شنبه ۱۱ تير ۱۳۸۴ -
Sat, Jul 2, 2005
گفت و گو
۳۱۷۹
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
با تقويت سازمان شخصيتى
و مكانيسم روانى - دفاعى اتفاق مى افتد
مقابله با فكر خودكشى
در گفت وگو با دكتر مهدى صابرى روانپزشك
218304.jpg
فريال طهماسبى

«۹۰ درصد افرادى كه دست به خودكشى موفق مى زنند، از اختلالات روانى به خصوص افسردگى رنج مى برند.» اين موضوعى است كه دكتر مهدى صابرى، روانپزشك بر آن تأكيد دارد.
گرچه عوامل اجتماعى و استرس هاى شديد محيطى نيز در اقدام هاى معطوف به خودكشى دخيلند، ولى اين شرايط براى همه يكسان است و بنا به تأكيد دكتر صابرى بايد سازمان هاى شخصيتى افراد را در مواجهه با اين عوامل آماده تر نمود.
وى معتقد است فكر خودكشى مى تواند به اندازه اقدام به خودكشى خطرناك باشد، لذا بايد آن را جدى گرفت. دكتر صابرى تمايلى به بازگو كردن بيش از حد معضلات اجتماعى، به خصوص خودكشى ندارد. ولى در نهايت بنا به اهميت موضوع و روند رو به افزايش آن در جامعه، با او به گفت وگو نشسته ايم تا علل و عواملى كه منجر به اينگونه اقدام ها مى شوند، مورد بررسى قرار گيرد و راه هاى پيشگيرى از آن مطرح شود. گفت وگوى ما را با او بخوانيد.
برخى نابسامانى هاى اجتماعى و اقتصادى زمينه ساز اقدام هاى معطوف به خودكشى شده است. چنانچه خود شما نيز در جريان هستيد، در سال هاى اخير كشور ما، روند رو به افزايشى را در اين زمينه تجربه كرده است. اين روند ناشى از چيست؟
از نظر تعريف، هر نوع رفتار معطوف به آسيب رساندن به خود، به منظور از بين بردن خود را خودكشى مى گويند. بنابراين خيلى از رفتارهاى عادى و روزمره كه افراد انجام مى دهند و در نهايت معطوف به آسيب رساندن و از بين بردن خود است كه ممكن است آگاهانه يا ناآگاهانه هم باشد، نوعى خودكشى به حساب مى آيد.
ولى وقتى ما از خودكشى صحبت مى كنيم، دو مقوله را در نظر مى گيريم. يكى اقدام به خودكشى همراه با ژست هاى مخصوصى است كه فرد از خود نشان مى دهد كه من مى خواهم خودم را بكشم و از دنيا و مشكلات راحت شوم. يك نوع ديگر، خودكشى موفق است و اين فردى است كه به طور واقعى، مى خواهد با از بين بردن خودش، از مشكلات زندگى رها شود. معمولاً كسانى كه دست به خودكشى موفق مى زنند، بالاى ۹۰ درصد از اختلالات روانى به خصوص افسردگى رنج مى برند. اما در اقدام به خودكشى، هميشه اين طور نيست. غالباً يك كار نمايشى است كه در خانم هاى جوان زياد ديده مى شود. اين در ميان افرادى است كه مشكلات و ضعف هاى شخصيتى دارند و نمى توانند به خودى خود، با اراده، احساس و تعقل خويش با موضوعات زندگى كنار بيايند، در نتيجه سعى مى كنند با يك اقدام نمايشى به خودكشى نظر ديگران را نسبت به خودشان تغيير دهند يا احساس ترحم در اطرافيان ايجاد كرده و يا باعث تغيير رفتار در فردى شوند كه باعث ايجاد آزار آنها شده است. اغلب اوقات اقدام به خودكشى، در واقع، همان اختلال سازگارى است. فردى كه نتوانسته خودش را با شرايط موجود وفق دهد، سعى مى كند بدين وسيله، با يك اقدام به خودكشى به صورت نمايشى صورت مسأله را پاك كند تا عدم سازگارى او با شرايط مطرح نشود، بلكه شرايط به نفع او تغيير كند كه مواردش در اين مسأله در جامعه، بسيار زياد است و حالا آن رشد نابسامانى ها و آشفتگى هاى اجتماعى و اقتصادى كه شما ذكر كرديد و در اكثريت كشورها از جمله كشور ما وجود دارد، اقدام به خودكشى را افزايش داده است.
اقدام به خودكشى چه به صورت نمايشى و چه در وضعيت خودكشى موفق، زاييده كدام عوامل فردى و اجتماعى است؟
خودكشى موفق تقريباً آمار ثابتى دارد. بدين معنى كه خودكشى موفق ناشى از بيمارى است و اين بيمارى ها منشأ مشخصى دارند. اما اقدام به خودكشى به صورت نمايشى اين طور نيست. اين نوع اقدام به عواملى چون ضعف هاى شخصيتى، مسائل محيطى، فشارهاى اقتصادى و مسائلى از اين قبيل ربط دارد. مثلاًپدرى كه از اداره خانواده اش درمانده است و ديگر كارى از دستش برنمى آيد. اين فرد، مجموعه اى از ضعف ها و ناتوانايى هاى شخصيتى هم دارد. لذا چون نمى تواند خودش را با شرايط سازگار كند، در ظاهر نامه اى مى نويسد و اقدام به خودكشى نمايشى مى كند تا بدين وسيله جلب ترحم اطرافيان را كند. البته كاملاً نمايشى. به طورى كه مطمئن است زنده مى ماند. اين گونه موارد، مربوط به نابسامانى هاى موجود در جامعه مى باشد و ديگر به بيمارى ها ارتباطى پيدا نمى كند.
اما يك مسأله هست، هنگامى كه نابسامانى در جامعه زياد شود، آشفتگى هاى درونى افزايش يابد و فشارهاى اقتصادى - اجتماعى بر مردم فشار مى آورد، شخصيت ها خودشان را نشان مى دهند، روابط بين افراد مختل شده و در نهايت اختلالات سازگارى در مردم ظاهر مى شود. در نتيجه ميزان اقدام به خودكشى نمايشى زياد مى شود كه البته تعداد خودكشى هاى موفق نيز اندكى افزايش مى يابد. چرا كه افرادى كه دست به خودكشى نمايشى مى زنند، در برخى موارد اشتباه محاسبه دارند. مثلاً به گمان اينكه تعدادى قرص، آدم را نخواهد كشت و تنها او را بيهوش مى كند، ولى خيلى وقت ها همان بيهوشى موجب از دست رفتن آنها مى شود، چون ممكن است كسى به موقع به فرياد آنها نرسد. بنابراين خيلى از اين اقدام ها به خودكشى كه اصلاً فرد قصد كشتن خود را هم نداشته، به خودكشى موفق منجر مى شود. در حالى كه وقتى ريشه يابى مى شود، معلوم مى شود اين فرد، هيچ وقت كسى نبوده كه بخواهد خود را بكشد و قصدش، تنها نمايش بوده است. مثلاً در جوان ها، اين نوع رفتارهاى خودكشى، نوعى اظهار وجود است كه بيشتر در حالت هاى عاطفى - احساسى اتفاق مى افتد و مى خواهند عشق و احساس خود را نسبت به طرف مقابل به شكل اسطوره اى نشان دهند كه البته اين رفتارها نشان دهنده تفكر كودكانه و بچگانه است و به عبارتى تفكرى كاملاً احساسى و بى منطق و چه بسا همين اقدامات در اثر اتفاقاتى كه در اين جريان مى افتد و يا اشتباه محاسبه، يك دفعه منجر به خودكشى موفق هم بشود.
ولى در مورد علت خودكشى موفق بايد گفت علت آن، بيمارى هاى شديد روانى است همراه با اوهام كه نهايت آن افسردگى با ميزان بسيار بالاست.
ولى لزوماً اين نيست كه حتماً افسردگى به خودكشى بينجامد.
افسردگى يك بيمارى است كه يك طيفى دارد. از ابتداى طيف كه شروع كنيد، يك خلق ملول و غمگين است، كم ارتباط است و كمتر مى خندد و همين طور درجه اين بيمارى ممكن است در برخى افراد شديد باشد كه وقتى به انتهاى طيف برسد، اوج افسردگى با شدت قابل توجه است و آمارها نشان داده كه بيشترين افرادى كه دست به خودكشى موفق مى زنند، افسردگى به ميزان بالا دارند. يعنى همراه با اوهام، هذيان ها، افكار غلط و غيرمنطقى. افكارى كه براى ديگران قابل درك نيست، همراه توهم، اختلال در ادراكات، اوج نااميدى و احساس درماندگى. به نحوى كه فرد به طور جدى تصميم به خودكشى مى گيرد و معمولاً هم در اين بيماران افسرده شديد، خودكشى به روش هاى خيلى خشن صورت مى گيرد. حتى در افسردگى شديد، ممكن است فرد ديگران را هم بكشد كه مبناى بعضى از جنايات، مى تواند همين مورد باشد.
چندى پيش شايع شده بود برخى موضوعات داستانى كتاب ها به شكل رمان، حتى از نويسندگان بزرگ، بر ميزان افسردگى و در نتيجه خودكشى جوانان مؤثر بوده است. شما تأثير اينگونه كتاب ها را چگونه مى بينيد؟
خيلى زياد. چرا كه برخى اوقات، اين رفتار خودكشى، يك رفتار تقليدى است كه اغلب هم در قشر جوان اتفاق مى افتد. در اثر تماشاى فيلمى كه حتى ممكن است به صورت مستقيم هم اين موضوع مطرح نشده باشد، بلكه به صورت زيرساختى در اين زمينه باشد، با قهرمان داستان رابطه عاطفى برقرار كرده و بعد در نهايت خودكشى مى كند و در مورد كتاب هاى داستانى به خصوص رمان كه شما ذكر كرديد، تأثيرش بسيار زياد است و پيشينه تاريخى هم دارد. درست در زمانى كه كتاب «رنج هاى ورتر جوان» توسط گوته نوشته شد. ورتر جوانى بود كه در قالب داستان، احساسات زيادى را به خواننده منتقل مى كند و در نهايت او در اثر مشكلاتى كه در زندگى با آن مواجه مى شود، دست به خودكشى مى زند. زمانى كه اين كتاب در اروپا منتشر شد، متوجه شدند كه آمار خودكشى جوانان به نحو بى سابقه اى بالا رفته است. و حتى خيلى از جوانان را در حالى در اتاقشان پيدا كردند كه صفحه مربوط به خودكشى ورتر باز بود، همان جا آن جوان خودش را به همان روشى كه ورتر خودكشى كرده بود، او نيز خود را كشته بود. بنابراين اين نكته نشان دهنده اين است كه برخى مطالب، مثل تهيه سريال ها، فيلم ها و داستان ها به صورت رمان، چقدر بايد از ظرافت برخوردار باشد. يعنى تنها مبتنى بر احساس صرف نباشد تا جوانان را به اين سمت سوق دهد و بخواهد دامنه خودكشى را تشديد كند.
آيا همه آنها كه به فكر خودكشى مى افتند، دست به خودكشى مى زنند؟
ممكن است بسيارى از افرادى كه فكر خودكشى دارند، به خاطر اعتقادات مذهبى، اين كار را انجام ندهند. در واقع اين اعتقادات خود يك عامل بازدارنده است. بعضى اوقات فكر به زندگى و اهدافى كه براى انجام آنها در نظر فرد است، ممكن است او را از انجام خودكشى منع كند. در واقع عوامل بازدارنده وجود دارند، ولى اگر بيمارى چون افسردگى شديد باشد، اين عوامل بازدارنده، ضعيف است و كمتر مى توانند جلوى فرد را بگيرد. ولى در فردى كه قصد خودكشى نمايشى را دارد، اين عوامل هر چقدر بيشتر باشد، آن اقدام كم خطرتر خواهد بود و يا اصلاً باعث مى شود فرد از اقدام به عملى هر چند نمايشى پشيمان شود.
* به نظر شما همان فكر خودكشى هم مى تواند به اندازه اقدام به خودكشى خطرناك باشد؟
- بله. آمارها نشان داده كسانى كه در فكر خودكشى هستند، ده برابر بيشتر از كسانى كه به اين فكر نيستند، اقدام به خودكشى مى كنند. يعنى فرض كنيد اگر قرار باشد از هر ۱۰ هزار نفر، يك نفر اقدام به خودكشى كند، آنهايى كه در فكر خودكشى هستند، از هر ۱۰۰۰ نفر يك نفر دست به اين عمل مى زند، يعنى اين آمار ۱۰ برابر بيشتر مى شود.
ادامه دارد


|   شناسنامه   |   آرشيو   |