دنباله گزارش ، «سفر دكتر محمد مصدق به مصر»
سفر دكتر مصدق به سرزمين مصر از نظر دولت انگلستان بدترين حادثه به شمار مى رفت. زيرا سياستمداران بريتانيا ناآرامى هاى مصر را به طور مستقيم ناشى از اقدامات جسورانه دكتر مصدق مى دانستند.
«آنتونى ايدن» وزير امور خارجه آن روز انگلستان كه در سالهاى بعد نخست وزير شد در خاطرات خود مى نويسد: «مصر درپايان جنگ جهانى دوم كاملاً آرام بود ولى حوادث اخير ايران (ملى شدن صنعت نفت) آن كشور را آشفته و خروشان كرده بود و اين آشفتگى از« شط العرب »«تا« نيل»را در بر گرفته بود و مصدق پير با پيژاما و تختخواب آهنى اش به صورت يك چهره جسور و تهديد آميز درآمده بود، بدين ترتيب سفر مصدق به مصر در آن شرايط بحرانى اقدامى تهديدآميز عليه منافع انگلستان شمرده مى شد.»
دكتر مصدق زمانى پا به خاك مصر گذاشت كه پيروزى ايران در ملى كردن صنعت نفت و اخراج انگليسى ها از آبادان، مردم مصر را به هيجان درآورده بود.
ونيز ناآرامى ها، شورش و تيراندازى كماندوهاى مصرى به محل تمركز نيروهاى بريتانيا، در سواحل كانال سوئز، به نحو بى سابقه اى شدت يافته بود.
دولت نحاس پاشا، براى فرونشاندن ناآرامى ها و تسكين افكار عمومى ، خبر ابطال قرارداد مصر و انگلستان را كه پانزده سال قبل آن را امضا كرده بود به اطلاع پارلمان رسانيد و نمايندگان مجلس، با هلهله و شادى از تصميم دولت استقبال كردند. دعوت نحاس پاشا از نخست وزير ايران نيز اقدامى در جهت جلب بيشتر پشتيبانى افكار عمومى مردم مصر و ديگر كشورهاى عرب خاورميانه بود.
در چنين شرايطى، روز ۲۸ آبان هواپيماى حامل هيأت ايرانى در فرودگاه قاهره به زمين نشست.
دكتر غلامحسين مصدق فرزند دكتر محمدمصدق كه در سفر آمريكا و مصر همراه پدرش بود در خاطرات خود مى نويسد: « هزاران نفر از مردم مصر براى استقبال از پدرم در فرودگاه قاهره اجتماع كرده بودند و باشعار« يحيى مصدق يحيى ايران »مصدق و هيأت ايرانى را خوش آمد مى گفتند.
به محض پياده شدن پدرم از هواپيما مردم هلهله زنان او را از زمين بلند كردند و در يك چشم به هم زدن او را روى دست به طرف اتومبيل بردند.
خبرگزاريها، استقبال كنندگان از نخست وزير ايران را بيش از دو ميليون نفر تخمين زده بودند.
در فرودگاه قاهره ، چندتن از وزيران دولت مصر حضور داشتند، ولى از نحاس پاشا ، نخست وزير مصرخبرى نبود و پدرم پس از اطلاع از غيبت او، رنجيده خاطر شد. در برنامه بازديدها پيش بينى شده بود كه پدرم ابتدا به كاخ سلطنتى عابدين برود و دفتر مخصوص تشريفات را امضا كند، ولى پدر امتناع كرد و گفت: ما در كاخ عابدين كارى نداريم، زيرا از سوى شاه(ملك فاروق) دعوت نشده ايم.
در مسير بين فرودگاه تا هتل« شپرد» مردم در طرفين خيابانها ايستاده بودند و با مشاهده اتومبيل پدرم و همراهان فرياد مى كردند، يحيى مصدق يحيى ايران، شور و هيجان فوق العاده مردم، به راستى تكان دهنده بود.
به محض اينكه به هتل رسيديم، خبر دادند نحاس پاشا براى ديدار نخست وزير و خوش آمد گويى آمده است. پدرم كه از غيبت او در فرودگاه آزرده شده بود، به بهانه خستگى و ضعف ناشى از مسافرت طولانى، به استقبال نخست وزير مصر نرفت، وى در اتاق خود، در حالى كه دراز كشيده بود، او را پذيرفت!
نحاس به محض ورود، به سوى پدرم شتافت، دست او را بوسيد، ورودش را به مصر خوش آمد گفت. در همين موقع فرياد رعدآساى يحيى المصدق ساكنين قاهره، كه خيابانهاى اطراف هتل را اشغال كرده بودند، پدرم و نحاس را به اطرف پنجره مشرف به محوطه اطراف هتل كشانيد.
نحاس پاشا، كه به زبان فرانسه حرف مى زد به پدرم گفت: اين مردم براى خوش آمدگويى به شما اجتماع كرده اند، بايد خودتان را از بالكن به جمعيت نشان بدهيد. پدر به بالكن آمد، جمعيت موج مى زد، مردم با فرياد خروشان خود شعار مى دادند. پدرم كه به هيجان آمده بود رو به نحاس كرد و گفت: برادر ، تو با اين مردم بايد انگليسى ها را از كانال سوئز بيرون كنى!
سه روز اقامتمان در قاهره، صرف ديد و بازديد شد.
مردم همچنان در اطراف هتل ما جمع مى شدند و شعار مى دادند.
يك روز عصر، پدرم به دعوت فاروق پادشاه مصر، با تشريفات خاصى به كاخ سلطنتى رفت و با شاه چاى صرف كرد. روز ديگر به دعوت طه حسين، دانشمند نامدار عرب، از دانشكده حقوق بازديد به عمل آورد.
طه حسين، رئيس دانشكده طى نطقى كه به زبان فرانسه ايراد كرد، سفر نخست وزير و هيأت ايرانى را خوش آمد گفت و از جنبش ضد استعمارى مردم ايران به رهبرى دكتر مصدق ستايش نمود و در پايان، ديپلم دكتراى افتخارى دانشكده حقوق را به او هديه نمود.
پدرم نيز در ميان ابراز احساسات شديد استادان و دانشجويان دانشگاه قاهره، طى بياناتى از پذيرايى گرم دانشگاهيان و مردم مصر قدردانى به عمل آورد.
به همان نسبت كه سفر هيأت ايرانى براى مردم مصر و ديگر كشورهاى زير سلطه استعمار بريتانيا در خاورميانه و شمال آفريقا، دلگرم كننده و الهام بخش بود، مخالفين و دشمنان نهضت مردم ايران را نگران و نوميد ساخت.
جمال امامى خوئى كه در نقش رهبر اقليت، مأمور نفاق افكنى بين نمايندگان مجلس شوراى ملى بود، يك روز پيش از بازگشت هيأت نمايندگى ايران از شوراى امنيت سازمان ملل، نخست وزير را در مجلس مورد انتقاد و حمله قرارداد و گفت:« ...هرچند دولت ايران با مصر همدردى مى كند، ليكن مصر درحقيقت با انگلستان در حال جنگ است و چون نخست وزير ايران مقام رسمى و مسؤول كشور است، رفتن او به مصر و ملاقات هايش با اولياى امور آن كشور، به شرحى كه در اخبار منعكس است، در حكم اين است كه دولت ايران نيز، با انگلستان سرجنگ دارد. »
استقبال تاريخى قاهره از دكتر محمد مصدق
روزنامه اطلاعات در روز چهارشنبه ۲۹آبانماه۱۳۳۰ در گزارش ويژه خود چنين نوشت:
ديروز براى ملت مصر مخصوصاًاهالى قاهره كه تعداد آنها به دوميليون نفر تخمين زده مى شود يكى از روزهاى تاريخى و فراموش نشدنى بود واهالى پايتخت كشور كهنسال مصر كه از چند روز قبل به انتظار ورود آقاى دكتر مصدق و هيأت نمايندگى ايران دقيقه شمارى مى كردند با شديدترين وجهى احساسات محبت آميز خود را نسبت به ملت ايران و كشور ايران و نخست وزير ايران ابراز داشتند.
استقبالى كه قاهره از نخست وزير ايران نمود به اعتراف و تصديق راديو قاهره و خبرگزاريهاى اروپا و آمريكا كه جريان اين پذيرايى و استقبال را انتشار دادند، بى نظير و بى سابقه بود و پايتخت مصر پس از خاتمه جنگ جهانى دوم تاكنون از هيچ يك از شخصيت هاى برجسته اى كه به قاهره مسافرت كرده اند چنين استقبالى ننموده است. استقبال كنندگان كه تعداد آنها بيش از آن بود كه بتوان تخمين زد مسافت طولانى از شهر به طرف فرودگاه فاروق را كه تا شهر تقريباً چهل كيلومتر فاصله دارد رفته بودند و حتى در فرودگاه و حوالى آن هم علاوه بر رجال رسمى و محترمين و اشخاص سرشناس، هزاران نفر از طبقات مختلف حضور داشتند و مسافت چهل كيلومتر را براى استقبال از نخست وزير ايران طى كرده بودند. فشار مردم در فرودگاه هنگام فرود آمدن آقاى دكتر مصدق از هواپيما به حدى رسيد كه جمعيت صفوف پليس را شكافت وخود را به نزديكى نخست وزير ايران رسانيده و فرياد مى زدند: خدا نگهدار ايران باشد.
|
|
|
در داخل شهر هم دركليه خيابانهايى كه مسير آقاى دكتر مصدق بود، جمعيت موج مى زد. جمعيت در خيابان «ابراهيم پاشا» و ساير خيابانها به انتظار ديدار نخست وزير ايران اجتماع كرده بودند. در ميدان مقابل كاخ سلطنتى عابدين هم بيش از بيست هزار نفر از اهالى قاهره انتظار ورود آقاى دكتر مصدق را داشتند. راديو قاهره ديشب اطلاع داد فشار جمعيت استقبال كنندگان با اينكه چندين كيلومتر در داخل و خارج شهر از جمعيت موج مى زد به حدى زياد بود كه عده اى به علت ازدحام و فشار جمعيت بيهوش شدند.
هواپيماى حامل هيأت نمايندگى ايران دوساعت و نيم پس از نيمه شب سه شنبه (پريشب) از فرودگاه آمستردام حركت كرد و شش ساعت بعد، در فرودگاه فاروق در قاهره به زمين نشست. از دوساعت قبل از ورود هواپيماى آقاى دكتر مصدق سيل جمعيت به طرف فرودگاه فاروق روان بود و موقعى كه هواپيما به زمين نشست، بيش از پنج هزار نفر از طبقات مختلف در اطراف فرودگاه اجتماع كرده بودند. هنگامى كه هواپيما در آسمان نمايان شد، فرياد و ابراز احساسات استقبال كنندگان شروع شد. فرياد الله اكبر الله اكبر وغريو «يحيى مصدق»، «يحيى بطل الشرق» (زنده باد مصدق، قهرمان شرق) در فضا منعكس بود. هواپيما پس از گردش مختصرى در آسمان فرودگاه به زمين نشست و آقاى« ابراهيم فرج پاشا» كفيل وزارت خارجه مصر به اتفاق آقاى «حسين صبحى بيك» رئيس اداره امنيت عمومى وارد هواپيما شدند و آقاى فرج پاشا به نام دولت و ملت مصر به آقاى دكتر مصدق خير مقدم گفتند. دراين موقع، استقبال كنندگان ابراز احساسات مى كردند و اعضاى جمعيت اخوان المسلمين كه با كلام الله مجيد درست در صف مقدم استقبال كنندگان قرار داشتند آياتى از كلام الله مجيد كه با جهاد در راه اسلام و ميهن و علو مقام مجاهدين منا سبت داشت تلاوت مى نمودند.
پاسبانان و نيز صدها نفر از سربازان و ژاندارم هاى مصرى اطراف فرودگاه را احاطه كرده بودند. آقاى دكتر مصدق تقريباً ۱۰دقيقه در هواپيما توقف كردند. آثار خستگى از مسافرت طولانى در سيماى ايشان نمايان بود.
پس از آنكه آقاى دكتر مصدق از هواپيما خارج شدند غريو و فرياد جمعيت به حد اعلا رسيد. آقاى دكتر مصدق با تبسم و تكان دادن دست به احساسات پرحرارت استقبال كنندگان پاسخ مى دادند. پس از آنكه آقاى دكتر مصدق از هواپيما پايين آمدند، مراسم معرفى حضار به عمل آمد. آقاى دكتر مصدق همراهان خود را كه اعضاى هيأت نمايندگى بودند معرفى كرد و استقبال كنندگان به ايشان معرفى شدند. علاوه بر چند نفر از وزيران مصر و اعضاى عالى رتبه دولتى و محترمين و رجال و بيش از يكصد نفر عكاس و خبرنگار كه نمايندگى خبرگزاريها و جرايد دنيا را داشتند سفراى ممالك اسلامى نيز در فرودگاه حاضر بودند. آقاى دكتر مصدق به علت خستگى مفرطى كه داشت به وسيله صندلى متحركى به طرف اتومبيل سفارت كبراى ايران رفت و با آن اتومبيل در حالى كه اسكورت موتورسوارى از مأمورين انتظامى اطراف اتومبيل مزبور را احاطه كرده بودند به شهر عزيمت نمود تا مستقيماً به كاخ سلطنتى عابدين رفته، دفتر مخصوص را امضا كند.
اتومبيل نخست وزير ايران هر چه به شهر نزديكتر مى شد، بر جمعيت استقبال كنندگان افزود مى گرديد. از اتومبيل حامل دونفر از جمعيت اخوان المسلمين كه با اتومبيل دكتر مصدق همراه بوند در طول راه صداى تلاوت آيات قرآن شنيده مى شد. شهربانى قاهره براى سه روزى كه هيأت نمايندگى ايران در قاهره اقامت دارند وضع غيرعادى اعلام كرده. يعنى مرخصى افراد پليس را لغو نموده و ترتيبى داده است كه در هر لحظه صدها نفر مأمور شهربانى براى استقرار نظم و مراقبت در مسير اتومبيل آقاى دكتر مصدق حاضر باشند.
ولى مردم مصر كه اكنون به يك مبارزه حياتى دست زده اند براى آنكه رشد فكرى و سياسى خود را نشان دهند خودشان كاملاً مراقب نظم و آرامش بودند. به طورى كه با وجود چنين ازدحام بى سابقه اى كه دانشجويان قاهره و چندين هزار نفر از طبقات مختلف ديگر در آن شركت داشتند هيچ گونه حادثه غيرعادى رخ نداد و مردم با آنكه شورو هيجان بى نظيرى داشتند كاملاً نظم را رعايت مى كردند.با وجوداين جمعيت در چند نقطه از جمله در خيابان ابراهيم پاشا و نيز در نزديكى كاخ عابدين صف پليس و مأمورين انتظامى را شكافت وبه اتومبيل نخست وزير ايران نزديك شد.
در اين لحظات ابراز احساسات به اوج شدت رسيده بود و فرياد الله اكبر الله اكبر و زنده باد دكتر مصدق رهبر شرق در مبارزه با امپرياليسم به قدرى هيجان انگيز بود كه بسيارى از مردم از شدت احساسات اشك مى ريختند و مرتباً فرياد مى زدند خدا مصدق و نحاس را حفظ كند.
در سرتاسر مسير اتومبيل آقاى دكتر مصدق شعارهاى زيادى ديده مى شود كه همه آنها از هماهنگى ملت مصر و ملت ايران در ريشه كن ساختن آثار و بقاياى استعمار اجنبى و خيرمقدم به نخست وزير ايران حكايت مى كرد. به علاوه در فرودگاه قبل از ورود هواپيما نطق هاى مهيجى ايراد مى كردند.
مصدق در باشگاه روزنامه نگاران مصر
خبرنگار اعزامى اطلاعات در مورد برنامه هاى روز ۳۰آبانماه۱۳۳۰ به عنوان پركارترين روز مصدق از قاهره چنين گزارش داد:
«روز پنجشنبه سى ام آبان يكى از پركارترين روزهاى مسافرت دكتر مصدق بود. در اين روز از صبح تا ظهر نخست وزير اشخاصى را كه به ديدن ايشان مى آمدند، مى پذيرفت. اين ملاقاتها از ساعت ۸ و نيم صبح شروع گرديد و تا ظهر عده بسيارى از رجال، وزيران سابق، نمايندگان احزاب و دستجاب مختلف در مهمانخانه« شپرد»حضور يافته و دكتر مصدق را ملاقات كردند. ظهر نخست وزير ايران براى امضاى اعلاميه مشترك بين ايران و مصر به ملاقات نحاس پاشا رفت.
دكتر مصدق ساعتى را با نحاس پاشا گذرانيد و پس از اجراى مراسم و تشريفات امضاى اعلاميه، به دعوت وزير تجارت مصر،در مهمانخانه« مناهوس »در نزديكى اهرام حضور يافت. مهمانى وزير تجارت دعوت به ناهار بود. عده مهمانان محدود بود و مجلس ضيافت صورت بسيار دوستانه خودمانى داشت. وزير تجارت در ضمن مذاكرات خصوصى از لزوم بسط تجارت با ايران صحبت كرد. وى علاقه مندى خود را به اين موضوع ابراز داشت.
دكتر مصدق و اعضاى ميسيون پس از صرف ناهار ساعتى را به تماشاى اهرام و ابوالهول و خرابه هاى آثار قديم تاريخى مصر گذراندند و سپس به مهمانخانه بازگشتند. در اين موقع درست ساعت چهار بعدازظهر بود. سه ربع ساعت بيشتر نگذشت كه صداى سوت مأمورين گارد نگهبان و صداى حركت موتوسيكلت سوارها و اتومبيل هاى مأمورين انتظامى كه مسلحانه جلو و عقب اتومبيل بودند، بلند شد.
ادامه دارد