» از نظر عناصرى تعزيه هنر قدسى است كه ريشه در فرهنگ ايران باستان دارد. او برگزارى سوگ سياوش را به عنوان نمادى از جايگاه تعزيه در ميان ايرانيان مى داند و مى گويد: تعزيه خوانى و شبيه خوانى در روح و فرهنگ مردم ايران نهادينه شده، اين، نمايش از روح حقيقت جوى انسان است.
عناصرى كه كتاب نفيس «سلطان كربلا» كه روايت واقعه كربلا را در آن از زبان يادگار معصوم اين حادثه حضرت امام سجاد(ع) بيان كرده است، محتشم را پدر مرثيه سرايى و جگر بند عاشورا مى داند و مى گويد: محتشم مهمترين منظومه نمايشى را به يادگار گذاشت و زبان شعر، فرهنگ عاشورا را در بين مردم و عاشقان اهل بيت رواج داد.
تمام آنها كه سرى به دانشكده هنرهاى زيباى دانشگاه تهران زده اند اين عاشق حسين(ع) را مى شناسند. مردى با قامتى اسطوره اى كه صورت و محاسن نورانى اش يادآور حكايت عاشق سينه چاكى است كه به رغم خيلى ها اهل ظاهرسازى و ادا در آوردن نيست و همانقدر كه دغدغه كربلا را دارد، نگران فردوسى و ميراث گرانبهاى آن نيز هست، چنانچه درباره حكيم توس مى گويد: نه در ادبيات دراماتيك، نه در ادبيات داستانى و نه در آيين سخنورى از گفتار حكيم توس استفاده نشده و ما هنوز بدقت فردوسى را نمى شناسيم. او كه استاد ادبيات دانشگاه تهران نيز هست درباره فردوسى مى گويد: كسى كه براى قرن ها سخنورى و سخندانى و نقل و كلام و حيثيت بيان را براى ايران به ارمغان آورده است فردوسى است و در حالى كه در يونان اشعار هومر را از كلاس اول ابتدايى باز مى خوانند، ما هنوز نه كرسى فردوسى شناسى در ايران داريم و نه در جهان درباره فردوسى آن قدر مى كوشيم كه جهانيان مى كوشند. در حالى كه ما هنوز هم نمى توانيم با هم تفاهم زبانى و لهجه اى و گويشى داشته باشيم، نسبت به كسى كه آيين ها و آداب و رسوم و تمام ظرايف و دقايق حركتى و رفتارى را در يك كتاب گردآورى كرده است، بى اعتنايى مى كنيم.
عناصرى كه مدرس شيوه هاى نمايشى، پرده خوانى و فرهنگ عامه دانشكده هنر نيز هست ادامه مى دهد: «متأسفانه ما به صورت بسيار سطحى با ادبيات گذشته خود برخورد مى كنيم. در حالى كه در تركيه دردانه و عزيز ادبيات ايران مولانا را مال خود مى دانند و در قونيه مولانا شناسى داير كرده اند. ولى در ايران، اگر مركزى در مورد شعرا باشد هم بيشتر جنبه تشريفاتى دارد و مردم قهوه خانه ها را بهتر مى شناسند تا مركزى كه به نام فردوسى باشد.»
جابر عناصرى متولد سال ۱۳۲۴ در شهر اردبيل است. پدرش على عناصرى به دليل علاقه وارادتى كه به ائمه اطهار (ع) داشت، هر ساله مراسم عزادارى، شبيه خوانى و تعزيه را در منزل خود برپا مى كرد. جابر عناصرى از كودكى به شبيه خوانى و تعزيه علاقه مند بود و زير نظر پدر، مراسم شبيه خوانى را برگزار مى نمود، جابر مشق هاى خود را در پشت نسخه هاى تعزيه مى نوشت.
جابر عناصرى چنانكه پيش از اين آمد در يك خانواده فرهنگى- مذهبى در اردبيل به دنيا آمد و به دليل علاقه پدرش به ائمه اطهار و اجراى مراسم تعزيه و شبيه خوانى در منزل وى، جابر به تعزيه علاقه مند گرديد. پدرش نيز يكى از مردان سرشناس اردبيل بود و در نظر مردم بسيار محترم بود.
خانه او نيز هر ساله محل برگزارى مراسم تعزيه و شبيه خوانى بود. از اين رو در همه جاى آن آلات و ادوات شبيه خوانى و تعزيه به چشم مى خورد.
او تحصيلات ابتدايى و دبيرستان خود را در اردبيل طى كرد و سپس بخاطر عشق به ادبيات عامه، در سال ۱۳۳۹ راهى تهران شد تا ادبيات را در دارالفنون بياموزد.
در سال ۱۳۵۲ براى پژوهش و سبك تخصصى در زمينه ايران شناسى اجتماعى را در دانشگاه لندن به پايان رساند. او در سيزده سالگى در دوره دبيرستان يك پژوهش فرهنگى را انجام داد و آن را به صورت روزنامه ديوارى ارائه كرد. پس از آن اين عشق و علاقه به تعزيه و فرهنگ عاشورا در جابر عناصرى همپاى خودش رشد و نمو كرد. چنانكه در ضمن تحصيلش همواره به پژوهش در اين باره مى پرداخت. گرچه علاقه عناصرى به ادبيات و فرهنگ عامه كه همواره درباره آن نيز به پژوهش پرداخته است نيز ناشى از همان عشق روزگار كودكى به عاشورا بوده است.
با اين همه اولين پژوهش جدى او درباره ادبيات و فرهنگ عامه به سال ۱۳۴۵ باز مى گردد. چنانكه يك تك نگارى درباره روستايى به نام ججين را در اين سال انجام داد و در مجله هنر و مردم به چاپ رساند. او پس از اخذ درجه دكترا از دانشگاه تهران و گذراندن دوره تخصصى مردمشناسى در انگلستان با تكيه بر پژوهشهاى قبلى خود، به تحقيق درباره خاورميانه، جنوب غرب آسيا و بويژه مسائل فرهنگى تركيه، ايران و افغانستان پرداخت. عناصرى مهمترين عامل احداث و ساخت ابنيه هاى مذهبى در ميان شيعيان را برخاسته از اعتقادات مذهبى معماران شيعى مى داند و مى نويسد: شيعه به متابعت از سيره رسول الله (ص) و در نظر گرفتن تقدس اماكن دينى و مذهبى، بنيانگذار زيباترين ابنيه ويژه نيايش و عبادت در جهان اسلام است. هر چند صرف عبادت به درگاه پروردگار درپايه گذارى اين مكان هدف اصلى بوده، اما جنبه هاى اجتماعى و رويارويى مردم و همدلى و چهره به چهره شدن و جامعه شناسى تعاون و هميارى و همفكرى در انجام فرايض دينى و رعايت تشريفات مذهبى نيز مدنظر بوده اند. فضاى الهى و نظر كرده اين اماكن، هميشه ايام روحبخش و دلنواز بوده است. به فرمان الهى و اطاعت حضرت محمد(ص)، نخستين مسجد در مدينة النبى ساخته شد، اما اهل تشيع از همان روز، با توجه به دلسپارى به خاندان عصمت و طهارت(ع)، سعى كردند هم در مسجد حضور يابند و گوش به موعظه هاى واعظان و نطاقان بسپارند و به اصطلاح به دين و روش مسجد احترام بگذارند و هم با توجه به قداست آرامگاه و مشهد اولياء الله، دريچه اى به سوى عبادت بگشايند و آيين عبادت در مسجد و زيارت در امام زاده ها و مرقد مطهر امامان را از نظر دور نسازند و تشريفات اجتماعى - عبادى را پررونق نمايند.
جابرعناصرى معتقد است در اين راه ايرانيان البته سنگ تمام گذاشته اند. چنانچه مى نويسد: ايرانى پيرو تشيع گويى در زيارت كعبه، زادگاه امام همام على بن ابى طالب(ع) و مذبح ذبيح كربلا را به يادآورده، گريزى به مصايب اوليا مى زند. ستايش و نيايش اهل تشيع ضمن برگزارى مناسك حج ديدنى است. مساجد شيعه مناظرى از روضه خلدبرين را مجسم مى سازد و تربت شهدا هميشه ايام عطرآگين و صحن و سراى امام زاده ها پيچيده در گلبانگ هاى ايمان، هماره معطرند و سقاخانه هاكه وقف سقاى لب تشنگان حضرت عباس(ع) اند، همواره منور، و آب انبارها به وقف، سيراب كننده مردم عطشان وبقاع متبركه محل عبادت مؤمنان جان شيفته و حسينيه ها و زينبيه ها وعباسيه ها و مهديه ها يادآور عظمت اوليا و اهل بيت و تكايا محل تجمع ذاكران و واعظان و خطيبان بوده است.
عناصرى از بيست و يك سالگى در دانشكده هنرهاى دراماتيك مشغول به تدريس شد و اين به سال ۱۳۵۶ باز مى گردد. او در سال ۱۳۷۷ درجه استاديارى داشت و تا سالهاى اخير به تدريس مشغول بوده است. از اين گذشته او به عنوان استاد تعزيه شناسى در دانشكده هنرهاى زيباى دانشگاه تهران، دانشكده سيما و تئاتر دانشگاه هنر و دانشكده هنر دانشگاه تربيت مدرس تدريس نموده است.
جابر عناصرى مساجد ايران را مهمترين مكان براى مطالعه علقه هاى دينى مى داند و در اين باره مى نويسد: شايد يكى از شواهد برجسته در مساجد اهل تشيع، كتيبه بندى و نگارش اشعارى در وصف سرسپردگان تشيع است. نماز و نيايش به درگاه خداوند با مجد و عظمت رسول خدا(ص) و اهل بيت آن عزيز خدا ادامه مى يابد و اصول و دستورات مذهبى مطرح مى گردند.
از منظر او: مسجد يزدخواست، مسجد جامع اردبيل، مسجد جامع بروجرد،مسجد نيريز و مسجد سركوچه محمديه نايين و ... همه تماشايى اند. نام على(ع) و اولاد او(ع) در چهار گوشه اين مساجد در گچبرى هاى زيبا تجلى يافته اند. مسجد جامع گلپايگان، مسجد ميدان ساوه (به روزگار صفويان ازباب ايمان شيعيان، محراب زيبا و ديدنى با گچبرى رنگين برآن افزوده اند.) نمونه هاى خوبى از اين بناهاى مقدس اند. در زير گنبد چشمگير سلطانيه، هر آنچه مى بينيم على(ع) است و ياد على(ع) و نام على(ع) به حروف ابجد و ... مسجد علويان نايين كه گمان مى رود بنياد آن كهن باشد و درسده هشتم دو اشكوبه شده است و مسجد جامع سمنان ورامين كه شيعيان سخت به عبادت در اين مسجد دلسپارند، همگى نشان از به كارگيرى نمادها از سوى شيعيان دارند و از بركت تأثير تشيع، مساجد شيعيان از نظر ريخت شناسى و سيماشناسى، از بسيارى از اماكن مقدسه ديگر ممتاز و متمايز. جامعه شيعيان در مساجد ضمن عبادت، از بزرگوارى اوليا بحث مى كنند و در كنار هر پرچم و كتيبه اى شعرى زيبا در مدح فرزندان رسول الله مى نگارند.
جابرعناصرى «حسينى» را منسوب به حسين(ع) مى داند و مى نويسد: اين پيوند ميان حسين(ع) و حسينيان در تمام جلوه هاى زندگى عاشقان برقرار است. حسينيان در فكر و ايده و مرام، به مولاى عاشقان، حسين(ع) تشبه مى جويند. و «حسينيه» مكانى است براى اقامه سوگوارى براى اباعبدالله الحسين(ع). شايد روى آوردن شيعه به حسينيه، در دوران كهن به خاطر آن بوده است كه مساجد، اغلب در اختيار وسلطه حكومت هايى بوده اند كه براى تشيع و اقامه عزادارى و مراسم مذهبى شيعه، محدوديت هايى ايجاد مى كردند. در ايران، در گوشه و كنار شهرها و روستاها، حسينيه هاى فراوانى به چشم مى خورند كه همه ازباب محبت به حسين(ع) ساخته شده و گاهى به عنوان زائرسرا براى زوار نيز در نظر گرفته شده اند؛ مثل حسينيه آذربايجانى ها، تهرانى ها، اصفهانى ها و... كه در شهرهاى نجف، كربلا و مشهد و... از اين گونه فراوانند.
احمدشاملو، دهخدا و صادق هدايت جزو پيشگامان ادبيات عامه بوده اند و امروزه كسانى چون صادق همايونى، محمود روح الامينى، مهرداد وحدتى دانشمند، محسن ميهن دوست، محمد- احمد پناهى سمنانى و على بلوكباشى با نگاهى عميق به مردم و علم مردم شناسى سعى در بازشناسى ريشه هاى فرهنگى اين سرزمين دارند و جابر عناصرى نيز سهمى از اين نگاه و سعى دارد.
در اين ميان اما مهمترين علاقه جابر عناصرى ادبيات عامه بويژه شبيه خوانى و تعزيه است. او در اين راه اعتقاد كاملى به پژوهش ميدانى و مصاحبه دارد. چنانكه بيشتر عمرش را صرف تحقيق در روستاهاى گوشه و كنار ايران كرده است. او اين روش را ابزارى براى ارتباط نزديكتر با واقعيات مى داند.
جابر عناصرى معتقد است دين به هنر بها مى دهد و آن را حد دنيوى به حد مينوى، از حد كيهانى به حدلاهوتى و از حد فرعونى به حد رحمانى مى رساند. او كه تاكنون براى اثبات اين موضوع كتاب هاى بسيارى نوشته است و ۱۲۰۰ مقاله به چاپ رسانده مى گويد: «دين عامل اصلى شكوفايى هنر دينى و ظرايف انسانى است.» عناصرى در تدوين و تصحيح نسخ تعزيه نيز تلاش جدى كرده است. او تعزيه را حافظ اصلى هنر ايرانى مى داند و مى گويد: «تعزيه مجمع البحرين هنر ايران و حافظ همه هنرها از آوايى و موسيقايى تا تجسمى و ترسيمى و دراماتيك همه را در بر مى گيرد. چرا كه همه اين جلوه ها در معركه هاى مذهبى، روضه خوانى، مناقب خوانى، فضايل خوانى، حمله حيدرى و كتبى از اين دست وجود دارد.»
جابر عناصرى راوى اصيل فرهنگ عاشوراست و اعتقاد راسخ به حكمت عميق پنهان در آن دارد.