|
|
|
|
|
با هدف دستيابى به توافق براى احداث خط لوله ايران به هند
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
افزايش ۹ميليارددلارى درآمد نفتى ايران
مركز اطلاعات انرژى آمريكا در تازه ترين گزارش خود پيش بينى كرد درآمد صادرات نفت ايران در سال ۲۰۰۵ نسبت به سال ۲۰۰۴ نزديك به ۹ ميليارددلار افزايش يابد. به گزارش خبرنگار اقتصادى مهر به نقل از مركز اطلاعات انرژى آمريكا، وابسته به وزارت انرژى آمريكا، درآمد صادرات نفت ايران در سال ۲۰۰۵ به ۴۱ ميليارد دلار خواهد رسيد. براساس اين گزارش، درآمد صادرات نفت ايران در سال ۲۰۰۵ نسبت به سال ۲۰۰۴ افزايشى ۲۷ درصدى خواهد داشت. مركز اطلاعات انرژى آمريكا درآمد نفت ايران در سال ۲۰۰۴ را ۳۲/۲ ميليارددلار اعلام نموده است. اين گزارش مى افزايد، درآمد ايران از محل صادرات نفت در سال ۲۰۰۶ نيز با افزايشى دو ميليارددلارى نسبت به سال ۲۰۰۵ به ۴۳/۳ ميليارددلار خواهد رسيد. براساس اين گزارش، درآمد صادرات نفت ايران در سال ۲۰۰۴ نسبت به سال قبل از آن، ۳۵ درصد افزايش يافته بود. درآمد نفتى اوپك ۹۲ ميليارددلار افزايش مى يابد مركز اطلاعات انرژى آمريكا اعلام كرد در كشورهاى عضو اوپك تا پايان سال ۲۰۰۵ نسبت به سال ۲۰۰۴ بيش از ۹۰ ميليارددلار افزايش خواهد يافت.
|
|
|
|
|
سندملى فقر زدايى و هدفمند كردن يارانه ها تدوين شد
مهر: معاون اجتماعى سازمان مديريت و برنامه ريزى گفت: سند فقرزدايى و هدفمند كردن يارانه ها دراين سازمان تدوين شده و بزودى در هيأت دولت بررسى خواهد شد. عبدالحميد معافيان تأكيد كرد: سند كاهش فقر و هدفمند كردن يارانه ها يكى ازمهمترين اسناد برنامه چهارم به شمارمى رود كه مكمل چتر حمايتى از اقشارآسيب پذيرخواهد بود. وى با بيان اينكه متن اين سند تدوين شده وبه زودى درهيأت دولت مطرح خواهد شد، افزود: اين سند خط مشى ها وچارچوب هايى كه براى فقرزدايى دركشور بايد اجرا شود را تعيين نموده است. به گفته وى براساس اين سند تمام افراد جامعه بايد ازحداقل نيازهاى اساسى برخودار باشند و اين امر جزو حقوق عامه مردم محسوب شده كه مسؤوليت تأمين اين حقوق برعهده دولت خواهد بود. معافيان با اشاره به اينكه فقرزدايى تنها به معناى كمك مالى به قشر ضعيف جامعه نيست،اظهارداشت: ما براى فقر زدايى از خود اين قشر كمك گرفته وبا توجه به توانايى هاى بالقوه اين افراد مشاغل مختلفى براى آنان ايجاد خواهيم كرد. وى با بيان اينكه اين اقدامات حمايتى ازپايين ترين لايه هاى اقشاركم درآمد جامعه شروع خواهد شد، افزود: به منظورتوانمندى فقرا درجهت شركت درفرايندهاى اقتصادى و كسب مشاغل پايدار به اين افراد آموزش هاى مهارتى لازم داده خواهد شد. معافيان آموزش صحيح كودكان بى بضاعت را ضرورى دانسته وتصريح كرد: طبق اين سند دولت بايد با حمايت افرادى كه در حاشيه فقرهستند، از ورود اين افراد به جرگه فقرنشينان وافزايش فقرا جلوگيرى نمايد. به گفته وى اين سند براساس تعاريف خاصى مانند فقر درآمدى،فقر نسبى،فقر مطلق و فقر غذايى دركشوراجرايى خواهد شد. وى با بيان اينكه با اجراى اين سند تمام اقشارجامعه از يك سبد غذايى مطلوب ومورد قبول برخوردارخواهند شد، اظهارداشت: ما پيش بينى كرده ايم كسانى كه زيرخط فقرهستند قادرباشند از خدمات بهداشتى،توان بخشى ودرمانى لازم استفاده نمايند. معافيان هدفمند كردن يارانه ها را يكى ازمهمترين دغدغه هاى كشور دانست وافزود: با اجراى اين سندمشكل هدفمند كردن يارانه هادركشورحل شده واين امردرثبات اجتماعى كشور بسيار مؤثرخواهد بود. معاون اجتماعى سازمان مديريت درپايان تصريح كرد: بر اساس اين سند قسمت قابل توجهى از منابعى كه ازهدفمند كردن يارانه ها مانند يارانه هاى انرژى حاصل مى شود به سمت افراد فقير و قشر كم درآمد جامعه سوق خواهد يافت.
|
|
|
|
|
با هدف دستيابى به توافق براى احداث خط لوله ايران به هند
مذاكرات هند و پاكستان آغاز شد
فارس: شبكه تلويزيونى ان دى تى وى هند گزارش داد: مذاكرات مقامهاى هند و پاكستان براى تعيين جدول زمانى مشخص براى اجراى پروژه ۴/۱ ميليارددلارى خط لوله گازى ايران هند روز سه شنبه در دهلى نو آغاز شد. به گزارش خبرگزارى فارس ، شبكه تلويزيونى ان دى تى وى هند در گزارش خود آورده است مقامهاى عالى رتبه دو كشور طى دو روز آينده درباره مسائلى چون نحوه تأمين مالى اين پروژه ، مسائل تجارى و اقتصادى پروژه و نگرانيهاى امنيتى آن به بحث و تبادل نظر خواهند پرداخت . پيشنهاد اوليه اين پروژه از سوى ايران و در سال ۱۹۹۳ ميلادى زمانى كه بى نظير بوتو نخست وزير پاكستان بود ، مطرح گرديد ، ولى بالاخره پس از گذشت بيش از ده سال به مراحل نهايى خود رسيده است . اجراى اين پروژه عظيم گازى موفقيت بزرگى براى هر سه كشور به شمار مى رود . هند كه عطش زيادى براى دستيابى به منابع هر چه بيشتر انرژى دارد ، براى حفظ رشد اقتصادى ۷ تا ۸ درصدى خود نيازمند گاز ارزان قيمت ايران است . پاكستان نيز نياز مبرمى به واردات گاز دارد . تا سال ۲۰۲۵ ميلادى ميزان مصرف گاز طبيعى در اين كشور به شدت افزايش خواهد يافت . اين كشور از طريق حق ترانزيت گاز صادراتى ايران به هند ، ساليانه بيش از ۸۰۰ ميليون دلار درآمد كسب خواهد كرد . آنچه كه كارشناسان انرژى هر سه كشور را براى نهايى كردن اين پروژه نگران كرده است ، فشارهاى آشكار و پنهان واشنگتن بر اين سه كشور است . پاكستان كه تحت فشار شديد كاخ سفيد قرار دارد ، تا روز ۳۱ دسامبر مهلت خواسته است تا نظر نهايى خود را در خصوص اين پروژه اعلام كند . احمد وقار معاون وزير نفت پاكستان در اين باره گفت: ما بر اساس منافع ملى خود تصميم نهايى دولت پاكستان را اعلام خواهيم كرد . هند و پاكستان غير از ايران ، اكنون دو گزينه ديگر براى واردات گاز در پيش روى خود دارند .قطر و تركمنستان اين دو گزينه هستند . هزينه اجراى پروژه واردات گاز از قطر بسيار سنگين ارزيابى شده است و واردات گاز از طريق تركمنستان و مرزهاى افغانستان نيز مسائل امنيتى خاص خود را دارد . كارشناسان انرژى منطقه بر اين باورند كه گرچه هند پيش از اين اعلام كرده است به هيچ وجه تسليم فشارهاى آمريكا نخواهد شد ، ولى پاكستان هنوز يك حلقه ضعيف در اين زنجيره است و تا روز ۳۱ دسامبر بايد منتظر پاسخ قطعى اسلام آباد بود .
|
|
|
|
|
نخبگان جهان چگونه تغذيه مى شوند؟
|
|
|
چگونه مى توان به آسانى از مقام مسؤوليت يك سازمان بزرگ غير دولتى به رياست يك شركت چند مليتى رسيد ؟ سابقه فعاليت اجتماعى و آموزشى مشترك كه اغلب تحصيل در يك دانشگاه آمريكايى را نيز در بر مى گيرد، نزديكى اين دو حوزه را آسان مى سازد. به نام مسؤوليت اجتماعى مشترك و با دفاع از «همكارى» اى متناقض مابين شركت هاى بزرگ و سازمان هاى غير دولتى است كه اين امر ممكن مى شود. علم جامعه شناسى در مباحثات مربوط به روند جهانى شدن حرف هاى بسيارى براى گفتن دارد زيرا اگرچه تحقيقات محققانه بسيارى در باب تشخيص و پيشگويى هاى مثبت و يا منفى اين روند وجود دارد، ليكن اين تحقيقات اطلاعات زيادى درباره عملكرد كارشناسان و ضد كارشناسان، كه بازيگران اصلى روند جهانى شدن هستند، به ما نمى دهند. تحقيق درباره مديريت جهانى، بازار ارزشمند و سوددهى را براى دست اندركاران حقوق، اقتصاد و علوم سياسى تشكيل مى دهد. اين دست اندركاران، وراى اختلافات علمى و ايدئولوژيكى شان، همگى در جدى گرفتن اهداف روند جهانى شدن با هم توافق دارند. گويى كه روند جهانى شدن براى اين افراد، چه آنانى كه آن را تبليغ مى كنند، يا عليه آن مى جنگند و يا آن را تحت كنترل خود در مى آورند، حقيقتى است مسلم. از اين ديدگاه، اينان به اين روند نه تنها به چشم يك هدف سياسى بلكه همچنين به مثابه بنيادى در حال ساختمان نگاه مى كنند كه تمام كارشناسان و متخصصين را گردهم آورده است، درنتيجه تمام امكانات اجتماعى و نهادى را براى بقاى اين روند به كار مى گيرند. هنگامى كه اين دست اندركاران در مجالس مختلف يكديگر را مورد انتقاد قرار مى دهند به شدت مراقبند كه اختلافاتشان اين فضاى نوين قدرت را خدشه دار نسازد. البته در اين امر بسيار موفقند زيرا پويايى اى كه از اين اختلافات جدال انگيز ناشى مى شود آنان را مجبور مى سازد تا قهرمانان خود را به عرصه نبرد بفرستند و اين قهرمانان با تكيه بر دانش فكرى و سرمايه اجتماعى خويش حربه هاى بسيار مشابهى را به كار مى گيرند و همگى در خدمت اهدافى به ظاهر متفاوت اما پژواك گونه عمل مى كنند. بازار تخصص بين المللى بازارى است بسيار حمايت شده و محدود به نخبگان. براى ورود به اين بازارمى بايست از شايستگى هاى فرهنگى و زبان شناسى برخوردار بود. قبل از آن كه بتوان توسط تحصيلات بين المللى و بسيار پرخرج، حقانيت و مشروعيت ورود به اين بازار را كسب كرد، بايد پايه اوليه لازم براى ورود به امور بين المللى را دارا بود و اين پايه عبارت است از ارثيه مادام العمر خانوادگى يك خاندان چند فرهنگه. حتى برخى از اين نخبگانى كه به روند جهانى شدن انتقاد مى كنند از اين خاندان بين المللى برخاسته اند و پيرو شبكه بين المللى اى هستند كه به طور محسوسى تحت تأثيرآمريكاى شمالى قرار گرفته است. زيرا انجمن هاى بزرگ و مهم غيردولتى چندمليتى نيزجوان هاى ماهر خود را از بين بهترين ديپلمه هاى دانشكده هاى ايوى ليگ واقع در آمريكا انتخاب مى كنند. ليكن دروازه اين دانشكده ها ( كه شهريه شان به بيش از يى هزار دلار در سال بالغ مى شود) تنها به روى كسانى باز است كه خانواده شان نسل به نسل در نهادهاى تثبيت شده ليبرالى بوده و همانگونه كه خاص نخبگان است، تربيت شان به گونه اى با ايده آليسم و ارزش هاى جهانشمولى آميخته است. اين چنين عضوگيرى اى به برخى انجمن هاى مبارزه جو و برخى سازمان هاى بشردوستانه غيردولتى امكان اين را داده است كه ذخيره دائمى از افراد لايق و شايسته در اختيار داشته باشند. اين انجمن ها، با تمام انگيزه هاى انسانى و با معروفيت تمام، به همكاران منتقد شركت هاى چند مليتى و دولت ها تبديل مى شوند. حقوق و مزد افراد اين سازمان ها اغلب پايين است ليكن در زمينه تجربه آموزى، اين همكارى هاى بين المللى امكان بسيار خوبى به شمار مى رود و مى تواند بعدها راه را براى ورود به مقامات دولتى، به كابينه هاى تخصصى و چه بسا به شركت هاى چندمليتى باز نمايد. فعالين حرفه اى در اين سازمان ها، هم شاگردى هاى سابق خود را مى يابند و گاهى از آنها هم جلو مى زنند. در واقع چنين آموزشگاه مبارزه جويى حرفه اى، سرنخ هاى اساسى اى را در دوران «جهانى شدن» به دست مى دهد: يك دفترچه آدرس هاى مفيد و به خصوص يك دانش سياسى كه آميخته اى است از مهارت و رازدارى، مهارت دراستفاده ازرسانه هاى ارتباطاتى و رازدارى گروه هاى فشار. در اين ميان بايد شهرت كسب شده بسيار مفيد را نيز به اين دانش افزود، شهرتى كه مى تواند بعدها در صورت لزوم به كمك «سرمايه داربا اصول» بشتابد. بدين صورت آقاى بنجامين هاينرمن، فارغ التحصيل از دانشگاه هاى هاروارد، آكسفورد و ييل، سابقه شغلى خويش را در يك كابينه حقوقى مدافع منافع عمومى كه هزينه اش توسط صندوق مالى شركت فورد تأمين مى شود، آغاز كرد. وى سه سال اول زندگى شغلى خود را در اين كابينه گذراند. اين كابينه راه او را براى اشتغال در پست هاى بسيار مهم در دولت كارتر باز نمود. تا اينكه بعدها مديركل امورحقوقى شركت جنرال الكتريك، مهم ترين شركت چندمليتى دنيا شد و هفده سال در اين مقام باقى ماند. او اكنون معاون مديركل شركت است. امرى كه به او در محافل حرفه اى و در جمع رؤساى بين المللى مشروعيت و حقانيت لازم را عطا كرده است. او همچنين خود را مدافع اخلاقيات دانسته و تعهد كرده است كه براى امر والاى «مسؤوليت اجتماعى» مبارزه كند. استراتژى بازى دوگانه ويژگى هاى نسل نوين فعالين روند جهانى شدن به مراتب از ويژگى هاى نسل هاى پيشين با ارزش ترند. نسل نوين داراى قابليت هاى فرهنگى و زبان شناسى است كه آن را اغلب از زمان كودكى در مدارس منتخب مانند مدارس دوزبانه، كسب كرده است. اين قابليت ها به خصوص در كشورهاى در حال رشد، به مثابه پاسپورتى براى ورود به رده هاى دانشگاهى در كشورهاى خارجى محسوب مى شوند. از آن جايى كه معمولاً اين خانواده ها هستند كه هزينه بسيار سنگين چنين آموزش و پرورشى را براى فرزندانشان تحمل مى كنند، پايگاه اجتماعى براى رسيدن به اين رده ها به عامل تعيين كننده اى تبديل شده است. بدين گونه آموزش نخبگان كشورهاى وابسته در دانشگاه هاى خارجى ميراث دوران استعمارگرى است كه توسط امپرياليسم نوين تجدد يافته است. ايالات متحده آمريكا سركردگى خود را از طريق سرمايه گذارى هاى آموزشى به دنيا تحميل مى كند چرا كه آمريكا برنامه آموزشى دانشگاه هايى كه دست اندركاران حكومت هاى آينده دنيا در آنها تحصيل مى كنند را حول اقتصاد و علوم سياسى تعيين مى كند. بدين ترتيب، دانشكده هاى ويژه ايوى ليگ به مكان هاى ممتاز براى ساختار نخبگان ملى و بين المللى تبديل شده اند. درحالى كه فرزندان اقشار مردمى براى ورود به دانشگاه هاى دولتى ( به خاطر تعداد بسيار زياد داوطلبين ) بايد كنكور بسيار سختى را بگذرانند، درهاى دانشگاه هاى عالى رتبه بين المللى، مانند يك ارثيه خانوادگى، به روى فرزندان قشرهاى مختلف بورژوازى دولتى همچنان باز است. اين استراتژى مشترك نخبگان بسيارى از كشورها به ايجاد «يك هماهنگ سازى در جبهه جهانى آموزش رهبران» منجر شده است. با افشاگرى ايدئولوژى هاى كهنه استعمارى وجايگزين كردن آنها توسط ايدئولوژى هاى نوين جهانشمولى مانند پيشرفت، بازار، حكومت قانون، ابرقدرت سلطه گر آمريكا با يك تير دونشان زده است. از سويى، شبكه نفوذى كه مدل استعمارگرى نوين اروپايى را تقويت مى بخشد ، تضعيف نموده و از سويى ديگر، نخبگان كشورهاى وابسته به قاره اروپا را از طريق شبكه فرهنگى بين المللى به سوى دانشگاه هاى خويش جذب كرده است. نتيجه منطقى اين امر، فرار مغزها به طرف بازارهاى كارى است كه پول بيشترى پيشنهاد مى كنند. دو مقوله ملى و بين المللى در استراتژى هاى توليد نخبگان، به طرز قابل ملاحظه اى به هم آميخته است. در بازار متخصصين بين المللى، كسانى برنده اند كه بتوانند هر چه بيشتر مدارك و عناوين مورد قبول كشورهاى مبدأ اين دانشجويان را ارائه دهند. درمقابل، يك سرمايه بين المللى از قابليت ها و ارتباطات، كمك غيرقابل انكارى به استراتژى هاى ملى حكومتى مى كند. همانگونه كه فارغ التحصيل شدن از مدرسه عالى دولتى (ENA) و يا پلى تكنيك مانعى براى دنبال كردن يك پيشرفت در كارهاى بين المللى به شمار نمى رود، همانگونه نيز يك فرانسوى كه از دانشگاه هاروارد فارغ التحصيل شده باشد، مشكلى براى وزير شدن در دولت فرانسه نخواهد داشت. گروه كوچكى از ممتازان مى تواند در آن واحد از شهرت ملى خود براى نفوذ در محافل بين المللى استفاده نموده و همچنين با سرمايه گذارى در بخش بين المللى، موقعيت خود را در صحنه سياست داخلى تحكيم بخشد. كافى است توضيح داده شود كه با وارد بودن در امور بين المللى بهتر مى توان از منافع ملى كشوردرعرصه رقابت جهانى دفاع كرد. چنين استراتژى هاى بازى دوگانه براى نهادهاى بزرگ خصوصى بشردوستانه مانند نهاد فورد، راكفلر، سوروس كه هم اكنون خود را در رأس جنبش هاى بين المللى «انسانى شده» جاى داده اند، ارزش بسيار زيادى دارد. اين نهادها از سويى در تأمين برنامه هاى بين المللى بسيارى از سازمان هاى غيردولتى بزرگ كه در راه احقاق حقوق انسان ها و يا دفاع از محيط زيست مبارزه مى كنند نقش داشته و از سوى ديگر، در شكوفايى بين المللى دانشكده هايى كه ايدئولوژى ليبراليسم را پرورش داده و پخش مى كنند، فعالانه شركت دارند: بيش از نيمى از مسؤولين بانك هاى مركزى، از دانشكده هاى اقتصاد دانشگاه هاى آمريكايى فارغ التحصيل شده اند، يك سوم آنها مسؤولين سابق صندوق بين المللى پول و يا بانك جهانى بوده اند. بدين گونه، جهانى شدن، فضاى «مديريت» جهانى اى را مورد توجه و ارزش قرار مى دهد كه درآن نهادها و عملكردها از مدل آمريكاى شمالى الهام مى گيرند. برخلاف آنچه مى توان تصور كرد، اختلافات در بطن امپراتورى باعث قدرت آن مى شوند. حيله منطق امپرياليستى اين است كه او شيوه هاى انتقادى را نيز صادر مى كند: حتى انتقاد از جامعه آمريكا، از بررسى ها (چندفرهنگى، اختلاط نژادى) و شيوه هاى معمول مبارزه در آمريكا الهام مى گيرند (تكيه بر «جامعه مدنى» و ارجاع به رسانه هاى گروهى). براى مقابله با كسانى كه سياست محافظه كارانه خود را با استناد به نمايندگان بين المللى نهادهاى تثبيت شده، مانند صندوق بين المللى پول، بانك جهانى و غيره، توجيه مى كنند، رقيبانشان در بازار خرازى مدل هاى از پيش تعيين شده كه از طريق شبكه سازمان هاى غيردولتى جريان مى يابد، دنبال جواب مى گردند. بدين طريق، در مركز و درحول و حوش نظم نوين جهانى، مبارزات داخلى، واردات فرهنگى را تشويق كرده و نيز از آنها استفاده مى كنند. در اين روند سلطه طلبانه، مخطى و منتقد، درآن واحد رقيب و مكمل يكديگرند. سازمان هاى غيردولتى واقع در واشنگتن، از آنجايى كه افراد خويش را از بين جمع نخبگان و با حمايت مالى نهادهاى بشردوستانه و نيز از طريق امكانات بى شمارى كه در اختيار دارند (در بين دانشگاه هاى مختلف و نيز نهادهاى بين المللى) انتخاب مى كنند، به راحتى مى توانند براى مقابله با مسائل نوين سياسى و علمى، استراتژى ها و مدل هاى لازمه را تدارك ببينند. اينان با اشاعه تحليل ها و بررسى هاى خويش اميدوارند كه بتوانند افكار عمومى دنيا را براى نفوذ بيشتر واشنگتن بسيج و آماده نمايند. مسئله براى سازمان هاى غيردولتى واقع در كشورهاى تحت سلطه متفاوت است. نبودن امكانات كافى در محل، اين سازمان ها را مجبور مى كند تا به سوى بازار بشردوستى بين المللى دست دراز كنند... بازارى كه در عوض كمك هاى ارائه شده، اوامر، مدل ها و شيوه هاى خويش را به آنان تحميل مى كند. راه فرارمبارزين آقاى بنجامين بوكله، در تئورى اش درمورد «بازار جهانى همبستگى»، تمام نكات مبهم «همكارى» بين سازمان هاى غيردولتى بزرگ و انجمن هاى كوچك تر كه در كارهاى محلى شركت مى كنند را روشن مى سازد. سازمان هاى غيردولتى كوچك كه در سطح محلى كار مى كنند براى به دست آوردن پول لازم مى بايست پروژه هاى خود را آماده ساخته و با صاحبان صندوق هاى بين المللى وارد مذاكره شوند. سپس صاحبان اين صندوق ها پروژه هاى سازمان هاى مختلف را بررسى كرده و تصميم مى گيرند به كدام يك كمك مالى كنند. بدين ترتيب آنها مى توانند نه تنها براى تعيين «مردمى كه بايد به آنها كمك شود» تصميم بگيرند، بلكه نظر خود را بر روى اهداف و محك هاى ارزيابى نيز تحميل كنند. علاوه بر اين، ارجحيت هاى اين مديران مالى توسط سازمان هاى غيردولتى بزرگ دنبال مى شوند، چرا كه اين سازمان ها جايگاه خوبى در صحنه بين المللى دارند، امرى كه به آنان امكان مى دهد تا براى سازمان هاى كوچك محلى ( كه امكان دستيابى مستقيم به كمك هاى مالى جهانى را ندارند) نقش مركزيت را بازى كنند. اينگونه ساختارها دست دولت هاى ملى و نخبگان محلى را كوتاه مى كند، اما در عوض به «جامعه مدنى بين المللى» اجازه مى دهد تا ارزش ها و ارجحيت هاى خود را اشاعه دهد و نيز نيازهاى لازم براى پيشرفت و «توقعات دموكراتيك» را تعيين نمايد. كارگزاران «بازار جهانى همبستگى» با وجودى كه شيوه كار صاحبان قدرت مالى را افشا كرده و عملكرد آنها را مبنى بر تحميل افراد و نظرات به سازمان هاى مالى ملى و محلى كشورهاى در حال توسعه مورد انتقاد قرار مى دهند، در عين حال روند ساختار سياسى همين صاحبان قدرت مالى را در كشورهاى وابسته ادامه مى دهند. هنگامى كه مسؤولين سازمان هاى غيردولتى كوچك سعى در به دست آوردن اعتبار خود در محل دارند، به هر حال مجبور هستند تا شيوه هاى مشترى جويانه به كار گيرند. اينان به عنوان سخنگو و نيز «پدرخوانده» مردمانى كه به شدت به اين سازمانها وابسته شده اند، در واقع به رقيب «بالادستان» محلى كه تا كنون تقريباً تنها قدرت سياسى محلى به شمار مى رفتند، تبديل مى شوند. گاهى اوقات دست اندركاران محلى بهاى دست آوردهاى مبارزات بين المللى را به گرانى پرداخت مى كنند زيرا مجبور مى شوند راه حل هاى پيشنهادى كشورهاى دموكراتيك و سازمان هاى غيردولتى را به كار گيرند (مانند گردهمائى هاى مسالمت آميز، جلو انداختن رهبران جنبش هاى از همه فعل تر)، ليكن حكومت هاى اين كشورها براى مقابله با اين شيوه هاى مسالمت آميز لحظه اى براى توسل به خشونت ترديد نمى كنند. باران اعتراضات غربى ها و رسانه هاى گروهى شان الزاماً تأثيرى براين حكومت ها نمى گذارد زيرا اين دولت ها، قدرت نيروهاى سركوب و تعادل قواى درونى شان نه به ساختاراستكهلم شبيه است و نه به ساختار واشنگتن. برخى از مبارزين اين سازمانها ترجيح مى دهند كه از چنين كارزار نامعلوم و نابرابرى بگريزند و به صحنه مبارزات بين المللى بپيوندند جايى كه به خاطر امكانات زياد و شيوه هاى متنوع مبارزه، مى توانند احساس كنند كه كارشان نه تنها كم خطرترنيست بلكه مؤثرتر هم هست. بدين ترتيب تعداد زيادى از مبارزين شيليايى كه در زمان پينوشه پرچمدار مبارزه براى حقوق شهروندان بودند، راه مهاجرت برگزيدند تا خود را در صفوف اول صحنه مبارزات بين المللى بازيابند. برخى شان چاره ديگرى نداشتند چرا كه يا در شيلى تحت تعقيب بودند و يا از كشور طرد گشته بودند. مانند استاد حقوق، آقاى خوزه زالاكت كه در سال ۱۹۷۶به سازمان عفو بين الملل پيوست و سه سال بعد به سرپرستى اين سازمان انتخاب شد. ليكن اغلب اين مهاجرت ها با زوال سازمان هاى غيردولتى شيليايى پس از پيروزى ائتلاف دموكراتيك مواجه شد.گاهى حكومت جديد براى مشروعيت بخشيدن به خويش آنان را دعوت مى كند: آقاى روبرتو گارتون، مسؤول كميته حقوقى دفاع از قربانيان رژيم ديكتاتورى كه درقلمرو اسقف ها به وجود آمده بود، قبل از آنكه سابقه خود را به عنوان گزارشگر ويژه زئير در سازمان ملل متحد دنبال كند، به سمت سفير حقوق بشر انتخاب شده بود. معمولاً وقتى كه شيلى ديگر«صفحات اول» رسانه هاى عمومى بزرگ را پر نمى كند، كمك هاى مالى به سازمان هاى غيردولتى خشك مى شود. حتى اگر محروم ترين اقشار مردم شيلى همچنان قربانى خشونت هاى پليسى باشند. درنتيجه برخى از مبارزين براى آنكه بتوانند به تعهدات سياسى خود وفادار بمانند مهاجرت را انتخاب مى كنند مانند آقاى خوزه ويونكو كه به واشنگتن كوچ كرد و اكنون در آنجا يكى از سخنگويان اصلى انجمن «هوشيارى آمريكا» شده است. بين المللى كردن مبارزات ملى كه موجب به وجود آمدن يك جامعه مدنى جهانى شده است راه را براى سلطه اهداف و عملكردهاى جهانشمولى اى باز مى كند كه همگى از سياست آمريكا الهام گرفته اند. براى مثال مى توان به پيروزى رونالد ريگان اشاره كرد كه يكى از اثرات متناقض آن جهانى كردن هرچه بيشتر «حقوق بشر» بود. براى ايجاد نوعى سپر درمقابل دست يازى دست راستى ها به نهادهاى دولتى، جناح اصلاح طلب امور خارجه آمريكا، كه غالباً از دموكراتها تشكيل شده بود، عمدتاً بر نهادهاى خصوصى اى كه خود ايجاد كرده و كنترل آن را در دست داشت، تكيه مى كرد. اين جناح، براى تشويق پيشرفت يك «جامعه مدنى» كه قادر باشد وزنه مقابل حكومت را تشكيل دهد، جناح عقاب هايى كه رونالد ريگان را احاطه كرده بودند و موازين اخلاقى جهانشمولى را كه تنها ازمنافع يك شخص دفاع مى كرد را مدام افشا مى كردند.
|
|
|
|
|
حمايت نمايندگان دموكرات آمريكا از خط لوله گاز ايران به هند
فارس: برخى از نمايندگان دموكرات كنگره آمريكا در تلاش براى جلب حمايت واشنگتن از پروژه خط لوله انتقال گاز ايران به هند بزودى قطعنامه اى را در اين خصوص در كنگره مطرح مى كنند. به گزارش خبرگزارى فارس به نقل از پى تى آى جيم مك درموت يكى از دموكرات هاى عضو كنگره در زمينه تصويب اين قطعنامه تلاش مى كند و در نظر دارد با تصويب آن دولت جورج بوش را براى پيوستن به جمع حاميان پروژه خط لوله گاز ايران به هند وادار كند. يكى از مراكز علمى تخصصى ايالات متحده به نام بريجينگ نيشنز كه در واشنگتن مستقر است نيز ضمن حمايت از اين قطعنامه آن را حركتى «تاريخى» خوانده است. اين مركز حمايت خود از اين قطعنامه را اعلام كرده و گفته است همكارى اقتصادى راه حل بهترى از مواجهه و درگيرى است. اين مركز با اشاره به پروژه خط لوله گاز ايران به هند افزوده است اين طرح نه تنها تأمين كننده امنيت انرژى در بخشى از جهان است بلكه مى تواند كانون مهمى براى همكارى اقتصادى ميان هند و پاكستان باشد و به علاوه امنيت ملى آمريكا را افزايش دهد.
|
|
|
|
|
ايران با نرخ بيكارى ۱۲/۳ درصد در رتبه بيست و دوم جهان قرار گرفت
فارس: براساس گزارش شاخصهاى توسعه جهانى سال ۲۰۰۵ بانك جهانى از نرخ رسمى بيكارى در ۹۲ كشور جهان، ايران با نرخ بيكارى ۱۲/۳ درصدى در رتبه بيست و دوم نرخ بالاى بيكارى در جهان قرار گرفت. به گزارش خبرنگار اقتصادى خبرگزارى فارس، گزارش شاخصهاى توسعه جهانى سال ۲۰۰۵ بانك جهانى افزود: ناميبيا با نرخ بيكارى ۳۳/۸ درصدى، بالاترين نرخ بيكارى جهان را به خود اختصاص داده است و در رتبه نخست قرار گرفت و كشورهاى مقدونيه و فلسطين اشغالى هر كدام به ترتيب با نرخ بيكارى ۳۱/۹ درصدى و ۳۱/۳ درصدى در رتبه هاى دوم و سوم قرار گرفتند. بنابراين گزارش، نرخ بيكارى در كشورهاى آفريقاى جنوبى ۲۹/۵ درصد، الجزاير ۲۷/۳ درصد، لهستان ۱۹/۹ درصد، آرژانتين ۱۹/۶ درصد، اسلواكى ۱۸/۶ درصد، اروگوئه ۱۸/۶ درصد و بلغارستان ۱۷/۶ درصد اعلام شد و اين كشورها نيز از لحاظ نرخ بالاى بيكارى در رتبه هاى چهارم تا دهم قرار گرفتند. نرخ بيكارى در كشورهاى ونزوئلا ۱۵/۸ درصد، آلبانى ۱۵/۸ درصد، بوتسوانا ۱۵/۸ درصد، جمهورى دومينيكن ۱۵/۶ درصد، تونس ۱۵/۶ درصد، كرواسى ۱۴/۸ درصد، كلمبيا ۱۴/۷ درصد، صربستان و مونتنگرو ۱۳/۸ درصد، ليتوانى ۱۳/۸ درصد، اردن ۱۳/۲ درصد و پاناما ۱۳/۲ درصد اعلام شده است و اين كشورها نيز در رتبه هاى يازدهم تا بيست و يكم نرخ بالاى بيكارى قبل از ايران جاى گرفته اند. گزارش شاخصهاى توسعه جهانى سال ۲۰۰۵ ، نرخ بيكارى را در برخى از كشورهاى مورد بررسى به شرح زير اعلام كرده است: ارمنستان ۴/۹ درصد، استراليا ،۶ اتريش ،۴ بلاروس ،۳ برزيل ،۹/۴ كانادا ،۷/۷ چين ،۴ كوبا ،۳/۳ دانمارك ،۴/۳ مصر ،۹ فرانسه ،۸/۹ آلمان ،۸/۶ اندونزى ،۹/۱ ايتاليا ،۹ ژاپن ،۵/۴ قزاقستان ،۲/۶ كره جنوبى ،۳/۱ كويت ،۰/۸ مالزى ،۳/۸ مكزيك ،۲/۴ هلند ،۳/۱ پاكستان ،۷/۸ فيليپين ،۹/۸ عربستان سعودى ،۴/۶ سنگاپور ،۵/۲ سوئد ،۵/۲ سوريه ،۱۱/۷ تايلند ،۲/۶ تركيه ،۱۰/۶ امارات ،۲/۳ انگليس ۵/۱ و آمريكا ۵/۸ درصد.
|
|
|
|