دوشنبه ۱۳ تير ۱۳۸۴ -
Mon, Jul 4, 2005
گفت و گو
۳۱۸۱
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
در گفت وگو با سيد رضا نقيب السادات استاد دانشگاه
چالش هاى روزنامه نگارى الكترونى در ايران
218478.jpg
محمد محسنى مهر
در دهه اخير، با توسعه فناورى اطلاعات در دنيا و تأثير آن بر بخشهاى مختلف جوامع، شاهد شيوه هاى جديدى از ارتباطات انسانى هستيم. تجارت الكترونيك، دولت الكترونيك و با بانكدارى الكترونيك از جمله تركيبات جديد شبكه جهانى اينترنت هستند كه خيلى زود جاى خود را در جوامع پيدا كردند.
روزنامه نگارى الكترونى نيز از جمله مباحثى است كه تقريباً همزمان با آغاز فعاليت جهانى شبكه اينترنت در سال۱۹۹۲ در جوامع گسترش يافت و جامعه ايرانى را نيز كم و بيش تحت تأثير قرار داد. به اعتقاد بسيارى از كارشناسان حوزه ارتباطات، با توسعه اين شيوه از روزنامه نگارى، ديگر شاهد محدوديت انتشار اخبار و سانسور خبرى نخواهيم بود و پخش همزمان صدا و تصوير و دسترسى آسان و سريع به اخبار كه ارمغان اين شيوه از روزنامه نگارى است سبب خواهد شد تا شاهد نوعى رسانه كشى در جوامع باشيم.
ولى دكتر سيد رضا نقيب السادات عضو هيأت علمى دانشگاه علامه طباطبايى و از كارشناسان حوزه ارتباطات و روزنامه نگارى، مخالف اين عقيده است و مى گويد همزمان با توسعه وسايل ارتباط جمعى، ساز و كارهاى كنترل نيز از پيشرفت قابل توجهى برخوردار مى شود و در واقع دنيا به سمت سانسور شديد اما كاملاً غيرمحسوس گام برمى دارد و نيز بر اين باور است كه در آينده نزديك نمى توان شاهد پيشرفت توسعه روزنامه نگارى الكترونى در جوامع و از جمله در ايران بود. گفت وگو با وى را بخوانيد:
به نظر اكثر كارشناسان حوزه ارتباطات، عصر كنونى، عصر دانايى وتبادل اطلاعات است كه متأثر از آن شاهد رواج شيوه هاى جديدى از ارتباطات انسانى هستيم. بانكدارى الكترونيك و تجارت الكترونيك در حوزه اقتصاد، دولت الكترونيك در عرصه سياست و روزنامه نگارى الكترونى در حوزه ارتباطات از آن جمله اند. بد نيست در ابتداى بحث اشاره اى به پيشينه روزنامه نگارى الكترونى در ايران و جهان داشته باشيد.
روزنامه نگارى ديجيتالى، بانكدارى الكترونيكى، دانشگاه مجازى و نظاير آن، همگى دستاورد شبكه اى شدن جامعه جديد است. در واقع از زمانى كه شبكه هاى اطلاع رسانى گسترش يافتند و اينترنت به عنوان يك امر همگانى در سراسر دنيا رايج شد، ساير امكانات به شكل تركيبى در كنار آن به وجود آمد.
به عبارت ديگر در گذشته پيدايش كاغذ و كشف جوهر منجر به گسترش مطبوعات شد و بعدها ساير امكانات ارتباطى رواج يافت و در عصر كنونى هم پيدايش كامپيوتر، گسترش اينترنت از سال۱۹۸۰ و گسترش pcها (كامپيوترهاى شخصى) روزنامه نگارى الكترونى را در جوامع توسعه داد. البته بايد اذعان كرد در سال ۱۹۶۷ اينترنت با يك مقصود نظامى در جامعه آمريكا شكل گرفته بود. توسعه اينترنت در دنيا عملاً در يك دهه قبل اتفاق افتاد و جامعه ايرانى هم از حدود ۸سال پيش به اين امكان دسترسى پيدا كرد. با گذشت زمان و كاهش هزينه هاى خدمات دهى اين نوع از شبكه اى شدن، تمايل به توسعه مهارتهايى كه از اينترنت ناشى مى شود در حال افزايش است. يكى از اين مهارتها انتشار روزنامه هاى الكترونى يا ديجيتالى است.
روزنامه هاى چاپى با آنكه يك دوره نسبتاً طولانى در جوامع حاكم بودند اما به دليل محدوديتهاى زمانى، عدم امكان دسترسى تمامى علاقه مندان به روزنامه ها، نبود شرايط لازم براى توزيع بهينه روزنامه ومباحثى از اين دست، آنها به سمتى هدايت شدند تا علاوه بر انتشار شماره معمولى، نسخه الكترونى خود را نيز دارا باشند و تعداد انگشت شمارى نيز فقط منحصر به انتشار نسخه الكترونى شدند. البته چون هنوز حق كپى رايت و امكان مالكيت و ذخيره سيستمهاى جديد در كشور ثبت نشده و بانكدارى شبكه اى و ديجيتالى هم فعال نيست تا هزينه اين شيوه از روزنامه نگارى تضمين شود لذا تنها برخى از نشريات اين رويكرد را اتخاذ كرده اند؛ و چاپ ديجيتالى هم به عنوان يك امكان در كنار شبكه و تكنولوژى هاى جديد توسعه پيدا كرده است. در حال حاضر اين شكل از روزنامه نگارى در كنار روزنامه نگارى سنتى به حيات خود ادامه مى دهد با اين رويكرد كه اخبار و اطلاعات به موقع و سريع در دسترس علاقه مندان قرار گيرد و آسيب هاى ناشى از توزيع نامناسب هم برطرف گردد. ضمن آنكه شرايطى فراهم شود تا شخص بدون اضطراب و نگرانى براى از دست دادن نسخه جديد روزنامه، در هر ساعت از شبانه روز به روزنامه مورد علاقه خود دسترسى داشته باشد و حتى به آرشيو قبلى هم مراجعه كند و مطالب مورد نيازش را جست وجو نمايد.
همانطور كه اشاره كرديد، محدوديت سخت افزارى و نرم افزارى موجود، مانع بسيار بزرگى بر سر راه توسعه شبكه الكترونيك و از جمله روزنامه نگارى سايبر است. بدون رفع اين مشكل چگونه مى توان به توسعه اين شبكه اميدوار بود؟
بايد دانست كه لازمه ديجيتالى شدن، دسترسى به امكانات است. در دنيا اين اتفاق افتاده چون زيرساختهاى لازم را فراهم كرده اند. از سوى ديگر در اكثر كشورها و از جمله ايران، زمانى روزنامه نگارى توسعه پيدا كرد كه سوادآموزى گسترش يافت. چون امكانات و بسترهاى لازم براى سوادآموزى فراهم شد و تا زمانى كه اين امكان نبود، گسترش روزنامه نگارى هم عملى نشد. در جوامع غربى هم تا زمانى كه اين تكنولوژى ها همگانى نشد و به صورت ارزانقيمت در دسترس عموم قرار نگرفت، روزنامه نگارى ديجيتالى هم بسط پيدا نكرد. در كشور ما متأسفانه چون هنوز اين امكانات به صورت ارزانقيمت در اختيار خانواده ها قرار ندارد و آنها امكان بهره مندى از يك دستگاه رايانه و خط تلفن مستقل براى اتصال به شبكه را ندارند، لذا بى توجهى به اين شيوه از روزنامه نگارى، طبيعى به نظر مى رسد.
در كشورهاى اروپايى، همزمان با توزيع دستگاههاى رايانه، خطوط تلفن هم به شكل انبوه در اختيار مردم قرار گرفت به طورى كه اكنون آنها با استفاده از سيستمهاى جديد به شكل بى سيم امكان اتصال به شبكه بدون كد ورود و خريد اشتراك اينترنت را دارند. سرويس دهى اينترنت در اين كشورها به شكلى است كه با قرار گرفتن شخص در حوزه امواج، دستگاه رايانه خود به خود به جست وجو مى پردازد و پس از رديابى امواج قوى وارد شبكه مى شود. در اين كشورها بويژه حوزه اسكانديناوى، رايانه ها خود به خود و از طريق ماهواره به شبكه اتصال دارند و نيازى به خط تلفن و اعمال كنترلهاى نظارتى نيست. در صورتى كه ما در ايران نه تنها هنوز موفق به توزيع امكانات و تجهيزات فنى پيشرفته براى اقشار جامعه نشده ايم بلكه حتى نتوانسته ايم به شيوه سنتى، خط تلفن در اختيار خانواده ها قرار دهيم.
در حال حاضر نيز سيستم جديد به شكل بى سيم فقط در ۲نقطه از تهران تدارك ديده شده تا خدمات اينترنتى بى سيم را تقويت كند ولى هنوز امكان استفاده عموم از سيستم بى سيم فراهم نشده و به نظر مى رسد بايد مدت زمان طولانى در انتظار ماند تا ارتباط مستقيم با شبكه از طريق ماهواره در كشور فراهم گردد. چون زيرساختهاى لازم فراهم نشده است و بر فرض تحقق آن، تا زمانى كه نتوانيم امكانات شبكه را به شكل گسترده و ارزانقيمت در اختيار عموم قرار دهيم، نمى توانيم شاهد بسط و توسعه شبكه ديجيتال و تركيبات آن باشيم. لذا با توجه به وجود اين محدوديتها شكل سنتى انتشار را با نفوذ زياد شاهد هستيم. مثلاً در كنار توسعه كتاب ديجيتال در جوامع كه با استفاده از آن مى توان چندين هزار جلد كتاب را در قطع كتاب معمولى در رايانه نگهدارى كرد، كتابهاى چاپى نيز به وفور مشاهده مى شوند. يا در خصوص نظام آموزش كه دچار تحولات بسيارى در دنيا شده در ايران شكل سنتى آن بيشتر مورد توجه است. مصداق اين موضوع را در تدريس آمار شاهد هستيم كه على رغم وجود كامپيوترهاى پيشرفته جهت حل مسائل، همچنان به طراحى جداول و ماتريسى ها و فرمولهاى پيچيده رياضى و آمارى به شيوه دستى اكتفا مى شود چون هنوز اساتيد ما نتوانسته اند از اين امكانات استفاده كنند و دانشجويان رانيز تشويق به اين كار نمى كنند.
در حال حاضر، هيچ گونه رقابتى بين دوشيوه روزنامه نگارى سنتى و ديجيتالى مشاهده نمى شود. چرا؟
در وضعيت فعلى جامعه، بحث رقابت بى معناست چون امكانات و بسترهاى لازم فراهم نيست و اگر هم كسى داراى امكانات مورد نياز باشد به صورت انفرادى و در چارچوب كارى خود به فعاليت مى پردازد. ما زمانى مى توانيم حالت رقابتى را متصور شويم كه تعدادى بر تداوم روزنامه نگارى به شيوه الكترونى اصرار داشته باشند و عده اى نيز به دنبال گسترش حوزه انتشار روزنامه هاى چاپى باشند. از سوى ديگر سيستم بازگرداندن سرمايه اين كار نيز هنوز پيش بينى نشده است و تا زمان اتخاذ تصميم مشخص در اين خصوص نمى توان به توسعه آن انديشيد. يكى از راههاى احياى هزينه اين شيوه، تدارك سيستمهايى در شبكه است كه كاربر داراى ID مشخص باشد و براى هر بار ورود او به شبكه حداقل به اندازه قيمت شماره معمولى روزنامه، هزينه دريافت شود كه تمامى اين موارد متضمن گسترش بانكدارى الكترونيك و تجارت الكترونيك است.
بر فرض تحقق امكانات مورد نظر شما، چگونه مى توان مردم را به استفاده از روزنامه نگارى ديجيتال تشويق كرد. در حالى كه سرخوردگى ناشى از تعطيلى روزنامه ها باقى است؟
اولاً همانگونه كه نظام روزنامه نگارى فعلى ما همانند بسيارى ديگر از نظامها وارداتى و تحميلى است و در بستر عادى خود رشد نكرده ، اين شيوه از روزنامه نگارى هم وارداتى است و اگر همين روند ادامه پيدا كند قطعاً در بستر اصلى خود رشد نمى كند. ثانياً ما در يك زمان خاص و بدون آمادگى كامل ساير بخشهاى جامعه با تكنولوژى وارداتى غرب رو به رو شده ايم و از آن استفاده مى كنيم لذا اگر بخواهيم مسير درست رشد فراهم شود بايد زمينه شكل گيرى ساير زيرساختهاى لازم را در كنار يكديگر و به موازات هم فراهم كنيم وتوسعه ببخشيم.
يعنى تنها دليل عدم توجه به روزنامه نگارى الكترونى، آماده نبودن بسترهاست؟
به نظر هم آماده نبودن بسترها و هم فراهم نشدن زيرساختهاى فرهنگى و آموزشى براى توسعه اين نوع روزنامه نگارى است. گرچه در حال حاضر، برخى روزنامه ها علاوه بر انتشار نسخه چاپى، نسخه ديجيتالى را نيز دارا هستند اما اكثر آنها با هدف كسب درآمد و تأمين هزينه هاى لازم براى توسعه نسخه الكترونى اقدام به اين كار مى كنند.
اخيراً در اخبار اعلام شد كه ايران رتبه پنجم وبلاگ نويسى را در دنيا كسب كرده آيا علاقه جوانان به اين موضوع و ارزان بودن آن، عاملى براى توسعه روزنامه نگارى الكترونى نيست؟
وبلاگ را نمى توان شكلى از روزنامه نگارى الكترونى به حساب آورد، هيچ تحقيقى هم در دنيا تاكنون به اين نتيجه نرسيده است چون وبلاگ بيشتر خاطره نويسى و يادداشت نويسى است. بنابراين اول ما بايد به اين نتيجه برسيم كه آيا وبلاگ مى تواند جايگزين روزنامه نگارى معاصر شود يا خير و سپس به عوامل گسترش يا عدم گسترش آن بپردازيم. البته وبلاگ به صورت جزئى مشخصه هاى روزنامه نگارى همچون دسترسى به اخبار ونقش هدايت كننده بودن را داراست ولى شاخصه اصلى روزنامه نگارى يعنى عدم سازماندهى توسط يك مديريت مشخص را ندارد. به هر حال مى توان تصور كرد همانگونه كه راديو و تلويزيون، خيلى سريع در جوامع نفوذ كردند، روزنامه نگارى الكترونى هم جايگزين شيوه فعلى خواهد شد. اما نه در آينده اى نزديك، بلكه اين اتفاق در گذر زمان و به تدريج تحقق پيدا مى كند. چون توزيع دسترسى به امكانات لازم اين شيوه در جامعه ما هدفمند و هدايت شده نيست و عموميت هم نيافته است.
آيا اصلاً امكان بهره بردارى صحيح از اينترنت در جامعه ما آموخته شده است؟
بايد باور داشت كه ورود به هر عرصه اى بدون آگاهى و آموزش كافى، باعث ايجاد صدمات و لطماتى مى شود.
در مورد روزنامه نگارى الكترونى هم بايد چگونگى بهره بردارى از سيستم را به كاربران آموزش داد. در اينجا بايد به اين بحث پرداخت كه ميزان تخريب چقدر است؟ متأسفانه همانگونه كه ذكر شد استفاده از نظام ديجيتالى در نظام آموزش ما عموميت ندارد. واقعاً ما چقدر شيوه استفاده از كامپيوتر را به دانش آموزان آموخته ايم؟ در حال حاضر آنچه اتفاق مى افتد اين است كه حركت به سمت اين آموزشها داوطلبانه است. بنابراين ما با نوعى بيسوادى جديد مواجه هستيم. منظور از بيسوادى جديد، ناتوانى در خواندن و نوشتن نيست بلكه به معناى عدم توانايى در استفاده از تجهيزات نوين است و به تبع آن شاهد به انزوا رفتن افراد در جامعه هستيم. يعنى يك عده به دليل كمبود امكانات نتوانسته اند از اين مزيت جديد بهره مند شوند و حتى حاضر هم نيستند به سمت آن بروند لذا ما شاهد بيسوادى دوران مدرن هستيم.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |