|
|
|
|
|
ابومازن:
|
|
|
|
|
مخالفت پوتين با صدور دموكراسى غربى
منبع: خبرگزارى ريانووستى ترجمه: مرضيه خادم شريف «ولاديمير پوتين» اخيراً اعلام كرد: «دموكراسى كالايى نيست كه بتوان آن را از يك كشور به كشور ديگر صادر كرد. هنگامى كه دموكراسى به عنوان يك كالاى صادراتى تلقى شود، در حد ابزارى نزول مى كند و تفوق كشورى بر ساير كشورها را ميسر مى كند.» به نظر وى، «شكل مردم سالارانه سازماندهى جامعه و دولت، مؤثرترين شكل حكومت در دنياى مدرن است، ولى نهادها و اصول دموكراسى نمى توانند در سرزمين هاى ديگر، بدون در نظر گرفتن علايق و تاريخ ملى آن سرزمين اعمال شوند.» پوتين افزود: «دموكراسى فقط هنگامى دموكراسى است كه در نتيجه توسعه و مطالبه اجتماعى حاصل شود.» نظر او مخصوصاً درباره روسيه و كشورهاى همجوار در پى انقلاب هاى مخملين در بخشهاى مختلف اتحاد جماهير شوروى سابق صحت پيدا مى كند. اوكراين، قرقيزستان ... كشور بعدى كدام است؟ اين سؤال جنبه سخن پردازى براى روسيه ندارد، زيرا كشورهاى مستقل جامعه مشترك المنافع (CIS) در حوزه علايق حياتى روسيه قرار دارند. هر تغييرى در تعادل جمهورى هاى اتحاد شوروى سابق در مركز توجه اصلى كرملين قرار دارد. مسكو به هيچ وجه از تلاشهاى دولت بوش براى پيشبرد «دموكراسى ژئوپولتيك» در تمام ابعاد جهانى، مخصوصاً نقاط همجوار مرز روسيه خوشحال نيست. طى چند سال اخير، دخالت هاى واشنگتن در تمام «اغتشاشات بزرگ» در اتحاد شوروى سابق احساس مى شود. نقش سازمان غيردولتى آمريكايى درتدارك و تحقق انقلاب هاى مخملين چنان آشكار است كه «سرگئى ماركوف» تحليلگر سياسى برجسته روس در ميزگردى در اوكراين پيشنهاد كرد كه رويدادهاى اخير «انقلاب سازمانهاى غيردولتى» ناميده شود. انقلاب هاى مشابه در گرجستان و اوكراين تغييراتى را در سياست هاى خارجى اين كشورها ايجاد كرده است. امروز، كيف و تفليس نمى توانند براى الحاق به ناتو تعلل كنند و غرب آشكار كرده است كه اميدهاى آنها بى پايه نيست. انقلاب مولداوى با زيرو روى سياست يك شبه چنان رخ داد كه «ولاديمير ورونين» رئيس جمهورى پيشين طرفدار روسيه ناگهان به طور چشمگيرى طرفدار غرب شد. اين تغيير هنگامى اتفاق افتاد كه «چيسنائو» در آستانه ديدار پوتين از مولداوى، از امضاى «يادداشت تفاهم كوزاك» كه براى حل اختلاف ماوراى دنيستر طراحى شده بود(و به نام «ديميترى كوزاك» رئيس بعدى ستاد رياست جمهورى روسيه خوانده شده است) سرباز زد. كرملين دريافت كه غرب در پشت صحنه مشغول به فعاليت بوده و ورونين را تحت فشار بى سابقه اى قرار داده است تا از پذيرفتن آن سند امتناع كند. مسكو نمى تواند به شادمانى كاخ سفيد در پيروزى دموكراسى در گرجستان، اوكراين يا هر جاى ديگرى به دليل فوق ملحق شود. براى مثال، رژيم ساكاشويلى تمايلات اقتدارگرانه آشكارى دارد و گروه نارنجى در اوكراين، رقباى سياسى خود در انتخاب پيشين را به منظور جلوگيرى از پيروزى مخالفين در انتخابات قريب الوقوع پارلمانى تصفيه مى كند. به علاوه اين «دموكراسى هاى» جوان در گرجستان و اوكراين به دوستى با اتحاد با روسيه تمايلى ندارند. حتى آنها هيچ علاقه اى براى بسط ارتباطات قديمى خود با روسيه نشان نداده اند. رهبران اين انقلاب هاى پيروزمندانه، واشنگتن را بسيار نزديكتر از مسكو قلمداد مى كنند. به علاوه اين ملت هاى شوروى سابق آشكار كرده اند كه ترجيح مى دهند كه پايگاه هاى نظامى روسى در سرزمينشان وجود نداشته باشد. روى هم رفته، به نظر مى رسد كه گفت وگو درباره «موج سوم برقرارى دموكراسى» فقط براى سرپوش گذاشتن بر جاه طلبى هاى كاملاً عملى تنها ابرقدرت امروز است. اين سياست انعطاف ناپذير محافظه كارانه حاكم عمدتاً منجر به فقدان كامل اعتماد به آمريكا در بخش روسيه شده است و درواقع، روسيه در اين باره تنها نيست. اظهارات پوتين با توجه به صادرات دموكراسى، نشانى از نااميدى است كه جامعه سياسى روسيه در آن سهيم است. روسيه از شريك استراتژيك خود قطع اميد كرده است. پس از يك سرى مأموريت هاى موفقيت آميز كه انقلاب هاى مخملين را به پيروزى رساند، اكنون شريك سابق را اگر نه دشمن بلكه به طور فزاينده اى به رقيبى استراتژيك تبديل كرده است. اين شريك اينك قطعاً دوست تلقى نمى شود. به نظر مى رسد كه واشنگتن بيشتر به برترى نظامى و استراتژيك در مناطق كليدى حساس در جنوب روسيه مانند قفقاز و درياى سياه بيش از دوستى با مسكو علاقه مند است. و اگر شرايط واقعاً اين چنين باشد، به معناى آن است كه دولت بوش تمايلات دوستانه اندكى با فدراسيون روسيه دارد. به طور دقيق، همسايگان خوب، حفاظ هاى سيم خاردار را به عنوان نشانه دوستى ايجاد نمى كنند.
|
|
|
|
|
حمايت چين از دبير كلى يك آسيايى براى سازمان ملل
* منبع: روزنامه «مردم» (ارگان حزب كمونيست چين) ترجمه دكتر محمدرسول الماسيه مقامات عالى رتبه كشورهاى آسيايى روز ششم آوريل در چهارمين اجلاس وزيران امور خارجه با عنوان «گفت وگوى همكارى آسيا» شركت كردند. هرچند، دستاورد اين اجلاس، قطعنامه هاى هيجان آور نبود، اما «بيانيه اسلام آباد» كه در پايان اجلاس صادر شد، خبر مهمى در بر داشت: وزيران امور خارجه كشورهاى آسيايى متفقاً اعلام كردند دبير كل سازمان ملل متحد در دوره آينده، بايد فردى از يك كشور آسيايى باشد. «ون جيابائو» نخست وزير چين كه در حال بازديد از كشورهاى جنوب آسيا بود و در اين اجلاس هم حضور داشت، ظاهراً طرفدار اين خواسته كشورهاى آسيايى است. در روز نهم آوريل، پس از ديدار ون جيابائو از سرى لانكا، در بيانيه مشتركى كه دو كشور صادر كردند، اعلام شد: «دو كشور اتفاق نظر دارند كه دبير كلى سازمان ملل متحد در دوره آينده، بر مبناى اصل گردش و نوبت، بايد به فردى آسيايى واگذار شود.» اعلاميه هايى كه پس از اجلاس «گفت وگوى همكارى آسيا» و پس از ديدار نخست وزير چين از سرى لانكا در مورد دبير كلى سازمان ملل متحد صادر شده، گوياى آن است كه آسيا از هم اكنون تلاش خود را براى تصاحب اين پست آغاز كرده است. دوره دبير كلى «كوفى عنان» در پايان سال ۲۰۰۶ به پايان مى رسد و او به صراحت گفته است نامزد احراز اين پست براى يك دوره ديگر (دوره سوم) نخواهد بود. در نتيجه، انتخاب جانشين براى عنان به موضوع مطرح محافل سياسى تبديل شده است. پست دبير كلى سازمان ملل متحد بنا به عرف، به نوبت به اشخاصى از همه قاره هاى جهان واگذار مى شود و هر ۱۰ سال، نوبت يك قاره است. آخرين متصدى اين پست قبل از كوفى عنان، «پطرس غالى» از مصر بود كه فقط يك دوره سركار بود. اما عنان موفق شده است دو دوره متوالى دبير كلى سازمان ملل متحد را عهده دار شود كه باعث شد در وضعيتى بى سابقه، اين پست براى ۱۵ سال در اختيار آفريقا باشد. يكى از دلايلى كه باعث شد كوفى عنان براى بار دوم به دبير كلى انتخاب شود، آن بود كه آسيايى ها نتوانستند براى معرفى فردى از قاره خود به توافق برسند. هرچند، بحثى در جريان است كه اين پست براى يك دوره ديگر به فردى آفريقايى واگذار شود، اما نظر و باور غالب آن است كه دبير كل آينده، فردى آسيايى باشد. از زمانى كه «اوتانت» از برمه از سال ۱۹۶۲ تا سال ۱۹۷۱ دبير كل سازمان ملل بود، ديگر، آسيا نتوانسته است به اين موقعيت دست يابد. لذا افكار عمومى به سوى انتخاب دبير كلى از آسيا گرايش دارد. دبير كل، عالى ترين مقام در سازمان ملل متحد محسوب مى شود كه توسط شوراى امنيت پيشنهاد و در مجمع عمومى تصويب و منصوب مى شود. دوره خدمت دبير كل پنج سال است و مى تواند براى يك دوره جديد انتخاب شود. دبير كل به عنوان شخصيتى بين المللى در مقابل سازمان ملل متحد مسؤوليت دارد و نبايد از هيچ كشورى دستور و توصيه بگيرد. تاكنون روال بر اين بوده است كه دبير كل نبايد از پنج كشور عضو شوراى امنيت برگزيده شود هرچند، اين كشورها حق وتو دارند و مى توانند در انتخاب دبير كل نقش مهمى ايفا كنند، اما اين روال را برهم نزده اند. در حال حاضر، «گفت وگوى همكارى آسيا» (اى.سى.دى)، تنها مكانيسم گفت وگوهاى رسمى در سطح قاره آسيا محسوب مى شود كه ۲۶ كشور عضو آن هستند. [جمهورى اسلامى ايران در سومين اجلاس اى.سى.دى كه سال گذشته در چين برگزار شد، به عضويت پذيرفته شد. مترجم] وزيران خارجه كشورهاى آسيايى در اين اصل توافق داشتند كه در دوره آينده، يك آسيايى بايد دبير كل سازمان ملل متحد باشد، اما نامزد خاصى معرفى نكردند. به نظر مى رسد اختلاف نظرهايى در مورد فرد وجود داشته باشد. تايلند تلاش هاى ديپلماتيك خود را در آسيا و در سازمان ملل متحد آغاز كرده كه حمايت لازم براى نامزدى وزير امور خارجه اش: «سورا كيارات ساتى راتاى» كسب كند. در حال حاضر، به نظر مى رسد كه ساتى راتاى از حمايت ۱۰ عضو آسه آن برخوردار باشد. اما مدير كل فعلى سازمان تجارت جهانى نيز يك تايلندى است و شايد بعضى كشورهاى آسيايى بگويند ضرورتى ندارد رؤساى دو سازمان مهم بين المللى از يك كشور باشند. ناظران معتقدند نامزدى كه توسط «آسه آن» معرفى شود، آسانتر از حمايت ساير كشورهاى آسيايى بهره مند خواهد شد. چين به عنوان عضو دايم شوراى امنيت روابط ديپلماتيك خوبى با تايلند و كشورهاى آسيايى دارد و احتمالاً از نامزدى وزير خارجه تايلند براى دبير كلى سازمان ملل متحد حمايت مى كند. اما با آن همه ساتى راتاى ممكن است با چالشى از سوى كشورهاى اروپاى شرقى مواجه شود. از جمله وزير خارجه رومانى گفته است: «در اروپا، نامزدهاى قوى مى توانند مطرح باشند. در اساسنامه سازمان ملل متحد چيزى قيد نشده است كه نشانگر آن باشد كه اكنون نوبت آسيا است كه دبير كلى را برعهده بگيرد. به علاوه، حمايت آسه آن از وزير خارجه تايلند به اين معنى نيست كه غرب و مركز و جنوب آسيا نيز به آن تصميم گردن نهند.» ايران نيز پيشنهاد كرده كه «محمد خاتمى» رئيس جمهور كنونى، نامزد تصدى اين پست شود. اين پيشنهاد از سوى معاون سابق رئيس جمهور ايران در يك نشست سياسى مطرح شد و مورد استقبال مقامات رسمى آسيايى حاضر در آن نشست قرار گرفت. اما محمد خاتمى شخصاً تاكنون نسبت به اين پيشنهاد عكس العملى نشان نداده است. «شاشى تارور» از هند، معاون دبير كل سازمان ملل متحد در امور مطبوعات، مى تواند نامزد مطرح ديگرى باشد. او در سال ۲۰۰۱ به عنوان معاون دبير كل، كار خود را آغاز كرد و قبل از آن در ساير بخش هاى سازمان ملل متحد از جمله «مدير مبادلات و برنامه هاى ويژه» و نيز «مدير اجرايى دبير كل» خدمت كرده است. مشاور خارجى رئيس جمهورى كره جنوبى گفته است: «كشورش در صدد است فردى را براى اين پست نامزد كند. اما هنوز تصميم نهايى نگرفته است. اشتباه است اگر گفته شود كره جنوبى قطعاً نامزد نخواهد داشت.» تحليلگران بر اين باورند كه كشورهاى آسيايى بايد مواضع خود را هماهنگ كنند و در صورت نياز از طريق رأى گيرى فردى را از يكى از كشورهاى آسيايى برگزينند و سپس در صدد طرح او در سازمان ملل متحد برآيند.
|
|
|
|
|
ابومازن:
اسرائيل بايد پاسخگو باشد
|
|
|
ترجمه: حميدرضا رسولى محمود عباس (ابومازن) رئيس دولت خودگردان فلسطين از تشكيل كميسيون ويژه اى با حضور اعضاى كميته اجرايى و رياست شوراى ملى براى بازنويسى فعاليتهاى سازمان آزاديبخش فلسطين (ساف) خبر داد تا از تمامى سازمانها براى مشاركت سياسى دعوت شود. وى برپايى انتخابات قانونگذارى در جولاى آينده را براساس اعتماد بر نظام انتخاباتى مختلط، يعنى حضور سازمانها و احزاب عنوان كرد و اين اقدام را گامى در جهت مشاركت سياسى و پيوستن جنبش هاى فلسطين در چارچوب «ساف» دانست. رئيس دولت خودگردان فلسطين از دستيابى به قرارداد آرامش رسمى ميان تمام گروههاى فلسطين طى روزهاى آينده اطمينان داد و از اسرائيل اجراى فورى سياست ريشه كنى تهاجم و تعقيب و نابودى خانه ها و آزادى اسراى فلسطين در مرحله نخست را خواستار شد. در ذيل مشروح مصاحبه محمودعباس رئيس دولت فلسطين با روزنامه الحيات از نظر خوانندگان گرامى مى گذرد. طى پنج روز مذاكره با گروههاى فلسطينى، پيش نويس طرح آتش بس را ارائه داديد. اگر اين موضوع تعبير صحيحى است، گامهاى بعدى چيست؟ - از ما درباره اقدامات انجام شده در غزه مى پرسيد. اين اقدامات به دو بخش تقسيم مى شود؛ بخشى به دستگاههاى امنيتى فلسطين و بخشى ديگر به مذاكره با سازمانهاى فلسطين مرتبط است. آنچه به دستگاههاى امنيتى مربوط است، تشكيل سه دستگاه امنيتى براساس نقشه راه، يعنى نيروهاى دريايى، نيروهاى ۱۷ و هوايى و در داخل تشكيل پليسى، نيروهاى پيشگيرانه و دستگاههاى اطلاعاتى است. هم اكنون وظيفه هر يك از اين دستگاهها مشخص شده است، به طورى كه وظيفه اين دستگاهها، گسترش نيرو در مرزهاى شهرى با هدف حفظ امنيت ملى است و از سوى ديگر، گسترش نيرو در شهرها در حد مسؤوليت پليس و نيروهاى پيشگيرانه است. اين كار تنها در بخشهاى جنوبى غزه انجام نشده اما مذاكرات با هدف گسترش نيرو از جنوب غزه تا رفح در حال انجام است. پيش بينى شده كه نيروهاى اين منطقه با استقبال گسترده مردم مواجه شده است. در بخش مذاكره با سازمانها، اقداماتى را انجام داده ايم، اين آغاز كار نيست، زيرا مذاكرات از مدتها پيش شروع شده و تنها به دنبال نتيجه گيرى نهايى هستيم. بنابراين از دستيابى به يك اتفاق نظر در آينده نزديك اطمينان دارم. درخصوص دستگاههاى امنيتى، آيا تعيين سرهنگ «نصر يوسف» به عنوان مسؤول اين سه دستگاه صحيح است؟ - اكنون ما به دنبال تشكيل ساختار حكومت هستيم و امكان انجام هرگونه تغيير وجود دارد. بنابراين ورود و خروج برخى از افراد به وزارتخانه ها قابل پيش بينى است، اما در مورد افراد نمى توانم به صراحت سخن بگويم. اما در مورد گروههاى امنيتى، از قراردادن موانعى توسط اسرائيل در راه گسترش نيروهاى امنيتى در بخشهاى جنوبى فلسطين سخن گفتيد، آيا اين موضوع حل شده است؟ - در اينجا موانعى وجود دارد، مهمترين اين موانع ديوار ابوهولى (نظامى اسرائيلى) است كه منطقه «خان يونس» را به دو قسمت تقسيم كرده است. هيچ فردى بدون بازرسى اسرائيل نمى تواند وارد يا خارج شود. در حالى كه اگر نيروها از شمال به جنوب بخواهند انتقال پيدا كنند، بايد تردد آنها آزاد باشد. من معتقدم با اجراى كامل نقشه راه نگرانى وجود نخواهد داشت. آيا اين به معناى توقف تهاجم نيروهاى اسرائيلى است؟ - در صورت دستيابى به آتش بس كامل براساس پيش نويس قرارداد، آتش بس در فلسطين، گام مهمى اجرا خواهد شد. اكنون مى توان از وجود آرامش خبر داد، با وجود اينكه درباره آتش بس به طور رسمى صحبتى نشده است، اگر عملياتى در مرزها انجام نگيرد و اوضاع بدين شكل باقى بماند، مى توان از اسرائيل توقف تهاجم و نفوذ غيرمجاز، دستگيريها و ويران خانه ها را درخواست كرد. زمانى كه به آتش بس كامل از سوى گروههاى فلسطين به طور رسمى دست پيدا كنيم، اسرائيل بايد در برابر اقداماتش پاسخگو باشد، زيرا تلاشهاى ما بى نتيجه باقى خواهد ماند. آنها بايد به تعهداتشان عمل كنند. ما از اسرائيلى ها مى خواهيم زمانى كه پايبندى به آتش بس را توسط فلسطينى ها اعلام مى كنيم، آنها بايد به تعقيب شخصيت ها پايان دهند تا مشكل تبعيدشدگان حل شده و نيروهاى فلسطينى در مرزها مستقر شوند. اسرائيل بايد تعداد قابل ملاحظه اى از اسيران را در مرحله نخست آزاد كند. بعد از دستيابى به قرارداد آتش بس ميان مخالفين، نمايندگان گروهها و طرفهاى خارجى، توپ به زمين اسرائيل خواهد افتاد. آيا مذاكراتى در اين باره انجام شده است؟ مقصود فقط مذاكرات امنيتى نيست؟ - نخست اينكه مذاكره تنها با سازمانهاى مخالف در جريان نيست بلكه تمام سازمانها به صورت رسمى و غيررسمى طرف مذاكره قرار دارند. مذاكرات به صورت رسمى با سازمان آزاديبخش و كتائب الاقصى در جريان است، آنها نيز در اين باره احساس مسؤوليت مى كنند، بنابراين مذاكره تنها با حماسى و جهاد نيست. مذاكره با اسرائيلى ها بايد نتيجه دار باشد، اما زمانى كه نتيجه مذاكره با آنها مشخص است، فايده اى در آن ديده نمى شود. آنها بايد اقداماتى را در چارچوب نقشه راه انجام دهند تا امروز مذاكرات سياسى انجام شده و مذاكره تنها در حد مسائل امنيتى بوده است. درخصوص مشاركت سياسى و انتخابات در چارچوب ساف چه اقداماتى را انجام داده ايد؟ - كميسيونى متشكل از كميته اجرايى با رياست شوراى ملى براى بازنويسى فعاليتهاى سازمان آزاديبخش تشكيل داده ايم كه اين اقدام به معناى بازنگرى در مؤسسه هاى سازمان براى فعالتر شدن در برنامه هاى داخلى و خارجى است. اين كميسيون حضور تمام گروههاى موجود در داخل سازمان و خارج آن را خواستار است. ما دعوت از تمام گروهها حتى حماس و جهاد را آغاز كرده ايم. از حضور هر گروهى براى مشاركت در عمليات بازنويسى فعاليتهاى سازمان آزاديبخش استقبال مى كنيم. اين اقدام ما براى حضور همه در خانه فلسطين است اما انتخابات را در زمان مقرر برگزار مى كنيم. معتقدم تمام گروهها در اين انتخابات شركت خواهند كرد. اما مسأله كوچكى وجود دارد كه به روش اجراى انتخابات براساس ادراك و نمايندگى نسبى گروهها مربوط است، ما به دنبال تشويق همه گروهها اعم از كوچك و بزرگ در انتخابات هستيم. مجلس قانونگذارى بخشى از شوراى ملى است و هر شخصى به مجلس قانونگذارى راه يابد، گويا به شوراى ملى راه يافته است. ورود به شوراى ملى به معناى حضور در شوراى مركزى است و حضور در شوراى مركزى به معناى داشتن حق عضويت در كميسيون اجرايى است. در هر حال، موضوع مشاركت از اين زاويه قابل حل است. معيار سياسى ورود اين گروهها به سازمان آزاديبخش فلسطين چيست؟ - معيار سياسى. در اينجا مخالفان و موافقانى وجود دارند. ورود به سازمان آزاديبخش فلسطين به معناى حضور يك مخالف در اين سازمان است درحالى كه ضرورتى براى پايبندى او به تمام مسائل سازمان وجود ندارد. ما پايبندى سياسى را براى حضور در سازمان به هيچ شخصى تحميل نمى كنيم، ما مى توانيم مخالفت بكنيم اما بايد به قانون دموكراسى احترام بگذاريم يعنى اعتقاد اقليت را داشته باشيم اما به روش اكثريت حركت كنيم. به افزايش سطح توقعات هشدار داديد، اما ملت فلسطين از شما انتظارات زيادى دارد. اگر از شما درباره دستاوردهاى حضورتان درصد روز آينده پرسيده شود، چه پاسخى مى دهيد؟ - برنامه ها را كميسيون مركزى جنبش فتح كه مرا نامزد رياست جمهورى كرد، تعيين مى كند. در برنامه هاى انتخاباتى مواضع را به وضوح بيان كردم. بارها گفته ام من يك عصاى جادويى در دست ندارم. ما آرزوى تحقق اين برنامه ها را داريم اما نمى توانيم آن را امروز و فردا اجرا كنيم. ما تنها بازيگران صحنه نيستيم اما زمانى كه از امنيت هموطنان سخن مى گوييم اين به معناى يكپارچگى دستگاهها و كنترل دستگاههاى امنيتى است. اين امر، آغاز راه است. ما برنامه هاى زيادى داريم اما نمى دانم طى صد روز يا بيشتر اجرا مى شود يا خير. تشكيل حكومت جديد نيازمند زمان است، اگر به حمايتهاى اقتصادى و مالى خارجى دست نيابيم، دست خالى خواهيم ماند. در زمانى كه شما به موفقيت هايى در مورد آتش بس دست يافته ايد، اتفاقات خطرناكى چون اجراى قانون مالكيت بر املاك و دارايى هاى مردم فلسطين در قدس، از سرگيرى فعاليت براى ساخت ديوار در منطقه سلفيت، ممنوعيت ورود شخصيت ها به مناطق تحت سلطه روى داد. از زمان نخست وزيرى شما تاكنون چه مسأله اى تغيير كرده است؟ - متأسفانه از زمان استعفا از دولت روى كارآمدن «ابوعلا» ارتباط رسمى ميان حكومت فلسطين و اسرائيل قطع شد. اين موارد بايد جداى از مسأله قدس، ديوار جداكننده يا تبعيديها مورد بررسى قرار گيرد و موضوعات بى شمارى براى مذاكره طرفهاى اسرائيلى وجود دارد. مذاكرات گسترده اى درباره مرحله نخست، دوم و سوم نقشه راه با دولت اسرائيل و اداره آمريكا انجام شده است. براى مثال ما از آغاز با ديوار جداكننده مخالفت كرده ايم، زيرا اگر اين ديوار به دليل مسائل امنيتى است، بايد در سرزمين هاى آنها ساخته شود، نه سرزمين هاى فلسطين. ما در اين موضوع پافشارى خواهيم كرد و حمايت جهانى براى پيشبرد اهداف را خواهانيم. اما ساخت ديوار در قدس تقريباً روبه پايان است. آيا شارون براى شكستن آتش بس شما ساخت ديواررا سرعت بخشيده است؟ - در حقيقت، ديوار جداكننده تنها مشكل ما نيست. شهرك سازى نيز از ديگر معضلات است. پذيرش حقيقت به معناى از بين رفتن حقوق ما است. ما شهرك سازى غيرقانونى را نمى پذيريم. هر ساخت و سازى در ضفه و غزه ممنوع است اما ديوار حائل را قانونى نمى دانيم. ساخت ديوار، مخالف تمدن و امنيت است. آنها بايد ديوار را تخريب كنند تا زندگى طبيعى جريان پيدا كند، زيرا ديوار براى آنها امنيت و ثبات به همراه نخواهد آورد.
|
|
|
|