يكشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۸۴ -
Sun, Jun 19, 2005
ديپلماتيك
۳۱۶۶
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
چشم انداز
قدرت نرم و سياست خارجى آمريكا
216555.jpg
بخش دوم
نوشته جوزف ناى -   ترجمه: حميد كريم نيا
در رابطه با استفاده از قدرت نرم، برخى از افراطيون كه اعتقادى به بهره گيرى از اين نيروى تأثيرگذار ندارند، معتقدند كه اين روش مناسبى براى مبارزه با تروريسم نخواهد بود. آنها مى گويند كه بن لادن قابل شكست بوده است و امثال آنها با فرهنگ آمريكايى كنار نمى آيند. بنابراين چنين شيوه هايى مؤثر نخواهد بود. آنها اعتقاد دارند كه اين قدرت نظامى بود كه آنها را در افغانستان شكست داد و اين يك كار ضرورى بود. در واقع، فناتيسم با قدرت نرم قابل اصلاح نبوده و متحول نخواهد بود. در اين رابطه، «چارلز كرواتامر» بعد از جنگ افغانستان به اين نتيجه رسيد كه عمليات سريع نظامى آمريكا نشان داد كه تك قطب گرايى آمريكا نتيجه داده است. اين بخشى از يك نظر مثبت است، اما راه حل كاملى نيست. در جريان جنگ افغانستان، حملات هوايى و عمليات نيروى ويژه موجب شكست دولت طالبان شد، اما نيروهاى آمريكايى تقريباً كمتر از يك چهارم نيروى القاعده را اسير كرد.
يك نيروى فرامليتى با شبكه هاى پيچيده سلولى در بيش از ۶۰كشور
ايالات متحده نمى تواند شبكه هاى القاعده از «هامبورگ» تا «كوالالامپور» و يا در «ديترويت» را بمباران كند. موفقيت در مقابل آنها بستگى به همكارى نزديك با مردم و خواست آنها دارد. اين همكارى مردمى اعم از وجود شبكه هاى اطلاعاتى مردمى، هماهنگى حفاظتى ميان مرزهاى كشورها و رديابى شبكه هاى مالى آنان در سطح بين المللى دارد. متحدان آمريكا بخشى از همكاريشان را بدون توجه به منافع ملى شان انجام مى دهند. اما ميزان جذابيت سياستهاى آمريكا مى تواند به درجه اين همكاريها بيفزايد.
نكته مهم ديگر، فعاليت جارى عليه اسلام گرايان، اگرچه برخورد تمدنها نيست، اما يك شرايط خاصى است كه پيامد آن برخورد ميان جناح هاى ميانه رو و تندرو اسلامى خواهد بود. در چنين شرايطى، ايالات متحده و ساير حكومتهاى دموكراتيك و مترقى در صورتى موفق خواهند بود كه مسلمانان ميانه رو بر تندروها غلبه كنند و امكان جلب مسلمانان ميانه رو يك موفقيت محسوب مى شود. آمريكا بايد از ميانه روها حمايت كند و بر بهره گيرى از ديپلماسى عمومى كه اشتراكات طرفينى را بيشتر نشان دهد، تأكيد نمايد. آمريكا بايد سياست و استراتژى بهترى در بهره گيرى از قدرت نرم داشته باشد و اگر بخواهد در چالش هاى جديد پيروز شود، بايد در به كارگيرى تركيبى از هر دو نيروى قهرى ونظامى و قدرت نرم، استفاده لازم به عمل آورد.جورج بوش رئيس جمهورى آمريكا زمانى كه به كاخ سفيد آمد، در نظر داشت كه سياست سنتى محافظه كاران در مورد ديگر كشورها مبتنى بر تمركز بخشيدن فعاليتهايش در برابر قدرتهاى بزرگ همچون چين و روسيه به كار گيرد و در مواجه با مشكلات كشورهاى كوچكتر و كمتر توسعه يافته، هيچ برنامه خاصى و طرحى براى ملت سازى در نظر نداشت. اما ماجراى ۱۱سپتامبر موجب شد تا دولت بوش استراتژى تازه اى را تدارك ببيند؛ و در همين ارتباط نيز اعلام كرد كه آمريكا از جانب نيروهاى نظامى متعارف زمينى و دريايى در معرض تهديد قرار ندارد، بلكه از جانب افراد متعصبى مورد تهديد است كه توانايى دستيابى به تكنولوژى جديد را نيز دارا هستند. وى معتقد است كه امروزه كشورهاى بزرگ به جاى رقابت با يكديگر، آمريكا را به لحاظ مواجهه با تهديدات تروريستى اش در يك جبهه مشاركت مى بينند كه همگى در مقابل ناامنى و آشوب قرار دارند. ايالات متحده ميزان كمكهاى خارجى براى مشكلاتى كه همه كشورها را در معرض تهديد قرار داده(از قبيل بيمارى ايدز) و يا كشورهايى مانند افغانستان را كه در واقع، به نحوى امنيت كشورهاى بزرگ مانند آمريكا را در معرض تهديد قرار داده است، افزايش داد. تاريخ نگار معاصر «جان لوئيس»، دوران معاصر را با استراتژى دورانى كه آمريكا پس ازدهه۱۹۴۰ تدوين كرد، مقايسه مى كند. استراتژى جديد كه بر مبناى حمله نظامى به منظور دفاع پيشگيرانه و ارتقاى قدرت آمريكا تهيه شده است، در داخل و خارج مرود انتقاد قرار گرفت. به اعتقاد منتقدان، هر چند، اقدام پيشگيرانه، دكترين تازه اى نيست، اما به كارگيرى اين سياست موجب بى نظمى و تضعيف روال معمول در رابطه بين المللى خواهد شد و در عين حال، به ديگران نيز اجازه خواهد داد كه با همين منطق اقدام به عمليات خطرناك كنند. همچنين اين موضوع واضح است كه آمريكا يك كشور بزرگ است، اما نيازى نيست كه با شعارهاى مختلف ديگران را درگير آن كرد.
بنابر نظريه استراتژيك امنيت ملى، بزرگترين تهديد مردم آمريكا، تروريسم فرامليتى و سلاحهاى كشتار جمعى است، بخصوص اگر اين دوعامل با يكديگر تركيب شوند. براى مواجهه با اين تهديد بالقوه، همكارى ساير كشورها نيز لازم و ضروريست واين همكارى مستلزم داشتن همان قدرت نرم است كه موجب جلب و جذب سايرين شود. تلاش براى ايجاد دموكراسى در عراق و جاهاى ديگر و بازسازى اين كشور و عمليات حفاظت از صلح دركشورهاى فاقد حاكميت دولت در صورتى موفقيت آميز و صرف هزينه كمتر خواهدبود كه همكارى ساير كشورها را با خود داشته باشد.در غير اين صورت، با اقدام يكطرفه وسلطه گرانه آمريكا روبرو خواهدبود.حتى پس از جنگ (درعراق)، آمريكا بازهم براى همكارى سازمان ملل متحد و ساير متحدان و دادن نقش مشاركتى درآن امتناع مى ورزيد، اما زمانى كه تعداد كشته شدگان و مجروحين آن در عراق فزونى گرفت متوجه شد كه عدم همكارى سازمان ملل متحد و برخى از كشورها چه نقش تعيين كننده اى در پيشبرد سياستهايش دارد. كشورها بدون موافقت سازمان ملل متحد از همكارى اجتناب مى كردند.ژنرال «جان ابى زيد» فرمانده عالى نيروهاى آمريكايى در عراق گزارش كرده بود كه نمى توان تلقى عمومى در عراق و هم در جهان عرب را درخصوص ميزان نيروهاى آمريكايى دراين كشور را ناديده گرفت. اما به گفته وى، ساير كشورها بايد از نظر مقررات داخلى و نظريه عموم مردمشان ملاحظاتى را درنظر بگيرند و متقاعد شوند كه آنها نيز درعرصه بين المللى داراى نقش و نظرى هستند تا در اين صورت مشاركت كنند، نه اينكه به صورت عامل بدون اراده آمريكا درآيند.نومحافظه كارانى همچون «ماكس بوت» از ديگر محافظه كاران مى خواستند كه سعى نكنند سازمان ملل متحد را به عنوان هسته اصلى حل رويدادها به حاشيه بكشانند.
همينطور «چارلز كروتامر» نويسنده «تك قطب گرايى جديد» معتقداست بايد يك قطعنامه تازه از جانب سازمان ملل متحد صادرشود، چرا كه روسيه، هند و ساير كشورها معتقدند همكارى بين المللى تنها در چارچوب اين قطعنامه امكانپذير است.وى دراين رابطه مى گويد آمريكا به فراسوى مسائل كشانيده نشده است. اما از بعد روانى، خود را در وراى محدوديت ها مى بيند. مردم آمريكا درعين حال به سادگى، آمادگى كناركشيدن از فرايند ملت سازى درعرصه جهانى را ندارند.
درعصر جهانى شدن اطلاعات، جذابيت آمريكا يك امر لازم و حياتى است تا بتواند از اين طريق به نتايج موردنظر دست يابد به جاى آنكه درمورد هر مسأله ائتلافى با كشورهاى گوناگون ايجادشود، اين به نفع همه متحدان خواهدبود كه ضمن داشتن يك روابط ثابت با ساير متحدان درنهادهايى كه از قبل ايجاد شده است، نسبت به جذب و تقويت همكارى با ديگران در اين مجموعه اقدام كند و از تضعيف كردن آنها اجتناب ورزد.
براى مثال، ناتو نه تنها توانسته است كه تواناييهاى نظامى هركشور عضو را دريكجا جمع كند، بلكه طى فرايند فعاليتهاى طولانى خود دراين مدت موجب شده است تا اين كشورها بتوانند در كنار يكديگر تمرينات مشترك نظامى انجام دهند و درهنگام وقوع بحران براى هريك از اعضا عمليات مشترك داشته باشند.
اگر ايالات متحده به عنوان يك منبع قدرت جذب كننده و اطمينان بخش شناخته شده باشد و اين اطمينان را به ساير متحدان بدهد كه ديدگاههايش به منظور ايجاد امنيت است، دراين صورت، سايرين نيز سياستگذاريهايشان را در همان جهت تنظيم خواهندنمود. براى مثال، روابط امنيتى ژاپن و آمريكا درچارچوب قرارداد مربوطه شايد در ابتدا درميان مردم اين كشور موردقبول واقع نشده بود، اما پس از چند دهه درحال حاضر، نظرخواهى ها نشان مى دهند كه اين همكارى بيشتر موردقبول مردم قراردارد و سياستگذاران ژاپنى سعى دارند تا اين همكارى را درجهت اهداف سياست خارجى خود به كار بندند. زمانى منافع ايالات متحده در قالب اين همكارى تأمين خواهدشد كه به عنوان يك منبع قابل اتكا و جاذب تلقى شود، بنابراين ساير كشورها ملزم نيستند تا بطور مكرر و در يك فضاى نامطمئن و يك ائتلاف شكننده ديدگاهها نظرات خود را به مورد آزمايش بگذارند.درخصوص همكارى توكيو - واشنگتن، پذيرش گسترده آمريكا از جانب مردم ژاپن، «حفظ هژمونى آمريكا» و «دستاويز قانع كننده سياسى براى راهبرد خبرگان اين كشور درجهت همكارى با آمريكا است». مردمى شدن مى تواند درجهت ثبات بخشيدن به كار تأثيرگذار باشد.نكته آخر، همانگونه كه مؤسسه تحقيقاتى «راند» درگزارش تحقيقاتى خود آورده است، قدرت در عصر اطلاعات نه تنها با داشتن ارتش قوى منتج مى شود، بلكه از مشاركت و همكارى منسجم ميان متحدان نيز به دست مى آيد. داشتن يك سياست تجربى و سنتى مانع از اين همكارى مى شود. (يعنى بر اثر چنين نگرش سنتى در سياست خارجى، همكارى ميان كشورهاى متحد ميسر نمى شد)...
اما درعصر اطلاعات، چنين همكارى مشتركى موجب تقويت تواناييها و اقتدار هم براى آمريكا و هم براى ساير متحدان خواهدشد.همچنانكه آمريكا درزمينه اطلاعات و تواناييهاى خود با ديگران سهيم است، بايد سعى كند چشم انداز مشتركى را نسبت به مسائل آتى جهان و چالشهاى جديدكه همه با آن روبرو هستند، برآورده كند و به مقابله با آنها برود.
درواقع، قدرت از همين همكارى ها سرچشمه مى گيرد و نبايد به عنوان يك امر موقتى و زودگذر تلقى شود. خوددارى از اين نگرش كليدى درعصر كنونى اطلاعات با تئورى هاى تازه، در امر رهبرى ميسر نيست و غفلت از آن ممكن نخواهدبود.
چشم انداز
فشار «ايپك » بر كنگره
براى تصويب تحريم عليه ايران
در جلسه سالانه كميته امور عمومى آمريكا - اسرائيل (AIPAC) در اواخر اين ماه، اين كميته، كنگره آمريكا را براى تصويب قانون تحريم جديد عليه ايران تحت فشار قرار داد.از آنجا كه به نظر مى رسد ايران دوباره قصد از سرگيرى فعاليتهاى هسته اى خود را دارد، در كنگره از ايجاد تحريم جديد آمريكا كاملاً حمايت شده كه شامل مجازاتهايى است كه مى تواند شركتهاى چندمليتى و گيرندگان كمكهاى خارجى آمريكا را تحت تأثير قرار دهد.
اين قانون، دولت بوش را در رويارويى فراتر از حال حاضر با ايران قرار مى دهد. بوش از تلاشهاى اروپا براى ارائه مشوق به ايران در مقابل ترك برنامه هسته اى خود حمايت كرده است.
بيش از ۲۰۰عضو نماينده مجلس - تقريباً نيمى از كل مجموعه - از طرحى حمايت مى كنند كه تحريم هاى موجود را شديدتر و مدون مى كند، مانع فعاليتهاى تجارى شركتهاى وابسته آمريكايى در ايران مى شودو كمكهاى خارجى به كشورهاى سرمايه گذار در ايران را كاهش مى دهند.
بيشتر قانونگذاران اعم از جمهوريخواه و دموكرات، هر هفته اسامى خود را به اين طرح اضافه مى كنند.
طرح قبل از آنكه به قانون تبديل شود، با مشكلات بزرگى مواجه است. اين حمايت ممكن است در مجلس سنا كه تحريم محدودترى را در نظر دارد، از چنان پشتيبانى هاى محكمى برخوردار نباشد. اعضاى كليدى هر دو مجلس مى توانند مانع وضع قانون شوند. كاخ سفيد موضعى اتخاذ نكرده ، ولى به طور كلى مخالف تلاشهاى كنگره به منظور هدايت سياست خارجى است.
«ايليناراس - لتينن» حامى مهم طرح مجلس و عضو حزب جمهوريخواه گفت: «ما درگيرى دائمى و سنتى با شاخه اجرايى خواهيم داشت كه چه كسى مى تواند حرفى براى گفتن در نوآوريهاى سياست خارجى داشته باشد.»
اگر ايران تهديدهاى خود را براى از سرگيرى فعاليتهاى هسته اى عملى كند و گفت وگوها با ۳كشور انگليس، فرانسه و آلمان را كه از طرف اتحاديه اروپا در حال مذاكره هستند، ترك كند، باعث شتابى در اين جريان خواهد شد.
مقامات اتحاديه اروپا گفتند: «ترويكاى اروپا به ايران هشدار داده است اگر تهران به تهديدهاى خود براى آغاز كارهاى اتمى ادامه دهد، از گفت وگوها دست خواهند كشيد و به واشنگتن در جهت اقدام شوراى امنيت سازمان ملل متحد عليه ايران ملحق خواهند شد.»
پيش بينى شده است كه برگزارى جلسه ساليانه ايپك، يكى از تواناترين گروههاى تأثيرگذار، در ماه جارى در واشنگتن روند قانونگذارى را تسريع كند. از نظر ايپك اين طرح اولويت بالايى دارد.
جاش بلاك، سخنگوى اين گروه گفت: «اين قانون همراه با اقدامات ديگر، بخشى از دستور جلسه اى خواهد بود كه اعضاى ايپك براى تحت فشار قرار دادن كنگره به كاپيتول هيل (محل كنگره آمريكا) بروند.»شوراى ملى تجارت خارجى كه گروهى هوادار تجارت هستند، عليه اين قانون اعمال فشار مى كنند، ولى «بيل رينسك» رئيس اين گروه گفت: «شرايط موجود عليه ماست.»
او افزود: «مردم دوست ندارند عليه لايحه اى رأى بدهند كه به كشورى فاقد محبوبيت مربوط باشد. بنابراين ما نگران اين مسأله هستيم.»واشنگتن مى گويد فعاليتهاى هسته اى ايران به منظور ساخت بمب است، اگرچه مقامات ايرانى مى گويند كه آنها در پى توليد برق هستند. ايران در حين گفت وگو با اروپايى ها، فعاليتهاى غنى سازى اورانيوم را در ماه نوامبر رها كرد. اگر گفت وگوها به نتيجه نرسد، كاخ سفيد به دنبال حمايت اتحاديه اروپا است تا ايران را به شوراى امنيت سازمان ملل متحد بكشاند تا با تحريم هاى بين المللى مواجه شود.
منبع: روزنامه واشنگتن تايمز
ترجمه: مرضيه خادم شريف


|   شناسنامه   |   آرشيو   |