دوشنبه ۱۳ تير ۱۳۸۴ -
Mon, Jul 4, 2005
ديپلماتيك
۳۱۸۱
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
واژه نامه سياسى - ۲۰
كنگره (هندوستان )
Congress (India)
كنگره ملى هندوستان كه به عنوان يك حزب پيشرو سياسى ، جنبش ملى را رهبرى و قدرت را در سال ۱۹۴۷ از دست انگليسى ها خارج كرد. انگليسى ها از سال ۱۸۸۵ قدرت را در هندوستان قبضه كرده بودند. كنگره در ابتدا سازمانى متشكل از طبقه متوسط اجتماع بود كه از منافع جامعه تحصيل كردگان روبه رشد هندوستان حمايت مى كرد و خواهان افزايش نقش خود در اداره كشور بود، اما به تدريج به يك سازمان توده اى تبديل شد كه رهبرى آن را «گاندى» و «نهرو» برعهده گرفتند. كنگره كه همواره يك حزب ميانه رو بوده است ، تحت تأثير عقايد نهرو به تركيبى از عقايد ايدئولوژيك و ناسيوناليسم ، سوسياليسم و مدرنيسم خصوصاً درحوزه اقتصادى تن در داد. يكى از عقايد اصولى نهرو، اتكا به خود و تئورى خودكفايى بودكه بعدهامنجر به تلاش هند براى تأسيس جنبش غيرمتعهدهاو استقلال در سياست خارجى و جانشينى صادرات به جاى واردات شد.
امتداد منحصر به فرد و ويژه و توجه خاص مردم هند به حزب كنگره منجر به برترى اجتماعى آن و حاكميت سيستم تك حزبى دراين كشور براى چنددهه متوالى شد. حزب كنگره تحت رهبرى «اينديرا گاندى » دختر نهرو با تجزيه داخلى و چالش هاى بزرگترى از جانب گروههاى مخالف روبرو شد و تصميم گرفت با واكنش هاى پوپوليستى به نبرد با اين چالشها بپردازد. براثر كوتاهى حزب كنگره در انجام وظايف حكومتى اش، نارضايتى اجتماعى اوج گرفت و دولت حزب كنگره مجبور به اعلام وضعيت فوق العاده در بين سالهاى ۱۹۷۵ تا ۱۹۷۷ شد كه در اين سالها، بخش قابل توجهى از حقوق عمومى حذف شد. در پى اين وقايع، حزب كنگره پس از چند دهه از اقبال عمومى فاصله گرفت و دچار تفرقه داخلى شد و انتخابات را به حريفان باخت. اينديرا گاندى در سال ۱۹۸۰ بار ديگر سمت رهبرى حزب را برعهده گرفت، اما حزب كنگره از استحكام ايدئولوژيك و ساختار پوياى زمان رهبرى جواهر لعل نهرو فاصله زيادى گرفت. جنبش جدايى طلب پنجاب در سال ۱۹۸۴ تحت حكومت حزب كنگره شدت گرفت و منجر به ترور اينديرا گاندى در همين سال شد. حزب كنگره كه بعدها با فساد سازمان يافته مواجه شد و نتوانست خود را از زير سايه سنگين خانواده گاندى رهايى بخشد، جايگاه اجتماعى برتر خود را از دست داد. (مترجم : اما در انتخابات اخير ، اين حزب مجدداً قدرت را به دست گرفت
Congress of people,s Deputies (Russia )
- كنگره نمايندگان مردم روسيه
مجلس نمايندگان منتخب مردم روسيه كه در طول دوره انتقالى سالهاى ۱۹۹۰ الى ۱۹۹۳ در زمانى كه روسيه از وضعيت امپراتورى سوسياليستى اتحاد شوروى به جمهورى هاى مستقل تبديل مى شد ، با رأى مستقيم مردم ايجاد شد. با وجود ۱۰۶۸ نماينده، اين كنگره شكل يك پارلمان واقعى را به خود نمى گرفت، خصوصاً آنكه سالى يك يا دو بار تشكيل جلسه مى داد. قانون اساسى روسيه به كنگره قدرت فوق العاده اى داده بود. كنگره توانايى تغيير قانون اساسى و تبيين راهكارهاى اساسى سياست خارجى و داخلى رادارا بود.
تصميمات گرفته شده از سوى كنگره نمايندگان مردم روسيه نقش محورى در شكل دهى به سياستهاى دولت روسيه و سقوط اتحاد شوروى و پديد آمدن كشور مستقل روسيه از خاكسترهاى اتحاد شوروى داشت. مهمترين تصميم اين كنگره، اعلام رياست جمهورى مستقل روسيه به رهبرى بوريس يلتسين بود. اين كنگره بعدها جاى خود را به «شوراى فدراسيون» داد.
شوراى قانون اساسى Conseil Constitutionnel ساختار و سازمانى كه براساس قانون اساسى جمهورى پنجم فرانسه براى تضمين نظام سالم انتخاباتى و همه پرسى و در موارد خاص تفسير و تحليل قوانين بنا شده است. نمى توان به تصميمات اين ساختار اعتراض كرد زيرا هدف ، باز تعريف و ايجاد محدوديتهاى قانونى براى قانونگذاران است. بدين ترتيب شوراى قانون اساسى قادر است مشروعيت قوانين تصويب شده را زير سؤال ببرد. اعضاى اين شورا به مدت ۹سال به طور مساوى به وسيله رئيس جمهورى و رؤساى پارلمان ها انتخاب مى شوند. در سال،۱۹۸۵ شوراى قانون اساسى اعلام كرد كه قانون اساسى مافوق قوانين تصويبى پارلمانى است.
پروژه ۱۰۰ ساله ايران زدايى در منطقه خليج فارس
218514.jpg
هادى ويسى
قسمت اول

خليج فارس، درياى كم عمقى با مساحتى در حدود ۲۵۱ هزار و ۲۲۶ كيلومتر مربع در حاشيه شمال غربى اقيانوس هند واقع شده است و از شمال شرقى به كرانه هاى ايران از شرق به بحر عمان و از جنوب به شبه جزيره عربستان محدود مى شود. طول آن از دهانه اروند رود تا تنگه هرمز معادل ۱۲۵۹ كيلومتر و عرض آن از دهانه مذكور تا ساحل عمان به تقريب بين ۱۸۰ تا ۲۵۰ كيلومتر متغير و در تنگه هرمز تقريباً معادل ۸۵ كيلومتر است و عمق آن به طور متوسط ۳۵ متر است.
اين محدوده آبى كه يكى از نقاط حساس و سوق الجيشى جهان است و به تعبير امروزى، «هارتلند» دنيا است، محل تقابل دنياى عرب در جنوب و غرب خليج فارس و ايران و فرهنگ ايرانى در كرانه هاى شمالى آن است. اما قدمت فرهنگ و تسلط ايرانيان بر منطقه خليج فارس و حتى سرزمين هاى جنوبى خليج فارس در طول تاريخ و موقعيت برتر و ژئوپلتيكى ايران تسلط نام ايرانى و فرهنگ ايرانى بر اين محدوده مهم آبى براى جهانيان به اثبات رسيده است. اما رهبران متعصب عرب در دهه هاى اخير و براى ابراز وجود در منطقه با حمايت دول استعمارگر غربى و براى تقابل بيشتر با ايران با استفاده از پول هاى سرسام آور نفتى دست به اقدامات ايران زدايى و فرهنگ زدايى ايرانى در منطقه خليج فارس زدند، اما غافل از اين كه نام هاى جغرافيايى و تاريخى در بستر زمان در طول قرن هاى متمادى در اسناد و تاريخ نوشته ها و سينه به سينه و از نسلى به نسل ديگر منتقل شده و در اذهان ساكنان جهان نقش بسته است. لازم به ذكر است ماجراى شيخ خزعل و خوزستان، ادعاهاى امارات نسبت به جزاير سه گانه، ايجاد شيخ نشين هاى عربى در سرزمين هاى شمالى خليج فارس (بندر عباس، بوشهر، لنگه)، حمله عراق به ايران، شكل گيرى شوراى همكارى خليج، اخراج ايرانيان مقيم امارات و سخت گيرى هاى بيجا به ايرانيان نسبت به ساير اقوام در كشورهاى عربى حوزه خليج فارس و حوادث اخير خوزستان، از جمله اقدامات ايران زدايى خليج فارس است كه هر كدام مى تواند موضع مقاله اى جدا باشد. ما در اين مقاله، ايران زدايى خليج فارس با تأكيد بر تغيير نام خليج فارس مورد بررسى قرار داده ايم.
تاريخچه شكل گيرى امارات
اعراب ساكن كشور امارات كه امروزه ادعاى مالكيت بر جزاير سه گانه ايرانى و تغيير نام خليج فارس را دارند، تا ۲۳۵ سال پيش وجود خارجى نداشتند. براى اولين بار در اواخر دهه ۱۷۷۰ ميلادى كه چشمه آبى در ابوظبى كشف شد، «آل نهيان» و ديگر قبايل عرب ساكن منطقه از «حجاز» و «احساء» به اين منطقه كوچ كردند.
شيخ نشين هايى كه اكنون اتحاديه امارات عربى را به وجود آورده اند، در نتيجه رقابت هاى قبيله اى دراز مدت و مداخله ها و ميانجى گرى هاى مأموران بريتانيا، به شكل واحدهاى سياسى جدا از يكديگر درآمدند.
دزدان دريايى، يعنى تيره هاى «قاسمى» ساكن سرزمين «مسندم» كه در دزدى و غارت دريايى مهارت و تسلط خاصى داشتند، با حضور دولت بريتانيا در منطقه خليج فارس كه براى تأمين منافع خود و امنيت منطقه خليج فارس در تلاش بودند، همزمان شده بودند، لذا دولت انگلستان با اين اقوام رو در رو شد. حمله جواسم به كشتى هاى انگليسى باعث شد كه كمپانى انگليس وادار به مواجهه با آنها شود. در سال ،۱۸۰۹ كشتى هاى جنگى انگليس وارد خليج فارس شدند و پايگاه هاى دزدان را تصرف و آنها را تار و مار كردند. اما يك سال بعد، جواسم به فعاليت خود ادامه دادند و مجدداً به كشتى هاى كمپانى هند شرقى انگليس حمله ور شدند، تا اين كه بار ديگر در سال ،۱۸۱۹ حكومت انگليسى بمبئى، ناوگان مجهزى را عازم خليج فارس كرد و قواى مذكور، مراكز جواسم را نابود كردند و كشتى هاى آنها را آتش زدند.
سرانجام، مذاكرات بين انگليسى ها و شيوخ سواحل جنوب خليج فارس آغاز شد. قرارداد صلح ژانويه ۱۸۲۰ ميان قواسم مسندم و بريتانيا نقطه آغاز تسلط اين كشور بر منطقه و توسعه و دگرگونى جغرافياى سياسى مسندم محسوب مى شود و به موجب اين قرارداد، اولين گام براى شناسايى اعراب خليج فارس برداشته شد. در اين زمان، قبايل ساكن مسندم «امارات متصالحه» نام گرفتند و طى قراردادهاى بعدى، امارات متصالحه تحت الحمايه كامل انگلستان قرار گرفت. بعد از اين زمان، تلاش هاى «حاج ميرزا آقاسى» صدر اعظم وقت دولت ايران در برابر دولت انگلستان در خصوص دخالت در حوضه داخلى ايران چندان مثمر ثمر نشد و او تنها توانست مدافع سرزمين هاى شمالى خليج فارس باشد و از شكل گيرى امارات جديد ديگرى از جمله لنگه و بندر عباس جلوگيرى كند. تا دهه ،۱۹۵۰ مرز ميان امارات متصالحه وجود نداشت و قلمرو شيوخ به گونه اى مبهم در تداخل با يكديگر بود، اما كشف ذخاير نفت و دادن چند امتياز استخراج به شركت هاى نفتى از سوى حكام مختلف، ضرورت تجزيه و تعيين حدود قلمرو هر يك را در قالب مرز سياسى به مفهوم غربى آن پيش آورد.
آخرين مرحله از دگرگونى نماى سياسى جغرافياى مسندم در سال ۱۹۷۱ صورت پذيرفت. در پى خروج بريتانيا از خليج فارس، شيخ نشين هاى هفت گانه مسندم يا امارات متصالحه، اقدام به تأسيس فدراسيونى كردند كه امارات متحده عربى نام گرفت. با توجه به توضيحاتى كه راجع به شكل گيرى امارات متحده عربى ارائه شد، ادعاهاى تاريخى امارات بر نام عربى خليج فارس و جزاير سه گانه ايرانى، نمى تواند ادعاى درست و منطقى باشد، چرا كه كشور امارات متحده عربى قدمت تاريخى بيش از ۳۵ سال را ندارد. (در اينجا بدين دليل سرگذشت كشور امارات متحده عربى آورده شد كه اين كشور بيش از ديگر كشورهاى عربى در تلاش براى ايران زدايى منطقه است).
فلسفه وجودى ايران زدايى توسط رهبران عرب در منطقه خليج فارس
كشورهاى عربى منطقه در مقايسه با كشور ايران به لحاظ موقعيت جغرافيايى و ژئوپولتيكى و كرانه اى از اهميت كمترى برخوردار هستند، زيرا خصوصيات ژئوپولتيكى و جغرافيايى خليج فارس به طور طبيعى، نقش برترى براى ايران در اين آبراه مهم در مقايسه با ساير كشورهاى ساحلى فراهم آورده است. به علاوه، طول ساحل، عمق زيادتر ساحل ايران در مقايسه با ساحل شبه جزيره عربستان، وجود جزايرى كه در مسير خطوط مهم كشتيرانى قرار دارند و متعلق به ايرانند، تمدن درخشان ايرانى و سرانجام عامل جمعيت و نفوس زياد اين كشور و به تبع آن، تسلط فرهنگى و اجتماعى بر منطقه كه موقعيت ممتاز و برجسته اى را به قدرت ملى و كشور ايران داده، نگرانى هاى زياد و حساسيت هاى فوق العاده اى براى كشورهاى همسايه خليج فارس كه همگى از جهان عرب هستند به ارمغان آورده است.
علاوه بر آن، پاره اى از اقدامات دولت ايران در زمان رژيم شاه، همچون داشتن روابط سياسى با اسرائيل، فروش نفت به آمريكا و اسرائيل در جريان تحريم نفتى اين كشورها، مداخله در عمان و سركوبى جنبش ظفار، ژاندارمى منطقه خليج فارس بعد ازخروج انگليسى ها در سال،۱۹۷۱ به قول عرب ها تصرف جزاير سه گانه ، اشتهاى زياد دولت ايران در خريد تسليحات نظامى و در ادامه، پيروزى انقلاب اسلامى ايران و... نگرانى هاى دنياى عرب و رهبران عرب را مضاعف كرد. در نتيجه، كشورهاى عربى منطقه درصدد تقابل با ايران كه نمونه بارز آن شكل گيرى شوراى همكارى خليج فارس بدون حضور ايران بود، برآمدند. در ادامه جريان ايران زدايى و فرهنگ زدايى ايرانى، عرب ها در قالب پروژه هاى تغيير نام خليج فارس به خليج عربى، جزاير سه گانه ايرانى به اشغال شده توسط ايران و تغيير نام جزاير «لاوان» به شيخ شعيب و «قشم» به قيس و تغييرات نامهاى ديگر جزاير ايرانى با حمايت دول استعمارگر غربى كه همگى از دشمنان دولت ايران محسوب مى شوند، اقداماتى را انجام دادند و در اين ميان، برخى از كشورهاى غربى نقش بسيار خوبى در سطح جهان در تثبيت اين نامهاى مجعول ايفا كرده اند.
كدام عبارت: خليج فارس يا خليج عربى؟!
در خصوص نام خليج فارس هيچ گونه شك و شبهه اى وجود ندارد و از ديرباز به همين نام خوانده مى شده است به گونه اى كه هيچگونه نيازى به اثبات آن نيست، اما به جهت پاره اى ادعاهاى مجعول لازم است دلايلى محكم و قاطع از متون تاريخى آورده شود.
مورخان و دانشمندان نظير هرودت، طالس، نئارخوس، استرابون، كروسيوس، بطلميوس، آناكسى ماندر، هكاتوس، اراتوستن، اريانوس و غيره در آثار و نوشته هاى باقى مانده از خود از صفت «فارسى» يا «پارسى» براى ناميدن درياى جنوب ايران استفاده كرده اند. در منابع و اسناد يونانى و رومى، اصطلاحات Persikon Kaitas, Sinus persicus, Mare persicum, Persion gulf, Aquarum persico براى آبراه جنوب كشور ايران استفاده شده است كه همگى به نوعى به خليج فارس يا پارسى اشاره دارد. ازهمه مهمتر، در كتيبه داريوش اول كه در تنگه سوئز به دست آمده، به «درياى پارس» اشاره شده است و عبارت «درايه تيه هچا پارسا آئى تى» ِDrayatya hacha parsa aity يعنى دريايى كه از پارس سرچشمه مى گيرد، مشاهده مى شود.

viecy@modares.ac.ir


|   شناسنامه   |   آرشيو   |