شنبه ۲۵ تير ۱۳۸۴ -
Sat, Jul 16, 2005
ديپلماتيك
۳۱۹۲
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
جوان
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
ماجرا
تروريست ها، استراتژيست مى شوند
سرگه بارسقيان
همزمانى انفجارها و انتخاب مكان هاى مملو از جمعيت ولو فاقد اهميت استراتژيك ويژگى بارز رويكرد جديد عمليات القاعده است كه نخستين نمونه سازماندهى شده آن در جريان حملات تروريستى ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ به منصه ظهور رسيد. علت تعلل اعلام سازمان القاعده به عنوان مسؤول احتمالى حملات ۱۱ سپتامبر از سوى مقامات كاخ سفيد، ناآشنايى آنان با رويكرد جديد القاعده و پيچيدگى استراتژى انفجارهاى همزمان بود، آن هم در مراكزى كه اهميت كمى جمعيت، دليل انتخاب هدف قرار گرفته بود و ديگر اماكن استراتژيك -به غير از پنتاگون- در سياست ترور القاعده جاى نداشت. پيش از آن، نام «اسامه بن لادن» نزد مقامات سيا تداعى گر بمب گذارى سفارتخانه هاى آمريكا در كنيا و تانزانيا در آگوست سال ۱۹۹۸ بود و كمتر تصور مى رفت كه پديده بن لادنيسم به تدريج به خاك آمريكا رسوخ كرده و اين بار، مقابله با منافع ايالات متحده در پهنه سرزمينى آن كشور صورت مى گرفت. چه اين كه پيش از حملات ۱۱ سپتامبر برخى مقامات امنيتى و حتى كارشناسان ضد تروريسم آمريكا از آنچه «آگرانديسمان بن لادن» مى ناميدند، گلايه كرده و معتقد بودند: «اگر او مى توانست به اهداف آمريكايى حمله كند، اين كار را مى كرد. اما او ارتش در اختيار ندارد. صاحب سلاح اتمى، بيولوژيكى و شيميايى هم نيست.»
براساس گزارش كميسيون تحقيق ۱۱ سپتامبر طى يادداشتى به «بيل كلينتون» در سال ۱۹۹۸ گفته شده بود بن لادن اميدوار است با ربودن هواپيما ترتيب آزادى رهبران بمب گذارى هاى سال ۱۹۹۳ در مركز تجارت جهانى را بدهد. از آن پس، خطر حمله بن لادن بارها به دولت هاى كلينتون و بوش (در همان چند ماه نخست) گوشزد شد، اما به علت عدم برآورد سرويس هاى امنيتى از توان القاعده براى انجام چنين عمليات گسترده اى و تغيير اولويت هاى انتخاب هدف و استراتژى حمله وقعى به هشدارهاى مكرر داده نمى شد. پس از ۱۱ سپتامبر، القاعده به عنوان گروه تروريستى قدرتمند در عرصه كشتارهاى گسترده، با رويكردى پيچيده و جهت گيرى غيرمعمول شناخته شد.
تشكيلات غيرمتمركز
پس از وقايع ۱۱ سپتامبر سه جبهه عليه القاعده ايجاد شد كه سياست حذف رأس و حل بدنه را در پيش گرفته بود. حمله به افغانستان و سقوط رژيم طالبان به عنوان پايگاه القاعده، حملات مقطعى با هدف حذف سران القاعده در مناطق گوناگون افغانستان و مرز اين كشور با پاكستان و نيز مسدود كردن اموال منتسب به القاعده سه رويكرد برگزيده در مقابله با تروريسم بن لادنى شد. در اين استراتژى تهاجمى، اصل بر اين قاعده استوار بود كه القاعده با نابودى سران و تصميم گيران خود به علت ساختار بسته و چريكى سازمان دچار اضمحلالى شده و بدنه نه توان ارتباط ارگانيك با هم خواهد داشت و نه توان اجراى عمليات. ارزيابى مؤسسه بين المللى مطالعات راهبردى لندن گوياى اين واقعيت است كه استراتژى مزبور قرين موفقيت نبود، چرا كه از زمانى حادثه ۱۱ سپتامبر حدود نيمى (و به گفته برخى منابع ديگر دو سوم) رهبران شبكه القاعده كشته و يا دستگير شده اند، ولى همچنان ۲۰ هزار نفر از آموزش ديدگان اين شبكه آزاد و مشغول فعاليت در سراسر جهانند. آنچه به تداوم فعاليت هاى تروريستى القاعده پس از ضربات سهمگين وارده به آن در جريان حمله به افغانستان انجاميده و دامنه اثرگذارى آن را تا عراق و حتى قلب اروپا گسترانده، تحولى است كه پس از سقوط طالبان در هرم تشكيلاتى القاعده روى داد. تغييرات صورت گرفته در اين سازمان گوياى آن است كه به علت ريسك بالاى تجمع در يك منطقه واحد جغرافيايى و احتمال از بين رفتن رهبران القاعده، هواداران سازمان به صورت حلقه هاى غير متمركز عمل مى كنند و به واحدهاى جغرافيايى متعددى تقسيم شده اند. چنين احتمالى از آن رو تقويت مى شود كه القاعده با درك وجود تدابير امنيتى شديد و احتمال قطع رشته هاى ارتباطى از وضعيت سانترال به پلورال تقسيم شكل داده است.
تكرار وقايع تروريستى در جزيره «بالى» اندونزى در سال ،۲۰۰۲ «كازابلانكا» و «استانبول» در سال ،۲۰۰۳ مادريد در ۲۰۰۴ و لندن در ۲۰۰۵ و پذيرش مسؤوليت اين اقدامات از سوى شاخه هاى منطقه اى القاعده گواه بارز پيگيرى اين خط مشى توسط سران سازمان است. در اين رهگذر، تصميمات استراتژيك توسط اتاق فكر مركز اتخاذ شده است، ولى اجراى آن به بازوهاى منطقه اى سپرده مى شود. بمب گذارى در مادريد انطباق زيادى با سياست پيش گفته داشت. اوايل سال ۲۰۰۴ انتشار نوارى منسوب به بن لادن از حمله به اسپانيا و ايتاليا در زمان و موقعيت مناسب خبر داده بود و مارس همان سال، ۱۰ انفجار در مادريد (پايتخت اسپانيا) به وقوع پيوست كه پس از آن گروه «ابوحفص المصرى» موسوم به سازمان جهاد القاعده در اروپا، مسؤوليت آن را برعهده گرفت. اين گروه مسؤوليت انفجارها در متروى لندن را نيز پذيرفته است.
مجازات متحدين
ديگر تحول صورت گرفته در استراتژى بسط خشونت القاعده تغيير در انتخاب هدف عمليات و تحقيق در زمان وقوع آن است. تغيير در انتخاب هدف از آن روست كه القاعده در سالهاى اخير - بالاخص پس از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ - علاوه بر پيگيرى سياست تهديد منافع به دنبال مكانيسم تثبيت ناامنى از طريق اجراى همزمان عمليات در چند مكان عمومى با برد تلفات وسيع است. حمله به برج هاى دوقلو سازمان تجارت جهانى ، كلوپ توريست ها در بالى اندونزى، متروى مادريد و... نقطه عزيمتى بود از رويكرد تهديد منفعت به ترويج خشونت. اهداف از سفارتخانه ها و مراكز نظامى به عنوان مركزى استراتژيك ، ولى فاقد عمق هراس افكنى به اماكن عمومى همانند مترو به منزله هدفى ملموس و واجد شعاع ناامنى فزاينده تغيير يافت. اين استراتژى مى تواند دو هدف عمده را دنبال كند: نخست، اولويت يافتن ايجاد فضاى رعب و وحشت در جوامع هدف و دوم ، بهره بردارى از اين فضا به عنوان اهرم فشار عليه دولتها. به عبارتى، اغلب عمليات تروريستى در كشورهايى صورت گرفته است كه از نظر القاعده قابل مجازات هستند و اين مجازات علاوه برهدف قرارگرفتن اماكن پررفت و آمد شهرى، فشار افكار عمومى عليه حركتهايى كه انگيزه اصلى تروريستها براى انجام چنين اقداماتى است ، شامل مى شود. اين در حالى است كه تا سال پيش همچنان برخى مراكز نظامى و يا سفارتخانه ها به عنوان نقاط هدف القاعده عنوان مى شد. براساس گزارش ارائه شده از جانب سيا به مقامات آلمانى در اوايل سال ،۲۰۰۴ احتمال داده شده بود القاعده در صدد است اقدام هايى را در انگليس، اسپانيا، فرانسه و آلمان برنامه ريزى كند. انفجار در نزديكى پادگان نيروهاى آمريكايى در فرانكفورت و بيمارستان آمريكايى ها در هامبورگ آلمان، ساختمان بورس مركزى لندن و يك پادگان در حوالى اين شهر ، سفارت آمريكا در مادريد و كنسولگرى اين كشور در «بارسلون» و احتمالاً برج ايفل فرانسه از اهدافى بود كه سيا در تحليل خود به آن رسيده بود. اما انفجارها در متروى مادريد و نيز مترو لندن آشكارا نشان داد كه تمركز القاعده منحصر به منافع آمريكايى ها در خارج از اين كشور نيست، بلكه گستره اى به شعاع متحدان نظامى آمريكا همچون اسپانيا و انگليس را نيز در بر مى گيرد. هشدار نسبت به تكرار اين گونه حملات در ايتاليا و دانمارك نيز بيانگر هدف قرارگرفتن متحدين آمريكا در جنگ با عراق توسط سازمان القاعده است.
از سوى ديگر ، انتخاب زمان اجراى عمليات تروريستى به عنوان بخش مكمل استراتژى ترويج وحشت و دهشت حايز اهميت است. همزمان، با اقدام پارلمان تركيه براى تصويب اعزام نيروهاى حافظ صلح به عراق انفجارهاى پياپى در آنكارا، استانبول و ازمير رخ داد. اين اقدام باعث فشار افكار عمومى به دولت آنكارا و در نتيجه لغو اعزام نيروهاى ترك به عراق شد. چند روز پيش از برگزارى انتخابات اسپانيا ۱۰ انفجار در مادريد به وقوع پيوست و بيش از ۲۰۰نفر را به كام مرگ فرستاد. در نتيجه «خوسه ماريا آسنار» نخست وزير اسپانيا و حزب راستگراى وى كه پس از انگليس اصلى ترين متحد آمريكا در جنگ با تروريسم به شمار مى رفت، نتيجه انتخابات را به «خوسه لوئيس رودريگرز» واگذار كرد. علت اين شكست، اقبال عمومى به نامزد هوادار كاهش حضور نيروهاى نظامى اسپانيا در عراق » رودريگرز- قلمداد شد. همزمان با آغاز اجلاس گروه هشت در «گلن ايگلز» اسكاتلند چهار مورد بمب گذارى در متروى لندن و يك اتوبوس دوطبقه رخ داد كه اجلاس مزبور را شديداً تحت الشعاع قرار داد. نمونه هاى فوق بعد ديگرى از سياست كلى القاعده را به تصوير مى كشد كه در آن، عمليات تروريستى توان تغيير روند سياسى را داشته است و هزينه هاى يك تصميم خاص - همچون مشاركت در حمله به عراق و اشغال آن را - فزونى مى بخشد. القاى اين حس ترس به عنوان اهرمى توسط افكار عمومى عليه دولتها عمل مى كند و يا هزينه هاى اخذ تصميم را بالا مى برد (انفجارهاى تركيه) و يا به پرهزينه شدن ادامه همكاريها مى انجامد (انفجارهاى مادريد و لندن).
انفجارهاى تروريستى ۷ جولاى لندن مى تواند سياستهاى واكنشى كشورهاى تحت خطر را تغيير دهد و مكانيسم افزايش تدابير امنيتى پس از وقوع بمب گذاريها را به كنترل شديدتر ناوگان حمل ونقل شهرى و اماكن پررفت وآمد پيش از وقوع انفجارها بدل كند.
۱۰رويداد كه جهان بايد بيشتر درباره آنها بداند
219999.jpg
اداره اطلاعات همگانى سازمان ملل متحد در ادامه تلاشهاى خود براى جلب توجه مردم جهان به تحولات و مسائل مهم بين المللى كه از ديد رسانه ها دور مى مانند، فهرستى جديد از «ده رويداد كه جهان بايد بيشتر درباره آنها بداند» تدوين و منتشر كرده است. فهرستى اين گونه، نخستين بار در ۲۰۰۴ از سوى اداره اطلاعات همگانى تدوين شده بود.
«شى شى تارور» معاون دبير كل براى ارتباطات و اطلاعات همگانى در جريان انتشار فهرست سال۲۰۰۵ در مقر سازمان ملل متحد در نيويورك گفت: «فهرست ما، طيفى گسترده از مسائل مورد علاقه عده بسيارى از مردم سراسر جهان را معرفى مى كند و ما در انتظار همكارى با رسانه هاى همه كشورها براى كمك به طرح مسائل مربوط به اين رويدادها هستيم.»
فهرست جديد، همچون سال۲۰۰۴ كه ابتكار مربوط به ده رويداد آغاز شد، شامل رويدادهايى درباره طيفى از مسائل از چند منطقه جغرافيايى است. بعضى از مطالب اين فهرست درباره پيش آمدهاى غيرمنتظره دردسرآفرين بشردوستانه و موقعيت هاى مناقشه است، اما مسائلى مانند حقوق بشر، بهداشت و توسعه را نيز در بر مى گيرد.
تارور گفت: «ما مى دانيم روزنامه نگاران نمى توانند همه مطالب را منعكس كنند، ولى احساس مى كنيم مردم سراسر جهان نياز دارند بيشتر درباره اين مسائل حياتى بدانند.»
اين فهرست با مشورت دفترها و برنامه هاى سازمان ملل متحد تهيه شده است كه بسيارى از آنها ديدگاهها و انديشه هاى خود را درباره مسائلى ارائه دادند كه معتقد بودند از طرح بيشتر در رسانه ها سود خواهند برد. اما همچون سال گذشته، گزينش نهايى تنها به عهده اداره اطلاعات همگانى بود. هر چند مسائل از ۱ تا ۱۰ رده بندى شده اند، اما رده بندى منعكس كننده اولويت بندى نسبى آنها نيست.
۱- عوامل دگرگونى: رشد نهادهاى حقوق بشر
دفاع از حقوق بشر، صاحب ابزارى جديد در زرادخانه خود شده است. بيش از صد نهاد ملى در سالهاى اخير براى حمايت از حقوق گروههاى آسيب پذير به وجود آمده است. اين نهادها به حد روزافزونى در زمينه طيفى گسترده از آرمانهاى حقوق بشر، از پيشگيرى از شكنجه و تبعيض تا حل مناقشه فعال هستند.
رويداد
بهتر شدن موقعيت اقليت «تساتان» در مغولستان چه وجه مشتركى با نجات كودكان سرباز در اوگاندا، تحقيق درباره پرونده هاى قديمى ناپديد شدن هاى اجبارى در مكزيك يا اسناد مربوط به آموزش پليس در ايرلند شمالى دارد؟ تمام اين نمونه ها، يك گزارش اميدبخش را نشان مى دهند و آن، نقش فزاينده و مؤثر نهادهاى ملى براى ترويج و حمايت از حقوق بشر است. «كوفى عنان» دبير كل سازمان ملل متحد در گزارشى در سال۲۰۰۲ تأكيد كرد: «ايجاد نهادهاى نيرومند حقوق بشر در سطح كشورى، كارى است كه در مدت طولانى حفاظت و پيشرفت حقوق بشر را به شيوه اى پايدار تضمين خواهد كرد.» و اين كارى است كه به نظر مى رسد - دور از توجه رسانه ها - در حال رخ دادن است.
از سال۱۹۹۳ كه مجمع عمومى به اتفاق آرا به اصطلاح اعلاميه اصول پاريس، يعنى حداقل معيارهاى مربوط به نهادهاى ملى حقوق بشر، را تصويب كرد، كشورهاى بسيارى براى ايجاد يا تقويت چنين نهادهايى با سازمان ملل متحد كار كرده اند.
اما آنچه غالباً ناديده گرفته مى شود، اين است كه اين نهادها، كه در حال حاضر تعدادشان بيش از صد است، در طيفى گسترده از آرمانهاى حقوق بشر به حد روزافزونى فعال هستند.
موقعيت
اكثر نهادهاى ملى موجود را مى توان در دوگروه گسترده قرار داد: «كميسيونهاى حقوق بشر» و «بازرسان». نهادهاى ملى تخصصى كه براى حمايت از حقوق گروههاى آسيب پذير خاص فعاليت مى كنند، اگرچه اهميتى برابر با دوگروه فوق دارند، اما كمتر رايج هستند.
اين گونه نهادهاى ملى براى اين تشكيل نمى شوند كه جاى ارگانهاى حقوق بشر سازمان ملل متحد يا سازمانهاى غيردولتى فعال در اين زمينه را بگيرند. نقش آنها تكميلى است و تقويت چنين نهادهايى فقط مى تواند تأثير نهادهاى ملى و بين المللى حقوق بشر را بيشتر كند.
كميسيون مستقل حقوق بشر افغانستان در ژانويه۲۰۰۵ گزارشى با عنوان فراخوان عدالت تهيه كرد. به لطف اين ابتكار جسورانه، براى نخستين بار از مردم افغانستان خواسته شد نظر خود را درباره مسائل مهمى مانند صلح، امنيت وعدالت ابراز كنند.
مؤسسه حقوق بشر دانمارك در حال ايجاد پايگاه داده هاى دانش براى افزايش آگاهى از تأثير وعوارض ويژه قوانين ضدتروريسم است.
تحقيقات رسمى درباره ناپديد شدن اجبارى ۵۳۲نفر در طول دهه۱۹۷۰ و اوائل دهه۱۹۸۰ در مكزيك نتايج محدودى داشت تا اين كه كميسيون ملى حقوق بشر مكزيك مداخله كرد و توانست مسائل آن دوره غم انگيز را روشن كند.
كميسيون حقوق بشر ايرلند شمالى، كه به عنوان يكى از نتايج قرارداد «جمعه خوب» ۱۹۹۸ «بلفاست» تشكيل شد، از طريق دادگاهها درباره پرونده هاى مهم در مورد مسائل مربوط به تمام ديدگاههاى سياسى و مذهبى تحقيق و از آنها حمايت كرده است.
كميسيون ملى حقوق بشر مغولستان به تضمين حقوق كوچكترين اقليت قومى اين كشور يعنى مردم تساتان، كه ساكن منطقه كوهستانى متروكى هستند، كمك قابل توجهى كرده است.
كميسيون حقوق بشر اوگاندا، با وجود دشواريهاى كار كردن در مناطق جنگ زده، درباره گزارشهاى مربوط به استخدام كودكان سرباز تحقيق و درباره بازگرداندن آنها به اجتماع توصيه هايى كرده است.
كميسيون ملى حقوق بشر هند كوشيده است محيطى به وجود آورد كه در آن بتوان حقوق اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى را بهتر ترويج و از آنها حمايت كرد.
۲- چاره اى ماندگار: مهار مواد مخدر غيرقانونى از طريق توسعه
چهارميليون كشاورز خرده پاى گرفتار فقر به وسيله قاچاقچيان موادمخدر وادار به كاشتن كوكا و ترياك مى شوند. بيشتر آنان ترجيح مى دهند كار ديگرى مى كردند. سازمان ملل متحد راه ديگرى به آنان نشان مى دهد.
رويداد
مبارزه عليه موادمخدر غيرقانونى، بويژه هنگامى كه مأموران محموله بزرگى را توقيف يا قاچاقچى بزرگى را دستگير مى كنند، از توجه رسانه ها برخوردار است. آنچه كمتر مورد توجه قرار مى گيرد - اما اهميت كمترى ندارد - تلاش ها براى مهار اين بلا در نطفه، يعنى مهار كشت گياهان مولد موادمخدر غيرقانونى مانند برگ كوكا و بوته ترياك است كه غالباً تنها منبع درآمد براى حدود ۴ميليون كشاورز به شدت فقير در سراسر جهان است. به «انتخاب ديگر براى توسعه»، يعنى فرايندى كه به جوامع وابسته به درآمد فعاليتهاى غيرقانونى، انتخابهاى قانونى ارائه مى دهد، وارد شويد. «آنتونيو ماريا كاستا» رئيس دفتر مقابله با موادمخدر و جرم سازمان ملل متحد مى گويد: «اين تنها راه حركت به جلو براى مبارزه با فعاليتهاى غيرقانونى از داخل يعنى كار كردن درباره رفاه كشاورزان به جاى كار كردن درباره ترس هاى آنان است.»
تركيه و تايلند، نخستين كشورهايى بودند كه به لطف اراده دولت وتأمين راههاى ديگر براى معاش كشاورزان موفق به حذف دائمى كشت غيرقانونى ترياك شدند. دولت تايلند درباره طرحهايى در اراضى اين كشور كه به روستاييان و كشاورزان اقليت قومى فقير، امكانات ديگر اقتصادى به جاى كشت ترياك فراهم مى كرد، با سازمان ملل متحد از نزديك همكارى كرد. در كلمبيا، كارگزارى سازمان ملل متحد با همكارى دولت و فروشگاههاى عظيم Carrefour با تضمين درآمد از فعاليتهاى قانونى براى كشاورزان، آنان را از كشت محصولات غيرقانونى بازداشت. اين فروشگاهها در سوپرماركت هاى خود براى فروش محصولات چنين طرحهايى فضا اختصاص مى دهند و حتى در زمانى كه اين محصولات بازار ندارد، با زيان، آنها را خريدارى مى كند. در لائوس، دفتر مقابله با موادمخدر و جرم سازمان ملل متحد به دولت كمك مى كند به وعده خود براى پايان دادن به كشت ترياك تا پايان امسال، عمل كند كه به اين ترتيب، حدود پنج هزار كيلو هروئين از بازار بين المللى موادمخدر كم خواهد شد.
اين كار براى سومين توليد كننده بزرگ ترياك غيرقانونى جهان، مبارزه اى دشوار است، اما تاكنون موفقيت هاى قابل توجهى حاصل شده است.
موقعيت
حدود چهار ميليون نفر محصولات غيرقانونى پرورش مى دهند كه بيشتر آنان زير خط فقر زندگى مى كنند وحدود ۵۰ درصد درآمد آنان از كشت مواد غيرقانونى به دست مى آيد.
تجربه نشان داده است اگر به اين كشاورزان و خانواده هاى آنان انتخاب هاى ديگرى براى كسب درآمد داده شود، به سرعت، كشت ترياك را رها و از فرصت هاى مشروع براى امرار معاش استقبال مى كنند.
تركيه از سال ۱۹۷۴ كشت غيرقانونى ترياك را كنار گذاشته است. كشت قانونى ترياك بدون انحرافى در كمتر از يك دهه تا ۷۸ درصد كاسته اند.
كلمبيا بزرگترين تأمين كننده كوكا و كوكايين در جهان است و در سال ۲۰۰۳ ، ۶۷ درصد كوكايين عرضه شده دنيا را توليد كرد.اما سطح زير كشت كوكاى خود را نزديك به ۵۰ درصد كاهش داده و به ۱۰۰ ، ۱۶۰ هكتار در سال ۱۹۹۹ به ۸۶ هزار هكتار در ۲۰۰۳ رسانده است.
كالاهاى توليد شده به عنوان بخشى از برنامه «انتخاب ديگر براى توسعه» دفتر مقابله با مواد مخدر وجرم سازمان ملل متحد كلمبيا ۲ ميليون دلار در سال ۲۰۰۴ توليدكرد كه نيمى از آن به فروش هاى Carrefour مربوط مى شود.
يك طرح انتخاب ديگر براى توسعه در افغانستان شامل حمايت از فرصت ها براى خود اشتغالى و شركت هاى بازرگانى كوچك، ارائه يك نظام اعتبارى روستايى و برنامه هاى آموزشى براى زنان در بهداشت پايه اى خانواده و توليد دام است، اما هر روز با دشوارى هايى مواجه است كه بر اثر ادامه بى ثباتى وناامنى در مناطق بسيارى به وجود مى آيد.
۳- سومالى؛ گام هايى در مسير صلح شكننده در كشورى از هم پاشيده
در شرايطى كه فرآيند آشتى درسومالى وارد مرحله اى جديد و حياتى مى شود وسازمان ملل متحد در نظر دارد كمك بشر دوستانه خود را به آن افزايش دهد، اين كشور به بهترين فرصت خود براى صلح در ۱۵ سال مى نگرد. اما در شرايطى كه بيشتر رسانه هاى بين المللى كمتر به مسائل اين كشور توجه مى كنند، ناامنى فراگير چالشى شديد براى اين تلاش به وجود مى آورد.
رويداد
كشورى كه يك دهه پيش به عنوان نماد حكومتى فروپاشيده در صدر خبرهاى جهان جا داشت، اين اواخر از چشم رسانه ها افتاده است. اگرچه اين ملت با چالشى حياتى مواجه است، فرآيند آشتى شكننده جارى بهترين اميد سومالى از دهه ۱۹۹۰ براى بازسازى كشور در صلح است. يك دولت در تبعيد بى تجربه كه با خطر فراوان، از طريق كنفرانسى ملى با شركت بيشتر جناح هاى رقيب تشيكل شد، مى كوشد خود را از پايگاه خود در كشور همسايه - كنيا - در سومالى تثبيت كند.
اما ناامنى فراگير، كه نقض تحريم تسليحاتى و ادامه خشونت فرقه اى به آن دامن مى زند، چالش هايى شديد براى اين تلاش به وجود مى آورد.
ناامنى همچنين باعث شده است حضور رسانه هاى بين المللى در زمانى به حداقل برسد كه اين شرايط نياز به افشاى شديددر خارج دارد تا كمك كند همه جناح ها بدانند دنيا ناظر اعمال آنها است. افشاى بيشتر مسائل در رسانه ها همچنين مى تواند به بسيج كمك بشردوستانه به اين كشور كمك كند كه همچنان با خشكسالى و قحطى علاوه بر تلفات وخسارات به روستاهاى ساحلى و ماهيگيرى خود از سونامى اخير اقيانوس هند مواجه است.
دراين حال، سازمان ملل متحد در حال ارائه كمك بشر دوستانه و توسعه اى به بهترين شكل ممكن تحت شرايط موجود است و در همان حال، حضور سياسى نيرومندى را تدارك مى بيند كه مى تواند فرآيند آشتى را محكم و به مردم سومالى كمك كند تا دولتى فعال ايجاد كنند. شوراى امنيت از ايجاد دولت فدرال موقت استقبال كرده و از جامعه بين المللى خواسته است از نظر سياسى و اقتصادى به آن كمك كند.
موقعيت
سومالى تنها كشور در تاريخ اخير است كه چنين دوره طولانى فروپاشى حكومت را تحمل كرده است.
رهبران دولت فدرال موقت اخيراً در جريان سفرى فشرده به اين كشور با استقبال مردم سومالى مواجه شدند، اما حتى جرأت نكردند قدم به «موگاديشو» (پايتخت) بگذارند كه هنوز غرق در اسلحه و پر از اوباش است.
سومالى همچنان از مناقشات متناوب طايفه اى و خشكسالى هاى مداوم رنج مى برد. چهارصد هزار نفر از مردم سومالى در داخل آواره اند و ۸۰۰ هزار پناهنده از خارج برگشته اند.
اگرچه باران هاى اخير تا حدى باعث آرامش شده است، چهار سال خشكسالى پياپى لطمات زيادى به گله هاى كشور وارد كرد. خشكسالى، در مجموع منجر به بحران در معيشت، بدهكارى و ركود اقتصادى شد.
سومالى در زمينه شاخص هاى اصلى توسعه انسانى همواره در پايين ترين رده ها و از نظر نسبت هاى مرگ و مير و سوء تغذيه در بالاترين رده ها در جهان بوده است.
به گفته مسؤولان امداد سازمان ملل متحد، از جمله اولويت هاى اصلى در زمينه كمك، ارائه يارى دربخش هاى آب و دفع بهداشتى فاضلاب، بهداشت و آموزش و پرورش به آسيب پذيرترين گروه ها، از جمله آوارگان داخلى، بازگشتى ها و اقليت هايى است كه ۲۰ درصد جمعيت كشور را تشكيل مى دهند.
۴- جزيره پس از توفان
فقط پول كافى نيست! سه ماه پيش از اين كه سونامى خبر اول جهان شود، جزيره بهشتى گرنادا اسير توفان «ايوان» شد.
در آن زمان جهان سخاوتمندانه واكنش نشان داد، اما ماهها بعد، هنوز بيشتر خانه هاى اين كشور ويران ونشانه اى از اين امر است كه چگونه رهايى از مصايب به حمايت مداوم جامعه بين المللى نياز دارد.
رويداد
جزيره كوچك گرنادا در درياى كاراييب هزاران كيلومتر دور از سونامى، دسامبر گذشته، مدركى زنده از اين امر است كه تبديل درياى كمك بين المللى به بازپرروى و بازسازى تا چه حد مى تواند دشوار باشد.توفان ايوان، در سپتامبر ۲۰۰۴ درياى كاراييب را در نورديد و ۸۰ درصد تأسيسات وبناهاى گرنادا را با خود برد و فضا و صنايع گردشگرى آن را نابود كرد.دنيا سخاوتمندانه به اين فاجعه واكنش نشان داد؛ فاجعه اى كه ۳۹ نفر از ۱۰۳ هزار نفر جمعيت اين كشور كوچك را كشت و ۹۰ درصد از ۲۸ هزار خانه آن را ويران كرد.
«جزيره اسپايس» (ادويه) - كه براى جوز هندى، بسباسه، دارچين، زنجبيل و ميخك خود معروف است - پس از ماهها هنوز اسير ويرانى و مصايب است.
توفان ايوان بيشتر درختان جوز گرنادا را كه آن را دومين توليد كننده بزرگ جوز جهان مى كردند، از ريشه درآورد و اگر چه كشتى هاى تفريحى در حال بازگشت با گردشگران هستند، بيشتر كسانى كه به گردشگران خدمت مى كنند، هنوز خانه هاى خود را بازسازى نكرده اند.همچنان كه «ميشله چيل - مك دونو » مسؤول رابط هماهنگ كننده براى برنامه عمران ملل متحد در «بار بادوس» گزارش مى دهد، «كارها كند، بسيار كند پيش مى روند. توانايى فنى حتى پيش از وقوع توفان در بيشتر بخش ها نايچيز بود، اما حالا پيشرفت به شدت كند بوده است. هنوز نتوانسته ايم بعضى از شبكه هاى اساسى را تا حدى بازسازى كنيم كه امكان پيشروى را به ما بدهد».
تجربه گرنادا در شهر «بم» ايران، كه مى كوشد از عوارض زلزله ۲۰۰۳ رهايى يابد، صدق مى كند.هر دو اين موضوع را آشكار مى كنند كه رهايى از عوارض بلايا، كارى طولانى مدت است كه به حمايت پايدار جامعه بين المللى نياز دارد.
موقعيت
هدف گرنادا درزمينه ساخت مسكن، بازسازى ۱۰۰۰خانه در سال ۲۰۰۵ است. تا مارس فقط ۲۳ خانه با كمك دولت بازسازى شده و ۵۰ خانه ديگر درحال ساخت بود. برآورد شده است كه لازم است حدود ۱۰ هزار خانه با كمك عمومى ساخته شود.
باتوجه به اين كه هزاران نفر بر اثر اين فاجعه دچار رنج و مصيبت شدند، ضرورت رسيدگى به بعد روانى - اجتماعى اين بحران يك عنصر مهم فرآيند بازپرورى شده كه دولت مى كوشد با تدوين برنامه بهبود ملى به آن رسيدگى كند.
ازجمله تحولات مثبت، قرارگرفتن بخش آموزش و پرورش در مسير بازپرورى به علت دريافت توجه و اعتبار نسبتاً فراوان از جامعه بين المللى است. همه مدرسه ها بازگشايى شده اند، اگرچه بعضى از آنها به صورت شيفتى كار مى كنند. بيشتر ساختمان ها، دست كم به صورت موقت، تعمير شده است.
سيرالئون؛ تحكيم صلحى كه با دشوارى به دست آمده است
آنان به مناقشه پايان داده، هزاران مبارز را خلع سلاح كرده، هزاران كودك سرباز را آزاد و انتخابات آزاد برگزار كرده اند.
اما اينك كه حافظان صلح سازمان ملل متحد ممكن است به زودى آنجا را ترك كنند، دنيا بايد تعهد خود را به خاطر كمك به اين كشور براى غلبه بر دشوارى هاى بسيار نسبت به صلح شكننده آن حفظ كند.
ادامه دارد


|   شناسنامه   |   آرشيو   |