سه شنبه ۷ تير ۱۳۸۴ -
Tue, Jun 28, 2005
ماجرا
۳۱۷۵
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
جشن۶۰۰هزار دوقلو در ايران
پدرشوهر طلاق عروس را گرفت
گرچه زير آفتاب سوزان سال هاى سخت كشاورزى سوخته بود. گرچه خط هاى پيشانى اش نشان از سال هاى رنج و زحمت درو، كشت و زرع مى داد اما هنوز چهره مرد بعد از ۷۴ سال زندگى زير آفتاب، نورانى بود. آفتاب داغى سراسر خيابان را پوشانده است با هر قدمى كه بر مى دارم عرق سر و رويم را مى شويد و گرما چنان آزارم مى دهد كه سعى مى كنم از زير سايه ها عبور كنم. وارد دادگاه خانواده كه مى شوم نفس راحتى مى كشم. مردى دشنام گويان از كنارم مى گذرد و من به دنبالش...
در بين راه مردى خسته از نشستن در اين هزار توى پيچ در پيچ -منظور دادگاه است- توجهم را جلب مى كند. عجيب تر اين كه او در كنار در يكى از اتاق هاى محكمه نشسته است. با خود مى گويم شايد آمده مشكل خود يا فرزندش را حل كند، مرد عصبانى را فراموش كرده در كنار پيرمرد مى نشينم...
براى چه به دادگاه آمده ايد؟
راستش در تمام عمرم حتى فكر نمى كردم همچين جايى وجود داشته باشد. ولى بعد از ۷۴ سال عمر با عزت پايم به اينجا باز شد. علت آمدنش را دوباره مى پرسم و پاسخش مرا به تعجب وا مى دارد. تاكنون هر كسى را كه در اينجا ديده ام يا براى حل مشكل خود يا براى حل مشكل فرزندانش به اينجا آمده اما اكنون اين كشاورز ۷۴ ساله فقط به خاطر عروسش پا به اين مكان گذاشته است. تعجبم را كه مى بيند مى گويد: پدر در پدر كشاورز بوديم. روى زمين اجدادى زحمت كشيدم. چهار تا پسر بزرگ كردم و همه را فرستادم سر خونه و زندگى اما اين آخرى...؟ خونم را در شيشه كرده! نمى دانم به جزاى كدام گناه كبيره اى دارم عذاب مى كشم!
چطور؟ نا اهل است؟
وقتى هواى زن گرفتن به سرش زد ۱۸ ساله بود. درس و مشق را رها كرد و گفت: مى خواهم به شهر بروم و كار كنم، هرچى گفتيم فايده نداشت. در تهران رفت شاگرد تراشكارى شد. يك سال نشده بود كه برگشت و گفت: عاشق شدم بايد خواستگارى برويد.
هرچى گفتم سربازى نرفتى، كار درست ندارى به گوشش نرفت. دست آخر گفت: اگر نرويد دختر را مى كشم. آهى كشيد و ادامه داد: از شما چه پنهان ديونه بود. وقتى چيزى را مى خواست يا مى گفت، عملى مى كرد. ترسيدم كار دست خودش بدهد رفتيم خواستگارى. دختر خوبى بود. الان عروسمه ولى به روز سياه نشسته. خجالت مى كشم به صورتش نگاه كنم. بگذريم وقتى رفتيم خواستگارى من با پدر عروسم مشورت كردم و شرط گذاشتيم فاطمه به عقد بهروز در بيايد اما عروسى بمونه براى بعد از اين كه از سربازى برگشت. بهروز هم قبول كرد اما چه فايده اين پسر مرد سربازى نبود. پاك هوايى شده بود. دو بار فرار كرد تا توانست سربازى را تمام كند. اما بعدش پدر خانمش كارى را در يك شركت براى او دست و پا كرد. شركت خدماتى بود روزگار مى گذشت و من به خيال اين كه پسر عاقلى شده يكى از زمين هاى زراعى خودم را فروختم و مقدمات عروسى را فراهم كردم. دو تا زمين هم به نامش كردم يعنى به نام زنش و عروسى سرگرفت.
مشكل كجا بود؟
بعد از مدتى دلزده مى شود و از يك دختر پولدار بر حسب اتفاق خوشش مى آيد مدتى پنهان با او رابطه برقرار مى كند. همه آبروى چند ساله مرا برد...
بيچاره عروسم وقتى فهميد كه شوهرش را با يه زن ديگه گرفته اند نزديك بود ديوانه شود. به اين هم بسنده نكرده بود حتى زمين هاى زنش را با سند تقلبى فروخته بود.
قبل از دستگيرى؟
بله ولى ما بعداً فهميديم. وقتى من رفتم به زمين ها سر بزنم ديدم دارن ساختمان مى سازند.
خوب حالا چه كار كرده ايد؟
هيچى خودم بلند شدم دست عروسم را گرفتم، رفتيم شكايت كرديم. حالا نمى دانم تكليف پسرم چه مى شود و مادرش از غصه ديوانه شده. در فاميل سرشكسته شدم. بدبخت شدم!
حكم دادگاه پسرتان نيامده است؟
هنوز نه! نمى دانم چه مى شود دادگاهش يك ماه ديگر شروع مى شود ولى اصلاً برايم مهم نيست. حتى اگر اعدام بشود. بايد درس عبرتى براى بقيه شود امروز هم طلاق اين دختر معصوم را گرفتم كه حداقل بيشتر از اين پاسوز اين پسر نشود خيلى از خودش و پدرش خجالت كشيدم. آدم هاى خيلى خوبى هستند كه تا حالا صدايشان در نيامده بود.
جشن۶۰۰هزار دوقلو در ايران
تله پاتى ۲قلوها
217677.jpg
آزاده گروسى
اگر چند روزى را در كنار دوقلوها به سربرى تو هم آرزو مى كردى كاش همزادى داشتى، انسانهايى با مشخصات ظاهرى يكسان و در عين حال عقايد و سلايق مشترك، روحهايى كه انگار در دوبدن دميده شده، گاهى اوقات آدم به چشمان خود نيز شك مى كند شايد دچار دوبينى شده است، در اينجا قدرت تشخيص گرفته مى شود.
دوقلويى به عنوان يكى از شاهكار خلقت هميشه مورد توجه انديشمندان و متفكران جهان قرار گرفته و اغلب كشورهاى توسعه يافته اين موهبت را به عنوان شگفتى طبيعت تلقى و هر ساله جشنواره هاى زيادى را به افتخار وجود آنها برگزار مى كنند ودر بسيارى از موارد ارگانهاى دولتى يا شركتهاى خصوصى پذيراى آنها (دوقلوها) به عنوان رونق بخشيدن به مراسم خود هستند.
انجمن دوقلوهاى ايران نيز از ۲۷ تا ۳۰خردادماه سال جارى همايشى در جزيره كيش ترتيب داد تا ۲۰۰تن از مسافرانش از هر فرهنگ و آيينى جفت جفت باشند.
طلعت و اختر يكى از مسن ترين دوقلوهاى اراكى اين انجمن در خصوص برگزارى اين فستيوالها به خبرنگار ما گفت: با اينكه هر كدام در شهرهاى مختلف، زندگى مى كنيم اما كمتر پيش مى آيد بدون يكديگر سفر كنيم، ما سفرهاى زيادى به دور دنيا در كنار هم داشتيم اما هيچ كدام لذت بخش تر از اردوهاى دوقلويى نيست. وقتى در اين جمعها هستيم حس مى كنيم همگى يك خانواده بزرگ را تشكيل داده ايم و طعم كانون گرم خانواده بزرگ كاملاً محسوس است. كوچك و بزرگ، دختر و پسر، مرد و زن از درك متقابل بالايى نسبت به هم برخوردارند!
طلعت مى گويد: يك مسأله خيلى جالب در اين گردهمايى ها اين است كه آقايان و خانمهايى كه حتى ازدواج كرده اند و دچار مشكلات احياناً معنوى شده اند به راحتى با همنوعان خود درد دل مى كنند و گاهى به بازگو كردن اسرار محرمانه خود كه تا به حال ابراز نكرده اند مى پردازند. مجيد و حسين فراهانى يكى ديگر از دوقلوهاى اين مجمع به خاطرات جالبى از تله پاتى مابين خودشان اشاره مى كند. مجيدگفت: من در بسيارى از موارد از مكنونات قلبى حسين باخبرم و حسهاى مشترك ما در يك زمان، ادامه دهنده وابستگى ما به يكديگر شده است. آنها وابستگى پسرها را به يكديگر با تجربه بودن در اين سفرها بيشتر از دخترها مى دانند، او مى گويد: يكى از مزيتهاى اين سفرها اين است كه همزادهايى كه پس از ساليان دراز باز هم مانند دوران كودكى پوششهاى يكسانى به خود مى  گيرند و ياد و خاطره دوران خردسالى را زنده مى كنند و در بسيارى از موارددوقلوهايى كه از هم دور بودند به اين آگاهى دست مى يابند كه هنوز سلايق مشترك وعقايد يكسان آنها دستخورده باقى مانده است.
مادر طاهره و طيبه دوقلوهاى مشهدى با ابراز خرسندى از برپايى چنين گردهمايى هايى گفت: من هميشه آرزو داشتم دودختر دوقلو مى داشتم و بعد از گذشت ۵سال از ازدواجم به اين آرزوم رسيدم و حالا هميشه با نگاه كردن به آنها لذت مى برم و مى گويد: من از نزديك و به كرات نظاره گر مشكلات مادى و معنوى بسيارى از خانواده ها بودم كه در يك سال با تولد چند قلوها دچار بحران شده اند، ما از دولت و على الخصوص مجلس مى خواهيم بودجه اى را در اختيار اين انجمن قرار دهد تا با توجه به آگاهى مديران اين انجمن و شناسايى كردن آنها دست آنها را بگيرند.
على و اكبر اسدى دوقلوهاى ۳۰ساله اى كه از شيكاگو خود را به اين جشنواره رسانده اند، مى گويند: بسيارى از همزادهاى دوقلو به دليل وابستگى بيش از اندازه به يكديگر دچار مشكلات زيادى در جامعه مى شوند كه كشورهاى مختلف باانجام تحقيقات گوناگون و انجمنهاى مختلف توانسته اند تا حدى در كاستن مسائل روانى آنها مؤثر باشند اما متأسفانه در ايران هيچ گونه كار تحقيقى در اين زمينه صورت نگرفته و هيچ گونه امكانات مادى و معنوى نيز به آنها داده نمى شود. ما از ارگانهاى دولتى و حداقل شركتهاى خصوصى مى خواهيم كه براى برگزارى اين همايشها حمايت به عمل آورند چرا كه از سود و قسمت زيادى نيز برخوردار خواهند شد.
محمد رضا علمدارى رئيس هيأت مديره انجمن دوقلوهاى ايران در خصوص انگيزه برپايى اين انجمن نيز گفت: پس از فوت لاله و لادن با يك هيأت ۲۰نفره بر آن شديم تا انجمن خيريه دوقلويى در ايران راه اندازى كنيم كه متأسفانه با خلف وعده هاى سازمان بهزيستى، وزارت رفاه و شوراى شهر كه قرار بود مكانى در پارك لاله ولادن در اختيار ما گذارد مواجه شديم و تصميم گرفتيم اين انجمن را خودمان به صورت MGO فعال كنيم. وى گفت: تا سال۸۲ آمار دقيقى از تعداد دوقلوها در ايران مشخص نبود اما با همكارى پژوهشكده ابن سينا توانستيم ۶۰۰هزار دوقلو را در ايران به ثبت رسانيم كه تا به حال ده هزار نفر از آنها شناسايى شده اند و دوهزار نفر نيز به عضويت اين انجمن درآمده اند. وى هدف اصلى از اين گردهمايى ها را ايجاد جوى شاد و آشنا شدن دوقلوها با مشكلات يكديگر عنوان كرد و افزود: بسيارى از همزادها وقتى در اين جمعها شركت مى كنند متوجه مى شوند كه هنجار يا ناهنجارهاى آنها مشترك است و راحتر با آنها برخورد مى كنند.
قجرى نايب رئيس اين انجمن نيز گفت: ما دوقلوهاى زيادى داشتيم كه به دليل مشكلات اقتصادى مدرسه را ترك كردند و هنوز هيج نهادى متولى اين گونه مسائل خانواده ها كه در يك زمان داراى چند فرزند مى شوند، نيست.
وى گفت: ما تمام دوقلوها را به عنوان يك خانواده بزرگ تصور مى كنيم كه اگر ۶۰۰هزار دوقلويى كه در ايران وجود دارند به اين انجمن بپيوندند بزرگترين NGO را در كشور خواهيم داشت و شايد حمايت خود دوقلوها از اين انجمن براى سرپا نگه داشتن اين انجمن كفايت كند.
قجرى كه به عنوان پدر دوقلوها لقب گرفته، ادامه داد: هدف ما تشكيل كميته هاى مختلف فرهنگى، ورزشى و پزشكى است تا دوقلوهايى كه تمكين علمى، آموزشى وحتى مالى دارند به عنوان مديران اين كميته ها انتخاب شوند و ديگر همنوعان خود را حمايت كنند، اما متأسفانه به دليل عدم حمايت هيچ ارگانى اين امر تا به امروز تحقق نيافته است.
داريوش مهدى زاده مدير مالى اين انجمن نيز گفت: اگر بودجه مكفى در اختيار اين انجمن قرار گيرد در آينده نزديك جشنواره دوقلوهاى جهان اسلام را در ايران برگزار خواهيم كرد. وى گفت: ما در سالهاى قبل تعدادى از دوقلوهاى منزوى، معلول و كسانى را كه شرايط اقتصادى مناسبى نداشتند در اين جشن ميزبانى كرديم كه متأسفانه امسال اين امر ميسر نبود.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |