|
درباره «فرهنگ غرايب» به كوشش و پژوهش «سودابه فضائلى»
جهان سراسر رمز
|
|
|
«فرهنگ غرايب » كتابى است در دو مجلد، كه مفاهيمى از آيين ها، اساطير، رسوم، حركات آيينى، اشياى متبرك، كتابهاى قدسى و اصطلاحات عرفانى را در بردارد. اين كتاب شامل فيشيه يك مؤلف - مترجم در طول ۴۰ سال كار پياپى است. «سودابه فضائلى » كه نخستين بار كتاب «يى چينگ» يا تقديرات را با پيشگفتار « كارل گوستاويونگ» به فارسى برگرداند، اين بار در مقدمه «فرهنگ غرايب» آورده است: ۱* «جهان سراسر رمز است و غرايب و همين رمزها و غرايب است كه سر معنى جهان است ، اما اين رمزها باعث شده اند كه مردمان از يكديگر غريب افتندو اسرار يكديگر را نيك در نيابند وتأويلى غلط بر آن بنهند. فرهنگ غرايب ،در واقع فرهنگ قريب ها است. زيرا غرايب جهان را كنار هم مى آورد و معلوم مى دارد چطور همه باورها و اعتقادات و تمامى اساطير جهان از يك مبدأ آمده اند و چه شباهتها ميان آنان است كه فقط هنگامى كه دو غريب در كنار هم بنشينند، آشنا مى شوند». به طور كلى كنكاش در حكمت كهن و شناخت رموز آن ، همواره يكى از دغدغه هاى «سودابه فضائلى» بوده است. ۲ * در «يى چينگ » علم و نظر با هم در آميخته است. چرا كه براى دريافت مفاهيم تمثيلى اين كتاب مقدس، مى بايد از قواعد رياضى بهره جست و در عين حال ، شناختى عرفانى نسبت به هر لحظه از تقدير و مفهوم خاص نمادها در آن لحظه داشت تا اشارات و هشدارهاى «يى چينگ» را درك كرد و با اندرزها و رهنمودهاى آن فراز و نشيب هاى درون و برون خود را و تغييرات پيچيده جهان هستى را شناخت. با اين شناخت، آدمى مى تواند درون و برون خود را با اين تغييرات هماهنگ كند، آماده مقدرات شود و حتى ازبعضى مقررات پيشگيرى كند. تجربه اين مرحله با «يى چينگ» كليد رمز عرفان و انديشه حكمى شرق دور است كه طى هزاران سال ، از وراى همه حوادث ويرانگر يا سازنده ، چهره خود را حفظ كرده است و همچنان تعادلى را ميان علم حصولى و نظر اشراقى نگاه داشته است.» «فرهنگ غرايب» نزديك به دو هزار مدخل از رموز، اساطير و آيين هاى اقوام مختلف از گستره جغرافيايى وسيعى را در بردارد. اين فرهنگ آيين هايى از آسيا «از خاور دور تا خاور نزديك» اروپا، آمريكا «سرخپوستان »، آريايى ها، سلتى ، اقوام مختلف آفريقايى «از آفريقاى سياه تا آفريقاى عرب» فرهنگ يهودى، عبرانى ، آشورى ، سومرى ، كلدى و ... را در برمى گيرد و مى تواند منبع بسيار ارزشمندى براى پژوهش و تحقيق در آيين ها و اساطير مردم باستان حتى به لحاظ بررسى هاى قوم شناختى و مردم شناسى به شمار رود. البته نكته قابل توجه دراين فرهنگ ، اين است كه «فضائلى » به اين رموز و آيين ها، نگاه موزه اى نداشته و معتقد است : علاوه براينكه اين رموز، همواره در ميان بسيارى از اقوام، نظير آفريقايى ها، سلتى ها و ... به نحوى وجود دارند، بسيارى از آنها نيز در طول زمان به اشكال ديگرى تبديل شده اند و بسيارى از اين اسطوره ها، به وسيله اديان مختلف تجديد شده اند. اديان رسمى و اديانى كه درزمانهاى پيشين وجود داشته اند، اما امروز جزو اديان رسمى محسوب نمى شوند. وى متذكر مى شود: بسيارى از اين عادات ، در زندگى و كارهاى روزمره ما حضور دارد. منتها ما به خاستگاه آنها توجهى نداريم. بنابراين نمى شود گفت كه اين كتاب ، تنها به رموز باستانى مى پردازد. بسيارى از اداها و اطوار ما جهانى است و اينها شاهدى است برهمان زندگى هاى متعدد كه مواردى را در حافظه قومى و روحى ما ثبت مى كند و حتى در اخلاقيات ما تأثير مى گذارد. لازم به ذكر است« فضائلى » طى سالها كار روى كتاب هايى چون «ثورا»، «يى چينگ»، «اخبار الحلاج» و «راز شكسپير» به اضافه تحقيقاتى كه در ده سال اخير روى «فرهنگ نمادها» داشته است، سلسله اعلامى را به دست آورده كه به لحاظ مضمونى به هم نزديك بوده اند و حاصل آن فرهنگى است با نام «غرايب » كه گستره وسيعى از مفاهيم و آيين هاى اقوام مختلف را در بردارد. البته در انتخاب اين اعلام و دريافت نزديكى آنها به هم ، نمى توان ذهنيت جست وجو گر و علاقه مند به كشف رموز پنهانى اين مؤلف - مترجم را ناديده گرفت. شايد يكى از دلايلى كه اين فرهنگ به «غرايب » ناميده شده است به اين خاطر باشد كه گردآورنده آن از كتابهاى غريب و مهجور بسيارى براى نگارش آن بهره برده است كه تعداد آنها به سيصد مى رسد و از آن جمله مى توان به «وداها» ، «اوپانيشادها» اساطير ژاپن، كتابهاى مقدس و... اشاره كرد. اصلاً مگر در همين «مكاشفات يوحنا» كم است از رموز و غرايب جهان؟! ۳*«از منظرى ديگر نام غرايب براى اين فرهنگ انتخاب شد، زيرا آيين ها و اديان جهان ، حتى آنهاكه با خطى مستقيم به مبدأ وصل بوده اند ، به زيب و زيورهايى آراسته شده اند، ساخته دست بشر كه موجب غرابت آنها شده و از آنجا كه اصول بسيارى از آنها به دست كسى صاحب مهر الهى تجديد و احيا نشده است، در نتيجه حقيقت واقعى اين اصول در پشت فروعاتى كه به جاى حقيقت نشسته اند، كمرنگ شده است و شايد يكى از راههاى رسيدن به اصول، شناخت فروعات است و مقايسه آنها با هم و تأويل و تفسيرشان يعنى ديدن اين فروعات به وجهى نمادين و شناخت معانى پنهان پشت نمادها، تا يكتايى حقيقت بارز شود.» بنابراين «فضائلى» اسطوره را جزيى از اديان الهى مى داند كه معانى اش را گم كرده و به صورت نماد درآمده است و اين نمادها با افسانه و خرافه متفاوت است. چرا كه همه اينها به نوعى از باورهاى عمومى محسوب مى شوند كه به نحوى به بخش الهى اديان برمى گردند. به هريك از اين باورها مى توان هرنامى از جمله اسطوره، خرافه و ... نهاد. اما در هرحال يك باور حقيقى و واقعى وجود دارد كه اگر خاستگاه آن ، شناسايى شود ، به حقيقت شناخته مى شود وگرنه،خرافه و افسانه ناميده مى شود. به اين ترتيب تمام اشيا و اساطير باستان، يك جنبه الهى پيدامى كنند و نخى كه همه اين اعلام را دور هم جمع مى كند، جنبه الوهيتى است كه در تمام اشيا و شخصيت ها وجود دارد. البته از اين نكته نمى توان گذشت كه « فضائلى » اين بار هم ،مانند اغلب كارهايش به برگرداندن نمايه هايى از فرهنگهاى ديگر به زبان فارسى پرداخته است و غرايب فرهنگ ايران ، در اين كتاب در حد بررسى تأثيرات ديگر فرهنگها براين آب و خاك باقى مانده است؛ يافتن اشتياق برانگيز آيين هايى در سراسر جهان كه مشابه آنها در ايران هم وجود دارد. البته اين رويكرد، چندان دور از ايده اصلى كتاب كه همه جهانى بودن انسان است ، نمى باشد. اما نياز پژوهش بر فرهنگ غرايب و نمادهاى اقوام مختلف در سراسر ايران را نيز مرتفع نمى كند كه كار گروهى عظيمى را با حمايت هاى نهادهاى دولتى مى طلبد. آن هم در سرزمينى چون ايران كه اقوام مختلف دركنار هم ، يك كشور را تشكيل داده اند و در چنين جغرافياى وسيعى ، تنوع نمادها و مفاهيم بسيار است. از ديگر ويژگى هاى اين فرهنگ مى توان به تفكيك نمايه لاتين، كه در آن اصل لغات درمقابل واژه لاتين آن قرار گرفته است ، از نمايه اى كه بر حسب آيين هاى متعلق به هرقوم، مذهب و مملكت است ،اشاره كرد كه به اين ترتيب امكان تحقيق پژوهشگران آسانتر شده است. اما چه حيف كه چنين كتابى در تيراژ پايين ۱۶۵۰ عدد منتشر شود. آن هم در مملكتى كه دست كم ۷۰۰ كتابخانه داريم و به طور معمول اين تعداد از كتاب را وزارت ارشاد از ناشر خريدارى مى كند. حال بماند شمار كلكسيونرهاى كتاب و حضرات كتابخوان اين مملكت. در هرحال اين شمارگان چه نشانه اى از بى رغبتى خواننده يا ترس ناشر از ماندن كتابها در انبارهايشان، باشد يا نه، نمونه اى از بى توجهى به حقوق مؤلف و مترجم به شمارمى رود و نكته آخر اينكه اين فرهنگ عظيم حاصل كار انفرادى «سودابه فضائلى » طى سالها است كه با همكارى پژوهشكده مردم شناسى سازمان ميراث فرهنگى و نشر افكار در دو جلد منتشر شده است كه جلد اول آن از «رائا تا سيهو آكوآتل» را شامل مى شود و جلد دوم از «شائوناكه» تا «يين ويانگ». باشد كه صاحب حقيقت را قبول افتد. پى نوشت: * ۱ و ۳ ؛ سودابه فضائلى ، فرهنگ غرايب ، پيشگفتار ، نشر افكار ، ۱۳۸۴ *۲ ؛ « يى چينگ » يا كتاب تقديرات ، ترجمه سودابه فضائلى ، مقدمه مترجم، نشر نقره ، ۱۳۶۹
|