پنجشنبه ۲۳ تير ۱۳۸۴ -
Thu, Jul 14, 2005
ماجرا
۳۱۹۰
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
جاده
ديدگاه
بازخوانى يك پرونده جنايى
جاده
شگردهاى سارقان جاده اى
غارتگران با كمك چندنفر با سوارى و در شب يا روز به عنوان مسافر و عناوين «عجله دارم يا همكار شما هستم و كاميون من هم در بين جاده مانده است» سوار خودرو شما مى شوند و در بين جاده با تهديد اسلحه يا كارد، راننده را مجبور به تسليم شدن مى كنند و بعد از توقف و يا انحراف به طرف جاده هاى بيابانى و با كمك آن سوارى و با فاصله نزديك پشت سر كاميون در حركت است و همكار دزدان است، راننده را از بين برده و در بيابان رها كرده و اقدام به سرقت كاميون و يا تريلر و... مى كنند. اين افراد همچنين در شهرها و بيرون شهرها جلوى راننده را مى گيرند به عنوان باربر يا دربستى يا كرايه خيلى خوب به راننده پيشنهاد مى كنند و يك نفر از دزدان به همراه راننده مى رود و راننده را از بين برده و وسيله او را با خود مى برند.
.
ديدگاه
لزوم بازنگرى در آيين نامه جديد راهنمايى و رانندگى
219756.jpg
رحيم فرشاد كارشناس رسمى دادگسترى
در رشته وسايل نقليه زمينى
در بررسى علل اوليه تصادفات دركشور ما كه مربوط به وظايف خانواده ، پليس دادگسترى و سازمانهاى مسؤول در ترافيك بوده و عوامل مؤثر در فرهنگ ترافيك را موجب مى شوند نتيجه اين است كه نتوانسته اند احترام و رعايت مقررات و قوانين راهنمايى و رانندگى رادر افراد جامعه نهادينه كنند. به همين دليل است كه ايرانى زمانيكه پشت فرمان وسيله نقليه مى نشيند كمتر به رعايت حق تقدم مى انديشد و عموماً حق تقدم در تقاطعها و معابر با كسى است كه جسارت بيشترى در زير پا گذاشتن قوانين داشته و يا وسيله او فرسوده تر است.
بند ۴۳ از ماده يك آيين نامه راهنمايى و رانندگى جديد حق تقدم را چنين تعريف كرده است. حق تقدم عبور: اولويت حق عبور، وسيله نقليه اى نسبت به وسايل نقليه ديگر يا نسبت به پيادگان وبالعكس.
مهمترين هدف از تصويب آيين نامه راهنمايى و رانندگى جديد جلوگيرى از وقوع تصادفات، تسهيل عبور و مرور، ايجاد امنيت ترافيكى و تشخيص مسؤول يا مقصر در وقوع حوادث رانندگى است. شفافيت قوانين و مقررات و آيين نامه هاى مصوب موجب سهولت در اجراست اما مضمون ماده ۱۳۸ آيين نامه جديد راهنمايى و رانندگى به گونه اى است كه اجراى مهمترين اصل تنظيم عبور و مرور را توأم با ترديد نموده است.
عين ماده ۱۳۸ چنين است: در برخورد راه اصلى با راه فرعى حق تقدم عبور با وسيله اى است كه از راه اصلى عبور مى كند رانندگانى كه از راه فرعى وارد اصلى مى شوند بايد قبل از ورود به راه اصلى در صورت لزوم توقف نموده و پس از رعايت حق تقدم عبور وسايل نقليه اى كه در مسير مجاز در راه اصلى و با سرعت مجاز عبور مى كنند وارد اين راه بشوند.
بنابراين و به موجب اين ماده: ۱ - هرگاه راننده وسيله اى كه در راه اصلى در حركت است وسيله او سرعت غيرمجاز داشته باشد در معادله تقصير قرار خواهد گرفت اما انتساب تقصير به اينگونه رانندگان به نظر دسته اى از كارشناسان تصادفات وجهه فنى ندارد استدلال آنها اين است كه سرعت و لو سرعت غيرمجاز هميشه علت وقوع تصادف نيست زيرا ممكن است محل واقعه اصلى تصادفات زيادى كه تلاقى مسير حركت آنها زمان معينى است با زياد بودن سرعت يكى از طرفين از مقدارى كه در زمان تصادف بوده موجب شود تا يكى از واحدهاى عبورى از محل تلاقى يا سطح تصادف گذشته و تصادف واقع نشود با اين استدلال بايد پذيرفت كه ممكن است راننده با اتخاذ چنين سرعتى از تصادف فرار نمايد هرچند سرعت وى غيرمجاز باشد.داشتن سرعت غيرمجاز تخلف از مقررات است اما هر تخلفى موجب تصادف نيست مثلاً در تصادفى كه به علت عدم رعايت حق تقدم عبور اتفاق مى افتد ممكن است راننده وسيله اى كه در مسيرمجاز در راه اصلى در حركت است فاقد گواهينامه رانندگى مجاز بوده و حتى به علت صغرسن شرايط اخذ گواهينامه را نداشته باشد زيرا نداشتن گواهينامه در اين تصادف ممكن است علت وقوع نباشد همين راننده و احتمال دارد از چندين تقاطع ديگر گذشته اما با رعايت حق تقدم ساير رانندگان كه از فرعى وارد اصلى مى شدند از وقوع تصادف جلوگيرى شده باشد.
۲ - احراز غيرمجاز بودن سرعت وسايل نقليه اى كه در راه اصلى در حركتند به آسانى ممكن نيست زيرا. الف. محاسبه سرعت اتومبيل از روى خط ترمز باقيمانده در صحنه ممكن است اما اتومبيلهايى كه سيستم ترمز آنها مجهز به A.B.S الكترونيكى هستند اثرى باقى نمى گذارند.
ب - سرعت را مى توان از روى شيشه يا قطعه شكسته پرتاب شده نيز مشخص نمود اما در تصادفاتى كه به علت عدم رعايت حق تقدم عبور از فرعى به اصلى به وقوع مى پيوندد زمانيكه وسايل نقليه در حالت سر به پهلو قرار دارند خود وسيله ها مانع پرتاب قطعات شكسته شده و تعيين سرعت را مشكل مى نمايند.
ج - ضريب مقاومت بدنه انواع وسايل نقليه تصادفى نيز كاملاً مشخص نيست تا افسران مجاز رسيدگى كننده به تصادفات را در تعيين ميزان سرعت قبل از زمان تصادف كمك نمايد.
د - محاسبه سرعت از روى ضريب اصطكاك راه نيز زمانى مقدور است كه اولاً شتاب ترمز وسيله تصادفى معلوم باشد و ثانياً اثر ترمز از وسيله به جاى مانده باشد.
۳ - در صورت اجراى اين ماده و وقوع تصادف رانندگانى كه در راه فرعى در حركت بوده اند ممكن است براى طولانى كردن زمان دادرسى و فرار از پرداخت غرامت يا ديه يا تحمل كيف براى احراز ميزان سرعت وسيله اى كه درراه اصلى در حركت بوده اعتراض كنند. در آن صورت احراز تعيين ميزان واقعى سرعت قبل از تصادف مشكل يا در بيشتر موارد غير ممكن است ودر نتيجه اجراى عدالت مشكل خواهد بود.
۴ - ايراد ديگراينكه قانونگذار تشخيص لزوم توقف براى رعايت حق تقدم عبور را به عهده راننده گذاشته است كه اين واگذارى با فرهنگ جارى ترافيك در جامعه ما عين صدور مجوز براى وقوع تصادف است كه با هدف تصويب آيين نامه در تناقض است.
۵ - براى مقايسه ، عين ماده ۱۲۳ آيين نامه مصوب سال ۱۳۴۷ كه ماده ۱۳۸ جايگزين آن شده است چنين است.
ماده ۱۲۳ . در برخورد راه اصلى با راه فرعى حق تقدم با وسيله اى است كه از راه اصلى عبور مى كند. رانندگانى كه از راه فرعى وارد راه اصلى مى شوند بايد قبل از ورود به راه اصلى توقف كامل نمايند و پس از اطمينان از عدم برخورد با وسايل نقليه اى كه احتمالاً در راه اصلى حركت مى كنند وارد اين راه شوند. قانونگذار به حدى رعايت حق تقدم عبور را مهم دانسته كه براى راننده اى كه از راه فرعى وارد اصلى مى شود با استفاده از كلمه بايد تكليف توقف كامل نموده است. و حتى اين حساسيت را با دادن توجه به پيش بينى احمال تصادف و احتراز از آن تأكيد مى كند.
سؤال من اين است كه با وجود و تكليف چنين تأكيدى نتيجه فاجعه ترافيك موجب مرگ حدود ۲۷۰۰۰ نفر از هم ميهنان ما در سال گذشته شده است اگر اين تكاليف كمرنگ يا در اجرا ترديد آميز باشند نتيجه چه خواهد شد؟
به عنوان فردى كه سالها درسمت افسر انتظامى راهنمايى مسؤول بوده ام و به عنوان كارشناس رسمى دادگسترى در رسيدگى و تعيين علت وقوع تصادفات اعلام مى كنم به اينكه اجراى آيين نامه جديد التصويب با وجود بيشتر نكات مثبت آن در ماده۱۳۸ بايد بازنگرى شود.
بازخوانى يك پرونده جنايى
وسوسه براى جنايت
219747.jpg
جاده كوهستانى بود و باريك. باران نم نم از آسمان مى باريد. سطح آسفالت جاده ليز و لغزنده شده بود. خودروها با كم كردن سرعت از پيچ و خم ترسناك جاده با احتياط راه خود را كج مى كردند.
چند ماشين پليس از پاسگاه ميان راه با حركت در طول جاده رفت و آمد خودروها را كنترل مى كردند. وقتى خودرو پژو در پيچ جاده سبقت گرفت و بدون توجه به اخطار پليس با سرعت ازكنار آن گذشت، مأموران با به صدا درآوردن آژير ماشين خود به تعقيب آن پرداختند و چندصدمتر جلوتر جلوى او پيچيده و آن را متوقف كردند. راننده پژو كه هيچ راهى جز توقف نداشت كنار جاده متوقف شد و همان طور از پشت فرمان به مأموران خيره شده بود و آنها را ورانداز مى كرد. افسر جوان از ماشين پليس پياده شد و خودش را به راننده رساند. درطرف او را بازكرد و با عصبانيت گفت:
- مگر به تو دستور ايست ندادم.
و بعد جمله اش را قطع كرد و با اشاره به يكى از مأموران از او خواست تا هرچه سريعتر به طرف او برود.
- بى خود نبود كه آقا با آن سرعت مى رفت و به فرمان ايست هم توجه نمى كرد. شلوارش را نگاه كن پر از خون است.
بلافاصله لباس هاى راننده و خودرو او مورد بازرسى قرارگرفت.
- اين خون ها براى چيه؟
راننده درحالى كه من من مى كرد گفت:
- سوءتفاهم شده است. اين خون گوسفند است. من آنجا قربانى كرده ام.
از صندوق عقب خودرو يك كاردخون آلود و يك تلويزيون و ويدئو و ضبط و چند فرش و مقدارى طلا و عتيقه پيداشد. اين بار راننده بارديگر تحت بازجويى قرارگرفت.
- خون هاى روى كارد تازه هستند.
- بله. ولى خون گوسفند است.
- اين لوازم چيه؟ اينها را هم نذركرده بودى يا دارى براى كسى نذرى مى برى؟
- اينها لوازم خانه و زندگى خودم است.
- از كجا آورده اى؟
- خب معلوم است از خانه خودم آورده ام.
- آورده اى تا ببرى امامزاده. براى چى؟
- نه همين طورى آورده ام.
- اين همه جنس قيمتى با لباس خونى.
- خب اگر مورد داشتم كه اين طور پشت فرمان نمى نشستم. لااقل خونها را مى شستم تا گير نيفتم.
افسر جوان دستور داد تا راننده پژو بلافاصله بازداشت شود. تحقيقات اوليه نشان مى داد كه راننده پژو ۲۸ ساله است و دركار پارچه فعاليت دارد. با تشكيل پرونده مردجوان راهى دادسرا شد تا پس از بررسى هاى قضايى تكليفش روشن شود، خودرو پژو نيز توقيف شد. شماره خودرو پس از استعلام نشان مى داد كه خودرو مسروقه است.
راننده خودرو اين بار با مشخص شدن حقيقت دست و پاى خودش را گم كرد و گفت: من ماشين را از پسر همسايه مان گرفته بودم و حاضر هستم او را به دادگاه معرفى كنم.
چندساعت بعد درحالى كه شاهين هنوز در حال بازجويى در كلانترى محل بود مردى وارد كلانترى شد. خطوط چهره اش نشان مى داد كه به شدت عصبانى است. وارد اتاق افسر نگهبان شد.
- شاهين اينجاست؟
وقتى شاهين و مرد رودررو شدند مرد به طرف شاهين حمله كرد، يقه اش را محكم گرفت و او را به طرف ديوار كوبيد.
- نامرد! امانت بردى كه خيانت كنى؟ مرا بازداشت كردند با وثيقه و بدبختى بيرون آمدم و زن و بچه ام دربه در و آواره شدند. آبروى چندساله ام را پيش همه بردى و...
شاهين زير ضربات مشت و لگد مرد به او التماس مى كرد.
- من كه به ماشين شما دست نزدم. رفتم و قربانى كردم و ماشين تان هم سالم دركلانترى است.
مرد پوزخندى زد و با لحن تمسخرآميزى گفت:
- تو قربونى كردى؟ آره جان خودت! برو خجالت بكش. با هزار حقه و نيرنگ گفتى ننه ام مريض است ماشين را بده نيم ساعت برسانمش بيمارستان. با اين حال من ماشين به آدمى مثل تو ندادم چون تو را مى شناختم. بعد خواهرت را فرستادى پيش زنم با گريه و التماس باز هم قبول نكردم ولى زنم گفت مرد گناه دارد، چقدر بدجنس و دل سنگ هستى خدا به آدم مال دنيا را مى دهد و آدم را امتحان مى كند. انصاف داشته باش. به زنم گفتم تو شاهين را نمى شناسى او آدم حسابى نيست. آدم مجرم و سابقه دارى است. گفت هرچه كه هست باشد. شايد اين كارها مربوط به سالهاى قبل اش باشد و حالا توبه كرده باشد. با اين نيرنگ ها بود كه بالاخره ماشين را گرفتى.
مرد با ناراحتى گفت:
- حالا هم معلوم نيست با ماشين چه جرمى كرده اى كه ماشين را توقيف كرده اند.
پرونده به دليل پيچيده بودن و اهميت موضوع براى بررسى روانه تهران شد. نيمه هاى شب بود كه مأموران و شاهين به تهران رسيدند. هوا سردبود. مأموران به دادسراى جنايى رفته و متهم را تحويل دادند.
- متهم به قتل فريبرز است.
دقايقى بعد بازپرس ويژه قتل و افسر پرونده براى انجام بازجويى حاضر مى شوند.
ماشين پژو به تو تعلق داشت؟
نه آن را امانت گرفته بودم.
ساعت ۱۲ شب سه شنبه چندساعت بود كه آن را امانت گرفته بودى؟
۷ساعت.
ساعت ۱۲ شب كجا بودى؟
جايى كه دستگير شدم توى شهرستان.
ولى ماشين آن روز تهران بوده است.
نه درست نيست.
لوازم داخل ماشين را از كجا آورده بودى؟
مال خودم بود به خانه ام مى بردم.
چرا لباسهايت خون آلود بود؟
گوسفند كشته بودم.
***
يكى از مغازه داران خيابانى در غرب تهران در تماس با پليس ۱۱۰ اعلام كرد كه مردى به نام فريبرز كه به تنهايى در خانه اش زندگى مى كند از چند روز قبل از خانه اش خارج نشده است و همسايه ها پس از اينكه از طريق پشت بام داخل را نگاه كرديم خانه اش به هم ريخته بود. مأموران بلافاصله وارد خانه فريبرز شدند و متوجه شدند كه فريبرز به قتل رسيده است. قفل در ورودى شكسته بود و تراشه هاى فروشكسته اش كف زمين ريخته بود. وضعيت جسد نشان مى داد كه چند روز از قتل مى گذرد و علت مرگ ورود يك جسم برنده و تيز به ناحيه قلب او بوده است. فريبرز آدمى بود كه اهل گوشه گيرى و تنهايى نبود، همسرش اهل سفر و رفت و آمد بود ولى او به پس انداز فكر مى كرد. بعد از سالها زندگى بالاخره زن فريبرز به علت بيمارى در بيمارستان بسترى شده بود و فريبرز وقتى فهميده بود كه هزينه بيمارستان بالاست او را ترك كرده بود. در حالى كه زن روى تخت بيمارستان به مرگ نزديك مى شد، فريبرز بسته هاى اسكناس را روى هم مى گذاشت و از فرش هاى گران قيمت اش مراقبت مى كرد. برادران زنش خواهرشان را مداوا كردند و ديگر هيچ نگاهى به فريبرز نكردند و طلاق خواهرشان را گرفته و بچه هايش را هم با خود بردند.
فريبرز كم كم از طريق پولهايى كه جمع كرده بود، تجارت راه انداخته بود ولى پس از مدت كوتاهى راه راحت ترى پيدا كرده بود.
او به مردم پول نزول مى داد و سود آن را مى گرفت و هركس كه سر موعد پول او را نمى داد با اجرا گذاشتن چك او، با او درگير مى شد. او تمام پولها و شماره چك ها را در دفترى نوشته بود. مأموران پس از بررسى دفتر متوجه شدند يك چك كه مبلغ آن نوشته شده، صادركننده اش معلوم نيست. آنان احتمال مى دادند كه آن شخص دست به قتل زده باشد پس از استعلام از بانك مشخص شد كه چك به بانك براى وصول آورده نشده است و صاحب آن فردى است به نام ياسر.
مأموران وقتى براى دستگيرى ياسر رفتند او را در خانه و محل كارش پيدا نكردند. بالاخره با رديابى هايى كه كردند، او را در خانه يكى از دوستانش پيدا كرده و دستگير كردند. در داخل كيف دستى او چكى پيدا شد كه بايد پيش فريبرز باشد.
چك را از كجا آوردى؟
از فريبرز نگرفتم بلكه چند شب پيش يكى از دوستانم به من مراجعه كرد و گفت اگر مقدارى پول به او بدهم حاضر است چك مرا به من بدهد.
الآن كجاست؟
او واسطه گرى پارچه مى كند. نمى دانم كجاست.
مأموران تمام تلاش خود را براى دستگيرى و شناسايى آن شخص كه امير نام داشت آغاز كردند امير مردى بود در حدود ۴۰ساله كه از ۱۰سال قبل با فريبرز آشنايى و دوستى داشت ولى تحقيقات روشن مى كردكه از چند ماه قبل روابط او و فريبرز به هم خورده است. تحقيقات از همسايه ها نشان مى داد كه قبل از قتل امير چند بار به خانه مقتول رفت و آمد كرده است. مأموران متوجه شدند اموال مسروقه داخل پژو از خانه مقتول به سرقت رفته است. در بازجويى ها بالاخره شاهين اعتراف كرد كه اين اموال را از طريق يكى از دوستانش به نام امير در اختيار گرفته است و اعتراف كرد از چند سال قبل با امير آشنا شده است و چون به موادمخدر آلوده بوده است پس از سرقت چند طاقه پارچه آنها را با نصف قيمت به امير فروخته و بالاخره امير به او پيشنهاد داده است كه براى به دست آوردن پول نياز به ماشين دارند. شاهين با ناراحتى گفت: وسوسه عجيبى در وجودم پيدا شده بود. آن شب ساعت ۱۲ مقابل خانه اى توقف كرديم. قفل در را شكست و گفت برو تو منتظرت هستم. من هم داخل حياط رفتم. ترس وجودم را پر كرده بود. چند تلنگر به در زدم و بعد وارد شدم . با او درگير شدم و او را به قتل رساندم. به سرعت تمام خانه را جست وجو كردم. هرچه چك و سند و وسيله باارزش بود برداشتم. چك هارا امير گرفت و بقيه چيزها را به من داد. قرار شد بعداً مبلغى به من بدهد. امير چند هفته بعد دستگير شد و گفت آشنايى من با فريبرز زمانى بود كه او براى سفر به شمال آمده بود. آشنايى مان باعث شد كه او كم كم مرا تشويق كند كه به سوى موادمخدر كشيده شوم و زندگى ام را از دست بدهم. كم كم ناچار شدم براى گذران زندگى ام زير بار قرض از او بروم، بعد از مدتى تهديدم كرد كه پولش را بدهم وگرنه مرا زندان مى اندازد. اين اواخر علاوه بر تهديد مسخره ام مى كرد، براى همين بود كه نقشه سرقت از اموالش را كشيدم.
خسارت هاى تصادفات رانندگى
219750.jpg
در حوادث رانندگى به طور متوسط سالانه بالغ بر ۱۲۰۰ ميليارد تومان خسارت به طور مستقيم به كشور وارد مى شود و خسارات مستقيم ۴۰۰۰ ميليارد تومان ضرر و زيان به كشور وارد مى كند. قسمتى از اين هزينه ها مربوط مى شود به پرداخت ديه مقتولين و مجروحين و خسارات مالى كه بايد بيمه ها پرداخت كنند. بى احتياطى، عدم رعايت مقررات رانندگى، سهل انگارى و بى توجهى به قانون از سوى رانندگان سبب مى شود تصادفات دلخراشى به وقوع بپيوندد و ايران از جمله كشورهايى است كه آمار حوادث رانندگى در آن بسيار زياد است. در كشور ما بيش از ۶ ميليون خودرو در حال تردد است و طى ۷ سال آينده اين رقم به دو برابر مى رسد. خودروهايى كه موجب ترافيك، آلودگى هوا و سوانح رانندگى زياد مى شوند و مرگ و مير يا حوادث زيادى را براى ما به ارمغان مى آورند. در كشور ما روزانه تنها ۶۰ نفر در اثر تصادفات رانندگى در جاده هاى كشور قربانى مى شوند. قربانيان حوادث يك چهارم آن در درون شهرها و سه چهارم آن در خارج شهرها و جاده ها قربانى مى شوند. تعداد ۸۰ درصد فوت شدگان مرد و سرپرست خانوار مى باشند و معلوم نيست چه آينده اى در انتظار خانواده آنها باشد. در كشور ما به ازاى هر ۱۰۰۰ تصادف ۵۹ نفر كشته مى شوند ولى اين رقم در كشور ايتاليا ۱۵ نفر و آلمان ۱۲ نفر مى باشد. در كشورهاى اروپايى هر روز ۳ نفر در اثر تصادفات رانندگى جان خود را از دست مى دهند. از هر ۱۰۰۰۰ وسيله نقليه در كشورهاى اروپايى ۴ نفر كشته مى شوند ولى در كشور ما ۳۳ نفر مى باشد. سالانه در دنيا ۱۲۰۰۰۰۰ نفر در اثر حوادث رانندگى جان خود را از دست مى دهند
ايست قلبى و تنفسى
219759.jpg
منظور از ايست قلبى حالتى است كه ضربان قلب كاملاً از بين مى رود و منظور از ايست تنفسى از كار افتادن تنفس خود به خودى در فرد است. اين حالات مى تواند به دنبال سكته قلبى، شوك، خونريزيهاى بسيار شديد، گير كردن اجسام خارجى در حلق، غرق شدگى، برق گرفتگى و... رخ دهد. ايست تنفسى اوليه ظرف دقايقى كوتاه باعث ايست قلبى مى شود و ايست قلبى اوليه نيز به سرعت به ايست تنفسى مى انجامد. بيشترين شانس براى زنده ماندن ارگانهاى حياتى بدن خصوصاً مغز در صورت ايست قلبى و تنفسى ۳ الى ۴ دقيقه است و در اين فرصت بايد سريعاً اقدامات اوليه براى مصدوم انجام شود.
اقدامات اوليه:
احياى قلبى - ريوى (CPR)
همانگونه كه ذكر شد چنانچه پس از وقوع ايست قلبى - تنفسى در كمتر از ۴دقيقه به فرد مصدوم رسيدگى شود و عمليات احياى وى شروع گردد شانس زنده ماندن وى بالا خواهد رفت. قبل از شروع عمليات احياى قلبى - ريوى بايد مطمئن شد آيا فرد واقعاً دچار ايست قلبى - ريوى شده است يا خير، چرا كه انجام عمليات احياى قلبى - ريوى بر روى فردى كه دچار ايست قلبى نشده باشد، مى تواند منجر به ايست قلبى و مرگ وى شود وانجام ماساژ قلبى و دادن تنفس مصنوعى صرفاً در مواردى بايد انجام شود كه يا ايست كامل قلبى و تنفسى صورت گرفته باشد و يا وضعيت ضربان قلب و تنفس به گونه اى مختل باشد كه باعث اختلال و افت شديد هشيارى، بى هوشى مصدوم، كبودى صورت و لبها و بروز اختلال شديد در علايم حياتى شده باشد وبا ادامه حيات وى منافات داشته باشد، جهت اطمينان از ايست تنفسى با مشاهده حركات تنفسى قفسه سينه مى توان به وجود تنفس در مصدوم پى برد و يا مى توان گوش يا گونه خود را نزديك دهان وى قرار داد تا صداى تنفس وى را شنيده، يا جريان آن را حس كرد و يا از گرفتن شيشه ساعت يا آينه كوچك جلوى دهان و بينى مصدوم استفاده كرد تا بخارات خارج شده از دهان مصدوم مشخص شود. سپس نبض بيمار بررسى مى شود. بهترين محل لمس نبض در بچه هاى كوچك نبض شريان رانى است كه در ناحيه كشاله ران لمس مى شود و يا شريان بازويى و بهترين محل نبض در بچه هاى بزرگتر (بالاى يك سال) وبالغين نبض گردنى است كه در ناحيه گردن و پشت ناى قرار دارد. لمس نبض بايد با دوانگشت نشانه و ميانى صورت گيرد. در صورتى كه هيچ گونه نبضى احساس نشود و يا مصدوم تنفسى خود به خودى نداشته باشد، عمليات احيا بايد مطابق دستور ذيل انجام شود:
۱. بيمار را به پشت بخوابانيد و او را صدا بزنيد و به آرامى تكان دهيد تا پاسخ به تحرك مشخص شود.
۲. اگر بيمار بدون پاسخ باشد راههاى تنفسى او را كنترل كنيد. چنانچه راه تنفسى بسته است با كمك انگشت راه تنفسى وى را باز كنيد و چنانچه راه تنفسى باز است ولى بيمار نفس نمى كشد تنفس مصنوعى را شروع كنيد.
۳. در صورتى كه از صدمه نديدن مهره هاى گردنى مصدوم مطمئن هستيد، گردن مصدوم را به جلو و سر او را به عقب خم نماييد تا مسير راه هوايى مصدوم در بهترين و مستقيم ترين وضعيت واقع شود و چانه مصدوم را بالا و جلو بياوريد. در صورت صدمه ديدن مهره هاى گردنى بدون حركت دادن به سر وگردن مصدوم با قرار دادن چهار انگشت هر دست در يك طرف زاويه فكى و قرار دادن شست ها روى چانه فك پايينى مصدوم را به سمت جلو و بالا آورد تا ضمن باز شدن دهان مسير راه هوايى نيز مستقيم قرار گيرد.
۴. دو تنفس مناسب دهان به دهان به وى بدهيد.
۵. نبض ها را لمس نماييد اگر ضربان نبض ها لمس شود بايد به تنفس مصنوعى ادامه داد و اگر لمس نشود، ماساژ قلبى بايد شروع شود.
۶. جهت انجام ماساژ قلبى، دست چپ خود را به حالت ضربدر پشت دست ديگر گذاشته پاشنه دست راست را بر روى جناق سينه به اندازه دوبند انگشت بالاتر از محل دوشاخه شدن جناق قرار دهيد. آرنج ها نبايد خم شوند. به كمك وزن بدن فشار محكمى به قفسه سينه وارد كنيد تا جناق سينه به اندازه تقريبى ۴ الى ۵ سانتيمتر به داخل برود. تعداد مفيد ماساژ قلبى بايد حدود ۱۰۰ - ۸۰بار در دقيقه باشد و به ازاى هر ۱۵ماساژ قلبى ۲تنفس مصنوعى با روش دهان به دهان داده شود. در صورتى كه فرد ديگرى به امدادگر كمك مى كند بايد به ازاى هر ۵ماساژ قلبى يك تنفس مصنوعى داده شود. امروزه براساس نظر متخصصين و بسيارى از مراجع علمى در عمليات احياى قلبى - ريوى دونفره نيازى به قطع ماساژ قلبى براى انجام تنفس مصنوعى نيست و همزمان با انجام ماساژ قلب توسط يك فرد، فرد ديگر مى تواند تنفس مصنوعى را انجام دهد. در ضمن بنا به نظر ايشان در انجام عمل احياى قلبى - ريوى چه به شكل يك نفره و چه به شكل ۲نفره براى افراد زير ۸سال به ازاى هر ۵ماساژ قلبى يك تنفس مصنوعى لازم است (۵ به ۱)
۷. پس از گذشت يك دقيقه عمليات را به مدت ۴ - ۵ثانيه جهت لمس نبض گردنى متوقف نماييد. اگر نبض لمس شود ماساژ قلبى را قطع نموده و چنانچه تنفس هم برقرار شده باشد تنفس مصنوعى را متوقف كنيد. در صورت عدم لمس نبض و عدم برقرارى تنفس خود به خودى ماساژ قلبى و تنفس مصنوعى را مجدداً شروع كنيد و هر ۳دقيقه يك بار علميات را جهت لمس نبض ها به مدت ۴ -۵ثانيه متوقف نماييد. در شيرخواران (زير يك سال) تنفس به روش دهان به دهان و بينى است يعنى دهان امدادگر روى بينى و دهان كودك قرار مى گيرد وتنفس مصنوعى با شدت و حجم ملايم تر از بالغين كه باعث پارگى ريه كودك نشود انجام مى شود. در كودكان بالاى يك سال مانند بزرگسالان تنفس دهان به دهان انجام مى شود ولى با شدت و حجم ملايم و متوسط. براى شيرخواران در هنگام ماساژ قلبى فقط از فشار روى جناق سينه با ۲انگشت اشاره و ميانى استفاده مى شود و در كودكان بالاى يك سال فقط از فشار يك دست استفاده مى شود تا صدمه اى به قلب و ارگانهاى داخلى نرسد.
نكات مهم:
۱. فرد را نبايد روى سطح نرم مثل تشك و يا تختخواب بخوابانيد بلكه سطح سختى مثل كف اتاق بهتر است.
۲. در تنفس دهان به دهان بايد بينى مصدوم را با دوانگشت خود ببنديد تا هوايى كه به ريه ها دميده مى شود مستقيماً از آن خارج نشود.
۳. موقعيت سر و گردن را درست تنظيم كنيد.
۴. طى عمليات احياى فردى را جهت تماس با اورژانس يا پزشك مأمور نماييد.
۵. بايد دهان شما با دهان مصدوم كاملاً مماس باشد تا هوايى از بين آنها خارج نشود. براى پيشگيرى از انتقال بيماريها در حين انجام تنفس مصنوعى مى توان از ماسك ويژه اين كار يا پارچه تورى مناسب استفاده نمود.
۶. عمليات احيا را تا زمانى كه فرد باتجربه يا پزشك بر بالين بيمار برسد و يا تا زمانى كه وى به درمانگاه منتقل شود ادامه دهيد.
۷. چنانچه مصدوم مشكوك به ضايعه نخاعى است، سر را مختصرى به عقب كشيده به آرامى كمى به عقب خم نماييد سپس تنفس مصنوعى و ماساژ قلبى را ادامه دهيد.
۸. حداكثر زمان انجام عمليات احياى قلبى - ريوى در منابع علمى مختلف، گوناگون ذكر شده اما مدت زمانى بين ۳۰ تا ۴۵دقيقه زمانى مناسب به نظر مى رسد كه پس از اين مدت اگر عمليات احيا موفق به نجات مصدوم يا بيمار نگرديد مى توان از ادامه عمليات خوددارى نمود.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |