يكشنبه ۱۲ تير ۱۳۸۴ -
Sun, Jul 3, 2005
گفت و گو
۳۱۸۰
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
گفت وگو با مهدى صابرى روانپزشك
بيشترين خودكشى در استانهاى غربى كشور
بخش دوم و پايانى
218337.jpg
فريال طهماسبى
در نخستين بخش از گفت و گو با صابرى، زمينه هاى اقدام به خودكشى مورد بررسى قرار گرفت و تأكيد شد با تقويت سازمان شخصيتى و مكانيسم رواني_ دفاعى مى توان از غلطيدن در فكر خودكشى مصون ماند. واپسين بخش اين گفت و گو پيرامون تفاوت نرخ خودكشى ميان زنان و مردان و متأهلين و مجردين است كه در پى مى آيد.

* آقاى دكتر! در مورد علل آشفتگى و نابسامانيهاى اجتماعى و اختلالات روانى فردى كه هر دو مى توانند زمينه ساز اقدام به خودكشى در افراد شوند، توضيح داديد. سؤال من اين است كه اصولاً كدام يك از اين دو عامل مهمتر است و آيا شرايط محيطى مى تواند اختلالات روانى فردى را تعريف كند و علت اقدام به عملى شود؟
- ببينيد! در مورد آن خودكشى هايى كه زمينه آن بيمارى است، شرايط محيطى تأثير زيادى ندارد. در مرفه ترين جوامع هم گزارش شده كه خودكشى داراى آمار بالايى است. همانطور كه در بدترين جوامع هم. حال ممكن است در برخى جوامع بيشتر و در برخى ديگر كمتر باشد، ولى در كل نمى توان آن را به رفاه اجتماعى نسبت داد. براى اينكه وقتى بررسى مى كنيم، مى بينيم كه بعضى جاها هم كه آمار خودكشى پايين است، ولى رفاه اجتماعى بالايى هم ندارد يا برعكس. بنابراين، آن مربوط به يك عامل بيمارى روحى - روانى است كه شرايط محيطى بر آن تأثير ندارد. اما همانطور كه اشاره كردم، در اقدام به خودكشى به صورت نمايشى، عوامل محيطى خيلى تأثيرگذارند. در واقع علت اقدام به خودكشى، ناتوانى فرد در سازگار شدن او با شرايط است. طبيعى است كه هرچه شرايط بدتر باشد، اين عدم سازگارى بيشتر است.
البته همه افراد به درجاتى، عدم سازگارى با شرايط محيطى را دارند، ولى درجاتش متفاوت است. در نتيجه واكنشهاى متفاوتى هم از خود نشان مى دهند و اين موضوع به سازمانهاى شخصيتى افراد بر مى گردد. به عبارتى، عوامل محيطى و استرس و اضطرابهاى جامعه حتماً بايد وجود داشته باشد تا اين سازمانهاى بيمارگونه و شخصيتى، خودش را نشان دهد. در خيلى از افراد، در يك شرايط نرمال و كم استرس، مشكلاتشان بروز نمى كند، ولى همين كه عارضه اى پيش مى آيد، به دليل داشتن سازمان شخصيتى ضعيف كه در او نهفته بود، ممكن است دست به اقدامى غير معقول بزند. در بعضى موارد هم، فردى از تمام ظرفيتهاى روانى خود براى راهنمايى ديگران استفاده مى كند تا آنها را به جهت مناسبى سوق دهد، ولى همه مشكلات و ناراحتيهاى خودش را در درونش پنهان نگاه داشته، اين فرد در اثر كوچكترين استرس محيطى، عرصه زندگى بر او تنگ مى شود.
اما در افسردگى هاى خيلى شديد كه فرد دست به خودكشى مى زند، ديگر لازم نيست استرس محيطى وجود داشته باشد. خيلى وقتها، فردى با افسردگى شديد در يك خانواده بسيار مرفه، حمايت خوب و محيط بدون استرس دست به خودكشى مى زند، چرا كه اين بيمارى، على رغم تمام شرايط خوب و مرفه او، تفكر بيمار را منفى كرده است. البته گاهى هم پيش مى آيد كه شرايط محيطى بيمارى او را تشديد كنند، ولى حتماً ضرورت ندارد. لذا در مجموع در بيماريهاى افسردگى، عامل اجتماعى و محيطى كمتر تأثير دارد، ولى در اقدام به خودكشى و اختلالات سازگارى، عوامل و شرايط محيطى ارجحيت دارند.
* آيا تفاوت معنى دارى بين تمايل زنان و مردان، مجردين و متأهلين به خودكشى وجود دارد؟ شرايط سنى چطور؟
- طبق آمارهايى كه به طور رسمى گزارش شده است، خانمها، سه برابر بيشتر از آقايان دست به خودكشى نمايشى مى زنند، ولى خودكشى موفق در مردان ۳ برابر شايع تر است. در واقع مردها جدى تر از زنان خودكشى مى كنند. توانايى روانى مردان در مواجهه با مشكلات و سازگاريشان با شرايط در مقايسه با زنان قوى تر است. لذا اقدام به خودكشى نمايشى كمترى دارند و اگر هم اقدام كنند، دست به خودكشى موفق مى زنند.
تأهل نيز تأثير زيادى دارد. معمولاً مجردها بيشتر اقدام به خودكشى مى كنند. سن نيز به عنوان يك متغير مؤثر است. در سنين سالمندى و نوجوانى، ميزان خودكشى بالاتر است.
از همه مهم تر، عدم حمايت اجتماعى، گوشه گيرى و در انزوا زندگى كردن، مى تواند بيش از هر عامل و متغير ديگرى، زمينه ساز بروز اينگونه رفتارها شود.
* گفته مى شود در استانهاى غربى ايران اقدام به خودكشى بيشتر است. دليل آن چه مى تواند باشد و چرا اغلب به شكل خودسوزى است؟
- مدت زمان زيادى است كه در استانهاى غربى كشور، از جمله استان ايلام، خودسوزى زياد اتفاق مى افتد و عوامل آن طى تحقيقات زياد، بررسى شده است. يكى از اين عوامل، شرايط زيست محيطى است كه به نظر مى رسد با قهر و جبر طبيعت عجين شده است. مثلاً در استانهاى شمالى كشور يا شهرهاى پرجمعيت مثل تهران، اصفهان، شيراز و... كه از امكانات بهتر زندگى برخوردارند، افراد آن حالت قهر و جبر طبيعت را احساس نمى كنند، اما در بعضى از مناطق، شرايط بد آب و هوايى، مشكلات اقتصادى، تعصبات كوركورانه، فرهنگ پايين و جبر محيطى باعث مى شود كه افراد در آن شرايط احساس كنند كه در محيطى زندگى مى كنند كه بر آنها جبر وارد شده و قهر طبيعت را بيشتر حس كنند. لذا چنين شرايطى در آنها ايجاد خشونت كرده و روحيه خشنى پيدا مى كنند. خودكشى در آنها هم برگشت رفتار خشونت آميز نسبت به خود است. به عبارتى، خشونت درونى نسبت به خود، همان خودكشى به روشهاى خشن مى شود كه يكى از آنها خودسوزى است كه تقريباً اين نوع روشها هم شانس نجات براى كسى باقى نمى گذارد.
برخى مسائل ديگر كه مى تواند تأثيرگذار باشد، عادت اجتماعى است. مثل اينكه در يك منطقه، رفتارى به صورت يك عادت در مى آيد و افرادى هم كه مى خواهند رفتار مشابه داشته باشند، دقيقاً همان روش را تكرار مى كنند و در واقع همان صحبتى كه درباره خودكشى هاى تقليدى ذكر كردم. وقتى در برخى استانها، آمار خودسوزى بالاست، اگر كسى هم به فكر خودكشى مى افتد، خودسوزى مى كند. انگار يكى از راهها به عنوان خودسوزى در ذهن او جا افتاده است. در ضمن اين راه، يكى از راههاى تأثيرگذار در اطرافيان است. افرادى كه خودسوزى مى كنند، با مرگ خود مى خواهند از درد و رنجى كه كشيده اند، آزاد شوند و شايد براى اين فرد، تغيير رفتار و تغيير نگرش ديگران هم مهم نباشد. به عبارتى، خودكشى هاى به اين سبك يك ديدگاه خودخواهانه دارد. او حس مى كند با اين كار، تأثيرى را كه بر افراد و محيطى كه باعث رنجش او شده اند، مى گذارد، تأثيرى دائمى است.
* با توجه به اينكه عوامل اجتماعى و فشارهاى شديد محيطى براى همه افراد جامعه مشترك است، چطور مى توان بر عوامل فردى چنان تأثير گذاشت كه حداقل از ميزان وقوع اين رفتار، تا اين حد پيشگيرى كرد؟
- درست است. عوامل اجتماعى براى همه مشترك است، ولى در افراد مستعد، استرسها و فشارهاى اقتصادى محيطى، امكان اقدام به خودكشى را بالا مى برد، اما جالب اينجاست كه در موارد خيلى استرس آميز مثل وقوع زلزله، سيل و... آمار خودكشى پايين مى آيد. مثل اينكه آن استرسها به حدى قوى هستند كه اجازه تأثير استرسهاى ديگرى كه تأثير فردى دارند را نمى دهند، اما به هر حال، عوامل فردى و عوامل خانوادگى بسيار مؤثرند. هرچقدر بتوانيم بر عوامل فردى چون زمينه هاى اعتقاداتى، سازمان شخصيتى و مكانيسم روانى - دفاعى خود مؤثر باشيم و آنها را پخته تر كنيم، روابط خود را با ديگران در يك حد مطلوب و مناسب به طرز سالم گسترش دهيم و هدف و برنامه مشخصى براى خود در زندگى تدوين كنيم، بهتر مى توانيم در مواجهه با استرسهاى محيطى مقاومت كرده و با آرامش، بهترين مسير را براى ادامه زندگى انتخاب كنيم.
من معتقدم در اين زمينه براى پيشگيرى بايد از خانواده شروع كرد. خانواده ها بايد قدرت تطابق با استرس را به فرزندانشان نشان دهند. اگر قرار باشد در برابر همه خواسته هاى فرزندانشان تسليم شوند، همين فرزندان ياد مى گيرند در آينده و اجتماع نيز بايد همه چيز فورى در اختيار آنها قرار گيرد و اگر چنين نشود، احساس ناكامى مى كنند كه اثر اين ناكامى، پرخاشگرى است و اگر اين پرخاشگرى به خودش معطوف شود، نتيجه اش خودكشى است. اين يك سيكل است كه بايد از همان ابتدا درست و اصلاح شود. فرزندان ما، بايد در درون خانواده بياموزند كه همه چيز دست يافتنى نيست. بايد براى همه چيز تلاش كرد. در طول مسير زندگى در مواجهه با هر شكست يا ناكامى، آنقدر قوى عمل كند كه بتواند به درستى از مكانيسمهاى دفاعى خودش بهره بگيرد. اگر اين تفكر در انسان رشد كند، هيچگاه رفتارهايى چون خودكشى از انسان سر نمى زند. ضمن اينكه خانواده ها بايد سعى كنند كه فرهنگ زندگى اجتماعى را در فرزندانشان پرورش دهند.
اشتغال، معاشرتهاى سالم، ازدواج در وقت مناسب و... همه اينها باعث مى شود تا در اثر كوچكترين استرسى از هم نپاشند، چرا كه يكى از تأثيرات اين فروپاشيدگيهاى شخصيتى، اقدام به خودكشى است، يعنى بدترين سرنوشتى كه ممكن است براى يك فرد اتفاق بيفتد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |