پنجشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۸۴ -
Thu, Jun 16, 2005
ديپلماتيك
شماره ۳۱۶۳
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
ديدگاه
هم پيمانان جمهورى آذربايجان
216111.jpg
كوروش آريامنش
يكى از اولويتهاى اصلى در سياست جمهورى آذربايجان همانا تقويت نيروى كارآمدى ارتش و مجهز شدن به فناورى به روز شده نظامى است. دولتمردان باكو نيز در همين راستا هر ساله هزينه هاى نظامى كشور را در بودجه دولتى افزايش مى دهند. دولت جمهورى آذربايجان در سال ۲۰۰۵ ميلادى مبلغى معادل ۲۵۰ ميليون دلار از بودجه ۲ ميليارددلارى خود را به امور نظامى اختصاص داد كه بر طبق آمار بين المللى، ۳۵ درصد بيشتر از مبلغى است كه سال گذشته به اين امر اختصاص يافته بود. در مقايسه با سال ۲۰۰۳ نيز اين مبلغ نزديك به ۵۰ درصد افزايش يافته است. بايد خاطرنشان كرد كه در آينده اى نزديك انتظار مى رود كه توان مالى دولت جمهورى آذربايجان با بهره بردارى از خط لوله نفتى «باكو - تفليس - جيحان» افزايش چشمگيرى داشته باشدكه اين امر خود باعث مى شود كه دولتمردان باكو توان اختصاص بودجه بيشترى را به ارتش اين كشور داشته باشند.
با افزايش بودجه نظامى، ارتش جمهورى آذربايجان توان همكارى هاى نظامى - استراتژيك خود با كشورهاى منطقه اى و به ويژه فرامنطقه اى را توسعه بيشترى خواهد داد. جغرافياى طبيعى و سياسى جمهورى آذربايجان چهره خاصى به روابط استراتژيك اين جمهورى داده و اين كشور را به سوى گسترش روابط فرامنطقه اى به ويژه با ايالات متحده، اسرائيل و پيمان آتلانتيك شمالى (ناتو) سوق داده است. روابط باكو با همسايه غربى خود يعنى جمهورى ارمنستان بر سر مسأله قره باغ كماكان تيره است، درجنوب، نظام اسلامى ايران را تهديدى براى افزايش اسلام گرايى دركشورش مى داند و در شمال نيز با كشورى به مراتب ضعيف تر از خود كه داراى مسائل متعدد ارضى و قومى است، يعنى جمهورى گرجستان همسايه است.
همكارى هاى نظامى جمهورى آذربايجان با ايالات متحده آمريكا
واشنگتن در مورد سياستهاى خود در قفقاز جنوبى به گسترش روابط سياسى، اقتصادى و نظامى با جمهورى آذربايجان اهميت زيادى مى دهد. با تيرگى روابط آمريكا با جمهورى اسلامى ايران، جمهورى آذربايجان اهميت ويژه اى براى ايالات متحده پيدا كرده است، چون اين جمهورى يكى از پنج كشور ساحلى درياى خزر است كه مى تواند مشكلاتى براى جمهورى اسلامى ايران در مورد نظام حقوقى درياى خزر و استفاده از منابع آن ايجاد كند. همزمان با اين مسأله، گسترش روابط واشنگتن - باكو همچنين موجب تضعيف جايگاه روسيه درمنطقه قفقاز جنوبى مى شود.
در حال حاضر، ايالات متحده آمريكا مذاكرات گسترده اى را در تمام سطوح با جمهورى آذربايجان در مورد ايجاد پايگاه هوايى در خاك اين كشور شروع كرده است. ايالات متحده چندين بار طى سالهاى گذشته، آمادگى خود را براى نوسازى پايگاههاى هوايى جمهورى آذربايجان اعلام كرده است. در اين ارتباط، از اواخر سال ۲۰۰۲ ميلادى در اكثر خبرگزارى هاى بين المللى، اخبارى در باره حضور قريب الوقوع نيروهاى نظامى آمريكا در پايگاههاى هوايى جمهورى آذربايجان به چشم مى خورد. علاوه بر اين، در ماه دسامبر سال ۲۰۰۳ ميلادى، گروهى از متخصصان نظامى آمريكا به منظور تحقيق درباره توان نظامى پايگاههاى هوايى جمهورى آذربايجان به اين كشور سفر كردند. آنها به طور دقيق، پايگاههاى هوايى واقع در مناطق «كوردامير»، «ناسوس»، و «گالا» را مورد بررسى قرار دادند.
ايالات متحده علاقه حضور نظامى خود در پايگاههاى هوايى جمهورى آذربايجان را از سال ۲۰۰۱ ميلادى نشان داده است. در آن سالها، مؤسسه تحقيقاتى «رند كورپوريشن» به توصيه سازمان جاسوسى آمريكا گزارشى درباره امكان بهره بردارى از پايگاههاى نظامى در كشورهاى قفقاز جنوبى تهيه كرد. بر طبق گزارش فوق، در كشورهاى قفقاز جنوبى بيش از ۲۰ پايگاه نظامى مطابق با استانداردهاى ايالات متحده آمريكا وجود دارد. شش پايگاه از اين تعداد به پايگاههاى درجه اول و دوم تقسيم شدند. در گزارش ارائه شده توسط مؤسسه «رند» در مورد جمهورى آذربايجان آمده بود كه هفت پايگاه هوايى در اين كشور داراى حداقل استانداردهاى مورد نظر ايالات متحده هستند و پايگاههاى مستقر در «بيناى» و «گنجه» نيز به ترتيب در فهرست پايگاههاى هوايى درجه اول و درجه دوم به ثبت رسيدند.
قابل ذكر است كه نيروهايى كه آمريكا در نظر دارد در اين پايگاهها مستقر كند، نيروهاى ساده زمينى نيستند، بلكه نيروهاى واكنش سريع ايالات متحده هستند. دولتمردان آمريكا استقرار احتمالى نيروهاى خود در پايگاههاى جمهورى آذربايجان را به كرات اعلام كرده اند و در توجيه خواسته هاى خود حفاظت از خط لوله نفتى باكو - جيحان را كه بايدنفت درياى خزر را به اروپا برساند، اعلام مى كنند.
علاوه بر اين، اخبارى منتشر شد مبتنى بر اينكه آمريكا در نظر دارد پايگاههاى شناور ضدموشكى خود را در درياى خزر مستقر كند. اين پايگاههاى شناور، امكان منهدم كردن هرگونه موشك شليك شده به طرف سكوهاى نفتى باكو را به جمهورى آذربايجان مى دهد. همچنين در تاريخ ۲ آوريل ،۲۰۰۴ «آسوشيتدپرس» گزارش جالبى از همكاريهاى جديد نظامى ايالات متحده با جمهورى آذربايجان را ارائه داد. برطبق اين گزارش شركت آمريكايى Blackwater USA قراردادى را با وزارت دفاع ايالات متحده به امضا رسانيده است كه به موجب آن شركت فوق مسؤوليت ايجاد، آموزش و مسلح كردن نيروهاى ويژه دريايى جمهورى آذربايجان را بر عهده خواهد گرفت.
گسترش همكاريهاى جمهورى آذربايجان با آمريكا ارتباط مستقيمى با تيرگى روابط اين كشور با ارمنستان دارد. در واقع، كنگره ايالات متحده آمريكا در سال۱۹۹۳ ميلادى مصوبه ۹۰۷ را به تصويب رسانيد كه به موجب آن جمهورى آذربايجان به علت محاصره اقتصادى و ترانزيتى جمهورى ارمنستان از كمكهاى مستقيم دولتى و نظامى آمريكا محروم مى شد.
ولى بعد از حملات ۱۱سپتامبر در سال۲۰۰۱ ميلادى، واشنگتن سياست خارجى خود را مورد بازبينى مجدد قرار داد. در اين سال بود كه روابط دو طرف به ويژه در امور نظامى بهبود يافت. در اين ميان «حيدرعلى اف» رئيس جمهورى سابق آذربايجان به اردوى همپيمانان مبارزه با «تروريسم بين المللى» پيوست و از حملات ايالات متحده آمريكا به افغانستان حمايت كرد. على اف حتى پيشنهاد استفاده از پايگاههاى هوايى جمهورى آذربايجان براى انتقال نيروهاى آمريكايى به آسياى مركزى را به همپيمان غربى خود داد. اين همكاريها زمينه را براى بازبينى مصوبه ۹۰۷ مهيا كرد. «جورج بوش» رئيس جمهورى آمريكا در ۲۵ ژانويه ۲۰۰۲ ميلادى اجراى قطعنامه فوق را تا يك سال به تعويق انداخت. در ادامه اين سياستها، در اوايل سال۲۰۰۵ ميلادى اجراى اين قطعنامه به زمانى دور موكول شد و بوش در سخنانش افزود كه توقف اجراى مصوبه ۹۰۷ لطمه اى به نتايج مثبت به دست آمده در مورد حل مسالمت آميز مناقشه قره باغ نخواهد رساند و تضمين داد كه كمكهاى نظامى آمريكا به جمهورى آذربايجان هرگز عليه جمهورى ارمنستان استفاده نخواهد شد. با اين وجود، بر همگان آشكار است كه سياستمداران پراگماتيست آمريكا بارها برخلاف تضمين هاى خود عمل كرده اند. در اين ميان، همكارى هاى دوجانبه آمريكا و جمهورى آذربايجان همچنين موجب نگرانى سياستمداران ارمنستان شده است، چون شاهد هستند كه با افزايش كمكهاى نظامى واشنگتن به باكو، حس جنگ طلبى در ميان برخى از سياستگذاران آذرى افزايش يافته و اين خود باعث شده است كه دولتمردان ارمنستان كه يكى از متحدان اصلى روسيه در منطقه محسوب مى شوند، در روابط خارجى خود تجديدنظر كنند و سياست غرب گرايانه اى را در پيش بگيرند.
همكاريهاى نظامى جمهورى آذربايجان با تركيه
در ميان رهبران آذربايجان، تركيه هميشه به عنوان يك متحد نظامى با ارزش محسوب شده است. بايد خاطرنشان كرد كه تركيه در زمينه تأمين ادوات نظامى و كمكهاى مالى به آذربايجان تقريباً همتراز ايالات متحده آمريكا است. باكو همكارى نظامى با تركيه را به دو دليل مهم ارزيابى مى كند: ۱- تركيه مى تواند نقش تعيين كننده اى در ايجاد توازن نظامى در منطقه ايفا كند. در ۱۵مارس سال۲۰۰۱ ميلادى «صفرابى يف» وزير دفاع جمهورى آذربايجان در ملاقات با رئيس شوراى برنامه ريزى استراتژيك ارتش تركيه «نورش تاشدلر» اعلام كرد كه «ما خواستار اين هستيم كه تركيه در منطقه نقش فعالانه اى داشته باشد. نيروهاى نظامى تركيه و آذربايجان كه متعلق به ملتى واحد در ارتشهاى مجزا هستند، بايد عليه دشمن مشترك خود يعنى ارمنستان، متحد عمل كنند»
۲- گسترش همكارى با تركيه كه يكى از مهمترين كشورهاى عضو سازمان پيمان آتلانتيك شمالى (ناتو) است، زمينه را براى الحاق جمهورى آذربايجان به اين پيمان نظامى مهيا مى كند.
بنيان همكاريهاى نوين نظامى ميان تركيه و آذربايجان با امضاى قرارداد ماه دسامبر سال۱۹۹۲ گذاشته شد و در سال۱۹۹۶ ميلادى با تمديد آن مستحكم تر شد. طبق قرارداد فوق الذكر، جداى از همكاريهاى نظامى بين طرفين، نزديك به ۷۰افسر ارتش تركيه با حضورى دائمى در باكو به عنوان مشاوران نظامى مشغول به كار شدند. همچنين در اواخر سال۱۹۹۰ ميلادى، برخى خبرگزاريها خبرهايى دال بر اينكه جمهورى آذربايجان در نظر دارد تعدادى بمب افكن اف -۱۶»  از تركيه درخواست كند را مخابره كردند. اين خبر به دليل اينكه امكان بروز جنگ ميان جمهورى آذربايجان و ارمنستان زياد بود، اهميت داشت. در انتها بايد خاطر نشان كرد كه جمهورى آذربايجان وارث ادوات و فناورى نظامى آلمان شرقى شد كه توسط دولت آلمان متحد به تركيه داده شده بود.
اين دو كشور همچنين در زمينه نيروهاى حافظ صلح و ارتقاى سطح كيفى كادرهاى نظامى با هم همكارى مى كنند. بر طبق برخى منابع در دانشكده هاى نظامى تركيه و در نزديك به ۲۰ رشته نظامى حدود ۴۵۰ سرباز آذرى مشغول به تحصيل هستند. همچنين برخى سربازان آذرى دوران خدمت خود را در صفوف سربازان حافظ صلح تركيه در كوزوو مى گذرانند.
همكارى هاى نظامى جمهورى آذربايجان با اوكراين
جداى از همكارى هاى نظامى آذربايجان با ايالات متحده و تركيه، باكو همچنين روابط نظامى فعالى با اوكراين برقرار كرده است. باكو و كيف در چارچوب پيمان «گوام» روابط دوستانه اى در زمينه اقتصادى و ادوات نظامى ايجادكرده اند. برطبق آمارهاى موجود، همكارى هاى طرفين سالانه ۲۰ الى ۳۰ ميليون دلار را شامل مى شود. در سال ،۱۹۹۵ قراردادى بين دوطرف به امضا رسيد كه به مصوب آن، دولت جمهورى آذربايجان در مقابل ارسال نفت و منسوجات نفتى به اوكراين ادوات و مهمات نظامى دريافت مى كرد. در چارچوب اين همكاريها ، ادوات و فناورى هاى نظامى جمهورى آذربايجان در اوكراين بازسازى مى شوند. همچنين بايد خاطرنشان كرد كه در سالهاى جنگ قره باغ، دولت اوكراين كمكهاى قابل توجهى به جمهورى آذربايجان ارسال كرد كه قسمتى از آن هم به نخجوان منتقل مى شد. برطبق منابع رسمى ، دولت آذربايجان در سالهاى ۱۹۹۳ الى ۱۹۹۵ نزديك به ۱۵۰ تانك از دولت اوكراين خريدارى و پس از نوسازى آنها راهى جبهه جنگ قره باغ كرده است كه همين كمكها باعث افزايش توان توپخانه آذريها در جنگ مقابل ارمنيان شد.
در تاريخ ۱۸ فوريه ۲۰۰۵ ميلادى، روزنامه «زرگالو» چاپ باكو گزارشى به نقل از «آناتولى يورچنكو» سفير اوكراين در باكو نوشت كه دولت اوكراين در نظر دارد در ماه مه سال جارى ميلادى تعدادى هليكوپتر جنگى و ترابرى به باكو ارسال كند. اين كمكهاى نظامى همچنين در چارچوب قرارداد همكارى ميان طرفين صورت مى گيرد.
با روى كار آمدن «ويكتور يوشچنكو» در اوكراين، همكاريهاى نظامى ميان كى يف - باكو و كى يف - تفليس گسترش چشمگيرى داشته است. براى مثال بايد ذكر كرد كه در ماه مارس ۲۰۰۵ ميلادى، دبير شوراى امنيت ملى گرجستان «گلابژواشويلى» در ديدار با «آناتولى گريچنكو» وزير دفاع اوكراين در مورد همكاريهاى نظامى ميان طرفين و همچنين در زمينه نوسازى ادوات نظامى گرجستان توسط متخصصان اوكراينى به توافق رسيدند. در پايان اين مذاكرات، دوطرف همچنين درمورد آموزش و ارتقاى سطح كيفى سربازان گرجى در پايگاههاى اوكراين به توافق رسيدند.
همكاريهاى نظامى جمهورى آذربايجان با پاكستان
جمهورى آذربايجان روابط گرم و نزديكى با دولت پاكستان دارد. در اواسط سال ۲۰۰۲ ميلادى، صفر ابى يف وزير دفاع آذربايجان در ديدار با همتاى پاكستانى خود «حميد نوازخان» قرارداد همكارى نظامى ميان طرفين را امضا كرد. طبق قرارداد فوق، دوكشور همكاريهاى خود در زمينه هاى اطلاعاتى، علمى ، نظامى و همچنين مشاركت در اجراى مانورها و آزمايشهاى نظامى را گسترش دادند. در اين ميان، همچنين در آگوست سال ۲۰۰۴ ميلادى، «محمدعزيزخان» رئيس ستاد مشترك ارتش پاكستان در ديارى رسمى از باكو به بررسى گسترش همكاريهاى نظامى و حل مناقشات موجود در منطقه پرداخت. دراين مذاكرات همچنين در زمينه ارتقاى سطح كيفى ادوات و نيروهاى نظامى و مبادلات مهمات بين طرفين توافقاتى به دست آمد.
همكاريهاى نظامى جمهورى آذربايجان با اسرائيل
دولت آذربايجان همچنين روابط نزديك و مستحكمى با رژيم صهيونيستى دارد. در گسترش روابط ميان باكو و تل آويو، تركيه نقش مؤثر و تعيين كننده اى دارد. اسرائيل گسترش روابط خود با جمهورى آذربايجان را به علت تيرگى روابط با جمهورى اسلامى ايران به ويژه بعد ازانقلاب اسلامى بسيارمهم ارزيابى مى كند.
به علاوه، در رسانه ها نيز به كرات سخن از عمليات جاسوسى سازمان اطلاعاتى اسرائيل (موساد) عليه جمهورى اسلامى ايران در طول مرزهاى مشترك جمهورى آذربايجان با ايران شنيده مى شود.
از اوايل سال ۱۹۹۰ ميلادى، مسأله ايجاد احتمالى محور تركيه- اسرائيل - جمهورى آذربايجان درمنطقه خاورميانه گسترش چشمگيرى داشته است. دراين ارتباط درماه دسامبر ۱۹۹۹ ميلادى «افرايم سنيه» معاون وزير دفاع اسرائيل و رئيس مشترك گروه دوستى اسرائيل - جمهورى آذربايجان - آمريكا طى سفرى به باكو خاطرنشان كرد كه نقش باكو در مسائل منطقه اى و بين المللى درحال رشد است و اسرائيل ايجاد روابط مستحكم با جمهورى آذربايجان را در چارچوب منافع خود مى بيند. اوافزود كه من به كمك دوستان خود همچنان به دنبال لغو مصوبه ۹۰۷ در كنگره ايالات متحده هستم.
در همين حال، دولت جمهورى آذربايجان در امر ايجاد روابط با اسرائيل، چند هدف را دنبال مى كند كه بخشى از آن عبارتند از: جذب سرمايه هاى شركتهاى اسرائيلى و كمك به بازسازى ويرانى هاى باقى مانده از جنگ، استفاده از تكنولوژى پيشرفته نظامى و علمى، نزديكى و ايجاد روابط دوستانه با كشورهاى اروپايى و ايالات متحده ازطريق حمايت هاى اسرائيل، مبارزه با اسلام گرايى افراطى و جلوگيرى از روى كارآمدن احزاب و اشخاص مذهبى، استفاده از كمكهاى گسترده لابى يهود دركنگره ايالات متحده براى مقابله با فشارهاى لابى ارمنيان بر كنگره و لغو مصوبه ۹۰۷ كه تحت فشار لابى ارمنيان عليه آذربايجان دركنگره به تصويب رسيده است.
اسرائيل نيز به نوبه خود اهدافى براى همكارى با جمهورى آذربايجان دارد كه مى توان به تعدادى از آن اشاره كرد: تأمين سوخت مصرفى خود با حمايت ازاحداث خط لوله نفتى باكو - تفليس - جيحان، ورود به بازار مصرفى منطقه قفقاز، انجام عمليات شنود و جاسوسى به ويژه عليه جمهورى اسلامى ايران، ايجاد سهولت در امر مهاجرت يهوديان جمهورى آذربايجان به اسرائيل، منسجم كردن يهوديان آذربايجان براى دفاع از منافع اسرائيل و مبارزه با اسلام گرايى در جمهورى آذربايجان، منطقه قفقاز و آسياى مركزى.
در آخر بايد اضافه كرد كه ايجاد روابط دوستانه سياسى و اقتصادى با جمهورى هاى تازه استقلال يافته ازجمله جمهورى آذربايجان، ارمنستان، تركمنستان، تاجيكستان و ازبكستان كه پيشينه فرهنگى مشتركى نيز با ايران دارند،بايد به يكى ازمهمترين اولويتهاى ديپلماسى منطقه اى جمهورى اسلامى ايران تبديل شود.
كشورهاى فوق الذكر به دليل فقر مالى به دامن كمكهاى گسترده مالى اسرائيل مى غلتند و ناخواسته تبديل به پايگاهى مطمئن براى اسرائيل در منطقه مى شوند كه اين امر خود تهديدى براى امنيت ملى ايران محسوب مى شود.
اسرائيل نيز با حضور گسترده سياسى - اقتصادى خود دراين كشورها در حوزه سياسى و فرهنگى شروع به مخدوش كردن روابط آنها با جمهورى اسلامى ايران كرده است و در حوزه اقتصادى نيز باعث ركود كاركرد بخش خصوصى ايرانى دراين كشورها مى شود.
لذا، سياستمداران جمهورى اسلامى ايران بايد با اتخاذ سياستهاى واقع گرايانه تر درحوزه روابط منطقه اى و حضورى آشكارتر در زمينه هاى سياسى، فرهنگى و بويژه اقتصادى به نفوذ بيش از حد دشمنان و به ويژه رژيم صهيونيستى به مناطق پيرامونى ايران پايان دهند و با ايجاد روابط مسالمت آميز منطقه اى در امر ايجاد منطقه اى قدرتمند و عارى از پتانسيل جنگ طلبانه سهيم و كوشا باشند.
ديدگاه
ميزان تشابه تحولات قرقيزستان و ازبكستان
ناآرامى در شهر انديجان ازبكستان در نگاه اول شبيه وقايع قرقيزستان است كه در نهايت به فروپاشى قدرت ها در آن جمهورى منتهى شد. اكنون اين سؤال مطرح مى شود: آيا ازبكستان نيز دچار سندروم قرقيزستان مى شود كه ازآن به عنوان انقلاب مخملين ياد شده است.
عوامل آشكارا مشابهى موجب مى شود تا پاسخ به اين سؤال «مثبت» باشد. مخصوصاً مخالفان در انديجان خواستار استعفاى رئيس جمهور و اعضاى دولت بودند و اين موضوع نيز در خيابان هاى شهرهاى «بيشكك» و «اوشا» شنيده مى شود. برخى از ساكنين انديجان مى گويند كه آنها براى اين به خيابانها آمدند كه بيش از آنكه از بنيادگرايان اسلامى حمايت كنند، خواهان دموكراسى بوده اند.
برخلاف قرقيزستان كه ليبرال ترين جمهورى درآسياى مركزى است كه مخالفان پيشين آشكارا فعاليت مى كردند، ازبكستان سيستم حكومتى متمركز و انعطاف ناپذيرى دارد. رهبران مخالف، سال هاى پيش خنثى شدند و مخالفان كاملاً مخفيانه عمل مى كنند و در حال حاضر نيز ناتوان هستند. برخلاف قرقيزستان، مخالفين بر رسانه هاى گروهى كنترلى ندارند، فاقد روزنامه ويژه خود هستند و فاقد هر اهرمى عليه اقتدار فعلى اند.
از سوى ديگر، ازبكستان مانند تاجيكستان دولتى است كه عامل اسلامى نقش مهمى در آن بازى مى كند. در ازبكستان ، برخلاف قرقيزستان و قزاقستان، مخالفان انقلابى عمدتاً توسط جنبش اسلامى و تحت شعارهاى دموكراسى اسلامى در مقابل رژيم اقتدارگراى غيردينى هدايت مى شوند. بنابراين اگر انقلابى در ازبكستان رخ دهد، برخوردى بين بنيادگرايان اسلامى و رژيم سكولار خواهد بود. اين عامل مهم به وضوع مقامات و مخالفان هر دو كشور در «تاشكند» و «دوشنبه» يا «بيشكك» و  «آستانه» را نگران مى كند.
به طور قطع، مى توان تصور كرد كه اگر گروه هاى مخالف در ازبكستان نقش رهبرى در ناآرامى هاى اين جمهورى را برعهده بگيرند، ممكن است در نهايت، منجر به انقلابى مشابه با قرقيزستان شود. درآن صورت، جنبش هاى اسلامى افراطى ممكن است از اين وضعيت حداكثر استفاده را ببرند، زيرا آنها هيچ پرده پوشى اى درباره آرزوى نهايى خود براى ايجاد دولت متحداسلامى - خلافت اسلامى - كه در دره «فرغانه» شروع شده است، ندارند.
حزب التحرير، گروه مذهبى غيرقانونى اعلام شده در ازبكستان ، بر سرشت صلح آميز فعاليت هايش تأكيد دارد و خواهان آن است تا شاهد برپايى خلافت اسلامى باشد. در مقابل، جنبش اسلامى ازبكستان كه سازمانى افراطى است، هميشه آشكارا ادعا كرده كه هدفش سرنگونى دولت «كريم اف» است و خواهان برپايى دولت اسلامى در كل دره فرغانه است.
در اوايل دهه ۱۹۹۰ ، كريم اف از گسترش سازمان هاى اسلامى به خصوص جنبش اسلامى ازبكستان ، كه شامل نمايندگان جنبش هاى مختلف اسلامى آن زمان بود، جلوگيرى كرد. بسيارى از رهبران واعضاى جنبش اسلامى ازبكستان بعداً براى جنگيدن به تاجيكستان و افغانستان رفتند، و در ساليان۱۹۹۹ و ۲۰۰۰ نيز چريك هاى جنبش اسلامى ازبكستان در قرقيزستان جنگيدند.
بعد از اين رويدادها، اقدامات سختگيرانه اى عليه جنبش هاى اسلامى اتخاذ شد. طبق برآوردهايى كه سازمان هاى بين المللى انجام دادند، در حدود ۷ هزار عضو جنبش اسلامى ازبكستان و حزب التحرير به دليل افراط گرايى به مدت هاى متفاوتى به زندان محكوم شدند. امروزه ، پايگاه هاى جنبش اسلامى ازبكستان كه در مناطق جنوب شرق تاجيكستان و در دهكده هاى دره فرغانه واقع شده است، تحت كنترل دولت نيست، در حدود ۳۰ درصد جمعيت اين مناطق طرفدار جنبش اسلامى ازبكستان هستند.
مى توان اسلام كريم اف را به ايجاد يك رژيم اقتدارگرا متهم كرد، ولى نمى توان انكار كرد كه اين رژيم از ايجاد جنگ داخلى در ازبكستان در آغاز دهه ۱۹۹۰ جلوگيرى كرد و اين تهديد، از جنگى كه درتاجيكستان آغاز شد، شديدتر بود.
علل اين وقايع درانديجان پيش پا افتاده است. افرادى كه موجب ناآرامى ها مى شوند، با سازمان «كراميه» كه بخش انشعابى حزب التحرير به رهبرى «اكرم يولداشف» مرتبط هستند. او به علت فعاليت هاى افراطى و تروريستى به ۱۵ سال زندان محكوم شده بود.
منبع: خبرگزارى ريانووستى
ترجمه: مرضيه خادم شريف


|   شناسنامه   |   آرشيو   |