يكشنبه ۱۲ تير ۱۳۸۴ -
Sun, Jul 3, 2005
مهرگان
۳۱۸۰
sLogo.gif

جستجوى پيشرفته
PDF Edition
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
درباره سيف الله صمديان
حسرت
اولين لحظه
- تولد در ششم بهمن ۱۳۳۲ شهرستان اروميه
- ۱۳۴۷ كسب مقام نخست مسابقات سراسرى عكاسى در پانزده سالگى
- ۱۳۵۰ ورود به دانشگاه تهران وتحصيل در رشته زبان و ادبيات انگليسى
- ۱۳۵۹ ورود به خبرگزارى و مسؤوليت واحد عكس و تأسيس بانك عكس درخبرگزارى جمهورى اسلامى
- يكم دى ماه ۱۳۷۱ آغاز به انتشار ماهنامه تصوير
- حضور در تمامى بينال ها و اتفاقات مهم جهان عكاسى از همان سالها تا به امروز
- تدريس فتوژورناليسم در دانشگاه تهران
- آموزش عكاسى در دانشكده هنر و دانشگاه آزاد اسلامى
- حضور در دو دوره از كلاسهاى خبرگزاريهاى آسيا و اقيانوسيه (OANA) به عنوان مدرس
-  حضور مستمر در نمايشگاه دوسالانه عكس ايران از نخستين دوره (دبير جشنواره ، عضو هيأت انتخاب و داورى)
- فيلمبردارى فيلم ABC آفريقا به كارگردانى عباس كيارستمى
- شركت در جشنواره ورد پرس فتو [فتو ژورناليسم هلند] به عنوان يكى از سه آسيايى دعوت شده (اين جشنواره حكم اسكار عكاسى را دارد)
- كسب چندين جايزه بزرگ عكاسى به خاطر عكس (تأثير جنگ بر بازى كودكان)
- انتخاب بهترين عكس چهل ساله اخير دنيا توسط او به همراهى سردبير روزنامه آساهى شيمبون، سردبير نشريه نيوزويك ، سردبير نشريه نشنال ژئوگرافى و سردبير نشريه تايم.
218457.jpg
- يكى از دو مدير نمايشگاه گروهى عكاسان ايرانى در پاريس و ...
آرين ريس باف: يافتنش به همان اندازه سخت است كه جواب گرفتن از او در قبال پرسش هايت. تماس نخست وقتى برقرار مى شود كه در كوران جشنواره عكسى است و در انبوه صداها تنها مى شنويم كه قرارمان را به وقت ديگرى موكول مى كند. دومين تماس تلفنى را به روى پلكان هواپيما پاسخ مى گويد، براى پروژه اى كارى عازم شهر بم است. سومين وچهارمين و ...
در سيزدهمين تماس قرارمان را مشخص مى كنيم. يكى از واپسين روزهاى سال ۸۳ در دفتر كارش.
اينجا دفتر كارش است و پوستر عريض فيلم ABC آفريقاى كيارستمى كه او فيلمبردارش بوده روبرويم است، فيلمى كه به دعوت سازمان ملل متحد در اوگاندا و درمورد كودكان مبتلابه ايدز ساخته شده و در بخش رسمى فستيوال كن فرانسه هم به نمايش در آمده است.
از راهرويى كه با سقف مشبك پوشانده شده و به دفتر خصوصى اش منتهى مى شود مى گذريم و زنگ تلفن و زنگ موبايلش دمى قطع نمى شود. با همان لحن شيرين و كلام قاطعش مكالمه ها را يكى يكى فيصله مى دهد. از اين كه چنين پيگير بوده ايم  ابراز تعجب مى كند. درميان انبوه قاب هاى عكس و كتابخانه مملو از كتب عكاسى و نشريات عمدتاً خارجى عكس و دو دوربين مينى دى وى و سه پايه ها و جعبه هاى متعدد فيلم و در كشاكش روح بى قرار و ذهن سيالش روبرويم مى نشيند و محكم مى گويد كه بيا گفت و گو را فراموش كنيم و چاى بنوشيم و گپ دوستانه بزنيم. مى نشينيم و ساعتها يكى يكى مى گذرند و حاصل آن ديدار طولانى با حذف و خلاصه نويسى فراوان آن است كه در پى مى آيد. تو گويى اين عكاس ميانسال ذهنش در آن واحد به پنجاه جاى مختلف سرك مى كشد و انگار هميشه آماده سفر است. در ششم بهمن ماه يك هزار و سيصد و سى و دو و در شهرستان اروميه متولد شده. برادر بزرگش شاعر مسلك و عكاسى خبره است؛ تنها عكاس هنرى كار اروميه در آن سالها. انبارى خانه را به لابراتوار چاپ عكس تبديل كرده و در آن تاريكخانه كوچك سيف الله نوجوان، تشتك هاى چاپ و ظهور فيلم و عكس را جا به جا مى كند و آموزه هاى برادر را به جان مى خرد. در سال ۴۷ و در پانزده سالگى است كه با يك دوربين لوبيتل ۹۰تومانى شروع به عكاسى از اجتماع اطرافش مى كند. ثبت تصاوير دست هاى زمخت  كارگران و سيماى مردمان دست فروش ، فرصتى است براى كشف نخستين عكس ها. بنا به عادت نخستين همه عكاسان نوپا از گداگرافى ! آغاز مى كنند و نيم نگاهى هم به گستره بيكران طبيعت مى اندازند. جدى ترين اتفاق هنرى دوران نوجوانى اش در سال ۴۷ رخ مى دهد. بناست مسابقه اى با نام پاييز ايران برگزار شود و او نيز تصميمش را گرفته كه خود را و آموزه هايش را در آزمونى جدى بيازمايد. همه شركت كنندگان ، پاييز را در لابه لاى برگهاى زرد و درختان خزان زده جسته اند و تنها اوست كه با دوربين عكاسى اش، دريا و غروب پاييز را در آن نشانه رفته است.
به اتفاق آرا نفر اول آن مسابقه مى شود و از همان جا و به طور جدى پا به دنياى شگفت انگيز عكاسى حرفه اى مى گذارد.
سال ۵۰ است و او دانشجوى جوان و پرشور رشته زبان و ادبيات انگليسى. مترجمى را در دانشگاه تهران فرا مى گيرد و از سال ۱۳۵۹ خورشيدى رسماً وارد خبرگزارى جمهورى اسلامى مى شود و اندكى بعد خود را در هيأت سرپرست واحد عكس خبرگزارى مى بيند. اوست كه بانك عكس را در خبرگزارى پايه ريزى مى كند و مهم ترين نقش را در ساماندهى عكاسان (حرفه اى و داوطلبان بسيجى ) در هشت سال نبرد ايران و عراق برعهده مى گيرد.
تدوين نخستين فيلم خبرى از عمليات بيت المقدس را به انجام مى رساند و مدتها درخبرگزارى تحولات بنيادينى را در زمينه عكس و مديريت واحدعكاسى رقم مى زند.
پس از يازده سال كار مداوم از خبرگزارى خداحافظى مى كند و به دنبال كشف دنياى بى كرانه عكاسى در سطح گسترده ترى مى رود.
در بامداد شب يلداى سال ۱۳۷۱ نخستين شماره از مجله تصوير را منتشر مى كند و درابتدا مرتضى مميز و محمود كلارى را نيز به عنوان همكار و همفكر در كنار خود مى بيند. مجله تصوير تمامى عرصه هاى هنرهاى تصويرى را پوشش مى دهد و اكنون پس از انتشار ۴۴ شماره به صورت تصويرسال منتشر مى شود. او در تصوير سال بهترين اثر هنرمندان عكاس، گرافيست و كاريكاتوريست را به انتخاب پيشكسوتان اين عرصه ها برمى گزيند و آثار منتخب را در قطع بزرگ و در خانه هنرمندان ايران به نمايش مى گذارد.
سيف الله ميانسال، باهوش و زيرك، هميشه ترفندى دارد تا از پاسخ گفتن به پرسش هايت شانه خالى كند و گاه پرسشت را با پرسشى ديگر پاسخ مى گويد. مدام صندلى گردانش را از اين سو به آن سو مى چرخاند و چيزهايى رادر دفترچه كوچكش يادداشت مى كند.
218382.jpg
صمديان در تمام بى ينال ها و اتفاقات مهم جهان تصوير با عكس ياويدئو آرت حضور داشته و دارد. از آن جمله اند:
بى ينال داكومنتا در شهر كاسل آلمان كه هر پنج سال يك بار برگزار مى شود. بى ينال استانبول و چندين موزه و گالرى معروف معتبر عكس كه به هنرهاى جديد مى پردازند.
اينها را از پيش مى دانم و هرگز راضى نمى شود دراين باره چيزى به دانسته هايم بيفزايد... مدام اين دغدغه را مطرح مى كند كه مبادا انعكاس اين فعاليت ها حمل بر خودستايى بشود.
او از نخستين دوره نمايشگاه دوسالانه عكس ايران همواره از برگزاركنندگان بوده، گاه دبير نمايشگاه و گاهى داور و زمانى هم عضو شوراى انتخاب آثار.
از گوشه كتابخانه نوشته هاى پراكنده اش را كه بيشتر شبيه يادداشت هاى كوتاه روزانه است نشانم مى دهد، نوشته هايى كه حكايت از ذهن پرسشگر و سيال او دارد. هنرمندى كه خود را در كوران اتفاقات روز و درگير با آخرين فناوريهاى عرصه هنرهاى تصويرى در دنيا مى بيند. برايم چاى مى ريزد و در لابه لاى انبوه عكسها و مجله هاى تلنبارشده بر ميزش پى چيزى مى گردد.
يادداشتهاى پراكنده را مرور مى كنم؛انسانهاى نخستين با چشمهايشان حوادث پيرامون را مى ديدند وبه علت فقدان تاريكخانه در ذهنشان و الكن بودن زبانشان، آن تصويرها را به صورت نقاشى بر ديواره غارها حك مى كردند. ميل به جاودانه سازى تصوير از همين جاست كه شكل مى گيرد، اما اگر قرار باشد با اين نقوش اطلاعات را منتقل كنند، تو گويى به شيرى گرسنه، چنددانه مورچه پيشكش كرده باشند.
با اين كه بشر در نقاشى به لحظات نابى رسيد( همچون لبخند ژكوند) بعدها با اختراع عكاسى درصدوچندسال پيش، بشر به تصويرسازى آن چيزى كه مى ديد دست يافت.
اما واقعيت اين است كه بعداز اين همه سال و اين همه عكاسان بزرگ كه تاريخ عكاسى به خود ديده و افرادى چون رابرت كاپا جانشان را به پاى هنرشان گذاشتندو كسانى مثل ريچارد آودون يك انقلاب خارق العاده را در تصوير درون و روان پنهان موضوعات خود (در پرتره) به وجود آوردند و سالگادو توانست شاهد قدرتمند مسائل و روزمرگى هاى بشر باشد، هنوز و بعد از اين همه سال، در مقايسه با تجربه  آغازين بشر بر ديواره غارها، عكاسى هنوز در مقابل نقاشى حرفى براى گفتن ندارد.
يعنى در طول اين صدوچندسال تاريخ عكاسى ، عكاسان هنوز درحسرت آن حس ناب اوليه بشر هستند.حسى كه با ديدن اتفاقات ساده شكل مى گيرد و بشر امروز با دغدغه هاى پيچيده اش حجم بيكرانى را نيز بر آن افزوده.
دنياى عكاسى هنوز به عكسى كه بتواند واقعيت و جوهره آن لحظه و مكان نخستين در غار را در خود ثبت كرده و بيان كند، نرسيده و عكاسى با تمام معجزه گرانش (همراه با فرزند خلفش سينما) هنوز متولد نشده است.
اينها را مى خوانيم و ورقها را زير و رو مى كنيم .صمديان، پرشور و باانرژى فراوان براى عكاس جوانى كه آن سوى خط دهان به گلايه از شرايط گشوده ، از عشق به هنر مى گويد و انگار كه جوان پرسيده باشد، چرا نمايشگاه شخصى نمى گذاريد، جواب مى دهد: به دلايل شخصى اصولاً اهل برگزارى نمايشگاه اختصاصى از كارهايم نيستم. اگر هم طى اين سالها اثرى از من روى ديوار نمايشگاهى رفته، به صورت گروهى و در حد مشاركت با ساير هنرمندان بوده است.
اينها را مى گويد و جوان رابه مطالعه و جست وجوگرى ترغيب مى كند. به يادمى آوريم ، تنها مجموعه اختصاصى عكس هاى صمديان را كه در يك فتوگالرى ۱۱۰شعبه اى سيار به نام فنك (Fnac) از پاريس آغاز شد و به مدت سه سال در ۱۰۹ شعبه ديگر در سرتاسرجهان به نمايش خود ادامه مى دهد. دراين باره مى پرسيم و تنها لبخندى مى زند و مى گويد چاى سرد شد.
اصولاً با چاپ مجموعه آثارش مشكل دارد، تجربه لذت لحظه اى را هنگام عكاسى يا فيلمبردارى ،  از هرچيز ديگر برتر و بهتر مى داند. شايد سالها بعد كه از بعد زمانى و حسى باعكس هاى امروزش فاصله گرفت، دريك جمع بندى كلى بتوان مجموعه اى از او را شاهد بود.
با تماشاى عكس هاى استثنايى جهان، هيجانى غريب سراسر وجودش را فرا مى گيرد و از اين كه انسانى توانسته چنين لحظه اى را ثبت تاريخ كند، در پوست خود نمى گنجد و اين را مى توانى از برق چشم هايش هنگام تورق مجموعه برترين عكس هاى جهان، ببينى.
آن قدر عكس ديده كه كمتر عكسى مى تواند فريبش بدهد. سيف الله صمديان ، ميانسال و پرشور، سرشار از حس نوجويى و كنكاش در عكس ها و تصوير ها و نورها و رنگها بيتوته كرده ، تو گويى بى تصوير و نور ، زندگانى اش نمى شود.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |