|
بحثى درباره زمينه هاى شكل گيرى و ويژگى هاى شعر هفتاد
فرار به سوى سرزمين هاى ناشناخته زبان
محمدحسين عابدى / قسمت سى و ششم برخى از صاحبنظران، استعاره را مجازى مى دانند كه براساس علاقه مشابهت شكل گرفته است و آن را در ذيل مبحث مجاز بررسى مى كنند و برخى هم فصلى جداگانه را به استعاره اختصاص مى دهند اما آنچه كه در اين ميان به كار من مى آيد استفاده از اصل «نياز به قرينه» در بحث استعاره است. چرا كه مى توانم براى توضيح بهتر آنچه كه پيشتر آمده است از آن استفاده كنم. در واقع همچنان كه در مجاز، ما نياز به قرينه داريم و آن را به مجاز براساس علاقه مشابهت يا استعاره تعميم مى دهيم؛ بايد شاعر، در كشف روابط تازه ميان كلمات و بويژه در مرحله ساختن يا ارائه اين كشف، كدهايى را به مخاطب ارائه دهد و يا به نوعى، با استفاده از اصل قرينه، از خدشه دار شدن ارتباط جلوگيرى كند. شاعر مى تواند با استفاده از بافت زبانى و الزام به وجود قرينه، كشف خود را ارائه كند. به همين شكل درباره هويت تازه كلمات هم مى توانيم از اين اصل استفاده كنيم و دوباره بر اين نكته تأكيد كنيم كه ايده آل شعر هفتاد اين نيست كه هر كلمه در هر بار تكرار خود، با تغييرى همراه باشد چراكه در اين صورت ارتباط غيرممكن مى نمايد؛ همچنين ايده آل شعر هفتاد اين نيست كه كلمات، هر بار بى هيچ كم و افزونى تكرار شوند چنانچه پيش از اين بسيار رايج بود؛ ايده آل شعر هفتاد اين است كه كلمات در تغيير هويت خود، ردى از هويت تازه خود بر جاى بگذارند و بر «رد به جاى گذاشتن» تأكيد كنيم. همين جا حتماً بايد اين نكته را هم ذكر كنم كه وجود قرينه، به معناى ارائه همه قرائت هاى ممكن از روابط تازه ميان كلمات نيست و بسيار ممكن است كه خواننده شعر، رابطه هايى را كشف كند كه براى خود شاعر هم تازه باشد. همچنان كه اين اتفاق براى خود شاعر هم ممكن است رخ بدهد و شاعر در دوباره و چندباره خوانى شعر خود، به تازگى هايى دست يابد كه پيش از آن مورد نظر او نبوده است. در اين ميان، نكته بارز و مهمى كه مى توان به آن اشاره كرد درباره ارتباط شاعر با شعر خود است. شاعر پس از آن كه شعر را ارائه داد؛ خود به منزله خواننده اى محسوب مى شود كه مى تواند در شعر، نكات و روابط تازه اى را كشف كند و البته يافتن نكات نو در شعر، چيزى نيست كه منحصر به شعر هفتاد باشد اما آن روابط تازه اى كه در شعر هفتاد كشف و سپس ارائه مى شود با آنچه كه تا پيش از آن رايج بود متفاوت است. از اين رو در اينجا به ذكر اين نكته پرداختيم كه پيشتر اشاره كرده بوديم كه يكى از موارد آسيب شناسى شعر هفتاد، همين نكته است كه برخى از شاعرانى كه شعر خود را به آن منسوب مى كنند در ساختن و ارائه كشف هاى خود (به فرض وجود چنين كشف هايى)، هيچ ايده و طرح مشخصى ندارند و در شعر آنان كلمات، هيچ ردى از هويت تازه خود بر جاى نمى گذارند. ادامه دارد
|