پنجشنبه ۲۳ تير ۱۳۸۴ -
Thu, Jul 14, 2005
گزارش
۳۱۹۰
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
جوان
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
توسعه اقتصادى ، نابودى جنگل ها
آمارهاى جديد حاكى از شتاب فزاينده نابودى جنگل هاى بارانى آمازون است.
يكى از عوامل اصلى تخريب جنگل هاى اين منطقه رشد و توسعه كشاورزى، بخصوص كشت سويا است.
شايد اگر قوانين محكم ترى براى حمايت از اين جنگل ها وجود داشت، جنگل هاى بارانى آمازون - بزرگترين جنگل هاى مناطق حاره - كه مساحتى حدود اروپاى غربى دارند ممكن بود وضعيتى بهتر از اين داشته باشند.
برزيل كه دو سوم خاكش را اين جنگل ها در بر مى گيرند، طبق قوانين روى كاغذ براى حفظ اين منابع طبيعى اهميتى بسيار قايل است.
اما جديدترين آمار ساليانه دولت برزيل درباره تخريب جنگل هاى آمازون روند رو به رشد نابودى جنگل ها را تأييد مى كند و نشان مى دهد جنگل زدايى با وجود همه كوشش ها همچنان به رشد خود ادامه مى دهد.
تا ماه آگوست سال ۲۰۰۴ بيش از ۲۶ هزار كيلومتر مربع از اين جنگل ها نابوده شده است. مساحت جنگل زدايى شده در سال گذشته حدود ۶ درصد نسبت به سال ۲۰۰۳ افزايش داشته است كه اين رقم بسيار بالاتر از رقم پيش بينى شده مقامات برزيل بود. آنها اعلام كرده بودند افزايش جنگل زدايى بالاتر از ۲ درصد نخواهدبود.
از زمان شروع تحقيقات ماهواره اى تاكنون اين دومين سالى بود كه تخريب جنگل ها سير صعودى قابل ملاحظه اى داشت. تخمين زده مى شود حدوديك پنجم نواحى جنگلى برزيل نابود شده است كه اگر اين تخريب بااين روند ادامه يابد ، مناطق جنگلى برزيل تا ۲۰۰ سال آينده كاملاً مسطح خواهد شد.
وضعيت جنگل هاى آمازون در كشورهاى همسايه برزيل هم چندان جالب توجه نيست. اكوادور نيز در ۳۰ سال گذشته حدود نيمى از جنگل هايش را به دليل قطع غيرقانونى درختان از دست داده و بدتراز همه اينكه جنگل هاى استوايى درساير مناطق دنيا از جمله آفريقا با شتاب بيشترى رو به نابودى است.
با وجود اين كه گفت وگوهاى بسيارى بين سران كشورها و طرفداران محيط زيست مبنى بر لزوم حفظ و نگهدارى اين جنگل ها صورت مى گيرد اما بزرگترين منابع متنوع زيست محيطى و تأمين كننده هاى اصلى اكسيژن مصرفى ما همچنان به طرز خطرناكى در حال نابودى هستند.
جنگل زدايى در برزيل با رونق اقتصادى رابطه مستقيمى دارد، شواهدنيز مبنى براين نكته است كه جنگل زدايى نشانه رونق اقتصادى است.
به تازگى رشد اقتصادى در برزيل به حدود ۵ درصد رسيده است.
بسيارى از درختان جنگل به صورت غيرقانونى قطع شده، به خريداران محلى و بخصوص صاحبان صنايع چوب و كاغذ در ايالت هاى جنوبى فروخته مى شود و از طرف ديگر رشد سريع كشاورزى و مزرعه دارى، اين جنگل ها را همواره تهديد مى كند. در سال گذشته حدود نيمى از جنگل زدايى دراستان ماتوگراسو در حاشيه جنوبى برزيل بوده كه زمين هاى حاصل از جنگل زدايى به كشت سويا اختصاص داده شده است. سال گذشته برزيل درآمدى معادل ۱۰ ميليارد دلار از صادرات سوياداشت كه اين رقم از درآمد صادرات قهوه وشكر ، كه سنتى ترين صادرات كشور برزيل است بيشتر بوده است. فرماندار اين ايالت به «سلطان سويا» معروف و مالك بزرگ ترين مزارع سويا در تمام دنياست.
ميزان تسطيح جنگل ها مى تواند به راحتى در آينده رو به افزايش باشد.
براى رونق بخشيدن به اقتصاد منطقه، دولت درنظر دارد راه۱۶۳ BR را كه راهى متروكه است، از وسط جنگل مى گذرد و از جنوب تا شمال نيز امتداد دارد ، تعريض كرده و آسفالت كند.
اگرچه دولت در تلاش است كه با گروههاى طرفدار محيط زيست و ساير ارگان هاى مربوطه همكارى كند و عوارض مخرب ناشى از اين طرح را به حداقل برساند، اما تجربيات گذشته نشان مى دهد كه راههاى متنوع و آسان دسترسى به جنگل ها به معناى دست درازى بيشتر قاچاقچيان چوب، مزرعه داران، كشاورزان وساير افراد سود جو است.
«استفاده از جنگل يا نابود كردن جنگل»
در طول چند دهه گذشته تاريخ برزيل ، بخصوص در طول دوران ديكتاتورى هاى نظامى از سال ۱۹۶۴ تا ۱۹۸۵ ، دولت ها مدام برنامه هايى براى سكنه دار كردن و توسعه جنگل هاى آمازون اجرا كردند. سرمايه گذارى هاى فراوانى براى احداث بزرگراههايى كه از جنگل ها مى گذرد انجام شد ويارانه هاى بسيارى نيز براى تشويق ساكنان محلى به ماندن در جنگل ، پرداخت شد.
به هر صورت وجود باريكه بزرگى از زمين هاى سابق جنگلى در امتداد راههاى قبلى كه اكنون به صورت خشك و غيرقابل استفاده مانده، بيانگر اين نكته است كه بسيارى از اين مناطق فاقد خاك خوب و آب و هواى مساعد براى كشاورزى است. دولت هاى چندساله اخير نيز قدم هايى براى مبارزه بانابودكنندگان جنگل ها برداشته اند. علاوه بر قوانين سخت حفاظتى براى حفظ جنگل ها در حال حاضر پروژه هاى بسيارى براى احياى اين جنگ ها در دست اجراست. اين پروژه ها معمولاً با همكارى آژانس هاى چند مليتى صورت مى گيرد و هدف اصلى آنها توسعه و حفظ جنگل ها، اكوتوريسم ، آموزش و كمك به ساكنان مناطق جنگلى براى استفاده صحيح از اين مناطق است.
از سوى ديگر برنامه اصلى رئيس جمهور برزيل، لولاداسيلوا وكابينه اش مبارزه با فقر است و آنها نيز مى دانند كه مطمئن ترين راه براى رسيدن به اين هدف تحولات اقتصادى و داشتن رشد اقتصادى بالاست. بنابراين همچنان كه پروژه بزرگراه ۱۶۳ - BR نشان مى دهد، توسعه اقتصادى در حال حاضر بر حفظ ونگاهدارى جنگل ها اولويت دارد وبسيارى از مجريان طرح هاى جنگلدارى به دنبال يافتن راهى هستند كه هر دو منافع اقتصادى و جنگلدارى را در كنار هم داشته باشند و مجبور به پذيرش يكى به جاى ديگرى نباشند، در حالى كه بسيارى از پروژه ها ، وعده هاى بسيارى براى حفظ جنگل ها مى دهد، اما بيشتر در حد همان وعده باقى مى ماند و بسيار كمتر از حد انتظار عمل مى كند. مهمتر از همه اينكه سازمان هايى كه قادرند از جنگل هاى برزيل حمايت كنند. مثل دولت فدرال و سازمان هاى حفاظتى استانى، پليس محلى و سيستم قضايى كشور ، بسيار ضعيف عمل مى كنند وهمكارى و هماهنگى لازم براى مقابله با اين پديده در بين اين دستگاهها وجود ندارد، براى نمونه جنايتى اوايل سال جارى از طرف گروههاى گانگسترى انجام شد و طى آن به قتل رسيدن يك راهبه آمريكايى كه مبارزاتى را عليه قاچاقچيان چوب آغاز كرده بود بيانگر اين نكته است كه دشمنان جنگل ها براى حفظ منافع خود همه چيز را زير پا مى گذارند.
اميدوارى براى حفظ جنگل هاى برزيل شايد در گرو رشد اقتصادى بالاى برزيل باشد. پيشرفت مداوم اقتصادى و سياسى اين كشور از زمان اعاده دموكراسى در اين كشور راه را به سوى توسعه باز كرده است و درعين حال آگاهى اقشار متوسط اين كشوردرباره محيط زيست بالاتر رفته است.
اين آگاهى در كشورهاى ثروتمندتر، دولت ها را وا مى دارد كه قدمهاى با ثبات و محكمى براى حفظ منابع طبيعى بردارند.
در سراسر دنيا، كارهاى ارزشمندى براى ارتقاى سطح آگاهى عمومى درباره نقش حياتى جنگل ها (از تصفيه آب وجلوگيرى از سيل ها گرفته تا تهيه اكسيژن و ميوه وهواى تازه) صورت گرفته است، در درازمدت چنين حركت هايى بايد براى جنگل هاى آمازون صورت بگيرد، اما آن زمان كى فرا مى رسد؟
برزيل در حال حاضر تقريباً يكى از دو جنگل اصلى استوايى خودرا از دست داده وفقط باريكه اى از اين جنگل ها در استان ماتا آتلانتيكا باقى مانده است در صورتى كه زمانى سواحل آتلانتيك ازاين جنگل ها پوشيده شده بود.
حدود چهار پنجم جنگل هاى استوايى هنوز سالم و دست نخورده باقى مانده است.
اما هر روز اره هاى زنجيرى و بولدوزرها ، حيات آنان را تهديد مى كند.
منبع: اكونوميست
مترجم: شيرين ستارزاده
توقف آموزش در زنگ ورزش
219660.jpg
وفا شمس

در كشورهاى پيشرفته دنيا قهرمانان ورزشى به صورت كلاسيك در مدارس شناسايى مى شوند و به سطوح بالا دست پيدا مى كنند. اما در ايران چه؟ متأسفانه ما دراين بخش هنوز فقيريم. خيلى فقير. «حلقه تقصير در گردن ديگرى انداختن» يكى از خصلتهاى مديران ايرانى است وقتى اشتباه مى كنند، حاضر به پاسخگويى نيز نيستند و با بهانه تراشى هاى مختلف انگشت اتهام به همديگر اشاره مى برند. ورزش در مدارس ما با يك نقص جدى مواجه است. نقصى كه ريشه در نداشتن برنامه ريزى صحيح و اجرا دارد. نزديك به هشتاد سال است درسى به نام تربيت بدنى را تجربه مى كنيم، اما مى شود گفت اين درس فقط وجود دارد.
وجودى براى حذف شدن. حذف در آن زمانى كه معلم قصد جبران درسهاى تأخيرى دانش آموزان خود را دارد. براى زمانى كه معلم ساعت امتحانى خود را دقيقاً در ساعت ورزش مى بيند، براى اولياى مدرسه كه اين ساعت را مناسب با برنامه اجرايى خود مى بينند.
بى برنامگى در ساعت ورزش
دكتر عليرضا رمضانى مديركل دفتر استانداردسازى و توسعه تربيت بدنى مدارس معتقد است ورزش در نظام تحصيلى حضور بدون برنامه دارد:« دليل اصلى توسعه نيافتگى تربيت بدنى در مدارس، پيش بينى كار بدون طراحى است. در مهرماه و شروع كلاسها هر معلمى مى داند چه چيزى بايد تدريس كند مثلاً معلم رياضى ، رياضى تدريس مى كند ولى معلم تربيت بدنى از همان ابتدا به صورت تنوعى كار مى كند. پنج عامل دليل اصلى بروز اين مشكل هستند: فضا، برنامه درس، تجهيزات، نيروى انسانى و عامل فرهنگى . دركشور ما تعريف فضاى ورزشى در مدارس متفاوت است مثلاً براى هرنفر چيزى حدود ۳۰سانتى متر مربع فضاى ورزشى در سالنهاى فوق برنامه يامسابقات داريم.»
مصوبه اى در تاريخ ۸۳‎/۳‎/۱ به تصويب رسيد كه طى َآن سازندگان مدارس موظف شدند به ازاى هر ۱۰كلاس يك سالن ورزشى نيز احداث كنند. در حال حاضر عمليات احداث ۴۷۲ سالن در ۳۱ شهرستان آغاز شده كه در برخى از شهرستانها روبه پايان است. سال ۱۳۰۶ خورشيدى سالى بود كه درس تربيت بدنى وارد نظام آموزشى ايران شد ولى اين پيرمردتحصيلى هنوز مرحله كودكى مطلق خود را طى مى كند. واقعيت اين است كه رشد چشمگيرى نداشته. دانش آموز ايرانى معمولاً چهره اى بانشاط ندارد و كسالت را مى توان درميان خطوط چهره جوانش ديد. ورزش صبحگاهى اغلب توسط دانش آموزى صورت مى گيرد كه حركات اصلى را با نقص كامل انجام مى دهد و ديگران در پيروى از او نقص را كامل تر مى كنند. به گفته ابراهيم عباسى مسؤول توانبخشى فدراسيون پزشكى - ورزشى نداشتن اطلاع دقيق از نحوه نرمش باعث تخريب عضله و مفصل مى شود: «هرچيزى زمان خاص خود را دارد، اگر قصد انجام نرمش را داشته باشيم به زمان آن بايد توجه كنيم چرا كه ابتدا بايد بدن گرم شود، گردش خون تنظيم شده و ضربان قلب را آرام و پيوسته از طريق حركات خاصى بالا برد. بعد از اتمام نرمش نيز بايستى بدن را خنك كرد و ضربان قلب را پايين آورد. اما اگر كسى آشنايى با انجام حركات درست نداشته باشد باعث تخريب مفاصل بدن مى شود.» اين كارشناس تأكيد مى كند: « براى انجام حركات نرمشى بايد مربى ورزش اين كار را انجام دهد و دقت لازم را داشته باشد كه ديگران نيز حركات او را درست انجام دهند تا باعث پارگى يا كشيدگى عضلات و ماهيچه ها نشود.» از سويى دكتر رمضانى نيز به مشكل ديگرى به نام «برنامه درس» اشاره مى كند. او مى گويد: physicaleducation چيزى است كه در مدارس وجود دارد و با sport متفاوت است. براى تربيت بدنى در سال گذشته كتابى تحت عنوان راهنماى درس تربيت بدنى تأليف شد كه كاربرد آن مختص معلمان است ولى براى خود دانش آموزان لوحهايى فراهم كرديم كه به بچه ها نشان دهد منظور از تربيت بدنى چيست و چه مهارت و دانشى بايد بياموزند. مثلاً در قسمتهاى مختلف كتاب در مورد تعادل ، استقامت قلبى و عروقى آموزش داده مى شود. در نتيجه با اين كار مشكل تكليف برنامه را حل كرده ايم. در حال حاضر تجهيزات كتاب ، لوحها دربسته هاى آموزشى ۱ و ۲ تهيه شده و در اختيار ۱۵۱ هزار مدرسه در سراسر كشور قرار گرفته. در سال جارى نيز براى ۲۰۱ هزار مدرسه ديگر فرستاده خواهد شد.
دكتر رمضانى در مورد اين طرح براى دوره هاى راهنمايى و متوسطه مى گويد: « براى اين دوره ها به صورت آزمايشى انجام مى شود چرا كه هر طرح بايد دو سال آزمايش شود و سال سوم وارد مرحله اجرايى گردد كه ما با ايجاد دوره آزمايشى براى اين مقاطع كار ۳۳ ساله رادر ۳ سال انجام مى دهيم. اين رشد تحول بزرگى ايجاد مى كند.»
ذهن هاى بى ارقام و نخبه شدن
اگرچه مدارسى تحت عنوان استعدادهاى درخشان وجود دارندولى مطمئن باشيد اين استعداديابى ربطى به نخبه گرايى ورزشى ندارد. انگار همه چيز بايد در حوزه اعدادو ارقام و ذهن هاى رياضيدان ارزشگذارى شود. اما متوليان آموزشى هيچ گاه فكر كرده اند، ورزش كه اينك به علم روز تبديل شده نياز به چنين كشف استعدادهايى دارد. مى توان به جرأت گفت نخبگان بسيارى در حيطه ورزشى وجود دارند كه اگركشف و به درستى پرورش داده شوند آنگاه مى توان حتى با افتخار آفرينى شان، غرور ملى را احيا كرد.
دركشورهاى پيشرفته مدارسى تحت عنوان «مدارس ورزش» وجود دارد كه كارشان تربيت و هدايت استعداد ورزشى دانش آموزان است. در آنجا آنها به قهرمانانى تبديل مى شوند كه ورزش كشورشان راصاحب نام مى كنند. اما در ايران چه؟ استعدادها اگر خوش شانس باشندخودشان،خودشان را كشف مى كنند اگر نه دفن مى شوند. مدارس ورزشى ما مجوز رسمى آموزش و پرورش ندارند و تنها تحت كنترل سازمان تربيت بدنى فعاليت مى كنند.
از ديدگاه دكتر رمضانى سازمان تربيت بدنى بايد يك سيستم تحت عنوان ورزش قهرمانى طراحى كند كه در آنجا ورزشكاران شناسايى شوند، وى مى گويد:« دانش آموزان بايد در رشته دلخواه خود فعاليت كنند تا به مرحله قهرمانى برسند چرا كه آموزش و پرورش متولى ورزش قهرمانى نيست در نتيجه اعتبارى هم نمى تواند در اختيار بگذارد. ولى اگر از هر لحاظ آموزش و پرورش تأمين شود ظرفيت نيروى انسانى آن مى تواند اين كار را انجام دهد.»
سه ، دو، يك ورزش
شانه هاى بسيارى از دختران و پسران فروافتاده و يا شانه چپ و راستشان در يك خط قرار ندارد. به هنگام نوشتن زيادى خم مى شوند، در راه رفتن زود خسته مى شوندو همه دوست دارند به تابلوى كلاس نزديك باشند...
چه بايد كرد؟ نهادينه كردن ورزش در زندگى علاوه بر نشاط روحى در نشاط و سلامتى و شادابى فيزيكى هم مؤثر است. اگر مدارس ورزش نداريم كلاسهاى ورزشى را جدى تربگيريم، به ساعتهاى ورزش بى توجه نباشيم. شايد خيلى ها ناراحت شوند ولى زنگ ورزش بسيار بسيار مهمتر از زنگ رياضى و فيزيك و ... است بسيار مهم تر.
سفارت سابق ايران در آلمان خاك مى خورد
219663.jpg
با گذشت بيش از پنج سال از انتقال پايتخت كشور آلمان از شهر «بن» به «برلين» ساختمان عظيم و مجهز سفارت سابق كشورمان دراين شهر بلااستفاده مانده و خاك مى خورد.
جمعى از استادان، متخصصين ، پزشكان وتجار سرشناس ايرانى مقيم آلمان در گفت و گو با خبرنگار ما ضمن بيان اين مطلب و ابراز گلايه ازمسؤولان وزارت امور خارجه به خاطر بى توجهى به درخواست هاى مكرر هزاران نفر از ايرانيان مقيم اين ايالت و ساير شهرهاى مجاور مبنى بر استقرار دفتر كنسولگرى دراين ساختمان عظيم اظهار داشتند: با توجه به اهميت وجود كنسولگرى در اين منطقه از كشور آلمان و نياز روزانه دهها ايرانى براى انجام امور كنسولى و ادارى چندين بار از مقامات ودست اندركاران عالى رتبه كشور و وزارت امور خارجه تقاضا كرديم جهت تسهيل در امور هزاران نفر از ايرانيان مقيم اين منطقه نسبت به راه اندازى كنسولگرى اقدام نمايند. اما به رغم وعده هاى گوناگون تاكنون در اين باره اقدامى نشده است. حال آن كه اغلب تجار و شركت هاى بازرگانى آلمانى مرتبط با ايران نيز همچنان در اين بخش مستقر هستند.
از سوى ديگر بلا استفاده ماندن اين ساختمان عظيم تاكنون صدها هزار «يورو» خسارت نيز به كشور وارد ساخته است.
چرا كه اجاره اين ساختمان طى پنج سال درآمد قابل توجهى به همراه داشت.
به گفته آنان ايرانيان مقيم جنوب تا شمال آلمان مجبور هستند براى انجام امور كنسولى خود با صرف هزينه سنگين حمل ونقل چندصد كيلومتر راه نيز تا پايتخت فعلى آلمان طى نمايند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |