سه شنبه ۲۱ تير ۱۳۸۴ -
Tue, Jul 12, 2005
مهرگان
۳۱۸۸
sLogo.gif

جستجوى پيشرفته
PDF Edition
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
آرشيو
درباره سيدحسين سيف زاده
درميان قدرت ومعنا
سيدحسين سيف زاده
متولد ،۱۳۲۹ قم
- اخذ مدرك ليسانس علوم سياسى از دانشگاه تهران، ۱۳۵۲
- اخذ مدرك فوق ليسانس علوم سياسى از دانشگاه تهران، ۱۳۵۵
- اخذ مدرك دكتراى علوم سياسى از دانشگاه كاليفرنياى آمريكا، ۱۳۶۲
- گذراندن دوره فوق دكترا در دانشگاه هاروارد، ۱۳۷۱
- استاديار دانشكده علوم قضايى در سالهاى ۶۵-۱۳۶۲
- استاديار دانشكده حقوق و علوم سياسى دانشگاه تهران، ۱۳۶۵
- دانشيار دانشگاه تهران، ۱۳۷۰
- استاد دانشگاه تهران، ۱۳۷۵ تاكنون
- تأليف ۱۱۰ مقاله به زبان فارسى و انگليسى در زمينه هاى مختلف با رشته تحصيلى
- تأليف ۱۴ كتاب از جمله «نظريه پردازى در روابط بين الملل»، «اصول روابط بين الملل»، «مدرنيته و نظريه هاى جديد علم سياست»، «تئورى هاى نوسازى و دگرگونى سياسى»، «مبانى و مدلهاى تصميم گيرى سياست خارجى»، «ترجمه ماهيت سياستگذارى خارجى»، ترجمه «وجوه امپرياليسم»، ترجمه «اسلام بين دو ديدگاه شرق و غرب» و برخى ازكتاب هاى زير انتشار مانند «مبانى نظريه پردازى در روابط بين الملل»، «چارچوب مفهومى نظريه پردازى سياست خارجى و «موازنه مثبت فعالانه».
219432.jpg
نويسنده و يكى از استادان برجسته دانشكده حقوق و علوم سياسى تهران است كه بعد از دهها سال تحصيل، مطالعه و تحقيق و تدريس با تواضع خاصى اعلام مى كند چيز زيادى نمى داند. او در ابتدا نگرشى آرمان گرايانه داشته و هم اينك خود را آدمى «نوعملگرا» ارزيابى مى كند.
سيدحسين سيف زاده متولد ۱۳۲۹ قم است. تحصيلات ابتدايى و بخشى ازتحصيل دوره دبيرستان را در زادگاهش طى مى كند و بعد از مهاجرت به تهران، در پايتخت كشور موفق به اخذ ديپلم مى شود.
از ۱۱ سالگى وارد مسائل و جريانات سياسى شده: «آن موقع ما علاقه مند بوديم كه دركارهاى سياسى فعال باشيم. البته ۱۱ سالگى سن مناسبى براى اين كارها نبود، هرچند كه نمى خواهم از كرده ام اظهارپشيمانى كنم.»
در سال ۱۳۴۸ موفق شد در دانشكده حقوق و علوم سياسى دانشگاه تهران تحصيل در رشته علوم سياسى را ازسربگيرد و در سال ۱۳۵۲ هم فارغ التحصيل شود.
درهمان سال در مقطع كارشناسى ارشد و درهمان رشته ادامه تحصيل مى دهد و در سال ۱۳۵۵ فارغ التحصيلى خود را جشن مى گيرد.
عنوان پايان نامه او «ابرقدرتها در خليج فارس» بوده است.
«تصور من اين بود كه خليج فارس يك درياى نيمه بسته بين المللى است كه حوزه نفوذ قدرتهاى بزرگ آن زمان بود.
هدف من در آن زمان اين بود كه نشان دهم احتمالاً بازيگران داخلى مجبور هستند به اين عوامل خارجى توجه كنند وبه خاطر همين توجه بود كه ايران در سالهاى قبل از انقلاب به عنوان قدرت برتر خليج فارس درآمد ولى بعداً، با نگرش قدرت گرايانه بعد از انقلاب، از اين منزلت استعفا داديم و ديگر نتوانسته ايم وضعيت قبلى را كسب كنيم».
او خواسته نشان بدهد وضعيت ايران با اوضاع سوئيس فرق دارد.
«درزمان دكتر مصدق دچار اين اشتباه بوديم كه فكر مى كرديم ايران مثل سوئيس است درحالى كه سوئيس منطقه حائل بود ولى ايران منطقه نفوذ كشورهاى قدرتمند بود و درمنطقه نفوذ ما بايد بازيگر خوبى باشيم و حكومت بايد با تكيه بر پشتوانه مردمى در بازى قدرت ايفاى نقش كند وگرنه بازيچه خواهدشد».
او معتقداست كه وضعيت ما حتى از ايالات متحده هم پيچيده تر است چون آمريكا به عنوان ابرقدرت، ورودى قدرت ندارد ولى خروجى قدرت دارد. اما ايران هم ورودى قدرت دارد و هم خروجى قدرت. سيف زاده مى گويد كسانى كه تصور مى كردند ايران وضعيتى مثل سوئيس دارد، تصور درستى نداشتند.
«بعد از انقلاب دو خط به وجود آمد. يك عده ايران را مثل آمريكا مستغنى از هرگونه ورودى قدرت مى ديدند و يك عده هم كشور ما را مثل لبنان مى ديدند كه ورودى قدرت دارد ولى خروجى قدرت ندارد و معتقد بودند كه بيشتر بازيچه مى شود.»
در آن سالها دكتر شريعتى با افكار خودش بر اين دانشجو تأثير زيادى برجاى گذاشته بود. سيف زاده بعد از گذشت سالها به ارزيابى اوضاع فكرى خود مى پردازد و مى گويد:
«شريعتى هوشيارى دينى را درما به وجود آورد ولى بازرگان درپى ايجاد خودآگاهى دينى بود. البته ناگفته نگذارم كه هوشيارى دينى همان چيزى است كه افولش به بنيادگرايى مى كشد و بنيادگرايى تحريك غريزه در قالب ارزشها و توأم شدن آنها با حب و بغض است».
در سال ۱۳۵۷ به ايالات متحده مى رود و در شعبه چيكوى دانشگاه ايالتى كاليفرنيا در مقطع فوق ليسانس رشته علوم ادارى به تحصيل مى پردازد.
هرچند كه در نهايت از پايان نامه خود دفاع نمى كند و تحصيل دراين مقطع را ناتمام مى گذارد ولى اين علم آموزى باعث مى شود تا او با رشته سياستگذارى عمومى آشنا شود و درمقطع دكترا به تحصيل در اين رشته بپردازد.
«مديريت خيلى مورد علاقه من بود و اين تأثير را بر من گذاشت كه به رشته سياستگذارى عمومى علاقه مند شوم، هرچند كه الآن مى دانم كه اين رشته چقدر با اهميت است. مثلاً مى بينيد كه ما در بازى فوتبال با همه زحمتى كه مى كشيم نمى توانيم گلى به ثمر برسانيم. چون داراى ذهنيت مدرسى يا اسكولاستيك هستيم، بعدها فهميدم كه چقدر ما مشكل داريم و به اين نتيجه رسيدم كه ذهنيت عملگر نداريم.
219447.jpg
پايان نامه فوق ليسانس او در رابطه با مسأله نفت بوده. او دراين پايان نامه مى خواهد گران شدن قيمت نفت در سال ۱۹۷۳ را صرفاً به تصميم گيرى ابرقدرتها نسبت دهد. اما همچنانكه گفته شد او رساله اش را ناتمام مى گذارد.
در سال ۱۳۵۸ در شعبه سانتابارباراى دانشگاه كاليفرنياى ايالات متحده درهمان حوزه موردعلاقه اش كه در ايران هم به آن تعلق خاطر داشت ادامه تحصيل مى دهد و چهار زمينه درسى انديشه سياسى، حكومت تطبيقى، روابط بين الملل و سياستگذارى عمومى را مورد تحقيق و مطالعه قرار مى دهد و در امتحانات جامع هم موفقيت كسب مى كند. تز او باز تحت تأثير انديشه شريعتى و درمورد رهبرى سياسى از ديدگاه شيعه است.
او دراين تز مى خواهد بداند كه نگرش مذهبى چه رابطه اى با سياست دارد. سيف زاده البته اعتراف مى كند كه درهمان سالها هم اختلاف ملت را با خلافت و امت نمى دانسته.
اين استاد دانشگاه مى گويد: من الآن فهميده ام كه خلافت اساساً شرك است.
او با تفاوت قائل شدن بين موضوع خليفة الهى و خلافت مى گويد درخلافت اين اعتقاد وجوددارد كه خداوند نيازمند اجراى احكامش است.
بعد از اتمام تحصيل در دوره دكترا به ايران برمى گردد و دوره پرتشنجى را در دانشكده علوم قضايى طى مى كند و دركنار تدريس دراين دانشكده، حدود يك سال و نيم هم معاون قائم مقام دانشكده شده بود.
در سال ۱۳۶۵ بالاخره تصميم مى گيرد به آمريكا مهاجرت كند. او به فرانسه مى رود و از آنجا خود را كم كم آماده مى كرد تا در يكى از دانشگاههاى آمريكا به تدريس مشغول شود.
اما خواب ديدن او باعث مى شود كه به ايران مراجعت كند و دكتر گرجى موفق مى شود نظر رئيس مشترك دانشكده حقوق دانشگاه و دانشكده علوم قضايى را جلب كند تا سيف زاده در دانشكده حقوق مشغول به تدريس باشد و با اين وساطت، سيف زاده، استاديار دانشگاه تهران مى شود.
دوره فوق دكترايى را هم در دانشگاه هاروارد مى گذراند و از معلومات و دانش هانتينگتون، هافمن، ورباى، رابرت كوهن و جوزف نازى نظريه پردازان برجسته حوزه سياسى جهان بهره مند شود. «اولين بار كه من وارد هاروارد شدم رفتم خدمت يك نفر كه خيلى دوستش دارم و فكر مى كنم اخلاقى شبيه دكتر قاضى استاد ايرانى داشت. منظورم دكتر هافمن است.»
سيف زاده مى گويدكه در آن زمان در ايران به من پوزيتويست مى گفتند ولى وقتى نزد پروفسور هافمن رفته متوجه شده خودش تا چه حد فردى ايدئولوژيك بوده است.
او در اين دوره دو موضوع «تغيير فرهنگ ايران در نتيجه جنگ» و «چارچوب مفهومى امنيت در خليج فارس» را مورد مطالعه قرار مى دهد. وقتى كه دكتر هافمن مطلع مى شود كه سيف زاده فقط با ۳۰هزار دلار مى خواهد تحقيق دومش را به سرانجام برساند شگفت زده مى شود. او از استادان مقطع ليسانس و فوق ليسانس اش در ايران به نيكى ياد مى كند و دكتر عنايت، بوشهرى، سيدى و شيخ الاسلامى را از استادان برجسته دوران تحصيلش نام مى برد. در دوره دكترا در آمريكا با استاد آير درس شناخت شناسى را مى گذراند.
«در هاروارد، آموزشها عملياتى مى شود. يك استاد صاحب كرسى در هفته دو ساعت درس مى دهد و بعد دستياران او به تدريس مى پردازند. وقتى من در اين دوره تحصيل كردم متوجه شدم كه ما چقدر از اوضاع جهان بيگانه ايم. شناخت شناسى به من ياد داد كه واقعيت هاى دنياى مدرن را ناديده نگيرم.» او كه در سالهاى ۵۵ - ۱۳۴۷ در دبيرستان هدف و در سالهاى ۵۶ - ۱۳۵۴ و در سالهاى ۵۷ - ۱۳۵۶ در مدرسه عالى پاريس به تدريس و تعلم مشغول بود و هم اكنون نيز به عنوان استاد دانشگاه تهران مشغول تدريس و تحقيق مداوم است، اعتقاددارد:
«ما فضاى كارى را در ايران به وجودنياورده ايم. اگرچه ايران را خيلى دوست دارم. منظور اين است كه جامعه وقتى عقلايى نشده، بنابراين نمى توانيم تفاوتى بين شغل، نقش، تخصص و شخصيت آدمها قائل شويم. در نتيجه آنها را ادغام مى كنيم. هنوز رابطه، رابطه قبيلگى است و رابطه قبيلگى هم خيلى من را اذيت مى كرد. خيلى به من برمى خورد وقتى مى گفتند پسر كى هستى؟ داماد كى هستى؟»
سيف زاده كتاب «موازنه مثبت فعالانه» را در زير چاپ دارد. چنين نگرشى بايد در كنار نظريه هاى موازنه عدمى، موازنه منفى و موازنه مثبت مورد بررسى و تحليل قرار گيرد. اما خود او مى گويد: «من معتقد به اين هستم كه ايران مى تواند وارد بازى جهانى شود و در بازارهاى واگرايانه وارد نشود. ايران را من به عنوان پلى مى بينم كه اين پل مى تواند ارتباط كشورهاى موسوم به شمال و منطقه را برقرار كند.» شدت علاقه او به ميهن در صحبتهاى او به وفور قابل درك است. «تنها چيزى كه دوست دارم ايران است. اميدم اين است شايد خيالپردازى كنم ولى اميدوارم روزى ايرانيان بتوانند با هم همكارى كنند در ساختن كشور و با هم بتوانيم فرهنگ وتمدن ايرانى را بازسازى كنيم.»
در مورد روش تدريس خود اعتقاددارد كه روش تدريس نقادانه را برگزيده. به اين صورت كه در وهله اول به تخريب ذهنيت هاى دانشجويان مى پردازد و بعد با تئورى به بازسازى اين ذهنيت ها همت مى گمارد. «منتهى اغلب، چون جامعه وارد مرحله عقلايى نشده، قسمت نقد را برجسته مى كنند و مى خواهند بخش دوم قضيه را ناديده بگيرند.» او اگرچه از افزايش حقوق و مزاياى اساتيد دانشگاههاى ايران تا حدى راضى به نظر مى رسد ولى در عين حال مى گويد:
«آقاى ستارى فر رئيس سازمان مديريت و برنامه ريزى مى گفت حقوق استادان ايرانى را دو برابر مى كنيم تا آنها بتوانند حداقل يك چندم حقوق هاى استادان كره اى و هندى دريافت داشته باشند تا از اين طريق بتوانند محقق شوند.»
سيف زاده مى گويد: ساعات تدريس ما از ۸ساعت به ۱۲ساعت رسيد. در حالى كه استادان دانشگاههاى خارج از كشور ساليانه بايد ۵۰ساعت درس بدهند. متأسفانه حقوق يك استاديار دانشگاه تهران از حقوق يك استاد اين دانشگاه بيشتر تعيين شده است.
او به قدرى مشغول تحقيق و تدريس است كه باور دارد كه بخش زيادى از وقتش را كه بايددر كنار اعضاى خانواده اش باشد به امور تحقيقى و تدريس اختصاص مى دهد و با اين حال موفقيت هاى خود را مديون اعضاى خانواده خودمى داند.
سيف زاده در پايان مى گويد:
«كسانى كه مى خواهند براى ورود به دانشگاه انتخاب رشته كنند بدانند كه دانشگاه براى دنيا ساختن است و كسى كه به دانشگاه مى آيد بايد كارآمد و توانمند بشود و بتواند فرد را بر سرنوشت خودش حاكم كند. دانشگاه محل قدرت بخشى است و نه معنابخشى. جامعه اخلاقى را من بالاتر از جامعه مدنى مى دانم ولى بايد دانست كه جامعه اخلاقى محلى است كه بايد به دنبال معنويت رفت. اما دانشگاه نبايد اينگونه باشد. البته نهاد خانواده هم محل معنابخشى است و هم محل قدرت بخشى و ما بايد اين تمايزها را ناديده نگيريم.»


|   شناسنامه   |   آرشيو   |