باربد روشن
توجه و برنامه ريزى براى موسيقى علمى و جدى و آهنگسازى هنرى، عمرى نه چندان طولانى در سرزمين ما دارد. چه ديرزمانى به فراموشى سپرده شده بود. به واقع تنها در دو سه دهه گذشته است كه بعضى از هنرمندان، نوازندگان و آهنگسازان ايرانى متوجه اهميت همراهى با جريان هاى جدى فكرى و هنرى موسيقى جهانى شدند و از آن ميان نيز تنها اندكى براى عملى شدن اين ايده و پويايى فضاى موسيقى معاصر علمى ايران دست به كار شدند.
در اين ميان، عليرضا مشايخى با همراهى فريماه قوام صدرى افزون از يك دهه است كه در قالب گروه موسيقى تهران، وظيفه شناخت و شناسايى و پراكندن موسيقى معاصر ايرانى و جهانى را در سرآغاز برنامه خود قرار داده اند و با همكارى مركز پژوهش موسيقى معاصر دانشگاه تهران، دانشكده هنرهاى زيباى دانشگاه تهران و اداره كل امور فرهنگى و فوق برنامه دانشگاه تهران، در يافتن پاسخى براى اين نياز تاريخى، برنامه هايى را براى شناسايى و شناساندن موسيقى دانان و نوازندگان جوان طراحى كرده اند كه رها از پيچ و تاب هاى تشريفاتى و هاى و هوى جنجالى، مجالى و عرصه اى براى حضور و جولان انديشه هاى نو و استعدادهاى جوان فراهم گردد.
برگزارى نخستين دوسالانه آهنگسازى و نوازندگى موسيقى نو در دى ماه سال ،۸۳ پاسخى در خور به اين نياز بزرگ فرهنگى بود.
۲۱ تا ۲۴ خرداد ماه در نخستين گردهمايى نوازندگان جوان پيانوى ايران، بيش از سى نوازنده جوان كه برگزيدگان اين دوسالانه موسيقى در تالار شهيد آوينى دانشكده هنرهاى زيبا به اجراى برنامه پرداختند.
به بهانه برگزارى اين گردهمايى با عليرضا مشايخى، از دبيران و برگزاركنندگان دوسالانه نوازندگى و گردهمايى بزرگ نوازندگان پيانو، گفت وگويى انجام داديم تا با اهداف، پيش زمينه ها و بستر فكرى و هنرى دوسالانه هاى نوازندگى و اين گردهمايى بيشتر آشنا شويم.
آقاى مشايخى، از هدف و روند برگزارى دوسالانه نوازندگى كه نخستين دور آن به نوازندگى پيانو اختصاص داده شد، برايمان بگوييد.
در پاسخ پرسش شما بايد نخست به مسائلى اشاره كنم كه پيش از اين نيز به بهانه هاى گوناگون مطرح كرده ام. همان طور كه خود شما نيز شاهد بوده ايد، بيشتر توان و انرژى سازمان هاى مسؤول موسيقى ايران، دست كم در نيم سده گذشته كه من شاهد آن بوده ام، به گونه اى غيرقابل باور، بى خبر و بى علاقه به روند تكامل موسيقى بين المللى مشغول و مصروف موسيقى غيرجدى و غيرعلمى و عامه پسند شده است.
حتى هيچ گاه اين نياز و حساسيت ديده نشده است كه اركسترهايى كه به اجراى سرود ملى ايران مى پردازند، به كار خود احاطه داشته باشند. شخصيت هايى همچون پرويز محمود و روبرت گريگوريان، از همان آغاز كه صحبت از تشكيل اركستر سمفونيك براى ايران كردند، مغضوب آنانى شدند كه نگران صدمه خوردن موسيقى ايرانى از راه اندازى اركستر سمفونيك بوده اند. عجيب اينجاست كه چنين افرادى هيچ گاه از ساخته شدن جاده هاى آسفالت، اتومبيل هاى نو، بيمارستان هاى مدرن، ترابرى هوايى، آموزش فيزيك هسته اى و هزاران جلوه متفاوت جهان مدرن احساس نگرانى و بيزارى نكرده اند. به اين ترتيب و به تدريج، كمبود اطلاعات هنرى و دانش فنى مسؤولان مملكتى، به شكل گيرى ساختارهاى ضعيف و بدون محتواى علمى و فارغ از هدف هاى جهانى در راديو، تلويزيون، وزارت فرهنگ و هنر و به تبع آن در دانشكده هاى هنرى انجاميد. اگر به گذشته جوان موسيقى علمى و جهانى در ايران بنگريد، مى بينيد كه تا چه حد و برخلاف تصور و تبليغات ظاهرى مسؤولان امر، به ايران و ايرانى كم توجهى و بى توجهى شده است. براى درك روشن ادعاى من به آرشيوهاى سازمان ها و مؤسسات هنرى مربوطه مراجعه كنيد تا در نهايت شگفتى ببينيد كه به زحمت يك درصد از آثار عرضه شده توسط آهنگسازان ايرانى و يا نوازندگان ايرانى بوده است. وضعيت تعليم و تربيت موسيقى و موسيقيدانان در ايران نيز كه مشخص است. ميانگين فعاليت هاى ما به تحقيق از مدارس كوچك موسيقى كشورهاى اروپايى كم تر و ناچيزتر است. در چنين شرايطى است كه من تا آنجايى كه توان داشتم و دارم، برنامه هايى براى موسيقى علمى و جدى در ايران تدوين كردم كه خوشبختانه تا به امروز، گام به گام با موفقيت به جلو رفته است. دوسالانه نوازندگى يكى از آخرين پله هايى بود كه شكل گرفت و با همراهى فريماه قوام صدرى جنبه علمى به خود گرفت و به اين ترتيب مقدار زيادى از نوازندگان جوان از سراسر كشور طى چندين روزدر تالار شهيد آوينى به رقابت پرداختند. جمعى از استادان برگزيده پيانوى ايران نيز از جمله خانم ها افلياكمباجيان، ليلى سركيسيان، هاينوش ماكاريان، دلبر حكيم اوا و آقايان مصطفى كمال پورتراب، گاگيك بابايان، رافائل ميناتسكانيان و فرمان بهبود داورى و قضاوت اجراها را بر عهده داشتند. به دنبال آن، اكنون بزرگترين گردهمايى پيانيست هاى جوان ايران، با اجراى بيش از سى نوازنده جوان و حضور و اجراى افتخارى خانم دلبر حكيم اوا برگزار مى شود كه فرصتى براى معرفى و امكان حضور استعدادهاى جوان روى صحنه را فراهم خواهد آورد.
همزمان اين اسكان فراهم شد تا چند تن از آهنگسازان جوان نيز به اجراى قطعات خود بپردازند. اين گردهمايى زير نظر مستقيم خانم فريماه قوام صدرى شكل گرفته است كه از ايشان سپاسگزارم.
* جهت گيرى و رويكرد دوسالانه هاى نوازندگى چگونه بوده و از اين پس چگونه خواهد شد؟
|
|
|
مى كوشيم كه دوسالانه ها تبديل به فرصتى براى آشنايى هنرمندان جوان و در عين حال تبادل نظر و گفت وگوى علمى باشد و از نظر آينده نگرى كلان آنچه كه بيشتر از همه چيز تاكنون مورد توجه بوده است، يعنى موسيقى نوگراى معاصر، هدف اصلى و بنيادين ما خواهد بود. براى هر چه سريع تر برگزار شدن اين دوسالانه ها، در آغاز محدوديت هايى وجود داشت كه به ترتيب مورد بازنگرى قرار خواهد گرفت و طبيعى است كه رسيدن به مطلوب نهايى، نيازمند تداوم و پيوستگى در كار است. بسيار واقع بينانه است كه بدانيم يك دوسالانه موفق در ايران، الزاماً نمى تواند و نبايد از الگوى دوسالانه هاى غربى پيروى كند. محدوديت هاى فضاى هنرى معاصر ايران و امكانات اندك، وادارمان مى سازد كه دقيق، هدفمند و با صرفه جويى گام برداريم. در نشست هايى كه داشتيم به اين نتيجه رسيديم كه توجه به موسيقى معاصر بين المللى بايد در دوسالانه هاى بعد، بخش بزرگتر و مهمترى را به خود اختصاص دهد. در كنار آن،آشنا ساختن نوازندگان جوان با آثار معاصر و نوگراى آهنگسازان ايرانى از هدف هاى مهم ماست. در اين ميان توقع ما از استادان نوازندگى آن است كه به رپرتوار موسيقى معاصر توجه بيشترى كنند. البته راه هاى ديگر و البته بسيار عملى براى شركت دادن نوازندگان جوان در حوزه هاى اجرايى موسيقى معاصر وجود دارد كه در صورت لزوم مى توان از اين روش ها نيز كمك گرفت. اجراى قطعات اجبارى و ... از نمونه اين راه هاست. اما ترجيح من آن است كه زمينه فرهنگى مدرنيسم در كلاس هاى استادان محترم شكل بگيرد.
به نظر مى رسد كه كم توجهى و عدم معرفى و آشنا ساختن نوازندگان جوان و هنرجويان نوازندگى، آشنا بودن و يا بى علاقگى استادان نوازندگى است. در اين باره چه مى توان كرد؟
آشنايان و متخصصان جريانات موسيقى ايران به خوبى آگاهند كه در زمينه موسيقى بين المللى علمى، در دو جنبه به شدت كوتاهى شده است. يكى موسيقى نوگراى معاصر به طور عام و ديگرى توجه به موسيقى آهنگسازان ايرانى. واقعيت آن است كه نمى توان و قرار نيز برآن نيست كه دوسالانه هاى نوازندگى، راه حل تمامى موانع و مشكلات پيش روى موسيقى علمى معاصر ايران و كاستى ها و غفلت هاى استادان ايرانى باشد اما مى توان با كمك و همراهى استادان و نوازندگان محترم، بسيارى از اين كاستى ها را جبران كرد. در حالى كه در حدود چهل سال پيش، اساتيدى چون خانم افليا كمباجيان (پيانو)، مرحوم غلامحسين غريب (كلارنيست) وآقاى محمدپورتراب (ويلنسل) و تنى چند از ديگر استادان، اتودها و آثار مدرن را در برنامه و مواددرسى خود گنجانده بودند، اكنون علتى نمى بينم كه بعد از چهل سال پذيرفتن اين مسأله كه موسيقى در زمان شوپن متوقف نشده است آن قدرها دشوار باشد. در هر صورت همانگونه كه گفتم سياست اجرايى دو سالانه در جهت تفكر و پويايى حركت مى كند و نوازندگان جوانى كه طعم اين تفكر و به روز بودن را چشيده اند، به يقين بيشترين استفاده را از تجربه هاى استادان خود خواهندبرد.
* جريان هاى دانشگاهى و آكادميك، هنرجويان و نوازندگانى كه به صورت آزاد به نوازندگى مى پردازند، چگونه مى توانند با موسيقى نوگراى معاصر جهانى و ايرانى آشنا و همراه شوند؟
در اينجاست كه وظيفه مطبوعات تخصصى و رسانه هاى گروهى پررنگ مى شود. اگر استادانى وجود دارند كه به هر دليلى نمى توانند و يا نمى خواهند موسيقى معاصر را معرفى كنند و آنگاه كه دغدغه خاطر استادان دانشگاهها موسيقى مطربى و روحوضى شود، اگر راديو و تلويزيون فاقد برنامه هاى آموزشى باشند، آنگاه كار هنرجويان مشتاق بسيار دشوار خواهدشد. اما نبايد از ياد برد كه حافظ ها و نيماها نيز در چنين شرايط نامناسبى در عصر خود قد برافراشتند، پس نااميد نبايد بود. جوان علاقه مند نبايد از كوشش دست بردارد و يا دلسرد شود. باور كنيد و من باور دارم كه اگر نياز به دريافت حقيقت از راه هنر در جوانى بيدار و پيدا شود، او راه خود را پيدا خواهدكرد. اين از همان نكته هاى غيرقابل توضيح تاريخ هنر است. عبور از «حداقل» هرگز و براى هيچ كس آسان نبوده است. باز تأكيد مى كنم كه نقش مطبوعات مى تواند بسيار مهم و سرنوشت ساز باشد. متأسفانه بسيار مى بينيم كه حتى در موارد نادرى كه يك نويسنده يا پژوهشگر هنرى، مقاله يا گزارشى تهيه مى كند، آن نوشته به خاطره نويسى از مسافرت مثلاً فلانى به اتريش ياكنسرت رفتن ايشان در فضايى «خاطره انگيز» مقابل شهردارى وين اختصاص پيدا كرده است!
هنگامى كه در جدى ترين مطبوعات موسيقى ايران، موسيقى الكترونيك به موسيقى تفننى اروپايى و آمريكايى كه از سازهاى الكترونيك استفاده مى كند، خلاصه مى شود، مى توان پرسيد كه پس كى و در كجا قرار است بدانيم كه واقعاً موسيقى الكترونيك چيست؟ تعريف آن در دانش نامه هاى علمى و جدى چگونه است؟ و... اميدوارم كه گفته هاى من باعث سوءتفاهم نشود. من قوياً بر اين باورم كه نبايد تنها يك نوع خاص از موسيقى معرفى و تبليغ شود. بلكه در مقابل معتقدم كه زمانى به تكامل و رشد واقعى دست خواهيم يافت كه تمامى شاخه ها و گونه هاى موسيقى مجالى براى عرضه و معرفى بيابند.