|
|
|
نگاهى به وضعيت مديران زن در جامعه
|
|
|
|
زنان حادثه جو
|
|
|
|
|
پيش دبستانى ها خستگى ناپذيرند
مترجم: ليلا كاظمى همه مى دانيم كه پيش دبستانى ها بسيار فعال بوده و مدام توجهشان از چيزى به چيز ديگر جلب مى شود. اكنون راههايى براى كنترل خرگوش كوچولويتان بياموزيد. ساموئل يك كودك دو ساله است مادر او مى گويد: او گاهى با تاب بازى مى كند و درست بعد از آن از من مى خواهد با توپش با او بازى كنم و باز دوباره مى خواهد تاب بازى كند و اين واقعاً خسته كننده است. پيش دبستانى ها معروف به اين هستند كه مدام از شاخه اى به شاخه ديگر مى پرند و همانگونه كه اينكار آنها براى والدين خسته كننده است براى خود آنها بخشى از روند يادگيرى و همچنين انعكاس كنجكاوى آنها نسبت به دنيا است. كودكان اين سنين مى خواهند همه كار و همه چيز را انجام دهند اما با كمك شما تمركز بيشترى خواهندداشت. * مسؤوليتهاى پايان ناپذير آخرين بارى كه در حال گرسنگى خوراكى را انتخاب كرده ايد به ياد بياوريد. شما غذاهاى لذيذى در اختيار داشته ايد، غذا، شيرينى و... اما شما توانستيد به راحتى از بين آنها انتخاب كنيد اما كودكان اينگونه نيستند. آنها همه چيز مثلاً سه چرخه، ساختمان سازى و مدادشمعى را ديده و بغض مى كنند. دكتر لارنس اى شاربيون مى گويد: كودكان نمى توانند انتخاب كنند. آنها از عمل متقابل در محيط اطرافشان بهتر مى آموزند. دكتر جنت بنسول، پروفسور روانشناس در دانشگاه دنور مى گويد: دامنه اى از تجارب به شكل گيرى ارتباطات عصبى در مغز كمك مى كنند و كودكان مدام به دنبال اطلاعات جديد هستند و به اين دليل است كه توجه او به هر كار يا چيزى به سرعت از بين مى رود. از كودك خود انتظار نداشته باشيد بيش از ده يا پانزده دقيقه به چيزى توجه كند. * فعاليتهاى متمركز در حاليكه اشتياق كودكتان را براى هر چيز تشويق مى كنيد بهتر است به او كمك كنيد كه اين روند كمى كند شود. اين كار فرصت بيشترى به او داده و در طولانى مدت به تمركز او در مدرسه كمك خواهدكرد. پس اگر توجه كودكتان مدام از چيزى به چيز ديگر جلب مى شود راهكارهاى زير را به كار ببريد: ۱- تنوع چيزهاى جلب توجه كننده را كم كنيد: تعداد محدودى از چيزهاى مورد علاقه اش را در آن واحد در اختيارش بگذاريد. حتى اين چيزها را گاهى نوبتى كنيد. بدين صورت تازگى اشيا برايش از بين نمى رود. ۲ - اسباب بازيهاى متناسب با سنش را برايش تهيه كنيد. هر اسباب بازى كه با سن او تناسب نداشته باشد به سرعت آن را كنار مى گذارد. بتى روس از كاروليناى شمالى مى گويد: ما براى پسر سه ساله مان نيكولاس يك ماشين الكتريكى خريديم. او ساعتها در آن مى نشست اما معنى راندن و گذاشتن پا روى پدال را نمى دانست. حتى اگر دفترچه راهنماى يك اسباب بازى مى گويد كه اين اسباب بازى مناسب پيش دبستانى ها است به آن اكتفا نكرده و به عقل و تجربه خود رجوع كنيد. ۳ - چيزهاى تحرك آور را از او دور كنيد. دكتر لورى اوا، روانشناس اطفال در مركز مطالعه كودكان مى گويد چيزهاى تحرك آور مى تواند بعدها نامطلوب و مشكلاتى را ايجاد كند.
|
|
|
|
|
نگاهى به وضعيت مديران زن در جامعه
سهم زنان درمديريت
|
|
|
ايوب جمشيدى زنان به عنوان نيمى از جمعيت فعال كشور تنها ۱۲ درصد از فعاليت اقتصادى جامعه را برعهده دارند. اين سهم اندك طى ۴۰ سال گذشته حدود ۱۰ درصد بوده است. اين وضعيت به گونه اى پيش رفته كه به گفته كارشناسان تعداد زنان شاغل در ۲۰ سال اخير تغيير نكرده است تا سهم آنان از تعداد بيكاران كشور دو برابر سهم آنان در كل اشتغال كشور باشد. يك بررسى آمارى نشان مى دهد درصد شاغلان زن نسبت به كل شاغلان ۹/۴ درصد است. در اين بررسى مشخص شده كه زنان شاغل در بخش عمومى نسبت به كل زنان با رقم ۳۹/۵ درصد، در صدر قرار دارند. اين در حالى است كه سهم زنان شاغل در گروه مديران عالى رتبه به كل زنان شاغل در بخش عمومى تنها ۴/۹ درصد است. داده هاى مورد نظر به اين نكته اشاره مى كنند كه درصد شاغلان زن كارفرما و كاركنان مستقل در بخش خصوصى نسبت به كل زنان شاغل در بخش خصوصى ۳۷/۱ درصد و درصد شاغلان زن در تعاون به كل زنان شاغل تنها ۴/۹ درصد است. نتايج اين تحقيقات در مورد سهم مديريتى زنان در بخش تعاونى باز هم به ارقامى اشاره مى كند كه چندان اميدوار كننده نيست. اين رقم تنها ۱/۱۸ درصد را شامل مى شود. داده هاى مورد نظر در حالى بر سهم اندك زنان در بخش هاى مديريتى جامعه تأكيد مى كنند كه همين تعداد اندك نيز در محيط هاى كارى خويش با مشكلاتى مواجه اند. كارشناسان در بررسى اين مشكلات با توجه به ساختار مردانه اى كه به بيشتر محيط هاى كار حاكم است به دو دسته از مواضع اجتماعى و شخصيتى در اين مورد اشاره مى كنند. سهيلا پور مقدم كارشناس مسائل اجتماعى در توضيح اين دو بخش مى گويد: «در بخش اجتماعى ما با مشكلاتى نظير بى اعتمادى به عملكرد مديران زن مواجه ايم. به اين معنى كه زنان از ابتدا در كارهايى مورد استفاده قرار مى گيرند كه امكان پيشرفت در آن وجود ندارد. دومين مشكل مربوط به مسائل شخصيتى است. از اين زاويه زنان نمى توانند شبكه ارتباطى مناسبى با اطرافيان خود در محل كار ايجاد كنند به نحوى كه از طريق اين شبكه بتوانند خود را در فعاليت شغلى بالا كشيده، به موفقيت هاى بالاترى دست يابند.» وى در توضيح اين بخش مى افزايد: «اين امر نه به معناى ناتوانى زنان در ايجاد ارتباط است و نه به معناى بى توجهى همكاران مرد به آن ها. مسلماً مردم با كسانى ارتباط برقرار مى كنند كه فاكتورهاى مشتركى با آنها داشته باشند و چون جنسيت فاكتور اول در اين زمينه به شمار مى آيد، امكان ارتباط با مديران زن خود به خود كاهش پيدا مى كند.» اين كارشناس مسائل اجتماعى ادامه مى دهد: «اين ارتباط همان عاملى است كه در موفقيت بسيارى از مديران مرد نقش اساسى ايفا مى كند. براى مثال يك كارمند يا معاون مرد به راحتى براى صرف ناهار با رئيس خود بيرون مى رود، در حالى كه زنان در روابط اجتماعى خود محدوديت هايى داشته و قادر به برقرارى ارتباط به اين شكل نيستند.» «پور مقدم» در توضيح عوامل شخصيتى به تصور نادرست زنان از شگردهاى مديريتى اشاره كرده و مى افزايد: «اكثر مديران زن تصور مى كنند كه در نقش يك مدير بايد رفتارى مردانه از خود نشان دهند. اين در حالى است كه نتايج تحقيقات نشان داده كه هرچه مديران خشن مرد در محيط كارى خود ستايش مى شوند، مديران خشن زن بيشتر طرد مى شوند. همين دوگانگى، اعتماد به نفس اكثر زنان را گرفته است.» با اين حال همه مشكلات مديران زن و ميزان موفقيت يا عدم موفقيت آنها به اين نكات محدود نمى شوند. كمبود فرصت شغلى مناسب براى مديران زن در جامعه يكى ديگر از موضوعاتى است كه زنان مدير را با تنگنا مواجه كرده است. اين وضعيت به گونه اى است كه در حال حاضر شمار مديران مرد در كشور ما ۳۵ برابر مديران زن افزايش يافته است. «هايده قره ياضى» مدير پژوهشى مركز امور مشاركت زنان در اين مورد مى گويد: «حاكميت نگاه مرد سالارانه، تفكر غالب نسبت به توانايى مرد در برابر زن، تصورى كه زنان به لحاظ مسؤوليت هاى خانوادگى و خانه دارى دارند و همچنين عدم خودباورى زنان باعث كمرنگ شدن حضور آنها در عرصه هاى مديريتى شده است.» وى مى افزايد: پژوهش ها نشان مى دهد كه جامعه آينده نيازمند استفاده بيشتر و كارآمدتر از نيروى بالقوه زنان در مديريت است.» وى براى تأييد گفته هاى خويش به ذكر آمارى پرداخته و مى گويد: «نتايج تحقيقات انجام شده طى سال هاى ۷۵ تا ۸۰ نشان مى دهد كه تعداد مديران زن با ۱۰/۳۲ درصد رشد سالانه از ۷۲۶ نفر به يك هزار و ۱۸۶ نفر افزايش يافته كه از اين تعداد ۶۸ درصد در سطح مديريت عالى، ۲۴/۸۸ درصد در سطح ميانى و ۷۶/۴۴ درصد در سطح مديريت پايه هستند.» «قره ياضى» در ادامه با بيان اين كه در سال ۸۰ زنان ۲۸ درصد از مديريت كشور را برعهده داشته اند، مى گويد: «براساس آمار موجود و تحقيقات انجام شده مديران زن در وزارتخانه هاى بهداشت، امور اقتصادى و دارايى، علوم تحقيقات و فناورى به ترتيب با ،۳۰۴ ۲۲۹ و ۱۰۴ بالاترين حضور را در سمت هاى مديريت ميانى داشته اند. به نظر مى رسد كه يكى از جدى ترين مشكلات مديران زن در جامعه كه اتفاقاً باعث كمرنگ تر شدن نقش اجتماعى آنها در حوزه فعاليت هاى شغلى و بالطبع حضور كمرنگ آنها در حوزه هاى مديريتى مى شود، مشكلات فرهنگى است. در اين بخش ما با جامعه اى روبه روييم كه در آن برخى مديران زن، فقط و فقط به خاطر مشكلات خانوادگى ناشى از شغل خويش از ادامه كار در پست مديريتى سرباز مى زنند. محققان در توصيف چنين مشكلاتى يك فرضيه در نظر گرفته اند اين فرضيه چنين مى گويد: «مسؤوليت هاى خانوادگى عامل عدم ارتقاى زنان به سطوح مديريتى است.» اين فرض از چند شاخص برخوردار است: «ارزش وابستگى به خانواده»، «طرز تفكر همسر» و «رسيدگى به امور فرزندان». محققان احساسى بودن زنان را به عنوان يكى از دلايل عدم توفيق آنها در رده هاى مديريتى، رد مى كنند. تحقيقات به عمل آمده نشان مى دهد كه پاسخ دهندگان به چنين پرسشى با رد اين فرض ميزان استفاده مديران زن از مشورت ديگران را با مديران مرد، همانند عنوان كرده اند. به اين ترتيب كاركرد مديران زن، با ويژگى هاى مدير مطلوب منطبق بوده و يا بسيار نزديك اعلام شده است. با اين حال شرايط فرهنگى حاكم بر جامعه همچنان علايقى را در سطح جامعه به نمايش مى گذارد كه مانع ارزش گذارى واقعى فعاليت مديران زن در جامعه مى شود. باور غلط به برتر بودن جنس مذكر نسبت به مؤنث از جهت قدرت مديريتى، گرايش به مردسالارى در انتصاب مديران، باور به اين كه زنان در موضع تصميم گيرى محتاطانه تر عمل مى كنند، باور به عاطفى تر و احساسى تر بودن و... از باورهايى است كه در اين زمينه تأثير مى گذارند. اين در حالى است كه مى توان از نگاهى ديگر نيز به فعاليت جدى اين قشر فعال جامعه نيز نگاه كرد. اين نگاه آن سوى نقطه فعاليت مديران زنان را نشان مى دهد. رويه اى كه به عمد مورد بى توجهى قرار گرفته است. در اين رويه باورهايى چون درستكارتر بودن زنان، باور به اختصاص وقت بيشتر از سوى زنان براى كار، بردبارى بيشتر در زنان و توجه بيشتر زنان به آرمان ها و ذهنيت ها خودنمايى مى كند. آيا جامعه به هر دو روى اين سكه به يك اندازه نگاه مى كند؟
|
|
|
|
|
زنان حادثه جو
زنى شجاع كه ناجى جان كلنل آمريكايى شد
منبع: اينترنت مترجم: معصومه پيروزبخت «استفان هرد» در دو مرحله به عنوان حاكم موقت و رئيس شوراى مستعمره جورجيا انتخاب شد. هرد برده اى سياهپوست داشت كه او را «مامى كيست» صدا مى زدند. قد اين زن حدود ۱۸۰سانتى متر بود بسيار قوى و شجاع بود. نوشته هاى قديمى از او به عنوان بزرگترين، بلندقدترين و با ابهت ترين زن زمان خودش ياد كرده اند «مامى كيت» يك آفريقايى اصيل و به گفته خودش دختر يكى از حكام بزرگ قبايل آفريقايى بود و به عنوان زنى قوى، مهربان و دوست وفادار كلنل هرد و خانواده اش شناخته شده بود. در ۱۴فوريه سال۱۷۷۹ در جنگى كه در كتل كريك در ۸مايلى واشنگتن در جورجيا درگرفت، استفان هرد (كسى كه بعدها حاكم جورجيا شد) و ۲۲آمريكايى ديگر زخمى شدند و دشمن آنها را به اسارت درآورد. كلنل هرد فرمانده ارتش دشمن او و ديگر اسيران را به قلعه كورن وايز واقع در شهر اگوستاى جورجيا برد. «مامى كيت» وقتى شنيد كه كلنل هرد در زندان آگوست است، تصميم گرفت كه براى نجات اربابش هر كارى كه مى تواند انجام دهد. او اسب استفان هرد را كه اسبى قوى و تندرو بود، برداشت و به طرف زندان كه ۵۰مايل با قلعه تحت فرمان هرد و محل زندگى اش فاصله داشت، حركت كرد. اين زن شجاع خارج از شهر توقف و مكان امن و مناسبى براى مخفى كردن اسب پيدا كرد. او سبد لباسى تهيه كرده و به قلعه رفت و درخواست كرد لباس سربازان انگليسى را داوطلبانه بشويد. با درخواست او خيلى زود موافقت شد چون او مى توانست لباسهاى ضخيم سربازان را به خوبى شسته و اتو كند و سربازان خوش پوش انگليسى از اين كار راضى بودند. پس ازمدتى او درخواست كرد كه لباسهاى فرمانده هرد را نيز بشويد زندانبان پاسخ داد: «او نيازى به اين كار ندارد، زيرا به زودى او را اعدام خواهيم كرد.» «كيت» درخواست خود را تكرار كرد و گفت: اجازه بدهيد او را با لباسهاى تميز به دار بياويزند. اين درخواست مورد قبول واقع شد. او اجازه پيدا كرد كه به زندان رفت و آمد كند و اين امتياز غيرعادى و ويژه بود. اين زن سياهپوست اجازه داشت دوبار در هفته به زندان رفته و لباسهاى «هرد» را براى شستن ببرد. «مامى» هميشه كيك و غذا بويژه كيك سنتى جورجيا را زير لباسها پنهان كرده و براى كلنل مى برد. يك شب، وقتى كه هوا تاريك و روشن بود، او در حالى كه سبد لباسها را روى سرش گذاشته بود با آوردن دلايل متعدد از جلوى سربازان گذشت. اين آخرين بارى بود كه سربازان «مامى» و «فرمانده هرد» را در قلعه كورل واينر ديدند. فرمانده در زير لباسهاى كثيف و در سبد لباسها از زندان فرار كرد. «استفان هرد» با وجود جذابيت خاص خود درشت اندام نبود. «مامى» در مسير بازگشتش، بدون هيچ سؤالى، از جلوى سربازان و افسران محافظه كار انگليسى عبور كرد. او از قلعه بيرون رفت در حالى كه سبد بزرگ لباس روى را سرش قرار داده و با دستش نگه داشته بود و آوازى را زير لب زمزمه مى كرد. اما به محض اينكه از جلوى سربازان رد شد و از معرض ديد آنان گذشت او به آهستگى سبد را پايين گذاشت و سپس اين زن سياه و اربابش با سرعت هرچه تمامتر به طرف محل اختفاى اسبها دويدند. او اسب ديگرى را از اصطبل دشمن دزديده و در كنار اسب ارباب هرد نگه داشته بود دو اسب منتظر بودند تا آنها را از تيررس سربازان انگليسى خارج كنند. در راه بازگشت به قلعه تحت حاكميت هرد، «استفان هرد» رو به مامى كيت كرد و گفت: «كيت تو امروز زندگى من را نجات دادى و من تو را آزاد مى كنم» اما او پاسخ داد: نه ارباب، شما ممكن است من را آزاد كنيد. اما من شما را رها نخواهم كرد. علاقه او به ارباب مهربانش و خانه اى كه در آن زندگى مى كرد، آنقدر زياد بود كه مانند بسيارى از بزرگان، او به عنوان يك فرد آزاد، در ميان عشق، علاقه و احترام دوستان سفيدپوستش به زندگى ادامه داد. استفان هرد نه تنها او را آزاد كرد، بلكه يك خانه بزرگ و راحت نيز با چهار اتاق خواب و زمين بزرگى در كنارش به او بخشيد. خانه اى كه «مامى» تا پايان عمرش در آن زندگى كرد. «ددى جك» همسر مامى باغبان بود آنها در طول زندگى خود صاحب ۹فرزند شدند. اين زن سياهپوست با وفادارى هر چه تمامتر در كنار خانواده استفان باقى ماند. مامى كيت هنگام مرگ وصيت كرد هر يك از ۹فرزندش در كنار يكى از ۹فرزند فرماندار هرد باقى بماند. فرزندان مامى كيت وفادار، به دليل وصيت مادرشان نزد خاندان هرد ماندند. مامى كيت و ددى جك پس از يك زندگى طولانى در پايين قبرهاى استفان هرد و همسرش در گوشه گورستان خانوادگى خاندان هرد در هرومونت نزديك البرتون به خاك سپرده شدند. مامى زندگى طولانى داشت و هنگام پيرى براى فرزندان و نوه هاى اربابش داستانهايى از جنگ را اينگونه تعريف مى كرد. عزيزانم! مجبور بودم قرص نان، كيك و... را در زير پيراهنم مخفى كنم تا به پدرتان برسانم. او در حالى كه سرش را تكان مى داد، اضافه مى كرد: من هميشه اين كار را مى كردم زيرا ممكن بود او كشته شود.
|
|
|
|