يكشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۸۴ -
Sun, Jun 19, 2005
زنان
۳۱۶۶
sLogo.gif

PDF Edition
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
مردان بخوانند
زنان بخوانند
مردان بخوانند
۴ روش براى همسردارى
زنان دنيايى پر از راز و رمز دارند كه بيشتر مردان از اين پيچيدگى ها ناآگاه هستند.بسيارى از اختلافاتى كه زنان با شوهران خود دارند به خاطر همين ناآشنايى است.اگر دوست داريد كه زندگى آرام و لذت بخشى داشته باشيد به نكاتى كه در اين ستون به شما پيشنهاد مى شود،  توجه كنيد.زنانى كه زندگى شان را دوست دارند در فرصتى مناسب اين حقوق را در جايى قرار دهند تا شوهرشان آن را ببيند.
< مشكلات را به خانه نبريد
مردانى كه مشكلات و گرفتارى هاى محل كار و شغلى شان را به خانه مى برند، سخت در اشتباه هستند. تصور كنيد دوليوان آب روى ميز است يكى از آنها آب شفافى دارد و ديگرى آب آن تيره است. آب تيره مربوط به محل كار و ديگرى مربوط به زندگى تان است.
وقتى مشكلات كارى را به خانه مى بريد شفافيت زندگى را نيز تيره مى كنيد. اگر شغلتان انتظارات شما را برآورده نمى كند در مورد آن با همسرتان حرف بزنيد ولى آن مشكلات را روى سر او نريزيد و احساسات منفى تان را به او منتقل نكنيد.
زنان از مردى كه در تمام اوقات عبوس و ناراحت است خسته مى شوند، همانطور كه وقتى براى كار مى گذاريد به خانه و همسرتان نيز وقتى را اختصاص دهيد.
<  خبرش كنيد
زمانيكه كارتان زياد شده و در محل كار گرفتار شده ايد و ناچار هستيد كه ديرتر به خانه برويد تلفنى همسرتان را در جريان قرار دهيد تا از نگرانى بيرون بيايد. وقتى دير مى كنيد و به همسرتان خبر نمى دهيد، او منتظر شماست و در اين مواقع نگران مى شود كه مبادا اتفاقى برايتان افتاده باشد.
توجه داشته باشيد همانطور كه وقتى قرارتان را با يك فرد هم ناچاريد تا به هم بزنيد حتماً به او اطلاع مى دهيد، بايد به همسرتان نيز به همان اندازه احترام بگذاريد زيرا در زندگى هيچكس نبايد به اندازه او برايتان مهم باشد.
<  غر نزنيد
زنان از مردى كه دائماً غر مى زند و شكايت مى كند، دچار رنج و عذاب روحى مى شوند بعضى از مردان بيشتر وقتشان را صرف اين مى كنند تا ديگران و جامعه را سرزنش كنند. اين افراد به جاى اينكه گام مثبتى بردارند دائماً در حال غر زدن هستند.به جاى اينكه دائماً غر بزنيد و از ديگران توقع داشته باشيد، نگرش تان را نسبت به زندگى عوض كنيد. به جاى حرص خوردن، كتاب و روزنامه بخوانيد.ذهن تان را براى روزهاى آينده فعال كرده و برنامه ريزى كنيد. غر زدن و افكار منفى باعث بيمارى تان مى شود. براى اينكه روح و جسم سالمى داشته باشيد خشمگين نشويد و سعى كنيد با تمرين عصبانيت خود را به عقب بيندازيد پس از مدتى خواهيد ديد كه ديگر عصبانى نخواهيد شد.
<   تكيه گاهش باشيد
زنان نياز به مردى دارند كه باعث دلگرمى شان شود و در تنگناها به كمكشان بشتابد براى زنان مهم است كه شوهرش در جايگاه يك دوست و عاشق او باشد. گاهى كه زنان بيمار مى شوند يا مشكلات دست و پاى آنان را مى بندد، به هيچ وجه احساسات خود را از آنان پنهان نكنيد و نشان دهيد كه بى تفاوت نيستيد. همسرتان در اين مواقع به حس همدردى و همراهى تان نياز دارد.
پدران و ارتباط نزديك با دختر
مطالعات نشان مى دهد دخترانى كه خود را به پدرانشان نزديك تر احساس مى كنند ، در مدرسه و دوره كارى و حرفه اى خود موفق تر هستند. جو كلى (joe Kelly) - رئيس گروه دفاع از حقوق «دختران و پدران » - با توصيه هاى زير به پدران پيشنهاد مى كند تا با دختران كوچكتان رابطه تنگاتنگ ترى برقرار كنيد.
فعاليت هاى جسمانى : اين كليشه را كه ورزش فقط براى پسرهاست، دور بريزيد. با دخترتان به بازيهاى پرسروصدا و خشن،قدم زنى و حتى فوتبال بپردازيد.
تقويت قوه تخيل: به دنياى تخيل دخترتان ملحق شويد ، ميهمان ويژه ميهمانيهايش باشيد. اجازه دهيد با اسباب بازيهايش شما را به شكل قهرمانهاى داستانى درآورد و حتى با يكديگر به خلق داستانهاى تخيلى بپردازيد.
حفظ ارتباط : در خلق آثارهنرى به دخترتان كمك كنيد. برايش كتاب بخوانيد. او را به تئاتر ببريد و در انتخاب همبازيهايش نظارت كنيد. نشان دادن علاقه به فعاليت هاى دخترتان نشان مى دهد كه به او اهميت مى دهيد.
گريه و بى تابى كودك هنگام جدايى از والدين
216588.jpg
مترجم: ليلا كاظمى

خداحافظى هيچگاه آسان نيست. براى برخى كودكان و نوزادان نيز رها كردن آغوش مادر مثل يك تراژدى غمگين است. اين عكس العمل هاى كودك ، والدين را ناراحت مى كند. اما بايد ديد اين عكس العمل ها در سن دو سالگى كودك چگونه است.
به گفته دكتر آلن شور، مغز كودك در حدود سن ۱۸ماهگى دستخوش يك رشد سريع مى شود. بيشتر اين رشد در قسمتى از مغز كه احساسات منفى را پردازش مى كند انجام مى گيرد. پس شما مى توانيد احساسات ناخوشايند اين مرحله را پيش بينى كنيد. اين فعاليت جديد مغز نيز مانند بقيه مراحل مهم رشد او مانند يادگيرى راه رفتن و دويدن و يا رشد احساس قوى خود بودن، جالب اما پرخطر است. كودك در همان حال كه با اين احساسات جديد و شديد دست و پنجه نرم مى كند شايد بيش از هميشه به شما نياز داشته باشد. اما خداحافظى بدون ناراحتى نيز غيرممكن نيست.
كودك فكر مى كند: شايد مرا فراموش كنند.
بهترين پاسخ والدين يا مادر: در كنار او باشيد. وقتى زمان كافى براى با او بودن داريد بهترين استفاده را از آن براى بازى و ارتباط برقرار كردن با كودكتان بكنيد. براى او شعر يا داستان بخوانيد و تمام حواستان را به او بدهيد. دكتر هوارد استيل مى گويد: اين باعث مى شود كودك احساس كند كه شما چقدر قابل اعتماد و در دسترس هستيد و بدين وسيله آرام مى گيرد.كودك مى انديشد: وقتى مادرم مى خواهد مرا ترك كند اگر گريه كنم نمى رود.
بهترين پاسخ ممكن: كودكان هر آنچه را كه تجربه كنند ياد مى گيرند. پس اگر به كودكتان نشان دهيد كه اشكهاى او باعث ترديدشما در رفتن مى شود به او مى آموزيد كه هرگاه خواستيد از او جدا شويد، گريه كند. بهتر است به سرعت خارج شويد اما قبل از رفتن حتماً به او بگوييد «بعداً تو را مى بينم» و يا «پس از كارم برمى گردم». بدين شكل او باور مى كند كه شما هميشه بازمى گرديد.
كودك مى انديشد: خداحافظى از مادرم به معناى پايان دنياى من است.
بهترين پاسخ: به خاطر بسپاريد كه با وانمود كردن به خونسردى هنگام رفتن (حتى اگر ناراحت باشيد) به او مى آموزيد كه كاملاً طبيعى است كه گاهى از هم جدا باشيد. پس رفتار خود را عادى و طبيعى جلوه دهيد. البته وجود پدر نيز در اين هنگام بى تأثير نيست.
كودك مى انديشد: آنها مرا در اينجا تنها گذاشته اند و من بايد تا ابد اينجا بمانم.
بهترين پاسخ: براى اينكه اين حس در كودك به وجودنيايد سعى كنيد تا وقتى كه او به خواب مى رود كنارش بمانيد. شبها فاصله رختخوابتان را با او چنان تنظيم كنيدكه در ديد او نباشيد اما در گوش رس او باشيد. اگر گاهى كودك هنگام خواب شما را صدا كرد در ابتدا به سوى او برويد اما بعد ديگر فقط پاسخ لفظى شما براى آرام كردن و به خواب رفتن او كافى است. دكتر سوزان زدكرمن، روانشناس كودك مى گويد: هنگام خواب اولين زمانى است كه كودك جدايى بدون ناراحتى از والدين راتجربه مى كند.
كودك مى انديشد: اگر با صداى بلند اعتراض خود را به زمان خواب اعلام كنم شايد مادر به كنار من آمده و حتى با من بازى كند.
پاسخ درست: سعى كنيد در اتاق كودك نخوابيد و يا او را در كنار خود نخوابانيد. مگر اينكه بخواهيد اين حالت تا سالها ادامه يابد. دكتر زورغن مى گويد: ما هميشه والدين را از خوابيدن در اتاق و يا در كنار كودك منع مى كنيم. وقتى اتاق كودك جدا باشد در واقع مى آموزد كه حتى اگر شما او را نمى بينيد هر آن به فكر او هستيد و اينكه هركس در خانه به زمان و مكان خاص خودش نياز دارد. حرف آخر آنكه خود را خونسرد نشان دهيد كه كودكتان هم خونسرد باشد. البته تمام كودكان بالاخره اين را مى فهمند كه گاهى جدا بودن از والدين حتى جالب است و اين اولين مرحله براى مقابله با مشكلات احتمالى در زندگى است... پشت سر گذاردن دوران كودكى...
رفتن به دنياى سياهى
216612.jpg
آسيب شناسى دردهاى زندگى زنان جوان پس از طلاق
دكتر عليرضا شيرى
مشاور بهداشت روان، مدرس دانش خانواده
در دانشگاه تهران
WWW.DOCTORSHIRI.COM
DR@DOCTORSHIRI.COM

۱- پريسا، دختريست ۲۳ ساله، داراى ديپلم، اهل و ساكن سنندج كه ۳ سال پيش ازدواج كرده است به علت بيمارى، امكان حاملگى برايش وجود ندارد. او به طور اتفاقى متوجه ارتباط پنهانى همسرش با زنى غريبه مى گردد و به شدت دچار سرخوردگى مى گردد و نهايتاً با كلى جنگ و دعوا از همسرش جدا مى شود. اين خلاصه مسائلى است كه سال ۷۶ اين زن را به فصل جديدى از زندگيش مى كشاند. پريسا در طول ۸ سال گذشته اتفاقات زيادى را تجربه كرده است ابتدا به اميد شرايط بهتر و گريز از فضاى سنگين نگاه اطرافيانش، به تهران مهاجرت مى كند و زندگى تنها را در اين شهر آغاز مى كند. پريسا به تلخى از روزهايى ياد مى كند كه برچسب مطلقه را از جامعه بى رحم دريافت كرد. اين نگاشته قطعاً نمى تواند به شرح و تحليل وقايع اين ۸ سال سخت بپردازد اما بنا دارد از طريق پريسا به وادى مين گذارى شده زندگى زنانى از نوع او، گذارى داشته باشد.
۲- فريبا دختريست ۲۲ ساله دانشجوى گرافيك دانشكده هنر كه در طول ترم با پسرى از همكلاسى هاى خود، سعيد ۲۳ ساله، دانشجوى عكاسى، آشنا مى شود و پس از مدتى رفت و آمد با نظارت خانواده هاى دو طرف، خواستگارى و متعاقباً عقد شرعى و محضرى برقرار مى شود تا در آينده نزديك جشن عروسى برگزار گردد اما رفتار شوهر جوان پس از عقد ۱۸۰ درجه عوض مى شود و مبدل به فردى مى شود: تندخو، مغرور و بى مسؤوليت!
فريباى بيچاره، بهت زده در برابر اين تغييرات، اصلاً روى اين را ندارد كه موضوع را با خانواده اش (كه كمى هم از اين وصلت ناراضى بودند) در ميان بگذارد؛ فريبا اميد دارد كه گذشت زمان به نامزدش كمك كند كه رفتارش را بهبود ببخشد اما دريغ كه مرد جوان هيچ اقدامى براى ساير مقدمات ازدواج نظير تاريخ جشن و تهيه خانه و سرپناه و... نكرد و دختر عقد كرده كم كم با نگاههاى سؤال برانگيز اطرافيان مواجه مى شود و اين گلايه را با سعيد در ميان مى گذارد ولى سعيد در پاسخ مى گويد:
همينه كه هست! ميخواى بخواه، نميخواى، خداحافظ!
بقيه ماجرا را از قول مادر فريبا دنبال كنيم كه به مشاور تماس گرفت: دكتر! دخترم مى خواهد طلاق بگيرد!
فريبا به سختى تمام با گذشتن از بسيارى از حقوق خود، از سعيد جدا شد و به خانواده خود برگشت اما برچسبى را به تدريج از سوى جامعه روى خود احساس كرد.
مطلقه
هر چند كه او به واقع تنها نامزدى نا موفقى را پشت سر گذاشته بود و حتى هنوز عليرغم عقد، دختر بود ولى جامعه بيرحم معمولاً همه را با يك واژه كلى برچسب مى زند:
طلاق گرفته !
مى دانم كه شما نيز مواردى بسيار شبيه پريسا و فريبا در اطرافتان ديده ايد يا اصلاً به نوعى درگير اين قضيه هستيد، من هم قصد دارم با شما و تجربيات با ارزشتان به اندازه چند خط اين مقاله، مرورى علمى داشته باشيم كه شايد به كمك هم بتوانيم به درد هم وطنانمان، مرهمى باشيم؛
ابتدا چند نكته مقدماتى درباره طلاق:
۱- طلاق در احاديث اسلامى گرچه منفورترين حلال خداوند ناميده شده است، ولى مشخصاً از اراده خداى حكيم است كه حلال ناميده شده است يعنى اينكه حكمت ايجاب مى كند كه گاهى دو نفر بقيه زندگى را به سرمقصود برسانند، پس وقتى از حكمت چيزى خبر نداريم نبايد راحت به قضاوت بنشينيم كه «مادر! ميشستى زندگيتو مى كردى... همه مسأله دارند...» متأسفانه اكثراً نگاه اجتماعى مردم به امر طلاق احساسى هست تا عقلانى و حكيمانه و اين قضيه خواهيم ديد كه چقدر افراد جدا شده را آزار مى دهد. پس طلاق لزوماً چيز بدى نيست، بلكه گاهى بسيار حكيمانه است كه از يك آدم نا مناسب فاصله بگيريم.
۲- دلايل جدايى زن و شوهر متعدد است مثلاً
* خيانت همسر( شوهر پريسا)
* ناتوانى همسر در رفتار زناشويى يا باردارى
* بى مسؤوليتى و اخلاق ناپسند (شوهر فريبا)
* اختلال شخصيت (شكاك و بدبينى، وابستگى افراطى و ...)
* اعتيادهاى مختلف
* دخالتهاى اطرافيان و... .
۳- بسيارى از دلايل عمقى طلاق هرگز بيان نمى شوند، چه بسا خود زن و مرد نيز از اتفاقات عمق روحشان خبر نداشته باشند ولى معمولاً گمانه زنيهاى نابخردانه اطرافيان از علل طلاق در ادامه راه زندگى دو طرف بسيار آزار دهنده مى شود. قرآن كريم چه زيبا مى فرمايد: لا تقف ما ليس لك به علم «در آنچه كه آگاهى بدان ندارى، قرار نگير.»
۴- در طلاق هم مرد مقصر است و هم زن و پس از طلاق هم مرد، درد مى كشد هم زن و ما در اين نگاشته بنا داريم كه بخشى از جامعه زنان مطلقه يعنى بخش جوان آن را بررسى كنيم پر واضح است كه مسائل اين بانوان و همچنين جامعه مردان مطلقه، مجالى خاص و جدا براى بررسى مى طلبد كه به لطف حق در آينده بدان مى پردازيم.
۵- سايت رسمى مركز آمار ايران، آمار طلاق را ۱۴% و آن را فزاينده اعلام مى كند. آمار غير رسمى براى شهرهاى بزرگى مثل تهران بعضاً ارقام ۲۷% را اعلام مى كند. اگر متوسط ۲۰% را براى آمار رسمى و غير رسمى براى اين نگاشته در نظر بگيريم يعنى از هر ۵ ازدواج يكى به طلاق مى انجامد و دو نفر به شدت آسيب مى خورند ساپينگتون اين آمار را براى ايالات متحده ۴۰% نقل مى كند و به روايت بعضى سايتهاى اينترنتى ضد ازدواج آمريكايى، در بعضى ايالات به ۷۰% مى رسد. اگر توجه كنيد كه ما غير از طلاق قانونى و رسمى، انواع ديگر طلاق داريم، حتما نگران خواهيد شد: (بوآنون ۱۹۷۰ چنين تحقيق كرده است).
* طلاق عاطفى: «ديگر محبتى بين ما نمانده... پرده هاى حيا بين ما ريخته... فقط براى بچه... آبرو... به اين زندگى نكبتى ادامه مى دهيم.»
* طلاق مالى: زن و مرد حساب خود و دخل و خرج و سرمايه گذارى و... را از هم جدا كرده اند و معمولاً بى اعتمادى فزاينده اى بين ايشان حاكم است.
* طلاق اجتماعى: همسر را تحمل مى كند اما با كليه اقوام و دوستان او قطع ارتباط مى كند (دهن كجى).
* طلاق روانى: مرد يا زن در روند رشد شخصيتى و خودسازى خود متوجه مى شود كه همسرش هويت منافى رشد روحى او دارد و لذا مسيرش را از او جدا مى كند. اين نوع طلاق بسيار حساس است و حتما بايد عوامل فريبنده اى مثل افسردگى، تنبلى، تنوع طلبى و... را چك كرد كه مبادا خود را به شكل خودسازى نشان داده باشد و ... .
گرفتاريهاى زنان جوان مطلقه (متاركه كرده)
فشارهاى روانى: دانشمندان استرسها را بر اساس شدتى كه دارند تقسيم بندى مى كنند و به آنها عدد مى دهند و در اين زمينه منظورشان فشار و استرس است چه مثبت چه منفى، (مقياس مشهور هلمز- ريهى) مثلاً
۱- مرگ همسر ۱۰۰
۲- طلاق ۷۳
۳- زندانى شدن ۶۳
۴- مرگ نزديكان ۶۳
۵- ازدواج ۵۰
۶- حاملگى ۴۰
هر چه قدر جمع عددى استرس ما بيشتر شود، احتمال اختلال جسمى و روحى در ما بالا تر مى رود و هلمز خود دريافته بود كه افراد با نمره بالاى ۳۰۰ تا ۷۰% به زخم معده و ناراحتيهاى گوارشى مبتلا مى شوند.
تقسيم بندى فشارهاى مختلف وارده به زنان جوان متاركه كرده:
۱- فشار روانى درونى خود دختر
۲- فشار خانواده
۳- فشار جامعه
فشار روانى درونى دختر:
الف) افت شديد اعتماد به نفس و عزت نفس: از آنجايى كه اكثراً افراد، موفقيت خود را با روابطشان با ديگران مى سنجند (كه اشتباه است) لذا زن احساس اعتماد به نفس خود را از دست مى دهد (ساپينگتون-۱۹۸۹)
«من كه عرضه نداشتم زندگى زناشوييم را نگه دارم چطور مى خوام... .»
ب) انكار و عدم سوگوارى بر درد: چيزى نشده... اينهمه طلاق مى گيرند اينم روش... خودش پشيمون ميشه بر مى گرده به التماس مى افته... .
* كمك مهم در اين مرحله: به او كمك كنيم كه با دردش روبرو شود وگرنه به ورطه خطرناكى مى افتد و اصلاً نمى فهمد كه ضربه را از كجا خورده است.
ج) نا اميدى به آينده: «كى مياد يه زن مطلقه را بگيرد؟»
* كمك مهم در اين مرحله:
خداوند براى رشد انسان او را در كوره ناكامى ها خالص مى كند و خداست كه قلبها را در دست دارد (يا مقلب القلوب) و خزانه هر عشق پاكى نزد خداست: ان من شيى الا و عندنا خزائنه هيچ چيزى وجود ندارد كه مخزنش نزد خدا نباشد.
د) سرزنش خويش: كم كم زن دلايل جدايى خود را كمرنگتر از دوران طلاق مى بيند و مى پندارد كه «نكنه اشتباه كردم؟» و لذا درد درونى و نا امنى پايه هاى عمقى خود را حس مى كند.
*كمك مهم در اين مرحله: تو تنها مقصر نيستى... . گاهى دلايلت را براى طلاق به مشاور در ميان بگذار و از دانش او استفاده كن كه خودت را تخريب نكنى بلكه بسازى.
و) خشم شديد به خود و شوهر سابق و خانواده: دخترى كه سهم خود و اشتباهات خود را در جدايى نبيند و فقط به تطهير خود و سياه نمايى شوهر سابقش بپردازد، نقابى جلوى بقيه مى زند كه البته در خلوتش به درد نمى خورد و گاهى چنين زنانى، براى اينكه با خود خلوت نكنند به كارهاى متعددى دست مى زنند (كار شديد، درد دل كردن با بقيه و جلب همدردى سايرين، عبادت فراوان، كلاسهاى متعدد آموزشى و روانشناسى و...) چنين زنى كم كم دچار ترس مى شود كه هر كارى مى كند باز حال درونيش خوب نمى شود و لذا تقصير حال بدش را به گردن خانواده و همسر سابقش يا اجتماع و... مى اندازد. اشكال كار اينجاست كه او نمى خواهد با دردش روبرو شود و سهم خودش را در طلاق ببيند.
* كمك مهم در اين مرحله: فقط بقيه مقصر نيستند.
به زن بايد گفت به آرامى با دردش روبرو شود... براى خودش سوگوارى كند و بگذارد كه دردش او را به تعالى و شكوفايى هدايت كند. با كمك سه عامل زير مى توان سهم خود را ديد و پذيرفت و زندگى را پيش برد.
۱- خردورزى
۲- مشاهده گر درون بودن و با خود نقاب نزدن و دقيق شدن در خود
۳- صداقت بيرحمانه: با خود بى رودربايستى بودن
د) تحليلهاى ما ورايى: وقتى كه زن در تحليل شرايط خود گير مى افتد و درمانده مى شود يقه خدا و پيغمبر را مى گيرد: قسمت بود كه كار ما به طلاق بكشد... . چشم خورد زندگيم... . خدا خواست كه من به اين روز بيفتم، خدايا مگه من چه كرده بودم كه چنين شوهرى نصيبم كردى؟
كمك مهم اين مرحله: فلسفه زندگى، جبر و اختيار
گرچه همه مقدرات عالم در دست خداست ( لا مؤثر فى الوجود الا الله - هيچ نيرويى در عالم جز خدا تأثيرى ندارد) اما اراده ما نيز در تصميم گيرى هايمان بر اساس تقدير الهى به ما داده شده و ما در حد محدود خودمان مسؤوليم.
(ان السمع و البصر والفواد كل اولئك كان عنه مسؤولا) از چشم و گوش و قلبتان سؤال خواهد شد.
خدا بد براى بنده نمى خواهد و در تصميم گيريهاى ما به ما عقل داده كه اشتباه نكنيم... چقدر عاقليم؟
خلاصه بحث فشارهاى درونى زن متاركه كرده:
اگر زن پس از طلاق وارد انكار نشد، درد كشيد و سوگوارى لازم را براى فقدان زندگى مشتركش كرد مى تواند سهم خطاهاى خود را ببيند تا برود و آنها را اصلاح كند، آنگاه از دل افسردگى، شكوفايى متولد مى شود و ما با شخصيتى متكاملتر روبرو مى شويم.
پرداختن به دو موضوع بسيار مهم فشارهاى خانوادگى و فشارهاى اجتماعى به زنان جوان متاركه كرده رادر هفته آينده بررسى خواهيم كرد.

منابع:
۱- بهداشت روانى- تأليف سعيد شاملو - انتشارات رشد
۲- بهداشت روانى - ساموئل ساپينگتون - ترجمه حميدرضا حسين شاهى - نشر روان
۳- قرآن كريم
زنان بخوانند
۴ شيوه شوهردارى
همسردارى و گرم نگه داشتن كانون زندگى خانوادگى اگر چه كارى سهل و آسان است اما كمتر كسى موفق مى شود كه بتواند گرمى به زندگى اش ببخشد.
رعايت نكات و فرمول هايى در چگونگى برخورد با همسرانتان مى تواند شما را در داشتن كانونى گرم و دلپذير كمك كند. نكاتى را كه در اين ستون مى خوانيد حاصل كار و تلاش متخصصان و برگرفته از زندگى هاى موفق است.
< يك طرفه قضاوت نكنيد
وقتى مشكلى در زندگى پيش آمده است و قصد مشاوره داريد سعى كنيد هر دونفرتان حضور داشته باشيد.
افرادى كه احساسات شان را ابراز مى كنند فرصت دارند تا در مورد روابط شان بينش بالاترى به دست آورند و به هم احترام بگذارند ولى زن و شوهرهايى كه سكوت مى كنند در سكوت به جر و بحث ادامه مى دهند كه اثر خوبى ندارد.
< زمان تنهايى
مردها وقتى كه احساس مى كنند مشكلات زيادى به آنان هجوم آورده است سكوت كرده و به فكر مى روند. آنها دراين مواقع ترجيح مى دهند كه تلويزيون تماشا كنند، كار كنند، ورزش كنند و يا به مسابقات ورزشى بروند و با انجام اين كارها آرامش خود را به دست آورند دراين مواقع به سكوت شان احترام بگذاريد و مزاحم شان نشويد و از آنان درمورد مشكل پيش آمده پرس و جو نكنيد و از او نخواهيد كه با شما صحبت كند.
به او فرصت دهيد تا از مشكلى كه با آن دست به گريبان است خودش را خلاص كند و آن وقت با او به صحبت بپردازيد.
< بهانه نگيريد
بهانه نگيريد كه خسته ايد يا فرصت نداريد تا به احساسات شوهرتان توجه كنيد.
سعى كنيد هرچند وقت يك بار زندگى را از حالت عادى خارج كنيد و با انجام كارهاى خاص روحيه خودتان و شوهرتان را عوض كنيد.
<مقايسه نكنيد
اگر شوهرتان از نظر وضع مالى خوب نيست وضع مالى ديگران را به رخ او نكشيد و به او غر نزنيد زيرا با اين كار شما نه تنها وضع مالى اش بهتر نمى شود بلكه اعتماد به نفس اش را از دست مى دهد و نمى تواند كارى كند تا وضع مالى اش بهتر شود.
وقتى مى بينيد او تلاش خود را مى كند، او را تحسين كنيد و به او با اين كار اعتماد به نفس ببخشيد و خلاقيت را در او شكوفا كنيد.
شوهرتان حتى اگر داراى يك خصلت خوب است، آن را برجسته كنيد و در مورد آن با او حرف بزنيد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |