يكشنبه ۱۲ تير ۱۳۸۴ -
Sun, Jul 3, 2005
ديپلماتيك
۳۱۸۰
sLogo.gif

جستجوى پيشرفته
PDF Edition
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
ديدگاه
دو ابر قدرت و جنگ سرد دوم
218409.jpg
نوشته مارتين ژاكه
پس از يازدهم سپتامبر، آمريكا و چين با ظرافت و محتاطانه با هم همراه بوده اند. آمريكا در جنگ عليه تروريسم به حمايت چين نياز داشت و چين نيز در انديشه ايجاد بهترين شرايط براى رشد اقتصادى خود بوده است. اما اين ماه عسل تا چه زمانى ادامه خواهد يافت؟ برخى اظهارات اخير مقامات واشنگتن حاكى است كه به احتمال زياد، دولت «جورج بوش» موضع خشن ترى در قبال چين اتخاذ خواهد كرد.
در مرحله نخست، چين پس از موج گسترده صادرات منسوجاتش به اروپا و آمريكا مورد حملات و انتقادهاى فراوان قرار گرفت. اخيراً آمريكا و اروپا، سهميه محدودى براى واردات منسوجات از چين تعيين كرده اند.
در عين حال، خزانه دارى آمريكا از چين خواسته است تا ارزش واحد پول خود «يوان» را افزايش دهد. در واقع، حتى اگر چين ارزش يوان را افزايش دهد، تغيير چندانى در كسرى حساب جارى آمريكا به وجود نخواهد آمد. علاوه بر اين، حساب جارى چين نيز مانده فراوانى دارد كه اين مسأله افزايش ارزش يوان را بسيار دشوار مى كند.
چندى پيش، «دونالد رامسفلد» وزير دفاع آمريكا عنوان داشت كه هزينه هاى نظامى چين بسيار بيشتر از آن چيزى است كه به طور رسمى اعلام شده است. وى انگيزه پكن از افزايش اين هزينه ها را زير سؤال برد و از چين خواست تا دولت بازتر و انتخابى ترى را برسر كار آورد.
چندى پيشتر از آن اعلام شده بود كه پنتاگون خود را براى انتشار گزارشى پيرامون ارتش چين آماده مى كند و اين گزارش هشدارى براى آمريكا است تا احتمال تبديل چين به يك رقيب استراتژيك را با جديت مد نظر قرار دهد. چنانكه از ظواهر امر بر مى آيد، گويا محتواى اين گزارش، جنجال هاى بسيارى را در درون دولت بوش به وجود آورده است.
تا پيش از يازدهم سپتامبر دولت بوش موضع خصمانه اى در قبال چين اتخاذ كرده بود و برخلاف دولت «بيل كلينتون» كه چين را «شريك استراتژيك» مى ناميد، اين كشور را «رقيب استراتژيك» توصيف مى كرد. اما يازدهم سپتامبر، پايانى ناگهانى بر اين تصور و گمان بود و اكنون چهار سال است كه روابط اين دو كشور نسبتاً گرم شده است.
با اين حال، شايد اين دوره به زودى به پايان برسد. در اين ارتباط، به نظر مى رسد كه اهميت جنگ عليه ترور، از ديدگاه دولت بوش رنگ باخته است. هرگز هدف از جنگ عليه ترور بيان نشد، اما چنان كه از شواهد پيدا است، اين جنگ، اهرمى بود براى تغيير در سياست خارجى آمريكا، اين كه «بن لادن» و «القاعده» را تهديدى جدى براى آمريكا فرض كنيم، تصورى بيهوده و پوچ خواهد بود. حتى ظرفيت آنها براى ايجاد هراس و ويرانى، بسيار محدودتر شده است. بايد گفت كه تروريسم فقط يك بهانه بود.
اما چين موضوع متفاوتى است. بن لادن هرگز نمى توانست كوچك ترين تهديدى براى جايگاه آمريكا به عنوان تنها ابر قدرت ايجاد كنند.
اما كاملاً آشكار است كه چين از عهده چنين كارى بر مى آيد و به طور حتم، در طولانى مدت اين تهديد را ايجاد مى كند. قدرت اقتصادى روبه رشد چين، آرزوها و بلند پروازى هاى سياسى و نظامى اين كشور را استوارتر خواهد كرد. بخشى از اين احساسات قوى و بلند پروازانه در شرق آسيا نمايان شده است. چين پس از يازدهم سپتامبر، تلاش هاى گسترده اى براى تحكيم جايگاه خود در شرق و جنوب آسيا انجام داده و با كشورهاى مختلفى از جمله هند و اندونزى و كشورهاى اتحاديه جنوب شرق آسيا (آ.سه.آن) در زمينه هاى گوناگون به توافق رسيده كه هدف عمده از اين كار برقرارى روابط بهتر با اين كشورها است.
دلايل اهميت اين تلاش ها كاملاً آشكار است. نخست آن كه، اين بخش از آسيا، حياط خلوت چين به شمار مى آيد و قدرت اين كشور براى ايفاى نقش محورى در منطقه بيانگر و نماياننده ظرفيت هاى چين براى تبديل شدن به قدرتى جهانى است. دوم آن كه، تقدير چنان است كه از اين پس، شرق آسيا به مركز امور جهانى مبدل شود، يعنى همان نقشى را ايفا كند كه اروپا در جريان جنگ سرد برعهده داشت سوم آن كه، آمريكا به عنوان بازيگر اصلى امنيتى در منطقه باقى مى ماند، اما به تدريج كه نفوذ چين بيشتر مى شود، حضور آمريكا نيز كمرنگ تر مى شود، اين روند در حال حاضر، در حال پيشرفت است. پس از يازدهم سپتامبر، آمريكا در اين منطقه بى تحرك نبوده است و حتى روابط بسيار نزديك ترى با ژاپن كه در تقابل مستقيم با چين است، برقرار كرده است. اما تمركز اصلى اهداف آمريكا در جاى ديگرى بوده است.
هيچ قدرت جهانى به صورت داوطلبانه از قدرت خود صرف نظر نمى كند و آمريكا نيز از اين قاعده مستثنى نيست. اين كشور در جنگ سرد بر اتحاد شوروى غلبه كرد و اكنون در جايگاه آن به عنوان تنها ابر قدرت خودنمايى مى كند. بنا بر اين آمريكا با چنگ و دندان از موضع و جايگاه خود دفاع مى كند. اختلافات روز افزون ميان آمريكا و چين به عميق ترين گسل در درون سياست هاى جهان مبدل خواهد شد. ما وارد دوره آرامش و سكون نمى شويم، بلكه عكس آن صادق است. خطوط و مرزهاى اختلافات آينده در گزارش پنتاگون از نيازهاى نظامى آمريكا كه در ماه مارس توسط روزنامه «وال استريت جورنال» علنى شد، پيش بينى شده است.
اين گزارش بر لزوم افزايش هزينه هاى نظامى به منظور جلوگيرى از ابر قدرت هاى احتمالى كه در متن مشخصاً به چين اشاره شده، تأكيد مى ورزد. با توجه به هزينه هاى كلان نظامى آمريكا، دو رويى رامسفلد در انتقاد از افزايش هزينه هاى نظامى چين كاملاً نمايان است و اين نشان دهنده تكبر آمريكا است.
با اين همه، نبايد احتمال آغاز يك جنگ سرد ديگر را از نظر دور داشت. شايد بار ديگر، شاهد مظاهر و نمودهاى دوران جنگ سرد باشيم، به طورى كه احتمالاً آمريكا به عنوان يك پروتاگونيست ظهور مى كند و چين نيز تحت حاكميت سخت گيرانه حزب كمونيست قرار مى گيرد. اما اين شباهت ها با دوران جنگ سرد در اين مرحله متوقف مى شود. زيرا نخست آن كه، اقتصاد چين بسيار قوى تر از اتحاد شوروى است و رشد آن با سرعتى حيرت آور به پيش مى رود اين در حالى است كه قدرت اقتصادى، زمينه ساز نفوذ و قدرت جهانى است. دوم آن كه، چين برخلاف اتحاد شوروى، ادغام در عرصه جهانى را برگزيده و به شيوه خاص خود از سرمايه دارى روى آورده است. به تبع آن، چين اكنون عميقاً با اقتصاد جهانى در آميخته است. چين بزرگ ترين صادركننده كالا به آمريكا، بزرگ ترين دريافت كننده سرمايه گذارى مستقيم خارجى و نيز اصلى ترين عاملى است كه آمريكا به كمك آن توانسته است با كسرى بودجه خود كنار بيايد. روابط آمريكا و چين همچون شيوه اى نو در يك نوع همزيستى شگفت آور است.
شايد اين امر ناشى از نوعى الزام و اجبار بوده است. از زمان ترميم روابط دو كشور ميان «نيكسون» و «مائو»، آمريكا همواره برخوردهاى سرد و گرم فراوانى با چين داشته، اما هرگز درصدد منزوى ساختن چين و جلوگيرى از رشد اقتصادى آن نبوده است. چين گفته ها و رهنمودهاى «دنگ شيائوپينگ» را به اجرا درآورده و رشد اقتصادى را در اولويت قرار داده است، اما رويارويى و تقابل آمريكا و چين در برخى حوزه ها و مسائل - تجارت و نابرابرى هاى مالى ميان دو كشور، نفت و منابع طبيعى در آفريقا، آمريكاى لاتين و خاورميانه، رقابت منطقه اى در شرق آسيا به جز تايوان و ژاپن- خشن تر و شديدتر مى شود و روابط دو كشور نگران كننده تر مى شود. دور از انتظار نيست كه رشد چين مزايا و امتيازات جهانى سازى را در ذهن آمريكايى كم اهميت تر جلوه دهد، خشونت و عنادورزى ميان اين دو كشور را افزايش دهد و در نتيجه موجى از حمايت از محصولات داخلى به وجود آيد.
چشم انداز دهه ها تنش سياسى در پيش روست. مهار اين تنش ها، مستلزم قدرت اراده قوى آمريكا، چين، اتحاديه اروپا و ژاپن است. چين به خاطر سيستم سياسى و تفاوت هاى عميق فرهنگى اش طلسم خواهد شد، اما براى نخستين بار در تاريخ معاصر دنيا جامعه اى غير سفيد و غيراروپايى به ابر قدرتى جهانى مبدل مى شود.
غرب نيز بايد بياموزد كه به جاى محكوم كردن و تلاش براى تحت انقياد در آوردن سايرين با تفاوت هاى ديگران سازگار شود. ايالات متحده نيز بايد يادبگيرد كه گرايش بدوى خود به داشتن دشمن - خواه بوميان آمريكايى باشد يا اتحاد شوروى، بن لادن و چين - مهار و محو كند. در غير اين صورت، قرن بيست و يكم تبديل به قرنى مخوف و شوم خواهد شد.
* مارتين ژاكه استاد مركز بين المللى مطالعات چين در دانشگاه آيچى ژاپن است.
منبع: روزنامه گاردين
ترجمه هرمز برادران
برژينسكى : دموكراسى با سرنيزه حاصل نمى شود
218406.jpg
ترجمه : آرمن نرسسيان منبع: روزنامه «زمان» چاپ تركيه
«زبيگنيو برژينسكى » در مصاحبه اى به تشريح ديدگاه هاى خود در مورد مسائل منطقه پرداخته است. متن اين مصاحبه در پى مى آيد.
در آخرين كتابتان خاطرنشان كرده ايد كه آمريكا بين گزينه رهبرى جهانى و سلطه جهانى،بايد يكى را انتخاب كند. با توجه به سياست هاى خارجى دولت فعلى، فكر مى كنيد آمريكا كدام يك را انتخاب كرده است؟
فكر مى كنم سياست خارجى فعلى آمريكا چيزى است بين ميل غريزى براى سلطه بر جهان و دانستن اين نكته كه برترى آمريكابه معناى قدرت مطلق بودن اين كشور نيست و به همين منظور، آمريكا بايد براى شكل دادن به يك اتفاق نظر بين المللى ظريف عمل وديپلماتيك رفتار كند.
اگر شما رئيس جمهورى آمريكا بوديد، چه سياستى را در قبال فلسطين در پيش مى گرفتيد؟ با توجه به لابى پر قدرت اسرائيل در واشنگتن چه كار مى كرديد؟ درباره نقشه راه چه نظرى داريد؟
مناقشه فلسطين و اسرائيل مسلماً تنها توسط خود آنها حل نمى شود. همچنين هر توافقى براى پايدار بودن بايد عادلانه نيز باشد. بيانيه اخير «جورج بوش» مبنى بر اينكه تغييرات ارضى بر پايه مرزهاى ۱۹۴۹ بايد مورد تأييد هر دو طرف باشد، گام بزرگى به پيش است، چون به صراحت خاطرنشان مى كند كه بيت المقدس بايد دراختيار هر دو طرف باشد و برخى مناطق نيز بايد در اختيار فلسطينى ها قرار گيرد.
نظرتان درباره اقدام يكجانبه بوش براى دموكراتيك كردن خاورميانه چيست؟ فكر مى كنيد طرح خاورميانه بزرگ مى تواند دموكراسى را درخاورميانه به بار آورد؟
نمى شود دموكراسى را با سرنيزه تحميل كرد.تجربيات اروپاى مركزى و شرق دور نشان مى دهد دموكراسى تنها زمانى مى تواند مستقر شود كه اراده اى ملى براى آن وجود داشته باشد. اگر دموكراسى بدون ريشه هاى تاريخى در داخل تحميل شود، به يك امر راديكال و مردم باورانه پوپوليست تبديل مى شود ومى تواند تا حدودى عوام فريبانه باشد.
آمريكا خواهان اصلاحات دموكراتيك در خاورميانه شده است، در حاليكه پس از وقايع خونين در ازبكستان، آمريكا ميزان انتقادات خود را از رژيم سركوبگر اسلام كريم اف كاهش داده است. علت چيست؟
ايالات متحده بين تعهد خود به دموكراسى در برابر منافع استراتژيكش در يك ازبكستان با ثبات و طرفدار آمريكا، موازنه ايجاد كرده است.
بسيارى بر اين باورند كه موقعيت تركيه به عنوان شريك استراتژيك آمريكا با مخالفت پارلمان اين كشور با استفاده آمريكا از پايگاه هاى تركيه به پايان رسيد. فكر مى كنيد احتمال دارد آمريكا رويه كمتر دوستانه اى را در قبال دولت تركيه در پيش گيرد؟
تركيه، دوست مهم آمريكا است و موارد اخير اين واقعيات را تغيير نداده است. فكر نمى كنم آمريكا رويه غير دوستانه اى را در برابر تركيه در پيش بگيرد، چون هم آمريكا و هم تركيه از روابط مشترك پايدار سود مى برند.
اين سؤال درواقع، از كتاب خود شماست. آيا آمريكا مى تواند روابط دوستانه، سازنده ومثبتى با جهان اسلام برقرار كند، در حاليكه حدود
۱‎/۲ ميليارد مسلمان، آمريكا را دشمن خود مى دانند.فكر نمى كنيد اين نيازمند تغييرات ايدئولوژيك ، هم در آمريكا و هم در كشورهاى مسلمان است؟
فكر مى كنم آمريكا بايد رفتارش را نسبت به جهان اسلام تغيير دهد. بايد اين تلاش را انجام دهد كه اين احساس در ميان مسلمانان ايجاد نشود كه آمريكا به احساسات ، فرهنگ و مذهب آنها بى توجه است. در درجه اول هم بايد از اقداماتى كه شأن و ارزش سياسى ومذهبى آنها را پايين مى آورد،خوددارى كند.
در زمان حضورتان در دولت آمريكا، شما رابه عنوان باز جنگ سرد مى شناختند. با توجه به وضعيت امروز جهان، شما يك عقاب هستيد يا يك كبوتر؟
يك باز صلح طلب؟
ديدگاه
وزير امور خارجه مصر:
اجلاس الجزيره  تشريفاتى نبود
«احمد ابوالغيظ» وزير امور خارجه مصر در گفت وگو با روزنامه «الحيات» درباره تصميمات اجلاس سران عرب در «الجزيره» و نيز حمايت جهان عرب از تلاشهاى مصر براى دستيابى اتحاديه عرب به يك كرسى دائمى در شوراى امنيت سخن گفته است.
متن اين گفت وگو در پى از نظر خوانندگان گرامى مى گذرد:
ارزيابى شما از كنفرانس سران عرب در الجزاير چيست؟ بويژه اينكه تحليلگران سياسى، آن را يك فعاليت تشريفاتى مى دانند كه دستاوردى براى ملتهاى عربى به همراه ندارد؟
اجلاس الجزيره يك ديدار تشريفاتى نبود، بلكه فرصتى براى رهبران جهان عرب جهت انجام مشاوره بويژه بعد از امضاى قرارداد در نشست دوره اى مارس هر سال است. كنفرانس سران عرب به خاطر شرايط حساس جهان عرب از اهميت ويژه اى برخوردار بود. تهديدات و مسائل پيچيده ، اين اهميت را دوچندان كرد، اما با اين وجود، اجلاس در آرامش كامل برگزار شد و مذاكرات در فضايى مثبت و برادرانه شكل گرفت كه اين امر به درك رهبران عرب از تهديدات موجود و مسؤوليت آنها بازمى گشت كه راه حل اين موضوع، تنها مذاكره و نزديك سازى ديدگاهها در تصميمات يكپارچه بود.
فعال سازى برنامه هاى مشترك عربى از شعارهاى هميشگى چنين كنفرانسهايى است. آيا در اجلاس الجزاير، بخشى از اين شعارها تحقق يافت؟
بدون شك، بخشى از مذاكرات رهبران جهان عرب به فعال سازى فعاليتهاى مشترك عربى اختصاص داشت كه با اتخاذ تصميماتى زمينه تحقق روند اصلاحات و توسعه در جهان عرب فراهم شد. همان برنامه هايى كه در كنفرانس سال گذشته تونس به صدور بيانيه «روند توسعه و اصلاحات در جهان عرب» انجاميد. تصميمات اجلاس الجزاير بسيار پربار و همگام با تلاش مصر براى فعال تر كردن اتحاديه عرب بود. تعديل در برخى از موارد منشور توسعه فعاليت ها در دستگاههاى اتحاديه عرب و انجام اصلاح در برخى از هيأت ها از جمله اين برنامه ها بود.
مصر چه برنامه اى به كنفرانس ارائه كرد؟
برنامه اى كه «حسنى مبارك» به رهبران دولتهاى عربى حاضر در الجزاير تقديم كرد، اولويت هاى مرحله آينده را تعيين كرده است. ضرورت فعال سازى اتحاديه عرب، ضرورت ايجاد زمينه فعاليت براى مؤسسه هاى جامعه مدنى، تسريع در ايجاد بازار مشترك عربى و فعاليتهاى اقتصادى و اجتماعى، پايه ريزى همكاريهاى مشترك با جامعه بين الملل براساس مذاكره و اقدام متقابل، كوشش براى ايجاد صلح عادلانه و پايدار در درگيرى عربى - اسرائيلى از جمله اين اولويت ها هستند.
عده اى معتقدند كه نتايج كنفرانس در نشست وزيران امور خارجه عرب در قاهره قطعى بوده است. بنابراين در اين كنفرانس، مسأله جديدى اتفاق نيفتاده است؟
مهمترين دستاورد اين اجلاس، تغيير در منشور اداره هاى اتحاديه عرب بود. ارزش اين تغيير به معناى همراهى با حوادث و تهديدات با سرعت لازم است.
ايجاد پارلمان عرب در سايه نبود پارلمانى منتخب در برخى دولت هاى عربى، گامى غربى ارزيابى مى شود. مقصود از اين پارلمان و اصلاحات سياسى در جهان عربى چيست؟
تشكيل پارلمان عربى، انعكاس تلاش رهبران در جهت ايجاد زمينه مشاركت قدرتمند مردم در فعاليتهاى مشترك عربى است. تا جايى كه اين فعاليت تنها به مؤسسه هاى دولتى و دستگاههاى اجرايى محدود نشود و از نقاط مهم اساسنامه اين پارلمان، مشاركت زنان در فعاليتها است.
پايبندى دولت هاى عربى به تصميمات كنفرانس چگونه است؟
هيأتى براى نظارت بر اجراى تصميمات تشكيل شده است تا تضمينى جدى براى پايبندى به مصوبات باشد.
از مسائل قديمى جهان عرب كه جايگاه ثابتى در برنامه فعاليت هاى اجلاس هاى سران عرب دارد، چه خبرهاى جديدى داريد؟
در حقيقت، كنفرانس پيرامون مشكلات منطقه عربى از جمله اوضاع عراق، حمايت از وحدت آرامش، توسعه سودان، حمايت از سومالى، پيشرفت هاى به دست آمده در بحران فلسطين، پايدارى ملت فلسطين راهكارهايى را ارائه كرده است كه برجسته ترين آنها حمايت از دولت عراق در جهت پايان اشغال نظامى اين كشور در چارچوب قرار دارد. همچنين قطعنامه ۱۵۴۶ شوراى امنيت است كه نخستين تصميم عربى بوده است. به علاوه، محكوم كردن مستقيم آمريكا در خصوص تحريم هاى ليبى و تجليل از رهبرى اين كشور در پايان اختلافات از تصميمات اجلاس بود. همچنين اجلاس در مورد رويدادهاى فلسطين بر اهميت اجراى مذاكرات «شرم الشيخ» ميان فلسطين و اسرائيل تأكيد و از مذاكرات گروههاى فلسطين نيز استقبال كرد.
رهبران جهان عرب اجلاس الجزيره بر تلاش مصر در دستيابى به كرسى در شوراى امنيت توافق كردند. آيا دولتهايى بودند كه به اين درخواست مصر اعتراض كنند؟
هيچ دولتى به درخواست مصر اعتراض نكرد. ما موضع اتحاديه عرب در پشتيبانى از دستيابى مصر به كرسى در شوراى امنيت را به فال نيك مى گيريم. حمايت دولت هاى عربى از مصر به نمايندگى آنها در شوراى امنيت در چارچوب توسعه اين كشور به عنوان يك دولت عربى، آفريقايى و اسلامى در حال توسعه است. بنابراين مسؤوليت بزرگى به مصر واگذار شده است.
ترجمه: حميدرضا رسولى


|   شناسنامه   |   آرشيو   |