|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
دوباره متولد شده ام
«من، سيمين، ۴۵ ساله، هفت سال است كه به دنيا آمده ام»، اين سخن زنى است كه هفت سال پيش مصرف ترياك را كنار گذاشته است و از زندگى دوباره «بيش از ديگران لذت» مى برد. خود را بهبود يافته نمى داند و معتقد است يك معتاد تا پايان عمر بيش از ديگران در معرض بازگشت بيمارى قرار دارد. چند روزى است به عنوان اولين زن در اداره مركز DIC معتادان كشور (مركز گذرى معتادان خيابانى) فعاليت مى كند. سيمين در پاسخ به اينكه چرا بيش از ديگران از زندگى هفت ساله خود مى تواند لذت ببرد مى گويد: قدر عافيت كسى داند كه به مصيبتى گرفتارآمده باشد. چگونه اين لذت به دست آمد؟ در روش ترك اعتياد ما كه به روش ۱۲ قدم در دنيا معروف است، نه تكيه بر دارو بلكه كنترل نفس، ابزار قطع مصرف است بنابر اين قدرت كنترل يك نفس سركش و آلوده، هنر بزرگى است كه به من اعتماد مى دهد. سيمين علت گرايش به مصرف مواد مخدر را چنين توصيف مى كند: فرد، مثل يك گرسنه است و مواد مخدر مانند سفره اى گسترده و پر از غذاهاى مطلوب، بنابراين هيچ عقل سليمى منع از تغذيه در چنين شرايطى را نمى پذيرد! چرا همه گرايش به اين غذا ندارند اما گروهى گرسنه آن هستند؟ وقتى معده يك فرد خالى باشد اين سفره وسوسه انگيز است و روح ما انسان ها نيز هر گاه تغذيه نشده باشد به سوى اين غذاى كاذب يا مصنوعى رو مى آورد. ادامه مى دهد: غذاى روح و روان انسان، عاطفه است و اگر روح از عطوفت دور بماند به سوى غذاهاى جايگزين مثل مواد مخدر كه لذت مصنوعى و عاطفه ساختگى در بر دارد رو مى آورد.سيمين در دومين مركز گذرى معتادان خيابانى (DIC) كشور به همدردان خود داوطلبانه خدمت مى كند. در اين مركز كه يك خانه فرسوده در منطقه قديمى «عودلاجان» تهران است معتادان خيابانى آزادانه رفت و آمد مى كنند و خدمات بهداشتى مى گيرند و از راهنمايى مديران آن خانه كه خود معتادان ترك كرده هستند برخوردار مى شوند. در اين خانه راهنمايى، كمك، غذا، بهداشت و سرنگ استريليزه موجود هست اما اجبار به ترك وجود ندارد. DIC اختصار كلمات Center In Drop كه ترجمه آن «به دام انداختن» است مى باشد؛ اما اصطلاحاً به معنى جلب توجه و ايجاد انگيزه در معتادى است كه براى گرفتن خدمات بهداشتى به اين خانه سر زده، مى باشد. سيمين در پاسخ به اين سؤال كه پس از رهايى از اعتياد، درد كنونى تو چيست، مى گويد: همان دردى كه علت روى آوردنم به مخدرها بوده يعنى درد عاطفى. من هنوز در خانواده جايگاه اوليه خود را نيافته ام، هنوز نزد پدر و مادرم مانند خواهرها و برادرهايم مورد اعتماد نيستم اين بى اعتمادى مرا از زندگى و موفقيت ها عقب مى اندازد. ادامه مى دهد: اگر خانواده و اجتماع ما را مانند روز اول مى پذيرفت امكان لغزش و بازگشت به مواد مخدر بسيار كاهش مى يافت. همان ورشكستگى خانوادگى و اجتماعى كه مرا وادار به ترك كرد هر روز به مصرف دوباره وسوسه ام مى كند.مى گويد: يك معتاد هميشه در معرض خطر بازگشت بيمارى است بنابر اين روح تازه التيام يافته او نياز به پرستار دارد كه بهترين پرستاران افراد خانواده و دوستان نزديك هستند. در طول هفت سال گذشته آيا لغزش و مصرف دوباره داشته اى؟ بله، يك بار و دليلش اين بود كه وقتى به تنگناهاى شديد زندگى به ويژه بى عطوفتى اطرافيان برخوردم به عبارت ديگر در طى مسير جديد به بن بست رسيدم چون روش ديگرى براى زندگى كردن بلد نبودم به همان راهى بازگشتم كه سالها طى كرده و خوب مى شناختم يعنى راه مخدرها. ادامه مى دهد: ۱۲ سال ترياك مصرف كردم و با آن زندگى كردم بنابر اين هرگاه به بن بست برسم يكى از راههاى فرار يعنى راه مخدرها كه وجب به وجب آن را خوب مى شناسم در ذهنم زنده مى شود؛ اما هفت سال است كه راه بهترى را نيز شناخته ام. اكنون اين راه جديد را مى شناسى؟ بله راه عشق حقيقى است كه روح گرسنه ام را سير و عشق كاذب ناشى از مصرف مواد را برايم كم ارزش و پوچ كرده است. سخت ترين دوره چه زمانى بود، دوران مصرف يا دوران ترك؟ براى من كه در خانواده اى مذهبى بزرگ شدم و پس از ازدواج، خانواده محترمى را تشكيل دادم، شغل، همسر مهربان و فرزندان خوبى داشتم، دوران مصرف بدترين دوره بود. مى افزايد: پس از به دنيا آوردن سومين فرزندم بيمار شدم و همسرم كه با دوستانش تفننى ترياك مصرف مى كرد مرا نيز به مصرف تشويق كرد و آن را تنها راه درمانم دانست و من خيلى زود در چنبره دود گرفتار شدم. ادامه مى دهد: مدتى بعد همسرم به زندان رفت و ديگر كسى نبود كه برايم مواد تهيه كند به همين دليل شب و روزهاى زيادى خمارى و درد تحمل مى كردم اما اعتقاد قوى مذهبى مرا از مراوده با مردان فروشنده مواد و درنهايت افتادن به ورطه خلاف هاى بعدى باز مى داشت. مى گويد: وضع مالى خوب و اعتقادات شديد مذهبى مرا از چنگ خلافكارانى كه همواره در كمين زنان و دختران جوان نشسته اند تا از آنها به عنوان ابزار كسب و كار و سوء استفاده خود بهره ببرند نجات داد. مى افزايد: از پدر و مادرم بخاطر اينكه دين را با وجودم عجين كردند هميشه ممنونم؛ اما سخت گيرى هاى شديد آنها يكى از علل اصلى خلأهاى عاطفى من بود، يعنى يكى از علل اصلى بيمارى اعتياد در من بود. سيمين در خانه اى همراه سه فرزندش زندگى مى كند؛ اما شوهرش از آنها جدا است علت اين جدايى را تنها مواد مخدر و علاقه همسرش به ادامه مصرف مى داند. آيا خوشبختى؟ خوشبختم، زيرا پس از يك عمر زندگى در جهل و بعد از آن ۱۲ سال مرگ تدريجى دوباره متولد شده ام بنابر اين در زندگى و الطاف خداوند چيزهايى مى بينم كه همه چشم ها و قلب ها قادر به ديدن و درك آنها نيستند.
|
|
|
|
|
اتحاديه اروپا و پايان دوران رفاه
|
|
|
ازسايت اينترنتى صندوق بين المللى پول / ترجمه: ف.م. هاشمى پس از جنگ جهانى دوم، اقتصاد اروپا يك دوران رونق سى ساله را تجربه كرد و از نظر توليد ناخالص سرانه، به سرعت به سطح آمريكا رسيد. در اين دوران طلايى، اروپا از يك همگرايى متعارف (conventional convergence) در الگوى رشد تبعيت مى كرد: كشورهاى كمتر توسعه يافته، با آهنگى سريع تر از كشورهاى توسعه يافته رشد مى كردند. اما، در دهه ،۱۹۸۰ اين روند رو به اعتلاء دچار وقفه شد تا اينكه در سالهاى دهه ۱۹۹۰ آهنگ رشد سرانه محصول در اروپا، آنقدر كند شد كه از آمريكا عقب افتاد. در آن زمان، اين عقب ماندگى تعجب بسيارى از صاحبنظران را برانگيخت: در جهانى كه به سرعت به سوى همپيوندى پيش مى رفت و كاهش موانع تجارى، ادغام بازارهاى مالى، حذف موانع از سر راه سرمايه گذارى مستقيم خارجى و انتشار سريع تكنولوژى را تجربه مى كرد، اين پديده اى بسيار غريب مى نمود. همگان انتظار داشتند كه روند همگرائى در كشور هاى اروپايى، تسريع و تقويت شود. اين تحولات، سؤالات متعددى را پيش روى جهانيان قرار داده علت كندى آهنگ رشد اقتصادى اروپا نسبت به ديگر كشورهاى عضو سازمان همكارى اقتصادى وتوسعه (OECD) چيست؟ چه اصلاحاتى بايد صورت گيرد تا فرآيند رشد اقتصادى احياء شود؟ و بالاخره چگونه بايد اين تغييرات جامعه عمل به خود بپوشد؟ تمايلات واگرايانه طى دهه گذشته، شكافى عميق در رشد اقتصادى منطقه OECD پديد آمد. با نگاهى به ادوار تجارى، مشاهده مى كنيم كه ميانگين رشد اقتصادى در آمريكا و گروهى ديگر از كشورهاى انگليسى زبان، از جمله استراليا، كانادا و نيوزيلند ۳ درصد يا بيشتر بود در حاليكه ميانگين نرخ رشد اقتصادى اروپا طى اين سالها، از ۲ درصد و ژاپن از يك درصد فراتر نرفت. اما نيمى از اين تفاوت يك درصدى نرخ رشد اقتصادى اروپا و آمريكا، به علت تفاوت نرخ رشد جمعيت اين دو منطقه بود و انتظار مى رود، در صورت ثابت ماندن ديگر عوامل، به علت فرآيند نزولى وضعيت دموگرافيك اروپا و ژاپن، اين شكاف طى سالهاى آينده همچنان تعميق شود. از آنجايى كه در ميان مدت، دست دولتها در رابطه با تأثير گذارى بر فرآيندهاى دموگرافيك بسته است لذا، هرگونه مقايسه عملكرد اقتصادى كشورها براساس توليد سرانه ناخالص داخلى، ممكن است گمراه كننده باشد، زيرا روند واگرايى اقتصادى كشورها را دو چندان نشان مى دهد. طى سالهاى دهه ،۱۹۹۰ رشد سالانه محصول سرانه ملى در ايالات متحده، حدود نيم درصد بيشتر از اتحاديه اروپايى و حدود يك درصد بيشتر از ميانگين نرخ مزبور براى سه كشور بزرگ و قدرتمند منطقه يورو (فرانسه، آلمان و ايتاليا) بود. در نتيجه اين روند ها، قدرت خريد اروپايى ها در سال ،۲۰۰۲ به حدود سى درصد ايالات متحده رسيد. اگر آهنگ همگرايى اقتصادى دهه ۱۹۷۰ همچنان حفظ مى شد، سه كشور عمده منطقه يورو، اكنون از سطح مشابه محصول سرانه ملى با آمريكا برخوردار بودند. اما، اين مقايسه عام و گسترده ميان اروپا و آمريكا، شكاف بزرگ ترى را در خود پنهان كرده است و آن تفاوت عميق عملكرد اقتصادى كشورهاى اروپايى و آمريكايى از يكسو و كشورهاى اروپايى از سوى ديگر است. در واقع، در اين سالها، موفقيتها و كاميابى هايى نيز حاصل شد. به عنوان مثال، محصول سرانه ملى ايرلند در سالهاى پايانى دهه ۱۹۹۰ با نرخ متوسط ۶/۵ درصد افزايش پيدا كرد كه بالاترين ركورد در سازمان همكارى اقتصادى و توسعه (OECD) به شمار مى رود. در نتيجه، سرانه توليد ناخالص داخلى ايرلند، از پايين تر از ميانگين OECD، اكنون به يكى از بالاترين نرخ ها در اين سازمان رسيده است. لوكزامبورگ، هلند ويونان، طى دهه ۱۹۹۰ و فنلاند و اسپانيا نيز از نيمه دوم اين دهه، رشد محصول سرانه ملى را تجربه كرده اند. عملكرد كوتاه مدت اقتصادى كشورهاى اروپايى نيز پس از تركيدن حباب كذب سرمايه گذارى بر روى تكنولوژيهاى جديد، يك واگرايى غير منتظره را نشان داد. اگر چه شوك شديد تقاضا، اقتصاد آمريكا را لرزاند، اما پس لرزه هاى آن در اروپا، به همان شدت آمريكا احساس شد. ديگر كشورهاى عضو سازمان همكارى اقتصادى و توسعه (OECD)، بويژه كشورهاى انگليسى زبان و تا حدودى نيز كشورهاى شمال اروپا، در برابر اين حادثه، مقاومت بهترى از خود نشان دادند. منابع واگرايى آمار فوق نشان مى دهد كه هم از نظر رشد بلند مدت اقتصادى و هم از نظر انعطاف پذيرى در برابر شوك هاى ادوارى، اروپا نسبت به ديگر اعضاى OECD، از نقاط ضعف بيشترى رنج مى برد. سازمان همكارى اقتصادى وتوسعه، اخيراً بررسى جامعى را در باره علت اين واگرايى انجام داده است. به موجب نتايج اين تحقيق، كشورهايى كه به سرعت در راه رشد اقتصادى گام بر مى دارند كمتر از ديگر كشورهاى عضو اين سازمان، توان ايجاد هماهنگى و تناسب ميان سطح بهره ورى و كميته نيروى كار را دارا مى باشند. در واقع، دو نقطه ضعف اروپا، روند نزولى استفاده از نيروى كار و بهره ورى نيروى كار مى باشد. - نرخ نازل استفاده از نيروى كار: بطور كلى، ۳۰ درصد جمعيت توانمند اتحاديه اروپايى يا بيكار است و يا تمايلى به كار ندارد. در حالى كه اين رقم براى ايالات متحده آمريكا ۲۵ درصد مى باشد. نرخ اشتغال در اغلب كشورهاى اروپايى، بويژه كشورهاى بزرگتر اين قاره، طى دو دهه اخير روند نزولى را طى كرده در حالى كه نرخ مزبور براى آن دسته از اعضاى OECD كه از رشد شتابان اقتصادى بهره مندند ثابت بوده است. اين دوگانگى، علت ۸۵ درصد از شكاف موجود ميان نرخ سرانه توليد ناخالص داخلى در اروپا و آمريكاست. (نموداريك). آهنگ نزولى نرخ اشتغال در اروپا، بر نيروى كار سالمند اين قاره بيش از ديگر بخشهاى نيروى كار، لطمه وارد مى آورد. به عنوان مثال در بلژيك، فرانسه و ايتاليا، حدود يك سوم جمعيت ۵۴ تا ۶۴ ساله مشغول به كارند، در حالى كه اين رقم براى كل اروپا كمتر از ۴۰ درصد مى باشد. نقش عوامل ديگرى چون آهنگ بطئى رشد نيروى كار زنان، نرخ هاى سنگين ماليات بر در آمد، ميانگين نازل ساعات كار به ازاى هر شخص، و نرخ بالاتر بيكارى ساختارى را نيز نبايد در اين افتراق ناديده گرفت. به عنوان مثال، قوانين حمايت گرانه از اشتغال كه در واقع نوعى سوبسيد است كه به استخدام يا اخراج كارگران تعلق مى گيرد، بر طول دوران بيكارى مى افزايد. اين قوانين موجب گرديده است افرادى كه مدت طولانى بيكار مانده اند ديگر انگيزه اى براى كار كردن نداشته و براى هميشه از بازار كار خارج شوند. از سوى ديگر، هزينه سنگين نيروى كار، بى رغبتى كار فرمايان را به استخدام نيروى كار ساده و بى تجربه موجب گرديده است. به طور كلى، در اغلب كشورهاى اروپايى، تقابل سيستم مالياتى و سيستم تأمين اجتماعى، حاصلى جز افزايش بيكارى و فقر نداشته است. - تفاوت بهره ورى نيروى كار: نرخ نازل تر بهره ورى نيروى كار علت ثانويه عقب ماندگى سرانه توليد ناخالص داخلى اروپا از آمريكاست. در واقع، فقط ۱۵ درصد از شكاف مزبور، به علت تفاوت نرخ بهره ورى نيروى كار مى باشد و بايد براى بخش بزرگتر اين تفاوت، علل ديگرى بر شمرد. در بيش از يك چهارم كشورهاى اروپايى، نرخ بهره ورى نيروى كار از آمريكا بيشتر است. بنابراين، بهبود محصول در اروپا بيش از آنكه از طريق افزايش نرخ بهره ورى ميسر باشد از طريق نرخ اشتغال امكانپذير مى باشد. اما، اين تفسير، مى تواند بسيار گمراه كننده نيز باشد زيرا آمار اروپايى، گاه بسيار اغراق آميز است. بسيارى از اروپايى ها كه بهره ورى كمتر از سطح متوسط دارند، اصولاً بيكارند و نبايد در محاسبه نرخ بهره ورى نيروى كار به شمار آيند. در كشورهاى عضو OECD نيز يك نوع رابطه منفى ميان نرخ اشتغال و نرخ بهره ورى مشاهده مى شود. بنابراين با اين قبيل مقايسه هاى تطبيقى نمى توان به توضيح كامل علل نهفته دروراى تفاوت فاحش نرخ بهره ورى نيروى كار ميان كشورها دست پيدا كرد. علت اصلى اين پديده را بايد در تفاوت سياستگذاريهاى كلان و نهادها جست وجو كرد. در همين چارچوب، نرخ نازل تورم و سياست مالى و كلان با ثبات، از اهميت فراوان برخوردار است. بايد توجه داشت كه ثبات اقتصاد كلان، شرط لازم براى اين منظور است اما، شرط كافى محسوب نمى شود و اتخاذ سياستهاى ساختارى نيز كه انعطاف پذيرى اقتصاد را تقويت كرده و سازگارى آن را با بحرانها امكانپذيرسازد، ضرورى مى باشد. تمامى موارد فوق كه قابل اندازه گيرى نيز هستند اگر در كنار يكديگر جمع شوند، يك چارچوب تحليلى منسجم براى بررسى و مقايسه اطلاعات آمارى كشورهاى مختلف به دست مى دهند (جدول يك). به عنوان مثال، آن بخش هايى از اقتصاد كه از نظر سطح بهره ورى عقب مانده ترند، اگر مدرنيزه شوند و روشهاى اجرايى آنها نيز اصلاح گردد، ۱۰ درصد افزايش بهره ورى را ميسر مى سازند و يا هر سال آموزش اضافى پرسنل، ميزان محصول را در بلند مدت ۶ درصد افزايش مى دهند. اصلاحات لازم اروپا تاكنون در عرصه انجام اصلاحات ساختارى به موفقيتهاى بزرگى نائل شده است. اغلب كشورهاى اروپايى توانسته اند «فرآيند تعميق نيروى كار» را با موفقيت پشت سربگذارند كه حاصل آن ايجاد اشتغال بيشتر و كاهش نرخ بيكارى بوده است. سياستهايى كه تاكنون در زمينه مديريت بازار اعمال شده، هم جنبه عرضه و هم جنبه تقاضا را در نظر گرفته است. برخى كشورهاى اروپايى نيز موضع سخت ترى را در قبال بازنشستگى پيش از موعد اتخاذ كرده و انعطاف پذيرى بازار كار را از طريق گسترش انعقاد قرار دادهاى كار نيمه وقت يا فصلى، افزايش داده اند. اما، پيشرفتهاى به دست آمده كافى نيست و ابتكاراتى كه در اين رابطه اتخاذ گرديده، در بيشتر موارد ساده ترين انتخاب بوده است. براى احياى انگيزه هاى سالم اقتصادى و تشويق كار فرمايان و نيروى كار به فعاليت بيشتر، كارهاى فراوانى باقى مانده است. مثلاً بايد ميان سياست مالياتى و تأمين اجتماعى، نوعى توازن سالم برقرار شده، ترتيبات حمايتى از نيروى كار نبايد موجب بى ميلى كار فرمايان به استخدام نيروى كار جديد گردد. اگر چه رئوس عمده برنامه اصلاحى، مورد توافق اكثر صاحبنظران قرار دارد، اما، اجراى اين برنامه، به لحاظ سياسى با دشواريهاى فراوان روبروست. ترجمه اين وفاق حرفه اى به برنامه مشخص سياسى و عملى، كارى بس دشوار است. وظيفه اصلى سياستگذاران، اكنون غلبه بر اين چالش است و هيچ نسخه از قبل آماده اى نيز براى آن در دست نيست. بهترين راه، جمعبندى تجربه كشورهايى است كه در انجام اصلاحات ساختارى موفق عمل كرده اند. با توجه به تنوع موجود در اين زمينه، به نظر مى رسد اصلاحات ساختارى بايد حداقل حاوى دو عنصر اساسى باشد. نخست، شناخت، ارزيابى و جمعنبدى اصلاحات موجود در زمينه سود و هزينه تداوم سياستهاى فعلى و راههاى احتمالى تغيير آنهاست. با اين روش، امكان مقايسه هزينه هاى كوتاه مدت سياستهاى تعديلى با هزينه هاى بلند مدت ناشى از تداوم سياستهاى فعلى فراهم مى آيد و توزيع سالم، عادلانه و متوازن مزايا و هزينه هاى اصلاحات ميسر مى گردد. دوم، تدوين يك طرح منسجم براى اصلاحات است كه يكى از محورهاى آن را زمان مناسب براى آغاز اصلاحات تشكيل مى دهد. اين بحث همچنان باز است، برخى معتقدند كه اصلاحات، درزمانى كه اقتصاد روند اعتلا را مى پيمايد، بهتر و آسان تر انجام مى شود. اما، ضرورت انجام اصلاحات در چنين مقطعى، كمتر احساس مى شود. نيوزيلند و استرالياى اوايل دهه ۱۹۸۰ نمونه كشورهايى هستند كه اصلاحات را از دوران ركود اقتصادى آغاز كردند و برنامه اصلاحى كنونى آلمان نيز از جمله طرحهايى است كه در دوران رونق اقتصادى آغاز شده است. * اين مقاله نوشته Jean philippe cotis از اقتصاد دانان ارشد سازمان همكارى اقتصادى وتوسعه (OECD) مى باشد - م
|
|
|
|
|
مهارخشونت عليه زنان عرب
|
|
|
اعتراضات عمومى و محكوميت رسمى خشونت عليه زنان دركشورهاى عربى ادامه دارد به گزارش ايسنا در يكى از سايت ها آمده است: با وجود اعتراضات عمومى و محكوميت رسمى خشونت عليه زنان در كشورهاى عربى ، همچنان انواع خشونت، در سرتاسر منطقه، عليه زنان اعمال مى شود. هرچند، به نظر فعالان زن در كشورهاى عربى، همه دولت ها وجود اين مشكل را تصديق كرده اند و برخى از آنها گام هايى در جهت مهار آن برداشته اند. زوايه روهانا ، مسؤول انجمن لبنانى مخالفت با خشونت عليه زنان، مى گويد: «صحبت هاى زنان آزارديده در جلسات مختلف تأييد كرده است كه اين مشكل در جامعه ما وجود دارد و از خارج وارد نشده .» اين ان جى او در سال هاى ميانى دهه۹۰ تأسيس شده است. روهانا مى گويد: »هدف اصلى ما مطرح كردن مشكل بوده است. ما به طور مستقيم به زنان كمك نمى كنيم.» روهانا و ديگر فعالان زن در منطقه مى گويند كه پى بردن به ابعاد دقيق مسأله در منطقه بسيار مشكل است. آمارهاى موجود در اين زمينه مبتنى بر آمارگيرى ها و تحقيقاتى است كه توسط مراكزى كه سعى در تخفيف رنج زنان آزارديده دارند، ترتيب داده شده. بر طبق تحقيقى كه چند سال پيش توسط همين انجمن لبنانى انجام گرفت ۳۴ درصد از كودكان ۷۴ زن مورد پرسش قرار گرفته از پدرانشان كتك مى خوردند. مهم تر از آن ، ۱۵ درصد مردانى كه با زنان يا خواهرانشان با خشونت رفتار مى كردند، داراى تحصيلات دانشگاهى بودند. اين آمار انجمن را نسبت به اين موضوع كه با بالا رفتن تحصيلات كاهش مى يابد، دچار شك كرد. اين آمار همچنين نشان مى داد كه مشكلات اقتصادى نمى تواند دليلى قطعى براى اعمال خشونت باشد. آمار مى گويند كه زنان ۵۰ درصد جمعيت ۳۰۷ ميليونى اعراب را تشكيل مى دهند. هاشم قاسم، رئيس سازمان حقوق بشر در مصر، مى گويد:»خشونت عليه زنان همه جا وجود دارد. ميزان آن با توجه به ميزان پيشرفته بودن جامعه و وجود قوانين حمايت كننده از زنان تفاوت مى كند» قاسم معتقد است كه مصر و سودان «بدترين نوع خشونت عليه زنان» را دارند كه مصداق آن ختنه زنان است. او مى گويد«اين مشكل از مردم، و نه از حكومت، مى آيد. اگرآمارى را كه مى گويند خشونت از ۹۰ درصد به ۸۰ و ۷۰ درصد كاهش يافته است هم باور كنيم، هنوزاعداد بسيار وحشتناك اند.» به غير از خشونت فيزيكى ، زنان عرب از خشونت هاى جنسى، زبانى، اجتماعى و اقتصادى نيز رنج مى برند، همچنين در مورد بهداشت و سلامت ، زنان از خدمات مناسب بى بهره اند. در مصر ، تحقيقات نشان مى دهد كه ۶۰ درصد جنايات توسط مردان و عليه زنان اعمال مى شود ، در حالى كه تنها ۱۸ درصد جنايات عليه مردان توسط زنان اتفاق مى افتد. لينا ، رئيس ان جى اوى بنياد بين المللى همبستگى با زنان، مى گويد: «در اردن، تحقيقات نشان مى دهند كه ۲۵ در صد كل جمعيت زنان كتك مى خورند » اين ان جى اوى اردنى همراه با سازمان هاى ديگرى در مصر، فلسطين و لبنان تلاش مى كنند گزارشى درباره ابعاد مشكل زنان آزارديده در منطقه منتشر كنند. لينا مى گويد:« ما فكر مى كنيم كه خشونت درون خانواده عامل مهمى در عقب ماندن زنان و عدم مشاركت آنان در زندگى اجتماعى و سياسى است.» اين گروه اردنى چندين برنامه در جهت بالا بردن آگاهى عمومى درباره خشونت عليه زنان و تعليم افرادى كه مايل به كمك هستند، اجرا كرده است. انجام تحقيقات و انتشار مقالات ، همچنين انجام نظر سنجى از فعاليت هاى ديگر گروه است. بر طبق آمار سايت اينترنتى گروه، نزديك ۹۶ درصد مردم از انتشار يك گزارش درباره خشونت عليه زنان در جوامع عربى حمايت مى كنند و نزديك ۷۰ درصد مردم موافق تصويب قوانينى در ارتباط با خشونت عليه زنان هستند. ماها ابودايه، رئيس مركز اجتماعى و مشاوره حقوقى زنان در بيت المقدس، مى گويد: «جامعه به جاى حل مشكل خود را از شر قربانيان راحت مى كند » اشاره او به آنچه قتل هاى ناموسى يا قتل براى حفظ شرافت خانواده ناميده مى شود، است. او مى گويد: «اميدوارم كه ديگر از اين لغت ( شرف) استفاده نكنيم چون بر روى رابطه مستقيم شرف خانواده و رفتار زنان تأكيد مى كند. بايد آنها را «قتل زنان» بناميم.» او اضافه مى كند كه علاوه بر اين نوع از خشونت زنان فلسطينى از خشونت در محيط كار نيز رنج مى برند. سيليكون هاى گونه، زيباسازى يا بد ريختى؟ ولع جراحى هاى زيبايى، بسيارى از صورتهاى زيبا را زشت مى كند. گونه گذارى با سيليكون كه مدتى است در رده جراحى هاى زيبايى قرار گرفته از نظر پزشكان به عنوان جراحى غير اصيل شناخته شده است. در اين گونه گذارى پس از مدتى سيليكون از صورت بيرون زده، حالت خود را از دست مى دهد و تنها جاى بخيه و زخم باقى مى ماند. دكتر حسن حسينى دبير شوراى تخصصى دندانپزشكى و دندانپزشك در اين رابطه به خبرنگار «بهداشت و درمان» ايسنا - واحد علوم پزشكى ايران - مى گويد: در جراحى هاى نوع اول و دوم كه ناهنجاريها برطرف شده و يا باعث فعاليت اجتماعى بيماران مى شود، يك فرد منزوى را به جامعه بر مى گردانيم. او معتقد است: در ناهنجاريهاى شديد و يا آسيب هاى خفيف كه بيمار را دچار ناراحتى روانى و اجتماعى مى كند جراحى زيبايى لازم است و نوع سوم كه تفننى است موجب دردسر پزشكان مى شود، اين است كه هميشه ما را از درگير شدن با اين جراحى ها پرهيز مى دهند. او ولع زيبايى جامعه را موجب دست زدن به جراحى هايى دانست كه به وسيله افراد غير متخصص انجام مى شود. البته براى بعضى از بيمارانى كه نياز به عمل جراحى داشته اما به دليل بيمارى قلبى يا فشار خون بالا امكان بيهوشى ندارند از سيليكون زير پوست براى ترميم استفاده مى شود كه ناسازگارى هم ايجاد نمى كند؛ ولى از سوى سازمانهاى بين المللى كه مسؤول استانداردسازى مواد بيگانه با بدن هستند اجازه استفاده ندارند. زنان بيش از سايرين درمعرض آفتاب سوختگى هستند به گفته محققان دانماركى زنان، نوجوانان، جوانان و كارگران ساختمانى بيش از ساير مردم در معرض نور آفتاب قرار دارند. به گزارش خبرگزارى دانشجويان ايران، اين در حالى است كه به گفته كارشناسان، نور آفتاب عامل مهم خطرزا براى ابتلا به سرطان پوست است. در اين بررسى ها، ۳۴۰ دانماركى با متوسط سن ۳۰ سال ساعتهاى مچى به دست داشتند كه ميزان مجاورت آنها را با نور خورشيد اندازه مى گرفت. همچنين، اين افراد پرسشنامه هايى را پر كردند كه نشان مى داد آنها در اثر چه فعاليت هايى و نيز در چه مكانهايى بيشتر در معرض اين پرتوها قرار دارند. بيشتر افرادى كه مبتلا به آفتاب سوختگى مى شوند به طور متوسط در روز ۶/۴ ساعت در معرض نور خورشيد هستند كه ۲/۸ ساعت آن در هنگام ظهر و تا ساعت ۳ بعداز ظهر است. به طور كلى افرادى كه آفتاب دوست دارند، نوجوانان و افرادى كه در فضاهاى باز كار مى كنند بيش از سايرين با مشكل آفتاب سوختگى مواجه هستند. به علاوه اين بررسى ها نشان مى دهد كه ميزان آفتاب سوختگى زنان به دليل نوع فعاليت هاى آنها به مراتب بيشتر از مردان است. نتايج اين تحقيقات در نشريه درماتولوژى به چاپ رسيده است. خانه دارى و كشاورزى زنان از سال آينده، شغل محسوب مى شود رئيس مركز امور مشاركت زنان گفت: باتوجه به اينكه خانه دارى، كشاورزى، آبيارى و كشت در روستاها براى زنان شغل به حساب نمى آيد و ارزش افزوده اى كه زنان خانه دار در فعاليتهاى خانگى توليدمى كنند در حسابهاى ملى درنظر گرفته نمى شود، به همين دليل با همكارى مركز آمار ازسال آينده اين شغلها جزو مشاغل زنان محاسبه مى شوند. زهرا شجاعى درگفت وگو با خبرنگاراجتماعى خبرگزارى مهربا بيان اين مطلب گفت: با هماهنگى و همكارى مركز آمار ايران از سال آينده اين شغلها جزو مشاغل زنان محاسبه خواهد شد وتازه آن زمان است كه آمار واقعى اشتغال زنان به دست مى آيد. وى افزود: كتابى در زمينه اشتغال خانگى زنان از سوى مركز آماده و منتشر شده و مطالعات عملى اين كار نيز انجام شده است و اقدامى كه ما مى خواهيم انجام دهيم اين است كه مشاغل زنان در حسابهاى ملى لحاظ شود كه بزودى اين كار صورت مى گيرد. رئيس مركز امور مشاركت زنان تأكيد كرد: سال گذشته با همكارى وزارت كشور مطالعات طرح امحاى خشونت عليه زنان دراستانهاى كشور انجام و كميته ملى و همچنين ۳ كارگروه دراين زمينه تشكيل شد بنابراين در سال جارى با توجه به نتايج به دست آمده از اين طرح ، طرح امحاى خشونت عليه زنان جنبه عملى پيدا مى كند. وى خاطر نشان كرد: همچنين پس از انجام تحقيقات و بررسى برروى طرح نظام جامع حقوقى زنان اين طرح هم اكنون آماده شده و بزودى به منظور عملياتى و اجرايى شدن ، تقديم مجلس مى شود . شجاعى گفت: امحاى خشونت عليه زنان ، توسعه كارآفرينى ، آموزش و.. از جمله طرحهايى است كه در سال جارى به منظور رشد و ارتقاى فعاليتهاى اجتماعى ، فرهنگى ، اقتصادى و سياسى زنان در اولويت برنامه هاى مركز امور مشاركت زنان قرار دارد.
|
|
|
|
|
مشاوره، راهى ارزان براى درمان افسردگى
باگذشت يك قرن از پايه گذارى علم روانكاوى جديد توسط زيگموند فرويد، مشاوره و گفت وگو درمانى همچنان براى درمان بسيارى از بيماريهاى روانى مورد استفاده قرار مى گيرد. ارائه افكار فرويد در زمان خود سر و صداى بسيارى به پا كرد و بسيارى از هنرمندان و نويسندگان در پى تجزيه و تحليل و روانكاوى خود برآمدند. عقايد فرويد، جانگ و ساير روانشناسان بنام به سرعت ابتدا در بين جوامع انديشمندان و سپس به اذهان عمومى راه پيدا كرد و هنوز هم امروزه جاى پاى آن عقايد و اصطلاحات در ميان جوامع وجود دارد. اما يافته هاى جديد در علم عصب شناسى وداروشناسى همواره درمان از طريق گفت وگو را زير سؤال برده است. زمانى كه ناراحتيهاى روانى و روحى را مى توان با روشهاى جديد ريشه يابى و با درمانهاى دارويى برطرف كرد، ايده نشستن و گفت وگو در جهت درمان مشكلات روشى منسوخ شده به نظر مى آيد. اما آقاى دكتر درابيز و همكارانش از دانشگاه پنسيلوانيا عقايد ديگرى دارند آنها بزرگترين كلينيك آزمايشى را براى تحقيق و مقايسه گفت وگو درمانى با ساير درمانهاى دارويى سازماندهى كرده اند. نتايج اين تحقيق كه به تازگى منتشر شده است حاوى اين مطلب است كه مشاوره و گفت وگو همانند دارو در معالجه بيماران دچار افسردگى مؤثر است و در بسيارى از موارد گفت وگو درمانى دوره بهبودى طولانى ترى نسبت به دارو داشته است. اين تحقيقات با استفاده از روشى جديد در مشاوره درمانى به نام شناخت درمانى انجام شده است. در اين نوع درمان سعى بر اين است كه به بيمار آموزش داده شود افكار و عقايد بد و زيان آور را كنار بگذارد. افكارمنفى و غيرواقعى را از خود دور كند و افكار مثبت و خوش بينانه را جايگزين آن كند. اين نوع درمان شايد بسيار ساده و ابتدايى به نظر آيداما مطالعات نشان داده است كه اين نوع روش درمانى مى تواند براى درمان اضطراب، وسواس و مشكلات تغذيه اى مورد استفاده قرار گيرد و در درمان افسردگى نيز بسيار مؤثر است. دراين تحقيق ۲۴۰ بيمار با درجه افسردگى هاى متفاوت به سه گروه تقسيم شدند. يك گروه با شناخت درمانى ، گروه دوم با Paxil (داروى ضد افسردگى) و گروه سوم با دارونما تحت معالجه قرار گرفتند. بعد از درمان ۱۶ هفته اى نتايج گروه اول يعنى شناخت درمانى و گروه دارو درمانى كاملاً يكسان بوده حدود ۵۸ درصد ازاين بيماران بهبودى كاملاً محسوسى داشتند و نهايتاً گروه سوم كه با دارونما تحت معالجه قرار گرفته بودندحدود ۲۵ درصد بهبودى نسبى داشتند. اين نتايج بسيار اميدوار كننده بود ونكته جالب توجه در اين روش درمانى آن بود كه تأثير و تبعات معالجات اين روش نسبت به ساير روشها طولانى تر بود. يك سال بعد از زمانى كه معالجات در گروهها به پايان رسيد تنها ۳۱ درصد از بيمارانى كه روش شناخت درمانى را انجام داده بودند به حالت قبل برگشتند در حاليكه اين آمار در افرادى كه از دارو استفاده كرده بودند به ۷۶ درصد رسيد. حتى بيمارانى كه باز هم در دوره يكساله بعد از پايان معالجات به طور موردى از دارو استفاده كرده بودند نتايج بهترى نشان ندادند. اگر مطالعات و روش درمانى دكتر در اين الگو بردارى و تكرار شود در آينده اى نه چندان دور اين روش درمانى راه خود را به كلينيكهاى درمانى باز خواهد كرد. اما مسأله اى كه در مورداين روش درمانى وجود دارد اين است كه در آمريكا به طور نمونه جايى كه اين مطالعات انجام گرفته است اكثر شركتهاى بيمه هزينه درمان را با دارو شايد راحت تر بپردازند و در عوض از ارائه خدمات به اين روش درمانى امتناع ورزند. به هر صورت روش موفقيت آميز دكتر درابيز و همكاران نيازمند تغييراتى نيز هست. اين روش درمانى گرچه در ابتداى شروع بسيار گرانتر از دارو درمانى است (به دليل نياز بيماران به جلسات تك نفره گفت وگو با مشاوران روانشناس) اما در طولانى مدت بسيار ارزانتر است زيرا ديگر از دارو و نسخه هاى گران قيمت خبرى نيست و اما نكته ديگرى كه در اين روش درمانى وجود دارد اين است كه اين گونه درمان براى تمامى بيماران مناسب نيست. طبق گزارشات دكتر درابيز هنوز هم بعضى از بيماران واكنش درمانى بهترى به دارو نشان مى دهند. به نظر مى رسد قدم بعدى راهى براى تشخيص و تفكيك بيماران باشد و اين نكته كه هر بيمار به چه نوع درمانى واكنش بهترى نشان خواهد داد تا هرچه سريعتر به آن مسير هدايت شود. مترجم: شيرين ستارزاده منبع: اكونوميست
|
|
|
|
|
مرا همانگونه كه هستم بپذير
معصومه پيروزبخت هر انسانى نياز دارد او را همانگونه كه هست دوست بدارند.خود مانيز وقتى احساس مى كنيم شخصى به ما احترام مى گذارد ويا به ما علاقه دارد،احساس بهترى نسبت به خود ، اطرافيان و آنچه دراطرافمان مى گذرد، پيدا مى كنيم. دراين شرايط ، هر چيزى زيبا به نظر مى رسد ، آسمان ابرى وگرفته به نظر شاعرانه و زيباست و گرماى طاقت فرساى ظهر تابستان انرژى دهنده. تا زمانى كه اين حس در ما وجود دارد، ارتباط با ديگران بسيار خوب و بدون خدشه خواهد بود. وقتى كسى شما را با همين ظاهر و اخلاق ورفتار مى پذيرد، احساس بزرگى به شما دست مى دهد. نسبت به زندگى و شخصى كه به شما علاقه دارد، احساس خوبى پيدا مى كنيد وبه صورت خودكار تلاش مى كنيد تا با انجام كارهاى مورد علاقه و پذيرش او ، بيشتر مورد علاقه و احترام قرار گيريد. اين موضوع در مورد شريك زندگى شما نيز صدق مى كند. وقتى همسرتان را آنطور كه هست مى پذيريد، او درمورد خود و زندگيش احساس بهترى پيدا مى كند. اين بدان معنا است كه شما نيز از طرف او پذيرفته شده ايد.هرگز تلاش نكنيد رفتار او را به ميل خودتان تغيير دهيد.اين كار به معنى اين است كه او را نپذيرفته ايد و قدر او وزندگى مشتركتان را نمى دانيد. به خاطر داشته باشيداو درخانواده اى ديگر با ارزش ها و خصويات خاص آن پرورش يافته است. دراين شرايط او مى داند همسر ايده آل شما نيست. اين احساس دشمن زندگى وكشنده عشق و علاقه است. متقابلاً همسر شما نيز سعى مى كند براى حفظ خود مقابله به مثل كند. در اين زمان رفتار او نسبت به شما تغيير مى كند بدانيد هر طورى كه رفتار كنيد، همانگونه با شما رفتار مى شود. اگر مى خواهيد در زندگيتان عشق و محبت حكمفرما باشد، اين احساس را به همسرتان هديه كنيد . دوست داشتن او كافى نيست بايد اين موضوع را بداند. به روابط خود وهمسرتان توجه كنيد. چگونه با او رفتار مى كنيد؟ آيا شما او را همانطور كه هست پذيرفته ايد؟ عدم درك همسرتان باعث مى شود اونسبت به شما واكنش نشان دهد و در نتيجه شما ناراحت مى شويد و واكنش شديدترى از خود نشان مى دهيد. به اين ترتيب مشاجره و سپس مقاومت آغاز و درنهايت بى اعتنايى جايگزين عشق وعلاقه مى شود. براى جلوگيرى از بروز اين حالت و يا خاتمه دادن به آن، از انتقاد خوددارى كنيد. انتظار غيرمنطقى ازهمسرتان نداشته باشيد.اگر قصد داريد رفتار يا كردار او راتغيير دهيد، بدانيد انتخاب روش صحيح و برنامه ريزى دراز مدت ، بسيار مؤثر است. زنان بايد درست مانند زمانى كه ماه ها در انتظار توليد نوزادشان بوده اند، صبر وحوصله پيشه كنند زيرا كليد موفقيت ، صبر و بردبارى است. پس به خاطر داشته باشيد براى بهبود روابط خانوادگى ،همسرتان را همانطور كه هست بپذيريد و در برابر رفتار او مقاومت غير منطقى نكنيد. در صورت بروز كدورت ، ببينيد چگونه به همسرتان صدمه رسانده ايد و كدام عمل يا رفتار شما سبب شده است او حالت تدافعى به خود بگيرد. روابطتان را با همسرتان بهبود بخشيد. به او عشق بورزيد و مطمئن باشيد او اين عشق و علاقه را درك مى كند. پس از چند سال زندگى مشترك، وقتى به گذشته بر مى گردم، به ياد مى آورم روزهايى را كه چقدر بعضى از عادات همسرم مرا آزار مى داد. اكنون كه بيش از ۱۵ سال از زندگى مشترك ما مى گذرد، اين عادات كمرنگ تر و يا محو شده اند. خود من نيز بسيار تغيير كرده ام در حال حاضر ، عادات مشترك وخواسته هاى همسانى داريم . ما به عنوان يك زوج خوشبخت الگو وسرمشق زوج هاى جوان هستيم.
|
|
|
|