|
خانه هاى شميران در معرض فرسودگى و تخريب
تهران يادگارهاى قاجار را فراموش مى كند
|
|
|
شيده لالمى سقف ها فرو ريخته اند و ديوار ها آميخته با فرسودگى. نگاه كن؛ شيشه هاى شكسته و درهاى غبار گرفته نشانه هاى زندگى را كشته اند. كسى نيست.انتظار پشت در هاى فرسوده خانه ها بيهوده است. كوچه هاى شميران حالا فراموشخانه ساختمان هايى است كه «جاى زندگى نيستند.» نگاهت را كه از شيروانى ها و پنجره هاى خموده خانه ها بردارى، مردم ايستاده اند و با چشمانى حق به جانب تو را مى پايند.آنها به نشانه اعتراض مى گويند:«حرف بى حساب مى زنى، خودت حاضرى يك شب روى اين زمين نمدار و سقف هاى شيب دار تا صبح سر كنى؟» انگار تو مسؤول همه نداشته هاى زندگى آنهايى. مسؤول فرسودگى سقف هايى كه ممكن است هر لحظه بر سرشان آوار شود. آنها مى گويند:«امروز يا فردا، بالاخره مى رويم ؛ مى رويم جايى امن، كه بوى نا و صداى موريانه كلافه مان نكند. جاى زندگى نيست اينجا.» در كوچه هاى شميران هم، فرسودگى قامت خانه ها را خط خطى كرده است. اينجا خانه باغ هاى قديمى همسايه برج هاى سربه فلك كشيده اى شده اند كه از آداب همسايگى بى خبرند. عميق تر كه نگاه كنى آخرين بازمانده هاى حيات شميران در بى خبرى، در سكوت در حال احتضارند. آنها در نوبت رفتند. هر روز كه مى گذرد يكى پس از ديگرى جاى خود را به برج هاى بلند و مجهزى مى دهد كه زندگى در آنها طعم ديگرى دارد. ساختمان هاى بلندمرتبه كه جاى خانه هاى ويلايى شميران را گرفتند، زودتر از آنچه همه مى پنداشتند ذائقه و سليقه مردم را براى زندگى در تهران تغيير دادند. سكونت در آپارتمان هاى بلند و مجهز، شوق زندگى در خانه باغ هاى قديمى را از خاطر مردم برد. آنچنان كه اين روزها حتى اگر اقتصاد خانواده مجالى براى انتخاب مسكن فراهم كند، كمتر كسى حاضر است در يكى از همين خانه هاى قديمى با آن سقف هاى شيبدار و آجرهاى بهمنى خوشرنگ زندگى كند. شايد از همين روست كه آخرين نشانه هاى باقى مانده از معمارى اين منطقه كه همسو با شرايط اقليمى و جغرافيايى اين منطقه شكل گرفته بودند و خود سندى از شهرسازى سنتى و نه چندان تاريخى ايران به شمار مى آيند، اينچنين در سراشيبى انحطاطند. نگاهى به وضعيت بافت و محله هاى شميران نشان مى دهد كه دور تازه اى از تخريب خانه باغ ها در اين محدوده آغاز شده است. اين بار خانه هاى قديمى تنها در نتيجه ساخت و سازهاى جديد و بلندمرتبه سازى در مسير انهدام قرار نمى گيرند، بلكه فرسودگى ناشى از گذر زمان و مجموعه عوامل ديگرى فرايند تخريب آنها را تشديد مى كند. اين در حالى است كه تنها تعداد معدودى از تك بناها كه نشان دهنده معمارى قديم شميران است، باقى مانده و در صورت نابودى آنها امكان بازشناسى ساختار سنتى شهرسازى اين منطقه براى هميشه از بين مى رود. خانه هاى قديمى شميران اغلب محصول اواسط دوره قاجار يا پهلوى اولند. اين بناها يا بازمانده خانه هاى ييلاقى اعيان دوره قاجارند يا اوايل دوره پهلوى اول توسط طبقه متوسط با توجه به شرايط آب و هوايى ويژه شميران ساخته شده اند. گفته هاى «اسكندر مختارى»، كارشناس ميراث فرهنگى و از صاحبنظران حوزه شهرى بيانگر آن است كه اين خانه ها اغلب كاربرى تفريحى داشتند اما در ميانه دوره پهلوى اول در نتيجه مهاجرت ساكنان از مركز شهر به شمال تهران، به بناهايى براى سكونت دايمى مالكانشان تبديل شدند. از ديدگاه «مختارى»، اين خانه ها نشانه هاى آخرين لحظه هاى حيات تهران در دوره قاجار است. اوست كه مى گويد:«خانه هاى ييلاقى شميران را بايد نشانه اى از توسعه تهران در اواخر دوره قاجار دانست. در اين دوره باغ هايى با يك عمارت ييلاقى كنار هسته هاى روستايى شكل گرفتند اما از دهه ۲۰ به بعد بسيارى از ساكنان مركز شهر به دليل شلوغى و ازدحام اين منطقه،خانه هاى خود را رها كردند و در همين عمارت ها ساكن شدند.» عمده ترين ويژگى شميران به عنوان يكى از مناطق تهران كه داراى هويت فرهنگى است، طبيعت منحصر به فرد كوهستان، كوچه هاى نامنظم، باريك و سازه هايى با معمارى ويژه كوهستان است.با اين همه عمده اين ويژگى ها در دهه هاى اخير قربانى سياست برنامه ريزان شهرى شده است. به گونه اى كه شيرازه بافت اين منطقه در اثر ساخت و سازهاى جديد به كلى گسيخته شده و تنها تعداد معدودى از بناهاى واجد ارزش هاى فرهنگى و هويتى اين محدوده باقى مانده است. چنانچه «مختارى» مى گويد، عمده اين بناها درحال نابودى تدريجى اند اين در حالى است كه انهدام، تعداد محدود ساختمان هاى قديمى شميران، به منزله نابودى يك يا چند دوره از تاريخ تهران و چه بسا تاريخ شهرسازى پايتخت است. كاهش ارزش اقتصادى خانه باغ هاى شميران و مشخص نبودن وضعيت مالكيت بسيارى از آنها هرچند از ديدگاه اين كارشناس از مهمترين عوامل تخريب كننده آنهاست اما وى معتقد است كه خالى شدن خانه ها از سكنه ازديگر عواملى است كه روند نابودى آنها را سرعت مى بخشد. «مختارى» مى گويد:«مالكان بسيارى از اين املاك درايران حضور ندارند و اين بناها به دلايل متعدد در اختيار ورثه و گاه دستگاه هاى دولتى است.هزينه نگهدارى آنها قابل توجه است و اين دو گروه انگيزه كافى براى پرداخت آن را ندارند.» به گفته وى، تغيير تركيب جمعيتى شميران از ديگر عوامل مؤثر در مهجور ماندن خانه باغ هاى اين محدوده است.اين استاد دانشگاه معتقد است در گذشته افرادى متمول در چنين خانه هايى سكونت داشتند اما طبقه متوسط امروز توان پرداخت هزينه نگهدارى چنين بناهايى را ندارد و در نتيجه ناخواسته راه فرسايش آن را تسهيل مى كند. بررسى در مورد خانه هاى قديمى شميران نشان مى دهد، اين خانه ها خلاف بناهاى واجد ارزش تاريخى مركز شهر كه اغلب به انبار تبديل شدند يا محل سكونت مهاجران كم درآمد هستند، چنين كاربرى اى ندارند و تنها در برخى موارد به محل زندگى كارگران افغانى تبديل شده اند و بر همين اساس آسيب شناسى آنها نيازمند در نظر گرفتن شاخص هاى جداگانه اى است. ريشه دار ترين عامل در تخريب خانه هاى قديمى شميران از ديدگاه اغلب كارشناسان شهرى و فرهنگى «قهر مردم» و «بى رغبتى» آنها براى سكونت دراين بناهاست. اين در حالى است كه در بسيارى از كشورها زندگى در خانه هاى قديمى كه متناسب با شرايط روز بهسازى شده اند، يك ارزش اجتماعى تلقى مى شود. شميران در تعليق نزديك به ۲ هزار خانه واجد ارزش هاى تاريخى در هسته مركزى تهران سال هاى طولانى است در نتيجه فرسايش تدريجى هرروز قربانى مى دهند. سازمان ميراث فرهنگى و گردشگرى همواره به بهانه محدوديت اعتبارات از زير بار مسؤوليت تخريب اين بناها شانه خالى كرده است اما تجربه نشان مى دهد بخشى از اين تخريب هاى تأسف بار چون نابودى خانه «ايرج ميرزا» در خيابان لاله زار ناشى از سوء مديريت در اين حوزه و موازى كارى با ديگر نهادهاى تصميم گير چون شهردارى ها بوده است.وضعيت موجود در بافت شميران اما متفاوت است. كارشناسان در مورد تاريخى بودن يا نبودن بافت و خانه هاى اين محدوده اختلاف نظر دارند و در اين ميان خانه ها بين اين اختلاف دامنه دار معلق مانده اند. مسؤولان شهردارى تهران معتقدند، قانون اجازه مداخله دراين بناها را به آنها نمى دهد. چنانچه «سعيد رضايى»، مشاور شهردارى منطقه يك مى گويد: «سازمان ميراث فرهنگى مسؤول رسيدگى به اين بافت هاست اما رسيدگى نمى كند، از طرفى اين بناها در فهرست آثار ملى ثبت نيستند و شهردارى مسؤول صدور مجوز ساخت است و زمانى كه يك اثر ثبت آثار ملى نيست مطابق قانون جواز تخريب و ساخت و ساز جديد صادر مى شود.» «رضايى» هرچند معتقد است كه ويژگى شميران كوچه هاى «مال رو» و خانه هايى با بافت سنتى و در هم تنيده است اما در عين حال تأكيد مى كند كه شهردارى ابزارى براى نگهدارى مجموعه اين هويت به ويژه خانه هاى تاريخى در اختيار ندارد. وى مى گويد:«كارشناسان سازمان ميراث فرهنگى مسؤوليت دارند كه در كوچه ها بگردند و پلاك هاى تاريخى را شناسايى كنند اما در عمل اين اتفاق نمى افتد و آنها منتظرند كه يك بنا تخريب شود و بعد اقدام كنند.» مسؤولان سازمان ميراث فرهنگى نيز معتقدند، در حالى كه بسيارى از بناهاى شاخص و منحصر به فرد تهران در معرض تخريبند نمى توان اولويت برنامه ها را براى ساماندهى خانه هاى شميران صرف كرد. چنانچه «قدير افروند»،معاون فنى سازمان ميراث فرهنگى و گردشگرى استان تهران مى گويد:«فرض كنيم كه اساساً اين سازمان به مسؤوليت خود عمل نكند، يعنى شهردارى نبايد به فكر هويت تهران باشد ؟» در همين حال همزمان با چالش ميان مديران در مسؤوليت پذيرى در حفظ خانه هاى قديمى شميران، مالكان اين بناها نا اميد از ماندگارى ملكشان در صدد تخريب آنها بر آمده اند. به گونه اى كه در بسيارى موارد با آب بستن به پى ساختمان آن را تخريب كرده و مجوز تغيير كاربرى آن را از شهردارى دريافت مى كنند. از ديدگاه «مختارى» اين اقدام بزرگترين تهديد براى هويت تهران است. «بيژن خزاعى»، كارشناس و صاحبنظر شهرى ريشه اين اقدام غير فرهنگى را، در نهادينه نشدن فرهنگ پاسدارى از ارزش هاى هويتى شهرها نزد شهروندان مى داند. وى مى گويد:«مردم فكر مى كنند خانه اى كه قديمى شده، ارزش اقتصادى و سكونت ندارد چرا كه در ايران ارزش بنايى كه به عنوان يك اثر شاخص در فهرست آثار ملى ثبت مى شود،به سرعت تنزل مى يابد.» شهروندان بسيارى از شهرهاى تاريخى جهان به زندگى در خانه هاى قديمى افتخار مى كنند. آنها حاضرند چند برابر هزينه زندگى در يك خانه نوساز را بپردازند اما در خانه اى تاريخى كه جز آثار ملى شناخته شده است زندگى كنند. بسيارى از آنها خانه هاى خود را به «خانه موزه هاى خصوصى» تبديل كرده اند و در آمد هنگفتى از آن كسب مى كنند. اين خانه موزه ها، اغلب روايتگر يك داستان تاريخى اند يا اثرى شاخص از يك دوره شهرسازى و معمارى به شمار مى روند.در حالى كه مالكان بناهاى تاريخى در تهران ارزش افزوده اى بابت تاريخى بودن ملك خود دريافت نمى كنند.از همين روست كه «مختارى» مى گويد:«كمتر كسى از ثبت خانه اش در فهرست آثار ملى استقبال مى كند.» هزينه هاى سنگين نگهدارى خانه هاى قديمى، حمايت نكردن دولت و ضوابط دست و پا گير و سياست هاى نادرست سازمان ميراث فرهنگى كه اجازه كوچكترين دخل و تصرفى در آثار ثبت شده را نمى دهد ( ديدگاه موزه اى) از مهمترين عواملى هستند كه موجب تنزل ارزش مالى و فرهنگى آثارى چون خانه هاى قديمى شميران شده اند. تبديل يكى از همين خانه ها در خيابان ولى عصر به موزه شهر از موفق ترين تجربه ها دراين زمينه در سال هاى اخير به شمار مى رود.شايد از همين روست كه از ديدگاه برخى صاحبنظران در چنين شرايطى بايد دولت مداخله كند. «غفارى»، عضو شوراى مركزى سازمان نظام مهندسى ساختمان از جمله افرادى است كه مى گويد:«در چنين شرايطى بايد دولت مداخله كند تا سهمى از شهروندان ضايع نشود، نمى توان به كسى كه همسايه ديوار به ديوارش هشت طبقه ساختمان ساخته و سود برده، گفت از امروز اجازه ساخت به دليل حفظ هويت صادر نمى شود.» از سوى ديگر تجربه نشان داده كه بسيارى از خانه هاى قديمى شميران كه در اختيار دستگاه هاى دولتى است، وضعيت بهترى نسبت به ديگر بناهاى مشابه دارند. بناهاى در اختيار وزارت امور خارجه در نياوران از جمله اين موارد است. كارشناسان شهر اذعان دارند، با گذشت بيش از يك دهه از ساخت و سازهاى وسيع در تهران به ويژه در مناطق شمالى آن، لزوم بازنگرى در سياست هاى برنامه ريزان شهرى در ادامه ساخت و ساز در اين محدوده ضرورتى انكار ناپذير است. شهردارى منطقه يك در آخرين اقدام با مصوبه كميسيون ماده پنج، بلندمرتبه سازى در منطقه جماران را به منظور حفظ بافت و هويت اين منطقه ممنوع اعلام كرده است با اين همه به نظر نمى رسد كه مسؤولان براى خانه هاى قديمى شميران با آن سقف هاى شيبدار و آجرهاى نارنجى فرسوده برنامه جدى داشته باشند. همين روزها، آخرين نشانه هاى شميران زمانى كه يك شهر سنتى با خانه هاى سنتى بود، زير آوار آهن، زير آوار سيمان دفن مى شود.
|