شنبه ۱۸ تير ۱۳۸۴ -
Sat, Jul 9, 2005
ويژه ۱
۳۱۸۶
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
يادداشت
اسوه
يادداشت
فاطمه پاره تن من است
شاپورى
گروهى عجيب مى دانند قول آنانكه مى گويند دختر پيامبرشان ( عليها السلام ) به شهادت رسيده . آن هم چگونه ؟ به دست اصحاب پيامبرشان ! يعنى به دست افرادى آشنا به شدت محبت پيامبر (صلى الله عليه و آله وسلم) به دخترشان (سلام الله عليها) ؛ و عالم به مقام آن حضرت نزد پدرشان !
به گواهى تاريخ - چه شيعه و چه سنى - پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم بارها و بارها مقام دخترشان (سلام الله عليها) را به اصحاب گوشزد كرده اند :
فاطمه بضعه منى فمن اغضبها اغضبنى . (صحيح بخارى ‎/ ج ۵ ‎/ ص ۳۶)
«فاطمه پاره تن من است . هر كس اورا خشم آورد ، مرا به خشم آورده»
خير نسائكم ، فاطمه بنت محمد . (خطيب بغدادى ‎/ تاريخ بغداد ‎/ ج ۴ ‎/ ص ۳۹۲)
«بهترين زنان ، فاطمه ( سلام الله عليها ) دختر محمد صلى الله عليه وآله وسلم است»
فاطمه بهجه قلبى. ( خوارزمى ‎/ مقتل الحسين ‎/ ج۱ ‎/ ص ۵۹ )
«فاطمه مايه سرور قلب من است»
هر چند كه اين قبيل سخنان فراوان است، اما اگر فرض كنيم كه تمام اين سخنان پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) از ياد ها رفته باشد، بايد بدانيم كه اصحاب پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) جماعتى معتقد به قرآن بودند و آن را تلاوت مى نمودند و حتى برخى از اصحاب حافظ قرآن بودند و آن را از بر داشتند. و قرآن حاوى آياتى است كه آن هم اشاره به شأن حضرت زهرا سلام الله عليها دارد.
به عنوان نمونه در آيه ۳۳ سوره احزاب فرموده : «انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا»
«همانا كه خداوند منحصرا خواسته تا هرگونه پليدى و ناپاكى را از شما اهل بيت دور كند و شمارا مطهركند»
طهارتى كه منحصر در اهل بيت شده، مقامى ممتاز براى آن بيان مى كند و به تصديق تمام مفسرين شيعه و سنى، فاطمه صديقه سلام الله عليها از جمله اهل بيت است .
پس چگونه است كه حدود ۲ ماه بعد از شهادت پيامبرى ، امت آن پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) دست به چنين عملى بزنند و فرزند پيامبرشان را به شهادت رسانند ! ؟
و آن هم نه يك فرزند عادى كه تنها قداستشان، انتساب ايشان به پدرشان است؛ بلكه بانويى بزرگوار و معصوم از هر لغزش، سرور و سيده زنان عالم!
بايد بدانيم كه اين سكه روى ديگرى هم مى تواند داشته باشد. نمونه هايى در تاريخ صدر اسلام وجود دارد كه نشان مى دهد برخى از اطرافيان پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم مطيع اوامر الهى نبوده اند و اهداف ديگرى را دنبال مى كردند . اگر پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) مقام دختر گراميشان را به مردم نمايانده بودند، به مراتب بر جانشينى على ابن ابيطالب عليه السلام بيشتر تأكيد فرموده بودند . رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) از همان اوايل دوران نبوت خويش، در هر فرصتى به نحوى اميرالمونين عليه السلام را به مسلمانان معرفى فرمودند و جايگاه ايشان را به مردم نشان دادند. وغدير ، اوج اين سرى اقدامات بود. در اجتماعى كه آن را حدود يكصدو بيست هزار نفر نقل كرده اند، در مراسمى كه ۳ روز به طول انجاميد، پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله وسلم با سخنان قاطع و شيوا اميرالمونين على عليه السلام را به عنوان جانشين خود معرفى كردند و به اين حد راضى نشدند، بلكه به امر حضرت تمام مردم با جانشين تعيين شده از جانب خداوند ، بيعت كردند و ايشان را اميرالمومنين (عليه السلام ) خطاب كردند.
شگفتا كه اين امر حدود ۲ ماه قبل از شهادت پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم اتفاق مى افتاد و حتى بعد از اين ماجرا ، در همين ۲ ماه باقى مانده هم پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) براى بهتر محقق شدن اين حكم الهى تدابيرى انديشيدند و تا لحظات آخر در اين راه كوشيدند. اما چنان اين دستور زير پا نهاده شد كه باورش سخت است. آرى! حوادثى كه پس از رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) يكى پس از ديگرى به وقوع پيوست، حوادثى عجيب است. اما بايد قبول كرد كه اين حوادث رخ داده است. نمى توان به صرف عجيب بودن تاريخ، بر روى حقايق خط كشيد. اما مى توان با دقت بيشتر اين حوادث را تحليل كرد. نمونه هاى فراوانى كه پس از شهادت پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم ما را به شگفتى وا مى دارد تنها با اين حقيقت قابل باور است كه عده اى از اطرافيان پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)، به طمع دنيا به اسلام روى آوردند و سالها اطراف ايشان به هدف ديگرى گشتند ، نقشه ريختند، توطئه كردند و هم پيمان شدند تا به مقام و قدرت برسند و در راه رسيدن به هدفشان از هيچ اقدامى نگذشتند، چرا كه سالها از عمر خود را به پاى آن صرف كرده بودند. و شهادت دختر پيامبر (عليهما السلام)، از اين دست اقدامات بود . پافشارى بر عهد و تلاش براى رسيدن به آرزوى ديرينه، آنچنان انسان را كور مى كند كه ديگر هيچ عملى از او بعيد نخواهد بود. پس ديگر تعجب جايى ندارد. در اين فضا هيچ حرفى و هيچ عملى عجيب نيست، حتى عملى به بزرگى شهادت سرور زنان عالم سلام الله عليها.
اسوه
صلى الله عليك
يا فاطمه الزهرا
ماه در چاه
هزارها ستاره در دامن شب آرميده بودند.
سكوت شب بر تمام فضابال گسترده بود و ماه، به آبى آب در ته چاه جا گرفته بود.
برگ درختان نخل، تشنه از آفتاب روز، در انتظار شبنم سحرگاهى آغوش گشوده بودند.
شبست و دوباره غمى جانفزا
راه نفس را بر نسيم سخت مى بندد.
غبار غربت بر شن هاى تفتيده نخلستان، خاك مرگ پاشيده بود.
سايه اى خميده ميان نخل ها به دنبال تاريكى مى گشت تا ناپديد شود.
حزنى گلوگير، سرود ماتم مى شود و شانه هايش را به لرزه در مى آورد.
آرام مى نشست. تنها يار روزهاى بى كسى اش- زانوانش - را به آغوش مى گرفت و سر به آسمان درد دل مى گفت.
و چه سخت مى گذشت بر قامت استاده نخل ها، كه ايستاده باشند و على عليه السلام نشسته باشد. چه ناگوار بود بر آسمان كه ساكت باشد و على(ع) ناآرام.
چقدر تنهايى از او خجالت مى كشيد، زيرا كه على از او هم تنهاتر بود.
يا اميرالمؤمنين!
مگر روزگارى آفتاب براى نمازت، راه خود را گم نكرده بود؟
پس اينك تو را با ماه در ته چاه چه كار است؟
مگر روزگارى پايت به دوش مبارك پيامبر(ص) طلايه دار بت شكنى نبود؟
واى كه خاطرات بر دوش بردن تابوت همسرت با تو چه مى كند.
مگر يل غران روزها نبودى؟
پس چرا شبگرد خموش باغ ها شده اى؟
مگر مكبر معراج نبودى؟
پس باز گو چرا كسى به جماعتت قامت نمى بندد؟
مگر به خانه گوش شنوايى ندارى كه درد روزها را به چاه ها هديه مى كنى؟
گفته بودند كه همسرت تنها تكيه گاه توست. پس چرا به نخل هاى خشكيده تكيه كرده اى؟
صداى پاى كودكانه اى آرام از على باز مى گيرد.
ماه از صورت طفلى گريان، رنگ مى گيرد و قطره هاى اشك را به رخ آسمان مى كشد.
طنين ناز و آسمانى معصومانه اى، پدر را مى خواند:
«بابا! زودتر به خانه بيا. خواهرم از خواب بيدار شده و سراغ مادر را گرفته است...»
ظهيرالدين
معرفى كتاب
تاريخ اميران سوران
كتاب حاضر بيان تاريخچه اى از سلسله ايران سوران از ابتدا كه كلوس يكى از بزرگان كرد آن را تأسيس كرد تا انتهاى آن است. اين كتاب كه تأليف داماو (حسين حزنى) مكريانى است و رضا خيرى مطلق آن را ترجمه كرده در شش فصل تهيه شده است. فصل اول تاريخ اميران سوران از كلوس تا ميرعلى بيگ و فصل دوم از مصطفى بيگ تا ميرمحمد بزرگ ۱۲۲۹ - ۱۰۳۲ ق را دربرمى گيرند. فصل سوم به تاريخ ميرمحمدامير منصور پسر مصطفى بيگ اشاره دارد. فصل چهارم ذكر تاريخچه اميراحمد پسر مصطفى بيگ است و فصول بعدى به بخشداران ترك رواندز و حكومت معاون حاكم سياسى انگليس در رواندز اختصاص دارد. اين كتاب در مركز اسناد و خدمات پژوهشى ترجمه شده و مركز چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه كار انتشار آن را برعهده داشته است. اين كتاب با بهاى ۱۴۰۰ تومان در ويترين كتابفروشى ها قرار دارد.
غنچه ها در آينه
كتاب «غنچه ها در آينه» حاوى هزار بيت شعر با مضمون دفاع مقدس است كه به شيوه مشاعره تنظيم شده اند. اين كتاب به كوشش سيميندخت وحيدى فراهم آمده و درآن مى توان اشعارى از شعراى معاصر همچون مهدى اخوان ثالث، سيمين بهبهانى، تيمور ترنج، مهدى خازن، فاطمه راكعى، حميد سبزوارى، حميدرضا شكارسرى، مشفق كاشانى، عبدالجبار كاكايى، سپيده كاشانى، سيميندخت وحيدى و ... مطالعه كرد.
كتاب حاضر با بهاى ۱۲۰۰ تومان در روابط عمومى و انتشارات نيروى مقاومت بسيج منتشر شده است.
ايالت فارس و قدرتهاى خارجى
(از مشروطيت تا سلطنت رضاشاه)
اين كتاب كه با تلاش منصور نصيرى طيبى در مركز اسناد و خدمات پژوهشى فراهم آمده است، به ذكر گوشه اى از تاريخ ايران از مشروطيت تا سلطنت رضاشاه مى پردازد. در اين دوره قدرت هاى خارجى با توجه به كاهش اقتدار حكومت مركزى در ايالات و موقعيت ايران، براى تأمين منافع خويش سعى كردند بيشترين بهره را ببرند بنابراين با امضاى قرارداد ۱۹۰۷ و تقسيم ايران به سه منطقه و سپس با قرارداد ۱۹۱۵ و حذف منطقه بى طرف، شمال ايران زير نفوذ انگليس درآمد. در اين كتاب نفوذ قدرت هاى خارجى در ايالت فارس و پيامدهاى قراردادهاى فيمابين ايران و انگليس بررسى شده است.
كتاب ايالت فارس و قدرتهاى خارجى در مركز چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه به چاپ رسيده و با بهاى ۱۴۰۰ تومان در اختيار علاقه مندان است.
بين دنيا و بهشت
محمدتقى طاهرزاده، شهريور ۴۹ در اصفهان چشم به جهان گشود و در تيرماه ۱۳۶۷ در شلمچه دچار موج گرفتگى شد و حدود يك ماه بعد به عالم بيهوشى رفت. دوران بيهوشى اين جانباز، هجده سال به طول انجاميد. در طول اين مدت پرستارى عاشقانه پدر وى ستودنى بود. محمدتقى طاهرزاده سرانجام ارديبهشت ماه ۱۳۸۴ به كاروان شهداى دفاع مقدس پيوست. كتاب حاضر شامل بخشى از خاطرات پدر از فرزند شهيدش است. كتاب بين دنيا و بهشت در نشر شاهد به چاپ رسيده و با بهاى ۵۵۰ تومان در اختيار علاقه مندان است.
رودن و ميكلانژ: پژوهشى
در تأثيرگذاريهاى هنرمندانه
رودن از جمله هنرمندانى است كه در زمان حيات خود نيز يكى از مشهورترين هنرمندان جهان به شمار مى رفت. او قوانين حاكم بر پيكرتراشى زمان خود را دگرگون و قواعد جديدى براى آن وضع كرد. رودن را مى توان سرآمدترين شاگرد ميكلانژ دانست. شاگردى كه ۲۷۶ سال پس از مرگ استاد به دنيا آمد ولى چنان عاشقانه در مكتب ميكلانژ به هنر آموزى مشغول شد كه از آن پس همواره نام رودن و ميكلانژ در كنار هم برده مى شود.
سيدبرهان مقدس فاضلى با توجه به اهميت تأثيرپذيرى ها در روند رشد و كاركرد اجتماعى هنر، با تمركز روى تأثيرپذيرى و تأثيرگذارى رودن و ميكلانژ، به بررسى آثار اين دو هنرمند مى پردازد. كتاب «رودن و ميكلانژ»: پژوهشى در تأثيرگذاريهاى هنرمندانه» در انتشارات ماهرنگ به چاپ رسيده و با بهاى ۸۴۰۰ تومان روانه بازار نشر شده است.
جلوه هاى جهانى
مهاجرت هاى تاريخى ايرانيان
عبدالرفيع حقيقت، محقق، مورخ و شاعرى است كه تاكنون بيش از ۸۵ كتاب مستقل به چاپ رسانده است. جديدترين كتابى كه از وى منتشر شده «جلوه هاى جهانى مهاجرت هاى تاريخى ايرانيان» است كه به ذكر تاريخچه مهاجرت در بين اقوام ايرانى مى پردازد. عبدالرفيع حقيقت كتاب خود را با آغاز حمله اعراب به ايران شروع كرده و آن را با مهاجرت هاى اخير ايرانيان به ديگر كشورهاى دنيا به اتمام رسانده است. وى در خلال بيان تاريخچه اى از ايران و مهاجرت هاى اقوام آن به اين مسأله نيز اشاره كرده است كه تأثير اين مهاجرت ها بر ساير جنبه هاى زندگى ايرانيان از جمله ادبيات و هنر آنان چگونه بوده است. كتاب جلوه هاى جهانى مهاجرت هاى تاريخى ايرانيان در انتشارات كومش به چاپ رسيده و با بهاى هفت هزارتومان در اختيار علاقه مندان است.
آنتى بيوتيك هاى طبيعى يا پپتيدهاى ضدميكروبى و كاربرد بالينى آنها
اين كتاب آنتى بيوتيك هاى طبيعى يا پپتيدهاى ضدميكروبى را با ديد كاملاً علمى مورد بررسى قرار داده است. مؤلف كتاب دكتر قاسم آهنگرى در اين اثر با تكيه بر تجربيات خود به تشريح ساختار ژنتيكى، پپتيدى، عملكرد و كاربرد بالينى آن به عنوان يكى از دستاوردهاى نوين دانش بشرى پرداخته است. فناورى مطرح شده در اين كتاب مى تواند در آينده اى نزديك راهگشاى درمان بيمارى هاى عفونى مقاوم به آنتى بيوتيك هاى مرسوم بوده و راه را براى خدمت به بيماران نيازمند باز كند. اين كتاب در انتشارات خلوص به چاپ رسيده و با بهاى ۲۲۰۰ تومان در اختيار علاقه مندان است.
تاريخ روابط ايران و مصر
ايران و مصر دو كشور قدرتمند تاريخ باستان جهان هستند كه هر دو به لحاظ جغرافيايى در دو گذرگاه استراتژيك واقع شده اند. در ايام باستان اين مسأله قدرت فراوانى به اين دو كشور بخشيده بود. در عصر جديد نيز ايران و مصر در دو سوى منطقه خاورميانه واقع شده اند و دو كشور مهم و دو قدرت منطقه اى به شمار مى روند كه ويژگى هاى چندى آن دو را همسان كرده است.
كتاب حاضر كه در مركز اسناد و خدمات پژوهشى فراهم آمده، شامل بررسى تحليلى و توصيفى حسين عليزاده از تاريخچه روابط دو كشور به عنوان قدرت هاى منطقه اى خاورميانه است. اين كتاب در مركز چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه به بهاى ۲۲۰۰ تومان منتشر شده و در ويترين كتابفروشى ها قرار دارد.
فخرالدين حجازى
به روايت اسناد ساواك
فخرالدين حجازى از جمله مردان مبارز و مخالف رژيم پهلوى بود. او سال ۱۳۰۸ در سبزوار به دنيا آمد و از سالهاى ابتدايى جوانى خود به فعاليت عليه رژيم شاه پرداخت و اندكى بعد به يكى از سخنرانان انقلابى حسينيه ارشاد تبديل شد. وى تا اواخر آبان ۱۳۴۷ در اين مركز سخنرانى مى كرد اما پس از آن در پى اختلافى كه با هيأت امناى اين حسينيه پيدا كرد، از ادامه برنامه در آن مكان بازماند.
او از يك سال پيش در آن نيز تحت نظر و مراقبت ساواك بود. سخنرانى او در عاشوراى ۱۳۵۱ موجب دستگيرى او شد. وى كتابهاى بسيارى نيز به رشته تحرير درآورده است.
كتاب فخرالدين حجازى به روايت اسناد ساواك در مركز بررسى اسناد تاريخى وزارت اطلاعات با بهاى سه هزارتومان به چاپ رسيده و در اختيار علاقه مندان است.
شهادت مظلومانه
پاره تن رسول خدا
حضرت فاطمه زهرا(س)
تسليت باد
219288.jpg
به مناسبت سالروزشهادت مظلومانه حضرت فاطمه زهرا(س)
فرياد مظلوميت

زندگى بانوى بزرگ اسلام با آن كه در جوانى به خزان گراييد، درهمان دوران كوتاه، درس هاى فراوانى براى پيروان حضرتش به جا گذاشت. يكى از اين آموزه ها كه سراسر عمر پربركت فاطمه مرضيه (س) يكصدا و همسو آن را فرياد مى كرد «اهتمام و جديت نسبت به دين» بوده است.
مظلوميت با همه بخش هاى زندگى صديقه طاهره پيوند خورد، به ويژه حوادث دوران پس از رحلت پيامبر اكرم(ص) كه همچو تندبادى بر آن «ياس نبى» وزيد و منجر به شهادت دردناك و غم آور آن «ريحانه رسول» گرديد، اما همين مظلوميت هاى پيوسته نيز همگى يك جهت را نشان مى دهد و آن «سوى دين دارى و پايدارى به پاى دين اصيل» است.
- ولادت حضرت فاطمه (س) با انزواى مادربزرگوارش ازسوى زنان قريش همراه شد. آنان به دليل ازدواج حضرت خديجه (س) با پيامبر اسلام عليه السلام با وى قطع رابطه كردند و حاضر نشدند در لحظات دشوار وضع حمل به يارى او بشتابند. بدين شكل زهراى اطهر(س) در فضايى آكنده از مظلوميت متولدشد. اما پيام اين مظلوميت چيزى نبود جز «دفاع از دين خدا و حمايت از رسول خدا محمد(ص)»
- كودكى فاطمه مرضيه (س) با دوره نخست تبليغ دين درمكه توأم گرديد. مشاهده پدر كه به ضرب سنگباران زخمى شده يا شكمبه شتر بر سر و روى مباركش ريخته اند بخشى از سهم كودكى فاطمه (س) در رسالت دشوار رسول خدا محمد (ص) بود.
اوج اين سختى، در سه ساله محاصره در شعب ابى طالب(ع) به وقوع پيوست. تلخكامى هايى كه با مرگ مادر عزيزش، تلخ تر شد. پيام اين دوران نيز در پاسخ نبى اكرم عليه السلام به وعده هاى فريباى سران مكه جلوه مى نمود كه فرمود: «اگر خورشيد را در دست راست من و ماه را در دست چپم قراردهيد تا امر رسالت الهى را وانهم، چنين نخواهم كرد.» و اين درس بزرگ استقامت در دين بود.
- آغاز نوجوانى آن حضرت در مدينه با جنگ هاى پى درپى عليه مسلمانان همراه شد. عروس خانه اميرالمؤمنين عليه السلام در غياب همسر خود كه سردار بى بديل سپاه اسلام بود، بارسنگين كارهاى خانه و رسيدگى به فرزندان خردسال را به دوش مى كشيد. داستان دستان زهراى مرضيه (س) كه از چرخاندن آسياب سنگى زخم شده بود و چادر وصله دار حضرتش كه سلمان را به گريه انداخت، همچنين ماجراى شبهاى خانه على عليه السلام كه فرزندان كوچكش گرسنه سر بر بالين مى گذاشتند، گوشه هايى از درد و رنج نوعروس آسمانى اسلام است كه همگى به پاى نهال نورس اسلام و براى جان گرفتن درخت رسالت بود.
- عزاى غمبار سيدالشهدا عليه السلام كه بزرگترين مصيبت تاريخ بشر است، پيشاپيش خاندان نبوت را به استقبال خود برد.
براساس روايات معتبر، جبرئيل براى رسول خدا(ص) خبر از فرزندى آورد كه خداوند متعال به زهراى اطهر (س) عطاخواهدكرد و امت او را به شهادت خواهندرساند.
حضرت فاطمه (س) خواست تا اين تقدير الهى تغييريابد. اما فرشته وحى مجدداً خبرآورد كه پاداش اين امر، استمرار امامت در نسل حسين عليه السلام خواهدبود.
ادامه سلسله امامت يعنى به كمال رسيدن كار همه انبياى گذشته.
سخن كه بدينجا رسيد حضرت فاطمه (س) اين بار سنگين را پذيرفت. اندوه مظلوميت حسين عليه السلام حتى پيش از ولادت، قلب و جان بانوى بزرگ اسلام را آكند و تا آخرين مراحل حيات همراه ايشان بود چنان كه در لحظات سراسر اندوه وداع آن حضرت با همسر مظلومش اميرالمؤمنين عليه السلام از آخرين وصاياى صديقه طاهر ه اين بود: «... كشته دشمنان در كنار فرات را از يادمبر.»
اين همه اندوه فقط به پاى دين و براى حفظ آن.
- گذشته از جهت گيرى كلى در زندگانى حضرت زهرا (س)، تعاليم آن بانو نيز در جهت ترويج و تشويق «اهتمام به دين» قرار داشت. امام عسگرى عليه السلام نقل مى فرمايد كه روزى خانمى خدمت حضرت زهرا (س) آمد و سؤالاتى راجع به نماز پرسيد. چون تعداد سؤالات زياد و زمان طولانى شد، زن خجالت كشيد و گفت: بس است ديگر زحمت نمى دهم.
بانوى اسلام فرمود: هرچه مى خواهى بپرس. آيا اگر كسى اجير شود كه بار سنگينى را به بام برساند و يكصدهزار دينار (طلا) اجرت دريافت كند اين كار بر او سخت مى آيد؟... من سزاوارترم كه اين كار برم گران نيايد. از پدرم رسول خدا عليه السلام شنيدم كه فرمود: دانشمندان شيعه ما در روز قيامت درحالى محشور مى شوند كه به اندازه فهم و دانش و كوشش آنان در راه ارشاد بندگان، بر قامتشان خلعت هاى كرامت و بزرگوارى افكنده مى شود.
اين نحوه برخورد بانوى بزرگ اسلام، نوعى ارائه الگوى عملى به پيروانش در جهت اهميت دادن به فهم و پرسشگرى دين وفرهنگسازى دراين زمينه است.
در موردى ديگر حضرت زهرا (س) به خانمى حجت و استدلالى آموخت تا در بحث بر مبلغ معاندى پيروز شود.
زمانى كه آن زن پس از غلبه بر مخالف، ابراز شادى زيادى نمود، حضرت به او فرمودند: شادى فرشتگان به واسطه غلبه تو بر آن زن بيش از سرور تو است و غصه شيطان و عوامل او به واسطه حزن آن زن معاند، بيش از غصه خود او است.
- ماجراهايى كه پس از رحلت رسول خدا (ص) بر فاطمه مرضيه (س) گذشت و شدت حزن و اندوه آن گرامى در آن دوران به وصف نمى آيد.
تعبير خود ايشان در شعر منسوب به حضرتش اين است: «مصيبت هايى بر من فروريخت كه اگر به روزها افكنده مى شد آنها را به شبهاى تاريك بدل مى نمود.»
آن بانو به موجب كلام امام صادق عليه السلام، پس از درگذشت پدر، دائماً اشكبار بود و پى در پى از شدت غصه از حال مى رفت و جسم مباركش مستمراً تراشيده مى شد. اما آن ولى و حجت الهى به همه اين اندوهها جهت الهى داد و همه را براى تقويت دين خدا و تحكيم موقعيت وصى و جانشين رسول خدا عليه السلام هزينه كرد و در كمال ماتم زدگى، مصائب خود را زمينه نهيب زدن بر مردمانى قرارداد كه غفلت و مصلحت انديشى دنيايى در خطر برگشت به جاهليت قرارشان داده بود.
اين چنين بود كه زهراى اطهر (س) در چهره بزرگترين حامى و پيشواى مظلوم خويش ظاهر شد و سند حقانيت اميرالمؤمنين عليه السلام و مظلوميت آن جناب را با خون خود مهركرد و ابديت بخشيد.
حضرت فاطمه زهرا (س) در دوران كوتاه رحلت رسول خدا عليه السلام با شهادت خويش، يكبار به مسجد نبوى پاى گذاشت و خطبه خواند چنان كه عظمت و هيبت كلام فاطمى ستونهاى مسجد و بلكه عرش الهى را به لرزه انداخت.
در شرايطى كه جو سنگين حاكم بر مدينه نفس ها را در سينه ما خفه مى كرد، دختر پيامبر عليه السلام حقايق را در چهره مسلمانان نهيب زد: اى بندگان خدا شما پرچمداران امر و نهى و حاملان دين و وحى او هستيد، شما امانتداران خدا بر خويشتن بوده و مأمور رسانيدن احكام دين او به ملل ديگر مى باشيد...
به سوى شما از ميان خودتان پيامبرى آمد كه رنج و ناراحتى شما بر او دشوار بود و بر ايمان آوردن شما حرص مى ورزيد و به مؤمنين دلسوز و مهربان بود...
219234.jpg
و هنگامى كه خداى تعالى خانه جاودانى انبيا و جايگاه برگزيدگان را براى پيغمبرش اختيارنمود كينه هاى درونى و نفاق شما ظاهر گشت و جامه دين مندرس وفرسوده شد، گمراهان خاموش به سخن درآمدند و گمنامان فرومايه دعوى نبوغ كردند. شتر باطل گرايان به صدا درآمد و در صحن خانه هايتان جولان نمود. شيطان از كمينگاه خود درحالى كه شما را به سوى خود مى خواند سركشيد و ديد كه چه زود دعوتش را پذيرفتيد...
كجا مى رويد درحالى كه كتاب خدا پيش روى شما است. كتابى كه مطالب و امورش هويدا و احكامش درخشان و نشانه هايش روشن و نواهيش آشكار و اوامرش واضح است و شما آن را پشت سر خود انداخته ايد؟ آيا قصد اعراض از قرآن را داريد و يا به غير قرآن مى خواهيد داورى كنيد و حكم غير قرآن براى ستمكاران چه بد جزايى است! و هركه جز اسلام دين ديگرى اختياركند از او پذيرفته نشود و در قيامت جزو زيانكاران خواهدبود. همه هستى و لحظه لحظه عمر حضرت فاطمه مرضيه (س) يك بانگ را تكرار مى كرد. فرياد اعتنا و توجه به دين خدا، آنچنان كه خداوند خود خواسته و بدان امر فرموده: «فرياد بيدار باش به مسلمانان كه خط اصيل دين را گم نكنند» و اين نهيب ها در دوران پررنج پس از پيامبر عليه السلام تا لحظه شهادت بانوى اسلام، به شكل فريادهاى اعلام مظلوميت على اميرالمؤمنين عليه السلام و يادآورى حق پايمال شده او كه نشانه زيرپانهادن دين خدا بود، درآمد.
باشد كه ما به عنوان شيعيان فاطمه زهرا (س) و عزاداران مصائب او اين پيام را دريابيم. به دين خدا اهتمام ورزيم و بكوشيم تا خط ولايت علوى عليه السلام را گم نكنيم.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |