|
|
|
|
|
|
|
جلالى و ميثاقيان هر دو دم از قهرمانى مى زنند
|
|
|
|
از سوى ستاد مبارزه با موادمخدر
|
|
|
|
|
|
پل گاردنر نويسنده World Soccer
|
|
|
|
|
|
مدير ورزشى باشگاه هامبورگ:
|
|
|
|
فليكس سانچز و برنامه هايش براى مسابقات جهانى دووميدانى ۲۰۰۵
|
|
|
|
|
ماگات اعتراف كرد كريمى غنيمت گرانبهايى براى بايرن است
روزنامه كيكر در گزارش ويژه خود از على كريمى به عنوان معرفى بازيكن بايرن مى نويسد:« اين اولين انتقال واقعى بود.» ماگات در اين باره مى گويد:« سال گذشته وقتى به مونيخ آمدم تمام انتقال ها انجام شده بود.» بازيكن هاى جديد بايرن، لوسيو، تورستن فرينگز و وحيد هاشميان قبل از مشخص شدن مربيگرى ماگات به بايرن آمده بودند. سرمربى اين تيم مى گويد:« اين انتقال ها به من ربطى نداشت.» اما امسال قضيه متفاوت است. اولين خريد بايرن مونيخ در سال ۲۰۰۵ - ۲۰۰۶ على كريمى بود. ماگات مى گويد:« اين بازيكن را حتما مى خواستم.» او و نه هيچ كس ديگر. در مقابل تمام بدبينى هاى باشگاه ماگات كارى كرد كه اين بازيكن بيست و شش ساله به مونيخ بيايد. حتى قبل از بازى تيم ملى آلمان در تاريخ ۹ اكتبر ۲۰۰۴ برابر ايران كه به پيروزى دو بر صفر آلمان ها منجر شد اين بازيكن درخشش خود را نشان داده بود و در آن بازى از طرف مجله كيكر نمره دو گرفته بود. همان زمان به بايرن توصيه شد كه اين بازيكن را زير نظر داشته باشد. در طول اين بازى ماگات اين هافبك ايرانى را كه بازيكن سال ۲۰۰۴ آسيا نيز بود را به دقت زير نظر داشت. ماگات مى گويد:« ارزش او زمانى مشخص مى شود كه در مقابل تيمى بازى كند كه ما آن تيم را مى شناسيم.» بلافاصله پس از آمدن كريمى به بايرن فرضيات شروع شد. نكند دلايل غير ورزشى در اين ترانسفر نقش داشته است؟ آيا بايرن از بازيكن سال آسيا براى وارد كردن خود و فروش كالاهايش در بازار آسيا از اين بازيكن استفاده مى كند؟ كريمى فقط يك كالاى تجارى است؟ اولى هونس مى گويد: «اين فرضيه مزخرف است. شما فقط نگاه كنيد بازيكنان در ايران چه پولهايى را دريافت مى كنند و آن موقع مشخص مى شود كه ما براى تجارت او را به بايرن آورده ايم يا خير. امكان تجارت در ايران بسيار كم است.» ماگات نيز همين نظريه را دارد. كريمى از نظر ورزشى بازيكن مورد دلخواه مربى منطقه باواريا بود. ماگات مى گويد: « او توانايى بازى با دو پا را دارد. قدرت دريبلينگ بالايى دارد و قدرت شوتزنى او فوق العاده است. در ضمن او مى تواند در هر دو سمت زمين بازى كند. ما مى توانيم از او هم به عنوان يك هافبك نفوذى و هم به عنوان يك مهاجم استفاده كنيم.» وى ادامه مى دهد:« او از توان بالايى در پاسكارى برخوردار است. كريمى مى تواند گلزن نيز باشد. بايرن در طول فصل بازى هايى دارد كه حريف در محوطه خود با تمام قوا دفاع مى كند. در آن صورت ما به بازيكنى احتياج داريم كه بتواند در حداقل فضا با تكنيك خود موقعيت يك به يك را به سود تيم ما كند.» اين ها دلايل انتقال كريمى به بايرن هستند.
|
|
|
|
|
تكواندو در بازى هاى المپيك
گروه ورزشى - دكتر رضا قراخانلو، رئيس كميته ملى المپيك ديروز صبح با «كى مون»، سفير كره جنوبى در محل اين كميته ديدار و گفت وگو كرد. در اين نشست دكتر قراخانلو از سفير كره جنوبى خواست تا در جهت عدم حذف ورزش تكواندو از بازى هاى المپيك بكوشند. كى مون نيز اظهار اميدوارى كرد با حمايت همه جانبه تمامى كشورهاى علاقه مند به ورزش تكواندو در جهان، مسأله حذف اين رشته ورزشى از بازى هاى المپيك به كلى كنار گذاشته شود. در پايان اين نشست مقرر شد تا امكان همكارى دو كشور در زمينه خريد وسايل و تكنولوژى فراهم شود.
|
|
|
|
|
يك بار ديگر در توردوفرانس آرمسترانگ پيراهنش را پس گرفت
گروه ورزشى - لنس آرمسترانگ، دوچرخه سوار مشهور آمريكايى با پس گرفتن مقام پيشتازى رقابت هاى معتبر «دور فرانسه» ۲۰۰۵ پس از فقط يك مرحله فترت، نشان داد كه براى كسب هفتمين قهرمانى متوالى اش همچنان مصمم است. او در مرحله دهم اين پيكارها كه به مسافت ۱۸۱ كيلومتر و از برينو تا چورچه ول برگزار شد، با زمانى برابر «اله خاندرو» و «ال ورده» اسپانيايى به رتبه دوم قناعت كرد، اما همين نيز كافى بود تا پيراهن زرد رنگ ويژه پيشتازان به نزد او بازگردد. ركابزن ۳۴ ساله اهل ايالت تگزاس آمريكا حالا ۳۸ ثانيه از مايكل راسموسن دانماركى پيش است و ايوان باسو ايتاليايى با ۴۰:۲ دقيقه اختلاف در جاى سوم نشسته است. آرمسترانگ كه صدرنشينى را در مرحله نهم از دست داده بود، ديروز گفت: «اين يك روز بزرگ براى من و تيمم (ديسكاورى) بود. فكر مى كنم كه سه ركابزن ديگر تيم ما نيز در اين روز عالى ركاب زدند. حالا اميدوارم صدرنشينى را تا زمان بازنشستگى ام يعنى آخرين روز رقابت هاى امسال توردوفرانس حفظ كنم.»
|
|
|
|
|
جلالى و ميثاقيان هر دو دم از قهرمانى مى زنند
قيام سياه جامگان خراسانى در جام حذفى
|
|
|
گروه ورزشى - نتيجه بازى رفت فينال جام حذفى شرايط را كاملاً به سود ابومسلم تغيير داده است. حالا مشهديها مى توانند سرنوشت اين جام را رقم بزنند. حتى يك تساوى بدون گل هم آنها را (به دليل گل زده در خانه حريف) به ليگ قهرمانى آسيا مى فرستد. افتخارى كه شايد تا سالها دست يافتن به آن براى ابومسلمى ها ممكن نباشد. اكبر ميثاقيان در آستانه كسب اين مهم مى گويد: «ما شايسته ترين تيم بوديم. پرسپوليس را در تهران برديم بقيه بازيهايمان هم در زمين حريفان برگزار شد. پس با اين نتيجه صددرصد قهرمانيم. به اين موضوع شك نكنيد. از همين حالا مبارك مشهديها باشد!» اما مجيد جلالى كه قبل از ديدار رفت از پيروزى بزرگ در صباشهر حرف مى زد پس از كسب تساوى يك بر يك همچنان، دم از قهرمانى مى زند: «بى ترديد ما قهرمان خواهيم شد. بچه هاى من در ديدار روز شنبه هدفدار بازى كردند و همين مرا اميدوار مى كند.» جلالى در شرايطى اين حرفها را بر زبان مى آورد كه از شانس اندكى براى قهرمان شدن برخوردار است. وى در بازى رفت چند تغيير بزرگ در تركيب تيمش انجام داد كه نتيجه بخش نبودند. در درون دروازه اصغر كرم اللهى كوتاه قد جانشين طباطبايى شد و همگان در همان نيمه نخست ديدند كه چقدر ناآماده است. اين دروازه بان علاوه بر چند خروج ناموفق روى گل خلعتبرى هم اشتباه غيرقابل جبرانى داشت. هيچكس متوجه نشد چرا روبرت ماركوس كه ۲ گل به استقلال اهواز زد و يك پاس گل هم داد تا دقيقه ۸۵ روى نيمكت ذخيره ها نشسته بود؟ متوجه نشديم جلالى چرا زوهانى دونده و مؤثر را از دقيقه ۵۰ بيرون كشيد؟ آيا او به يك گل كه هرگز ضامن خوبى براى برنده شدن نيست بسنده كرده بود؟ ديديم پس از اين تعويضها، حريف جنگى را آغاز كرد كه تا پايان مسابقه ميزبان را در نيمه زمين خودش اسير و ميخكوب كرد. در واقع اين تغييرات جلالى بود كه خيال ميثاقيان و ابومسلم را راحت كرد. در موفقيت ابومسلم و صباباترى عوامل ديگرى نيز تأثيرگذار بودند. ميانگين سنى صبايى ها بالا بود. آنها نشان دادند با سن و سال بالاى خود نمى توانند ۹۰ دقيقه تمام براى حركات سريع دوام بياورند. يك عامل ديگر كه نشان داد ابومسلم بهتر از حريف بازى مى كند اين بود كه شاگردان ميثاقيان قدر پاسهاى خود را مى دانستند. آنها در حركات گروهى برتر از حريف مى نمودند و اين بر خستگى ميزبان افزود. حالا جلالى و شاگردانش فرصت زيادى براى برطرف كردن ضعف هايشان ندارند. خستگى بزرگترين دشمن بازيكنان باتجربه صباباترى در شرايط كنونى است. آنها پس از بازى رفت تنها فرصت دو جلسه تمرين سبك را پيدا كردند و ساعت ۱۸ فردا بايد در مشهد رودر روى رقيب با انگيزه خود به ميدان بروند. پيش از مصاف دوم پيش از مصاف دو تيم در صباشهر، اكبر ميثاقيان گفته بود: «من به شما قول مى دهم با دوندگى فراوان آنها را اسير بازى خودمان خواهيم كرد.» شاگردان جوان اين مربى كه در يك قدمى حضور در ليگ قهرمانان آسيا قرار گرفته اند به يقين فردا هم با همين حربه به جنگ رقيب مى روند و البته قبلاً نشان داده اند كه بى جهت نمى دوند. آنها هدفمند بازى مى كنند و بيهوده انرژى هدر نمى دهند. بازگشت حسين بادامكى به خط هافبك ابومسلم مشكلات صبا باترى را در ميانه ميدان بيشتر خواهد كرد. جلالى از حالا در انديشه مقابله با مثلث جبارى، بادامكى و تيموريان است. جبارى و تيموريان در بازى رفت از پس هافبك هاى صباباترى كه عموماً خلاق نيستند برآمدند. به اين دو ملى پوش تكنيكى و دونده بادامكى را هم بيفزاييد. به نظر مى رسد صباباترى در بازى فردا بار ديگر تغييراتى در تركيب و تاكتيكش به وجود آورد. نوازى و سلطانى كه همواره از جناحين سانترهاى خوبى براى دايى، زوهانى و دقيقى ارسال مى كنند در بازى رفت فينال آن فروغ هميشگى را نداشتند و بيشتر در كارهاى دفاعى شركت كردند. اين دو اگر در جنگ هاى رودررو با هافبك هاى حريف موفق نشوند بايد كار صباباترى را تمام شده دانست چرا كه تمام اميدهاى جلالى بر جناحين زمين بسته شده و ارسال هاى اين دو بازيكن تكنيكى مى تواند وى را از اين مخمصه نجات دهد. ميهمان فردا نهايت تلاش خود را به خرج مى دهد كه گل اول را وارد دروازه حريف كند تا از كابوس تساوى بدون گل رهايى يابد. چه بسا يك برد خفيف و حتى تساوى پرگل على دايى را به اولين جام داخلى برساند، گرچه با توجه به موقعيت و ميزبانى ابومسلم شانس كاپيتان تيم ملى حداقل است.
|
|
|
|
|
از سوى ستاد مبارزه با موادمخدر
سازمان تربيت بدنى دستگاه برتر شناخته شد
گروه ورزشى - «سازمان تربيت بدنى در سال ۸۳ دستگاه برتر پيشگيرى از سوى ستاد مبارزه با مواد مخدر شناخته شد.» دكتر محمدرضا كردى، نماينده تام الاختيار سازمان تربيت بدنى در ستاد مبارزه با مواد مخدر افزود: شاخص هاى عملكرد اين سازمان در ۷ محور فعاليت هاى پيشگيرى و مبارزه با مواد مخدر در سال گذشته، يكهزار و ۷۰۱ درصد بيش از تعهدات بوده است. دكتر كردى اعتبار سال گذشته اين سازمان را در زمينه مبارزه با موادمخدر ۶ ميليارد تومان بيان كرد و با اشاره به دريافت ۸۸ درصد آن گفت: ۷۰ درصد اين اعتبار سال گذشته به انجام فعاليت هاى اصلى در استان ها كه بخش عمده آن تجهيز مراكز ورزشى و توسعه ورزش محله ها بود، اختصاص يافت. وى افزود: تجهيز مراكز ورزشى بلااستفاده به عنوان محور اصلى فعاليت هاى اين سازمان در سال ۸۳ صورت گرفت و در اين زمينه سازمان تربيت بدنى مازاد بر تعهد به تجهيز ۴۱۸ مركز، با رشد ۱۳۷ درصدى، ۵۷۵ مركز را به انواع وسايل ورزشى مجهز كرد.
|
|
|
|
|
درباره «بوسكو بالابان»، مهاجم شاخص كرواسى مرده اى كه زنده شد
|
|
|
بالابان در ليگ انگليس و تركيب استون ويلا حضورى فاجعه وار داشت اما به ستاره بروژ و عامل قهرمانى اين تيم در ليگ بلژيك بدل شد. يك مقام بروژ: ما مى دانستيم براى بالابان چه اتفاقى افتاده است اما به توان وى اطمينان داشتيم.بوسكو بالابان، مهاجم اهل كرواسى طى دوسال حضورش در استون ويلا « يك خريد بى ثمر» و انتخابى غلط براى اين تيم انگليسى توصيف شد.او بازيهاى كمى را براى اين باشگاه متعلق به شهر بيرمنگام انجام داد و حتى گل هم نزد. در نتيجه بايد اذعان داريم شور و شوق و شعله بازى در كلاب بروژ او را بسيار متحول كرده است زيرا با يارى وى اين باشگاه فصل ۲۰۰۵ - ۲۰۰۴ ليگ فوتبال بلژيك را قبضه و مقام قهرمانى آن را تصاحب كرد و خود او نيز طورى به بازى پرداخت كه كمتر كسى تشخيص داد او همان مرد ناموفق ايام حضورش در انگليس و انگار يك مرده، زنده شده است.انواع دلايل براى اين كه توجيه شود چرا بالابان در انگليس موفق نبوده، ارائه شده است . بعضى مى گويند تنگ شدن دل او براى كشورش و جانيفتادن در انگليس از دلايل آن بوده، برخى ديگر معتقدند اختلاف نظر او با جان گريگورى و گرهام تيلور مربيان وقت ويلا سبب ساز آن مسأله بوده است و گروهى ديگر نيز مى گويند او به اندازه كافى تمرين و تلاش نكرد و در نتيجه نتوانست با محيط يكى شود. دليل وماجرا هرچه بوده باشد، بالابان در انگليس هيچ كارى از پيش نبرد و انتقالش به آن جا واقعه اى تأسف بار نشان داد.آن هم براى جوانى كه در دينامو زاگرب بسيار خوب كار كرده و در ۷ بازى نخست اش براى تيم ملى كرواسى هم ۶ گل را به ثمر رسانده بود. يك انتقال موفق اين چنين بود كه بالابان در فوريه ۲۰۰۴ و به صورت بازيكن آزاد از ويلا به كلاب بروژ كوچ كرد. بالابان مدت كوتاهى پس از آن انتقال، از ليگامان هاى زانو دچار مصدوميت شد و سه ماه بعدى را با حاشيه نشينى گذراند. با اين حال سرنوشت از شروع فصل گذشته تغيير يافت و روند ديگرى براى وى ترسيم شد. وقتى بروژ در دور دوم مقدماتى جام قهرمانان اروپا لكوموتيو پلوديف بلغارستان را ۰-۶ خرد كرد ، او ۴ گل را به تنهايى به نام خود نوشت و در ادامه فصل و در رقابتهاى ليگ بلژيك نيز بالابان كم و بيش چنين نشان داد.او كه متهم به چاقى و كم تحرك بودن شده بود، با كم كردن وزنش و لاغرشدن حتى دراين زمينه نيز پيشرفت هايى كرده بود و با به كارگيرى فاكتور سرعت مدافعان رقيب را مستأصل مى كرد.در مجموع مى توان حضور او را در بروژ طى فصل گذشته نوعى تحول بزرگ و خود وى را يك شگفتى ساز عمده ناميد و در ۲۳ مرتبه اى كه به عنوان يار ثابت بروژ در مسابقات ليگ بلژيك به ميدان رفت ۱۱بار گلزنى كرد و مهمتر آن كه خلاقيت يك ستاره را داشت و اين همان چيزى بود كه در دوران حضور در انگليس حسرت آن را مى خورد.اگر او در ويلا پارك فقط يك روح گمشده نشان مى داد، در بروژ به همان چيزى بدل شد كه حتى بارسلونا روزى خواستارش شده بود و فيورنتينا و المپيك مارسى نيز براى اين منظور ابراز علاقه كرده بودند. با هوشيارى فيليپ كله مان هافبك بروژ كه سابقه بازيهاى ملى نيز دارد، مى گويد: «ما از مشكلات بالابان در ليگ انگليس مطلع بوديم ولى به توان ذاتى وى اعتقاد داشتيم و او نيز سريعاً در كشور ما جا افتاد و ارزش هايش را نشان داد.» سيستم بازى بروژ ۳-۳-۴ است و بالابان دراين سيستم مهاجم سوم تيم است. او قدرى عقب مى كشد تا توپ را بگيرد و با آن به حركت درآيد و از سدها عبور كند. فقط چيزى است كه بالابان ۲۷ساله براى متبلورشدن بازى اش به آن نياز دارد و اين چيزى است كه مربيان بروژ با هوشيارى به او ارزانى داشته اند.حاصل آن ، شركت هردو در فصل آتى جام قهرمانان باشگاههاى اروپا است كه مى تواندحضورى خاص و خبرساز باشد.
|
|
|
|
|
پل گاردنر نويسنده World Soccer
سيرك پنالتى ها را برچينيد
|
|
|
مترجم: وصال روحانى آيا نمايش هاى بزرگ دراماتيك بايد خراب شوند و آيا بايد پايان نازيبنده اى داشته باشند؟ جواب، لابد كلمه خير است اما در فوتبال مدتى است كه جواب آرى را شاهد بوده ايم. به فينال چندى پيش جام قهرمانان باشگاههاى اروپا نگاه كنيد. مسابقه اى كه تا قبل از كشيده شدن به ضربات پنالتى جشنواره اى از هيجان و زيبايى و حركات دراماتيك بود وفوتبال فوق العاده اى را نيز بين ليورپول انگليس و آث.ميلان ايتاليا شاهد بوديم. اما وقتى آن ضربات پيش آمد، همه چيز به هم خورد و هيچ چيز باقى نماند و دليل آن نيز عدم رعايت قواعد توسط داوران بود. صحنه، چنان مسخره شده بود كه هر فرد منصفى بايد از خود بپرسد آيا زمان برچيدن سيرك پنالتى ها از صحنه فوتبال نرسيده و حذف اين سياست و رويكرد براى تعيين تكليف مسابقات كشيده شده به نتيجه مساوى، الزامى نشده است؟ منظور نظر، روال و شكل اجراى ضربات پنالتى در آوردگاه استانبول است كه سبب شد ليورپول با كنارزدن ميلان به پيروزى برسد و پس از ۲۱ سال فترت دوباره با در دست داشتن مهمترين جام باشگاهى دنيا راهى خانه اش شود. چگونه مى توان سرنوشت عمده ترين مسابقه باشگاهى سال را به ضربات پنالتى سپرد و از چه طريق مى توان آن را اين قدر بد و خلاف قانون اجراكرد؟ يرزى دودك دروازه بان لهستانى ليورپول در وقت اضافى توپ محيرالعقولى را از آندرى شوچنكو مهاجم اوكراينى ميلان گرفته و باعث ابقا و نجات تيمش در آن هنگامه شده بود، اما وقتى بازى با تساوى ۳-۳ به پايان رسيد و ضربات پنالتى شروع شد، او با حركات و شيوه هاى غيرقانونى اش همه چيز را خراب كرد. شايد نتوان به رقص پاى او و اجراى روش موسوم به Banana Legs كه بروس گروبلار بيش از دو دهه پيش آن را ابداع كرده بود، خرده گرفت. زيرا بيشتر يك جنگ روانى به نظرمى رسيد، اما مشكل بزرگتر كه داوران نالايق هيچ مهارى برآن نزدند، اين بود كه وى بر خلاف نص صريح قوانين بيش از حد از خط دروازه خارج مى شد و در يك موقعيت كاملاً خطا و كاذب ضربات ميلانى ها را مى گرفت و يا با آن روش كارى مى كرد كه رقبا مضطرب شوند و خودشان ضربات را به اوت بزنند. آنها چه مى كردند؟ نمى توان فهميد كه مانوئل انريكه مخوتو گونزالز (داور اسپانيايى آن مسابقه) و دستياران او زمانى كه آندريا پيرلو يكى از پنالتى هاى ميلان را مى زد، چه مى كردند. بايد پرسيد آيا چنان از رقص پا و حركات دلقك وار دودك تأثير پذيرفته بودند كه نمى ديدند او دومتر از خط دروازه اش دورشده است؟ حتماً سپ بلاتر (رئيس سوئيسى فيفا) مثل معمول به سرعت وسط غائله خواهدپريد و خواهدگفت كه ايرادى ندارد، اما چه فايده؟ يكى از بزرگترين نمايش هاى فوتبال سال به يك بى قانونى مطلق كشيده و به يك تئاتر پوچى بدل شد كه فقط تأسف از آن مى باريد. داوران حتى روى خطاهاى بعدى هم كارى نكردند و «دلقك دودك» اجازه يافت با ادامه دادن آن خطاها ميلان را ويران كند. نه اين كه فكركنيد ميلان مظلوم واقع شده است. دوسال پيشتر ديدا دروازه بان اين تيم عين اين بلا را درجنگ مشابه ضربات پنالتى در فينال همين جام بر سر يوونتوس آورده بود. آن سال (۲۰۰۳) نيز ديدا با خروج هاى بيش از حدش از دروازه و دورشدن از خط آن، باعث بى تعادل شدن كار پنالتى زنان يووه شده بود و هيچكس جلوى او را هم نگرفته بود. ما با چه كسانى طرف هستيم؟ با يك مشت داور و مسؤول كه به قيمت پرهيجان شدن يك مسابقه فوتبال حاضرند هرگونه بى قانونى را درآن تحمل كنند و حتى آن را تقويت نمايند؟ اما راههايى وجوددارد. يكى رجوع به فيلم تلويزيونى براى تشخيص خطاى دروازه بانها است. مى دانم الآن «بلاتر»يها به وسط معركه مى پرند و مى گويند فيلم هرگز. اما اينجا وسط مسابقه نيست كه استدلال كنند رجوع به فيلم بازى باعث تأخير در اجراى آن مى شود. ما به پايان مسابقه رسيده ايم و همه چيز تمام شده و رفته است وضربات پنالتى جريان دارد. پس مى توان در كمترين فرصت فيلم را ديد و اگر دروازه بانى مثل دودك قوانين را زيرپاگذاشته است، دستور تكرار ضربه را داد. زمين و آسمان به هم نمى رسند. بر اثر نبود چنين روشن بينى اى در دوسال از سه سال اخير تكليف مهمترين ديدار باشگاهى اروپا با قانون شكنى آشكار و توأم با وقاحت دروازه بانان ميلان و ليورپول به سود اين دو تيم ترسيم شده است. اما چرا اصلاً ضربات ظالمانه پنالتى را برنچينيم؟ چه ايرادى دارد كه اگر يك مسابقه در پايان به نتيجه مساوى انجاميد، تعداد كرنرها را بشماريم؟ اين ضربات آشكارا نشان مى دهد كه كدام تيم هجومى تر بوده و ميل بيشترى به كسب پيروزى داشته است. به اين شكل هم فوتبال تهاجمى مورد تشويق و تأييد قرارمى گيرد و هم شاهد نمايش هاى هجومى مثل دقايق پايانى تئاتر استانبول نخواهيم بود. هرچه باشد... آمار آن تئاتر به ما مى گويد كه در رقابت كرنرها ميلان ۱۰ بر ۵ از ليورپول پيش بوده است. نه اين كه در پايان ۹۰ دقيقه حكم نهايى بر همين اساس صادرشود. خير. به دو تيم اعلام و براساس ثبت برروى تابلوى ورزشگاه تصريح شود كه كدام تيم ازنظر ضربات كرنر پيش است و سپس وقت اضافى شروع شود و تيمى كه عقب است، مجبور است كه هجوم هاى بيشترى را ببرد تا اولاً گل موردنظرش را بزند و پيروز شود و اگر نتوانست لااقل از نظر تعداد كرنرهاى كسب كرده جبران مافات نمايد و از حريف پيش بيفتد. حاصل هرچه باشد از نمايش كج و معوج پنالتى ها دراستانبول بهتر خواهدبود.
|
|
|
|
|
كان: كلينزمن اشتباه مى كند ادامه رقابت در اردوى فوتبال آلمان
|
|
|
اوليور كان پذيرفته است كه طبق خواست يورگن كلينزمن سرمربى تيم ملى فوتبال آلمان تا يك ماه مانده تا شروع جام جهانى ۲۰۰۶ به رقابت با ينس لمن ادامه بدهد و فقط در آن زمان مشخص شود كه كدام يك سنگربان فيكس اين تيم در آن ديدارها باشند. كلينزمن كه تيمش به رغم استفاده نوبتى از اين دو سنگربان مشهور به فينال مسابقات اخير جام كنفدراسيون ها در خاك آلمان نرسيد، به مطبوعات اين كشور گفته است كه آزمايش هايش روى سنگربانان ۳۶ ساله بايرن مونيخ و آرسنال هنوز پايان نيافته است و اين قصه تا مه ۲۰۰۶ (ارديبهشت ۸۵) ادامه خواهد يافت. چيزى كه كان پخته به اكراه پذيرفته و در قبال آن گفته است: «اگر نظر شخصى مرا مى خواهيد ترجيح مى دادم كه اين قضيه هرچه سريع تر مشخص و تكليف آن ترسيم و اعلام شود اما اگر مربيان ملى چيزى خلاف اين را مى خواهند من نيز بحثى ندارم و با همين برنامه به پيش خواهم رفت. آنها مى گويند ۱۰ ماه ديگر هم اين وضعيت استمرار خواهد يافت. باشد. من خودم را با آن وفق خواهم داد. حس و باور خودم اين است كه در اين رقابت از لمن پيش افتاده ام و بايد شماره يك باشم، دو عنوان قهرمانى ما در ليگ و جام حذفى آلمان تأييدى بر اين نگرش و تلقى است و قدر مسلم اين كه اين وقايع منفى و نقطه اى تاريك براى من محسوب نمى شود، حال اگر كلينزمن جور ديگرى فكر مى كند و برنامه هايى متفاوت دارد، من حرفى نمى زنم و تسليم هستم و از ادامه اين رقابت با آغوش باز استقبال مى كنم.» ضعف مفرط خط دفاعى يك مسأله مهم ضعف مفرط خط دفاعى ژرمن ها در پيكارهاى جام كنفدراسيون ها بود. اين تيم در ۴ بازى اولش در جام كنفدراسيون ها ۸ گل خورد و به همين خاطر با تسليم شدن در سد برزيل به ديدار رده بندى ارجاع شد و همه اذعان داشتند كه جوان گرايى مطلق در اين خط و رويكرد به كم تجربه هايى مثل مرتساكر، هيتزلس پرگر و هوت در كوتاه مدت براى آلمان عاقبت نداشته است. كان معتقد است وقتى در چنين سيستمى دروازه بان هم دائماً عوض مى شود، بر مشكلات تدافعى و تعداد گل هاى خورده نيز افزوده مى شود و به همين خاطر بايد از تغيير دادن سنگربان تيم پرهيز كرد و با استفاده از يك بازيكن ثابت درون دروازه به هماهنگى و استحكام در اين نقطه افزود. «نمى خواهم از كلينزمن انتقاد كنم. او اعتقادات خودش را دارد و طبق آن عمل مى كند اما ارجح آن است كه يا من و يا لمن دروازه بان ثابت باشيم و با انجام بازى هاى هرچه بيشتر با اين خط دفاعى يكى شويم و اين باعث كاهش اشتباهات دفاعى نيز مى شود. وقتى دروازه بان هم در هر مسابقه عوض مى شود و مدافعان اين قدر جوان اند ديگر چيزى به نام وحدت رويه و استحكام به وجود نمى آيد و نتيجه كار همان گل هاى بچه گانه اى مى شود كه در جام كنفدراسيون ها خورديم.» گل هاى بد كان در بازى اول ژرمن ها در جام كه پيروزى لرزان ۳-۴ بر يك استرالياى متوسط را در پى داشت، گل هاى بدى خورد ولى همه معترف بودند كه او بيشتر تاوان اشتباهات واضح هوت و مرتساكر را پس داد. سپس نوبت به لمن رسيد تا در نيمه نهايى ۳ گل از برزيل بخورد. در اين حد فاصل تيمو هيلوه برند دروازه بان سوم آلمان نيز دو گل از آرژانتين پذيرا شد و وجود يك ضلع سوم در اين «رقابت لعنتى» داخلى نيز مزيد بر علت شده و ماجرا را به كلى از كنترل خارج ساخته است. همه اين ها در تضاد كامل با دوران مربيگرى رودى فولر در تيم ملى آلمان قرار دارد. در آن زمان كان مرد بى چون و چراى سنگر آلمان و لمن يك هميشه معترض به اين مسأله بود. وقتى كلينزمن آمد، نه تنها بازوبند كاپيتانى را از كان گرفت بلكه استفاده نوبتى و يك در ميان از او و رقيب سرسخت آرسنالى وى را نيز باب كرد و قضيه را به اينجا كشاند. خيلى ها معتقدند تز و راهكار كلينزمن نه تنها حلال مشكلات نبوده و از شدت و حدت رقابت تند اين دو دروازه بان نكاسته بلكه اثر عكس گذاشته است و چون هر دو عصبى شده اند، شمار اشتباهات شان نيز بيشتر شده و از آن پس گل هاى مفت بيشترى و به خصوص در مسابقات تيم هاى باشگاهى خود خورده اند و هيچ يك سنگربانان نسبتاً مطمئن دوران قبل از تصميم مشعشع كلينزمن نيستند. يك عامل مهم كان در تابستان گرم ۲۰۰۵ و اندك مدتى پس از پايان جام كنفدراسيون ها مى گويد: «يك عامل كه به شدت به يك دروازه بان اطمينان خاطر مى بخشد، احساس فيكس بودن و مورد وثوق و اطمينان قرار داشتن است تا دائماً به ميدان نرويد و نفر ثابت شمرده نشويد، هميشه مشكل خواهيد داشت و مثل يك مسافر خواهيد بود كه تكليفش را نمى داند، اين مسأله بسيار مهمى است كه مربيان بايد بفهمند، دروازه بانى مثل ساير پست هاى داخل زمين نيست كه بتوان هر روز آن را تغيير داد. اين پست ثبات و آدم هاى مطمئن و فيكس مى خواهد و بايد حتماً به فرد منتخب مدتى اعتماد شود و به بهانه اى عوض نشود. كلينزمن اين ايده را قبول ندارد و من مجبور به قبول فرضيه و اجراى طرح او هستم، اما كار درست همانى است كه من گفتم.» باختن بد نبود با اين حال دروازه بان كهنه كار و گاه آتشين مزاج بايرن مونيخ لزوماً از قهرمان نشدن ژرمن ها در جام كنفدراسيون ها ناراضى نيست و آن را يك ايراد بزرگ نمى داند، «مهم اين بود كه خودمان را بسنجيم و بفهميم كه چه داريم و چه نداريم و در فاصله اى نه چندان عظيم تا جام جهانى در چه جايگاهى ايستاده ايم و اين را در جام كنفدراسيون ها فهميديم. ما حتى اگر قهرمان مى شديم، بايد مى فهميديم كه تيم مان هنوز كامل نيست و زياد كار دارد. اين خودش يك نوع برد و پيشرفت است.»
|
|
|
|
|
مدير ورزشى باشگاه هامبورگ:
نمى دانم دال درباره مهدى چه تصميمى خواهد گرفت
ديتمار بايرسدورفر، نايب رئيس و مدير ورزشى هامبورگ از شرايط كنونى مهدى مهدوى كيا و آينده او در تيم توماس دال آگاه است. بايرسدورفر در گفت وگوى اختصاصى با ايسنا، درباره شرايط كيا سخن گفت. روزنامه هاى آلمان پس از بازتاب نادرست اظهار نظر مهدوى كيا در مورد دال، از آينده تاريك بازيكن ايران در اچ اس وى نوشتند. اما از اطمينان سران باشگاه بويژه بايرسدورفر به مهدى كم نشده است. مرد شماره دو هامبورگ در اين باره گفت:« نمى توانم در مورد آينده مهدوى كيا پيش بينى كنم. او در ديدار جام اينتر توتو به ميدان نرفت، اما در ديدار دوستانه بازى كرد. سرمربى هامبورگ بايد درباره تركيب اصلى تيمش در رقابت هاى فصل آينده تصميم بگيرد. نمى دانم دال چه خواهد كرد.» گفت وگوى اين هفته مهدوى كيا در روزنامه هاى آلمان به شيوه نادرستى بازتاب داشت. سران و مربيان هامبورگ در اين باره اظهارنظر نكردند. بايرسدورفر در نخستين واكنش رسمى هامبورگ به اين موضوع به ايسنا گفت:« من اين گفت وگوى مهدوى كيا را رد نمى كنم اما، باور ندارم كه او چنين حرف هايى را به زبان آورده باشد.» «مسائل غير فوتبالى» در گفت وگوى مهدى مهدوى كيا با ايسنا دليل بى مهرى مربيان هامبورگ به او عنوان شد. در حالى كه برداشت روزنامه هاى آلمان از آن «انتقاد شديد كيا از دال» و «مسائل شخصى» بود. نايب رئيس هامبورگ درباره مسائل غير فوتبالى گفت:«نمى دانم چرا بايد مشكل غير فوتبالى در باشگاه باشد. اگر هم اين چنين هست از آن آگاه نيستم. از مهدوى كيا در اين باره سؤال خواهم كرد تا او به من بگويد اين جا چه اتفاقى رخ مى دهد.» بازيكنان خوبى كه دستمزد بالا مى گيرند، مهره هاى خوبى براى قرار گرفتن در فهرست فروش باشگاه هستند. چرا كه علاوه بر سودآورى ديگر مجبور به پرداخت اين دستمزد نمى شوند. آيا هامبورگ مشكل مالى دارد؟ پاسخ ديتمار بايرسدورفر اين بود:« خير! ما مشكل مالى نداريم كه براى آن بازيكنانمان را از دست بدهيم. اگر تغيير در تيم بوجود مى آيد به سبب تغيير شيوه بازى هامبورگ است كه توماس دال در اين باره تصميم مى گيرد.» مدير ورزشى اچ اس وى درباره برنامه هاى باشگاه در رقابت هاى فصل آينده به ايسنا گفت:« مى خواهيم در سطح بين المللى بازى كنيم. قرار گرفتن در بالاى جدول بوندس ليگا و راهيابى به رقابت هاى اروپايى هدف اصلى هامبورگ است. در بالاترين سطح بازى خواهيم كرد.»
|
|
|
|
|
فليكس سانچز و برنامه هايش براى مسابقات جهانى دووميدانى ۲۰۰۵
ستاره دومينيكن در جست وجوى يك كار ناب
|
|
|
سانچز: تنها اثرى كه پيشرفت رقباى من دارد، تحريك بيشتر من به ارائه نمايشى قوى تر و شكستن ركورد جهانى ۴۰۰ متر با مانع است.فليكس سانچز دونده مجرب و ستاره اهل جمهورى دومينيكن و قهرمان «دو» ۴۰۰ متر با مانع جهان و المپيك يك هدف مهم را براى خود تعيين كرده است. او مى خواهد در رقابتهاى امسال دووميدانى قهرمانى جهان كه اواخر مردادماه در هلسينكى پايتخت فنلاند برپا مى شود، اولين مردى باشد كه مدال طلاى اين رشته را در سه دوره متوالى اين پيكارها تصاحب كرده است. او در هفته هاى اخير پايى رنجور داشته و از مصدوميت رنج مى برده، امامطمئن است به موقع از اين آسيب ديدگى رهايى مى يابد و در زمان برگزارى پيكارهاى هلسينكى در بهترين شرايط خواهد بود. او حتى مى گويد احتمال شكستن ركورد جهانى اين ماده نيز توسط وى وجود دارد و مى افزايد: «تا رقابتهاى جهانى هنوز چند هفته اى مانده است و مشكل كمبود وقت ندارم ومى دانم در آن زمان در بهترين شرايط خود به سر خواهم برد. بنابراين نگران نيستم. با ساير دونده ها و حريفان خود نيز كارى ندارم و فقط به نحوه كار خودم و شرايط فعلى ام مى انديشم و تنها كار و تمرينات خودم را زير نظر دارم». مسأله كلمنت فليكس سانچز، لابد مى داند كه امسال كارش سخت تر از هميشه خواهد بود و برخلاف آن چه مى گويد، مجبور است به رقبايش بينديشد و براساس ركوردها و اقدامات آنان حركت كند. به عنوان مثال كرون كلمنت دونده ۱۹ ساله آمريكايى به تازگى ۴۰۰ متر با مانع را در ۴۷/۲۴ ثانيه دويده است كه نه تنها برترين زمان امسال است بلكه در كل ۷ سال اخير هيچكس از آن سريعتر ندويده است. سانچز در اشاره به اين حقيقت مسلم مى گويد: «حالا كه رقابت شديدتر شده و حريفان قوى تر شده اند،اثر مستقيمى كه مى گذراند، تقويت بيشتر من است و باعث خواهند شد بر انگيزه ها و سرعت من افزوده شود. با اين بساط، مجبور خواهم بود اين مسافت را زير ۴۷ ثانيه بدوم و اين به معناى خلق يك ركورد جديد جهانى خواهد بود. من از پيشرفت رقبايم لطمه اى نخواهم ديد». يك دوست طى هفته هاى اخير يك اتفاق ديگر هم افتاده كه نظر سانچز را به خود معطوف داشته و با اين كه مستقيماً به او مربوط نمى شود، مى تواند باعث ارتقاى او گردد. آن واقعه شكسته شدن ركورد جهانى «دو» مورد توجه تر ۱۰۰ متر توسط اسافا پاول وخلق زمان محيرالعقول ۹/۷۷ ثانيه بوسيله اين دونده جاماييكايى است كه از قضا سانچز دوستى نزديكى با وى دارد. اين دوستى به حدى است كه سانچز به تازگى به كينگستون سفر كرد تا از نزديك شاهد مسابقات دووميدانى قهرمانى جاماييكا باشد و آنجا يك بار ديگر پاول را ببيند. پاول هم در اين پيكارها با وجود مصدوميتى كه داشت، اول شد و در نتيجه مجوز اعزام به هلسينكى را كسب كرد، سانچز در دل تابستان گرم ۲۰۰۵ مى گويد: «اسافا دونده بسيار خوبى است و معلوم بود دير يا زود اين ركورد را مى شكند.او پيشتر دوبار همزمان ۹/۸۴ ثانيه را درشرايطى بسيار نامساعد به جا گذاشته بود ومبرهن بود اگر گذارش به محلى مناسب مثل استن بيفتد،ركورد جهانى را خواهد شكست زيرا آنجا اضافه بر پيست، هوا هم بسيار مساعد بود.دوران پيشرفت خودم را به ياد مى آورم و اين كه چقدر سخت بود و چقدر طول كشيد تا به مدال هاى طلاى جهان و المپيك برسم. اميدوارم براى پاول نيز چنين شود زيرا او هنوز در كارنامه اش مدال جهانى دارد و اين قضيه و دستاورد برايش بسيار هم مهم است و واقعاً شايستگى آن را نيز دارد». تقسيم افتخارات شايد هم درخشش پاول و سانچز نشانه ديگرى از سست شدن حاكميت آمريكا بر مواد مختلف دووميدانى و تقسيم هرچه بيشتر قدرت و به تبع آن مدال ها و افتخارات بين كشورهاى مختلف باشد و چنان كه مى بينيم، حالا امثال جاماييكا، دومينيكن و همچنين نيجريه، ترينيداد، باهاما، كوبا، غنا و پرتغال در دوهاى سرعت و نيمه استقامت به قدرى قوى شده اند كه نتايج را به دشوارى مى توان پيش بينى كردو اگر سانچز را نمونه بزرگ اين طرز تلقى بناميم، زياده روى نكرده ايم. منبع: اسپورتز ايلاستريتد
|
|
|
|