• برخوردهاى غيرعادلانه با مطبوعات كم نبود و گاه مطبوعه اى آزاد و انديشمند را به صرف اينكه مطابق سليقه بخشى از حاكميت رفتار نمى كرد، به ضديت با نظام، براندازى و عناوينى مانند اين متهم مى كردند
• ديديم كه رئيس شجاع و عالم قوه قضاييه در سخنرانى ها و بخشنامه هاى خود، مسائلى را مطرح كرد كه از كف خواسته هاى اصلاح طلبان بالاتر و از بسيارى درخواست هاى آنها تندتر و اساسى تر بود و اخيراً نيز اظهارنظر رئيس محترم دادگسترى را شنيديم مبنى بر اينكه نبايد به خاطر تخلف احتمالى افراد، با مطبوعه و مؤسسه برخورد كنيم؛ و مگر حرف ما چه بود؟
• دولت من كوشيد استراتژى و راهبرد گفت وگوى مستمر، مستدل و ايستادگى در چارچوب قانون را پيگيرى كند و از طاقت فرساترين و خسته كننده ترين كارهاى دولت، همين بود
• در اين جمع عزيز مى خواهم از همه مطبوعاتى كه طى اين هشت سال فعاليت كرده اند، به خصوص آنها كه با شجاعت هزينه هاى فراوانى جهت اعتلاى فرهنگ، اخلاق، مردمسالارى، رشد مردم و نقدپذيرى حكومت و قدرت تلاش كردند و هزينه آن را نيز پرداختند، تقدير كنم. ده ها روزنامه داريم كه توقيف موقت ـ و البته توقيف دائم ـ شده اند و صدها انسان تلاشگر به جرم نكرده در زندگى دچار مشكل شده و امنيت شان را از دست دادند؛ افرادى كه فرهيخته ترين، مخلص ترين و بااخلاق ترين بخش هاى جامعه را شامل مى شوند و از مزاياى زندگى متوسط به پايين برخوردارند. با اين افراد كه به خاطر برخوردهاى نادرست دچار بيكارى و از هم گسيختگى زندگى شدند، همدردى مى كنم
• مؤسسه عزيز مظلوم، پرثمر و پرافتخار «ايران» يكى از اركان پيشرفت در عرصه مطبوعات بوده است
• خدا را سپاسگزارم كه «ايران» در عين پايبندى به چارچوب هاى امنيت و منافع ملى، يك روزنامه منفعل و متملق و روزمره نبود و نقادى را محور كار برگزيد
• اميدوارم با نظرهاى مترقيانه رياست محترم قوه قضاييه، شاهد رويكرد جديد و منطقى تر نسبت به رسانه ها و مطبوعات باشيم و مثل دوران گذشته، روزنامه هاى مخالف و منتقد از امنيت برخوردار باشند
• بخشى از نخبگان را به حاشيه رانده ايم، روزى اين حاشيه از متن بزرگتر خواهد شد كه بزرگترين تهديد براى هر نظام است
• نمى شود يك فرد و دولت در عرصه بين الملل از گفت وگو و تعامل بگويد و در درون جامعه خود بنا را بر زور و القاى يك طرفه قراردهد
• هميشه در مرحله گذار، هرچه حاكميت تحمل خود را بالا ببرد و ظرفيتش را در برابر انديشه هاى متفاوت موجود افزايش دهد، جامعه موفق تر است
• در وراى همه فراز و نشيب ها، ظهور دوران تازه اى در عرصه مطبوعات و تبادل افكار و ارتباطات با نيروهاى نوانديش، شجاع و رسانه هاى مستقل را شاهد بوديم
• از صميم قلب از همه مطبوعات مخالف و منتقد دولت نيز سپاسگزارم كه اگر آنها هم نبودند، ما در جامعه مان شاهد شور و تحول و اصلاح امور نبوديم
خاتمى در حلقه «ايران»
روزنامه ايران: احمد جلالى فراهانى ـ جواد دليرى ـ ديروز روزنامه ايران ميزبان رئيس جمهور بود، سياستمدارى غيرمتعارف و روشنفكرى كه در هنگامه نفسگير سياست دغدغه اى جز كرامت انسان نداشت و اگرچه در اين هنگامه آبروى خود را در آتشكده تخريب ها، و توهين ها قربانى كرد اما هرگز از بى انصافى ها سياه نمايى ها و توهين ها برنيفروخت و شكايتى نكرد و منتقدانش را از خود نراند.
ديروز روزنامه ايران ميزبان رئيس جمهورى بود كه در طول هشت سال مسؤوليت خود نه تنها شخصيت و ماهيت اش تغييرى نيافت بلكه با اصرار بر صداقت و مدارا و تأملش شيوه اى جديد از سياست ورزى را به جهان ارائه كرد. سلوكى كه به جاى تكيه بر پيچيدگى ها، بر سادگى ها تأكيد دارد و شفافيت و صداقت را كه با ريشه هاى سياست ورزى متناقض است نهادينه مى كند.
ديروز روزنامه ايران ميزبان مبتكر و معمار «گفت وگوى تمدنها» بود روشنفكر محبوبى كه محبوبيتش نه تنها ميان هوادارانش بلكه در بين منتقدان و مخالفان و حتى در ميان سران و افكار عمومى جهان غيرقابل انكار است.
ديروز روزنامه ايران ميزبان مردى بود كه نه تنها از نفى تقدس و قدسيت مسؤولان و دولتمردان و سياستمداران و آسمانى نكردن و غيرقابل نقد جلوه دادن آنان سخن مى گفت، بلكه خود با به جان خريدن بدترين دشنام ها و تهمت ها نمونه اى عينى از سياستمداران زمينى شد و نه تنها تصديق اشتباه و عذرخواهى را ننگ ندانست بلكه داوطلبانه در ميان تنور داغ انتقاد كه پيش از او افروختن آن در ميان مقامات عالى نظام غيرقابل تصور بود، رفت تا زمينى بودن و غيرآسمانى بودن مقامها و مسؤوليت هاى حكومتى و سياسى را به عنوان بزرگترين ميراث و دستاورد خود ميان ما و آيندگان به يادگار بگذارد.
ديروز روزنامه ايران ميزبان سردار انديشه و قلم «فرزند امين و فاضل و باتقوا و متعهد» امام (ره) و ملت ايران سيدمحمدخاتمى بود. گرچه شايعه آمدن او از مدتها قبل ميان كاركنان روزنامه دهان به دهان مى گشت اما با حضور نيروهاى امنيتى در روز دوشنبه ۲۰ تيرماه اين شايعه رنگ واقعيت به خود گرفت و تقلا و جنب وجوش كاركنان روزنامه ايران در اين روز حكايت از حضور مردى داشت كه در تمام هشت سال گذشته بى صبرانه انتظار حضورش را در روزنامه دولت مى كشيدند.
و خاتمى بالاخره آمد. آرام و متين و دوست داشتنى. با همان خنده مشهور و چهره مهربانش.
پيش از ورود رئيس جمهورى به روزنامه، بسيارى از اهالى مطبوعات كه از حضور او در روزنامه ايران مطلع شده بودند از ساعتها قبل خود را به ساختمان «ايران» رسانده بودند و در ميان آنها مى شد چهره هاى بشاش و خندانى را ديد كه مشتاقانه منتظر ورود خاتمى بودند. در اين ميان حضور برخى از اهالى خيابان خرمشهر نيز كه به دليل افزايش تردد نيروهاى امنيتى و پلاكارد خيرمقدم نصب شده بر سر در مؤسسه متوجه حضور خاتمى شده بودند از ساعتها قبل خود را براى ديدار رئيس جمهور آماده كرده بودند و در پياده روهاى اطراف روزنامه تجمع كرده بودند. تجمع مردم و اهالى خيابان خرمشهر به حدى بود كه براى لحظاتى عبور و مرور وسايط نقليه در بخش غربى اين خيابان مختل شد.
عبدالرسول وصال مدير مسؤول و كسرى نورى سردبير روزنامه ايران به همراه مديران مسؤول و سردبيران روزنامه هاى ايران ديلى و الوفاق و همچنين دكتر عبدالله ناصرى مدير خبرگزارى جمهورى اسلامى و احمد مسجدجامعى وزير ارشاد براى استقبال از رئيس جمهور خاتمى در ورودى مؤسسه منتظر خير مقدم گويى به خاتمى بودند.
سيدمحمد خاتمى در بدو ورود به ديدار كاركنان روزنامه ايران ديلى رفت و با مديرمسؤول و اعضاى تحريريه و خبرنگاران اين روزنامه ديدار و گفت وگو كرد در روزنامه ايران ديلى رئيس جمهور در باره علت كمبود عكس از مدير مسؤول و سردبير اين روزنامه سؤالاتى را جويا شد.
در حين گفت وگو با رئيس جمهور خاتمى بسيارى از خبرنگاران با ارائه قلم و كاغذ از سيدمحمدخاتمى درخواست يادداشت و امضا به رسم يادگار مى كردند و رئيس جمهور مشتاقانه تقاضاى آنها را پاسخ مى گفت. وقتى يكى از خبرنگارها از خاتمى پرسيد بعد از اين به چه كارى خواهيد پرداخت وى گفت بعيد نيست همكار شما شوم.
> بازديد از بخشهاى مختلف مؤسسه
خاتمى سپس در تحريريه الوفاق و با خبرنگاران و مدير مسؤول و سردبيران اين روزنامه ديدار و گفت وگو كرد. برخى از خبرنگارها با ارائه نامه و يادداشت از رئيس جمهور اصلاحات قدردانى كردند. رئيس جمهور سپس از تحريريه ايران جمعه بازديد كرد و به دست اندركاران اين بخش گفت هر جمعه اين روزنامه را مى خواند و از آن لذت مى برد.
خاتمى در ادامه، در تحريريه روزنامه ايران ورزشى حضور يافت و صميمانه با خبرنگاران و مدير مسؤول و سردبير اين روزنامه ديدار و گفت و گو كرد. وى به درخواست برخى از خبرنگارها براى آنها يادداشت هايى به يادگار نوشت. وقتى يكى از خبرنگارها به خاتمى گفت دلمان براى مهربانى تان تنگ مى شود خاتمى با شوق فراوان دسته گل وى را به عنوان يادگارى به اعضاى تحريريه ايران ورزشى بخشيد.
وى در قبال اين پرسش كه شما استقلالى هستيد يا پرسپوليسى گفت: پسرم مخالف من است و استقلالى است. خاتمى در بازديد از تحريريه ايران سال پشت ميز خبرنگاران اين تحريريه نشست و به مرور جلدهايى از ايران سال كه تاكنون به چاپ رسيده است پرداخت.
> خاتمى در تحريريه روزنامه ايران
خاتمى سپس در جمع اعضاى تحريريه روزنامه ايران حضور يافت. وى در پاسخ به يكى از خبرنگاران كه از حضور وى در روزنامه ايران اظهار تعجب مى كرد ودر پاسخ به ابراز نگرانى وى از آينده اصلاحات گفت: اصلاحات و تحول در جامعه ما ۱۳۰ سال ريشه دارد و على رغم تمام فراز و نشيب ها ادامه پيدا خواهد كرد و در مقابل اين سيل كسى نمى تواند مقابله كند و بايستد. وى گفت من هر آنچه به ذهنم رسيده نوشتم و اميدوارم مورد توجه آيندگان قرار گيرد.
وى خبرنگاران را پناه مردم دانست و از آنان خواست كه اميد خود را هرگز از دست ندهند.
> قلب تپنده
خاتمى در ادامه بازديد از سرويس هاى مختلف روزنامه ايران از سرويسهاى گزارش، بين الملل، شهرستانها، انديشه، مهرگان، ورزشى، حوادث ، سياسى، اقتصادى و اجتماعى روزنامه ديدار و با خبرنگاران تحريريه ايران صميمانه گفت وگو كرد.
خاتمى سپس در سرويس سياسى روزنامه ايران حضور يافت و در كنار خبرنگاران اين سرويس نشست و صميمانه با آنها به گفت وگو پرداخت. وى سرويس سياسى روزنامه را قلب تپنده روزنامه ايران دانست و در ادامه به مرور فعاليتها و قابليتهاى شبكه اينترانت روزنامه پرداخت.
> عكس يادگارى
خاتمى در ادامه بازديد وقتى متوجه حضور همكاران قديم خود در روزنامه كيهان شد با وى (محمود مختاريان) گفت وگويى صميمانه داشت و با يادآورى خاطراتش در روزنامه كيهان از گذر برق آساى عمر گله مى كرد. خاتمى سپس به درخواست خبرنگاران تحريريه ايران در جمع آنها جهت گرفتن عكس يادگارى حضور يافت و در پايان بازديدش از تحريريه ايران به شدت مورد تشويق خبرنگاران قرار گرفت.
> سهم كوچك دولت در عرصه رسانه روزنامه ايران بود
در ادامه مراسم از فعاليت و تلاش خبرنگاران و سردبير روزنامه ايران توسط رئيس جمهور خاتمى تقدير و تشكر به عمل آمد. خاتمى لوح هاى تقدير به يادگار به عبدالرسول وصال، مديرمسؤول، كسرى نورى، سردبير، محمدنورى دبير گروه سياسى روزنامه و جواد دليرى خبرنگار حوزه رياست جمهورى روزنامه اهدا كرد. در ادامه برنامه نشان يادگار از سوى خبرنگاران و كاركنان مؤسسه مطبوعاتى ايران به رئيس جمهور اهدا شد.
سپس عبدالرسول وصال ضمن بازگويى پيام مؤسس روزنامه ايران فريدون وردى نژاد به رئيس جمهور گفت: اين لوح و نشان به اين واسطه به رئيس جمهور اهدا مى شود كه هرگز از سوى دفتر رئيس جمهور و اعضاى آن از روزنامه ايران خواسته نشد كه چيزى نوشته شود يا نوشته نشود. تنها يك بار آقاى خاتمى از من خواست كه انتقادات روزنامه از دولت شديدتر از هميشه باشد.
> سخنان مدير مسؤول «ايران»
كى شعر تر انگيزد خاطر كه حزين باشد
يك نكته در اين معنى گفتيم و همين باشد
از لعل تو گر يابم انگشترى زنهار
صد ملك سليمانم در زير نگين باشد
غمناك نبايد بود از طعن حسود اى دل
شايد كه چو وابينى خير تو در اين باشد
هر كو نكند فهمى زين كلك خيال انگيز
نقشش به حرام ار خود صورتگر چين باشد
جناب آقاى رئيس جمهور، حضور شما را در جمع كاركنان مؤسسه ايران خير مقدم عرض مى كنم. جنابعالى حتماً بر اين ناچيز كه از خطه حافظ و سعدى برخاسته است خرده نخواهيد گرفت كه كلامم را با ابياتى از حافظ شيرين سخن آغاز كردم. حقيقت اين است كه عهدى داشتم به تفأل با حضرت لسان الغيب آنچه شنيديد بخشى از پيغام حضرت دوست بود كه خداوندگار سخن حافظ بر زبانم جارى ساخت.
كى شعر تر انگيزد خاطر كه حزين باشد.
جناب آقاى رئيس جمهور در روزهايى مقدم شما را گرامى مى داريم كه ايام خاتمت كار شما در اين مقام است از اين رو با خود بسيار انديشه كردم كه در اين بازپسين چه توان گفت و يا چه بايد گفت.
صميمانه بگويم - خاتمى عزيز به حلقه دوستان و يارانتان بى تعارف و تكلف خوش آمديد. در اين بازپسين بناى آن ندارم كه بر سياق معمول از آمار و اعداد و ارقام سخن بگويم اما شرح حالى، درد رنجى و اميد گنجى چرا.
جناب آقاى رئيس جمهور، روزگار شما با كلمه آغاز شد و اين نخستين شگفتى از شگفتى هاى روزگارتان بود در كارزار قدرت كه جاى هيچ سخن و كلمه نيست، شما تمامت كار را بر كلمه نهاديد و آن كلمه خدا و مردم بود. اينك در پايان اين سلوك ۸ ساله برابر خدا و مردم ايستاده ايد و استقامت بر آن پيمان آغازين.
همكاران و دوستان شما در مؤسسه «ايران» نيز با خدا و مردم پيمان بسته اند كه جز كلمه نگويند و جز كلمه خدا و مردم نگويند. سخن بر مجاز نرانند، آبروى خلايق نبرند، حريم حرمت انسانها نشكنند و در اين راه مرارتها و ناملايمات را به جان بخرند. روز و روزگار گذشت. شيرينى ها و تلخكاميهاى آن نيز.
امروز آنان نيز چون شما در پايان اين راه خاكسارانه در برابر مردم ايستاده اند و آن پيمان آغازين و يك دلهره غريب. دلهره ناشى از داورى ولى نعمتان درباره خدمتگزارانشان.
جناب آقاى رئيس جمهور
آن روز كه شما اين سلوك ۸ ساله را آغاز كرديد پيمان بستيد كه بد نگوييد، ميل به ناحق نكنيد، جامة كسان را سيه و دلق خود را ازرق نكنيد. اينك آن پيمان چون دفترى از نيك و بد اعمال پيش روى مردمان است. ما نيز به تأسى از شما چنين كرديم و ما نيز در برابر شما و مردم اينكه با چشمانى نگران به داوريها مى انديشيم.
جناب آقاى رئيس جمهور
نيك مى دانيم كه در اين ايام چه بسيار زبان به خرده گشودند و تلخكاميها آفريدند. تلخى هايى بر مردم، شما و ما. ولى اين طريق زيستن با مردم اينك كه در پايان راه ايستاده ايم بر پيمانداران هنر آورد و بر پيمان شكنان شرمسارى.
جناب آقاى رئيس جمهور
دوستان و همكاران شما در مؤسسه ايران مفتخرند كه با كمال شهامت و سرافرازى اعلام نمايند به دليل برخوردارى از حمايت دولت جنابعالى لرزه بر اندام كسى نينداخته اند. زبانى را به لكنت نكشانده اند و زهر سخن به كامى نچشانده اند. دوستان شما در مؤسسه ايران از شما چنين فراگرفته اند كه اگر خدمتى است عقال زدن بر زبانه هاى بى مهار قدرت است و نه فرياد كردن بر سر مردمان. همكاران شما در مؤسسه ايران افتخار دارند كه مدعيان آنان نه از ميان توده هاى مردم ناتوان كه از ميان برخورداران از خوان قدرت است. همكاران شما در مؤسسه ايران افتخار دارند كه قلمشان شامه كج بينان را آزرد و آنها را به واكنش هاى عتاب آلود وادار كرد.
سخن بسيار است و زمان كوتاه
جناب آقاى رئيس جمهور شايد اين پديده نيز از عجايب روزگار شما و ماست كه قلم زنان مطبعه دولت از اينكه به نام دولت سخن مى گويند خجلت زده نيستند، نه خود را ذليل كه عزيز در ميان مردم مى بينند. امروز «ايران» به عنوان رسانه دولت بيش از هر زمان در ميان مردم سخن قابل شنيدن و اعتنا دارد و خود را عزيز مى داند.
جناب آقاى رئيس جمهور، سخن خير مقدم من قدرى طولانى شد. سخنهاى بسيار در اين ميانه بر جاى مى ماند و چه خوش كه بر جاى بماند. بگذاريم و بگذريم كه:
گفته بودم چو بيايى غم دل با تو بگويم
چه بگويم كه غم از دل برود چون تو بيايى
مدير مسؤول ايران در سخنان خود ضمن تقدير از حمايت هاى وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى از همراهى هاى دكتر ناصرى مديرعامل ايرنا از افرادى همچون دكتر هادى خانيكى، دكتر سليمى، دكتر اكبرى، دكتر فرقانى، دكتر قاضيان، على اصغر رمضانپور، دكتر شكرخواه، سيدمحمدعلى ابطحى، على مزروعى و سيدفريد قاسمى كه از ديدگاه هاى مشورتى آنها در روزنامه ايران استفاده شده است سپاسگزارى كرد.
وصال همچنين از اعضاى هيأت امناى مؤسسه به ويژه مهندس على خاتمى و اعضاى هيأت مديره تشكر كرد.
> سخنان سردبير «ايران»
كسرى نورى سردبير روزنامه ايران طى سخنانى در خيرمقدم به رئيس جمهورى دوران كنونى را يكى از مقاطع سرنوشت ساز دانست و گفت: دولت اصلاحات و در رأس آن محمدخاتمى بى گمان در فردا روز تاريخ، قضاوت عادلانه خواهد شد و حاصل دورانش در ترازوى انصاف زمان به سنجش و داورى خواهد نشست.
وى افزود: تاريخ بى آنكه آلوده رقعه شاهان و اراده اميران و دخل و تصرف كاتبان باشد نظر به رسانه مكتوب و روزنامه ها خواهد انداخت. چه؛ تاريخ نگارى ديرگاهى است كه به روزنامه نگاران سپرده شده و بالندگى و شكوفايى روزنامه، همانا امكانى براى انتقال دقيق متن امروز به آينده است.
نورى در بخش ديگرى از سخنان خود ضمن تأكيد برپافشارى مطبوعات دوران اصلاحات به عهد خود با خاتمى و پرداخت تاوان سنگين آن گفت: مطبوعات دوران اصلاحات كوشيدند بينش اجتماعى و ذهن سياسى مردمان ايران را هر چه بيشتر پرورش دهند و آنان را به حقوق مدنى خود بيش از پيش آشنا كنند. وى اضافه كرد: رفته رفته همه ما به يك نظام قانونمند مطبوعاتى و يك روش مدنى و مدرن ايرانى دست يافتيم كه در آن جايى براى مطبوعات جنجال آفرين و پرخاشگر نبود. مطبوعات دوران اصلاحات، بدل به سعى و خطايى براى نهادينه كردن اين روش ايرانى شد.
كسرى نورى سردبير روزنامه ايران همچنين در بخش ديگرى از سخنان خود با اشاره به اينكه، حس ناخوشايند كار در روزنامه دولتى كه تداعى كننده بستن و شكستن بال انديشه و حصر و حصار پركشيدن قلم است، با همراهى دولت اصلاحات بدل به افتخار نويسندگان «ايران» شده است، گفت: روزنامه ايران در مسير كمال و اعتبار ملى قدم برداشته وشهره به نگاه ملى گرايى و دين باورى در عرصه سياست بود و پاسخ سريع جامعه به اين مشى و منش، اقبال بى سابقه، شمارگان روزنامه بود كه طى اين مدت افزايشى بالغ بر ۱۵۰ هزار نسخه در روز يافت.
> متن سخنان رئيس جمهورى در جمع مديران و خبرنگاران و كاركنان روزنامه ايران
بسم الله الرحمن الرحيم
آنان كه با سرشت جهان هستى و نيز سرنوشت تاريخ بشرى آشنايند، مى دانند كه اولاً جامعه بشرى همواره معروض تحولات و دگرگونى هاى پياپى بوده و زندگى بشر در طول تاريخ ساكن نبوده است و نيز مى دانند اين تحولات در طول زمان و با پرداخت هزينه هاى فراوان صورت مى گيرد و گاه در نيمه راه، متفرق يا منحرف مى شود و از جاى ديگر آغاز مى شود؛ اين رمز جامعه بشرى است ونيز مى دانند تحولات، ارزان و آسان به دست نمى آيد؛ آنان كه در انتظار دستاوردهاى بزرگ در عرصه اجتماعى بدون پرداخت هزينه و بدون صبورى هستند، دچار وهم اند.
به تعبير عارف بزرگ و كم نظير تاريخ فرهنگ، هنر و ادب ايران عطار نيشابورى:
صد هزاران طفل سرببريده شد
تا كليم الله صاحب ايده شد
صد هزاران خلق در زنار شد
تا كه عيسى محرم اسرار شد
صد هزاران سبزپوش از غم بسوخت
تا محمد را چراغى برفروخت
اين رمز و راز ماهيت و سرنوشت زندگى بشر در طول تاريخ است . اگر با اين نگاه به حوادث و پيشامدها بنگريم، قدرت داورى منصفانه ترى در مورد آنچه پيش آمده خواهيم يافت و نقطه ضعف ها و قدرت ها را بيشتر درك مى كنيم و درمى يابيم كه آگاهانه بايد در مسير تكامل جامعه قرار گرفت و در تحولات، تأثيرگذار بود. حركت هاى اجتماعى بايد بر دوش جامعه بشرى باشد بنابراين راه همسوشدن با جامعه و كمك كردن به آن براى تحرك در مسير تكامل چيزى جز گفت وگو و تعامل نيست .از روزى كه افتخار خدمت به ملت ايران را يافته ام بر دو اصل گفت وگو و حركت بر اساس قانون ،قانون اساسى كه اگر نقص هم دارد مبناى نظم اجتماعى است تكيه كرده ام و در جهان آشوب زده امروز نيز، اصل گفت وگو و تفاهم و تعامل را به عنوان يك اصل راهبردى مطرح كردم.نمى شود يك فرد و دولت در عرصه بين الملل از گفت وگو و تعامل سخن بگويد و در درون جامعه خود از آن غافل بماند و بنا را بر زور و القاى يكطرفه قرار دهد. كسى كه در متن جامعه خود توان طرح گفت وگو را ندارد، نمى تواند در عرصه جهانى، منادى طرح گفت وگو باشد. صرفنظر از كامروايى ها و ناكامى ها همواره كوشيده ام تا فضايى فراهم شود ميان نخبگان با نخبگان، نخبگان با دولت و دولت با نخبگان، نخبگان با مردم و مردم با نخبگان، اصل استراتژى گفت وگو و تعامل برقرار شود و طبيعى است در اين عرصه، رسانه به طور كلى و به طور خاص مطبوعات مورد توجه ويژه اند و در تأمين اين راهبرد نقش ويژه دارند.
كوشيده ام بر اين اصل استوار باشم كه در عرصه مطبوعات بايد از حقوق اساسى مردم دفاع كرد و اطلاع رسانى به مردم بايد در جهت آگاهى بخشى به آنان نسبت به اين حقوق باشد. همچنين از حقوق قانونى رسانه دفاع و آن را به عنوان يك پديده در عصر حاضر كه جز تفاهم و گفت وگو راهى براى پيشرفت در آن نيست، معرفى كنم.
|
|
|
همواره به دولت، حاكميت و مطبوعات توصيه كرده ام بر سه اصل اقتدار ملى يعنى مصالح ملى، وحدت و منافع ملى حركت كنند و تلاش كردم اين اصل را بقبولانم كه حكومت به كمك صاحبنظران و نمايندگان بخشهاى مختلف بايد به يك توافق در مورد منافع و وحدت ملى و مصالح ملى برسد و دولت و ملت بر اين سه اصل، پايه اقتدار ملى را تضمين كنند؛ اما اگر چنين نشد و خواستيم در وراى اين توافق با آيينه و مظهر انديشه، يعنى مطبوعات برخورد كنيم، بخشى از نخبگان را به حاشيه رانده ايم كه روز به روز بزرگتر مى شوند و روزى اين حاشيه از متن بزرگتر خواهد شد كه بزرگترين تهديد، براى هر نظام است. ما در اين مدت كامروايى ها و ناكامى هاى فراوان و نقض مسلم قانون اساسى در مواردى را شاهد بوده ايم كه البته اين نقض عمدتاً از سوى بخش هايى از حكومت بود و نيز افراط و تفريط هايى در برخى از رسانه هاى نوپا و عبور آنها از مرحله نقد - كه حيات مطبوعات است - به وادى تخريب را نيز شاهد بوديم.
برخوردهاى غيرعادلانه با مطبوعات كم نبود و گاه مطبوعه اى آزاد و انديشمند را به صرف اين كه مطابق سليقه بخشى از حاكميت رفتار نمى كرد، به ضديت با نظام ،براندازى و عناوينى مانند اين متهم مى كردند كه آن مطبوعه سختى هاى فراوان را تحمل مى كرد و درعين حال، بعضى از مطبوعات و رسانه ها كه سخنگوى اقليتى در جامعه محسوب مى شدند، به هرگونه توهين، تهمت و تشويش افكار مجاز بودند كه اين امر از ناكامى هاى ما محسوب مى شود؛ چرا كه از يك سو مطبوعات مى خواستند به وظيفه خود عمل كنند و نمى توانستند و بخشى ديگر به هر عمل ضدقانونى دست مى زدند.»
در جامعه در حال گذار - كه معتقدم ۱۵۰ سال گذشته جاى تحليل بسيار دارد - از زندگى سنتى سابق به زندگى متناسب با زمان و مكان امروز، با مشكلات فراوان و ويژه روبه رو هستيم. يك اشتباه اين است كه بعضى خواهان جامعه ساكن هستند و كسانى كه به سرشت و تحولات جامعه آشنا نيستند، در آن چارچوب، تعريف و تحليل مى دهند. اين هشت سال نيز بخشى از دوران گذار بود .معتقدم دو رويكرد در اين فضا بود كه يكى اصلاحات و انديشه به اين نام شكل گرفت. فضاى بازى در جامعه ايجاد شد كه شاهد حضور رسانه هاى جديد با نيروهايى خوش فكر، جوان، جسور، نقاد و تحليل گر بوديم و البته در اين دوران، مشكلاتى نيز داشتيم كه به دليل طبع دوران گذار، بخشى از نيروهاى اصلاحات نيز دچار شتاب زدگى، افراط و تفريط و عدم تشخيص مرز ميان اصول اصلى و فرعى شدند و همين امر سبب بخشى از ناكامى هاى حركت هاى اصيل اصلاحات - كه به لطف خداوند اصلاحات هم چنان ادامه دارد - بود.
در وراى همه فراز و نشيب ها ، ظهور دوران تازه اى در عرصه مطبوعات و تبادل افكار و ارتباطات با نيروهاى نوانديش، شجاع و رسانه هاى مستقل شاهد بود . رويكرد ديگر كه به تحديد و تهديد با انديشه و فكر منجر مى شد روبه رو بوديم و آن چه بخشى از حاكميت نمى پسنديد، به ضد اصول، ارزش ها و امنيت ملى متهم مى شد؛ در حالى كه بايد اين اصل را بپذيريم كه مقابله با توسعه مطبوعات، مقابله با رشد جامعه است. اين توصيه اخلاقى نيست ، يك برداشت علمى است كه عرض مى كنم هميشه در مرحله گذار، هرچه حاكميت تحمل خود را بالا ببرد و ظرفيتش را در برابر انديشه هاى متفاوت موجود افزايش دهد، جامعه موفق تر است.
|
|
|
دولت من كوشيد استراتژى و راهبرد گفت وگوى مستمر، مستدل و ايستادگى در چارچوب قانون را پى گيرى كند و از طاقت فرساترين و خسته كننده ترين كارهاى دولت، همين بود. ما در اين زمينه ناكامى ها و عقب گردهاى فراوان داشتيم، اما به عنوان يك ناظر - خارج از جايگاهى كه درحال حاضر در آن قرار دارم - معتقدم اين راهبرد موفق بوده است. سرانجام ديديم كه رئيس شجاع و عالم قوه قضاييه در سخنرانى ها و بخشنامه هاى خود، مسائلى را مطرح كرد كه از كف خواسته هاى اصلاح طلبان بالاتر و از بسيارى درخواست هاى آنها تندتر و اساسى تر بود و اخيراً نيز اظهارنظر رئيس محترم دادگسترى را شنيديم مبنى بر اين كه نبايد به خاطر تخلف احتمالى افراد، با مطبوعه و مؤسسه برخورد كنيم؛ و مگر حرف ما چه بود؟
يك روز همه مطبوعاتى را كه نمى پسنديدند جايگاه جاسوسان و سرنخى از كسانى كه مى خواهند ايران و ايرانيان را از بين ببرند، ناميده مى شدند و امروز رياست محترم قوه قضاييه، داغ تر و البته اساسى و شجاعانه از حقوق شهروندى مردم سخن مى گويد و مرز تخلف يك روزنامه نگار يا نويسنده از سرنوشت مطبوعه جدا مى شود. مطمئن باشيد استراتژى تكامل، گفت و گو و نقد و ايستادگى قانونمند و همكارى قوا از عوامل مؤثر در اين زمينه بوده است.
خوشحالم از اين كه در پايان دوره مسؤوليتم يكى از مهم ترين خواسته هاى جريان اصلاحات، امروز از سوى اين مقامات (رئيس قوه قضاييه و رئيس كل دادگسترى) مطرح مى شود. البته هنوز كم نيستند اصحاب « منع و حذف» كه حتى از چنين سياست هايى نيز برافروخته مى شوند.
توصيه من به شما همكاران خودم و همه اصحاب مطبوعات و اهل فكر و تحليل اين است كه براى اصلاحات كه اين همه هزينه داديد در كنار اين سياست ها كه مطرح شده است، بايستيد و آن را رها نكنيد. مسائل اصلى را فداى مسائل فرعى نكنيد. حال كه مثل قوه مجريه ، قوه قضاييه نيز به اين مسأله رسيده است، بگذاريد اين سياست در جامعه نهادينه شود.»
خوشحالم كه در آخرين سال مسؤوليتم شاهد اين تحول هستيم، چنان كه با فراز و نشيب ها و تمام گلايه ها و ستم هايى كه به اصلاحات شد، گفتمان تازه اى در روابط اجتماعى شكل گرفت.پيشنهاد مى كنم سخنرانى هاى افراد برجسته دنيا را طى ۱۰ سال گذشته حداقل با ۸سال گذشته مقايسه كنيد و تغيير گفتمان ها را ببينيد. امروز خوشحاليم كه بخش هاى قابل توجه اين گفتمان در چارچوب نظام ادارى نهادينه مى شود.اينجا بايد اشاره كنم؛ مؤسسه عزيز مظلوم، پرثمر و پرافتخار «ايران» يكى از اركان پيشرفت در عرصه مطبوعات بوده است.
خدا را سپاسگزارم كه اين پديده نو و گل معطر بوستان اطلاع رسانى و ارتباطات در عين پايبندى به چارچوب هاى امنيت و منافع ملى، يك روزنامه منفعل و متملق و روزمره نبود و نقادى را به عنوان محور كار خود برگزيد و با پيشگيرى از افراط و تفريط - كه مانع هر پيشرفت است - و اتخاذ مشى اعتدالى، آگاه سازى جامعه را وجهه همت قرار داد و از اين كه افكار جامعه به نفع يك جريان فسيل شود جلوگيرى كرد.
در ميان رسانه هاى فراگير، سهم كوچك دولت، روزنامه ايران بود و حالا همه مى توانيم بفهميم كه چرا برادر عزيز و بزرگوارمان جناب آقاى مهندس موسوى از مهم ترين شرايط خود براى آمدن در صحنه را داشتن يك كانال ارتباطى مستمر و فراگير با ملت مى دانست. دولتى كه نماينده مردم است، اگر وسيله ارتباط با مردم را نداشته باشد، حتى ممكن است اقليتى چهره او را درست برخلاف آن چه بوده است به مردم معرفى كند و ما در ميان انواع و اقسام رسانه هاى فراگير و بزرگى كه در ايران بودند، سهم اندكمان روزنامه ايران بود كه برگ زرين تاريخ مطبوعات ماست.
حال كه دولت از دسترسى به كانال هاى وسيع و گسترده محروم است، انتظار اين بود كه سهم دولت از اين رسانه كوچك - نسبت به كميت و فراگيرى - از فشار و تحميل و تهديد مصون بماند و هميشه شاهديم كه روزنامه ايران بارها تا مرز توقيف پيش رفت و البته تصديق كنيد كه اين دولت - كه «ايران» روزنامه اش بود - هيچ گاه از اين روزنامه نخواست كه ابزارى در دست دولت باشد و حتى از چنين تلقى اى نيز ناراحت و برافروخته مى شد. همه كاركنان، نويسندگان، خبرنگاران و مسؤولان مؤسسه ايران اين مسأله را تصديق مى كنند كه هيچ گاه از آنان خواسته نشد مطابق سليقه و ميل دولت و رئيس جمهور باشند. ما نيز از نقدهايشان گلايه نكرديم و برعكس، آن چه در ديدارهاى دوستانه مان خواستيم، خبررسانى صحيح، صادقانه، واقع بينانه و در عين حال تأكيد بر امر نقد بود.
در اين جمع عزيز مى خواهم از همه مطبوعاتى كه طى اين هشت سال فعاليت كرده اند، بخصوص آنها كه با شجاعت هزينه هاى فراوانى جهت اعتلاى فرهنگ، اخلاق، مردم سالارى، رشد مردم و نقدپذيرى حكومت و قدرت تلاش كردند و هزينه آن را نيز پرداختند تقدير كنم . ده ها روزنامه داريم كه توقيف موقت - و البته توقيف دائم - شده اند و صدها انسان تلاشگر به جرم نكرده در زندگى دچار مشكل شده و امنيت شان را از دست دادند؛ افرادى كه فرهيخته ترين، مخلص ترين، بااخلاق ترين بخش هاى جامعه را شامل مى شوند و از مزاياى زندگى متوسط به پايين برخوردارند. با اين افراد كه به خاطر برخوردهاى نادرست دچار بيكارى، از هم گسيختگى زندگى شدندهمدردى مى كنم
اميدوارم حكومت به خوبى آموخته باشد كه سخت گيرى نتيجه عكس مى دهد و افراط و تفريط هميشه بد و در دوران گذار بدتر است.
از همه روزنامه نگاران كه همسو با دولت اصلاحات تلاش كردند، آن را نقد كردند، گفت و گو كردند و اطلاع رسانى كردند تشكر مى كنم و همچنين از صميم قلب از همه مطبوعات مخالف و منتقد دولت نيز سپاسگزارم كه اگر آنها هم نبودند، ما در جامعه مان شاهد شور و تحول و اصلاح امور نبوديم.
از همه آنهايى كه قلم به دست مى گيرند و مى نويسند با دولت اصلاحات حركت كردند - چه مخالف دولت و چه موافق دولت - تشكر مى كنم . اميدوارم دولت جديد كه با آراى مردم روى كار آمده است در پاسدارى از مطالبات مردم كه در اين آرا تجلى پيدا كرد موفق باشد. همه ما موظفيم كمك كنيم كه دولت موفق باشد؛ چرا كه موفقيت دولت، موفقيت كل ايران است. اميدوارم شاهد رويكرد جديدى - بخصوص با نظرهاى مترقيانه رياست محترم قوه قضاييه - شاهد رويكرد جديد و منطقى تر نسبت به رسانه ها و مطبوعات باشيم و مثل دوران گذشته، روزنامه هاى مخالف و منتقد از امنيت برخوردار باشند.
رئيس جمهور با پايان دادن به سخنان خود در حالى كه قصد خروج از مؤسسه به سمت اتومبيلش را داشت، مجدداً در مقابل خواست خبرنگاران و عكاسان و كارمندان، جهت گرفتن عكس يادگارى قرار گرفت و ضمن گفت وگوى صميمانه، با آنها عكس يادگارى گرفت.
هنگام سوارشدن خاتمى بر اتومبيلش براى دقايقى خبرنگاران و كاركنان مؤسسه مطبوعاتى ايران او را با كف زدن هاى ممتد بدرقه كردند، در حالى كه خاتمى براى بسيارى از كاركنان مؤسسه ايران كه از پنجره هاى مشرف به خيابان براى وى ابراز احساسات مى كردند دست تكان داد و خداحافظى كرد.