|
|
|
|
|
۵ قاضى دادگاه كيفرى استان تهران اتهام به زن را نپذيرفتند
|
|
|
|
مادر مقتول در مواجهه ۲ ساعته با تيرانداز متروى كرج:
|
|
|
|
ديدگاه
|
|
|
|
|
|
|
|
سارق از زندان مرخصى گرفت تا همدستش را لو بدهد
|
|
|
|
|
حمله ۱۵ چماقدار به چاپخانه پوسترهاى تبليغاتى
گروه حوادث ـ ۱۵ مرد جوان كه با چوب و چماق به چاپخانه اى حمله كرده اند و با شكستن شيشه ها و پاره كردن پوسترهاى تبليغاتى يكى از نامزدهاى راه يافته به دور دوم انتخابات رياست جمهورى، خسارات زيادى به بار آورده اند، تحت تعقيب قرار گرفتند. ساعت ۱۹ شامگاه يكشنبه ۲۹ خرداد ماه سال جارى، گروهى با چوب و چماق در حالى كه چاقو نيز در اختيار داشتند به چاپخانه اى حمله ور شدند و با جلوگيرى از چاپ پوستر انتخاباتى «اكبر هاشمى رفسنجانى» به دور صاحب چاپخانه حلقه زده و با تهديد خواستار صدور چكى به ارزش چهار ميليون تومان شدند. آنان پس از گرفتن چك ميليونى و زخمى كردن دو تن از كارمندان چاپخانه، پا به فرار گذاشتند. پليس با دريافت گزارشى از اين تخريب سنگين، دست به عمليات اطلاعاتى بسيارى زد و توانست سه تن از مهاجمان را دستگير كند. اين سه جوان وقتى در شعبه پنجم داديارى برابر داديار قندى زاده ايستادند، با ادعاى اينكه هيچ انگيزه سياسى اى در حمله به اين چاپخانه نداشته اند و پاره كردن پوسترهاى نامزد رياست جمهورى تنها براى وارد كردن خسارت بوده است، گفتند كه به خاطر طلب از صاحب چاپخانه به آنجا حمله كرده اند و بين آنان خصومت دو ساله وجود داشته است.در تحقيق از اين سه مهاجم مشخص شد كه ادعاى صاحب چاپخانه واقعيت دارد و پليس عمليات براى دستگيرى ديگر مهاجمان را در دستور كار خود قرار داده است.
|
|
|
|
|
بازداشت پسر جوان به اتهام ربودن يك دختر
گروه حوادث: سه پسر جوان با تهديد كارد دختر جوانى را ربوده و مورد تجاوز قرار دادند. يكى از جوانان شرور در حالى كه پس از فرار دختر جوان او را تعقيب مى كرد از سوى مأموران گشت پليس بازداشت شد. دختر جوان وقتى خودروى پليس را ديد، دوان دوان خود را نزد آنها رسانده و ماجراى حادثه را براى پليس شرح داد. وى كه به شدت ترسيده و مضطرب مى نمود ادعا كرد: از كرج براى انجام كارى به شهر رى آمده ام. وقتى داشتم تلفن مى زدم پسر جوانى به همراه دو تن از دوستانش با تهديد كارد مرا به داخل درختان كشانده و مورد تجاوز قرار دادند. به گفته اين دختر ۱۹ ساله متهمان او را تهديد به قتل كرده بودند و وقتى او در لحظه اى مناسب موفق به فرار شده بود اقدام به تعقيب او كرده بودند. اين اظهارات در حالى مطرح شد كه پسر بازداشت شده با كذب خواندن ادعاهاى دختر جوان گفت: او با ميل و رضايت خودش با ما همراه شده بود. با توجه به اين وضعيت به دستور بازپرس ابراهيمى، متهم تا انجام تحقيقات تكميلى و دستگيرى دو همدستش در اختيار پليس آگاهى قرار گرفت.
|
|
|
|
|
۵ قاضى دادگاه كيفرى استان تهران اتهام به زن را نپذيرفتند
سناريوى خيانت با مهريه ۵ شاخه گل يك زن
گروه حوادث: عروس وقتى پذيرفت با مهريه ۵ شاخه گل سر سفره عقد بنشيند تصور نمى كرد روزى بايستى در برابر اتهام خيانت به شوهرش به دفاع از خود بپردازد. قضات دادگاه كيفرى استان تهران در بررسى تخصصى ماجرايى كه در آن مردى پس از ۱۰ سال زندگى با همسرش، او را به خيانت متهم مى كرد پرده از ساختگى بودن آن برداشتند. بنا به اين گزارش، چندى پيش مردى با مركز فوريت هاى پليسى ۱۱۰ تماس گرفت و ادعا كرد همسرش به همراه يك پزشك كه كارفرماى وى است در خانه شان خلوت كرده است و او توانسته با بستن راه هاى خروجى آنان را به دام اندازد. وقتى مأموران در برابر خانه اى قرار گرفتند كه مرد جوان با عصبانيت منتظر آنان بود ابتدا در كشويى حفاظ را كه قفل بود باز كردند سپس وارد خانه شدند. زن جوان با مردى شيك پوش در خانه اى كه هيچ اثاثيه اى حتى فرش يا موكت نيز نداشت حيرتزده به آنان خيره شدند و شوهر اين زن با داد و فرياد آن دو را متهم به داشتن رابطه پنهانى وخلوت كردن در آن خانه كرد. وقتى زن ومرد جوان سعى كردند در برابر اين اتهام از خود دفاع كنند با اصرارهاى مرد خشمگين مواجه شدند كه همسرش را به خيانت متهم مى كرد. پرونده اين ماجراى عجيب، با وجود انكارهاى زن جوان و كارفرمايش و ادعاهايى كه نشان مى داد آن روز قرار بود پزشك جوان با بازديد از خانه اى متعلق به زن جوان براى خريد آن اقدام كند به دادگاه كيفرى استان تهران ارجاع شد. بدين ترتيب، هيأت قضايى شعبه ۷۷ دادگاه كيفرى استان تهران به رياست قاضى ساعى به بررسى تخصصى اين ماجرا پرداختند و با تشكيل جلسه محاكمه به تحقيق از متهمان دست زدند. در ابتداى جلسه، مرد جوان در حالى كه متأثر بود و از همسرش ناراضى به نظر مى رسيد گفت: «وقتى پى بردم همسرم با كارفرمايش خلوت كرده است حفاظ كشويى در را بستم و روى چشمى در ورودى، آدامسى چسباندم تا با سر رسيدن پليس آنان باخبر نشوند سپس با پليس تماس گرفتم.» در برابر اين ادعا، همسر وى وقتى در جايگاه دفاع قرار گرفت، گفت: «من نه تنها هيچ خيانتى به همسرم نكرده ام بلكه خيلى به او وفادار هستم و علت توطئه ريزى از سوى شوهرم را مى دانم.» وى ادامه داد: «۱۰ سال پيش وقتى من و شوهرم هم دانشگاهى بوديم به يكديگر علاقه مند شديم و به اندازه اى يكديگر را دوست داشتيم كه من حاضر شدم با مهريه ۵ شاخه گل به عقد شوهرم درآيم. چند سال بعد با حمايت مالى پدرم و شوهرم خانه اى خريديم و اين خانه به نام من ثبت شد، از آن به بعد متوجه تغيير رفتارهاى شوهرم شدم از سوى ديگر چون بچه دار نمى شديم تحت فشار بوديم تا اينكه روز حادثه من به همراه پدرم و كارفرمايم به خانه ام كه اثاثيه اش را تخليه كرده بوديم رفتيم و مى خواستيم اين خانه را بفروشيم. وقتى پدرم براى انتقال مقدارى از وسايل جامانده ساختمان را ترك كرد تا وانتى كرايه كند من و كارفرمايم تنها مانديم و شوهرم دست به چنين كارى زد.» كارفرماى اين زن نيز با تأييد ادعاهاى وى گفت كه احترام بسيارى به كارمندش قائل است و آن روز در حضور پدر اين زن به خانه خالى از اثاثيه رفته است و اين در حالى بود كه مجرد است و براى خود خانه مجهزى دارد و اگر مى خواست تخطى اى داشته باشد در آنجا چنين كارى مى كرد. ۵ قاضى دادگاه كيفرى وقتى از پدرزن مرد شاكى تحقيق كردند پى بردند كه همه ماجرا ساختگى است و داماد خانواده سعى دارد از اين طريق به خواسته هاى مالى خود برسد. بنا به گزارش خبرنگار جنايى ما، هيأت قضايى پس از تكميل تحقيقات و پايان جلسه محاكمه زن جوان را از اتهام خيانت وكارفرماى وى را از اتهام داشتن رابطه پنهانى تبرئه كردند و پرونده براى رسيدگى نهايى به دادگاه جزايى عمومى تهران ارجاع داده شد.
|
|
|
|
|
مادر مقتول در مواجهه ۲ ساعته با تيرانداز متروى كرج:
پسرم به كدامين گناه كشته شد؟
|
|
|
گروه حوادث ـ جلسه مواجهه حضورى عامل تيراندازى مرگبار در ايستگاه مترو و مادر قربانى حادثه در دادسراى ويژه روحانيت تهران برگزار شد. اين اتفاق به دنبال درخواست اين مادر و به دستور داديار رسيدگى كننده به پرونده صبح روز گذشته رخ داد. بنا به اين گزارش، در حالى كه متهم ۳۹ ساله پرونده توسط مأموران زندان اوين به دادسراى ويژه روحانيت انتقال داده شده بود، مادر قربانى حادثه نيز به دادگاه احضار شده تا سؤالات خود را با عامل شليك به پسرش در ميان بگذارد. پس از گرفتن آخرين دفاع از متهم، مادر مقتول در برابر او قرار گرفته و در حالى كه آشكارا مى لرزيد، او را مخاطب قرار داده و پرسيد: حاج آقا چرا اينقدر لاغر شده اى؟ من از داغ بچه ام هر روز آب مى شوم، تو چرا اين اتفاق برايت مى افتد؟ به كدام گناه پسرم را مستوجب مرگ دانسته و به سرش شليك كردى؟ متهم سر به زير داشت، با صدايى آرام پاسخ داد: من حتى اسم پسرتان را نمى دانستم. اكنون روزى هزار بار مى ميرم. در زندان براى بچه تان نماز مى خوانم. زن جوان در حالى كه اشك در چشمانش حلقه زده بود، پرسيد: تو همه كس را دارى، ولى من چه؟ تمام آرزوهايم در وجود تنها پسرم خلاصه مى شد. كاش لااقل يادگارى از او داشتم. اصلاً به هنگام گرفتن اسلحه به طرف آن جوان وجدانت نگفت او هم مادر و خانواده دارد؟ متهم جواب داد: در زندان خواندم كه او پدر ندارد، عذاب وجدان لحظه اى رهايم نمى كند. خدا مرا ببخشد، شما هم مرا ببخشيد. زن گفت: شما حق حيات را از پسرم گرفتيد، او در حالى كه آرزوهاى بى شمارى داشت جان خود را از دست داد. من تنها از دادگاه قصاص مى خواهم. مى خواهم حكم تو در همان محلى كه پسرم را به خاك انداختى، اجرا شود. فقط اين كار مرا آرام مى كند. تو عزراييل پسرم شدى و من هم مى خواهم عزراييل تو بشوم. در حالى كه زن جوان از شدت گريه قادر به حرف زدن نبود، متهم با چشمانى اشك آلود گفت: من بچه دارم، مى دانم چه دردى كشيده اى. همه چيز در يك لحظه اتفاق افتاد. من با آن موقعيت خوبى كه داشتم، اكنون در گوشه زندان هستم. مادر مقتول پس از اينكه كمى آرام شد، گفت: من زنى تنها هستم كه هيچ كس را ندارم و تا آخرين توان پرونده پسرم را پيگيرى خواهم كرد. به گزارش خبرنگار ما، پس از ۲ ساعت مواجهه حضورى و پايان دفاعيات متهم، به دستور داديار «زرندى»، متهم به زندان اوين بازگردانده شد تا طى روزهاى آينده پرونده با صدور قرار قانونى براى محاكمه به دادگاه ويژه روحانيت ارسال شود. ماجراى شليك مرگبار در محوطه ايستگاه متروى كرج ساعت ۱۸ و ۳۰ دقيقه روز چهارشنبه چهارم خرداد ماه سال جارى رخ داد و پسر ۲۰ ساله اى با اصابت گلوله يك مسؤول ارشد شاغل در پليس از پاى درآمد.
|
|
|
|
|
ديدگاه
فقدان قانون متناسب با جرم اسيدپاشى
هايده على مردانى وكيل دادگسترى به موجب لايحه قانونى مصوب ۱۳۳۷/۱۲/۱۶ مجازات جرم اسيدپاشى كيفر حبس از ۲ تا ۱۰ سال است. حال آنكه با توجه به عمدى بودن عمل ارتكابى متهم جرم اسيدپاشى واحد از سوء نيت مجرمانه متهمان اين جرم و با توجه به شيوع آن در چند سال اخير به وجود قانونى با تعيين مجازاتى شديدتر از قانون اسبق (يعنى لايحه مصوب ۱۳۳۷/۱۲/۱۶) نياز است. از آنجا كه آثار ارتكاب جرم اسيدپاشى موجب بر هم زدن نظم عمومى و امنيت جامعه و ايجاد رعب ووحشت براى برخى از اقشار جامعه (زنان و دختران) مى شود، كيفر حبس ضمانت اجراى مناسب به نظر نمى رسد. گواه آن نيز وجود موارد متعدد اسيدپاشى در چند سال اخير است. قابل ذكر است از يك سو عناصر سازنده جرم اسيدپاشى از باب عناصر معنوى و مادى همسان با عناصر سازنده جرائم موضوع باب دوم از قانون مجازات اسلامى از مبحث قطع يا جرح عضو عمدى با كيفر قصاص است و از سوى ديگر آثار جرم اسيدپاشى نيز همسان با موضوع باب هفتم از قانون مجازات اسلامى از مبحث افساد فى الارض ماده ۱۸۳ آن قانون با كيفر اعدام محسوب مى شود. لذا به نظر مى رسد با جميع موارد فوق الذكر به لحاظ متناسب نبودن ميزان و نوع مجازات نص قانونى موجود (يعنى لايحه مورخ ۱۳۳۷/۱۲/۱۶) جهت جلوگيرى از شيوع آن جرم وداشتن آثار تنبيهى كيفر اين جرم امنيت جامعه و نظم عمومى نيازمند وجود قانونى با تعيين مجازاتى شديدتر براى جرم اسيدپاشى است.
|
|
|
|
|
اسيدپاشى به صورت دختر ۱۷ ساله
يك دختر ۱۷ ساله از ناحيه صورت و دست راست مورد حمله اسيدپاشان قرار گرفت. به گزارش ايسنا، اين دختر ۱۷ ساله كه از اهالى يكى از شهرستان هاى جنوبى استان فارس است، هنگامى كه در مغازه اى مشغول به كار بود، توسط افراد ناشناس به صورتش اسيد پاشيده شد.عاملان اين حادثه موفق به فرار از محل شدند.بر اساس اين گزارش، حال اين نوجوان نسبتاً رضايت بخش است و تحقيقات بيشتر در خصوص چگونگى رخداد حادثه، دستگيرى متهمان و بررسى انگيزه آنها از اين اقدام ادامه دارد.
|
|
|
|
|
سرقت آلبوم عكس هاى يك زن براى اخاذى
گروه حوادث: مردى كه پس از سرقت آلبوم عكس هاى خانوادگى يك زن قصد اخاذى ميليونى از او را داشت، ازسوى پليس دستگير شد. متهم پس از بازداشت اعتراف كرد كه در غياب صاحب چاپخانه اى كه زن جوان آلبوم عكس هايش را براى تكثير داده بود، آلبوم را دزديده است. زن جوان در شكايت خود مدعى شد، عكس هايم را براى اسكن كامپيوترى به چاپخانه داده بودم. مدتى بعد اين مرد تماس گرفته و تقاضاى ۲ميليون تومان كرد و تهديد نمود در غير اين صورت عكس هايم را تكثير و منتشر مى كند. تحقيقات از اين متهم ادامه دارد.
|
|
|
|
|
سارق از زندان مرخصى گرفت تا همدستش را لو بدهد
باديگارد باند كيف قاپى «افعى» بازداشت شد
گروه حوادث ـ يكى از اعضاى باند افعى وقتى از زندان مرخصى گرفت، نزد پليس رفت و آخرين عضو اين گروه سرقت را لو داد. اين جوان كيف قاپ با ادعاى اينكه به خاطر عضو اصلى باند افعى بايستى مجازات شوند، مخفيگاه باديگارد گروه سرقت را در اختيار كارآگاهان قرار داد. بنا به اين گزارش، سال گذشته پليس با دريافت گزارشاتى مبنى بر كيف قاپى هاى مشابه در برابر بانك ها، تيمى عملياتى وارد عمل شدند و توانستند اعضاى باند «افعى» را رديابى و دستگير كنند. سه جوان كيف قاپ وقتى تحت بازجويى قرار گرفتند، پذيرفتند سوار بر موتوسيكلت در مدت ۸ ماه به ۳۷ كيف قاپى ميليونى در شهرستان كرج و منطقه جنوب تهران دست زده اند.اعضاى باند افعى پس از رسيدگى به پرونده هايشان به تحمل زندان محكوم شدند تا اينكه اوايل خرداد ماه سال جارى يكى از زندانيان مرخصى گرفت و روز سوم خرداد ماه با رفتن به كلانترى نيايش آخرين عضو باند را لو داد. اين پسر زندانى به مأموران گفت: «پسر ۲۳ ساله اى به نام «مصطفى» كه از همدستان اصلى ما بود آزاد است و من و دو تن ديگر از اعضاى باند بايستى تاوان او را نيز بدهيم.»جواد در ادامه گفت: «اين پسر از روزهاى نخست دستگيرى ما موفق به زندگى پنهانى شده است و من با مرخصى گرفتن از زندان توانسته ام مخفيگاه وى را پيدا كنم و مى خواهم او دستگير شود تا جرم ما كمتر شود.» با راهنمايى هاى اين جوان زندانى، مأموران توانستند «مصطفى» را دستگير كنند و اين بازمانده باند افعى وقتى تحت تجسس قرار داده شد، جزئيات اتهامات خود را پذيرفت. باديگارد باند افعى گفت: «در همه سرقت ها وقتى سوژه اى را براى سرقت انتخاب مى كرديم، من در چند مترى محل كمين سوار بر موتوسيكلت، همدستانم را اسكورت مى كردم. سپس وقتى دوستانم موفق به كيف قاپى مى شدند، من براى فريب طعمه و مردم به تعقيب موتوسيكلت آنان مى پرداختم و همين باعث مى شد ديگران از تعقيب دوستان كيف قاپم صرف نظر كنند.»
|
|
|
|