پنجشنبه ۲ تير ۱۳۸۴ -
Thu, Jun 23, 2005
زنان
۳۱۷۰
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
مهرگان
ماجرا
چالشهاى حقوقى
معصومه رحمانى
وكيل و مشاور حقوقى
حقوق زن
زنان حادثه جو
چالشهاى حقوقى
حقوق قانونى زن پس از فوت شوهر
معصومه رحمانى
وكيل و مشاور حقوقى
در مورد تأديه حقوق قانونى زن پس از فوت شوهرش بايد گفت: از جمله حقوقى كه به زوجه به عنوان همسر متوفى تعلق مى گيرد؛ جهيزيه، مهريه، ارثيه، نفقه زمان گذشته (در صورت عدم تأديه آن) و اجرت المثل است. البته در مورد اجرت المثل يا نحله ايام زندگى در مورد فوت شوهر، هنوز قانون به اتخاذ تصميم مناسب در اين زمينه نرسيده است و على رغم تلاشها وپيشنهادات فراوانى كه در اين زمينه به عمل آمد، اين مصوبه كه جهت بررسى نهايى به مجمع تشخيص مصلحت نظام ارجاع گرديده بود، مورد تصويب نهايى بنا به دلايل شرعى و قانونى خاص خود، مبنى بر اينكه آيا زن مى تواند از ماترك شوهر متوفى خويش، اجرت المثل ايامى كه با او زندگى مشترك داشته است را مطالبه كند يا نه؟، قرار نگرفت. در مورد نفقه نيز، مطابق ماده ۱۱۱۰ قانون مدنى، زن در زمان عده(۱) وفات كه به مدت ۴ماه و ۱۰ روز است حق نفقه ندارد (قبل از اصلاح ماده مذكور) البته لازم به ذكر است كه در اين مورد بحثهاى فراوانى به عمل آمده است، عده اى از فقها و حقوقدانان معتقدند، چنانچه زن باردار باشد در زمان عده وفات حق نفقه دارد و از مال متوفى و در صورت نداشتن مال، خويشاوندان او ملزم به پرداخت نفقه مى باشند و اين نفقه را مخصوص جنين مى دانند. عده اى ديگر (همه فقها و قانون مدنى) نيز نظر خلاف اين را قبول كرده و معتقدند زن در اين مدت استحقاق دريافت خرجى و به عبارتى قانونى نفقه را ندارد. (۲)
لازم به تذكر است كه زن فقط مى تواند نسبت به نفقه گذشته خود، آن هم چنانچه پرداخت نگرديده باشد دادخواست حقوقى مطالبه نفقه ايام گذشته را دهد و طلب او از اين بابت، طلب ممتازه تلقى مى شود. يعنى: چنانچه مرد بنا به دلايلى ورشكسته گردد، نفقه زن مقدم بر بدهى هاى مرد است؛ و اگر قرار باشد بدهى هاى او را از باقيمانده اموالش بپردازد، نفقه همسر جزو ديون مقدم است.
درمورد جهيزيه نيز، مطابق ليستى كه در دسترس او مى باشد، مى تواند دادخواست تأمين جهيزيه دهد. تا از آنها (اموال مورد بحث جهيزيه) صورت بردارى گردد و مانع از انتقال آنها به غير شود.
درمورد مهريه نيز، مطابق ماده ۱۰۸۲ قانون مدنى كه ملكيت زن نسبت به مهريه را به محض وقوع عقد تصريح نموده است و تبصره ذيل آن كه مهريه به نرخ روز را مطرح مى كند (ماده واحده الحاق يك تبصره به م ۱۰۸۲ قانون مدنى مصوب ۱۳۷۶‎/۴‎/۲۹ مجمع تشخيص مصلحت نظام) زن مى تواند چنانچه مهريه او وجه نقد باشد، با توجه به نرخ تورم و شاخص سالانه بانك مركزى كه طبق فرمول خاصى محاسبه مى گردد، از ماترك همسر خود دريافت دارد. البته لازم به ذكر است كه تمامى دادخواست هايى كه در اين مورد ارائه مى دهيد به طرفيت ورثه متوفى، تنظيم و به دادگاه صالح كه به موجب لايحه قانونى اختصاص تعدادى از دادگاههاى موضوع اصل ۲۱ قانون اساسى (دادگاه خانواده) مصوب ۱۳۷۶‎/۵‎/۸ مجلس شوراى اسلامى، دادگاه خانواده است تقديم نماييد.
از جمله حقوق ديگرى كه جزوحقوق حقه قانونى همسر متوفى است، سهم الارث اوست. طبق مواد قانونى پيرامون ارث و متون شرعى اسلامى، ميزان ارث زن، چنانچه داراى فرزند باشد يك هشتم از اموال و دارايى هاى شوهر در زمان فوت (ماترك) مى باشد و در صورت نداشتن فرزند به ميزان يك چهارم افزايش مى يابد. (وفق ماده ۹۱۳ به بعد قانون مدنى). تذكر اين نكته ضرورى است كه زن از اموال منقول (۳) و از قيمت بنا و اشجار (درختان) ارث مى برد نه از عين آنها. يعنى از خود زمين و اموال غيرمنقول (۴) نمى تواند ارث ببرد.
نكته قابل توجه در مورد كليه اقدامات فوق اين است كه زن قبل از هر اقدامى در درجه نخست بايد درخواست صدور گواهى انحصار وراثت را از دادگاه بنمايد. طبق مقررات قانونى كه در شماره هاى بعدى به آن اشاره خواهد شد دادگاه اقدام به تنظيم گواهى در اين زمينه نموده و تصديقى مشعر بر وراثت و تعيين وراثت و نسبت آنها به متوفى را صادر خواهد كرد. با در دست داشتن اين گواهى زن مى تواند به عنوان يكى از وراث متوفى در زمينه مسائل ذكر شده قبلى، اقدامات قانونى لازمه را جهت ايفاى حقوق حقه قانونى خودبه عمل آورد.
(۱) عده: در اصطلاح فقهى عبارت است از مدتى كه زن آزاد پس از جدايى از همسر در حالت انتظار است؛ حال فرق نمى كند كه اين جدايى طلاق باشد يا فسخ نكاح يا موت يا بذل مدت يا انقضاى آن و علت نگه داشتن عده، جلوگيرى از اختلاط نسب است. (حقوق خانواده، محقق داماد، ص۴۴۷)
(۲) با توجه به اختلاف نظرهاى فراوان در اين زمينه و تلاشهاى انجام شده ماده ۱۱۱۰در تاريخ ۸۱‎/۸‎/۱۹ به شرح ذيل اصلاح گرديد: در ايام عده وفات، مخارج زندگى زوجه، عندالمطالبه از اموال اقاربى كه پرداخت نفقه به عهده آنان است (در صورت عدم پرداخت) تأمين مى گردد.
(۳) اموال منقول: اشيايى كه نقل آن از محلى به محل ديگر ممكن باشد بدون اينكه به خود يا محل آن خرابى وارد آيد، منقول است. (ماده ۱۹ ق . مدنى)
(۴) اموال غيرمنقول: مال غيرمنقول آن است كه از محلى به محل ديگر نتوان نقل نمود اعم از اينكه استقرار آن ذاتى باشد يا به واسطه عمل انسان، به نحوى كه نقل آن مستلزم خرابى يا نقص خود مال يا محل آن شود. (م ۱۲ ق. مدنى)
حقوق زن
شروط ضمن عقد جبران كننده كاستى هاى حقوق زنان
217101.jpg
بخش پايانى
دكتر حسن حميديان مدير كل
هماهنگى امور استانهاى قوه قضاييه
به موجب ماده ۱۱۱۹ قانون مدنى: «طرفين عقد ازدواج مى توانند هر شرطى را كه مخالف با مقتضاى عقد نباشد، در ضمن عقد ازدواج قيد بنمايند. مثل اينكه شرط شود هر گاه شوهر، زن ديگرى بگيرد و يا در مدت معينى غايب شود، يا ترك انفاق نمايد يا عليه حيات زن سوء رفتارى يا سوء قصدى نمايد كه زندگانى آنها با يكديگر غيرقابل تحمل شود، زن وكيل و وكيل در توكيل باشد كه پس از اثبات تحقق شرط در محكمه و صدور حكم نهايى خود را مطلقه سازد.»
تعيين مسكن:
اختيار مسكن طبق ماده ۱۱۱۴ با مرد است و زن بايد در منزلى كه شوهرش مى گيرد سكونت كند مگر آنكه با شرط ضمن عقد حق مسكن را از همسر خود گرفته باشد و يا زمانى كه - مگر شرط ضمن عقد - خوف ضرر بدنى زوجه از سوى زوج ثابت شود كه در چنين مواردى قانون اجازه اختيار كردن مسكن ديگر را به زوجه داده است.
ضمانت اجراى نفقه:
ماده ۱۱۲۹ مى گويد: در عجز يا استنكاف مرد از پرداخت نفقه به زن حق طلاق با مراجعه به دادگاه داده مى شود. منظور از نفقه، نفقه آينده است. ترك نفقه از سوى مرد از موارد عسر و حرج (موضوع ماده ۱۱۳۰ قانون مدنى) محسوب مى شود و طبق ماده ۶۴۲ قانون مجازات اسلامى هركس با داشتن استطاعت مالى از پرداخت نفقه همسر و ساير افراد واجب النفقه خوددارى نمايد به مجازات از سه ماه و يك روز تا ۵ ماه حبس محكوم مى گردد و اگر مرد نفقه زنان متعدد خود را نپردازد چند جرم را مرتكب شده است.
موارد سقوط نفقه: ۱- نشوز ۲- عقد موقت مگر آن كه شرط شده باشد ۳- در صورت فوت ۴- در طلاق بائن.
ويژگى هاى نفقه:
۱ - نفقه زوجه بر اقارب مقدم است اين موضوع برمى گردد به علت هاى استحقاق نفقه
۲ - تقدم نفقه بر ساير ديون
۳ - شرط نفقه اقارب ناتوان بودن آنها است اما براى زوجه چنين شرطى نيست حتى اگر زوجه ميلياردر باشد.
۴ - نفقه گذشته زن تبديل به دين و در ذمه مردم است اما نفقه اقارب شامل حال و آينده است.
نفقه بعد از انحلال نكاح:
۱- در طلاق رجعى زوجه مستحق نفقه است.
۲ - در طلاق بائن در صورت حامله بودن و براى حفظ جنين زوجه مستحق نفقه مى باشد.
۳ - در فوت در صورتى كه زن حامله باشد مستحق نفقه است.
نفقه اولاد: با پدر است چه حضانت برعهده مادر باشد و چه نباشد و در صورت فوت با جد پدرى است.
مهريه
همانطورى كه از نام مهريه كه نام ديگر آن صداق است معلوم مى شود مهريه نوعى هديه ازسوى مرد به زن است كه طبق نظر روانشناسان دادن هديه از سوى مرد به زن مى تواند در ايجاد انرژى عاطفى و تقويت عشق و عاطفه بسيار مفيد و مؤثر باشد لذا مهريه بايد در بهترين لحظات زندگى و زمانى كه زوجين در اوج صفا و صميميت قراردارند ازسوى مرد به زن پرداخت شود. چون در هر حال بايد بپذيريم كه يكى از مسائل مهم جوانى ازدواج است و يكى از موضوعات مهم ازدواج مسأله مهريه است كه خود مهريه براى زنانى كه داراى پشتوانه اقتصادى نيستند براى روزهاى تار زندگى مى تواند مايه اطمينان و نقطه اميدى باشد و به قول معروف طلاى زرد براى روزهاى سياه كارساز است. اما عدم دقت در تعيين مهريه ممكن است پيامدهاى مخرب و ناصوابى را در پى داشته باشد و به اتقان و استحكام زندگى لطمه وارد سازد چون مهريه حقى است طبيعى و شرعى و قانونى و به مجرد عقد زن مالك آن مى گردد و مى تواند در آن دخل و تصرف نمايد و حتى بعد از فوت به ارث هم مى رسد زيرا طبيعت زن به صورتى ساخته شده كه مهرپذير است لذا با اين نگاه مهريه جزو حقوق طبيعى زن قرارگرفته و شارع مقدس بر آن صحه گذاشته است.
زن بايد بداند در مهريه بالا جسم، جان و روح چه كسى لطمه خواهدخورد و كمر چه كسى خواهدشكست يقيناً اين فرد كسى غير از مرد خانه و پدر فرزندان نخواهدبود و به اين امر بايد توجه داشت كه براى شكل گيرى هرچيزى يك نقطه ثابتى لازم است كه مهريه هاى بالا به نقطه ثابت زندگى يعنى «وفاق خانوادگى» كه مى تواند «وفاق اجتماعى» را در برداشته باشد لطمه وارد مى سازد.
واژه مهر:
مهر كلمه اى است عربى در فارسى به آن كابين مى گويند و لغات مترادف آن در عربى صداق و نحله مى يابد. در قرآن كريم كلمه مهر به كار رفته است و آتو االنساءصدقاتهن نحله (صداقهاى زنان را به عنوان بخشش پرداخت نماييد) مهريه مبتنى بر سنت و مذهب است و در كشورهاى غربى چيزى به نام مهريه وجود ندارد.
اقسام مهر:
عبارتند از: ۱- مهرالمسمى ۲- مهرالمثل ۳- مهرالمتعه
۱- مهرالمسمى :
همان چيزى است كه هنگام عقد و يا بعد از عقد با تراضى هم تعيين مى شود (ماده ۱۹۸۷ق.م)
۲ - مهرالمثل:
اگر به هنگام عقد مهر تعيين نشده باشد، بعد از عقد عروسى كنند (طبق ماده ۱۰۹۱ق.م) مهرالمثل تعيين و در تعيين آن حال زن از حيث شرافت خانوادگى و ساير صفات و وضعيت او مدنظر قرارمى گيرد.
۳ - مهرالمتعه:
در جايى است كه قبل از تعيين مهر و قبل از عروسى طلاق پيش مى آيد كه در اينجا حال و وضعيت مرد از نظر غنا و فقر ملاك قرار مى گيرد و اگر جدايى قبل از تعيين مهر و عروسى با فوت اتفاق افتد زن مستحق هيچ چيز نخواهدبود.
زنان حادثه جو
پرستار جنگ
217128.jpg
«ويويان بولونيكل» در ۱۸ دسامبر سال ۱۹۱۵ در شهر كاپاندا واقع در جنوب استراليا به دنيا آمد. او يك برادر داشت و پدرش در معادن شهر «بروكن هيل» كار مى كرد و «ويويان» نيز آموزش عمومى خود را در سال ۱۹۳۸ در بيمارستان همين شهر به اتمام مى رساند. او تحصيلات خود را در سال ۱۹۳۹ به عنوان ماما به پايان رساند و به عنوان پرستار در بيمارستان خصوصى «كيو» شروع به كار كرد. از سال ۱۹۴۰ تا ۱۹۴۱ در بيمارستان مك فارسون ملبورن مشغول به كار شد و در همين بيمارستان او با «ويلما اورام» آشنا شد.
با شروع جنگ جهانى دوم «ويويان» و «ويلما» هر دو به طور جداگانه، تصميم گرفتند كه به عنوان نرس به ارتش استراليا بپيوندند. ابتدا «ويويان» براى استخدام به نيروى هوايى مراجعه كرد ولى به دليل صافى كف پاهايش او را قبول نكردند. اما همين پاها در طول سه سال و نيم اسارت او را همراهى كردند.
در سال ۱۹۴۱ هم ويويان و هم ويلما به عنوان پرستار در سيزدهمين بيمارستان تازه تأسيس استراليايى شروع به كار كردند و در سپتامبر همان سال واحد آنها در يك بيمارستان شناور (كشتى بيمارستانى) وانگانلا به مقصد ناشناسى كه بعدها به سنگاپور خوانده شد، رهسپار شدند.
سقوط سنگاپور
در سنگاپور ويويان به مدت چند هفته به مالاكا و ويلما نيز به جوهر و بحر فرستاده شد. پس از چند هفته ويويان و ساير پرستاران از مالاكا به «جوهربحر» مراجعت كردند و اعضاى واحد سيزدهمين بيمارستان استراليايى مجدداً در كنار يكديگر قرار گرفتند.
اين گروه پرستار در شرايط ابتدايى كار مى كردند زيرا كه بيمارستان پر از بيمار بود و با وجود اينكه در اين مقطع زمانى دشمن هيچ حمله اى نكرده بود. بيماران زيادى مى بايست مداوا شوند و تعدادى عمل جراحى نيز مى بايست انجام شود. در ۷ دسامبر ،۱۹۴۱ در همان روزى كه ژاپنى ها به بندر هاربور حمله كردند، ژنرال ياماشينا، فرمانده لشگر ۲۵ مالايا تسخير و سنگاپور را بمباران كرد و ژاپنى ها براى رسيدن به جزيره سنگاپور شروع به جنگ در شبه جزيره مالزى كردند در اين جنگ تعداد زخمى ها بسيار زياد بود و در پايان ژانويه ،۱۹۴۲ اين تيم پزشكى مجبور شد كه محل خود را ترك و به جزيره سنگاپور بروند، يعنى جايى كه گروه پرستاران اين تيم ناچار بودند كه با سرعت هر چه تمام تر دبستان سنت پاتريك را به بيمارستان تبديل كنند.
در اينجا،  پرستاران مجبور بودند كه زير بمباران شديد كار كنند. در هشتم فوريه، زمانى آنان مى بايست نابود شوند و يا تسليم كلنل «ا.پى درهام» معاون خدمات پزشكى و يك افسر ديگر به نام گلى وايت تلاش كنند كه پرستاران را همراه بيماران از سنگاپور دور كنند. در ۱۰ فوريه شش پرستار و تعدادى از بيماران با كشتى چينى واى سو و ۶۰ پرستار و تعدادى ديگرى از بيماران با كشتى امپاير استار و باقى پرستاران و بيماران با كشتى واتربروك كه به سرچارلز دايز بروك حكمران ساراواك تعلق داشت، سنگاپور را ترك كردند. كشتى وايزبروك فقط توانايى حمل ۱۲۰ مسافر را داشت كه ۲۶۵ زن و مرد و بچه و ۶۵۴ پرستار سوار آن شده بودند. آب و غذا كم بود و كشتى در تاريكى به حركت درآمد. روز بعد كاپيتان مجبور شد كشتى را تمام روز در پشت صخره اى پنهان نگه دارد و هنگام شب بود كه كشتى به بانكا استريت رسيد.
در اينجا بود كه كشتى سه بار مورد حمله قرار گرفت. يك بمب از دودكش كشتى به داخل افتاد، دومى عرشه را خراب كرد و سومى تعدادى از مسافران را مجروح نمود. كشتى شروع به فرو رفتن كرد و ۱۵ دقيقه طول كشيد تا كشتى در آب فرو رفت. بعضى از پرستاران به مجروحان كمك كردند تا به بخش بالايى كشتى بروند و ساير پرستاران به مسافران كمك كردند تا سوار قايق هاى نجات شوند. بولونيكل نيز پس از كمك به مجروحان خود را به نردبان طنابى يك قايق نجات آويزان شد و در آخرين دقايق بعدازظهر به ساحل جزيره بانكا استريت رسيد.
قتل عام جزيره بانكا
در طول شب بازماندگان كشتى واتربروك به ساحل جزيره مى آمدند و تا هنگام صبح تقريباً ۶۰ مرد، زن و بچه و ۲۲ پرستار در ساحل آمده بودند. آنان به غذا و آب نياز داشتند روز بعد ويويان و ۵ پرستار ديگر به منظور پيدا كردن آب و غذا به اولين دهكده سر راه رفتند اما مردان دهكده از ترس ژاپنى ها آنان را از خود راندند.
عاقبت اين گروه توانست چشمه آب تازه را پيدا كنند. در طول شب گروه بازمانده صداى گلوله ها را مى شنيدند و كمى بعد يك قايق نجات تعدادى از ارتشيان انگليسى به ساحل رسيدند.
اكنون تعداد آنان تقريباً صد نفر مى شد، بنابراين تصميم گرفتند كه خود را به ژاپنى ها تسليم كنند. يك گروه كوچك مأمور جست وجوى ژاپنى ها شدند. ويويان يولونيكل به آرامى روى شن هاى ساحل نشسته بود كه ژاپنى ها سر رسيدند آنان دستور دادند كه نيمى از مردان تنبيه شوند و سپس گروهى از ژاپنى ها آنان را با زور سر نيزه به پشت دماغه منتقل كردند.
چند دقيقه بعد ژاپنى ها برگشتند و بقيه مردان را هم به پشت دماغه منتقل كردند.
ديگر روى ساحل سرپرستار دروموند، ۲۱ پرستار تحت اختيارش و يك زن ديگر باقى مانده بودند. يكى از زنان با نفرت گفت كه از دو چيز بدم مى آيد. دريا و ژاپنى ها كه حالا هر دو در كنارم اند. همه زنان با صداى بلند خنديدند كه صداى شليك گلوله بلند شد. چند لحظه بعد سربازان ژاپنى در حالى كه مشغول پاك كردن تفنگ و نيزه هاى خون آلودشان بودند ظاهر شدند. به زنان اشاره كردند كه سرپا بايستند و هيچ يك از آنان نتوانستند گريه كنند، نه فرار كنند. اگر هم مى خواستند فرار كنند، به كجا؟
به زودى سربازان آنان را به طرف ساحل بردند. بيست و دو پرستار و يك زن مسن رو به افق در يك خط ايستادند. پرستاران هنوز علامت صليب سرخ بر بازو داشتند. علامتى كه مى بايست حافظ آنها باشد. آب ديگر تا كمر آنها رسيده بود كه ژاپنى ها به روى آنان آتش گشودند. آنان يكى پس از ديگرى مى افتادند.بولونيكل ديد كه چگونه سه پرستار زير امواج آب ناپديد شدند، سپس يكى يكى دوستانش نيز در امواج ناپديد شدند. از گلوله هايى كه به طرف او شليك شد، تنها يكى به عضلات بالاى لگن خاصره اصابت كرد. نيروى برخورد گلوله او را به داخل امواج پرتاب كرد و او در آب شناور شد. شروع كرد به بلعيدن آب نمك و سپس دچار حالت تهوع شد. اما هنوز نمرده بود.
با وجود اينكه زخمى شده بود، مى دانست كه اگر دچار حالت تهوع شود و يا هرگونه حركتى كه نشان زنده بودن او باشد، ژاپنى ها حتماً او را خواهند كشت. به همين جهت نفس را در سينه حبس كرد و با وجودى كه نمى توانست شنا كند، خود را در آب غوطه ور كرد. به تدريج جريان امواج او را به ساحل نزديك كردند.
او مى گويد: «وقتى به ساحل نزديك شدم، تمام توانم را جمع كردم و بلند شدم، اما اثرى از ژاپنى ها نبود. هيچ كس نبود جز من.» او شروع كرد به راه رفتن. اين بار او به طرف جنگل حركت كرد. بعدها گفت: نمى دانم چقدر راه رفتم و نمى دانم كه بيهوش شدم يا به خواب رفتم. صبح كه شد ويويان از خواب بيدار شد، تشنه بود. گرماى هوا او را آزار مى داد. به ياد چشمه آب افتاد. تا خواست به طرف چشمه برود، ديد كه دسته اى از ژاپنى ها به ساحل بازگشته اند.
كمى بعد، وقتى كه ژاپنى ها رفتند، او به طرف چشمه حركت كرد. آب چشمه خنك بود و او حريصانه آب مى نوشيد كه صدايى شنيد. مردى به زبان انگليسى مى گفت: پرستار كجا بودى؟ اين صداى پت كينگزلى بود كه در ميان سربازان تيرباران شده زنده مانده بود. او به سختى مجروح بود. ويويان و كينگزلى ۱۲ روز در جنگل مخفى شدند. در اين مدت ويويان كه خود نيز مجروح بود، زخم هاى كينگزلى را پانسمان كرد و تا آنجا كه مى توانست غذا تهيه كرد.
ويويان دريافت كه اين شرايط را نمى توان ديگر تحمل كرد و به اين نتيجه رسيد كه دوباره بايد خود را تسليم كنند. كينگزلى خواهش كردكه تا فردا كه او ۳۹ ساله مى شود، صبر كنند. او مى خواست سالروز تولدش را به عنوان يك فرد آزاد جشن بگيرد. فرداى آن روز هر دو در جنگل تولد كينگزلى را جشن گرفتند.
زندانى جنگى
در ۲۸ فوريه ويويان و كينگزلى بار ديگر خود را تسليم ژاپنى ها كردند و ژاپنى ها هم آنها را به كمپ، يعنى جايى كه ۳۱ پرستار نجات يافته از كشتى واتربروك نگهدارى مى شدند، بردند. چند روز بعد كينگزلى به دليل جراحات عميقش جان خود را از دست داد.
ويلما اورام مى گويد: وقتى كه ويويان به كمپ وارد شد، ما خيلى خوشحال شديم. اميد داشتيم بقيه همكارانمان را هم ببينيم. ويويان گرسنه، آفتاب سوخته و خسته بود و لباس او غرق خون بود. گرچه ما لباس چندانى نداشتيم، ولى لباسى به او داديم و زخمش را پانسمان كرديم.
ويويان به عنوان يك عضو از گروه ۳۲ نفره پرستاران زندانى جنگى سال ها در زندان ماند. او تمام وظايفش را در كمپ به خوبى انجام مى داد و تصميم داشت به عنوان تنها بازمانده و شاهد قتل عام همرديفانش، زنده بماند. او به خود گفته بود كه بايد زنده بماند، به وطن برگردد، زيرا بدون او، دوستانش به دست فراموشى سپرده مى شوند.
در سال ۱۹۴۲ از گروه ۶۵ نفره پرستاران كه در كشتى واتربروك بودند، تنها ۲۴ نفر به استراليا برگشتند. ۱۲ نفر در دريا غرق شدند و ۲۱ نفر در قتل عام ساحل راجى جان خود را از دست دادند و ۸ نفر به عنوان زندانى جنگى جان باختند.
سال هاى پس از جنگ
در بازگشت به استراليا، ويويان يولونيكل و ويلما اورام تا ماه ژوئن ۱۹۴۶ با هم در بيمارستان نظامى هايزبرگ كار مى كردند. پس از آنكه ويلما در سال ۱۹۴۷ ازدواج كرد، ويويان از ارتش جدا شد و در بيمارستان غيرنظامى شروع به كار كرد.
او همواره خاطره دوستانش را حفظ مى كرد. پس از چندى او به همراه همكارش بتى جفرى كه او هم زندانى جنگى بود، براى جمع آورى پول مورد نياز براى تأسيس مركز يادبود پرستاران در ملبورن به سفر پرداختند. اين مركز فقط براى يادبود پرستاران كشتى واتربروك نبود، بلكه به يادبود تمام پرستاران جنگ جهانى دوم بنا شده بود.
در سال ۱۹۷۰ ويويان به عنوان يكى از اعضاى كالج پرستارى و كمى بعد به عنوان رئيس كالج به سختى درگير مسائل و مشكلات شيوه آموزشى پرستاران تحت عنوان «اهداف آموزش پرستاران» گرديد. حاصل اين تلاش جدا شدن بخش آموزشى از بيمارستان ها و تأسيس رشته پرستارى در دانشگاه گرديد. در اين زمان او توانست وضعيت حقوقى پرستاران و شرايط محيط كار آنان را بهبود بخشد.
به منظور قدردانى از كسانى كه در مدت اسارت پرستاران، به آنها كمك كرده بودند، صندوقى به منظور كمك به پرستاران مالزيايى كه براى تحصيل در مقطع فوق ليسانس به استراليا مى روند، تأسيس نمود.
ويويان يكى از اعضاى دائمى مراسم يادبودهاى متعدد شد و پس از آنكه در سال ۱۹۷۷ با كلنل فرانك استاتهام ازدواج كرد، به سخنرانى ها و شركت در مراسم يادبود ادامه داد. در آن زمان كه او مدال فلورانس نايتينگل و... را دريافت كرد، گفت: اين مدال ها براى زنده نگهداشتن خاطره پرستارانى است كه در قتل عام و كمپ زندان جان خود را از دست داده اند و اين زندگى، موقعيت هاى مناسب و آزادى كه جوان هاى ما دارند، به قيمت جان اين عزيزان فراهم شده است.
۵۰ سال بعد از آنكه ويويان ساحل جزيره بانكا را ترك كرد، او به همراه چند تن از پرستاران زندانى جنگى، براى آخرين ديدار و اداى احترام به اين جزيره سفر كرد. براى ويويان جزيره ديگر بخشى از تاريخ او نبود، جزيره غيرواقعى به نظر مى رسيد و دوباره چشمه آب را پيدا كرد. به گورستان رفت و از يكى از كمپ هاى زندانيان جنگى نيز دوباره ديدن كرد، اما نتوانست محل دقيق قتل عام را نشان بدهد.
اكنون جزيره بانكا شبيه ساير جزيره هاى دنيا بود. در انتها، او مانند ساير زندانيان جنگى در ساحل يعنى جايى كه احساس مى كردند نزديك به محل قتل عام است، از بناى مقبره يادبود ۴۱ پرستار كشتى واتربروك كه برنگشتند، پرده بردارى كردند.
ويويان بولونيكل در سوم جولاى سال ۲۰۰۰ از دنيا رفت و مردم در سراسر استراليا به سوگ او نشستند. در انتها، اين زن فداكار و شجاع، با آن لبخند مهربان توانست به دوستانش كمك كند تا جاودانه شوند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |