دوشنبه ۶ تير ۱۳۸۴ -
Mon, Jun 27, 2005
ديپلماتيك
۳۱۷۴
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
يك استاد آمريكايى اعلام كرد:
دكتر اطهرى در گفت وگو با «ايران»:
يك استاد آمريكايى اعلام كرد:
تمايل آمريكا به شكست گفت وگوهاى ايران و ۳ كشور اروپايى
پاريس - مسعود دهقانى: «استيون اكوويچ» استاد آمريكايى دانشگاه آمريكايى، در «پاريس» درخصوص مذاكرات هسته اى ايران و سه كشور اروپايى گفت: آمريكا قلباً مايل به شكست خوردن گفت وگوهاى ايران و سه كشور اروپايى است. وى در مصاحبه اى با خبرنگار ايران در پاريس افزود: با اين حال، آمريكا در حال حاضر از گفت وگوهاى سه كشور اروپايى با ايران كه برنامه هاى ايران و صداقت اين كشور را مورد ارزيابى قرار مى دهند، حمايت مى كند.
اين استاد دانشگاه آمريكايى پاريس مى افزايد: آمريكا قصد ندارد ايران را از انرژى هسته اى صلح آميز محروم كند، بلكه تنها مى خواهد مانع دستيابى ايران به بمب اتمى شود. وى در همين حال به تعدد تصميم گيرى در عرصه سياست خارجى در آمريكا اشاره و اضافه كرد: در آمريكا، كنگره، سياست خارجى خود را دارد، پنتاگون خط خود را دنبال مى كند و دولت آمريكا نيز تابع سياست خارجى خود است كه الزاماً اين سياست ها در راستاى يكديگر نيستند. اكوويچ در مورد تأثيرپذيرى سياست آمريكا از اسرائيل عنوان كرد: من چنين احساسى ندارم. هميشه در مورد وجود نفوذ لابى يهوديان و اسرائيل اغراق مى شود. آنچه كه اسرائيل عليه ايران انجام مى دهد، پاسخى به اظهارات مسؤولين ايرانى مبنى بر نابودى اسرائيل است. بايد به اين اظهارات توجه كرد چون مهم هستند. از طرفى سياست خارجى در ايران نيز متكثر است و معلوم نيست در ايران سياست خارجى را چه كسى پيش مى برد.
وى در مورد ارزيابى خود از مواضع ايران در خلال گفت وگوهايش با سه كشور اروپايى گفت: بايد در اين مورد ديد اروپايى ها از اين گفت وگوها چه چيزى به دست آورده اند. اكوويچ با رد اين مطلب كه «مهمترين دستاورد اروپايى ها از اين گفت وگوها، عمل ايران به وعده خود مبنى بر تعليق برنامه هاى خود به ويژه در امر غنى سازى بوده است و برعكس اين ايرانى ها هستند كه معتقدند چيزى از سوى اروپايى ها نگرفته اند» گفت: اين مطلب درست نيست. ايرانى ها نيز دستاوردى داشته اند تحقق وعده ها نياز به زمان دارد اين قبيل مسائل يك شبه حل وفصل نمى شود. اروپايى ها در اين فاصله آمريكا را متقاعد كرده اند كه با درخواست ايران براى ورود به سازمان تجارت جهانى مخالفت نكند و آمريكايى ها نشان داده اند كه مخالفتى نخواهند داشت. آن ها حتى موافقت خود را براى فروش قطعات بوئينگ اعلام داشته اند. ببينيد حركات و نشانه هاى كوچكى به چشم مى خورد و نمى توان به ناگهان همه چيز را به ايرانى ها داد. بايد به تدريج و در جهت درست حركت كرد و اين كار، زمان مى برد.
با اين حال، وى تصريح كرد: البته بدون هيچ اعلان رسمى، دولت بوش مايل است اين گفت وگوها با شكست روبرو شود تا ضمن به كرسى نشستن مواضع خود بتواند سياست شدت عمل را حاكم كند. به اعتقاد اين استاد، در واقع، آمريكا دو سياست را در پيش گرفته است: نخست، سياست گفت وگو با مردم ايران در مورد برقرارى دموكراسى و دوم سياست انتظار در مورد نتيجه گفت وگوهاى اروپا با ايران در مورد برنامه هاى هسته اى. به اين ترتيب، آمريكا گفت وگو با دولتمردان ايرانى را به اروپايى ها واگذار كرده است. وى در مورد مناسبات ايران و آمريكا گفت: بايد پذيرفت كه روابط دو كشور روابط پيچيده اى است. تاقبل از جنگ جهانى دوم آمريكايى ها در ايران حضور چندانى نداشتند درواقع، با مسأله ملى شدن صنعت نفت بود كه عملاً پاى آمريكا به ايران باز شد.
او درخصوص حوادث مربوط به ملى شدن نفت و اختلاف ايران و انگليس افزود: انگليسى ها زياده خواه بودند. در آن ايام آمريكايى ها با عربستان سعودى در زمينه نفتى همكارى داشتند و درآمد نفتى را به صورت نصف نصف تقسيم مى كردند. درجريان ملى شدن نفت نيز انگليسى ها و ايرانى ها هر يك تمام درآمد را مى خواستند اما آمريكايى ها فرمول همكارى خود با عربستان يعنى تقسيم نصف نصف را به مصدق پيشنهاد دادند. اين استاد دانشگاه در ادامه مدعى شد: اگر مصدق آن را مى پذيرفت، شايد آمريكايى ها مجبور به براندازى وى نمى شدند. پس از اين حادثه بود كه به تدريج، ايران در سياست هاى منطقه اى آمريكا مطرح شد. اكوويچ با قبول اشتباه بودن اين سياست گفت: البته در سال ها ى اخير وزير پيشين امورخارجه آمريكا بابت اين كار از ايران عذر خواهى كرد. ايرانى ها خود خواستار چنين كارى از سوى آمريكا بودند اما وقتى هم آمريكا اين كار را كرد با آن برخورد خوبى نكردند. وى در خصوص وقوع انقلاب و مسأله اشغال سفارت آمريكا درتهران گفت: اين مسأله تحقير آمريكا بود. آمريكايى ها هيچ گاه ايران را بابت اين مسأله نبخشيدند. همان گونه كه ايرانى ها هيچ گاه آمريكايى ها را از بابت سرنگونى مصدق نبخشيدند. او در مورد حمايت آمريكا از عراق در خلال جنگ گفت: با وقوع جنگ ميان عراق و ايران آمريكايى ها مانند سايرين بر اساس نظر «هنرى كيسينجر» مايل بودند كه اين جنگ برنده نداشته باشد و از اين رو آن ها به عراق كمك كردند. اكوويچ افزود: در دهه ،۱۹۹۰ ايران در آستانه تهاجم آمريكا قرار گرفت. عملاً درخليج فارس درگيرى هايى ميان نيروى دريايى ايران و آمريكا درگرفت. در همين اثنا بود كه يك ناو آمريكايى، يك فروند هواپيماى ايرباس ايرانى را سرنگون كرد. البته اين يك اشتباه نظامى بود و هيچ جنگى بدون اشتباه نيست. حتى آمريكايى ها حاضر شدند بابت اين كار غرامت بپردازند. وى در پاسخ به اين سؤال كه اگر اين حادثه يك اشتباه بود، چرا به فرمانده ناو نيز نشان افتخار داده شد، ادعا كرد: تا آنجا كه من مى دانم، مدالى داده نشد. اشتباه بودن اين حادثه نيز رسماً اعلام شد. از سوى ديگر نبايد فراموش كرد پرواز دادن يك هواپيماى غير نظامى بر فراز منطقه اى كه شاهد درگيرى هاى نظامى است نيز كار درستى نبود.
استيون اكوويچ در خصوص وضعيت حاضر و احتمال حمله آمريكا به ايران گفت: به نظر نمى رسد كه كاخ سفيد در صدد رويارويى با ايران باشد. سياست كاخ سفيد در حال حاضر اين است كه با حكومت ايران هيچ ديالوگى نداشته باشد.
اكوويچ در بخشى از اين مصاحبه در واكنش به اين مطلب كه « چگونه آمريكا، پاكستان را كه از طالبان حمايت مى كرد، دموكراسى مى داند و حتى بمب اتمى اين كشور را تحمل مى كند اما براى انرژى صلح آميز هسته اى ايران اينقدر فشار وارد مى آورد» گفت: دليلش اين است كه آنها، ما (آمريكا) را تهديد نمى كنند....
وى در مورد اهميت نقش حقوقى در اين ماجرا گفت: از نظر حقوقى ايران حق دستيابى به انرژى هسته اى را دارد اما معاهده منع گسترش سلاح اتمى داراى اشكالاتى است. اين معاهده اجازه آن را مى دهد كه در فاصله اى كوتاه فراتر از حد مصرف صلح جويانه رفت. اما به اعتقاد آمريكا كشورى كه حتى اين مرحله را رد كند اگر دوست آمريكا باشد خيلى نگران كننده نيست.
او همچنين افزود: در عين حال بايد توجه داشت كه ايران با بمب اتمى نمى تواند به امنيت دست يابد. اين سؤالى است كه براى ليبى نيز مطرح بود. ليبى با انصراف از برنامه هاى هسته اى خود پى برد كه بدون داشتن سلاح اتمى بيشتر از زمانى كه داراى آن است در امنيت خواهد بود و راحت تر در نظام بين المللى جاى مى گيرد. اين وضعيتى است كه كره شمالى و ليبى نيز بايد بدان فكر كنند.
دكتر اطهرى در گفت وگو با «ايران»:
ايران برنده تحولات عراق است
217599.jpg
گفت وگو از عارف واحد ناوا
مجمع ملى عراق در چهارمين نشست خود «جلال طالبانى» را به عنوان رئيس جمهور برگزيد. انتخاب طالبانى كردتبار به عنوان رئيس جمهورى، موجى از شادمانى را در ميان اكراد منطقه ايجاد كرد.
انتخاب يك كرد به عنوان رئيس جمهورى و دادن سمت رياست پارلمان و نخست وزيرى به اهل تسنن و شيعيان حكايت از تقسيم قدرت ميان سه گروه كرد، سنى و شيعه و اداره عراق به شيوه فدراليسم است.
اما آيا عراق به شيوه فدرال مى تواند به حيات سياسى خود ادامه دهد؟ آيا به قدرت رسيدن كردها در عراق آينده كشورهاى همسايه را به خطر نمى اندازد؟ و واكنش تركيه و كشورهاى همسايه به تحولات اخير عراق چيست؟ مجموعه اين پرسش ها موجب شد تا پاى صحبت هاى دكتر «سيداسدالله اطهرى» بنشينيم. اين استاد دانشگاه و كارشناس خاورميانه معتقد است تنها كشورى كه از تحولات اخير عراق سود برد، ايران است. آنچه در پى مى آيد، گفت وگوى «ايران» با اين تحليلگر سياسى و بين الملل است.
عراق اين روزها به كانون خبرسازترين كشور جهان تبديل شده است. تغييرات در اين كشور را چگونه ارزيابى مى كنيد؟
ـ سيستمى كه در عراق در حال پياده شدن است، سيستم يا پديده دولت ـ ملت سازى است. اين سيستم در جوامع چندقومى يا چندمذهبى پياده مى شود.
در خاورميانه، سيستم دولت و ملت وجود ندارد، بلكه كشورهاى خاورميانه با سيستم هاى ماقبل «وستفالى» اداره مى شوند. نظام هاى ماقبل وستفالى، نظام هاى قبيله اى، قومى يا نظام هايى بودند كه يك اقليت بر اكثريت حكومت مى كردند. بعدها اين مدل ها را انگليسى ها، فرانسوى ها و آمريكايى ها در كشورهاى خاورميانه ايجاد كردند. در اين ميان، فرانسوى ها با مدلى كه در لبنان اجرا كردند، اندكى پيشرفته نشان دادند. در لبنان براساس قوانينى كه فرانسوى ها آن را پياده كردند، رئيس جمهورى از ميان مسيحيان مارونى، نخست وزير سنى و رئيس مجلس شيعه انتخاب مى شود. اين سيستم در لبنان جواب داد و به نظر مى رسد كه در عراق نيز سيستمى شبيه سيستم لبنان پياده شود.
يعنى شما اعتقاد داريد كه الگوى فرانسوى لبنان در حال پياده شدن در عراق است؟
ـ الگوى عراق از واقعيت هاى تئورى ملت و دولت سازى نشأت مى گيرد. آمريكايى ها بيشترين پافشارى را براى پياده كردن اين الگو در عراق دارند. در گذشته، كشورهاى آمريكا و انگليس اعتقادى به پياده كردن اين سيستم ها نداشتند. فقط فرانسوى ها بودند كه اندكى با كشورهاى تحت سلطه خود دموكراتيك تر برخورد مى كردند. براى مثال، آمريكايى ها در گذشته در ايران، دولت مبتنى بر دموكراسى دكتر مصدق را سرنگون كردند و در مقابل، از يك حكومت ديكتاتورى حمايت كردند، اما حالا آمريكايى ها عوض شده اند. آنها مدل «ديتون» را در يوگسلاوى سابق پياده كردند. اين مدلى بود كه تمامى قوميت ها و مذاهب در ساختار حكومت شركت مى كردند.
حركت هايى كه آمريكايى ها پس از حادثه ۱۱ سپتامبر در عراق انجام دادند، نشان مى دهد كه آمريكايى ها هم به اين نتيجه رسيده اند كه پديده هاى سابق جواب نمى دهند.
با اين مقدمه، به بحث عراق مى پردازيم. آمريكايى ها در عراق پنج مدل و سيستم را به بوته آزمون گذاشتند. آنها از يك سيستم و نظامى كه در رأس حكومت يك فرد نظامى قرار گيرد، اما نه با ويژگى هاى صدام، بلكه با چهره اى دموكراتيك باشد حمايت كردند. سپس آنها دنبال كرزاى عرب رفتند. بعد از فدراليسم فعلى حمايت كردند، سرانجام آمريكايى ها سعى كردند با واقعيت هاى عراق كنار بيايند و تمامى گروه هاى قومى و مذهبى را در ساختار حكومت مشاركت دهند.
به اين صورت كه كرد رئيس جمهور، سنى رئيس مجلس و شيعه نخست وزير شود.
سؤال اينجاست كه آيا اين سيستم پايدار مى ماند و يا اينكه اين گروه ها و نژادها به جان هم نمى افتند؟
به نظر من، تجربيات جنگ و كشتار بعثى ها، عراقى ها را خسته كرده است. بلوغ سياسى در عراق به نسبت ديگر كشورهاى عربى بسيار بالاست. گفته مى شود در قديم، مطالبى كه در مصر نوشته مى شد، در سوريه منتشر و در عراق خوانده مى شد. اما مردم عراق هميشه توسط ديكتاتورها به بند كشيده شده اند. صدام نمونه بارز آن است.
از سوى ديگر، عراقى ها تجربه هايى از كشتار مردم به وسيله صدام تجربه جنگ با ايران، جنگ با كويت، دو بار حمله آمريكا به كشورشان را پشت سرگذاشته اند. يك فرد ۳۰ساله كشتارهاى كودتاى حزب بعث تا آخرين لشكركشى آمريكا و انگليس را تجربه كرده است.
بنابراين عراقى ها با تجربيات بزرگى كه پشت سرگذاشته اند، هرگز كشورشان را به افغانستان پيش از كرزاى تبديل نمى كنند.
نبايد فراموش كنيم كه لبنان زمانى گرفتار جنگ هاى ويرانگر و خونين داخلى بود، اما پس از پياده شدن مدل فرانسوى در اين كشور، مردم لبنان كوشيدند به اين مدل تن دهند. آنها از تداوم جنگ هاى داخلى خسته شده بودند. در عراق هم همين وضعيت حاكم است.
وقتى درعراق، يك سنى رئيس مجلس شد، يا پست نخست وزيرى به يك شيعه رسيد، سنى ها و شيعه ها به خيابان نريختند و پايكوبى و شادمانى نكردند، اما وقتى طالبانى كرد تبار رئيس جمهور شد، كردها با ريختن به خيابان ها پايكوبى و شادمانى كردند.
- كردها هرگز جنايت هاى ديكتاتورهاى عراق، نظاميان در تركيه و كشتارهاى آتاتورك را فراموش نمى كنند. سركوب كردها و به كار بردن سلاح هاى شيميايى عليه آنها از جمله در حلبچه به اين سادگى ها از ذهن اكراد فراموش نخواهد شد. در تركيه، كردها از داشتن حداقل حقوق شهروندى محروم بودند و به آنها ترك هاى كوهستان مى گفتند. تنها پس از روى كارآمدن «رجب طيب اردوغان» و پيروزى حزب عدالت و توسعه در اين كشور، اندكى فضا براى كردها باز شد. اردوغان كوشيد فضاى ذهن نظاميان را براى اعطاى حقوق و آزادى به كردها فراهم كند.
در تركيه و عراق، كردها بشدت تحت فشار بودند آنها تحت لواى قوانين اضطرارى، زندگى سختى را پشت سرگذاشتند، اما وضعيت براى ايران به گونه اى ديگرى است. چون كردها ايرانى هستند و بنابراين هرجا كه كرد باشد، آنجا ايران است. مرزهاى فرهنگى ايران فراتر از مرزهاى جغرافيايى است. ايران كشورى با تمدن بزرگ است.
من معتقدم كه استبداد موجب تجزيه طلبى مى شود. بنابراين اگر قوميت ها احساس كنند كه در چارچوب آن كشور به آنها بها داده مى شود، لزومى ندارد كه ميل به جدايى خواهى و تجزيه طلبى در خود را تقويت كنند. براى همين است كه آمريكايى ها مى كوشند در تركيه و عراق از تمام كسانى كه سركوب شده اند، در ساختار قدرت استفاده كنند. اين پرسش اكنون براى برخى از سياستمداران و فعالان فرهنگى كشورهاى خاورميانه پيش مى آيد كه چرا اين تغييرات از بيرون به آنها تحميل شود؟ چرا آنها خودشان دست به اصلاحات درونى نزنند؟
مى گويند انتخاب جلال طالبانى به سود ايران است، چون وى از دوستان نزديك ايران است.
- در سياست، دوست يعنى منافع ملى. جلال طالبانى امروز از عدم اعدام صدام حرف مى زند. وى مدتى طولانى با صدام مبارزه كرد اما الآن وى بر اعدام نشدن او پافشارى مى كند.
ازسوى ديگر، بايد به اين واقعيت اعتراف كرد كه كردها در سطح خاورميانه به غير از ايران، حامى ديگرى ندارند. بزرگترين پشتيبان كردها، ايران است. ديكتاتورها و مرزهاى ساختگى ملل دوست خاورميانه را از همديگر جدا كرده است، همان طور كه گفتم، هرجا كه كرد است، آنجا ايران خواهدبود. ملل خاورميانه همواره در چارچوب يك امت زندگى مى كردند و بيرونى ها هميشه خواستار تفرقه در ميان اين امت واحد بودند و اين نقش استعمار بوده اند.
  آنكارا از رئيس جمهور شدن طالبانى ابراز خوشحالى كرد و مقام هاى سياسى تركيه اعلام آمادگى كردند كه از وى حمايت خواهندكرد. آيا اين نمى تواند شكل ظاهرى موضوع باشد؟ به نظر شما، تركيه رياست جمهورى طالبانى را با حساسيت دنبال نمى كند؟
بايد پرسيد كه از كدام تركيه حرف مى زنيم. زمانى بود كه نظاميان يا پان تركيست ها نگرش متفاوتى نسبت به كردها داشتند و هنوز هم نگرشى دگم انديشانه اى نسبت به كرد ها دارند. در عين حال، هنوز بسيارى از گروههاى شبه نظامى كه براى سركوب شورشيان كردها آموزش ديده آند، منحل نشده اند. به توپ بستن مردم، روستاها و يا پليس روستاها كه مردم كرد خاطره بسيار بدى از آن قتل ها دارند. اما اين ها تمام شده است از طرف ديگر، تركيه زمانى احساس كرد كه اسرائيل به رغم داشتن روابط خوب با آنكارا، آنها را دور زده است و از تجزيه عراق لذت مى برد، چون تئوريسين هاى اسرائيلى معتقدند هرچه كشورهاى غير عرب در منطقه زياد باشد، به سود اسرائيل خواهد بود. اين سياست اسرائيلى در مقاطعى موجب تيرگى روابط دو طرف شد. با اين وجود، تركيه بايد هم از انتخاب جلال طالبانى به عنوان رياست جمهورى و عراق با ساختار سياسى فدرال خوشحال باشد.
سياستمداران ترك از سه گروه كردها، اسلام گرايان افراطى و نظاميان وحشت دارند. تازمانى كه كردهاى عراق در چارچوب فدراليسم و عراق فكر مى كنند سياستمداران تركيه خوشحال هستند، ولى اگر بخواهند فراملى فكر كنند و قصد راه اندازى كشور كردستان را داشته باشند تركها دچار وحشت مى شوند.
برخى تحليلگران معتقدند طراحان انگليسى و آمريكايى طرح فدراليسم عراق را به گونه اى تنظيم كرده است كه اين كشور در درازمدت ميان سنى ها، شيعه ها و كردها تقسيم شود. آيا اين احتمال در دراز مدت وجود دارد؟
- تجزيه عراق، يعنى تغيير صحنه جغرافيايى سياسى منطقه و اين برخلاف وعده آمريكاييهاست. تجزيه عراق براى آمريكاييها هزينه خواهد داشت. در واقع، بايد پيامدهاى عراق تجزيه شده را سنجيد. نبردهاى خونين در كنار انرژى خليج فارس، نخستين پيامد منفى تجزيه عراق خواهد بود.
مجموعه اين بحران هاى بعد از فروپاشى عراق مى تواند هزينه هاى سنگينى براى آمريكاييها داشته باشد. پس تجزيه عراق غير ممكن است.
  آيا تحولات عراق نمى تواند قوميت هاى ديگر كشورهاى منطقه را به تكاپو وادارد؟
-  اگر مسائل تركيه را دقيق تر بررسى كنيم، متوجه مى شويم كه بحث كردها هميشه به عنوان يك مسأله امنيت ملى در اين كشور تلقى مى شود و اين هميشه موجب نگرانى آنكارا بوده است. امير «عبدالله» وليعهد عربستان چندى پيش اعلام كرد پيش از اينكه تغييرات از بيرون به ما تحميل شود، ما بايد خودمان را تغيير دهيم. در مصر هم وضعيت به همين صورت است. «حسنى مبارك» متوجه شده است كه ديگر عصر رياست جمهورى مادام العمر سپرى شده است. من معتقدم كشورهايى كه شرايط را درك مى كنند، مى توانند نجات پيدا كنند. به نظر من، موج دموكراسى در منطقه وزيدن گرفته است و بايد اين موج جديد را درك كرد.
در ارتباط با اينكه وضعيت عراق بر روى امنيت ملى چه كشورى تأثير خواهد گذاشت، با اطمينان مى گويم ايران نبايد نگران باشد. هر اندازه كه ايرانيان بتوانند مشاركت عمومى را گسترش دهند و به قوميت ها بيشتر بها بدهند، جاى نگرانى نخواهد بود.
به اعتقاد من، واگذارى حاكميت به مردم عراق براى ايران بسيار سود مند بوده است. چون آن خطر امنيتى كه هميشه از جانب عراق، ايران را تهديد مى كرد، با اين وضعيت از ميان رفته است.
جامعه مدنى دو كشور بايد به هم وصل شود و در آن صورت، در درازمدت مى توان اميدوار بود كه راه آهن ايران به عراق، سوريه و در نهايت به اتحاديه اروپا وصل شود. تاريخ نشان داده است كه كشورهايى كه پيوندهاى فرهنگى، سياسى، اقتصادى، تمدنى و... با هم دارند، كمتر گرفتار نبرد و جنگ بايكديگر شده اند. ما از اين جنبه ها بايد جشن بگيريم. در مقابل، تركيه و سورى ها از اين وضعيت نگران هستند و اين قابل درك است. تركها بايد اين را بدانند كه بايد خود شان تغييرات را از داخل شروع و با جديت دنبال كنند. در غير اينصورت، منطقه آنها را تغيير خواهد داد. بازهم تأكيد مى كنم تغييرات در عراق بيشتر از همه به سود ايرانيان تمام شده است.ن


|   شناسنامه   |   آرشيو   |