|
رحمانى فضلى معاون سياسى صدا و سيما در گفت وگو با «ايران»:
|
|
|
|
پايان تبليغات انتخاباتى در صدا و سيما
|
|
|
|
مرتضى حيدرى مجرى شبكه دوم و برنامه گفت وگوى ويژه در گفت وگو با «ايران»:
|
|
|
|
|
|
گزارش «ايران» از دلايل حضور طيف هاى سياسى، فكرى و قومى در انتخابات
امير يوسفى: از ميان اصحاب فرهنگ و طايفه روشنفكران كمتر كسى است كه از اساس به پديده انتخابات رياست جمهورى دوره نهم - سلباً يا ايجاباً - نظر نكرده باشد. دوشادوش احزاب، سياستمداران، نهادها و افراد ذى نفوذ، جماعت روشنفكران ايران نيز پاره اى از دغدغه هاى ذهنى خود را حول مفهوم انتخابات شكل دادند. اما به همان قياس كه تمامى احزاب و نهادها و سياستمداران در صف حاميان انتخابات نبودند، بخشى از روشنفكران نيز بر حسب ملاحظاتى، در حمايت از حضور در اين اتفاق ملى تعلل به خرج مى دادند. شايد از يك سال پيش - شايد كمى بيش و كمتر - پرسش از انتخابات در ذهن ها نقش بست. آن پرسش يكساله، اما زود به جواب قطعى و نهايى نرسيد بلكه با افت و خيزها و فراز و فرودهايى همراه بود. اين افت و خيزها را شايد بتوان در سه دوره مشخص كرد: دوره سكوت، دوره ابهام و دوره تصميم. الف - دوره سكوت پيش از آنكه شعله انتخابات رياست جمهورى نهم گر بگيرد نوعى وفاق و اجماع پنهان و پوشيده در بدنه طايفه روشنفكران به چشم مى آمد كه بر حسب پاره اى آزرده خاطرى ها و سرخوردگى ها، در قالب رفتار معطوف به سكوت در برابر انتخابات متجلى شد. برخى كوشيده اند اين رفتار را تحت نام «تحريم انتخابات» صورتبندى كنند در حالى كه در جمع جبرى روشنفكران بيش از آنكه به واژه تحريم تمسك شود بيشتر از مفهوم سكوت سخن به ميان مى آمد. به هر تقدير دوره خاصى را مى توان دوره اى به شمار آورد كه روشنفكران ايرانى بى آنكه در پى الغاى ايده تحريم انتخابات باشند در پى ترويج راهكار سكوت در برابر انتخابات بودند...
|
|
|
|
شب گذشته صادر شد
حجت الاسلام والمسلمين سيدمحمد خاتمى رئيس جمهورى بعد از دريافت گزارش كميته جلوگيرى از تخلفات انتخاباتى و تضمين صحت و سلامت انتخابات كه در آن به مواردى از تخلفات انتخاباتى، حمله به تجمعات و تهيه شب نامه ها، CDهاى تخريبى و جمع آورى مواد تبليغى غيرمجاز... اشاره شده بود، با دستورى خطاب به وزراى كشور و اطلاعات نسبت به اين حركت هاى سازمان يافته براى جلوگيرى از لطمه زدن به فرايند سالم و شكوهمند انتخابات ابراز نگرانى و به دستگاه هاى ذيربط در شناسايى و برخورد با عوامل مرموز اين حركت ها تأكيد كرد. متن كامل دستور رئيس جمهور به شرح زير است: بسم الله الرحمن الرحيم حجت الاسلام والمسلمين جناب آقاى موسوى لارى، وزير محترم كشور حجت الاسلام والمسلمين جناب آقاى يونسى، وزير محترم اطلاعات با تشكر از تلاش ارزنده همه عزيزان براى فراهم آوردن زمينه انتخابات سالم و با اظهار تأسف و نگرانى از گزارشهاى واصله، به نظر مى رسد كه حركت سازمان يافته اى براى لطمه زدن به فرآيند سالم و شكوهمند انتخابات دردست اجرا است كه از جمله برهم زدن اجتماعات، ضرب و شتم اشخاص و انتشار شب نامه ها و دروغ پردازى...
|
|
|
|
|
رحمانى فضلى معاون سياسى صدا و سيما در گفت وگو با «ايران»:
سياست همه جانبه گرايى صداوسيما ادامه خواهد داشت
|
|
|
براساس چه تصميم و برنامه اى صدا و سيما راهبردى متفاوت از سياستها و تجربه هاى پيشين مربوط به انتخابات گذشته را در پيش گرفت؟ صدا و سيما همواره مبتنى بر سياستهاى كلان نظام و باتوجه به مقتضيات و شرايط حاكم بر كشور، منطقه وجهان اهداف كلى و سياستهاى اجرايى مناسب را براى هر انتخاباتى طراحى و برنامه ريزى مى كند. لذا بلافاصله پس از انجام انتخابات هفتمين دوره مجلس شوراى اسلامى از ابتداى سال۸۳ جلسات مشورتى و ستادى خود را در خصوص انتخابات نهم رياست جمهورى آغاز و اهداف كلى و سياستهاى اجرايى آن را مشخص نمود تا براساس آن اقدامات لازم صورت پذيرد. تأكيدات مقام معظم رهبرى و مسؤولان طراز اول كشور نسبت به انجام انتخابات عادلانه، سالم، با شور و نشاط به منظور تحقق مشاركت حداكثرى و همبستگى ملى اين رسانه ومسؤولين آن را بر آن داشت تا اهتمام ويژه خود را بيش از پيش متوجه اين امر مهم سازد. خوشبختانه عنايت ويژه رياست محترم سازمان به اين امر و مساعى شبانه روزى همكاران سختكوش حوزه سياسى و ديگر واحدها زمينه مساعدبراى طراحى، برنامه ريزى و تدارك ضبط و پخش اين حجم وسيع برنامه ها را كه شاهد آن بوده ايم فراهم ساخته است. حضور طيف ها و گرايش ها در آنتن صدا و سيما فقط اقتضاى اين انتخابات بود و يا واقعاً انديشه اى است كه بعد از انتخابات هم دنبال مى شود؟ حضور طيف ها و گرايشهاى گوناگون پيش از اين نيز در انتخابات قبلى سابقه داشته است. شاهد اين مدعا تقديرها و تشكرات فراوان شخصيتهاى مختلف نظام از صدا و سيما متعاقب برگزارى هر يك از انتخابات مى باشد. البته اين سياست منحصر به انتخابات نيست و در محورها و برنامه هاى مختلف اين رسانه لحاظ مى شود و از اين پس نيز ادامه خواهد داشت. به نظر شما چرا اكنون هم از سوى دولت و هم جناحها اقبال نشان داده مى شود؟ مسؤولين، شخصيتها وگروههاى مختلف اقدامات عادلانه و كاملاً بى طرفانه صدا و سيما را در سيستم توليد و پخش برنامه ها ملاحظه نموده و طبيعى است كه هر وجدان آگاهى از آن استقبال كرده و بر آن مهر تأييد مى گذارد و صدالبته اين توجه و عنايت نيز جاى تشكر و سپاسگزارى است. شما به عنوان يك مدير صدا و سيما و يك مسؤول رسانه اى برداشت تان از مجموع گفتمان كانديداها چيست؟ با توجه به اينكه جامعه مورد بحث همه نامزدها يكى است اين امر طبيعى مى نمايد كه برخى از محورهاى مورد بحث تكرارى و يكنواخت باشد. به عنوان مثال گفتمان عدالت و مبارزه با فساد وتباهى از نقاط مورد اشتراك همه نامزدهاست، هركدام از آنها كه توفيق كسب آراى مردم را به دست آورند در آينده و در مقاطع مختلف كارى نسبت به اين وعده مهم و تعهدات ديگر پاسخگو خواهند بود. نتايج وتبعات اين برنامه ها چه مى تواند باشد؟ تحقق شعار بزرگ مشاركت عمومى و همبستگى ملى در نتيجه برگزارى يك انتخابات سالم، عادلانه و با شور و نشاط از تأثيرات و بركات اين برنامه ها خواهد بود كه آرزوى تحقق آنرا از درگاه ايزدمنان داريم. آيا اين اقدامات نويد يك تحول است؟ از جمله اهداف عاليه نظام اسلامى ايران مبتنى بر اصول قانون اساسى، رشد علمى و معنوى جامعه در جهات مختلف بوده و اعتقاد راستين راهبران و مسؤولان آن ايجاد تحولات سازنده در راستاى ترقى و تعالى روزافزون جامعه مى باشد.
|
|
|
|
|
پايان تبليغات انتخاباتى در صدا و سيما
۳۲۰ ساعت براى پخش ۴۸۰ برنامه انتخاباتى ۸ نامزد
|
|
|
گروه سياسى: تغيير و تحول چشمگيرى در شيوه هاى تبليغات انتخابات رياست جمهورى حاصل شد. اين بار محور و كانون تحركات تبليغى از خيابانها و ميادين شهر به آنتن هاى صداوسيما منتقل شد. رسانه اى كه در انتخابات قبلى به دليل ميداندارى مطبوعات بهره كمترى از تبليغات داشت در اين دوره دركنار مطبوعات نامزدان را از هر آنچه نياز تبليغى و اطلاع رسانى است، بى نياز سازد. چنين رويكردى در نگاه رسانه ملى كشور به عرصه انتخابات با هر انگيزه و علايقى صورت گرفته باشد، به خودى خود يك نقطه روشن در معادله اصلاحات به حساب مى آيد، چنان كه دولت و رئيس جمهور نيز از آن سپاسگزارى كردند. هر چند كه اين پرسش مطرح است كه چگونه ممكن است يك نهاد با سابقه اى متفاوت، در يك شرايط خاص رفتارى ناهمگون با گذشته خود نشان دهد اما مجموعه گفت و شنودهاى راديو و تلويزيون پيرامون برنامه نامزدان انتخاباتى پيش از هر چيز تصويرى آرمانى از تضارب و چالش بازيگران صحنه قدرت را در معرض قضاوت افكار عمومى قرار داده است. تصويرى كه سابقه و نمونه آن را در آرشيو تاريخ ۲۱ دوره انتخابات پس از انقلاب به سختى مى توان يافت. در اين فضاى چالشگرانه و بى پروا، هر كدام از مدعيان منصب رئيس جمهورى با شدت و شوق، دولت مسؤولان اجرايى را نهيب مى زنند و عملكرد چهار سال اخير را زير تيغ نقد مى برند. با اين حال، نبايد از نظر دور داشت كه اصلاح طلبان و دولتمردان فعلى اگر در پى خلق و پديدارى يك فضاى آزاد سياسى مى روند، براى آن نيست كه تنها خود از مواهب و مزاياى چنين فضايى بهره مند شوند، ارزش دموكراتيك چنين فضايى به اين است كه مخالفان و منتقدان بتوانند مجال عرضه كالاى فكرى و نمايش «اراده سياسى» خود را بيابند. حتى اگر نتيجه نهايى چنين رقابتى شكست جبهه مخالف نيروهاى اصلاح طلب نباشد. بنابراين آنها بايد از هر اقدامى كه به بازشدن فضا و گرم شدن تنور انتخابات كمك مى رساند استقبال كنند. ||| پخش گسترده تبليغات تلويزيونى ۸ نامزد رياست جمهورى در طول سه هفته مانده به انتخابات موجب شد تا يك دوره برنامه گسترده و فشرده تبليغاتى از آنتن هاى خانگى نمودار شود. صداوسيما در ايام تبليغات انتخابات رياست جمهورى براى هر نامزد حدود ۴۰ ساعت برنامه در قالب بالغ بر ۶۰ مورد برنامه راديويى و تلويزيونى و تيزر تبليغاتى پخش كرد كه در مجموع با توجه به حضور ۸ نامزد، ۳۲۰ ساعت در قالب ۴۸۰ برنامه پخش شد. على اصغر رشيد دبير ستاد تبليغات انتخابات رياست جمهورى صداوسيما مى گويد: در اين دوره از انتخابات رياست جمهورى تمام امكانات ضبط و پخش خود را براى تبليغات رسمى نامزدان از رسانه ملى در اختيار آنان قرار داديم. وى با اشاره به همزمانى فعاليت ۱۰۰ استوديو ضبط در ايام تبليغات براى ضبط برنامه هاى انتخاباتى رياست جمهورى مى گويد: علاوه بر پخش بالغ بر ۶۰ برنامه رسمى تبليغات نامزدان از اول سال ،۱۳۸۳ حدود ۳۰ ميزگرد انتخاباتى از شبكه دوم پخش شد. ضمن آنكه از ابتداى دى ماه ۱۳۸۳ تا پايان ارديبهشت ماه مجموعاً ۷۷ هزار و ۴۰ دقيقه برنامه خبرى گزارش و مصاحبه از شبكه هاى مختلف سيما و راديو پخش شد. وى مى افزايد: در بخش برنامه هاى توليدى حوزه سياسى از شبكه هاى صدا و سيما، شبكه جام جم و خبر ۹۸۰ هزارو ۵۲ دقيقه به صورت توليدى پخش شد. در ايام انتخابات نيز هفت هزار و ۸۰۳ برنامه در مجموع سه هزار و ۲۱۵ ساعت برنامه از شبكه هاى مختلف سيما پخش شد. رشيد دبير ستاد تبليغات انتخابات رياست جمهورى در صداوسيما با تأكيد بر اينكه همه برنامه هاى خبرى و توليدى صداوسيما درباره انتخابات رياست جمهورى براساس اصول و مهندسى خاصى تهيه و پخش مى شود، گفت: به منظور قرار دادن فرصتهاى برابر و يكسان براى همه نامزدها بيشترين همكارى را با نامزدهاى انتخاباتى داشته ايم و حتى از نامزدها خواسته ايم عكسها و مطالب مورد پسند خود را براى پخش در اختيار صداوسيما قرار دهند. وى با اشاره به ويژگى تبليغات راديويى و تلويزيونى نامزدهاى رياست جمهورى در اين دوره در افزايش حجم برنامه هاى تبليغاتى از شبكه هاى مختلف خاطرنشان مى كند: به دليل اينكه بسيارى از افراد از نظر تخصصى و حرفه اى با كار خبرى و اطلاع رسانى صداوسيما آگاهى ندارند و يا از امكانات/منابع و موانع كار صدا و سيما بى اطلاع هستند در بسيارى موارد قضاوت هاى نادرستى مى شود هرچند كه ما با دقت و حوصله به اين صحبتها گوش مى كنيم و سعى در رفع آنها داريم. وى با بيان اينكه از هر نامزد رياست جمهورى ۱۷ ساعت و با در نظرگرفتن زمان تكرار پخش آن حدود ۴۰ساعت برنامه تبليغى از صدا و سيما پخش مى شود گفت ديدن ۱۳۶ ساعت برنامه و تماس با نامزدها براى حذف مواردى كه تبليغ عليه نامزدهاى ديگر و يا سياه نمايى واقعى در حد اغراق در مسائل كشور و يا ارائه آمارهاى ناصحيح محسوب مى شود وقت بسيار زيادى را از كميسيون بررسى تبليغات انتخاباتى مى گيرد ولى به دليل اهميت آن با علاقه و توجه زيادى اين كار را انجام داديم. > كدام برنامه از كدام شبكه پخش شد در طى ايام تبليغات رسمى نامزدان انتخابات رياست جمهورى براى هر نامزد حدود ۵۰ برنامه پخش شد. ۳۱ مورد از اين ۵۰ برنامه بدون تكرار بوده است و بقيه برنامه ها براى دو بار پخش شد. طبق برنامه پيش بينى شده، شبكه اول سيما طى دو برنامه ۴۵ دقيقه اى، گفت وگوى مجريان با نامزدهاى رياست جمهورى را بر روى آنتن برد. همچنين اين شبكه دو فيلم توليدى ۳۰ دقيقه اى كه توسط هنرمندان بزرگ كشور ساخته شده بود، پخش كرد. در شبكه دو سيما نيز نامزدها، با حضور در ۲ برنامه ۳۰ دقيقه اى به صورت مستقيم جلوى دوربين حاضر شده و بدون حضور مجرى با مردم صحبت كردند. ضمن اينكه درگفت وگوى خبرى شبكه دو هر شب يكى از نامزدها به سؤالاتى كه توسط مردم مطرح شد، پاسخ دادند. در شبكه ۳ سيما نيز متناسب با جايگاه آن كه براى مخاطب جوان تعريف شده بود، ۲ برنامه ۴۵ دقيقه اى در نظر گرفته شد تا نامزدها بتوانند روشن و صريح با جوانان صحبت كنند و به سؤالات آنها پاسخ دهند. در شبكه ۴ سيما نيز متناسب با جايگاه آن كه متعلق به طيف نخبگان كشور است، ۲ برنامه ۴۵ دقيقه اى در نظر گرفته شد كه توسط سه كارشناس سازمان صداوسيما اداره مى شد و نامزدها در حوزه هاى مختلف موضوعات مرتبط با نخبگان كشور را مطرح مى كردند. نامزدهاى رياست جمهورى كه از ۱۸ خردادماه هر روز با حضور در يك برنامه ۴۵دقيقه اى از شبكه تهران پخش مى شد، مباحث كارشناسى در مورد شهر تهران را مطرح مى كردند. در شبكه خبر نيز پيام هاى تصويرى كوتاه، حداكثر يك دقيقه اى، با عنوان شعار و گفتمان اصلى نامزدها تهيه و پخش شد. > سهم ايرانيان خارج از كشور از تبليغات در هر سه شبكه آسيا، اروپا و آمريكا شبكه جام جم نيز در يك برنامه ۶۰ دقيقه اى نامزدان هر يك جداگانه به سؤالات ايرانيان خارج از كشور پاسخ دادند. اين شبكه در عين حال مجاز بود همه برنامه هاى تهيه شده در شبكه هاى داخلى را نيز پخش كند. بر همين اساس، برنامه تبيين برنامه ها كه از شبكه دوم سيما پخش مى شد، از جام جم نيز پخش شد. بدين ترتيب شبكه جام جم به طور مجموع ۴۸ برنامه پخش كرد كه سهم هر نامزد ۶ برنامه بود. > صداى نامزدان از راديو ۸ نامزد رياست جمهورى در ايام تبليغات انتخابات رياست جمهورى به طور مساوى در ۱۵برنامه يك ساعته و ۵ برنامه كوتاه مدت از طريق راديو با هواداران و طرفداران خود سخن گفتند. نامزدان در اين ايام توانستند، از شبكه سراسرى جوان، فرهنگ، ورزش و معارف، در هر شبكه ۳ بار، برنامه هاى خود را تبيين كنند. همچنين ۵ مورد پيام كوتاه نامزدان از راديو پيام پخش شد. > چرا مناظره نامزدان پخش نشد تا قبل از آغاز تبليغات رسمى نامزدان انتخابات رياست جمهورى، گفته مى شد، در اين دوره از انتخابات، مناظره هايى بين نامزدان برگزار شود اما اين اتفاق در ايام تبليغات رخ نداد. عبدالرضا رحمانى فضلى معاون سياسى سازمان صداوسيما مى گويد: صداو سيما آمادگى و پيشنهاد خود را براى برگزارى مناظره ميان نامزدها مدتها قبل از آغاز تبليغات به كميسيون بررسى تبليغات انتخابات رياست جمهورى ارائه داد اما با توجه به اينكه چنين امرى در گذشته سابقه نداشته است اين كميسيون برگزارى مناظره را منوط به اعلام آمادگى نامزدها كرد. وى افزود: به همين منظور صداوسيما به صورت مكتوب از ستادهاى انتخاباتى نامزدها درباره آمادگى آنها براى مناظره و نامزد مورد نظر آنها براى اين امر نظرخواهى كرد ولى برخى نامزدها اعلام آمادگى نكردند و بدين ترتيب مناظره ها برگزار نشد. > فيلم هاى انتخاباتى و برخى شايعات در ايام پخش فيلم هاى تبليغاتى نامزدان انتخابات رياست جمهورى، برخى اخبار حكايت از آن داشت كه فيلم هاى نامزدان انتخابات رياست جمهورى دچار سانسور شده است. دبير ستاد انتخابات رياست جمهورى در صداو سيما با رد شايعات درباره ممنوع شدن پخش فيلم هاى تبليغاتى توليدى برخى نامزدهاى رياست جمهورى مى گويد: تنها براى حذف موارد بسيار جزئى كه مخالف قانون انتخابات بود به برخى نامزدها تذكر داده شد. وى مى افزايد: هيچ فيلم و برنامه اى در خصوص انتخابات با ممنوعيت پخش مواجه نشد. اطلاعات دريافتى از ستادهاى انتخاباتى نامزدان حاكى است، تنها حدود ۱۴ مورد در كليه برنامه هاى نامزدان، اعم از برنامه هاى ضبط شده و يا فيلم با هماهنگى ستادها و از سوى كميسيون تبليغات متشكل از نمايندگان وزارت كشور، دادستان كل كشور، صداوسيما و شوراى نگهبان تغيير يا حذف شد. از جمله اين موارد حذف جمله «اقامت ۱۷ استاندار پروازى در تهران» در يك فيلم بوده است، در دو فيلم نيز جمله اى كه در آن يك نامزد با نام تخريب مى شد، حذف مى شد. همچنين در يكى از فيلم هاى انتخاباتى كه آن نامزد گفته بود كه «اروپا سر ما كلاه گذاشت كه ما هم كلاه خواهيم گذاشت» كه كميسيون تبليغات به خاطر آنچه ضديت با سياست خارجى ايران داشته، حذف شده است. در يك فيلم ديگر هم نامزدى مدعى شده بود كه ۵۰۰ ميليون دلار صرف هزينه سفرهاى خارجى مسؤولان دولتى شده است كه به علت صحيح نبودن، از سخنان آن نامزد حذف شد. نامزد ديگرى هم درباره يك مصوبه شوراى نگهبان نظرات انتقاد آميز داشته كه به علت اينكه آن مصوبه اساساً صحت نداشته، اصل نظرات حذف شد. > يك انتقاد و يك پاسخ نامزدهايى كه اغلب آنها همطرازان و همدوره اى هايى هستند كه اغلب پستهاى اجرايى و مديريتى ۲۲ سال گذشته را در دست داشته اند؛ اينك در برنامه هاى تبليغاتى خود به يكباره انتقادها و برنامه هاى تكان دهنده خود را مطرح مى كنند. البته ترتيب ساعت پخش تبليغات نامزدهاى رياست جمهورى براساس قرعه كشى صورت گرفته است. با اين حال كميت زمانى تبليغات نامزدها و بى توجهى به كيفيت غيركارشناسى و صرفاً شعارى بحث هاى مطرح شده نشانگر اين واقعيت است كه ضرورى است يك نهاد علمى و تحقيقاتى، محتواى برنامه هاى اين رسانه بزرگ و ملى را به نقد بيطرفانه بگذارد. در اين صورت به يقين فرصت و امكان وسيعترى در اختيار اين مركز قرار خواهد گرفت تا بتواند اعتماد و سليقه طيف وسيعترى از آحاد جامعه را به سوى خود جلب كند. رحمانى فضلى معاون سياسى صداوسيما در مورد چگونگى ايجاد فضاى رقابت در صداوسيما و كيفيت سؤالات مى گويد: از آنجا كه هر نوع برنامه تبليغاتى مربوط به نامزدهاى محترم انتخابات هشتمين دوره رياست جمهورى طبق قانون براساس مصوبات كميسيون بررسى تبليغات انتخابات مى باشد، صدا و سيما مستقلاً و رأساً نمى تواند برنامه خاصى خارج از مصوبات كميسيون مزبور تهيه و پخش نمايد. ولى از سوى صداو سيما پيشنهادات مختلفى براى ايجاد فضاى رقابتى و برگزارى مناظره و گفت وگوهاى چالشى با نامزدها به كميسيون تبليغات ارائه گرديد كه به علت عدم آمادگى نامزدان انجام نشد صداوسيما نسبت به كيفيت و تعداد سؤالات مطروحه در برنامه هاى نامزدهاى محترم فقط مجاز به ارائه پيشنهادات كارشناسى بوده است و كليه سؤالات توسط نامزدهاى محترم يا نمايندگان آنها انتخاب شده اند، بنابراين جهت گيرى كيفى و كارشناسى مباحث در حيطه مسؤوليت و نظر نامزدها مى باشد. البته در مورد مصاحبه هاى مردمى و مصاحبه هاى تخصصى با كارشناسان مختلف، صداوسيما قبلاً براساس تحقيقات و بررسى هاى علمى و اخذ مصاحبه از اقشار مختلف درموضوعات متفاوت و نيز مفاهيم كليدى مورد نياز جامعه، مجموعه اى از سؤالات را به هر يك از نامزدهاى محترم به طور يكسان ارائه نموده است. رحمانى فضلى در مورد ترسيم فضاى اقتصادى موجود در برنامه هاى تبليغاتى مى گويد: «مباحث نامزدهاى محترم ناشى از ديدگاهها و نظرات هر يك از ايشان مى باشد و صداوسيما به عنوان يك «رسانه» بدون هيچگونه دخالت و يا جهت گيرى خاصى تنها به بازتاب و انعكاس آن در چارچوب مصوبه كميسيون و طبق قانون پرداخته است.
|
|
|
|
|
مرتضى حيدرى مجرى شبكه دوم و برنامه گفت وگوى ويژه در گفت وگو با «ايران»:
همه چيز تغيير كرده است
|
|
|
\ چطور شد در اين دور از انتخابات، آنتن صدا و سيما بر روى همه گرايش ها باز شد؟ در تمام برنامه ها سعى كرديم سياست شفاف سازى و اطلاع رسانى صدا و سيما را رعايت كنيم. اين يك سياست مشخص، هميشگى و جارى صدا و سيما است. اما در برنامه هاى انتخاباتى چارچوب ها از سوى كميسيون تبليغات انتخابات رياست جمهورى كه وزير كشور، دادستان كل كشور و رئيس صدا و سيما در آن عضو هستند مشخص شد و ما اجرا مى كرديم، در واقع ما مجرى سياست هاى تبليغاتى مشخص كميسيون بوديم و براساس يك خط مشى مشخص و روشن عمل كرديم شايد اگر مجبور به رعايت چارچوب هاى كميسيون نبوديم در بحث انتخابات با فضاى بازترى عمل مى كرديم. \ شما هم قبول داريد فضاى اين دوره با دوره هاى قبلى انتخابات در صدا و سيما متفاوت است. همه اين موضوع را قبول دارند. \ چرا متفاوت تر شده است. ما داريم تمرين دموكراسى مى كنيم. فضاى امسال متفاوت از سال هاى قبل است. مقتضيات زمان و مكان اكنون متفاوت از گذشته است. در تمرين دموكراسى مراحل مختلفى را طى كرده ايم. قطعاً از سال هاى پيش فضا به يك شكل نبوده است. اين خودش مهم ترين دليل است. \ شما تغيير فضا را عامل اين تحول در خود صدا و سيما نمى بينيد. اشاره كردم، فضاى امسال با ماه ها و سال هاى گذشته يكسان نيست ما هم در صدا و سيما، سياست هايمان تغيير كرده است. \ در اجراى برنامه ها چقدر آزادى عمل داشتيد. در اجراى برنامه ها اصلاً محدود نبوده ايم. \ يعنى مى توانستيد با نامزدان يا ميهمانان انتخاباتى خود در پرسش و پاسخ كلنجار برويد يعنى درگير شويد. از اين لحاظ هيچ مشكلى نداشتيم. \ اما به نظر مى رسد كه شما در برخى برنامه ها با بعضى نامزدها كلنجار مى رفتيد در حالى كه با فرد ديگرى مدارا مى كرديد يا با عده اى همراه مى شديد. مطلقاً اين گونه نبوده است، اگر چنين حسى منتقل شده ضعف از بنده بوده، به لحاظ ديدگاه شخصى، من هم مثل همه افراد داراى يك گرايش هستم، اما در عرصه مصاحبه، عين ۸ نامزد براى بنده يكسان بودند. هم براساس وظايف سازمانى، هم به خاطر اعتقادات قلبى و اين كه براساس وظايف حرفه اى تلاشم اين بوده كه بين نامزدان تفاوتى ايجاد نشود. اگر اين حس منتقل شده، متأسفم. من تمام تلاش خود را به كار برده ام كه اميال شخصى ام دخيل نشود ضمن آن كه اين اجازه را هم ندارم. \ در مصاحبه هاى خود، چقدر نامزدان را مى شناختيد. نسبى بوده است، در خصوص ديدگاه ها و برنامه هاى كانديداها برخى را كمتر، برخى را بيشتر مى شناختم، اما در خصوص شخصيت و سمت هاى افراد، تقريباً شناخت كامل داشتم، ضمن آن كه همه ۸ نامزد تحت عناوين ديگر در برنامه هاى قبلى ما شركت داشته اند. \ چه نكته اى از مصاحبه با نامزدان براى شما جذاب تر بود. احساس مى كنم هر هشت نامزد با نيت صادقانه و خالصانه براى خدمت آمده اند... \ يعنى تفاوت ندارند. تفاوت آنها در نوع نگاهشان به مسائل است. هر كدام فكر مى كنند برنامه و مدل آنها براى اداره كشور بهتر از ديگر نامزدان است. به نظر من، همه آنها در نيت خدمت مشترك هستند. در گفتار و حرف و برنامه متفاوتند. همه آنها معتقد بودند كه برنامه شان نسبت به برنامه ديگر نامزدان كامل تر است. اين را هم بگويم كه همه آنها مى گفتند، هر كس رئيس جمهور شد بايد به او كمك كرد. \ كدام مصاحبه ها براى شما بهتر بود؟ هيچ كدام تفاوتى نداشت. \ يعنى هيچ كدام برترى نداشت؟ بله! چون چارچوب ها مشخص بود، هيچ مصاحبه اى نسبت به ديگر مصاحبه ها برترى نداشت اما اين طور نبوده در برخى مصاحبه ها دست نامزدى را باز بگذاريم و در مصاحبه اى ديگر دست خودمان بسته باشد. \ آيا اين اتفاق افتاد كه در پايان مصاحبه اى نامزدى از شما انتقاد كند. نه! همه استقبال كردند. بعد از پايان برنامه ها، همگى مى گفتند، اين بهترين برنامه تلويزيونى ما بود. \ كدام سؤال شما براى آنها جذاب تر بود. مى گفتند، سؤالات كوتاه، مصاحبه را چالشى كرده بودو ماخيلى چيزها را مطرح كرديم. \ براى خود شما مصاحبه ها جذاب تر بود يا ميزگردها؟ ميزگردهايى كه با نمايندگان احزاب و نامزدها داشتيم. \ در مصاحبه هاى خود خط قرمزى داشتيد؟ خط قرمز هم داشتيم. \ خط قرمزتان چه بود؟ رعايت حرمت افراد و شخصيت آنها اصل واجب بود. هر كدام آنها يك وزن سياسى، اجتماعى و فرهنگى داشتند، شخصيت آنها قابل احترام بود. \ اينكه شما رعايت حرمت يك فرد را نگه داشتيد و شايد به خاطر سوابق و وزن بودن او سؤالى رامطرح نكرديد، اين به كار شما لطمه نزد. نه! ما در اين مصاحبه ها، نمى خواستيم، چالش كنيم. ما در بيشتر سؤالات مى خواستيم برنامه آينده آنها مشخص شود، نمى خواستيم به گذشته افراد بازگرديم. مى خواستيم براى مردم برنامه و سوابق همه آنها مشخص شود. \ فكر مى كنيد اثر هم داشته است؟ ما پس از هر برنامه تماس هاى زيادى داشته ايم، صرف نظر از محتواى تماس ها همين كه تماس گرفته مى شد، نشان مى داد كه برنامه ها در شناخت مردم تأثير داشته است. \ فكر مى كنيد اين برنامه ها در رأى دادن افراد يا در رأى ندادن آنها تأثير داشته است؟ خيلى. \ يعنى در نظر آنهايى كه تصميم به نيامدن در پاى صندوق رأى داشته اند، تأثير داشته است. خيلى ها كه مى گويند نمى آيند پاى صندوق رأى نه به خاطر اينكه با نظام عناد دارند بلكه مى گويند رأى بدهند يا ندهند، فرقى نمى كند، رئيس جمهور يكى از آنها است. اما وقتى برنامه ها را ديدند، تفاوتها برايشان جالب شد. وقتى تفاوت معنادار شد، قطعاً تصميم آنها تغيير كرده است. در كنار اين اگر مناظره هم برگزار مى شد، قطعاً استقبال هم بيشتر مى شد كه متأسفانه اين اتفاق نيفتاد. \ از برنامه شما انتقاد هم شد؟ انتقادها كمتر بود... \ يكى از انتقادها نسبت به تخريب برخى نامزدها به ديگر نامزدها بود. ما وقتى تمام نمايندگان كانديداها را در ميزگردها كنار هم نشانديم، از تمام آنها خواستيم كه ايجابى صحبت كنند و سلبى چيزى نگويند كه بوى اهانت يا توهين داشته باشد. قبل از هر ميزگرد به ۶۴ميهمانى كه داشتيم صراحتاً تذكر داديم كه فقط در مورد نامزد خود اظهار كنند. به رقيب خود نتازند. در ميزگردها البته ما وقتى نمايندگان نامزدها را كنار هم گذاشتيم، فرصت را به خود نمايندگان داديم كه اگر انتقادى هم شد، خودشان پاسخ بدهند و ما بى طرف مانديم اما خودشان جواب هم را مى دادند. بنابراين صدا و سيما نقشى در اين ماجراها نداشت. \ انتقاد ديگرى هم بود كه طرفداران آقاى معين داشتند. انتقادى بود در مورد حضور خانم كولايى كه چندين بار توضيح داديم كه چون سخنگوى سه ستاد ديگر انتخاباتى نيامدند از حضور خانم كولايى نيز عذرخواهى كرديم و موضوع برنامه نيز تغيير يافت كه ما هم پوزش خواستيم. \ مگر شما موضوعات گفت وگوها را چه زمانى انتخاب مى كنيد؟ ما غروب هر روز اين كار را مى كنيم. چون برنامه ما خبرى است، سعى مى كنيم از موضوعات روز انتخاب كنيم به همين دليل خيلى مواقع پيش مى آيد كه چون نتوانسته ايم يك فرد را مقابل فرد ديگر قرار دهيم، اصل سوژه ميزگرد را تغيير داده ايم. اما در مورد آقاى مهندس نبوى و تاج زاده، ما اساساً از ايشان دعوت نكرده بوديم. \ اينكه شما ميهمان برنامه خودتان را يكى، دو ساعت قبل از ميزگرد انتخاب كنيد يك ضعف محسوب نمى شود. نه! هم يك ضعف است و يك قوت. برنامه ما سه ويژگى تازگى و خبرى، يعنى انتخاب سوژه براساس موضوعات روز و زنده بودن، كارشناسى و چالشى كه ديدگاههاى مختلف رو به روى هم قرار بگيرند. اگر اين سه ويژگى در يك برنامه فراهم شود اين برنامه برگزار مى شود وگرنه اصل برنامه تغيير مى يابد. \ چرا تجربه گفت وگوى ويژه در شبكه هاى ديگر تكرار نمى شود؟ فكر مى كنم ممارست و مداومت و تأكيد بر سه اصل مذكور باعث شده برنامه ما ادامه يابد هرچند كه دوستان ديگر هم تلاش كرده اند. \ آيا شده بعد از يك برنامه مسؤولان صدا و سيما به شما انتقاد كنند؟ خيلى كم. \ در بين برنامه چطور، چقدر با بيرون از استوديو هماهنگ هستيد؟ در پرسش و پاسخ به هيچ عنوان، من كاملاً مستقل عمل مى كنم.
|
|
|
|
|
گزارش يك مجادله تاريخى بر سر كاركرد انتخابات
|
|
|
محبوب شهبازى جامعه ايران در حالى براى انتخاباتى ديگر آماده مى شود كه يكى از جدى ترين گفت وگوهاى تاريخى ميان طيف هاى مختلف شهروندان بر سر كاركردهاى انتخابات و نقش صندوق هاى رأى برپا است. در هر كانون و محفل ادارى و صنفى ردپايى از اين ديالوگ دل انگيز مى توان يافت. گو اين كه تجربه ۲۶ دور انتخابات، شهروندان ايرانى را به آستانه يك تحول در نگاه به صندوق هاى رأى كشانده است. تحولى كه برپايه آن رأى هر شهروندى پيامى تازه به اصحاب حكومت دارد. بر اين اساس در نوشتار حاضر كوشيديم به بخشى از مهم ترين پرسش هاى جارى در اين ديالوگ تاريخى نقبى بزنيم و مباحثى چون ارزش هاى پديده انتخابات، شرايط و لوازم يك انتخابات رقابت آميز و آزاد ، نقش انتخابات در مشروعيت نظام سياسى و تأثير انتخابات در چرخش نخبگان و بالاخره مسأله مهم رابطه انتخابات با امر مهم اصلاح ساختار نظام سياسى را به ارزيابى بنشينيم . در بادى امر، حول رابطه انتخابات و دموكراسى توقف كرديم به اين دليل كه گمان مى كنيم اگر تاكنون پرسش هاى شهروندان ايرانى در باب انتخابات به نقطه اى روشن نينجاميده به اين دليل است كه رابطه دموكراسى و انتخابات در تجربه ايرانى ها روشن نشده است.
يك مجادله حساس بر سر كاركرد انتخابات در بين انديشمندان سياسى بحثى مناقشه انگيز در خصوص رابطه انتخابات و دموكراسى جريان دارد. از يك طرف هر نوع حكومتى براى ادامه حيات ناگزير است، عقيده اكثريت مردم را به حساب بياورد و بهترين راه بدين منظور برگزارى «انتخابات» است. از سوى ديگر اين طور نيست كه مفهوم دموكراسى با مفهوم انتخابات ذاتاً پيوستگى داشته باشد. اين اختلاف محدود به روشنفكران و متفكران عصر امروز ايران و جهان نيست از يونان قديم تاكنون كه افلاطون سخن از ضرورت انتخابات به ميان نياورد تا ارسطو كه مى گويد: «انتخابات عمومى نوعى حيله و نيرنگ است» و نسبت به آن سوءظن دارد و تا «ژان پل سارتر» كه تا آنجا پيش رفت كه مراجعه به آراى عمومى را فاقد هرگونه ارزش قلمداد كرده و گفت: «يك نظام انتخاباتى - به هر صورتى كه باشد - عبارت است از مجموعه افراد انتخاب كننده اى كه مثل يك خمير بى شكل در معرض فشار عوامل خارجى قرار دارند. فهرست اسامى انتخاب شدگان به همان اندازه معرف اراده ملت است كه انگارفهرست صفحات موسيقى فروش رفته، نمودار ذوق و سليقه خريداران باشد. محور سخن مخالفان ارتباط انتخابات و دموكراسى كه امروز نشانه اى از آن را مى توان بين ايرانى ها يافت اين است كه مى گويند؛ در انتخابات بده و بستان شگفت انگيزى صورت مى گيرد. از يك طرف رأى دهنده هر از چند سال يك بار ورقه اى را در صندوق مى اندازد و از طرف ديگر ارباب برگزيده تا پايان دوره، روى پرده تلويزيون حكومت مى كند. اين در حالى است كه شمارى زياده از انديشمندان معتقد به پيوستگى ذاتى دو مفهوم انتخابات و دموكراسى هستند از قدما مى توان منتسكيو را مثال زد كه مى گويد: «رأى گيرى جزو ذات دموكراسى است» يا لامارتين كه مى گفت: «مراجعه به آراى عمومى و انتخابات، خود دموكراسى است» پايه سخن مدافعان ارزش هاى دموكراتيك انتخابات اين است كه مردم از حقوق سياسى برخوردارند. اگر فرصت ها و اطلاعات لازم در اختيارشان باشد، كاملاً اين صلاحيت را دارند كه در خصوص اين امر كه دولت امورشان را خوب اداره مى كند يا بد، حكم كنند و به حق اين شايستگى را دارند كه تشخيص دهند، امور سياسى خود را به چه كسانى محول كنند. اما محرز است كه روش انتخابات از كليه امكانات دموكراسى بهره نمى گيرد. خاصيت شهروندى با رأى دادن تمام نمى شود و قاعده اكثريت تنها طريقه اى نيست كه با آن بتوان رضايت حكومت شوندگان را تأمين كرد و از طرفى نمى توان اين حقيقت را ناديده گرفت كه مشاركت سياسى مردم در تعيين سرنوشت خودشان جوهر و اساس دموكراسى است و انتخابات به عنوان بارزترين نمود و قالب نهادى براى مشاركت و رقابت سياسى به شمار مى رود. سخن ديگر اين طيف از انديشوران اين است حكومتى كه با رأى آزادانه مردم به قدرت رسيده دموكراتيك تر از ديگر حكومتهاست كه شايد بدون توجه به نظر مردم و طرق ديگر مانند كودتا و ارث و زور به قدرت دست يافتند. واضح است، انتخاباتى كه در آن هشتاد درصد شهروندان واجدالشرايط شركت كنند، نتيجه دموكراتيك ترى به بار مى آورد تا انتخاباتى كه فقط پنجاه درصد واجدين شرايط شركت دارند. ادعاى جدى ما در اثبات پيوند دموكراسى و انتخابات ادعايى كه برگرفته از نظر طيف وسيعى از متفكران سياسى است اين است كه برپايى انتخابات آزادانه و نهادمند و دوره اى مى تواند از ساير عوامل سياسى لازم كه براى دموكراسى مى شمارند، به شايستگى نمايندگى كند. مثلاً يكى از مهمترين شاخص هايى كه براى دموكراسى ذكر مى كنند، وجود «حقوق سياسى براى شهروندان» است. آيا غير از اين است كه حقوق سياسى هر شهروند اشاره به توانايى افراد براى مشاركت آزادانه و مؤثر جهت انتخاب سياستگذاران و تصميم گيرى پيرامون قوانين الزام آورى دارد. ترديد نبايد داشت بهترين راهكار تحقق اين حقوق سياسى شهروندان در برگزارى انتخابات آزادانه و منصفانه تجلى پيدا مى كند. مردم در نظام هاى دموكراتيك مى توانند با پيوستن به انجمن هاى گوناگون، عضويت در احزاب و يا شخصاً بر نمايندگان خود اعمال نفوذ كنند. اما كارآيى تمامى اين مجراهاى مردمى براى اعمال نفوذ، دست آخر منوط به كارآيى فرايند انتخابات است. شاخص هاى ديگرى كه براى دموكراسى مطرح مى شود نيز از همين قرار است. شاخصى مانند «پاسخگو بودن حاكمان در مقابل مردم» يا «تضمين برابرى سياسى بين شهروندان». نظام انتخاباتى بهترين شيوه اى است كه تاكنون براى حفظ و كنترل بر دولت در شرايطى كه جمعيت كشور به ميليونها نفر مى رسد و مردم امكان حضور مستقيم و مستمر در عرصه هاى سياسى ندارند، طراحى شده است. رقابت در انتخابات نيز عمده ترين ابزارى است كه مقامات دولتى را ناگزير به پاسخگويى در مقابل مردم و تن دادن به نظارت آنها مى كند. ديگر كاركرد انتخابات آزاد دراين مسير تضمين برابرى سياسى بين شهروندان هم در زمينه دستيابى به سمت هاى دولتى و هم در مورد ارزش رأى آنهاست. ملموس ترين راه آوردهاى دموكراتيك انتخابات اين سخن كه انتخابات از شاخصه هاى بارز دموكراسى است سخنى نيست كه نظر اهل ترديد را در باب ارزشهاى صندوق رأى بشكند لذا بايد به طور روشن دستاوردهاى محسوس انتخابات را برشمرد. دستاوردهايى كه امروز ستون فقرات عمارت نظامهاى دموكراتيك را تشكيل مى دهد. ۱- پايان انتقال بى قاعده قدرت يكى از مهمترين كار ويژه هاى انتخابات «قاعده مند كردن انتقال قدرت سياسى از گروهى به گروه ديگر» است. فقدان قاعده اى براى انتقال و توزيع قدرت سياسى و مسؤوليت اداره جامعه مصائب سياسى گوناگونى به دنبال مى آورد. ايمان به وجود وكاركرد انتخابات، به گروههايى كه براى تصاحب قدرت سياسى به رقابت مى پردازند اين تضمين را مى دهدكه بهترين راه و شيوه كسب قدرت، حضور در انتخابات است. كسب قدرت از راه انتخابات به خاطر دارا بودن مشروعيت لازم از طرف مردم، مسالمت آميزترين شيوه رسيدن به اريكه قدرت است. توضيح آنكه، سلب قدرت از خودكامگان معمولاً از طرق خشونت آميز ميسر بوده است (كودتا، انقلاب و...) ولى در نظام هاى مردم سالار اين كار با رأى مردمى و به صورت مسالمت آميز صورت مى پذيرد. البته نبايد فراموش كرد كه كسب قدرت سياسى از طريق انتخابات، دموكراسى به معناى واقعى موردنظر ما نيست، مهم نهادمند شدن اين رويه در حوزه نقل و انتقال قدرت است. انتخابات از اين منظر نقش اساسى در فرايند دموكراسى در ايران داشته است. همان گونه كه گفته شد، در جمهورى اسلامى ايران انتخابات به عنوان يك روش و ابزار ارزشمند براى انتقال قدرت از سوى حاكمان و مردم پذيرفته شده است و در طى ربع قرن پس از انقلاب قدرت غالباً به برگزيدگان مردم واگذار شده است. ايران از اين لحاظ جامعه اى نسبتاً باز است، بدين معنا كه انتخابات منظمى وجود دارد كه در آنها چندين نامزد براى كرسى واحدى رقابت مى كنند. در هر صورت مكانيزم معمول در ايران براى انتقال قدرت، برگزارى انتخابات است. حتى نويسندگان خارج از كشور نيز در اين باره اعتراف دارند كه جمهورى اسلامى نه شاهد خلافت موروثى بوده و نه رئيس جمهورى مادام العمر داشته است، نه مرحوم سيداحمد خمينى جانشين پدرش شد و نه هاشمى و خاتمى قانون اساسى را تغيير دادند تا بتوانند براى بار سوم به رياست جمهورى برسند و يا خود را به عنوان رئيس جمهورى مادام العمر معرفى نمايند. در طى ربع قرن و به رغم وجود مشكلات بسيار ، حدود بيست و پنج انتخابات در زمينه هاى مختلف در ايران برگزار شده است و همين عامل - به عنوان عنصر جمهوريت نظام - جمهورى اسلامى را پيش مى برد. ۲ - شكستن خصلت جاودانگى و مادام العمر بودن حاكمان انتخابات زمينه لازم براى «چرخش نخبگان و دگرگونى در گروه حاكمان» را مستمراً فراهم مى سازد . در يك نظام مردم سالار قدرت در چرخش است و به طور مداوم دست به دست مى گردد و هيچ كس براى هميشه از دستيابى به قدرت محروم نمى شود. بنابراين هرمرحله اى از رقابت وانتخابات به معناى نبرد مرگ و زندگى نيست. هنگامى كه گروهى خود را بر سر دو راهى مرگ و زندگى ببيند، امكان مقاومت خشونت آميز در آنها افزايش مى يابد، درحالى كه در يك نظام مردم سالار، انتخابات به معناى حذف از صحنه سياست نيست، بلكه به معناى يك چرخش و دست به دست گشتن قدرت است. در فضاى باز سياسى، اقليت مى تواند، آرام آرام تجربه و توفيق كسب كند و در حد توان سهمى از قدرت را احراز نمايد. بنابراين محدوديت زمامدارى از اصول دموكراسى است و زمامدارى مادام العمر وجود ندارد. انتخابات عرصه اى را فراهم مى آورد كه گروههاى مختلف سياسى براى احراز پست هاى سياسى، برنامه ها و سياست هاى خود را براى مردم ارائه مى كنند. مردم هركدام از كالاهاى سياسى عرضه شده در بازار سياست را به نفع و صلاح خود و جامعه تشخيص داد؛ انتخاب خواهد كرد. مهم اين است كه گروه بازنده، باخت خود را در يك دوره از انتخابات به مثابه حذف خود از صحنه سياست نداند و مطمئن باشد ، راه براى بازگشت به قدرت سياسى همچنان براى او باز است. فقط براى رسيدن به آن بايستى برنامه هاى خود را اصلاح نمايد تا امكان كسب قدرت برايش فراهم باشد. از طرف ديگر گروه برنده نيز نبايد برد خودر ا مادام العمر تصور كند. بلكه بايد براى حفظ آن همچنان به قواعد سياسى وفادار مانده و در برابر خواسته هاى جامعه از قابليت انعطاف پذيرى بالايى برخوردار باشد. تأثيرگذارى انتخابات ايران در اين فرايند نيز مشهود است و حداقل، قدرت سياسى، بين دو گروه مهم سياسى كشور يك بار چرخيده است . به ويژه در انتخابات دوم خرداد ۷۶ و واگذارى مسالمت آميز قدرت سياسى از طرف رئيس جمهورى سابق به حجت الاسلام خاتمى يك گام بلند دراين عرصه به شمار مى رود و اگر در دوره نهم رياست جمهورى نيز بار ديگر شاهد نقل و انتقال مسالمت آميز قدرت به گروه ديگر باشيم شايد بتوان گفت ايران توفيقى جديد در آزمون دموكراسى خاورميانه به دست آورده است. ۳ - چشيدن حلاوت فرهنگ تحول و اصلاح «برگزارى انتخابات منظم عاملى براى شكل دهى به فرهنگ سياسى» نيز تلقى مى گردد فرهنگ سياسى از آن جهت كه مقوله تحول پذيرى است، شيوه عملكرد ساختار قدرت برآن تأثير مى گذارد. نمى توان تصور كرد كه بدون تغيير در ساختار قدرت اصلاح و تغيير مؤثر فرهنگ سياسى ممكن باشد. در اينجا صرف نظر از ساير فوايد انتخابات، قصد ما يادآورى درس هايى است كه مى توان از انتخابات انتظار داشت و اينكه مى توان از اين تجربيات در جهت ارتقاى فرهنگ سياسى مردم و در نتيجه ايجاد محيط اجتماعى و سياسى سالم و متناسب ترى ، بهره گيرى كرد. بررسى و تأمل در نفس انتخابات؛ به عنوان يك پديده اجتماعى ، فارغ از نتايج سياسى حاصل از آن، ما را به اين حقيقت رهنمون مى سازد كه اين پديده يكى از مناسب ترين فرصت ها براى توسعه جامعه مدنى و رشد سياسى است. آشنايى ها، شناخت هاى متقابل، خودآزمايى و ديگرآزمايى، واگرايى و همگرايى ، تفرق و تضاد، تحرك و پويايى سياسى، مقايسه اهداف و طرزفكر گروههاى مختلف سياسى و اجتماعى، واكنش هاى روانى گروهى از قبيل رقابتها، رفاقتها و مجموعه اعمال و فعاليت هايى كه مى توان از آن زيرمحتواى «سرمايه گذاريهاى اجتماعى» يادكرد، بهترين بستر و مناسب ترين عرصه را براى رشد و توسعه سياسى فراهم مى كند. اين مجموعه فرآورده ها و دستاوردها را مى توان تنها در بستر يك انتخاب آزاد و غيرمصنوعى انتظار داشت كه در جاى ديگر امكان ظهور و بروز آن نيست. در كشور ما «لحظه » انتخابات ، لحظه بسيار حساس و تعيين كننده اى در حيات اجتماعى است. دراين دوران است كه اغلب افراد شم سياسى خود را به آزمون مى گذارند و به بحث و جدل سياسى مى پردازند و جست وجوگرانه براى تأييد كانديداى موردنظر خود و رد كسانى كه حضور آنها را مضر و ناسالم تشخيص مى دهند؛ به تلاش فكرى و تصميم گيرى مى پردازند. اين كوشش اجتماعى نه فقط گروهها و افراد بلكه كل جامعه را نسبت به موقعيت سياسى و ناهنجاريها و امكانات آگاه مى سازد. ۴ - تشييع تابوت راديكاليسم و خشونت «كاهش رفتار خشونت آميز» از ديگر كار ويژه هاى انتخابات رقابتى و مشاركت آميز است. تا حدى كه از صندوق رأى امروزه با عبارت تابوت تشييع راديكاليسم ياد مى شود. با افزايش ميزان رقابت و مشاركت سياسى نياز حكومت به اتخاذ سياست هاى خشونت آميز و سركوبگرانه كاهش مى يابد. از سوى ديگر وجود مجارى رقابت و مشاركت سياسى مخالفان را نيز از اعمال خشونت باز مى دارد. اين واقعيت روشنى است كه وجود انتخابات از نوع رقابت آميز و مشاركتى آن در ايران به عنوان مجراى مهمى براى كاهش خشونت چه از بالا و چه از پايين عمل كرده است. انتخابات در ايران به عنوان يك ابزار مهم مشاركت سياسى از كارآمدى و توانايى لازم جهت تحقق مشاركت فعال مردم و نيز تبديل تقاضاهاى سياسى، اجتماعى جامعه به الزامات سياسى مسالمت آميز برخوردار بوده است. برگزارى حدود بيست وپنج انتخابات درمنطقه اى از جهان كه درگيرى و كشت و كشتار در آن بيداد مى كند و همه به جان يكديگر افتاده اند ، از شعور وآگاهى جامعه اى حكايت مى كند كه آگاهانه به حكومت خود درس خرد آموخته اند. جامعه ايرانى در سايه همين جمعى حاكم در هربرهه اى با دورانديشى و توجه به منافع ملى و ضرورت حفظ حاكميت ملى در اين دنياى پرآشوب، بسيارى از گذشته ها را به كنارى گذاشت و دست به يك انتخابات عملى و آزادانه زده است. به نظر مى رسد سطح وميزان «سياسى شدن » آحاد مردم ايران در مقايسه با ساير كشورها سريع، فراگير و شديد است. به عنوان نمونه مدت كوتاهى قبل و بعداز برگزارى انتخابات هفتمين دوره رياست جمهورى در ايران، رويداد مشابهى در چندكشور از جمله اندونزى، الجزاير، انگلستان و فرانسه برگزار گرديد كه اوضاع سياسى هيچ كدام باوضعيت ايران قابل مقايسه نيست. اساساً حضور قابل توجه افراد واجد شرايط يك جامعه در پاى صندوق هاى رأى آن هم در عصرى كه كالاى سياست جهانى روزبه روز بى بهاتر مى شوند، امرساده اى نيست. حضور مسالمت آميز و بيان عاقلانه و قانونى خواسته ها ازطريق انتخابات در ايران جلوه اى بارز از گرايش به فرهنگ سياسى مسالمت آميز را به نمايش مى گذارد. ۵- خوشامد به ظهور گروههاى جديد سازماندهى انتخابات واقعى با افزايش مشاركت و گسترش رقابت سياسى بين گروههاى مختلف سياسى - اجتماعى بسترى مناسب براى رقابت تشكل هاى موجود درجامعه به وجود مى آورد و حتى شرايط و زمينه هاى لازم براى «ظهور گروههاى جديد اجتماعى - سياسى» را فراهم مى كند. فعاليت هاى منسجم و مسالمت آميز گروهها نيز براى كسب قدرت سياسى علايق سياسى در بين مردم را تشديد مى كنند. بنابراين انتخابات به عنوان عرصه مبارزه و رقابت گروهها، تشكل ها، انديشه ها، طرح ها و ديدگاهها، از يك طرف بابسط علايق سياسى در بين آحاد مردم، آنها را به حقوق سياسى خودشان آشنا مى سازد و باور شهروندان را به رعايت ارزش هاى مردم سالارانه تقويت مى كند و ازطرف ديگر رقابت مسالمت آميز بين گروههاى سياسى را براى تصاحب قدرت نهادينه ساخته و موجب تقويت آنها مى گردد. انتخابات، با تضمين برابرى سياسى بين شهروندان هم در زمينه دستيابى به سمت هاى دولتى و هم درمورد ارزش رأى آنها، تجلى و نماد جامعه سالم است. چرا كه مدنيت جز در سايه آرامش قانونمندسياسى - اجتماعى محقق نمى گردد. لذا جامعه مدنى به شرايطى نيازمند است كه درآن احتمال بروز تغييرات ويرانگر و خشن به حداقل رسيده و امكان انتقال مسالمت آميز قدرت با حضور گروههاى سياسى - اجتماعى به عنوان نمايندگان ديدگاههاى موجود در جامعه، افزون شود. به طور كلى ساز و كار انتخابات متناوب و رقابتى،رهبران سياسى را ملزم مى كند تا پاسخگوى خواسته هاى اكثريت شهروندان باشند. از سوى ديگر رقابت مسالمت آميز بين گروههاى سياسى، رفتارهاى مسالمت آميز بين هواخواهان اين گروهها را ترويج و آموزش مى دهد. شركت گروههاى سياسى و اجتماعى در يك انتخابات آزاد، منجر به ايجاد فضاى باز سياسى و روزنه اى براى تأمين حقوق انسانى و سياسى شهروندان مى شود. درجريان رقابت سياسى بين گروههاى مختلف است كه مردم و شهروندان مجالى براى تأمين حقوق سياسى و اجتماعى خود پيدامى كنند. پيدايش گروههاى جديد اجتماعى همان حالتى است كه هانتينگتون از آن به نام نوسازى يادمى كند. ۶- پاسخى به آرزوى پاسخگوكردن حاكمان انتخابات به عنوان عالى ترين مظهر حضور مردم در عرصه و مهمترين مجراى تحقق حاكميت مردم است. نظام مردم سالار، نظام حاكميت مردم بر سرنوشت خويش، نظام داشتن حكومتى برخاسته از مردم و پاسخگو در برابر مردم است. برگزارى انتخابات مشاركت آميز و رقابتى احساس مسؤوليت نظام در مقابل خواست هاى جامعه را افزايش مى دهد و گروههاى حاكمه برطبق مقتضيات نظام مى بايد حمايت گروههاى اجتماعى را به دست آورند و بدين منظور تا ميزان زيادى بايد درتصميم گيرى هاى خود به افكارعمومى توجه نمايند. انتخابات موجب «افزايش احساس مسؤوليت حاكمان درمقابل خواست هاى جامعه» مى شود . ازنظر بعضى ازتحليل گران مهمترين دستاورد انتخابات در ايران كاستن از شكاف ملت - دولت، به مثابه يكى از مشكلات شايع درجهان سوم، بوده است. در پرتو انتخابات از يك سو مردم احساس مى كنند، در رأس هرم قدرت سياسى - اجرايى، منتخب آنها حضور دارد و ازسوى ديگر فرد يا افراد برگزيده مى دانند، به رأى چندين ميليون پشتگرم هستند. به معناى ديگر مردم چون نتيجه عملى رفتار سياسى خود را به صورت كاملاً ملموس مشاهده مى كنند، احساس قدرت و تأثيرگذارى مى كنند و واقعاً خود را سهيم در روى كار آمدن حاكم مى بينند. اين احساس قدرت كماكان آنها را در صحنه سياست نگاه خواهدداشت، مگر اينكه احساس كنند، دولت جديد مطابق خواسته هاى آنها عمل نمى كند. به طور كلى تعامل دو سويه اى كه بين نظام (State) و ملت وجوددارد، در دوران انتخابات به صورت محسوس متجلى مى شود. مثلاً دولت (Government) سعى مى كند، درطول حكومت خود افكارعمومى را طبق خواسته هايش شكل دهد ولى درعمل بخش هايى از جامعه از تيررس دولت خارج مى ماند و اتفاقاً همين بخش از جامعه كه كمتر تحت تأثير قرار گرفته اند، از آگاهى و امكان استفاده نسبى از حقوق سياسى خود برخوردارند. دوران انتخابات فرصت بسيار مغتنمى است، براى اين عده از افراد جامعه به اشكال مختلف با استفاده از مكانيزم هاى تعيين شده، فارغ از افكارو چارچوب هاى ديكته شده ازسوى دولت، نمايندگانى واقعى براى خواسته هاى جامعه باشند. انتخابات به ايجاد و بازنمايى ميزان مشروعيت سياسى مى انجامد و بر وسعت و كيفيت مشاركت پذيرى و ظرفيت پاسخگويى نظام سياسى مى افزايد: دخالت اصل انتخاب در تعيين رهبران و مسؤولان كشور مهمترين عامل مقبوليت حاكميت و قدرت فائقه است. انتخابات ابزارى مناسب براى حل بحران هايى است كه اغلب رهبريت دولت ها با آن گريبانگير هستند. نقش انتخابات درحل بحران هاى «مشاركت»، «مشروعيت» و «توزيع» غيرقابل انكار است. وقتى كه نظام سياسى مواجه با اين بحران هاست، برگزارى يك انتخابات رقابت آميز به ميزان زيادى از فشارهاى وارده به نظام كاسته و فرصت تجديدنظر و تصميم گيرى را براى دولتمردان فراهم مى كند. برخى از انديشمندان حل اين بحران ها را همان توسعه سياسى ناميدند. با اين فرض و با عنايت به نقش و كاركرد انتخابات در فروكش كردن اين بحران ها، اهميت انتخابات در روند دموكراتيزه كردن نظام سياسى به خوبى هويدا مى گردد. برگزارى انتخابات واقعى به مثابه يك سوپاپ اطمينان، عطش مشاركت مردم در سياست را كه ممكن است در اثر عدم مشاركت روزى به اشكال خشونت آميز بروز كند، رفع مى سازد. ضمن اينكه بارديگر حضور مردم در انتخابات و سپردن حاكميت به دست برندگان به تجديد مشروعيت نظام سياسى مى انجامد. اين درحالى است كه مردم قدرت را درانتخابات بين گروههاى مختلف توزيع نموده و تا ميزان زيادى از بحران توزيع قدرت سياسى كاسته اند. ۷- فصل آشتى حكومت و اپوزيسيون ديگر كار ويژه انتخابات «تعديل روابط دولت وگروههاى اپوزيسيون» است. حاكمان و گروه هاى مخالف در آستانه انتخابات هر دو با انتخاب سختى مواجه هستند. سؤال اصلى براى حاكمان اين است آيا گروه هاى مخالف را در انتخابات شركت دهند يا خير؟ اگر تن به مشاركت آنها بدهند واهمه پيروزى آنها را دارند و اگر مشاركت ندهند در مظان اتهام هستند كه نظامشان، نظامى بسته است. از طرف ديگر سؤال مطرح براى اپوزيسيون اين است كه آيا شركت در انتخابات را تحريم كند يا خير؟ اگر تحريم نكند مشروعيت نظام موجود را پذيرفته است و اگر تحريم نمايد از فرصت پيش آمده نتوانسته حسن استفاده را ببرد به ويژه اگر اپوزيسيون مدعاى مردم سالارى داشته باشد كه دراين صورت راهكار دموكراتيك انتخابات را نفى كرده است. گذشته از اين مباحث، مبارزه براى تحريم انتخابات از طرف اپوزيسيون و مشاركت ندادن گروه هاى مختلف از طرف حكومت ، موجب مى شود كه رأى دهندگان دچار ترديد شوند كه به چه كسى رأى دهند و اصولاً آيا بايد در انتخابات شركت جويند؟ به نظر مى رسد توفيق در اين فعاليت ها از طرفين در شرايط مختلف تغيير مى كند و بستگى به اين دارد كه گروه ها درموضوع تحريم تا چه اندازه وحدت نظر دارند و اينكه عامه مردم درباره نيات حكومت چه مى انديشند يا اينكه مردم از شركت در انتخابات در دوره هاى قبلى چگونه تجاربى اندوخته اند. برگزارى انتخابات مختلف در ايران، طرفين حكومت و اپوزيسيون را به اين سمت سوق داده است كه فعاليت هاى افراطى (تحريم از طرف اپوزيسيون وعدم اجازه مشاركت براى اپوزيسيون از سوى حكومت ) با توفيق چندانى همراه نيست. به عبارت ديگر برگزارى انتخابات مختلف در ايران هر دو كانون را به سوى تقويت اعتدال و مداراى سياسى پيش برده است.انتخابات انگيزه هايى به وجود آورده كه هم احزاب و گروه هاى مخالف كه مى خواهند به قدرت برسند و هم گروه هاى درون حكومتى كه خواهان حفظ قدرت هستند، مشى تعادل وميانه روى پيش گيرند و آستانه تحمل پذيرى و تساهل خويش رابالا ببرند. ۸ - عقلانى كردن عرصه سياست معمولاً درجه تحقق دموكراسى در يك جامعه با ميزان حضور مردم در صحنه سياسى سنجيده مى شود، ليكن صرف حضور مردم وشمار عددى آنها نمى تواند، ملاك واقع بينانه اى باشد؛ لذا در بحث مشاركت، رعايت برابرى حقوق شهروندان، انتخاب آگاهانه، وجود رقابت و تنوع نقش اساسى دارند. همان گونه كه آورده شد، نوع مسالمت آميز مشاركت، همان حضور در پاى صندوق هاى رأى وانتخاب از ميان گرايش هاى متنوع است. آنچه به مردم قدرت انتخاب مى دهد، آگاهى و بينش است كه امكان تمييز حق از باطل، سره از ناسره، حقيقت از مجاز را فراهم مى آورد. در اين ميان عنصر آگاهى بسيار تعيين كننده است؛ زيرا بدون آن اساساً آراى اكثريت وتفويض حق حاكميت و قدرت سياسى معنايى نخواهد داشت. خودآگاهى به شهروند امكان مى دهد، ميان شكل و معناى دموكراسى، ميان شعار وشعور، و ميان هدف و وسيله تميز بدهد و مجذوب صورت هاى مسخ شده نگردد. به همين علت است كه تحليلگران دموكراسى بر اين باورند كه نهاد انتخابات به واسطه كاركرد تخصصى خود در روند عقلايى كردن سياست ومشاركت در نظام مردم سالار نقش بسزايى را ايفا مى كند. بدين گونه كه بستر اعمال اراده و تصميم گيرى جمهور را از حالت تك شكل توده وار به حالت هسته هاى خبره پرورى بدل مى كند. به عبارت يك كار ويژه انتخابات ايجاد فرصت براى رشد فرهيختگى فكرى، سياسى و اجتماعى شهروندان است كار ويژه اى كه از شرط هاى اساسى تحقق مردم سالارى است. اگر بر مبناى نظريات نلسون وهانتينگتون بر اصول نقش فرد در جوامع در حال توسعه اين موضوع را تحليل كنيم ،بايد بگوييم مهمترين وعاقلانه ترين گزينه براى بهبود وضع موجود روى آورى به اقدام جمعى سياسى است و اين خود مستلزم رشد سياسى است. حال اين اقدام جمعى سياسى در حالت احساسى و اوليه همراه با خشونت است.ولى اگر جامعه از رشد كافى برخوردار گردد، اين گونه اقدامات به صورت مسالمت آميز ظهور پيدا خواهدكرد. از عوامل اصلى دستيابى فرد و جامعه به رويكردهاى عقلايى در رفتار جمعى شان «احساس قدرت ومؤثر بودن» است. براساس مطالعات «لوين»بيگانگى سياسى غالباً به شكل هايى چون: احساس بى قدرتى، احساس بى معنى بودن فعاليت سياسى ، بريدگى از سياست يا بى هنجارى (عدم تقيد به ضوابط اخلاقى در رفتار اجتماعى ) بروز مى يابد. احساس بى قدرتى اعتقاد فرد ناشى از اين است كه عمل او «تأثيرى درتعيين مسير وقايع سياسى ندارد» در اين حالت فرد به اين باور مى رسد كه جامعه توسط گروهى كوچك از افراد قدرتمند اداره مى شود كه صرف نظر از هر نوع فعاليت يا عمل او، همچنان قدرت خود را حفظ مى كنند. فردى كه چنين احساسى دارد، در مواردى كل فرايند سياسى را توطئه اى مخفيانه مى داند كه هدف آن بهره بردارى از مردم و بازى كردن با اعتماد آنهاست. فردى كه احساس بى قدرتى مى كند، از طريق مكانيسم هاى خودآگاه يا ناخودآگاه مى كوشد، احساس ناخوشايند سرخوردگى، يأس يا اضطراب خود را تخفيف دهد. اين مكانيسم ها معمولاً اشكال مختلفى دارد. يكى از تقسيم بندى ها همان چهارگزينه نلسون وهانتينگتون بود كه درگزينه چهارم (اقدام جمعى سياسى ) فرد براى جبران احساس بى قدرتى وبهبود وضع موجود خود مى كوشد با ارزيابى واقع گرايانه اوضاع اجتماعى وسياسى در جهت اصلاح و تغيير آن گام بردارد اين واكنش يك «فعاليت عقلانى» است. ظرفيت هاى دموكراتيك انتخابات دور نهم قابليت هاى انتخابات ۲۷ خرداد در راستاى دموكراتيزه كردن ساختار قدرت با دو عنصر مهم رقابت و مشاركت قابل ارزيابى است كه به نظر مى آيد دور جديد انتخابات اين دو شرط را تا حدى كسب كرده است. به اعتقاد نگارنده تاكنون روند انتخابات عامل حفظ و تكامل جمهورى اسلامى در ايران بوده است و ترديد نبايد داشت كه هر انتخابات آزادانه درايران فرايند نهادينه شدن مردم سالارى را تقويت خواهد كرد. بنابراين دليل روشن حضور گروه ها و لايه هاى گوناگون اجتماعى، انتخابات را به آينه اى بازتاب كننده از واقعيت جامعه و كثرت وتنوع درونى آن بدل مى كند. در حالى كه تا به امروز اصل تكثر احزاب انتخابات ايران را به زيور رقابت آراسته است اما اكنون همه چيز موكول به مشاركت مردم است. جامعه ما پس از سپرى كردن مراحل مختلف انقلاب ،ساقط كردن رژيم استبدادى، مستقر نمودن نظام جمهورى اسلامى، حفظ نظام و سازندگى ، افت و خيزهاى دوران اصلاحات در برابر آزمون دوران تثبيت ونهادى شدن اصول آزادى و جمهوريت قرار دارد. تحقق اين خواست ها در گرو نهادينه سازى ساز و كارهاى پيش بينى شده براى اعمال نقش و نظارت مردم دراجراى اين خواست هاست و كارآيى انتخابات در اين فرايند غيرقابل انكار است.
|
|
|
|
|
گزارش «ايران» از دلايل حضور طيف هاى سياسى، فكرى و قومى در انتخابات
همه مى آيند
امير يوسفى: از ميان اصحاب فرهنگ و طايفه روشنفكران كمتر كسى است كه از اساس به پديده انتخابات رياست جمهورى دوره نهم - سلباً يا ايجاباً - نظر نكرده باشد. دوشادوش احزاب، سياستمداران، نهادها و افراد ذى نفوذ، جماعت روشنفكران ايران نيز پاره اى از دغدغه هاى ذهنى خود را حول مفهوم انتخابات شكل دادند. اما به همان قياس كه تمامى احزاب و نهادها و سياستمداران در صف حاميان انتخابات نبودند، بخشى از روشنفكران نيز بر حسب ملاحظاتى، در حمايت از حضور در اين اتفاق ملى تعلل به خرج مى دادند. شايد از يك سال پيش - شايد كمى بيش و كمتر - پرسش از انتخابات در ذهن ها نقش بست. آن پرسش يكساله، اما زود به جواب قطعى و نهايى نرسيد بلكه با افت و خيزها و فراز و فرودهايى همراه بود. اين افت و خيزها را شايد بتوان در سه دوره مشخص كرد: دوره سكوت، دوره ابهام و دوره تصميم. الف - دوره سكوت پيش از آنكه شعله انتخابات رياست جمهورى نهم گر بگيرد نوعى وفاق و اجماع پنهان و پوشيده در بدنه طايفه روشنفكران به چشم مى آمد كه بر حسب پاره اى آزرده خاطرى ها و سرخوردگى ها، در قالب رفتار معطوف به سكوت در برابر انتخابات متجلى شد. برخى كوشيده اند اين رفتار را تحت نام «تحريم انتخابات» صورتبندى كنند در حالى كه در جمع جبرى روشنفكران بيش از آنكه به واژه تحريم تمسك شود بيشتر از مفهوم سكوت سخن به ميان مى آمد. به هر تقدير دوره خاصى را مى توان دوره اى به شمار آورد كه روشنفكران ايرانى بى آنكه در پى الغاى ايده تحريم انتخابات باشند در پى ترويج راهكار سكوت در برابر انتخابات بودند...
مناظراتى كه كسانى چون خشايار ديهيمى و حاتم قادرى از حدود يك سال پيش با طرفداران و حاميان انتخابات برگزار مى كردند در آن دوره خاص، حامل و حاوى پيامى بود كه يا به صراحت يا به كنايه، بى تفاوتى و عدم حضور را دلالت مى كرد. اصلى ترين توجيه و ادله اى كه روشنفكران در اتخاذ اين راهكار عرضه مى كردند، عمدتاً از زاويه ديد «فايده باورى» بود. آزردگى هاى روشنفكران هم از ساختار و هم از رفتار جمهورى اسلامى، براى همگان آشناست. تجربه هشت ساله اصلاحات، به زعم ايشان، شواهد و مؤيدات بيشترى بر دشوارى ها و احياناً بن بست هاى نظام اقامه مى كند. به گمان اين دسته از روشنفكران، راهى كه قرار است رئيس جمهور اصلاح طلب آينده سپرى كند مصون از آفات و سنگلاخى نخواهد بود كه رئيس جمهور سابق اصلاحات(خاتمى) طى كرد. به اين اعتبار مادام كه ساختار حقوقى نظام تحولى اساسى پيدا نكند خوشبينى درباره امكان توفيق اصلاح طلبان، بى وجه است. به عبارت ديگر اين روشنفكران كه زمانى فقط به نقص تاكتيك اصلاح طلبان استناد مى كردند اينك (حدود يك سال پيش) به خطاى استراتژى ايشان اقرار كردند. بر اين اساس از نقد تاكتيك اصلاحات به نقد استراتژى آن روى آوردند. نقد استراتژى اصلاح طلبان، در عرصه انتخابات، به سكوت در قبال آن و بى تفاوتى نسبت به اهميت آن انجاميد. در اين رويكرد تازه، روشنفكران دينى تنها نبودند بلكه روشنفكران عرفى، چپ، لائيك و ملى نيز همراه آنان بودند. به لحاظ زمانى دوره نسبتاً درازى با اين رويكرد سپرى شد و اين گفتمان (اگر با تسامح سخن بگوييم) مدتى گفتمان غالب و بى رقيب در محافل روشنفكرى بود. اما اين گفتمان يكه و غالب، آرام آرام شكل و شيوه اى تازه يافت و جزميت بر روى راهبرد «سكوت» به نرمش تا مرحله «ابهام» منجر شد. ب - دوره ابهام اجماع ناپيداى روشنفكران حول مفهوم «سكوت» در برابر انتخابات به يكباره به نقيض خود بدل نشد. ميان اين دوره و دوره اى كه روشنفكران به تصميم درباره نوع حضور رسيدند، دوره اى فاصله انداخت كه آن را دوره ابهام مى توان ناميد. گويا حوادثى كه در يك سال اخير در صحنه سياست و فرهنگ كشور رخ داد كمابيش نرمشى در موضع روشنفكران آفريد. اما اين نرمش بى درنگ به معناى اعلام حضور انتخاباتى نبود. در دوره دوم نوعى روحيه ترديد و دودلى بر تصميمات جامعه روشنفكرى سايه انداخت. در اين تحول، بيش از آنكه دفاعيات كسانى چون تاج زاده، آرمين، محمدرضا خاتمى و بهزاد نبوى از فعاليت انتخاباتى نقش داشته باشد، خودكاوى هاى روشنفكران نقش داشت. در اين مسير البته اتفاقات عينى عرصه سياست و تصميمات جناح رقيب اصلاحات در پارلمان و برخى مديريت هاى شهرى، بسيار مؤثر بود. در اين دوره، روشنفكران، مخاطرات تسخير قدرت توسط جناح رقيب را عينى تر و ملموس تر احساس كردند. ادله ايشان در نقد استراتژى اصلاحات همچنان برايش حجيت و اصالت داشت اما كابوس قدرت گرفتن جريانى كه از اساس با آموزه هاى اصلاحات مرزبندى داشت بر ذهن روشنفكران سايه اى سهمگين انداخته بود. حاصل آن اصرار بر نقد استراتژى اصلاحات و اين نگرانى از قدرت نمايى رقيب، جز آن نبود كه نوعى ابهام و سرگردانى در قبال حضور يا عدم حضور در انتخابات شكل گيرد. اگر در دوره اول (دوره سكوت) روشنفكران قاطعانه بر استراتژى سكوت و قهر در خيال انتخابات نظر داشتند در دوره دوم (دوره ابهام) اندكى از اين قاطعيت كاسته شده بود، اما هنوز به مرحله حضور در بازى رقابت ها نبود. اين دوره كه لااقل از چند ماه پيش شروع شده و تا چند روز پيش ادامه داشت، جذاب ترين عرصه براى داد و دهش نظرى ميان حاميان / مخالفان انتخابات و روشنفكران / سياستمداران بود. در نزاع ميان روشنفكران و سياستمداران، فاتح ميدان كدام دسته خواهد بود؟ دوره سوم كمابيش پاسخ را روشن كرد. ج - دوره تصميم پيدا بود كه تحمل ايام ابهام چندان ساده نيست. احساس تعليق احساس ناخوشايندى است كه حتى روشنفكران مى كوشند زودتر از اين احساس به درآيند. هر قدر به روز رأى نزديكتر مى شديم حس خفقان از وضعيت ابهام افزونتر مى شد. علاوه بر اين، اكنون قاطبه اهل سياست تصميم خود را براى حضور گرفته بودند. شكاف جناح سياسى اصلاحات با جناح روشنفكر آن پيش از اين قابل تحمل نبود. به اين اعتبار بود كه يكى دو روز پيش چند چهره شاخص عرصه روشنفكرى به صف حاميان انتخابات پيوستند. البته در ميان سياسيون اصلاحات، هنوز بودند و هستند كسانى كه در سلك حاميان انتخابات درنيامده اند. عبدالله نورى و عطاءالله مهاجرانى شاخص ترين ايشان است. اما به هر روى خشايار ديهيمى، محسن كديور و عليرضا علوى تبار هر يك به دلايلى خاص خود، سياست سكوت پريروز و ابهام ديروز را كنار نهادند و اعلام حضور و حمايت كردند. مرتضى مرديها كه روزگارى از استوانه هاى ژورناليسم اصلاحات بود و همواره وصف روشنفكر، براى او برازنده تر از سياستمدار است، طى يادداشت هايى به شكلى كنايه آلود مضار و منافع حضور در انتخابات را بازگو كرد. عبدالكريم سروش كه همواره پيشواى فكرى اصلاح طلبان داخل نظام به شمار مى آمده است، به سخن آمد و لازمه دموكراسى را رأى دادن دانست. گويى اجماعى در راه است كه بخش قابل توجهى از روشنفكران دينى و غيردينى را در صف حاميان انتخابات بنشاند. درست است كه هنوز از حسين بشيريه، داريوش شايگان، حاتم قادرى، يوسفى اشكورى و برخى ديگر از نمايندگان جنبش روشنفكرى خبرى نيست، اما بخشى از اين جنبش به صحنه آمده است. هم به صحنه آمده است و هم در موقعيتى از صحنه ايستاده است كه حاميان انتخابات اردو زده اند. انگيزه و عاملى كه اين روشنفكران را به حضور ترغيب كرده است، گردن نهادن به قواعد بازى دموكراسى است. ايشان معتقدند اگر براى سلايق مختلف سياسى، نماينده و نامزدى مناسب وجود داشته باشد، پرهيز از رأى دادن، به خودى خود يك اقدام دموكراتيك است. در عوض مخالفان ايشان معتقدند كه رأى دادن اساساً يك حق است و شهروند مى تواند از اين حق استفاده بكند يا نكند. رأى ندادن به زعم اين گروه اخير، به هيچ وجه مصداق بى ادبى در حق دموكراسى نسيت، بلكه حداكثر يك بى سليقگى است. حاميان انتخابات، مخالفان آن را نصيحت مى كنند كه نبايد به انفعال رسيد، چرا كه فرجام انفعال، استقبال از نيروهاى خارجى يا احتمالاً انقلاب سرخ خواهد بود. مخالفان، متقابلاً استدلال مى كنند رأى ندادن، انفعال نيست بلكه اقدامى مشروع و مدنى است و همان مقدار كه رأى دادن، گوياى يك عزم سياسى است، رأى ندادن هم حاكى از يك تصميم سياسى است، تصميمى كه در اصلاح رفتار حاكميت مى تواند همان قدر نقش داشته باشد كه رأى دادن. حاميان مى گويند تا وقتى نهاد قدرت در اختيار نباشد، اميد به اصلاح رفتار و ساختار ناممكن است. مخالفان جواب مى دهند كه تجربه خاتمى نشان داد كه ساختار حقوقى و رفتار حقيقى حاكميت، تيزآبى است كه هر عنصر بيگانه را ولو بيست ميليون رأى داشته باشد، در خود حل مى كند. حاميان... اينگونه است كه نزاع لايه هاى روشنفكران همچنان ادامه دارد. بخش مهمى از روشنفكران به صف حاميان پيوسته اند و بخش ديگرى از آن، هنوز در دوره سكوت به سر مى برند. اگر تا ديروز نزاع اصلى ميان روشنفكران و سياستمداران جبهه اصلاحات بود، به نظر مى رسد كه امروز نقطه اصلى چالش به درون خود روشنفكران منتقل شده است. ديگر اينگونه نيست كه سياستمداران، حامى حضور و روشنفكران، حامى سكوت باشند. سياستمداران - به استثناى استثناها!! - تصميم قاطع خود را براى حضور گرفته اند، اما روشنفكران دو شقه شده اند. پاره اى از ايشان - كه انصافاً پاره اى مهم و اثرگذارند - از سكوت و قهر، دست شسته اند، اما پاره اى ديگر از ايشان - كه آنها هم انصافاً مهم و اثرگذارند - هنوز گرفتار سكوت يا حداقل ابهامند. سياست، روشنفكران ما را شقه كرده است.
> بازگشت از مرز انزوا محمد نورى ـ زمان زيادى طول كشيد تا هاله ترديد از نگاه طيفى از احزاب و گروههاى سياسى كنار رود. در آخرين سالهاى دوره اصلاحات با وقوع حوادثى مهم در پهنه سياست ايران، نگاه شمارى از احزاب و فعالان حزبى را نسبت به «راه انتخابات» به عنوان «جاده اصلى دموكراسى» به ابهام در آميخت. اين رشته حوادث دو پايه نهاد انتخابات را دچار آسيب كرد. پايه اول، اصل رقابت وگوهر تكثر بود كه در ماجراى انتخابات مجلس هفتم زخم عميق بر پيكره آن نشست. حادثه رد صلاحيت هاى گسترده و برخوردهاى حذفى زمستان ۸۲ طيف زيادى از فعالان سياسى را به برقرارى توازن در بازار سياست ايران نگران ساخت. دومين پايه انتخابات يعنى اصل مشاركت در زمستان ۸۱ آسيب ديد، زمانى كه افكار عمومى ايران اولين بار صداى ناكامى خود از صندوق هاى رأى را به گوش اصحاب قدرت رساندند. از ميان چندين و چند عوارضى كه انتخابات شوراها و مجلس هفتم داشت خوفناك ترين پژواك اين بود كه بنياد انتخابات در معرض خطر است. حال در فرداى دو انتخاباتى كه هر كدام بخشى از اركان مشاركت را به تزلزل انداخت، سومين انتخاب، آخرين فرصت بود. انتخابات خرداد ۸۴ در نگاه همگان زمان تعيين تكليف بود. بهار ۸۴ مى توانست رنجها و زخم هاى مشاركت كم فروغ زمستان ۸۲ و ۸۱ را التيام بخشد. يا با تكرار فضاى تيره مجلس هفتم، آخرين رمق هاى صندوق رأى را بخشكاند. از زمستان ۸۲ تا بهار ۸۴ قريب يكسال و نيم طول كشيد تا نسيم يك بازنگرى در فضاى انتخابات ايران بوزد. آشتى دوباره مردم با صندوق رأى نيازمند دميدن تغييرات تازه اى بود كه بايد در حوزه حكومت و احزاب رخ مى نمود. به اين ترتيب بود كه همه چيز در آسمان خرداد ايران صورتى شفاف پيدا كرد. مردم براى تحقق خواسته ها و مطالبات خود تضمين مى خواستند. تضمينى از حكومت كه راه را بر اراده منتخبانشان نبندد و تضمينى از احزاب كه صدق اراده خود را در تحقق آن خواسته ها اثبات كنند. حاكميت اولين گام را بر داشت، پذيرش حضور گرايشها و گروههاى جديد در انتخابات نهم قفل رقابت ناپذيرى را شكست. اكنون نوبت احزاب بود كه پاسخى در خور به دومين رشته از نگرانيهاى جامعه بيابند. روزهايى كه گذشت پهنه سياست ايران شاهد مواجهه اى سخت ميان گروههاى سياسى ايران و خيل اقشار اجتماعى بر سر ارزشهاى انتخابات و نقش صندوق هاى رأى بود. صريح ترين و بى پرواترين سخن ها در اين مجادله ميان افراد ناراضى جامعه با سياستمداران به ميان آمد. نامزدان احزاب، بالاتفاق براى احياى اعتماد مردم ابتدا پيمان وفادارى امضا كردند و سخنگويان آنها نيز در چندين نشست و مواجهه محور و اساس حركت خود را حقوق مردم اعلام كردند. اما اتفاق مهم بعدى در مواضع «احزاب منتقد» رخ داد، احزابى كه نتيجه دو سال قهرسياسى را در معرض قضاوت گذاشتند. آنها توده شهروندان را در برابر اين سؤال سخت قرار دادندكه چه چيزى از دو سال خانه نشينى سياسى عايد شان شده است. سخنگويان احزاب منتقد مخاطبان خود را به يك قياس و تفكر فراخواندند. مقايسه ميان دوران مديريت منتخبان اصلاح طلب با عملكرد كسانى كه در غيبت مردم از صندوق هاى رأى زمام امور را در دست گرفتند. >اصلاح طلبان و دشواريهاى زندگى بدون صندوق رأى اصلاح طلبان در قالب دو گروه مشاركت و سازمان مجاهدين انقلاب اولين جريانى بود كه سال پيش راه قهر و انزوا پيش گرفت، انزوايى ناخواسته و اجبارى، انزوايى كه بر پايه تصميم شوراى نگهبان و طبق يك برداشت از نگاه حكومت اتفاق افتاد. فرداى انتخابات مجلس هفتم گمان غالب اصلاح طلبان اين بود كه حكومت نگاه مهر خود را از آنان برتافته است و رد صلاحيت شوراى نگهبان حركتى بود كه اصلاح طلبان را به جرگه اغيار راند. بازگشت اصلاح طلبان به عرصه انتخابات با رؤيت اولين نشانه هاى تغيير در افق سياست كشور رخ داد، جريانى كه تا مرز قهر و وداع با صندوقهاى رأى پيش رفته بود، اكنون با بازگشت خود به صحنه انتخابات بخشى از دشواريها و ناملايمات زندگى بدون صندوقهاى رأى را بازگو مى كند، مجموعه مواضع و بيانيه هاى دو حزب مشاركت و سازمان مجاهدين انقلاب حاوى نكات درخور تأملى است از تفاوتهاى دو نوع زندگى حزبى با انتخابات و بدون انتخابات. اصلاح طلبان در اين ديالوگ انتقادى، تجربه كهنه كاران سياست ايران را گواه گرفته اند كه انزوا و خانه نشينى چگونه توان و تجربه سياسى آنها را در عرصه سياست به سرمايه اى راكد و بلا اثر تبديل كرده است. اصلاح طلبان همچنين تجربه گروههاى رويگردان از صندوق رأى را به ياد آورده اند كه زندگى در تبعيد انواع تناقضها و بن بستها را گريبانگير آنها مى كند، بالاخره اصلاح طلبان تغيير رفتار سرسخت ترين مخالفان اصلاحات را به رخ شهروندان كشيدند كه چگونه از برگ اصلاحات در گرفتن رأى مردم از همديگر سبقت مى گيرند. رهبران اصلاح طلب ضمن پذيرش دلسردى و يأس فعالان جامعه نسبت به عملكرد دوره اصلاحات تأكيد كردند: همه شهروندان آگاه جامعه در دوران حساس امروز دو راه بيشتر پيش رو ندارند: تن دادن به يك دولت اقتدارگرا يا مبارزه و تلاش براى اصلاح قدرت. دبيركل مشاركت در مهم ترين مناظره خود با خبرنگاران درباره دلايل بازگشت اصلاح طلبان به عرصه انتخابات مى گويد: در شرايط حساس امروز راهى جز ادامه اصلاحات نمى شناسيم. وى با تأكيد بر اينكه شركت و عدم شركت در انتخابات حق هر ايرانى است، گفت: در حال حاضر هيچ چشم اندازى را براى تحريم و عدم مشاركت نمى شناسيم. سازمان مجاهدين انقلاب نيز با استناد به نتايج و عواقب حاكميت تفكر اقتدارگرايان به مناظره منتقدان رفت. محسن آرمين در يكى از مناظره هاى صريح گفت: تصميم ها و مصوبات مجلس هفتم گوياترين تجربه پيش روى افرادى است كه صحنه سياست را به يك جريان اقتدارگرا واگذار مى كنند. او تصريح كرد كه اصلاح طلبان آمدند تا از يكدست شدن قدرت و تبديل شدن منصب رياست جمهورى به يك تداركاتچى جلوگيرى كنند. تاج زاده ديگر عضو جبهه اصلاح طلبان نيز ابراز عقيده مى كند كه حتى اگر معتقد به وجود بن بست در پروسه اصلاح نظام هستيم، فرمول شكستن اين بن بست از آسمان نازل نمى شود و لاجرم هر بن بست و گره اى بايد به دست نيروهاى داخلى گشوده شود، مگر اينكه اصلاحات را به عنوان يك راه حل كنار بگذاريم و به شيوه هاى ضد اصلاحى متوسل شويم. > اميد به موج دوم اصلاحات ملى - مذهبى ها جريانى هستند كه قريب دو دهه در سكوت به سر برده اند، اما با دميدن آفتاب اصلاحات به صحنه آمده و هشت سال پا به پاى اصلاح طلبان موج نوين دموكراسى در ايران را همراهى كردند، تنها دليل شكستن سكوت و قهر ۲۰ ساله دو جريان ملى - مذهبى و نهضت آزادى تعهد اصلاح طلبان به اصول و مبانى جمهوريت بودند و اكنون درست به همان دليل از موضع ترديد و تحريم خارج شده و به جبهه دموكراسى و حقوق بشر پيوسته اند. ابراهيم يزدى دبيركل نهضت آزادى با اعلام اينكه دور اول عملكرد اصلاح طلبان با كاستيها و ضعف هاى جدى مواجه بود، اعلام مى كند تنها برآمدن يك نيروى متحد اصلاح طلب از صندوقهاى رأى مى تواند ضعفهاى گذشته را جبران كند، وى مى افزايد: نتيجه عدم شركت در انتخابات تأمين خواسته جناحهاى راست افراطى است و تسلط مطلق آنها بر شؤون كشور است. عزت الله سحابى به قياس نتايج عملكرد دوره جناح اصلاحات و جناح رقيب آن استناد مى كند: امروز تصور اينكه ۸ سال پيش در چه فضايى به سر مى برديم، به دليل بروز وقايع مختلف، دشوار است، اما با فهرست كردن وقايع تلخ آن روزگار در خواهيم يافت كه تا چه حد در فضاى بازترى سير مى كنيم. اين نكته را عليرضا رجايى ديگر عضو اين ائتلاف با وضوح بيشترى بيان مى كند: چون در متن تغييرات سياسى قرار داريم، متوجه شتاب اين تغييرات نيستيم. >جنبش دانشجويى و قوميت ها، دو وزنه انتخابات حسن وزينى ـ بررسى آخرين تحولات عرصه انتخابات رياست جمهورى اين نكته را براى كارشناسان و ناظران سياسى محرز كرده كه انتخابات رياست جمهورى در آخرين روز با تصميم هاى مهمى از سوى گروه هاى اجتماعى روبرو خواهد شد. از ميان گروه ها و جريان هايى كه مواضع آنها به دليل محقق نشدن مطالبات شان در ابهام انفعال بود دانشجويان و اقليت هاى قومى و مذهبى هستند كه هر كدام مسير متفاوتى را براى رسيدن به رهيافت مشترك طى كرده اند. اقليت هاى قومى و مذهبى در برابر اين پرسش قرار داشتند كه با وجود مشاركت نسبتاً گسترده و مناسب آنها در انتخابات پيشين (رياست جمهورى، مجلس و ...) مطالباتشان چندان شناسايى نشده حتى در عمل با ديدگاه هاى سختگيرانه اى مواجه بوده اند. همين طور ارزيابى دانشجويان و جنبش دانشجويى نيز به عنوان مهمترين گروه مرجع در انتخابات رياست جمهورى گذشته از حاصل جمع دستاوردها و هزينه هاى خود كمتر از آن بود كه به حضورى گسترده و مشاركتى منجر شود. ديدگاه هاى انتقادى جريان دانشجويى گرچه كاملاً يكدست نبود اما به عنوان رساترين صدايى بود كه از اين جريانات در آستانه انتخابات شنيده مى شد. در طول ماه هاى گذشته نارضايتى اقوام از تحقق نيافتن مطالباتشان كه گاه به ناآرامى هايى نيز منجر مى شد بيش از آنكه نشاندهنده شانتاژ گروه هاى قومى - مذهبى از سوى گروه هاى سياسى و يا برانداز باشد بيانگر نااميدى آنها به ايجاد تغيير در وضع موجود از طريق ساز و كار انتخابات بود. با آغاز تبليغات انتخابات، كانديداهاى رياست جمهورى با نگاه ويژه به اقليت ها چشم از دانشگاه ها نيز برنداشتند. آمد و شد كانديداها به محافل دانشجويى و دانشگاه ها چون نسيمى خوشه هاى دانشجويى را به حركت درآورد. دانشجويان مخالف شركت در انتخابات در اين رفت و آمدها ديدند انفعال آنها ناخواسته گشودن آغوش براى كسانى است كه در سايه عدم حضور اين گروه قصد پيمودن پله هاى قدرت را دارند. با اين حال آنچه يخ انفعال و يأس را در جنبش دانشجويى تا حد زيادى شكست اتفاق ويژه اى بود كه در آخرين هفته هاى ماراتن انتخابات رخ داد. با دستور مقام معظم رهبرى به نهاد نظارتى تحت اختيار خود (شوراى نگهبان) اصلاح طلبان به ميدان رقابت بازگشتند. بازگشت اصلاح طلبان پيشرو با اعلام رسمى مواضع خودشان اوضاع را تغيير داد و پس از آن به گواه نظر سنجى هاى صورت گرفته بر ميزان مشاركت مردم در انتخابات هر روز افزوده شد. > دانشجويان و تأمل دوباره در پديده انفعال از ديدگاه تحليلگران انفعال دانشجويان در انتخابات حداقل ريشه در سه مسأله داشت كه با حضور تمام عيار اصلاح طلبان اين شرايط تا حدى تغيير يافته است. ۱- عدم اطمينان بخشى از جنبش دانشجويى به گشودن فضاى رقابت ۲- نااميدى از امكان ايجاد تحولات ساختارى در ابعاد سياسى، اجتماعى و... ۳- گروهى هم مى پرسيدند كه وقتى خاتمى نتوانست از همه موانع عبور كندتضمينى نيست كه جانشين وى بتواند از اين موانع عبور كند. سعيد رضوى فقيه از فعالان جنبش دانشجويى و حامى حضور در صندوق هاى رأى در پاسخ به اين كه چرا دانشجويان نقش سياسى پيشين خود را بر عهده نمى گيرند و چرا بايد به روش هاى اصلاح طلبانه ادامه داد مى گويد: بخشى از اين انفعال به انفعال عمومى در سطح جامعه ايران باز مى گردد و اين ادامه همان انفعال مردم نسبت به مسائل سياسى است. اين موضوع يك بحران نيست بلكه شرايط طبيعى جامعه اى مثل ايران است. مردم بخصوص نسل جوان اولويت هاى ديگرى هم در زندگى خودشان دارند منتها اگر از يك نقطه نظر سياسى و بخصوص جايگاه اصلاح طلبى به اين مسأله نگاه كنيم اين موضوع مى تواند توقفى را در روند اصلاحات كنونى به وجود بياورد. همچنين دبير واحد سياسى انجمن اسلامى دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكى اظهار داشت: در حال حاضر رويكرد جديدى در دانشجويان براى شركت در انتخابات به وجود آمده و انتظار اين است كه دانشجويان در انتخابات شركت داشته باشند. «وحيد عابدينى» مى گويد: بعداز مدتى با توجه به اين كه خواسته هاى جنبش دانشجويى چندان محقق نشد، دانشجويان حالتى انفعالى پيدا كرده و يك نوع رخوت در آنها به وجود آمد ولى در حال حاضر با توجه به جو انتخاباتى ايجاد شده بويژه انتشار بيانيه دكتر معين و همچنين تشكيل جبهه دموكراسى خواهى و حمايت برخى از گروه ها از شركت در انتخابات، باعث شده كه جو دانشگاه ها تغيير كرده و كسانى كه موضع عدم شركت در انتخابات را در دانشگاه دنبال مى كنند، در اقليت قرار گيرند. مجيد حاج بابايى عضو شوراى مركزى دفتر تحكيم و وحدت نيز از اين زاويه به موضوع نگاه مى كند و مى گويد: اگر بناست ما با اقتدارگرايان مبارزه كنيم چرا آن را به فرداى انتخابات بگذاريم. او مى گويد: به نظر من بهترين كار آن است كه با وجود كانديداى مطلوب در پاى صندوق هاى رأى حاضر شويم. اقبال دانشجويان به انتخابات و استقبال آنها در سراسر كشور از ميتينگ هاى انتخاباتى اصلاح طلبان پيشرو نگرانى برخى از مراكز رقيب را برانگيخت. به طورى كه على تاجرنيا از فعالان سابق جنبش دانشجويى در اين باره عقيده دارد: در ابتداى امر اقتدارگرايان با اين تصور كه نامزد جبهه دموكراسى خواهى و حقوق بشر پيشرو ناشناخته است و اقبالى در بين مردم ندارد وى و حاميانش را تحمل مى كردند اما با گرم شدن نسبى فضاى انتخابات كه ناشى از سخنرانى ها و روشنگرى هاى اصلاح طلبان پيشرو بود بويژه پس از اعلام تشكيل جبهه دموكراسى خواهى و حقوق بشر از حضور گسترده مردم هراسيدند. > سهم اقليت ها و قوميت ها از انتخابات ترديدهايى از جنس آنچه كه بر فضاى دانشجويى سايه انداخته بود با اقليت هاى قومى ، مذهبى و ... نيز همراه بود اما اين اقليت ها نيز در روزهاى پايانى بر حول استراتژى حضور حداكثرى اتفاق نظر يافتند به طورى كه مولوى عبدالحميد يكى از علماى پرنفوذ اهل سنت كه بنا به گفته آگاهان سياسى نفوذ وى در جامعه اهل سنت كشور موجب توجه بيش از پيش نامزدان انتخابات به اين چهره اصلاح طلب اهل سنت شده است. پس از يك ر ايزنى گسترده در تهران با نامزدان انتخابات و ديدار با آنها گفت: ما در سخت ترين و بحرانى ترين شرايط اصلاحات را حمايت كرديم. مولوى عبدالحميد مى افزايد: جامعه اهل سنت از فضاى باز دوران اصلاحات استفاده كرد. براى احقاق حقوقى كه قبلاً از جامعه اهل سنت تضييع شده بود و گرفتار تبعيض در گستره اقتصادى، فرهنگى و تبعيض در واگذارى مسؤوليت ها و مناصب واستخدام ها بود قدم هايى براى حل آن برداشته شد، اما اين قدم ها ناكافى بود. مولوى عبدالحميد افزود: هم اكنون نظر ما بر اين است كه روند اصلاحات بايد ادامه پيدا كند و ضعف هايى كه اصلاح طلبان داشته اند بايد برطرف شود. آنها بايد از گذشته درس بگيرند زيرا كه ملت ايران به شك و ترديد رسيده اند. تحليل اين روحانى پرنفوذ اهل سنت در جنوب شرق كشور از وضع موجود اقليت خود گوياى ترديدهاى آنهاست. ترديدهايى كه در پى رايزنى گسترده آنها با كانديداها به محوريت شركت در انتخابات و حمايت منسجم و هماهنگ از يك كانديدا رسيد. كانديدايى كه هم در رايزنى با سران اهل سنت و هم در بيانيه هاى خود و هم در تبليغات رسانه اى ( مطبوعاتى و تلويزيونى) مهمترين خواسته آنها را (شناسايى مطالباتشان) جزو برنامه هاى خود اعلام كرد. همزمان با فعاليت جبهه دينى، گروه هاى قومى و زبانى اقليت ها نيز در انتخابات پيش رو به يكى از محورهاى مورد توجه تبديل شدند. شوراى هماهنگى اصلاح طلبان كرد و ساير گروه هاى مرجع در ميان كردها و عرب ها زيان هاى انتخابات نهم را متفاوت از انتخابات هاى پيشين يافتند. موج حمايت آنها و دعوت به حضور گسترده هم سلكان خود براى شركت در رأى گيرى فردا بيانگرافزايش اميد اين گروه ها نسبت به تحقق آن بخش از مطالباتشان است كه از سوى نامزدها به آنها وعده داده شده است. علت اين مسأله آن است كه مى دانند فقط با حاكميت دموكراسى اين مشكلات حل خواهد شد. >جهان خارج چه مى گويد؟ جلال برزگرـ نگاه و مواجهه خارجيان با انتخابات رياست جمهورى حديثى مفصل است. روشن است كه ديدگاه محافل خبر و سياست عرصه بين المللى از برخورد و روايت سلبى انتخابات تا رويكرد ايجابى به آن در نوسان بوده است، اما سخن متفاوت محافل بين المللى در يك نقطه اشتراك يافته است. از منظر جهانيان، رويداد ۲۷ خرداد رويدادى تعيين كننده است و نتيجه انتخابات مى تواند بر نحوه تعامل ايران با جهان تأثير جدى داشته باشد. يك انتخابات برخوردار از استانداردهاى قابل قبول جهانى احتمالاً سرنوشت ديگرى را براى ارتباط و تعامل ايران و دنيا رقم خواهد زد. از همين روست كه چند و چون انتخابات پيش رو سياستمداران و گزارشگران خارجى بسيارى را متوجه نهمين دوره انتخابات رياست جمهورى در ايران كرده است و هر روز با گسترش سطح و عمق وقايع اتفاقيه انتخابات تغيير در آرايش سياسى نامزدها و درصد آراى هوادارانشان، انتخاباتى كه چندى پيش جدى انگاشته نمى شد، حالا ذهن و زبان اغلب محافل خارجى را به خود جلب كرده است. پيش آمدن اين وضع از نگاه ناظران جهانى تصميمات مديران نظام و تجديدنظر شوراى نگهبان در تأييد صلاحيت نامزدان مؤثر بوده است. با مرور در خيل اظهارنظر كارشناسان و رسانه هاى غربى از خبرگزاريهايى چون آسوشيتدپرس و يونايتدپرس گرفته تا روزنامه ها و سايتهاى خبرى مى توان دريافت كه در پروسه انتخابات اعلام تجديدنظر شوراى نگهبان با توصيه يا به تعبيرى دستور رهبرى انقلاب به مثابه يك بمب خبرى عمل كرده است. چنانكه تحليلگر اكونوميست در اين باره نوشته است: آيا انتخابات در ايران كه حكومت آن را به عنوان شاهدى بر رد ديكتاتورى مى داند، تبديل به چيزى پوچ شده است، اكونوميست خود پاسخ مى دهد: تا وقتى اصلاح طلبان رد صلاحيت شده بودند، چنين بود. در كنار اين مسأله رسانه مذكور آنها دراكونوميست و بسيارى ديگر از منابع خبرى غرب در آستانه انتخابات از اتفاق ديگرى نيز سخن مى گويند.آنها به ملايم شدن رفتار قوه قضاييه با روزنامه نگاران و اختصاص سهمى از رسانه هاى عمومى (و حتى رسمى) به نامزدهاى غير محافظه كار استناد مى كنند.با همه اشارات و كنايه هاى اين رسانه به ميزان اختيارات رئيس جمهور در ايران در نهايت گزارش به اين نقطه ختم مى شود كه وضعيت نسبت به انتخابات قبل بهتر شده و به نظر مى رسد با زايل شدن ترديد گروههايى تازه، اين روند ادامه خواهد داشت. طيف ديگرى از نگاهها و گزارشهاى محافل خارج به ارزيابى ميزان مشاركت مردم در انتخابات اختصاص دارد كه در همه آنها يك كنجكاوى به نتيجه نرسيده، مشهود است، چرا كه آمار متنوع احزاب، روزنامه ها و سايتهاى اينترنتى و نامزدها به عنوان نتايج نظرسنجى هاى انتخاباتى در داخل، بعضاً تفاوت هاى چشمگيرى با يكديگر دارند، آن هم درحالى كه فراز و نشيبهاى انتخابات به گونه اى است كه هر روز گروههاى تازه اى در آن به تصميم مى رسند (مانند همراه شدن گروههاى ملى مذهبى با اصلاح طلبان) و روند تغيير تصميم از تحريم به رأى دادن و مشاركت فعال اگر نه به مثابه يك سيل اما به جريانى آهسته و پيوسته تبديل شده است.برخى ديگر از گزارشگران خارجى چنين نوشته اند كه پيش بينى رفتار سياسى ايرانيان و كشف قواعد و قانونمندى هاى آن مستلزم ابداع نظريه هاى بومى است كه هنوز به منصه ظهور نرسيده است و افزوده اند كه در غياب اين نظريه ها و تحقيقات ميدانى قابل اتكا، مسائلى مانند اينكه چند درصد مردم در انتخابات شركت مى كنند و كانديداها هر كدام چه ميزانى از آرا را به خود اختصاص مى دهند، در شرايط پيچيده و مبهم به صورت معما در مى آيد. بر اين اساس كسانى كه نتيجه چند انتخابات اخير ايران را بررسى كرده اند، نسبت به گزارشهايى كه درباره ميزان مشاركت مردم در انتخابات و افرادى كه به عنوان پيروز احتمالى اين صحنه معرفى مى شوند، با احتياط برخورد مى كنند، از اين رو احتمال اينكه نتيجه انتخابات ۲۷ خرداد همگان را شگفت زده كند، منتفى نيست.
|
|
|
|
|
شب گذشته صادر شد
دستور خاتمى براى جلوگيرى از تخلفات انتخاباتى
حجت الاسلام والمسلمين سيدمحمد خاتمى رئيس جمهورى بعد از دريافت گزارش كميته جلوگيرى از تخلفات انتخاباتى و تضمين صحت و سلامت انتخابات كه در آن به مواردى از تخلفات انتخاباتى، حمله به تجمعات و تهيه شب نامه ها، CDهاى تخريبى و جمع آورى مواد تبليغى غيرمجاز... اشاره شده بود، با دستورى خطاب به وزراى كشور و اطلاعات نسبت به اين حركت هاى سازمان يافته براى جلوگيرى از لطمه زدن به فرايند سالم و شكوهمند انتخابات ابراز نگرانى و به دستگاه هاى ذيربط در شناسايى و برخورد با عوامل مرموز اين حركت ها تأكيد كرد. متن كامل دستور رئيس جمهور به شرح زير است: بسم الله الرحمن الرحيم حجت الاسلام والمسلمين جناب آقاى موسوى لارى، وزير محترم كشور حجت الاسلام والمسلمين جناب آقاى يونسى، وزير محترم اطلاعات با تشكر از تلاش ارزنده همه عزيزان براى فراهم آوردن زمينه انتخابات سالم و با اظهار تأسف و نگرانى از گزارشهاى واصله، به نظر مى رسد كه حركت سازمان يافته اى براى لطمه زدن به فرآيند سالم و شكوهمند انتخابات دردست اجرا است كه از جمله برهم زدن اجتماعات، ضرب و شتم اشخاص و انتشار شب نامه ها و دروغ پردازى...
در تخريب رذيلانه شخصيت هاى محترم و نامزدهاى رياست جمهورى با گرايشهاى مختلف به چشم مى خورد. من از اتهامات ناروا، تخريب و جفاى به دولت، به لحاظ جلوگيرى از تلخ كامى ملت و حفظ آرامش عمومى مردم گلايه نمى كنم ولى نمى توانم در قبال اين روند تخريبى كه به حقوق حقه مردم و شهروندان و سلامت انتخابات لطمه مى زند، بى تفاوت بمانم و سكوت كنم. ضمن تقدير از فعاليت گسترده دو وزارتخانه و دستگهاههاى ذى ربط در شناسايى عوامل مرموز اين حركتهاى سازمان يافته و برخورد با آنها كه در ابلاغ قبلى لزوم اطلاع رسانى به مردم را نيز تأكيد كرده ام، مقرر مى دارم كه با جديت و سرعت بيشتر اين مسير را تعقيب كنيد و متخلفان را در هر كجا كه باشند شناسايى و براى برخورد مقتضى به دستگاه قضايى معرفى نماييد. هرچند كه مطمئناً اين تلاشهاى مذبوحانه نظير اعمال پليد تروريستى، در داورى درست مردم اثر منفى نداشته و اراده آنان را براى حضور در انتخابات سست نخواهد كرد. سيد محمدخاتمى ـ رئيس جمهورى اسلامى ايران
|
|
|
|