شنبه ۱۱ تير ۱۳۸۴ -
Sat, Jul 2, 2005
ديپلماتيك
۳۱۷۹
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
واژه نامه سياسى -۱۹
واژه نامه سياسى -۱۹
روند پايان درگيرى ها
Conflict resolution
روشها و روندى از مذاكرات، ميانجيگرى و ترتيب ساختارهايى كه منجر به پيشبرد روند آشتى و صلح در منازعات اجتماعى داخلى و جنگ بين المللى شود.
كنفوسيوس (۴۷۹ - ۵۵۱ قبل از ميلاد) Confucius
كنفوسيوس، بنيانگذار فلسفه اى است كه از سال ۱۲۴ تا ۱۹۰۶ ميلادى بر چين حكمرانى كامل داشت و سرزمين هايى نظير ژاپن ، كره و ويتنام را نيز تحت پوشش قرار داد. از شخص كنفوسيوس، اطلاعات زيادى در دست نيست. همچنين اثبات تعلق بسيارى از نوشته هايى كه به او نسبت مى دهند، امكان پذير نيست. اين نوشته ها به زبان ادبى نگاشته شده اند كه فاقد اصول گرامرى و انباشته از ابهام هستند. به دليل وجود همين ابهامات ، از نوشته هاى منتسب به كنفوسيوس، تفاسير متنوعى ارائه شده است كه برخى از آنها داراى بار فلسفى قابل توجهى هستند.
اين برداشتهاو نوشته ها در نگاه اول، تنهامباحث اخلاقى كيش شخصيت به نظر مى رسد، اما برخى از ابعاد همين كيش شخصيت به فلسفه سياسى نيز واردمى شود. براساس اين تعاليم، علم ، علم نخواهد بود، مگر آنكه جنبه عملى به خود بگيرد و علم بى ارتباط با ارزشها، كاملاً پوچ است. تثبيت ارزشهاى اخلاقى تنها هنگامى رخ مى دهد كه در حوزه هاى اجتماعى نمود پيدا كند. براساس يكى ديگر از اين اصول، تنها علماى فرهيخته مى توانند علل و روند سقوط يا صعود دولتها را پيشگويى كنند كه اين علما، گنجينه اى از تعقل سياسى و روابط صحيح اجتماعى اند. براساس اين تئورى ، حكومتها خود مى توانند از روى اراده با تدابير صحيح بر عمر حاكميت خود بيفزايند. درچنين جامعه اى، مقصود علما، خدمت در حكومت به عنوان وزير است. دراين صورت هريك از علما، نماينده عقل جمعى اند كه رهبران جامعه مدنى به شمار مى روند.
ادامه دارد
سرنوشت آمريكا
در بهشت تروريسم
218271.jpg
سرگه بارسقيان
افزايش حملات انتحارى شورشيان در عراق، دولت جورج دبليو بوش را تحت فشار افكار عمومى و نمايندگان دموكرات كنگره قرار داده است. نمايندگان دموكرات كنگره و مجلس نمايندگان با انتقاد صريح از «دونالد رامسفلد» وزير دفاع به دليل شكست در مهار خشونت ها خواستار كاهش تعداد نيروهاى نظامى آمريكا در عراق كه ۱۳۵ هزار نفر برآورد مى شوند، شده اند؛ خواستى كه هم از سوى رامسفلد و هم از جانب نخست وزير عراق رد شده است. جعفرى در نخستين سفر خود به آمريكا از تمايل دولت عراق به ترك نيروهاى نظامى آمريكا اشاره كرد، ولى تعيين ضرب الاجل براى آن را به نفع تروريست ها دانست. رامسفلد نيز تعيين جدول زمانى براى كاهش تعداد نيروهاى نظامى آمريكا در عراق را خطايى فاحش خواند. بر اين اساس، هم دولت عراق و هم واشنگتن بر سر اين مسأله متفق القولند كه جدول زمانى براى خروج نظاميان پنتاگون از عراق ارائه نشود. «جورج بوش» نيز استراتژى خود را غلبه بر اعضاى رژيم سابق بعث و افراد مسلح ناشناس و تروريست هاى خارجى و جنايتكارانى عنوان كرد كه اين خشونت ها را در عراق به وجود آورده اند. رئيس جمهورى ايالات متحده به نخست وزير عراق اطمينان داد نيروهاى آمريكايى تا زمانى كه لازم باشد، در عراق باقى خواهند ماند. اما روند خشونت هاى جارى در عراق از يك سو افكار عمومى را عليه نفس جنگ آمريكا و عراق بدگمان كرده و ۵۱ درصد از مردم آمريكا را به اين باور رسانده كه حمله مارس ۲۰۰۳ به عراق اشتباه بوده است و از ديگر سو، فشارها را بر طراحان جنگ و مدافعان استمرار حضور نظاميان در عراق - به ويژه وزير دفاع آمريكا- افزوده است. در اين ارتباط، قرار است رامسفلد امروز (پنج شنبه) به سنا برود تا درباره خشونت هاى اخير به نمايندگان گزارش دهد. روزنامه «ساندى تايمز» نيز از مذاكرات محرمانه آمريكا با فرماندهان چندين گروه شبه نظامى در عراق خبرداد كه از سوى رامسفلد تأييد شد.
آموزشگاه تروريسم
رويدادهاى اخير عراق مى تواند به تعويق زمان بازگشت سربازان آمريكايى از عراق و همچنين پيچيده تر شدن ارزيابى ها از ماهيت شورشيان مسلح عراقى منجر شود. برخلاف پيش بينى هاى اوليه مبنى بر كاهش حجم حملات انتحارى و ناامنى ها با روى كار آمدن دولت عراق و انجام روند بازسازى ها، از آوريل ۲۰۰۵ كه دولت جديد تصدى امور را برعهده گرفت، بيش از يك هزار نفر كه بيشترشان عراقى بودند، كشته شدند. علاوه بر آن، با وجود اصرار مقامات آمريكايى مبنى بر حضور بلند مدت در عراق تا فروكش كردن نهايى خشونت ها، اين ديدگاه در حال تقويت است كه نمى توان از طريق عمليات نظامى شورش ها را مهار كرد. لازمه بازگشت آرامش و ثبات به عراق، اتخاذ يك استراتژى وسيع تر شامل فعاليت هاى سياسى و اقتصادى است و اين امر احتمالاً سال ها زمان خواهد برد.
ديگر اين كه اين آغاز بازسازى ها نيست كه به پايان خشونت ها منجر مى شود، بلكه پايان يافتن خشونت  ها است كه سرمايه گذاران خارجى را به حضور در عراق و احياى روند بازسازى اين كشور ترغيب مى كند. در عين حال، هرگونه فراخوانى نيروها از عراق به منزله شكست واشنگتن در بازگرداندن آرامش به اين كشور و نيز فرار از غرق شدن در باتلاق عراق تعبير خواهد شد؛ امرى كه از يك سو وجهه آمريكا در مجامع بين المللى را خدشه دار مى كند و از سوى ديگر، دولت نوپاى عراق را دچار بحران امنيتى خواهد كرد.
مقامات آمريكا در حالى از عدم ارائه برنامه زمانى خروج نظاميان اين كشور از عراق سخن مى گويند كه به گفته وزير دفاع ايالات متحده، شورش هاى موجود مى تواند تا يك دهه به طول بينجامد. به اعتقاد رامسفلد، شورش ها تا پنج يا شش و حتى ۱۰ الى ۱۲ سال آينده ادامه خواهد داشت. بنابراين نيروهاى خارجى نه تنها نمى توانند اين شورش ها را سركوب كنند، بلكه واشنگتن بايد فضايى ايجاد كند تا مردم و نيروهاى امنيتى عراق بر ناآرامى ها پيروز شوند.
چنين ارزيابى اى با تغيير ماهيت تروريست ها در عراق و نيز استراتژى بلند مدت آمريكا در اين كشور و حتى منطقه خاورميانه در پيوند است. از لحاظ ماهيت شورشگران، نظاميان آمريكا با دشمن خاموش در مبارزه اند. پيشتر بازماندگان رژيم بعث و محذوفان قدرت فعلى عراق، گروه القاعده به رهبرى «ابومعصب زرقاوى» و برخى گروه هاى تندرو به عنوان طراحان حملات انتحارى معرفى مى شدند. اما با گذر زمان، ماهيت اين تروريست ها هم به علت فرامليتى بودن آن و هم تغيير شرايط ملى و منطقه اى عراق دستخوش تحول مى شود.
چنين تحولى، استراتژى جبهه ضد تروريسم آمريكا را نيز تغيير خواهد داد. عراق به تدريج به خط مقدم نبرد تروريست ها و آمريكا بدل مى شود و نبرد عليه تروريسم با حضور قدرتمند آمريكا در عراق صورت جديد خواهد يافت: اظهارات بوش مبنى بر اين كه «جنگ عراق، جبهه مركزى جنگ عليه تروريسم است» و تأكيد «ديك چنى» معاون رئيس جمهورى آمريكا دال بر اين كه ممكن است اين جنگ در تمام عمر ما ادامه يابد، نشانگر اولويت يافتن حضور نيروهاى آمريكايى در عراق در روند نبرد عليه تروريسم است و هرگونه عقب نشينى مواضع واشنگتن، بر روند تهاجمى اين كشور عليه گروه هاى تروريستى لطمه خواهد زد. علاوه بر آن، مهار شورش ها در عراق مى تواند به عنوان فاز عملى جنگ عليه تروريست در كارنامه جمهوريخواهان براى انتخابات رياست جمهورى ۲۰۰۸ مورد بهره بردارى قرار گيرد. چه اين كه حضور نيروهاى آمريكايى در عراق از محورهاى مورد مناقشه دموكرات ها و جمهوريخواهان در انتخابات نوامبر ۲۰۰۴ آمريكا بود. دموكرات ها حمله يكجانبه آمريكا و انگليس به عراق را موجب مخدوش شدن اعتبار بين المللى واشنگتن مى دانند و همكارى با ديگر دولت ها در استقرار صلح و بازسازى در عراق را موجب ترميم روابط آمريكا با متحدين و مؤتلفين اروپايى خود قلمداد مى كنند. اما خروج نيروهاى آمريكايى از عراق- آن هم همزمان با زبانه كشيدن مجدد شعله هاى ناآرامى و شورش - مبانى استدلال جمهوريخواهان را در انتخابات آينده متزلزل مى كند و برگ برنده اى را از نامزد ۲۰۰۸ جمهوريخواهان خواهد ربود.
آنچه نقطه عزيمت استراتژيست هاى آمريكا در قبال مسأله عراق مورد تأكيد قرار گرفته، اين است كه نبرد پراكنده با تروريست ها كه در قالب گروه هاى فرامليتى و مدرن فعاليت مى كنند، اثر بخش نبوده است و با تجميع آنها در عراق خط نبرد مشتركى با اين طيف از گروه ها خواهد يافت. روى ديگر سكه تحليل فوق، گزارش محرمانه آژانس اطلاعات مركزى آمريكا (سيا) است كه عراق را آموزشگاه تروريسم خوانده و آورده است: عراق پايگاه اصلى تربيت و آموزش مبارزان و فعاليت آموزشى اين نيروها در عراق است كه بسيار بيشتر از افغانستان كه محل رشد و نمو شبكه القاعده است، مى باشد. افزون بر آن، به استناد گزارش سيا، شورشيان در عراق پس از طى مراحل آموزش به ديگر كشورها مى روند و امنيت منطقه را متزلزل خواهند كرد. «پورتر جى گاس» رئيس سيا در اين باره اعلام كرده است: گروه هاى شورشى در عراق، آموزش هاى لازم عمليات راه اندازى جنگ هاى خيابانى و عمليات تروريستى مى بينند و سپس اين كشور را ترك مى كنند و آموخته هايشان را به شورشيان در خارج از كشور منتقل مى كنند و رفته رفته سلول ها و شبكه هاى تروريستى چند مليتى در كشورهاى عربستان، اردن و ساير كشورها تشكيل مى دهند.
در گزارش ديگرى كه از سوى شوراى اطلاعات ملى آمريكا منتشر شده، آمده است: طى ۱۵ سال آينده (تا سال ۲۰۲۰) گروه هاى افراطى در سراسر جهان كه به دنبال به كارگيرى عناصر جديدى براى انجام حملات تروريستى خود خواهند بود، جايگزين شبكه تروريستى القاعده خواهند شد. در اين گزارش عنوان شده است كه بحران حاضر در عراق، اين فرصت را فراهم خواهد كرد تا عناصر تروريستى جديدى از نوع شبه نظامى براى انجام حملات تروريستى به كار گرفته شوند و به اين ترتيب، به تدريج در سراسر جهان پخش و آرام آرام جايگزين شبكه تروريستى القاعده شوند. اين گزارش همچنين به اين نكته اشاره دارد كه در ميان ديگر مناطق كه گروه هاى افراطى قابليت گسترش و پخش شدن دارند، بروز بحران عراق و ديگر بحران ها و مناقشات احتمالى در آينده موجب آن خواهد شد تا زمينه جهت به كار گرفته شدن عناصر تروريستى و آموزش هاى گوناگون از جمله آموزش هاى فنى و مهارت هاى زبانى براى انجام كلاس هاى جديد از حملات تروريستى فراهم شود.
مؤسسه بين المللى مطالعات استراتژيك (ISS) نيز در گزارش ديگرى اعلام كرد، درگيرى در عراق انرژى و منابع القاعده و پيروانش را به صورت قابل توجهى متمركز و اتحاد جهانى عليه تروريست را تضعيف كرده است.
صادر كننده تروريسم
اين واقعيت كه عراق به خط مقدم نبرد آمريكا عليه تروريست بدل شده، از سوى دموكرات ها به چالش طلبيده شده است. «ال گور» معاون «بيل كلينتون» رئيس جمهورى سابق آمريكا و نامزد دموكرات ها در انتخابات رياست جمهورى سال ۲۰۰۰ در واكنش به اظهارات بوش مبنى بر اين كه جنگ عراق، جبهه مركزى جنگ عليه تروريست است، گفت: اين جنگ نه جبهه مركزى مبارزه با تروريست كه مركز عضوگيرى و تجديد قواى تروريست ها است. به گفته وى پس از جنگ عراق، القاعده بيش از ۱۸ هزار تروريست بالقوه در سراسر دنيا دارد كه اين جنگ پايگاه آنها را محكم تر مى كند. مقامات عراقى و آمريكايى هم بر اين باورند كه عراق نه تنهامحل صدور تروريست هاى آموزش ديده به نقاط مختلف كه محل جذب تروريست هاى ساكن در كشورهاى همسايه است. آنان همچنان انگشت اتهام را به سوى همسايگان عراق دراز كرده اند و يگانه راه فروكش كردن شورش ها را اعمال كنترل هاى بيشتر از جانب همسايگان بغداد و عدم دخالت در امور داخلى عراق مى دانند. بنا بر اعلام مقامات نظامى آمريكا، محل تغذيه مالى و فكرى گروه هاى تروريستى در خارج از عراق است و آنان سرمنشأ جنگ عليه تروريست را در اقدامات پيشگيرانه و تهاجمى دولت هاى همسايه جست وجو مى كنند. گرچه اين باور نوعى فرافكنى به حساب مى آيد، اما واقعيت امر آن است كه هدف آتى گروه هاى تروريستى كشورهاى منطقه خواهد بود و جبهه اى به جبهه هاى ديگر افزوده مى شود.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |