|
|
|
دموكراسى و فضاى سايبر
|
|
|
ريچارد كى . مور - مترجم: عبدالرضا زكوت روشندل
بياييد قدرى از اينترنت امروز و شكاف موقتى آماده سازى فناورى ديجيتال پيشرفته فاصله بگيريم تا با نگاهى به آينده ، جنبه هاى خاص فضاى سايبر نمود پيدا كند. همانند زيرساخت حمل ونقل يعنى لوله ها، فضاى سايبر فضاى يكپارچه و بهينه سازى طبيعى و اجتناب ناپذير شبكه هاى ناهمگون به هم پيوسته هدفمند است كه سيستم عصبى جامعه مدرن را تشكيل مى دهد. علاوه برسيستم هاى توزيع عمومى مانند پخش زمينى و ماهواره اى ، كابل و تلفن (همراه و ثابت )، اين يكپارچه سازى ، به سيستم هاى خصوصى ، مانند آنهايى كه با معاملات نقطه فروش (Point - Of- Sale)، رزرو بليت ها، معاملات بانكى ، مراقبت تلويزيونى مداربسته(CCTV) ، مبادلات بورس و غيره سروكار دارند، گسترش مى يابد. بدون شك ، كم هزينه بودن ، انعطاف در كاربرد و فوايد اين يكپارچه سازى كلى براى سناريوى يكپارچه سازى الزام آورند. همان گونه كه تلگراف جايگزين كبوترهاى نامه بر و تلفن جايگزين تلگراف شد، اين يكپارچه سازى ، بخش كوچكى از پيشرفتى است كه قرار است به هرحال ، دير يا زود، رخ دهد. هنوز كارهاى فنى زيادى بايد روى زيرساخت به انجام رسد تا به طور قابل اطمينان و مؤثر ويژگى هاى ضرورى همچون امنيت ، پهناى باند تضمين شده ، پاسخگويى ، تأييد و جلوگيرى از «بمب هاى پستى » (Mail Bombs) و ساير بى نظمى هاى اينترنتى تأمين شود. هرچند، اين ويژگى ها نيازى به علوم بسيار پيچيده ندارد، بلكه نيازمند انتخاب فناورى اثبات شده ، توافق در مورد استانداردها، تداركات و ترتيبات مرتبط و برنامه هاى اجرايى است . شبكه پهناى باند ديجيتالى جهانى ، يعنى سخت افزار فضاى سايبر، سازوكار توزيع نهايى براى صنعت رسانه اى جمعى خواهد شد، كه شامل : پخش تلويزيونى (امواج و كابل )، اجاره نوارهاى تصويرى و شايد حتى لوح هاى فشرده صوتى شود. اين اجزاى آشنا، به همان سرنوشت صفحه هاى گرامافون و كارت هاى پانچ رايانه اى دچار خواهند شد. فضاى سايبر، اتصال مطلق فرد به جهان خارج خواهدبود: «مبادلات اينترنتى »، راه دستيابى به سرمايه ها وحساب ها، خريدها و رزروها، پرداخت ماليات ها، تماشاى توليدات رسانه اى (فيلم ها، اخبار، ورزش ، سرگرمى وغيره )، برقرارى تماس هاى آنى ، ارسال و دريافت پيام ها از افراد و گروه ها، دريافت اطلاعات ترافيكى و غيره . درست مانند خريد با كارت هاى اعتبارى كنونى ، هر مبادله هزينه خاص خود را خواهد داشت كه از حساب شما كسر مى شودو بخشى نيز به فروشنده (ارائه دهنده محتوا) و بخشى نيز به جيب ميانجى هاى گوناگون مى رود. اينترنت امروز: وسايل ارتباطى دموكراتيزه شده امروزه اينترنت از جنبه هاى فرهنگى بسيار قابل توجه است . از نظر فنى ، اينترنت بخش كوچكى از فناورى است كه به زودى منسوخ مى شود. با اين حال ، از نظر اقتصادى و فرهنگى ، اينترنت پديده اى بى سابقه در تاريخ بشرى است . اينترنت يك حوزه وسايل ارتباطى غيرپولى ، يك فضاى باز جهانى ، يك بازار وسايل ارتباط جمعى با يك اقتصادخاص در محتوا و نقل و انتقال است . هر اتصال فيزيكى (و نقاط ارتباط دهنده آن )، ماهيتاً از سوى گرداننده آن (مؤسسه دولتى ، شركت خصوصى ، دانشگاه ، شركت ارائه دهنده خدمات اينترنتى ) با هدف كسب منافع مشترك ، همچون يك مورد كلاسيك از منفعت متقابل آنارشيستى ، در زيرساخت شبكه قرار داده شده است . همين طور، محتواى اينترنت كه يك فضاى داوطلبانه است : هر كس مى تواند يك ناشر باشد و آثار خود را منتشر كند. انتشارات درتمام سطوح كيفى و موضوعى و عموماً رايگان وجود دارد. هزينه هاى مربوط به كاربر معمولاً ثابت و معتدل است و هركس در هر نقطه از جهان با يك تماس در دسترس و ارتباط با گروه ها به اندازه ارتباط با افراد، ارزان و آسان است . با پرداخت مبلغى ناچيز هم مى توان به تعاونى جهانى اينترنت ملحق شد. اينترنت با خود جمعى كردن گفتمان را به همراه داشته و نمونه اصلى دموكراتيزه شدن رسانه هاست . افراد داوطلبانه به عنوان «مأموران اطلاعات » موضوعات اينترنت را به گروه هاى مختلف ارسال مى كنند. سايت هاى وب مملو از لينك هاى سايت هاى مربوط به يك جهان تقريباً بى نهايت اطلاعات است و حتى براى تازه كارها به طور مؤثر قابل دسترسى است . تجربه اين فضاى جهانى براى شبكه وندها(Netizens) مانند يك رنسانس دموكراتيك ، شكوفايى گفتمان عمومى و امكان بيان عقايد براى ميليون ها نفر است كه در غيراين صورت هيچ وسيله بيان عمومى در اختيار ندارند. افراد هم فكر، در خارج از مرزها و بدون محدوديت زمانى مى توانند به طور مجازى گرد هم آيند. براى مثال ، اطلاعات موجود در يك بروشوردر گوشه ناشناخته اى از اين كره خاكى ، به دليل ارزش مفيد ذاتى ، به ناگاه مورد توجه هزاران نفر در سراسر جهان قرارمى گيرد. اينترنت ، به ويژه براى هماهنگى سازمان هاى جهانى واقعى در تقويت ارتباطات گروهى ، كاهش سفرها وگردهمايى ها و ايجاد توانايى تصميم گيرى هاى سريع مؤثر است . اندازه گيرى اثرات سياسى واقعى فرهنگ اينترنت ، كار بسيار مشكلى است . نظرات جالب و مهمى به صورت آنلاين و بسيار وسيع تر از آنچه كه در «گفتمان عمومى » رسانه هاى جمعى روى مى دهد، مورد بحث قرار مى گيرد. اما به نظر مى رسد تا حد زيادى اين نظرات خودشان دراينترنت از بين مى روند و زمانى كه رايانه خاموش شود، اين تصور به ذهن مى آيد كه آيا اين همه يك خواب يا رويانبوده است ؟ به همين دليل ، تاكنون حداقل سرايت و نفوذ را از اينترنت به جهان واقعيت مشاهده كرده ايم . شگفت آور اين كه ، حداقل از ديد من ، به نظر مى رسد مؤثرترين بهره بردارى سياسى از اينترنت را سازمان هاى دست راستى با سازماندهى رقابت هاى انتخاباتى ، ايجاد تحرك عقايد درباره موضوعات خاص و غيره ، به عمل مى آورند. افراد معتقد به ارزش هاى دموكراتيك و ليبرال تر نيز به نظر پراكنده تر و كم انگيزه تر از آن هستند كه به نتايج ملموس دست يابند. با اين حال ، معلوم نيست چه اتفاقى خواهد افتاد اگر يك دوره عملگرايى رايج مانند آنچه كه دردهه هاى ،۱۹۶۰ ۱۹۳۰ ، ۱۹۰۰ ، ۱۸۴۸ ، ۱۷۹۸ و ۱۷۷۶ و غيره رخ داد، به وقوع پيوندد. اگر ناآراميهاى مشابهى روى دهد، اينترنت تبديل به يك غول سياسى خفته مى شود كه هماهنگ كردن تظاهرات ، تسهيل طرح بحث هاى راهبردى ، افزايش تعداد رأى دهندگان ، پخش گزارش هاى سانسور شده رسانه هاى جمعى و غيره را عهده دار خواهد شد. اگريك ضرورت برانگيزاننده باعث شفافيت عمل گرايى شود، رسانه هاى جمعى مردمى اثر حيرت انگيزى بر ملت خواهند داشت . چنين سناريويى ، تصورى بيهوده نيست . طغيان عملگرايى واقعى رخ خواهد داد (براى مثال ، اخيراً در آلمان ، فرانسه واستراليا وجود داشته است ). تا آنجا كه مى دانم ، اينترنت هنوز آن چنان همه گير نشده است كه توانسته باشد در چنين رويدادهايى خودنمايى كند، اما در برخى كشورهاى غربى توده منتقد نزديك به شكل گيرى است و قدرت اينترنت براى سازمان دهى جهان واقع آزمايش و اثبات شده است . اين توانايى بالقوه تقويت عمل گرايى اينترنت طبيعتاً براى بسيارى عناصر جامعه ، تهديدكننده خواهد بود. برخى كشورها، مانند ايران ، چين و مالزى كه در آنها «ضرورت برانگيختگى » در مردم وجود دارد خطر «دموكراسى افراطى »را كاملاً جدى مى گيرند و انواع مختلف سياست هاى محدودكننده اينترنتى را به اجرا مى گذارند. فرض من اين است - و به تفصيل از آن سخن خواهم گفت - كه آگاهى (در حلقه هاى حاكميت ) از تهديد حكومتى اينترنت ، حمايت هاى سياسى قابل توجهى را از اقدامات گوناگون سانسور اينترنت كه در ملل غرب در جريان است ، به همراه دارد و اين آگاهى كاملاً گوياى علت وجود تصوير رسانه هاى جمعى از اينترنت به عنوان سرزمين هكرها، تروريست ها و منحرفين است . تا حدى به خاطر اين تهديد علت گرايانه بالقوه و تا حدى به دليل ملاحظات اقتصادى ، طبيعى است كه مطمئن نباشيم عمر فرهنگ اينترنت به آن اندازه كه فكر مى كنيم به درازا خواهد كشيد. به جز سانسور، موضوع حق مؤلف ، قوانين انتشار هجويات و ساير اقدامات ، مواردى هستند كه مستقيم و غيرمستقيم راه حيات اينترنت را مى بندند. يك شهروند معمولى كه خوراك خود را از رسانه هاى جمعى مى گيرد، اغلب عقيده دارد كه اينترنت پناهگاه تروريست ها و منحرفين است و بنابراين محدوديت هاى اينترنتى ، با فرياد اعتراض عمومى كه ممكن است براى مثال ، به دليل سانسور اخبار روزنامه ها بلند شود، مواجه نمى شود. به اصطلاح دموكراسى (دموكراسى صورى ) و ظهور جهانى شدن دموكراسى ، كشمكش صورى براى كنترل بين شهروندان و منافع اقتصادى تراز اول است . شايد اين كشمكش دركشورى ، مانند انگلستان كه نظام طبقاتى آگاهانه پذيرفته شده قدمتى طولانى دارد، بيشتر آشكار باشد. در آمريكا كه در آن از مساوات بيشتر سخن به ميان مى آيد، اغلب تمايل به انكار چنين كشمكش هايى وجود دارد و اين اسطوره كه حاكميت عامه تا حد زيادى در «سرزمين آزادگان » به دست آمده پذيرفته شده است . در حقيقت تنش بين منافع عموم و نخبگان از سوى «پدران مؤسس آمريكا» (Americ Founding Fathers) پيش بينى و توسط جيمز مديسن (معمار اوليه قانون اساسى آمريكا) به صراحت بيان و با ايجاد موازنه بين مجالس سنا و نمايندگان و بسيارى وسايل ديگر در آن سند، نهادى شده است . در دموكراسى ، قدرت رسماً متعلق به رأى دهندگان است . با اين حال ، تعادل قدرت بين نخبگان و مردم به طور قاطعانه اى به نفع مردم خواهد بود. از سوى ديگر نخبگان اقتصادى به دليل اعتبار و كنترل سرمايه گذارى به روش هاى گوناگون در فرايند سياسى تأثير گذارند. با اين حال موازنه قدرت به همين سادگى قابل اطلاق نيست و در حقيقت يك جابه جايى صورى قدرت در دو قرن گذشته وجود داشته است . براى مثال در اواخر قرن نوزدهم ، در عصر «رابربارون » (Robber Baron) با فلسفه اقتصاد آزادش ، احاطه قدرت نخبگان ، بازارهاى انحصارى و استثمار كارگران آشكار بود. از سوى ديگر، در جنبش هاى اصلاحى اوايل قرن بيستم و رژيم هاى كنترل گر و اعتمادشكن آن زمان ، نخبگان خود را درموقعيت دفاعى يافتند. امروزه در فضاى جهانى شدن نئوليبرال نيز نخبگان اقتصادى آشكارا در وضعيت برتر هستند. ماشين مالكيت وقدرت نخبگان امروزه به صورت شركت هاى صنفى فراملى كار مى كند و جهانى شدن به همراه خصوصى سازى ، آزاد كردن قيمت ها، كاهش ماليات هاى شركت هاى صنفى و سياست هاى تجارت آزاد، به معنى جابه جايى راديكال قدرت و دارايى ها از دولت - ملت (كه حالت الاكلنگ دموكراتيك وجود دارد) به شركت هاى صنفى فراملى كه شهروندان هيچ نفوذ و تأثير قابل توجهى روى آن ندارند (براى مثال ، فعاليت هاى انتخاباتى «رالف نيدر» (Ralph Nader)، صلح سبز و امثال آن كه به صورت منظم محدود و به حاشيه كشيده شد) است . سياست گذارى هاى اقتصادى كه به صورت سنتى در اختيار دولت - ملت ها بود، عمدتاً از طريق معاهدات گوناگون به سازمان جهانى تجارت ، صندوق بين المللى پول و يا ديگر كميسيون هاى بى نام و نشان سپرده شده اند كه زير سلطه شركت هاى صنفى فراملى و عملاً تحت تأثير گروهى كه اين شركت ها آنها را «جامعه مالى بين المللى »مى شناسند، قرار دارند. اين انتقال اقتدار اقتصادى در جهان سوم كه صندوق بين المللى پول به طور فزاينده اقتصاد و سياست هاى اجتماعى و مالى را ديكته مى كند، پيشرفته است . براى مثال ، در هند، مسؤولين دولتى براى دريافت راهنمايى هاى سياسى ، مستقيماً به كاركنان صندوق بين المللى پول مراجعه مى كنند و دولت هند را كاملاً خارج از دايره قرار مى دهند. روندها و تعهدات عهدنامه اى الزام آور نشان مى دهند كه جهان اول نيز چاره اى جز قرار گرفتن زير سلطه اين رژيم كميسيون جهانى كه به وسيله شركت هاى صنفى فراملى اداره مى شود، قرار مى گيرد. مثال هاى چنين تهاجمى رامى توان در سياست آمريكا در قبال كوبا مشاهده كرد كه از سوى موافقتنامه تجارت آزاد آمريكاى شمالى و سياست واردات گوشت اتحاديه اروپايى به وسيله سازمان جهانى تجارت به همراه حمايت بازار توليدات موز در منطقه كارائيب ، به چالش كشيده است . اين مثال ها بخش كوچك و بيرون آب كوه يخ ترسناك جهان شمول است كه سر راه يك كشتى قرار گرفته كه زمانى در حاكميت دولت بود. جهانى شدن به معنى كودتاى نخبگان است . برترى سياسى موقتى در غرب به صورت نظام مند در حال تبديل به يك برترى سياسى و جهانى دائمى كه شبكه كميسيون ها و كارگزاران زيرسلطه نخبگان نهادى شده است ، مى باشد. نخبگان ، بازى صورى را كنار گذاشته اند و شهروندان خود را در وضعيت شكل گرفته مى بينند. فرايند دموكراتيك ممكن است همچنان بر روابط دولت - ملت حاكم باشد، اما قدرت و منابع دولت - ملت به سرعت محدود شده است و بدين ترتيب دموكراسى عرضه شده و قدرت جهانى از نهادهاى دموكراتيك به نهادهاى نخبگان تبديل و حكمروايى دموكراسى در جامعه كمتر و كمتر مى شود، هر چند گفت وگوهاى عموم درباره آن همچنان ادامه پيدا كند ولى گزارش مباحث كميسيون ها ارائه نمى شود، زيرا انقلاب جهانى گراى عميق ، اغلب موضوعى پنهانى است . مطابق اين تحليل ، دموكراسى دچار درد سر بزرگى است و در مقايسه ، به نظر مى رسد آينده فضاى سايبر در درجه دوم توجه قرار مى گيرد. تبليغات سياسى و دموكراسى در كشمكش صورى قدرت در دموكراسى ها، مالكيت رسانه ها به عنوان ابزارى براى نفوذ در افكار عمومى و درنهايت سياست هاى دولت ، همواره مورد استفاده نخبگان اقتصادى قرار گرفته است . هر چند وقت يك بار، جنبش هاى مردمى نيز از رسانه ها استفاده مؤثرى برده اند، اما در صنعت رسانه اى متمركز امروز كنترل نخبگان روى افكارعمومى با همه هدف ها و مقاصد صورت مى گيرد و اين امر آن چنان عادى است كه همانند ماهى داخل آب كه وجود آب راحس نمى كند، ما نيز فراموش مى كنيم تا چه حد حوزه مباحث عمومى محدود شده است . رابطه فضاى سايبر و دموكراسى بسيار پيچيده است . فرهنگ اينترنت ، به عنوان نمونه نخستين از تجربه فضاى سايبر در آينده ، رنسانس بحث عمومى باز را به عنوان بخش كوچكى از فرايند دموكراتيك فراهم آورده است . اين پديده ، به وسيله اقليت نسبتاً كوچكى از جمعيت جهان تجربه شده است و در واقع از هجوم بى امان آگهى هاى تبليغاتى به دور نخواهد ماند. برعكس ممكن است فضاى سايبر به عنوان يك وسيله انتقال جهانى توليدات رسانه هاى جمعى ، به ماشين ارسال افكارعمومى به ظرافت كنترل شده ، تبديل شود و به جاى تحقق روياى دموكراتيك ، كابوس برادربزرگ را به همراه آورد. در دنيايى كه بيشتر رويدادهاى فيزيكى و مالى مهم ، مستلزم تبادلات آنلاين است ، مخفى كارى ها در رمزگذارى الگوريتم و سوييچ هاى ارتباطى است و هر كس كليد ورود به سيستم عصبى اينترنت را در اختيار داشته باشد مى توانداز همه فعاليت هاى ديگران سر درآورد، فرد مى تواندمأمور دولتى (مطابق قانون ) يا اپراتورهاى سيستم (مطابق فرصت هاى اقتصاد آزاد و عدم نظارت دولت ) باشد. فقط از جنبه ثبت عمليات حسابدارى ، هر آنچه كه افراد انجام مى دهند مشخص است و هيچ تضمينى براى پنهان ماندن اين اطلاعات (از دولت ، پليس ، دفاتر اعتبارات مالى ، تبليغات چى ها، ارسال كنندگان پست مستقيم ، استراتژيست هاى سياسى و غيره) وجود ندارد. نظارت وسيع نظام مند عاملان دولتى با توانايى رديابى خريدها و ترجيحات ، مبادلات مالى ، محل اقامت ، افراد وگروه هاى تماس گرفته شده و محتواى وسايل ارتباطى بسيار آسان است . حتى امكان جمع آورى مخفيانه علايم صوتى و تصويرى دستگاه هاى خانگى كه به نظر خاموش مى آيند و همچنين تداخل در سيستم هاى ايمنى منازل ودستگاه هاى عملكرد خودكار مانند در و پنجره هاى خودكار و امثال آنها وجود دارد. هيچ گروه با اهميت (مانند يك سازمان سياسى يا يك گروه عام المنفعه ) بسته به اين كه فعاليت هايش تا چه حدمورد توجه مسؤولان باشد، بدون اين كه فعاليت ها و بحث و گفت وگوهايش از سوى عاملان دولتى قابل ردگيرى نباشد، وجود نخواهد داشت . كارت هاى شناسايى دولتى داراى چيپ و مانند آنها ممكن است براى بسيارى تفننى باشند، اما تعداد اقدامات دولتى و تبليغاتى مربوط به آنها مى تواند هشدارى جدى باشد. چنين ابزارهايى ، هر شهروند را به يك نقطه اتصال درشبكه فضاى سايبر تبديل مى كند. چه كسى مى داند كه چيپ هر يك از اين كارت ها توسط چند ايستگاه آشكار و پنهان از راه دور مورد بررسى قرار مى گيرد؟ خلاصه اين كه ، فضاى سايبر نه فقط مهيا كننده كانال نهايى ارسال آگهى هاى بازرگانى براى صنعت رسانه هاى جمعى است ، بلكه ماهيتاً وظيفه كنترل افكار وسايل ارتباط جمعى را با دقت بسيار بالا و با دريافت بازخورد كامل ازاين كه هر كس چه اطلاعاتى دريافت مى كند و حتى چه مطلبى به دوستان خود مى گويد، فراهم مى آورد. از طريق جهانى شدن ، فضاى سايبر مى تواند به ابزار ايده آل قدرت نخبگان تبديل شود. يعنى كنترل دقيق علمى اين كه در مقياس جهانى چه كسى ، چه چيزى دريافت مى كند و ردگيرى كامل هر آنچه كه افراد انجام مى دهند. هر زمان كه نياز باشد، گزارش هاى امور حسابدارى نيز براى دنبال كردن وظايف پيشين در دسترس خواهد بود. ممكن است بعضى خوانندگان اين سناريو را دور از ذهن تصور كنند و بگويند: «چنين اتفاقى نخواهد افتاد.». من از آنها خواهم پرسيد: «چه عاملى جلوى اين اتفاق را خواهد گرفت ؟». سلطه شركت هاى مشترك بر جريان اطلاعات جامعه ، بخش اجتناب ناپذير فرايند جهانى سازى است . در اينجا ما از بخش پايانى سناريو به اين نكته مى پردازيم كه رويدادها چگونه فاش مى شوند. فضاى سايبر آرمان شهر كيست ؟ ممكن است از فضاى سايبر به عنوان نوعى آرمان شهر ياد كنند كه در آن هر نوع درخواست ارتباطى امكان پذيرباشد. اما سؤال اين است كه چه كسى قرار است بر اين آرمان شهر حكومت كند؟ ما كاربران اينترنت تصور مى كنيم كه با حركتى موزون و آرام به درون اين آرمان شهر وارد خواهيم شد تا به مقاصد خلاقانه مان صورت واقع ببخشيم ، درست همان طور كه به اينترنت وارد شديم . اما ديگرانى هم هستند كه اين آرمان شهر را طراحى كرده اند. براى ورود به اين آرمان شهر، ديگران نيز خود را آماده كرده اند. كاربران فعلى براى هر ساعت استفاده از اينترنت مبلغ كمى پرداخت مى كنند و از هر هزينه ديگر كاربرى گله مندندو انتظار هم دارند براى هر كاربر، پهناى باند وسيع موردنياز فراهم باشد. از سوى ديگر، صنعت رسانه اى مى تواندترافيك ارسال و دريافت موجود را وارد اينترنت كند، ترافيكى با ارزش ارسال و دريافتى بسيار بيشتر از پست الكترونى و مراجعه به سايت ها كه پهناى باند زيادى را طلب مى كند. كاربران فعلى تمايل دارند قيمت هاى معمولى رابراى مراسلات بپردازند، در حالى كه صنعت رسانه اى هر چقدر لازم باشد پرداخت مى كند و البته هزينه ها را نيز ازطريق مصرف كنندگان جبران مى كند. از ديدگاه صرفاً اقتصادى ، انتظار مى رود منافع صنعت رسانه اى ، قوانين خود را در مسير دستيابى به فضاى سايبرحاكم كند. درست مانند مالك زمينى كه با سرمايه گذارى خود انتظار دارد كسى كه روى زمينش كار مى كند مبلغ بيشترى بپردازد، حال چه صحبت از خريد طيف ماهواره اى باشد يا قانون گذاران لابى كنند. (جيب هاى بدون ته مسيرخود را پيدا مى كنند). با اين حال ، ملاحظات اقتصادى ، تعيين كننده ترين عامل وضع مقررات فضاى سايبر نيستند، بلكه ممكن است جنبه هاى سياسى مهم تر باشند. سلطه مداوم رسانه هاى جمعى بر نظام هاى توزيع اطلاعات ، براى ايفاى نقش هميشگى رسانه ها به عنوان هدايت گر افكارعمومى ، ضرورى است . اين نقش ، همان طور كه ديده شد، مأموريتى خطير در تداوم فرايند جهانى شدن و كنترل اجتماعى نخبگان به صورت عام است . دموكراسى الكترونى : رؤيا يا كابوس ؟ براى دموكراسى الكترونى تعريف واحد و مورد توافقى وجود ندارد. اين اصطلاح ، موضوعاتى همچون شبكه اى شدن جامعه و گفت وگوهاى موضوعى آنلاين يا لابى هاى مربوط به نمايندگان منتخب از طريق پست الكترونى را دربرمى گيرد. آنچه كه در اينجا براى بحث در نظر گرفته ام يكى از تعاريف راديكال اين اصطلاح است : كاربرد شبكه الكترونى براى ايجاد نوع مستقيم ترى از دموكراسى براى اتصال فرايند نمايندگى و همه پرسى هاى حمايتى از طريق شبكه و مناظرات آنلاين براى تصميم گيرى درباره موضوعات سياسى دولت . گروه هاى خيرخواهى در اينترنت وجود دارند كه به صراحت طرح ياد شده را اظهار و ترويج مى كنند. براى بسيارى از شبكه وندها اين نوع «دموكراسى مستقيم » بسيار جذاب است . اين طرح ، عبور از خط قرمزهاى بوركراتيك و فراهم آوردن فضاى بيان اراده مردم را مطرح مى كند. كوتاه سخن اين كه ، نهادينه شدن ، جنبه هاى مثبت تر فرهنگ اينترنت رابراى منافع بشرى و تحقق آرمان هاى دموكراتيك نويد مى دهد. اين ديدگاه بسيار خوشبينانه را بايد با قدرى واقع گرايى تركيب كرد. همان گونه كه تصور يك فضاى دهكده جهانى (Global - Village Commons) براى اطلاق به فضاى سايبر تجارى ساده لوحانه به نظر مى آيد، تصور به واقعيت پيوستن روياى آرمان گرايانه اين حاميان خيرخواه دموكراسى مستقيم الكترونى نيز ساده انگارى است . با بررسى دورنماى آينده فضاى سايبر و به تحليل من ، عامل تعيين كننده ، منافع بازيگران اصلى بيشتر تحت تأثيرفرصت هاى سياسى و اقتصادى است كه شبكه اى شدن ديجيتال در اختيارشان قرار مى دهد. جامعه اينترنتى درباره موضوعات مربوط به فضاى سايبر، آگاه ترين است و گفت وگو مى كند، اما آنان كسانى نيستند كه زيرساخت ها را دراختيار داشته باشند. همچنين بررسى دورنماى دموكراسى الكترونى نشان مى دهد كه بسيار ضرورى است منافع بازيگران اصلى شامل شركت هاى مشترك ، نخبگان اجتماعى و خود دولت را كه با هرگونه تغيير در نظام دولتى تحت تأثير قرار مى گيرند، در نظر گرفت . اگر در نظام هاى ما تغييرات رسمى صورت مى گيرد، اين دولت ها هستند كه آن تغييرات را انجام مى دهند، همان دولت هايى كه هم اكنون بى سروصدا در حال تخريب زيرساخت هاى خود و فروش سيستماتيك اقتدار ملى به جهانى گرايى شركتى هستند. حقيقت محض اين است كه دموكراسى الكترونى مستقيم ، شمشيرى دو لبه است و بسته به جزئيات اجرايى آن (كه شيطنت ها در همين جزئيات است )، مى تواند به اقتدار مردمى يا برعكس به دستكارى عوام فريبانه ختم شود.مى تواند صداى مردان و زنان عادى باشد يا ابزارى براى اجراى سياست هاى بيمارى كه حتى دولت هاى فاسد موجودنيز از آن پرهيز مى كنند، به گونه اى كه در مورد نتايج آن مسؤوليتى متوجه كسى نباشد. برخى از موضوعات مربوط را در نظر بگيريد: چه كسى تصميم مى گيرد، چه سؤال هايى براى رأى گيرى مطرح مى شود؟ چه كسى تصميم مى گيرد چه نظراتى براى بررسى ارائه شوند؟ چه كسى تصميم مى گيرد چه وقت بحث و گفت وگو كافى است ؟ چه كسى صحت ارقام را تأييد مى كند؟ چه كسى مراقب ويروس هاى تغيير آرا در نرم افزار مربوطه است ؟ و چه كسى آن نرم افزار را تهيه مى كند؟ انكار نمى كنم كه مى توان يك سيستم سالم طراحى كرد، اما نمى دانم چگونه مى توان پايايى خروجى چنان سيستمى را تضمين كرد؟ حتى با اينترنت فعلى و فرهنگ باز آن ، اين مسأله به آسانى حل شدنى نيست . در شرايط فضاى سايبر تجارى ، چشم انداز مطلوبى ديده نمى شود. بياييد وضعيتى را در نظر بگيريم كه در آن شرايط دموكراسى مستقيم تحقق يافته است . در كاليفرنيا مدت هاست فرايند همه پرسى وجود دارد و بسيار مورد استفاده قرار مى گيرد. اين نظام خاص به صورتى منطقى بنا شده و در بيشترموارد نتايج آبرومندانه اى به دست آمده است . از سوى ديگر، مواردى وجود داشته است كه شركت هاى صنفى بابهره بردارى از تبليغات انتخاباتى فراوان ، از اين اقدامات براى تصويب فعاليت هاى آشكار ناثواب خود بهره برده اند، فعاليت هايى كه قوه مقننه عاقلانه از پيگيرى آنها خوددارى كرد. در فضاى سياسى امروز، كه منافع نخبگان شركت هاى مشترك كاملاً در كنترل بيشتر دولت هاى غربى است ، چشم انداز هر تغيير راديكال به گونه اى كه به تأمين منافع مردم بينجامد، حقيقتاً محدود است . در حقيقت كسانى كه برمنافع كنونى تسلط دارند، اجازه نخواهند داد تغييراتى كه كنترل فرايند سياسى در اختيار آنان را مورد تهديد شديدقرار مى دهد، به هدف برسد. اگر قرار باشد «دموكراسى الكترونى » در فضاى سياسى كنونى به اجرا در آيد، چگونگى بنا كردن و محدوده به كارگيرى آن بسيار مهم است . البته مباحث كلامى درباره چگونگى اجراى آن بسيار جذابند: بيان مستقيم اراده مردم ، توقف سياست هاى فاسد و غيره اما همان گونه كه جهانى شدن و قانون اصلاح تله كام آمريكا مشخص ساخت ، مباحث كلامى چيزى است و واقعيت چيزى ديگر. سناريوى محتمل به عقيده من ، شامل اظهارات جهت دار درباره موضوعات ، يك سرى جايگزين هاى تحميلى آشكار و يك پانل گزينشى از كارشناسان كه هيچ تهديدى براى منافع موجود به شمار نيايند و مناظره اى ترتيب دهند كه بيشتر يك نمايش باشد و يادآور پانل هاى نمايش هاى آمريكايى امروز كه در آنها اكثر كارشناسان پانل به طور اتفاقى از صاحبنظران دست راستى هستند، است . غيرپاسخگو بودن درونى اين نوع فرايند دموكراسى مستقيم دردناك است . براى مثال ، اگريك مناظره (نمايش ) باچاشنى عاطفى مردم را به رأى دادن براى بمباران هسته اى ليبى يا اخراج مهاجران يا استريل كردن مادران مجردترغيب كند، بعد از آن كسى پاسخگو نيست ، زيرا اين خواست مردم بوده است . فرايند سياسى تا حد يك عمل محرك - پاسخ تقليل پيدا مى كند: يك نمايش تهيه شده به شيوه خيابان مديسون عمل تحريك را انجام مى دهد و هيجان ناگهانى (مخاطبان ) را به عنوان پاسخ به همراه مى آورد. تاريخ مردم باورى ، به ويژه در نيمه دوم قرن بيستم جنبه مثبتى ندارد. يكى از عوامل به قدرت رسيدن موسولينى و هيتلر، جاذبه هاى مردم گرا براى حذف بوروكراسى و ايجاد قاطعيت در دولت است . در اين زمانه تسلط نخبگان ، بايدتوجه بسيارى به دموكراسى الكترونى يا هر تغيير اساسى داشت . در وضعيت كنونى ، دموكراسى الكترونى ، همانند فضاى سايبر، فقط مشكلات پيش روى دموكراسى را شديدترمى كند. اجازه دهيد به عنوان نتيجه بحث ، اين نكته را مطرح كنم كه شهروندى طرفدار دموكراسى مى تواند به هجوم بى امان جهانى شدن شركتى و چگونگى رويكرد به سياست هاى وسايل ارتباط جمعى ، به طور اخص ، بهترين پاسخ را بدهد. دموكراسى و فضاى سايبر: پيشنهادهاى راهبردى با توجه به هدف بهبود دموكراسى هاى ما، تنها راهبرد مؤثر، نوع قديمى آن است : سازماندهى سياسى عوام ، ايجاد جنبش هاى ائتلاف وسيع ، تدوين دستور كار مشترك سياسى و حمايت پرحرارت از كانديداهاى مناسب ، باهدف توازن مجدد صورى نخبگان - مردم . براى دستيابى مجدد به توازن ، بايد سياست هاى سياسى و اقتصادى اقتدار ملى را بازآفرينى كرد و قدرت دموكراسى را به آن باز گرداند. بايد همان گونه كه قوانين ، مردم را ترغيب مى كنند، شركت هاى مشترك را نيز از طريق مقررات وادار كرد شهروندان خوبى باشند. تاريخ بازسازى نشده به طور قطع نشان مى دهد كه حذف نظارت دولت همان بى قانونى است و تسلط باندها، خروجى ساختارى غيرقابل اجتناب است . اگر از اين طريق بتوان به تسلط مردم دست يافت ، آن گاه مى توان انواع اصلاحات را در سيستم انتخاباتى به وجودآورد كه رأى دادن مستقيم مى تواند يكى از آنها باشد. چنين احيايى كار شاقى است اما آيا مى توان صادقانه انتظار پيشرفت هاى اجتماعى چشمگير را از طريق ديگرى داشت ؟ اين در حالى است كه پيشنهادهاى نوين ، حتى با بهترين اهداف بايد اول از سوى تشكيلات موجود دوباره تدوين و سپس اجرا شوند. براى پرهيز از اين نوع فضاى سايبر تجارى كه توضيح داده شد، همان عملگرايى سياسى مردمى همه گير راپيشنهاد مى كنم . تنها راهى كه مى توان سياست هاى مطلوب مربوط به وسايل ارتباطى ، رسانه هاى جمعى ، نفوذ فزاينده شركتى يا هر موضوع ديگر را انتظار داشت ، به قدرت رسانيدن كانديداها و احزاب در متن يك دستوركار درست و پيشرونده است . با وجود اين ، اجازه دهيد راهكار خاصى را براى سياست هاى رسانه اى و مخابراتى ارائه كنم . نازلترين جنبه فضاى سايبر تجارى ، ريشه در تمركز انحصارى دارد. راهكار موردنظر براساس جلوگيرى از انحصارى شدن عمودى و افقى خواهد بود. موضوعاتى وجود دارند كه به عقيده من به نسبت خوب درك شده اند، مانند حق مؤلف ، سانسور و غيره ، اما مشكل ، چگونگى تأثيرگذارى برآنهاست همچنين موضوع انحصار نيازمند توضيح بيشتر است . جلوگيرى از انحصارهاى افقى به معنى اطمينان از اين است كه در هر بازار، رقابت و در تعداد بازارهايى كه يك كارگزار مى تواند وارد شود، محدوديت وجود داشته باشد. اين امر كار شاقى نيست و قبلاً با موفقيت تجربه شده است . در حقيقت ، اصلاحات اخير، در مورد آمريكا، شامل بازگشت به همان مقررات نه چندان بد گذشته بوده است . باوجود اين ، مى توان انحصارهاى افقى را مجاز شمرد (مانند بريتيش تله كام قبل از خصوصى سازى و RBOC - Regional Bell Operaing Company آمريكا) و در عوض مقرراتى وضع كرد كه متضمن فعاليت سالم و عمليات مخابراتى با قيمت يكسان براى همه (كاربرمشترك - Common Carrier) باشد. براى پرهيز از انحصارى شدن عمودى بايد ابتدا لايه هاى خدمات را تعريف و از مالكيت متقابل (Cross- Ownership) جلوگيرى كرد.براى مثال ، اگر مالكان محتوا (شركت هاى رسانه اى ) اجازه مالكيت امكانات نقل وانتقال را ندارند و انتقالات بايد باقيمت يكسان براى همه ارائه شود، آن گاه مى توان به گفتمان باز در فضاى سايبر اميدوار بود. در آن صورت ، گردانندگان مستقل (مثلاً شركت هاى ارائه دهنده خدمات اينترنتى ) اجازه خواهند داشت با شبكه مرتبط شوند، از عهده هزينه هاى آن برآيند و خدمات را با قيمت مناسبى همانند اينترنت كنونى به «همگان » ارائه دهند. اين مقاله ، بخشى از ترجمه فصل سوم كتاب زير است : Barry N. Hague & Brian D.Loa Der (eds), Digital Democracy, (London: Routledge Publications, ۱۹۹۹
|
|
|
|
|