پنجشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۸۴ -
Thu, Jun 16, 2005
تاريخ
شماره ۳۱۶۳
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
رويدادهاى مهم تاريخى
ازسقوط امپراتورى عثمانى تا به امروز
سفر تاريخى مصدق به سرزمين فراعنه (۱)
شورانگيز براى مصريان ، نگران كننده براى انگلستان
216174.jpg
گروه پژوهشهاى تاريخى
زيرنظر : محسن ميرزايى
ديدار دكتر محمد مصدق نخست وزير ايران از مصر در پاييز سال ۱۳۳۰ شمسى (۱۹۵۱ ميلادى) از رويدادهاى مهم خاورميانه است. دكتر محمد مصدق كه به منظور دفاع از حقانيت ايران در ملى كردن صنايع نفت در رأس هيأتى به شوراى امنيت سازمان ملل رفته بود در بازگشت به ايران به دعوت نحاس پاشا نخست وزير مصر از آن كشور بازديد كرد و اين سفر در شرايطى انجام شد كه مصر در حال انقلاب بود و در آن شرايط حضور مصدق جز تشديد احساسات ضد انگليسى مردم مصر به چيز ديگرى تعبير نمى شد. از اين رو نه دولت انگلستان مى خواست اين سفر، نا بهنگام انجام شود و نه مخالفان دكتر مصدق در مجلس شوراى ملى. استدلال نمايندگان مخالف مصدق اين بود كه مصر با انگلستان در حال جنگ است در حالى كه ما با انگلستان در حال مذاكره هستيم و با آن دولت در جنگ نيستيم و مصدق نبايد در اين شرايط به مصر برود. ليكن با وجود تمامى اين موانع با توجه به اثرات مثبت اين سفر براى نهضت ملى ايران و مصر، دكتر مصدق در بازگشت از آمريكا به مصر رفت و تجليل فوق العاده اى كه از سوى ملت مصر از نخست وزير ايران به عمل آمد در جهان عكس العمل فوق العاده اى پيدا كرد. 
ناگفته  نماند كه سفر مصدق به آمريكا براى بيرون كشيدن پرونده شكايت انگلستان از شوراى امنيت سازمان ملل متحد و ارجاع آن به دادگاه بين المللى لاهه بود.
محافل سياسى جهان، آن روزها در انتظار اين بودند كه دكتر مصدق اسناد مهمى را درباره نفت به شوراى امنيت ارائه دهد اما آنچه را كه مصدق در شوراى امنيت مطرح كرد مربوط به انتخابات مخدوش دوره نهم مجلس شوراى ملى بود. اسناد مزبور نشانگر آن بود كه نمايندگان مجلس به دستور شاه و مقامات دولتى به مجلس راه يافته اند و مجلس نهم با انتخابات آزاد تشكيل نشده ، لذا مصوبات آن از جمله تمديد قرارداد دارسى مخدوش و بى اعتبار است.
  دكتر مصدق پس از بازگشت به ايران در گزارش خود به مجلس شوراى ملى اظهار داشت: «سرانجام دولت انگلستان به شوراى امنيت مراجعه كرد. من تصميم گرفتم شخصاً به شوراى امنيت بروم و از حقوق حقه ايران دفاع كنم. بعد از اين كه دولت انگلستان فهميد كه من شخصاً به شورا مى روم و اشخاصى در آنجا نيستند كه انگليسى ها بتوانند آنها را آلت انجام مقاصد خود كنند، در تقاضاى خود تخفيف دادند. من به نيويورك رفتم و به بيمارستان نيويورك وارد شدم، اكثريت اعضاى شوراى امنيت از من در بيمارستان عيادت كردند از جمله «تريگولى» دبير كل سازمان ملل و رئيس شوراى امنيت. عده اى از نمايندگان شورا به من گفتند: حالا كه دولت انگلستان قايل به تخفيف شده، سزاوار است شما هم رويه مسالمت آميزى اختيار كنيد. 
در جلسات اول و دوم شوراى امنيت احساس كردم كه نمايندگان شورا با نظرات دولت ايران موافق نيستند. در جلسه دوم به آنها وعده دادم كه در جلسه سوم مداركى را ارائه خواهم داد كه حقانيت ملت ايران را ثابت كند.
در جلسه سوم شوراى امنيت گفتم: تمام حرف هاى شركت سابق نفت و دولت انگلستان كه از شركت سابق نفت حمايت مى كند مبتنى بر قرارداد ۱۹۳۳ است. من اكنون به شما ثابت مى كنم، مجلسى كه اين قرارداد را تصويب كرده، اهليت نداشته است. و وزيرانى كه اين قرارداد را امضا كرده اند از روى اكراه و اجبار بوده است. در آن تاريخ اگر وزيرى حاضر نمى شد كه اطاعت امر كند، يا محبوس مى شد، يا تبعيد و يا در زندان او را به قتل مى رساندند.
من احكامى را كه از وزارت كشور براى انتخابات مجلس نهم صادر شده بود دادم عكسبردارى كردند. من بسيار زحمت كشيدم كه اين احكام در بين راه از بين نرود و آنها را به سلامت به مقصد برسانم.
من تعدادى از احكام را در شوراى امنيت قرائت كردم. پس از آنكه شوراى امنيت ديد كه مجلس نهم به هيچ وجه من الوجوه ملاك قانونى نداشته و يك نفر هم از نمايندگان مجلس نهم نماينده حقيقى ملت نبوده اند، شوراى امنيت به كلى رويه خود را عوض كرد. اين تلگرافات سبب شد كه شوراى امنيت نتواند حقانيت انگليس را تصديق كند و رأيى بدهد كه به نفع دولت انگليس تمام شود.
من در شوراى امنيت گفتم: اگر اين مجمع نخواهد به چنين كارى ترتيب اثر بدهد ديگر در دنيا چه مجمعى است كه بتواند حق و عدالت را مورد توجه قرار دهد.
شوراى امنيت هم تحت تأثير اين تلگراف ها و عرايض من قرار گرفت و امر به نفع ايران خاتمه يافت.
من به شوراى امنيت گفتم: در سال ۱۹۳۳ در جامعه ملل همين تكليف صلح و آشتى را به ايران و انگليس كردند ولى تصديق مى فرماييد كه آشتى گرگ و ميش به هيچ وجه مناسبت ندارد. همين صلح و همين پيشنهاد سبب شد كه قرارداد ۱۹۳۳ تنظيم گردد و اين قرارداد باطل تا به امروز اجرا شود. 
مذاكرات ترومن و مصدق
216171.jpg
بعد از آنكه شوراى امنيت سازمان ملل متحد به نفع ايران رأى داد پزشك مخصوص ترومن به دكتر مصدق تلفن كرد و گفت: قرار بود شما براى ديدار رئيس جمهور به واشنگتن بياييد. رئيس جمهور گفته اند در بيمارستانى كه مخصوص خود ايشان است (بيمارستان والترريد) براى اقامت شما جايى تهيه كنيم و اگر مايل باشيد در جاى ديگر. مصدق «بيمارستان والترريد» را انتخاب كرد و عازم واشنگتن شد. دكتر مصدق در مورد ملاقات خود با رئيس جمهور آمريكا مى نويسد: «من به آقاى ترومن عرض كردم، شما درباره ايران چه مساعدتى كرده ايد؟ من از شما مى پرسم ايران كه در مدت ۱۰ سال از بذل هر چه داشت از اسكناس و تمام چيزهايى كه مى توانست در اختيار متفقين بگذارد خوددارى نكرد و فداكارى نمود شما به ايران چه مساعدتى كرديد؟ ايران هيچ وقت انتظار نداشت پس از آنكه ايران را« پل پيروزى »ناميديد از مساعدت و كمك شما محروم شود. من نيامده ام كه از شما چيزى بخواهم. من آمده ام كه شما در اين اختلافى كه ما راجع به نفت داريم جنبه بيطرفى اتخاذ كنيد. آقاى ترومن گفت: من خيلى متأسفم كه تاكنون نتوانسته ام آن طورى كه مقصود ما بوده است با ايران همراهى كنيم اما اميدوارم بعدها بتوانيم جبران مافات كنيم. آقاى« آچسن »وزير امور خارجه كه حضور دارند، مورد اعتماد من هستند با شما وارد مذاكره مى شوند.
آچسن دو روز بعد آمدند و گفتند كه من براى مأموريتى بايد به پاريس بروم در غياب من آقاى« مك گى »معاون من با شما مذاكره خواهند كرد. با آقاى«مك گى »متجاوز از ۲۶ روز همه روزه در تماس بودم و بعضى از روزها ايشان دو بار به ديدن من مى آمدند و شخص بسيار مهربان و خيرخواهى بودند ولى متأسفانه مذاكرات به جايى نرسيد.»
ادامه دارد


|   شناسنامه   |   آرشيو   |