|
حقوق زنان
اشتغال نيمه وقت بانوان فرصت ها يا محدوديت ها؟
|
|
|
دكتر حسن حميديان مدير كل ـ هماهنگى امور استانهاى قوه قضاييه هر جامعه يا داراى دو حالت آمرانه ثبات و تغيير است وظيفه قواعد حقوقى در داخل هر كشور آن است كه با تغيير و بازنگرى در خود ثبات حق را با تحول و تحرك تكامل مطابقت دهند و متناسب با تحولات روز و زمان به مسائل و موضوعاتى بپردازد كه از مختصات جامعه نوين بوده و امروزه در ميدان هاى باز و وسيع و آزاد حقوقى وجود دارد تا پاسخگوى شرايط نويى جامعه اى باشد كه در مسير تحولات سريع قرار گرفته است بتواند متناسب با آن شرايط قوانين و مقررات لازم را تصويب نمايد در صحنه بين المللى نيز با بازنگرى در معاهدات و ايجاد عهدنامه هاى جديد به اين موضوع مهم توجه نموده و ثابت حق را با تحرك تكامل منطبق مى نمايد در راستاى پيروى از اصل فوق الذكر اين موضوع مورد توجه قانونگذاران ما قرار گرفته و با تعيين جهت كلى آن قانونگذار عادى نيز موظف گرديده است با توجه به نيازهاى جامعه به تخصص زنان و نحوه خدمت آنان مقررات خاصى را به منظور تكميل نمودن پرسنل زن در رشته هاى گوناگون مانند امور بهداشتى، درمانى و مسائل تخصصى زنان مزايايى را براى زنان شوهردار شاغل در نظر گرفته و به رفع موانع استخدامى زنان در زمينه هاى مختلف مانند مشاغل قضايى، نيروى انتظامى، سپاه پاسداران و امثال آن گام هاى مثبتى را بردارد. لذا قانونگذار عادى براى مراعات حال زنانى كه از فرزند خردسال مراقبت مى كنند با هدف كاهش مشكلات زنان سرپرست خانواده و ايجاد شرايط بهتر براى بانوان شاغل قانون خدمت نيمه وقت بانوان را در سال ۱۳۶۲ به تصويب رسانده و در سال ۱۳۶۴ نيز قانون نحوه اجراى اين قانون و نهايتاً با الحاق تبصره در سال ۱۳۷۶ نسبت به كار نيمه وقت يا ۳/۴ ساعت كار هفتگى اظهار نظر نموده است. اين قانون مقرر مى دارد: ۱- كليه بانوان شاغل اعم از رسمى و ثابت وزارتخانه ها و مؤسسات و شركت هاى دولتى و شهردارى ها و نيروهاى مسلح مى توانند در صورت موافقت وزير يا بالاترين مقام مؤسسه متبوع خود از خدمت نيمه وقت استفاده نمايند. بديهى است ذكر موافقت وزير با بالاترين مقام صرفاً به دليل عمومى بودن و دائمى بودن ارائه خدمات عمومى از سوى مؤسسات اين امر هيچگاه تعطيل بردار نبوده و اين اختيار بدين دليل به بالاترين مقام وزارتخانه يا مؤسسه داده شده است كه در صورت تعارض بين استفاده از اين حق قانونى و توقف يا تعطيل ارائه خدمات عمومى موضوع دوم را در اولويت قرار دهند و اين يك امر بديهى است زيرا حتى در كشورهايى كه در قانون اساسى آنها حق اعتصاب را پذيرفتند معتقدند كه اصل Minimum در ارائه خدمات عمومى بايد لحاظ گردد و از اين حيث صدمه اى در روند آن ايجاد نگردد. اين موضوع مبتنى بر ارجحيت حقوق عمومى بر حقوق خصوصى است كه در سيستم هاى حقوقى مختلف نيز مورد پذيرش واقع شده است. ۲- خدمت نيمه وقت خدمتى است كه ساعات كار آن طبق مقررات مربوط به خدمت نيمه وقت بانوان نصف ساعات كار مقرر هفتگى وزارتخانه ها و مؤسسات مربوطه باشد. ۳- نصف حقوق گروه و پايه و يا حقوق ثابت و فوق العاده شغل و يا مزاياى شغل و يا عناوين مشابه و همچنين فوق العاده ها و مزايايى كه به طور مستمر به كاركنان پرداخت مى شود بايد به اين دسته از كاركنان نيمه وقت پرداخت شود. ۴- فوق العاده محل خدمت و بدى آب و هوا و محروميت از تسهيلات زندگى از محدوديت مشاغل نيمه وقت مستثنى بوده و اين مزايا بايد به طور كامل پرداخت شود. زيرا مسأله بدى آب و هوا و يا محروميت از تسهيلات زندگى مواردى است كه تماماً بر كارمند تحميل شده و كم نمودن اين مزايا برخلاف اصل انصاف و عدالت خواهد بود. ۵- حداقل استفاده از خدمت نيمه وقت يك سال مى باشد و در مورد شاغلين در آموزش و پرورش (معلمان) تاريخ انقضاى خدمت مزبور مقارن با اتمام سال تحصيلى مى باشد. ۶- كارمندانى مشمول استفاده از قانون خدمت نيمه وقت مى گردند كه رسمى و ثابت باشند حتى كارمندانى كه خدمت آزمايشى آنها به اتمام نرسيده باشد مشمول استفاده از اين قانون نخواهند بود. ۷- از نظر سابقه خدمت براى بازنشستگى سنوات خدمت بانوان شاغلى كه از خدمت نيمه وقت استفاده مى نمايند به طور كامل محاسبه خواهد شد اما در محاسبه نمودن حقوق بازنشستگى و وظيفه يا مستمرى و نيز دريافت پايه (علاوه بر مدت خدمت تمام وقت) نصف مدت خدمت نيمه وقت منظور و محسوب خواهد گرديد. زيرا كسور كسر شده از آنها به نسبت نيمى از حقوقى كه دريافت مى نمايند مى باشد. لازم به توضيح است سنوات خدمت نيمه وقت بانوان به شرط پرداخت كسور بازنشستگى و حق بيمه به نسبت تمام حقوق گروه و پايه يا حقوق ثابت و فوق العاده شغل و يا عناوين مشابه تا سه سال از لحاظ حقوق بازنشستگى در حكم خدمت تمام وقت محسوب مى شود. ۸- دوران استفاده از مرخصى استحقاقى طبق مقررات مربوط به كارمندان تمام وقت خواهد بود فقط ميزان حقوق و مزايا و فوق العاده شغل به اندازه نصف مبالغ مربوط پرداخت خواهد شد. ۹- مدت استفاده از مرخصى استعلاجى و زايمان براى بانوان مشمول خدمت نيمه وقت مانند كارمندان تمام وقت خواهد بود اما از نظر حقوق و مزايا تابع مقررات خدمت نيمه وقت خواهند بود. ۱۰- كاركنانى كه از قانون خدمت نيمه وقت استفاده نمايند مى توانند قبل از پايان مدت خدمت نيمه وقت درخواست انجام خدمت تمام وقت را بنمايد در هر حال خدمت نيمه وقت كمتر از يك سال نخواهد بود. ۱۱- كاركنانى كه از قانون خدمت نيمه وقت استفاده مى نمايند تحت هيچ عنوان نمى توانند در وزارتخانه يا مؤسسه يا شركت دولتى و غير دولتى ديگر به كار مشغول شوند. در صورت اشتغال از كار خود اخراج و حقوق آنها قطع خواهد شد. ۱۲- استخدام جديد تحت هر عنوان به جاى كارمند نيمه وقت ممنوع خواهد بود. لازم به توضيح است كه با وضع تبصره اى الحاقى كه در تاريخ ۱۳۷۶/۱/۱۹ به تصويب مجلس شوراى اسلامى رسيد. به دستگاه هاى موضوع قانون راجع به خدمت نيمه وقت بانوان اين اجازه داده شده است كه در صورت تقاضاى بانوان كارمند رسمى و ثابت و موافقت بالاترين مقام مسؤول بتوانند به جاى خدمت نيمه وقت ساعات خدمت خود را به ۳/۴ ساعات كار مقرر تقليل دهند. يعنى به جاى هفته اى ۴۴ ساعت كار بتوانند ۳۳ ساعت خدمت نمايند. نكته اى كه در پايان اين مقال بايد به آن توجه گردد اين است كه قانون كار نه وقت بانوان مباحث مختلفى را در ميان كارشناسان مربوطه ايجاد نموده است عده اى از كارشناسان معتقدند كه قانون فوق الذكر براى بانوان بسيار مفيد بوده و اين فرصت را به بانوان خواهد داد كه وظايف دوگانه خود در خانه و خارج از خانه را به نحو متعادل و متوازن سر و سامان بخشند و از اين طريق موجبات رضايت فرزندان خود و خانواده را فراهم نمايند اما عده اى ديگر از كارشناسان معتقدند كه كار نيمه وقت براى بانوان يكى ديگر از موانعى است كه بر سر راه مشاركت اقتصادى و اشتغال زنان ايجاد گرديده است از ديدگاه اين كارشناسان اين قانون مورد موافقت كارفرمايان كارخانه ها و مؤسسات خصوصى واقع نگرديده و با توجه به اين كه قانون كار نيز در خصوص خدمت نيمه وقت بانوان سكوت نموده است. از ضمانت اجرايى لازم برخوردار نيست از طرف ديگر نيز با توجه به اين كه اين قانون چون نتوانسه است شرايط مطلوب را براى اجراى آن فراهم نمايد هنوز مورد قبول زنان شاغل واقع نگرديده است. در هر حال چون استفاده از كار نيمه وقت براى مؤسسات مقرون به صرفه نيست و از طرف ديگر براى زنان شاغل نيز مزاياى چندانى در بر ندارد اين قانون هنوز نتوانسته است آن مقبوليت لازم را در ميان كاركنان شاغل زن پيدا نمايد. زيرا نه موجب تثبيت موقعيت زن در منزل به عنوان يك زن خانه دار و نه موجب ارتقاى او در محيط اشتغال خواهد بود. اما به نظر نگارنده اين سطور با توجه به اين كه در ماده يك قانون نحوه اجراى قانون مربوط به خدمت نيمه وقت بانوان مصوب ۱۳۶۴/۱/۱۸ از كلمه «مى توانند» استفاده شده است. بدين صورت كه زنان شاغل «مى توانند» از اشتغال نيمه وقت استفاده نمايند لذا اين موضوع يك امر تكليفى نيست بلكه اختيارى است و هيچ اجبارى در استفاده از حقوقى كه در اين قانون آمده است براى زنان شاغل نبوده و مى توانند از اين حق صرف نظر نموده و آن را اعمال ننمايد. مگر محدوديتى كه در ماده ۱۰ اين قانون كه مقرر داشته است: بازگشت به كار تمام وقت و لغو اشتغال نيمه وقت پس از موافقت وزير يا عاليترين مقام آن مؤسسه خواهد بود كه در چنين شرايطى ممكن است وزير يا مقام مربوطه با بازگشت زنان شاغل به كار تمام وقت و لغو اشتغال نيمه وقت موافقت ننمايد. لذا نگرانى كارشناسان مربوطه در بحث كاركنان ادارات و سازمان ها و مؤسسات دولتى صرف نظر از محدوديت هاى مالى مربوطه براى زنان بلاوجه به نظر مى رسد اما در رابطه با زنان شاغل در مؤسسات خصوصى و كارگاه ها و... ايراد فوق وارد بوده و اينجانب نيز به آن عقيده مند هستم سكوت معنى دار قانون كار در اين زمينه نيز مؤيد اين نظريه است لذا جامعه زنان شاغل از قانون كارى كه اين همه امور رفاهى زنان را مورد توجه قرار داده است انتظار دارد كه با شكستن سكوت خود در اين زمينه نيز به يارى آنان بشتابد. بديهى است در اين گونه موارد فقط قانون آزاديبخش خواهد بود نه امضا و اراده دو انسان كه در يك طرف آن يك انسانى قوى از نظر مالى و اقتصادى و در طرف ديگر آن انسانى كه به دليل محتاج بودن به نان شب و تمشيت امور زندگى خود و خانواده اش حاضر است هرگونه شرايطى را پذيرفته و رنج و مشقت ۸ ساعت كار در روز را تحمل نمايد.
|