دوشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۴ -
Mon, Jun 20, 2005
زنان
۳۱۶۷
sLogo.gif

PDF Edition
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
گفت وگو با پروانه مافى فرماندار شميرانات
رشد مديريتى زنان در ايران
لاك پشتى است
216786.jpg
پروانه مافى تحصيلات خود را در رشته مديريت انجام داده و اكنون در حال تحصيل در رشته دكترى در اين رشته است. او كه اكنون به عنوان فرماندار شميرانات مسؤوليت بزرگى را برعهده دارد، كارخود را در آموزش و پرورش شروع كرد. مدت ها در بخش هاى مختلف اين سازمان به عنوان مسؤول و مدرس مشغول بود و پس از به دست آوردن تجارب مختلف چند سالى را در مركز مشاركت زنان رياست جمهورى به عنوان مدير امور اجتماعى و بين الملل و روابط عمومى گذارند.
پروانه مافى با ايجاد چند NGO در كنار مسؤوليت هايى كه بر دوش داشت، در تمام اين سال ها هدفش حمايت از زنان بى سرپرست و دختران جوان بوده است. هنوز هم با وجود اين كه از يك سال پيش به فرماندارى شميرانات منصوب شده است و گرفتارى هاى زيادى دارد، يكى از مهمترين دغدغه هايش توجه به زنان است.
الآن هم اين NGOها فعال هستند و شما روى آنها نظارت داريد؟
بله. فعال هستند. مؤسسه اجتماعى و فرهنگى «ياس» يكى از اين مؤسسات است كه در سال ۷۸ آن را با همكارى چند خانم علاقه مند و فعال ايجاد كرديم و الان هم در حدود دويست دختر بدسرپرست و بى سرپرست را تحت پوشش قرار دارند. انجمنى هم به نام انجمن حاميان تعليم و تربيت در سال ۸۱ با همكارى همكارانمان در آموزش و پرورش ايجاد كرديم. اين انجمن از دختران دانش آموز مستعد و توانمند كه از نظر تحصيلى شرايط خوبى دارند ولى از نظر مالى ضعيف هستند حمايت مى كند.
در تهران؟
فعلاً استان تهران ولى قصد گسترش آن را به استان هاى ديگر هم داريم. در ۱۳ شهر استان تهران رابط و نماينده داريم كه با اين انجمن همكارى مى كنند.
انجمن زنان مدير را هم در سال ۸۰ - ۷۹ ايجاد كرديم. هدف از اين انجمن تجمع زنان مدير و حل و بررسى مشكلات آنها و آموزش و توسعه آموزش هاى مديريتى براى زنان اين انجمن در آن سال بود كه هنوز هم فعال است.
زنان در بخش مديريتى با چه مشكلاتى روبه رو هستند كه مردان مدير اين مشكلات را ندارند؟
من به شخصه در دوران مديريتم با مشكل خاصى مواجه نبودم يعنى مشكلى كه خيلى ويژه باشد يا مانع براى رشد و فعاليتم باشد و هرجا كه احساس كردم موانعى براى پيشرفت وجود دارد آن صحنه و كار را رها كردم و به جايى رفتم كه فرصت فعاليت و تلاش وجود داشته باشد. منظورم اين است كه با شرايط نجنگيدم. چون شرايط متنوع است و فرصت هاى متفاوتى در كشور وجود دارد كه مى شود از اين فرصت هاى متفاوت استفاده كرد. البته اين به آن معنا نيست كه مانعى وجود ندارد. موانع براى زن و مرد وجود دارد. هر دو مى توانند مانع درست كنند براى رشد كسانى كه علاقه مند هستند و تلاش مى كنند ولى من سعى كردم كه مانع ها را دور بزنم و خودم را در شرايط ديگرى قرار بدهم تا كمتر درگير شوم.
چه خصوصياتى داشتيد كه به اين مرحله رسيديد؟
بله راجع به انگيزه سؤال كرديد كه چرا اينقدر علاقه مند بودم در اين عرصه ها حضور داشته باشم. بخش اعظم آن بر مى گردد به روحيات خودم از دوران كودكى و دبستان و دبيرستان كه يك دانش آموز فعال در مدرسه بودم و در همه عرصه هاى فعاليت هاى فرهنگى و اجتماعى مدرسه نقش اول را بازى مى كردم. موفقيت هايى كه همان موقع داشتم در دبستان و دبيرستان زمينه سازى بود براى اين كه اعتماد به نفس را در من تقويت كند و اين احساس موفقيت و كاميابى را با خودم همراه داشته باشم.
در اوايل انقلاب فرمايشات حضرت امام و صحبت هايى كه ايشان در خصوص زنان داشتند بسيار شنيدنى و جالب براى من بود و تصورات مرا نسبت به آنچه كه از قبل داشتم به هم ريخته بود. مخصوصاً جمله خاصى كه حضرت امام(ره) در ملاقات با گروهى از زنان سياسى در آغاز انقلاب فرموده بودند براى من هميشه جالب بوده و به عنوان يك سرفصل اعتقادى است. ايشان فرمودند: «زنان بايد در مقدرات اساسى مملكت دخالت كنند.»
اين نگاه حضرت امام و توجه ويژه اى كه به زنان داشتند علاقه مندى مرا چند برابر مى كرد تا در عرصه ها و صحنه هاى سياسى، اجتماعى و فرهنگى حضور داشته باشم و يكى از انگيزه هاى قوى من براى ادامه فعاليت خصوصاً در بخش غير دولتى بود.
علت اين كه تا اين اندازه موفق شديد و موفق هستيد را در چه عاملى مى بيند؟
موفق بودن را ديگران بايد در مورد آدم مطرح كنند، اما احساس موفقيت بايد قطعا وجود داشته باشد و من اين احساس را معمولاً به جهت بازخوردهايى كه از ديگران نسبت به فعاليت هايم مى گرفتم در طول زندگى داشته ام معمولاً در هر عرصه اى كه ظاهر مى شدم چون به نظر خودم مى رسد كه عنايت و توجه حضرت حق نسبت به آن فعاليت ها وجود داشته آن هم به دليل اين كه آن فعاليت ها كه تلاش براى مردم بوده، خالصانه بوده است، توفيق هميشه حاصل مى شده است و اين احساس موفقيت كمك زيادى به رشد و تعالى من داشته است.
به همين جهت معمولاً در هر عرصه مديريتى و كارى و شغلى كه حضور پيدا مى كردم و حضور پيدا مى كنم و در حال حاضر هم همين طور است ديگران فعاليت مرا مورد تأييد و تشويق قرار مى دهند و يا تقدير كرده و مرا به عنوان فردى موفق معرفى مى كنند. فكر مى كنم كه اين نمره اى است كه ديگران به من داده اند.
به عنوان مادر، موفق بوده ايد؟
من سه فرزند دارم كه دو تا از آنها مهندسى كامپيوتر و برق را تمام كرده اند و فرزند ديگرم در رشته ميكروبيولوژى مشغول به تحصيل است. در طول زندگى زناشويى معمولاً از طرف همسرم تقدير شده ام چون معمولاً برنامه هاى مرا قبول داشته و تأييد كرده و در واقع كمك من در پيشرفت امور بوده است. فكر مى كنم در همسرى و مادرى با عنايت پروردگار موفق بوده ام.
بچه ها با شما چه همكارى و همراهى دارند؟
هر سه با من همراه هستند. در خانه زندگى ما بيشتر به صورت مشاركتى اداره مى شود. بچه ها وظايف شان را به خوبى مى دانند و همكارى مى كنند و كارهايشان را گردن ديگرى نمى اندازند. هر كسى مى داند كه بايد چه كارى انجام بدهد و در عين حال به غير از خانه در محيط كار هم با من همراه هستند.
حضورتان در خانه به علت مشغله هاى كارى كم است به اين مسأله اعتراضى ندارند؟
پسرها معمولاً اعتراضى نداشته و ندارند اما دخترم گاهى گلايه مى كند و دوست دارد من بيشتر در خانه باشم يا او بيشتر در كنار من باشد.
مشاركت در خانواده و كار به نظر شما چگونه بايد باشد؟
در زندگى ما مشورت نقش خيلى مهمى دارد و پايه و اساس كار ما را تشكيل مى دهد. همان طور كه در محيط كار هم من همين طور هستم. در محيط كار هم مشورت و نظر گرفتن و به تنهايى تصميم نگرفتن اساس كار من است. البته گاهى بعضى از مشورت ها ممكن است حتى به ضرر من تمام شود اما به جهت اعتقاد زيادى كه به اصل مشورت و نظرگيرى و مشاركت دادن ديگران در تصميم ها دارم حاضرم براى اين نتايج هزينه هم پرداخت كنم ولى نظر، نظر مشورتى و رأى جمع بايد باشد و در حقيقت براساس يك خرد جمعى حركت بكنيم.
گاهى اوقات بعضى از تصميمات كه در خانه براساس مشورت هم هست خيلى جواب نمى دهد البته اين موارد خيلى نادر است اما هزينه اش را هم مى پردازيم و قبول مى كنيم و به اصل مشورت احترام مى گذاريم به همين دليل در خانه بچه ها عادت كرده اند آنها هم در هر كارى مشورت مى كنند به همين جهت مسائل شان با من و يا پدرشان مطرح مى شود حتى مسائلى كه جوان ها معمولاً دوست ندارند مسائل خاص خودشان را با پدر يا مادر مطرح كنند. ولى در خانواده ما اين حالت وجود ندارد و بحث و صحبت زياد است پيرامون عقايد و نظرات مختلف خودشان و دوستانشان و يا تصميماتى كه براى كار، شغل و يا فعاليت هاى مختلف مى گيرند براى نمونه سال ۷۶ وقتى مى خواستم در مركز مشاركت زنان رياست جمهورى مشغول به كار شوم چون هر دو پسرم در شرايط كنكور و پيش دانشگاهى و دانشگاه بودند مشورت كردم كه اگر من به كارمشغول شوم در اين مجموعه ممكن است شما لطمه ببينيد و شرايطى بود كه من به عنوان مادر براى آنها فراهم مى كردم تا بهتر درس بخوانند و بحران كنكور را پشت سر بگذرانند وقتى با آنها درميان گذاشتم و مشورت كردند گفتند نه شما بايد خاتمى را كمك كنيد ما خودمان مشكلات را حل مى كنيم و كمبودها را جبران مى كنيم و انصافاً كه اين كار را كردند.
به نظر شما زنان در جامعه ما چگونه مى توانند خودشان را به مدارج بالاى مديريتى برسانند؟
رساندن زنان به عرصه ها و رده هاى بالاى مديريتى بدون اينكه از مراحل كارشناسى و پايين شروع كرده باشند، شايد امرى محال و تجربه اى مفيد و مثبت نباشد. لذا زنان بايد از مراحل پايين و كارشناسى شروع كنند و در بخش هاى مختلف تجربه كسب كنند، توانمنديهاى خود را افزايش دهند و در حقيقت مرحله به مرحله خودشان را در رساندن به عرصه هاى مديريتى آماده كنند اينكه فضايى ايجاد شود يا يك شرايط ويژه اى را براى زنان به عنوان حق و يا سهميه در نظر بگيريم و از اين سهميه و ويژگى بخواهيم استفاده كنيم به نظر من قابل قبول نيست و بايد ابتدا شايستگى ايجاد شود و بعد از ايجاد شدن آن، مسائل خود به خود حل خواهد شد.
نگاه شما به يك زن ايرانى چيست و چه تعريفى از زن ايرانى داريد؟
زن ايرانى يك شخصيت نجيب، فداكار، ايثارگر و عاشق خانواده دارد. يعنى در هر شرايطى يك زن ايرانى چه شاغل باشد و يا نباشد خانواده اش براى او نسبت به تمام مسائلى كه در زندگى اش وجود دارد، ارجحيت دارد لذا اين بسيار، ارزشمند است و به همين دليل است كه در كشور ما خانواده مستحكم است و با كشورهاى عربى و غربى متفاوت است. در حقيقت در ايران خانواده مثل خيمه اى است كه چوب و عمود اين خيمه زنان هستند.
مهمترين مشكلاتى كه يك زن ايرانى در اجتماع با آن روبرو است در چه چيزى است؟
در حال حاضر براساس طرح و پژوهش هاى مختلف علمى كه در سطح كشور انجام شده مهمترين نگرانى و دغدغه دختران خصوصاً دختران تحصيل كرده و دانشگاهى و زنان در اين عرصه مسأله اشتغال است. بحث اشتغال الآن مهمترين نگرانى زنان ما را تشكيل مى دهد. البته اين بحث نگرانى مردان و پسران ما هم هست و آنان فارغ از اين قضيه نيستند اما در گذشته يعنى ۲۰سال پيش اين نگرانى، براى زنان نبود. امروز محو خشونت در هر شكل اش چه خشونت خانگى باشد چه خشونت اجتماعى و محيط كار در حقيقت دغدغه هاى دوم و سوم زنان و دختران جوان ما است و بحث ازدواج در دغدغه هاى ششم اين پژوهش قرار مى گيرد.
امنيت اجتماعى را براى زنان در شميرانات چگونه پيگيرى كرده ايد؟
سؤال خيلى خوبى بود. من از بدو ورودم به موقعيت فرماندارى در شهرستان بازديدى بلافاصله از دستگاههاى پليسى و امنيتى و نظامى شهرستان داشتم. به دقت در اين بازديدها توجه و بررسى مى كرديم و مسائل را موشكافى مى كرديم. خوشبختانه رضايت نسبى براى من حاصل شد و به اين يقين رسيدم كه سيستم نظامى پليسى و امنيتى اين شهرستان با آن اعتقاداتى كه در خصوص امنيت داريم همراه است و موافق است و رويكردهاى دفعى بُرنده را معمولاً نفى مى كند و ندارند. اين خودش خيلى حركت خوبى بود و مرا دلگرم مى كرد در اين مسأله كه بتوانيم سرمايه گذارى كنيم.
بخشهاى مختلف نگهدارى زنان آسيب ديده در سطح شهرستان كه معمولاً تحت پوشش بهزيستى قرار مى گيرند هم مرتباً بازديد مى شود و سعى مى كنيم با جلسات متعددى كه با مسؤولان اين بخش داريم خصوصاً با رئيس اداره بهزيستى تلاش مى شود كه مسائل امنيت و نفى خشونت در سطح شهرستان به شكلهاى مختلف هم گوشزد شود هم پيگيرى شود.
چرا جايگاه مديريتى در كشور ما به زنان كمتر اختصاص داده شده است آيا دليل آن اين نيست كه مردسالارى در جامعه حاكم است؟
216741.jpg
اينكه مديريت به زنان كم اختصاص داده شده بخشى از آن برمى گردد به اينكه جامعه پذيراى اين شرايط نبوده است. سالهاى قبل از انقلاب را به ياد دارم كه زنان در عرصه هاى مختلف اگر هم حضور داشتند حضورشان نمادين و تزيينى بود. مثلاً يادم مى آيد نماينده مجلس زن داشتيم ولى اين حضورها حضورى تأثيرگذار و مؤثر نبود و ويترينى بود اما بعد از انقلاب حضور توده هاى زنان يعنى جمعيت توده اى زنان در پيشبرد اهداف انقلاب و پيشبرد اهداف جنگ خصوصاً در سالهاى دفاع مقدس چشمگير بود. حركتهاى خودجوش زنان، نهضت هاى خودجوشى كه به وجود آمدند و هدايت و راهكارى كردند بسيارى از مسائل و مشكلات جنگ را سامان داد. زنان در بخش هاى مهمى در كنار مردان بودند و توانستند جنگ را به سرانجام برسانند يا بعد از آن در موارد مختلف حتى در انتخابات هاى پرشور و پرهيجانى كه در مقاطع مختلف داشتيم حضور زنان و تأثير وجودى آنها بسيار بسيار تعيين كننده بوده است در انتخابها مثلاً ما مى دانيم اگر زنان خوب توجيه شوند نسبت به موضوع و نسبت به مسأله و به ميدان بيايندو ابتكار عمل را به دست بگيرند نقش تعيين كننده اى در تغيير نتيجه خواهند داشت و اين جمعيت كثير ۵۰درصدى در كشور هميشه در نتيجه مؤثر بوده اند. لذا بعد از انقلاب در حقيقت ما بيشتر رشد جمعيت هاى توده اى زنان را داريم كه در عرصه هاى مديريت هم وجود داشتند منتها خيلى كم و شاخص ها رقم پايينى را نشان مى دهد و در اين زمان كه من با شما صحبت مى كنم ۲‎/۷ درصد عددى است كه مى توانيم به مديريت زنان در حال حاضر در كشور اختصاص بدهيم كه اين نسبت به گذشته رشد نشان مى دهد ولى اين رشد، رشد لاك پشتى بوده است كه به نظرم بايد با نهادينه كردن اين نوع فعاليتها اين ارقام و اعداد را بتوانيم تغيير دهيم.
خود زنان چه نقشى در ايجاد اين فضا دارند؟
بخش اول بخشى است كه جامعه ايجاد مى كند. بخش دوم مربوط به خود زنان است. اگر انگيزه ، علاقه و عشق به تغيير در كسى وجود نداشته باشد به زور نمى شود اين كار را انجام داد. بسيارى از خانمها هستند كه علاقه مند نيستند در فعاليتهاى اجتماعى شركت كنند و علاقه مند هستند كه بيشتر در بخش فعاليتهاى خانه يا محيط هايى كه محدود و بسته است كار بكنند اينها برمى گردد به رفتارهاى شخصيتى افراد و شكل گيرى شخصيت انسانها كه مرد و زن هم ندارد و خيلى هم به نظر من متفاوت نيست. لذا اگر ما بخواهيم در اين عرصه حضور زنان را تقويت كنيم در بخش دوم بايد بتوانيم توانمنديها را در آنها افزايش بدهيم. يعنى احساس مثبت و مؤثر بودن را در آنها تقويت كنيم و اين جز با آموزش و تعليم و يادگيرى در اين مقوله ها ميسر نمى شودو تأثيرش زمانى است كه خود فرد احساس كند مى تواند اين كار را انجام دهد يعنى تزريقى نيست.
در فعاليتهاى اجتماعى هم همين طور است. مردان هم تجربه نكرده اند حضور زنان را در سطوح بالاى مديريت برايشان هم جالب است و براى جنس مرد اين نوع مديريت يك نوع مديريت جديد است. سرپرستى زنان در فرماندارى، مديريت ويژه اى مى طلبد. در قبل از انقلاب ما فكر مى كنم نداشتيم.
قبل از انقلاب هم كه من تحقيق مى كردم سال ۱۳۴۵ اولين بخشدار زن در ايران در حومه كرج منصوب مى شود. فكر مى كنم يك بخشدار هم در بخشهاى خوزستان منصوب شده باشد بعد از انقلاب هم تا اين دوره نداشتيم يعنى اين طبيعى است كه ما انتظار داشته باشيم مردان ندانند كه چگونه با اين موضوع برخورد كنند و روابط خودشان را چگونه با اين موضوع تنظيم كنند و اين خودش خيلى مهم است. اوايل هم كه بنده تازه وارد اين مجموعه شده بودم تقريباً همين حالت وجود داشت ولى خيلى زود و سريع وقتى كه احساس كردم براى كار و خدمت و تلاش در اين عرصه حاضر شديم و وقتى كه انديشه ها - تفكرات در صحبتها و در نشست ها مشخص شد به راحتى بامسأله كنار آمدند و الآن مى توانم با قاطعيت خدمت شما عرض كنم كه در مجموعه شهرستان شميرانات در مجموعه فرماندارى، مسأله جنيست فرماندار يعنى زن يا مرد بودن نه مانعى را ايجاد كرده بلكه به اعتراف بسيارى از بزرگان شهر شرايط كنونى به مراتب از شرايط قبلى بهتر است.
برداشت من از آغاز همين بوده كه فرماندارى به عنوان يك هماهنگ كننده و محورى كه تبيين كننده سياست هاى دولت در شهرستان است بايستى اين قدرت و توانايى را داشته باشد كه همه ادارات را حول محور سياست كلى دولت هماهنگ كند و خوشبختانه فكرمى كنم به يارى خداوند اين اتفاق رخ داده است.
مهمترين محورهايى را كه روى آن كاركرده و به نتايج مثبتى رسيده ايد بفرماييد.
مهمترين توفيق خودم را ابتدا ايجاد روحيه همكارى و تعامل بين تمام مسؤولين شهرستان با تفكرات مختلف سياسى و فرهنگى مى دانم. خوشحالم كه تعامل خوبى را حول محور خدمت به مردم ايجاد كرده ايم.
به نظر من اين كارمهمى است و من اين را براى خودم يك موفقيت مى دانم كه فرماندارى به عنوان يك محور و يك شاخص توانسته همه شهرستان را حول محور سياست دولت هماهنگ كند.
علاوه بر اينها توجه به شوراها بود، شوراها نفس و جان تازه اى گرفتند و موفق شدند كه كارهاى قابل و شايسته اى انجام دهند.
فعاليت هاى عمرانى خوبى در سطح شهرستان انجام گرفته است. مثلاً در روستاى شمشك آب چشمه را از ناحيه كرج خارج كرده و به روستاى كوهستانى شمشك كه مشكل آب داشت رسانده ايم. اين بود كه توانستيم با كمك مردم و با همكارى شوراها و همكارى استاندارى و فرماندارى اين هماهنگى را بين همه ايجاد كرده و آب را از چشمه ولاتيرود كه در منطقه كرج است لوله كشى نموده كه كار بسيارسختى بود.
درمنطقه كنترل براى ساخت و ساز داشتيم. منطقه شميرانات منطقه اى ويژه است. اينجا اگر خفه شود تهران خفه مى شود. اين يك حقيقتى است نه اينكه ما بخواهيم اغراقى روى آن داشته باشيم. به همين جهت پرداختن مسائل زيست محيطى شهرستان و حفظ منابع طبيعى و اراضى ملى در اولويت كارماست و با توجه به اينكه اينجا مثل يك ييلاق براى شهر محسوب مى شود هجوم مردم به اين منطقه بسيارزياد است و تصرف اراضى بخصوص در سال ۸۳ به اين طرف بوده كه سعى كرديم كنترل كنيم. باتوجه به ابزاركارى كه داشتيم به شدت كنترل شده خوشبختانه در اسفند ۸۳ استاندار محترم تهران از بين ۱۳ فرماندارى استان تهران شهرستان شميرانات را در كنترل ساخت و ساز به عنوان مقام اول اعلام كردند.
اين معنى اش اين نيست كه هيچ اتفاقى در اينجا نمى افتد معنى اش اين است كه ما توانسته ايم آن را كنترل و اداره مى كنيم. البته هجمه و فشار بسيار زياد است. علت هم دارد سياستهاى دولت بر اين است كه منطقه تقريباً بكر باقى بماند و سياستهاى زمين خواران و كوه خواران اين است كه از اين بكر بودن سودببرند درحقيقت ما در اينجا با متصرفين تضاد منافع داريم، با متصرفينى كه درمنطقه هستند.
يكى از مسائل مهم ما همين بوده و خوشبختانه توانستيم ساخت و ساز را كنترل كنيم. يك مقدارى روى قالبها و قوانينى كه فعلاً وجوددارد كاركرده ايم چون قوانين مشكل زياد دارد و لازم است كه اصلاح شود.
بحث حركت زمين يكى از مهم ترين مسائل روز ما در اسفند گذشته بود كه در منطقه حاجى آباد فشم يك كوه ۳۰۰متر جابه جا شد وبيش از دو كيلومتر جاده گم شد و آسفالت اصلاً وجودنداشت. پل ها به هم ريختند و مسير رودخانه تغييركرد. اوضاع عجيبى بود در آن منطقه باتوجه به ابعاد وسيع حادثه و قطع تنها راه مواصلاتى كه ما داشتيم. مسأله حادى بود كه خوشبختانه با تعاملات و همكاريهاى خوبى كه در سطح مديريت استان و شهرستان وجودداشت و هماهنگى هايى كه فرماندارى توانست انجام دهد ما ظرف كمتر از سه روز توانستيم در شرايطى به هم ريخته و كاملاً آشوب زده جاده موقت را احيا كنيم. اين يكى از حركتهاى قابل توجهى بوده كه در سطح شهرستان انجام داديم.
توانستيم دهيارى ها را توسعه دهيم و در اين مقوله هم تشويق و تقدير ازاستاندار محترم داشتيم بيش از ۵۰ درصد روستاهايمان الآن دهيارى دارند.
دهيارى درحقيقت همان كار شهردارى ها را در روستاها انجام مى دهد كه باتوجه به اينكه روستاهاى ما بعد از اينكه كدخدا را ازدست داده بودند چيزى جانشين شان نشده بود و دهيارها درحقيقت كدخداهاى تحصيلكرده و واردى هستند كه قاب بافت روستا را مى شناسند.
برخورد انتظامى در برابر جرائم به نظر شما چگونه بايد باشد؟
من اعتقادم اين است كه بايد مسائل و مشكلات فرهنگى با برخوردهاى فرهنگى حل شود و با برخوردهاى ايذايى و پليسى و نظامى مسائل حل نمى شود. لذا در سطح شهرستان هم بخش هاى امنيتى و هم بخش هاى پليسى و نيروى انتظامى شهرستان با اين نگاه موافقند و بيشتر فعاليت ها در كلانترى هاى ما بيشتر جنبه مشاوره و ارشاد و راهنمايى دارد. كلانتريها الآن به بخش مشاوره مجهزند. خانم هايى هستند در كلانترى كه نقش مددكار و مشاور را دارند و حضورشان بسيار هم مؤثر است.
يعنى در سطح شهرستان عمده تلاش ها ازطريق ارشاد، از طريق ايجاد آگاهى است ان شاءالله بتوانيم منكرات را كنترل و مهاركنيم.
در فرماندارى شميرانات ازچه تعداد زن دركارهاى مديريتى بهره گرفته ايد؟
۱۱ نفر در سطح فرماندارى نيروى خانم داريم و ۵۶ نفر آقا هستند. قبلاً حدود ۵ نفر خانم بود و بقيه بعداً اضافه شدند.
البته همينطور كه قبلاً خدمتتان گفتم اصل اين نيست كه حتماً مرد يا زن باشد. اصل اين است كه شايستگى وجودداشته باشد. همان اصلى كه آقاى خاتمى در ابتداى ورودشان درعرصه دولت مطرح كردند و خيلى شيرين بود و امروز به صورت اصل براى همه درآمده است، «اصل شايسته سالارى» بود.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |